|
داروسازان
مطالعات جدید پزشکی
جمعه 08 بهمن 1395 :: 17:43 :: نويسنده : aminataie چکيده
دوره جوانى از مهمترين و حساسترين دورههاى زندگى انسان به شمار مىرود; زيرا در اين دوره جوانان به دنبال يافتن هويتخويش، در مسير شكل دادن به شخصيتى متكى به خود گام برمىدارند.داشتن امنيت روحي و رواني در اين دوره تاثير به سزايي در هويت يابي جوانان دارد. همه انسانها درتمام عمر، خصوصا دوران پر مخاطره جواني نيازمند احساس امنيت و آرامشاند، اما بيشتر آنان نميدانند كه چگونه بايد آن امنيت روحي و رواني را به دست آورند. ازجمله راههاي بسيار مهم و موثردر احساس امنيت روحي و رواني و كسب آرامش براي جوانان ، ارتباط مستقيم و بي واسطه جوانان با پروردگارشان ، يعني نماز است . نماز، كبريايي و عظمتي دارد که خداي تعالي، آن را به عظمت توصيف ميكند. خداوند متعال، چنين مقدّر كرده انسانهايي که با او ارتباط و بر نماز و ذکر او مداومت داشته باشند ، به برکت نماز، در دنيا و آخرت سعادتمند و از حيات طيبه برخوردار گردند. قرآن کريم براي پرورش شخصيت انسانها و ايجاد تغيير در رفتار آنان، خصوصا در ايام جواني ، روش كار و ممارست عملي در زمينه افكار و عادات جديد رفتاري را (كه در نظر دارد در نفوس آنان تحكيم بخشد )، به كارگرفته وبه همين منظور عبادات مختلفي چون نماز، روزه، زكات و حج و مانند آنها را واجب كرده است. در اين بين نماز و ارتباط با خدا بيش از ساير عبادات به جوانان امنيت و آرامش روحي و رواني عطا مي کند . نماز به عنوان ذکر خدا به روح وروان تشنه جوان آرامش بخشيده ، اطمينان خاطر درونی را در او تقويت می کند . چون نماز اقبال بخدا ، و التجاء به اوست ، روح ايمان را زنده مىسازد ، وبه جوان مي فهماند كه بجائى تكيه دارد كه انهدام پذير نيست ، و به سببى دست زده كه پاره شدنى نيست . جوان نماز گزار هرگز دچار اضطراب ناشي از گناه نمي شود، احساسي كه بسياري از جوانان بي نماز از آن رنج مي برند اين عدم اضطراب جوان نماز گزار نتيجه و ثمره ارتباط او با خالق مهربان اوست . جوان نمازگزار ديدگاه خاصي به هستي دارد،ديدگاه ويژه جوانان نمازگزار به زندگي در دنيا و ثبات شخصيت آنها باعث مي شود که همواره احساس آرامش و امنيت روحي و رواني نموده ، در مقابل افت و خيزهاي غير منتظره زندگي دچار ترس و اضطراب نشوند، و در نتيجه به حذف آن گروه از تغييرات هيجاني كه سبب بهم خوردن امنيت روحي و رواني آنان است ، از زندگي خود بپردازند.
کليد واژگان نماز، نـماز كه در عربى لفظ (صلاه) بر آن اطلاق مى شود, به گفته بسيارىاز لـغـت شـناسان به معناى دعا, تبريك و تمجيد است و چون اصل وريـشـه اين عبادت مخصوص, دعا بوده آن را از باب نام گذارى چيزىبـه اسـم جزءش, صلاه[ نماز] گذاشته اند. بعضى گفته اند: (صلاه)مـشـتـق از كلمه (صلاء) است كه به معناى آتش برافروخته است و ازايـن جـهـت بـه اين عبادت خاص (صلاه) گفته شد, زيرا كسى كه نمازبـخـواند, خود را به وسيله اين عبادت و بندگى از آتش برافروخته الهى دور مى سازد.(1) بعضى از بزرگان نيز صلاه را از (تصليه) مشتق دانسته اند; به اين مـعـنا كه عرب هنگامى كه مى خواست چوب كج را راست كند آن را به آتـش نـزديك كرده, در معرض حرارت قرار مى دادوبه آن تصليه مي گـفـتـنـد. با توجه به اين معنا گويى نمازگزار وقتى به نماز مي ايـسـتد و توجه به مبدا اعلا پيدا مى كند به واسطه حرارتى كه دراثر حركت صعودى و نزديك شدن به كانون حقيقت معنوى در نفسش حاصل مـى شـود, قـدرت پـيـدا مى كند كج رفتارى هاى نفس را كه بر اثرتـوجـه بـه غـيـر خـدا و مـيـل به باطل پيدا شده, راست و تعديل نمايد.(2)
روحوروان،روح در لغت به معناى مبدأ حيات است كه جانداران به وسيله آن قادر بر احساس و حركت ارادى مىشوند. علامه طباطبائي (قدسسره )مينويسد: «كلمه روح به طوري كه در لغت معرفي شده، به معناي مبدأ حيات است كه جاندار به وسيله آن قادر بر احساس و حركت ارادي ميشود ولي مراد از روح در اين آيات همان روح و نفس به نام «نفس ناطقه» ميباشد كه در كالبد همه افراد انسانهاي موجود، وجود دارد. و وجود آن از ناحيه خدا و وابسته به او است». (3) مفسّر بزرگ اهل سنت «شيخ ابوالفتوح رازي» ميگويد: قوام حيات به روح آدمي است و آدمي به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نميماند». (4) درمجمع البحرين آمده است : في الحديث عن الصادق (عليه السلام) في قوله: و نفخت فيه من روحي ، قال: إن الروح متحركة كالريح، و إنما سمي روحا لأنه اشتق اسمه من الريح، و إنما أخرجه على لفظ الريح لأن الروح مجانس للريح، و إنما أضافه إلى نفسه لأنه اصطفاه على سائر الأرواح كما قال: لبيت من البيوت بيتي و قال لرسول من الرسل خليلي و أشباه ذلك، و كل ذلك مخلوق مصنوع محدث
در قرآن كريم روح در موارد گوناگون استعمال شده است: 1-روح آدميان، (سجده، آيه 9- حجر، آيه 29- ص، آيه 72) . 2- حقيقتى كه قرآن را برپيامبرنازل كرد كه با تعبير روحالامين و روحالقدس آمده است، (بقره، آيه 97- شعرا، آيه193). 3- حقيقتى كه همراه مؤمنين است، (مجادله، آيه 22). 4- حقيقتى كه انبياء با وى در تماس هستند،( نحل، آيه 2- بقره، آيه 87) .
مقدمه امنيت روحي و رواني از نيازهاي نخست جوانان به حساب مي آيد، چراكه در سايه امنيت، شكوفايي استعداد، خلاقيت ها و رشدوبالندگي آنها محقق مي شود. بي شک آرامش واحساس امنيت روحي ورواني اكسيرنجات وهماي سعادت همه انسانها خصوصاجوانان است . درميان جمعيت جوانان ، گروهي هستند كه علي رغم وفور عوامل اضطراب زا، از آرامش روحي و رواني زايدالوصفي برخوردارند و در ساحل «امن و آسايش روحي و رواني» بسر مي برند. اينان كساني نيستند جز «جوانان نمازگزار» كه در پرتو نور نماز، جان خودرا تابنده كرده و روح متلاطم رابا نماز به سكون و آرامش رسانده و به حقيقت دريافته اند كه بارزترين و روشن ترين مصداق «ذكرخدا»، همانا «نماز» است، اگرچه روح و اساس و هدف و پايه و مقدمه و نتيجه و بالاخره فلسفه نماز همان ياد خدا است ، همان ذكر الله است كه در آيه اقم الصلاه لذکري ، بعنوان برترين نتيجه بيان شده است ، لکن جوانان مي توانند با نمازهاي عارفانه و عشق ورزيدن به نماز نفس را كنترل و روح را در جهت رضاي خدا قرار داده و به امنيت و آرامش واقعي برسند . نماز،حضور نمازگزاردر محضرحق است، يعني شهود و ظهور زيباترين جلوههاي اصيل فطري انسان ، اما حضور جوانان در اين محضر جلوه ديگري دارد . از آنجا که جوانان پاکترند ، با نماز آسانتروبهتر به چشمهسار پاكي و عبوديّت حق نزديك مي شوند. نمازستون دين(5) و كليد بهشت است(6)که نقش مهمي در بازسازي روحي و تامين امنيت وآرامش همه افراد بخصوص قشر جوان دارد و سبب مي شود احساس بي پناهي و اضطراب هاي روحي و رواني هيچوقت جوانان نماز گزار رادربرنگيرد . قرآن به عنوان يك درمانگر و درمان خود را معرفي مي كند: و ذکرخدا را (که نماز هم ذکر خداست ) ، نيز به عنوان درمان و دارو بيان مي دارد(7) كه بسياري از بيماري هاي روحي و رواني را درمان كرده و شفا مي بخشد وبا ياد خدا دلها آرامش مي يابد.(8) در اهميت نماز همين بس كه پيامبراكرم(صلىاللهعليهوآلهوسلّم) از آن به عنوان ستون خيمه گاه دين تعبير فرموده است. (9) نماز به شرط آنکه با حضور قلب، گزارده شود از صفاي دل، روزني در جان جوان مي گشايدكه باران رحمت و نور معرفت خداوندي ـ بيواسطه ـ بر جان جوان فرو ميريزد و بر روشنايي دل و بصيرت درون او ميافزايدواورضاي پروردگارش را با تمام وجودش احساس مي کند و رضاي خدا برترين سرمايه دريک زندگي موفق براي جوانان است . ه خداوندمي فرمايد: «اقم الصلوه لذكري: نماز را براي من بپا دار...»(10) ، ياد خدا يك ارزش و تنها وسيله حقيقي آرام بخش دلهاست و نماز ياد خداست. جوانان در پرتو نماز و راز و نياز با خالق خويش، از هرگونه نگراني رهيده و هرگز خود را «بي پناه» و «بي كس» نمي يابند، چرا كه هرصبح و شام، نماز به آنان يادآوري مي كند كه بالاترين قدرت ها، ناظر احوال ايشان و پشتيبانشان درطي طريق زندگي است. همچنين جوانان نمازگزارهرگز به بيماري هاي روحي نظير احساس پوچي و اضطراب دچار نخواهندشد، زيرا در پرتو نماز دريافته اند كه هدفي والا درحيات آنان وجود دارد كه همان وصول به قرب پروردگار ميباشد و چون چنين است هيچگاه در پيچ و خم هاي زندگي مادي، احساس پوچي نمي كنند . بدين ترتيب «امنيت روحي و رواني » خود را در بالاترين درجه تأمين نموده ، روحشان آرام است اگرچه جسمشان را مسائل گوناگون در طول زندگي مي خراشد وفرسوده مي سازد . اما امنيت روحي و رواني از مقوله هايي است كه در عين سادگي، و روشني كه به ذهن مي رسد، در آن اختلاف آراء و انظار وجود دارد. واژه اي كه ثبات و استقراري نداشته و هر فرد و گروه براي رسيدن به اهداف خويش از آن تعريف و تفسير خاصي را ارايه مي دهند تا منافع مورد نظر خويش را در وراي تعريف پيشنهادي حفظ كرده و به دست آورند. قبل از پرداختن به پاسخ سوالات مذکور در باره نقش و اثر نماز بر امنيت روحي و رواني جوانان ، مناسب است پس از بحث کوتاهي در باره روح و روان ، به برخي از عوامل عمده بر هم زننده امنيت روحي و رواني جوانان اشاره کنيم.
سخني در باره روح و روان انسان مركب از دو جزء ماده بدنى و ديگرى جوهر مجرد كه همان نفس و روح است مىباشد و اين دو تا زمانى كه انسان در اين دنيا زندگى مىكند ملازم و همراه اوست اما از اين دو آنچه حقيقت او را تشكيل مىدهد روح است كه با لفظ من از او ياد مىكند و بدن تنها ابزار و آلت براى انجام كارهاى مادى اوست وروح و روان اوست كه درك مىكند و اراده مىكند. روح و روان در هيچ يك از اجزاى بدن مستقر نيست بلكه روح امرى مجرد است و با بدن همراهى و نسبت به آن نوعى تدبير و فرماندهى و سرپرستى دارد. همچنان كه خداوند حاكم فرمانروا و مدبر هستى است و با جهان هست ولى نه به اين معنا كه در جايى مستقر باشد بلكه احاطه قيومى به عالم دارد. روح نيز با بدن در مرتبه نازلترى شبيه همين رابطه را دارد. بنابراين رابطه روح و بدن را هرگز از منظر فيزيولوژيك نمىتوان نگريست زيرا فيزيولوژى تنها قادر به كشف روابط اجزا و عناصر فيزيكى و بدنى است. روح انساني، از شريفترين موضوعاتي است كه ميطلبد آدمي مطالعات و تأملاتي نسبت به آن داشته باشد. در اين باب مسائل و مباحث فراواني از سوي فيلسوفان، متكلمان، روانشناسان و روانكاوان، مفسران و محدّثان طرح شده و هر يك از ديدگاه ويژه خود آن را كاويده است. بيشك هر يك از ما درمييابيم كه وجود ما گذشته از جسم و آثار مخصوص بدان، داراي خواص و حالاتي است همچون فكر كردن، دوستي، و نفرت، احساسات و عواطف، سخاوت و بخل، شجاعت و ترس و مانند آن. وجود اين حالات و اوصاف در وجود انسان، حداقل اين پرسش را براي او ايجاد ميكند كه خاستگاه و منشأ اين ويژگيها چيست؟ ماديها در پاسخ به اين سؤال، تمامي اين خواص را از آثار جسم دانستهاند و همه آنها را از بعد مادي تفسير كرده و هر يك را به علتي از علل جسماني بازگرداندهاند. به اعتقاد آنان هيچ صفتي را نميتوان يافت كه قابل انطباق بر قوانين مادي نبوده و توجيه مادّي نداشته باشد، تا به ناچار براي توجيه آن به علتي ماوراء جسم و ماده روي آوريم. روان شناسان جديد به دليل اين كه در پرتو پژوهش هاي خويش روش علوم تجربي را به كار مي گيرند، خود را تنها در چارچوب بررسي آن بخشي از پديده هاي روحي و رواني كه امكان مشاهده و بررسي موضوعي آنها وجود دارد، محصور مي كنند و از پژوهش و كاوش درباره بسياري از پديده هاي مهم روحي و رواني كه از محدوده مشاهده و آزمون تجربي نمي گنجند، دوري مي كنند. از اين رو، كار بررسي در مورد «نفس» را از حوزه پژوهش هاي خود كنار گذاشتند، چون «روح وروان» چيزي نيست كه بتوان آن را ديد و يا به آزمايش گذاشت. به همين دليل، اين ها بررسي هاي خود را تنها به آن بخش از «رفتار» انسان كه قابل مشاهده و ارزيابي است، محدود مي كنند؛ حتي برخي از روان شناسان معاصر پيشنهاد مي کنند كه نام «روان شناسي نوين» به «رفتارشناسي» تغيير يابد؛ زيرا روان شناسان كنوني بيشتر به بازتاب هاي رفتاري انسان توجه دارد نه به خود روان؛ از اين رو نمي توان آن را دانش روان شناسي دانست. در برابر آنها الهيون معتقدند، در ساختار وجودي انسان، گذشته از جسم كه از سنخ طبيعت و ماده است، جنبهاي ديگر از وجود نيز به كار گرفته شده است كه ماوراي ماده است و از آن به روح و نفس تعبير ميشود و تمام اين حالات و اوصاف را از آنِ جنبه روحاني ميدانند.
علامه طباطبايي(ره) مينويسد: «اينكه كاوشهاي علمي و تجربي در سير خود به موجودي به نام روح، دست نيافته و هيچ وصفي از اوصاف را كه قابل توجيه جسمي نباشد پيدا نكرده است، سخن درستي است و در آن ترديدي نيست ولي اين سخن به معناي نفي نفس مجرد كه برهان عقلي بر وجود آن اقامه شده است، نميباشد زيرا علوم طبيعي كه در دايره طبيعت و خواص ماده بحث ميكند، تنها ميتواند در همان محدوده داوري كند و قادر نيست در باره آنچه به آن محدوده مربوط نيست نفيا و اثباتا به قضاوت بپردازد. روح، موجودي است ماوراي طبيعي و دست علوم تجربي از دامن آن كوتاه است و اينكه دانش طبيعي به آن دست نيافته است، دليل بر نبود آن نميتواند باشد. غريب ماده گرا به خو اجازه دادند كه ، پديده ” روح “ را بعنوان افسانه اي قديمي و خرافي ، به فراموشي محض بسپارند ، چرا كه براي هر آنچه كه بعنوان ” فرآيند روحي “ در طول تاريخ بشري معرفي شده است ( مثلا حتي حس معنويت جويي ) مي توان ، توجيهي درجسم و به ويژه در سلسله اعصاب ، پيدا كرد . در راستاي همين طرز تفكر بود كه عده اي از پزشكان روس ، بخاطر عقايد ماركسيستي و ماترياليستي حاكم بر كشورشان درصدد پيدا كردن مناطقي در مغز انسان برآمدند كه از كار انداختن آن منطقه حس خدا جويي را حتي در بزرگان و علماي دين به كلي از بين ببرد. آنچه ماديها را جرئت داده است تا به انكار روح بپردازند اين بوده است كه آنها خيال كردهاند معتقدان به وجود روح، چون خواص و اوصافي را در انسان ديدهاند كه در نظر آنها توجيه و تفسير علمي نداشته، لذا به وجود روح قائل شدهاند تا بدين وسيله آن اوصاف را توجيه كنند و منشأي براي آن بسازند. در حالي كه اين اشتباه فاسدي است، زيرا هيچ گاه معتقدان به تجرد روح، چنين تقسيمبندي در خواص و صفات بشري نداشتهاند كه برخي را به جسم و برخي را كه علل آن را نميدانستهاند به روح نسبت دهند، بلكه تمام آن را مستقيما به جسم و توسط آن به روح مستند كردهاند ...». (11) ملاصدراي شيرازي(ره) مي فرمايد: «روشن است كه تفكر زياد و به كارگيري مداوم و مستمر انديشه و نيروي عقلاني و عمليات ذهني و علمي، از يك سو موجب تحليل بدن و فرسايش قواي جسمي است و از سوي ديگر مايه تكامل روحي و رشد آن است و سبب ميشود تا نفس در تعقلات خود از قوّه به فعليّت در آيد. اگر روح، چيزي جز خواص جسم نباشد، لزوما بايد آن نيز همراه با فرسايش بدن رو به تحليل رود، در حالي كه گفتيم، نفس با اين كار نه تنها كاهش نمييابد بلكه تقويت و شكوفايي نيز كسب ميكند و اگر با مرگِ بدن، جان هم بميرد، بايد هر چه سبب فرسايش و مرگِ بدن است سبب مرگ و زوال روح نيز باشد.»(12)
«منِ» انساني و حقيقت او همان روح و روان اوست و همان است كه فاعل حقيقي و مصدر همه اموري است كه از شخص صادر ميشود آن را توسط جسم و قواي آن، عملي ميسازد. علي(عليه السلام) در سخني كوتاه، بهترين توصيف و تمثيل را از روح بيان كرده است و ميفرمايد: «الروح في الجسد كالمعني في اللّفظ؛ روح در بدن همچون حضور معني در لفظ است.» (13) با اين توضيح، روشن ميشود كه تأثير وضعيت روحي در بدن و اندام تا چه اندازه است. روح مريض، بدخواه، آلوده و تيره، بدن را نيز بيمار و رنجور و تاريك ميسازد، در حالي كه صاحب روح اميدوار، پاك و نيكخواه، جسمي شاداب و سالم و چهرهاي باز و نوراني دارد. و اين نكتهاي است كه هم در روانشناسي بر آن تأكيد ميشود و هم متون ديني بر آن گواهي ميدهد. قرآن كريم ميفرمايد: «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ في قُلُوبِهِم مَرَضٌ أَن لَن يُخْرِجَ اللّهُ أَضْغانَهُمْ وَ لَوْ نَشَاءُ لأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ في لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ؛ آيا كساني كه در دلهايشان بيماري است گمان كردهاند خداوند كينههايشان را آشكار نميكند؟ و اگر ما بخواهيم آنها را به تو نشان ميدهيم تا آنان را با قيافههايشان بشناسي و به يقين آنان را از طرز گفتارشان ميتواني بشناسي و خداوند نسبت به اعمالتان آگاه است.» (14) سخن آخر اينكه، حضرت امام باقر(عليه السلام) در سفارش خود به جابر بنعبداللّه انصاري ميفرمايند: «اطلب راحة البدن بإجمام القلب؛ آسايش بدن را در راحتي و سلامت نفس جستجو كن.»(15)
تاثيرگناه بر امنيت روحي و رواني جوانان ازجمله عوامل مهم بر هم زننده امنيت روحي و رواني و نيز آرامش جوانان ارتکاب گناه است . در جـهان امروز كه لجام گسيختگى فرهنگى به طور فزاينده اى سلامت و امـنيت جانى بسيارى از جوامع را به مخاطره انداخته است و همه روزه شاهد طغيان و عصيان گروه هاى مختلف مردم به ويژه نوجوانان و جـوانان هستيم, آيا چيزى جز نـماز و توكل و امدادهاى غيبى خداوندى مى تواند ناجى آنها از مـنـجـلاب ايـن گـنـاهان عظيم شود و آن ها را از سقوط به دره نيستى و فلاكت باز دارد؟ اساسا ارتکاب جرم و گناه استرس زا و اضطراب آور است .علاوه بر آن خداوند بخاطر ارتکاب گناهان در صورتي که از آنها توبه نشود وعده عذاب داده است . جواني که مرتکب جرم و گناه مي شود خودش را در معرض عذاب مي بيند (البته به شرط آنکه اهل ايمان باشد ) و اين حالت آرامش را از او سلب نموده او را دچار اضطراب ميکند . از طرفي دامن گيرى مفاسد اجتماعي و جاذبه هاى آلوده موجود در اجـتـمـاع, چنان پرده اى بر دل هاى جوانان بـى نـماز مى كشند كه آنان ديگر توان مشاهده و ارتباط با ظرايف و لطايف و معنويت را ندارند . اين در حالتي است که جوان نـمازگزار هيچ گاه اجازه نمي دهد هوس هاى زودگذر و وسوسه هاى شيطانى روح و ذهنش را مشغول كـنـد ، لکن در صورت ارتکاب گناه ، ، نماز وسيله شستشوى از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى براي اوست و جوانان نماز گزار را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مىكندو به اين وسيله امنيت و آرامش از دست رفته را به او باز ميگرداند.. نمونه اي از بيانات معصومين عليهم السلام در باره نماز وخاصيت پاک کنندگي روح و روان و امنيت بخشي آن چنين است : پيامبر(صلىاللهعليهوآلهوسلّم)فرمودند : «من صلّي ركعتين و لميحدّث فيهما نفسه بشيء من امور الدّنيا غفرالله ذنوبه».(16) هركس دو ركعت نماز به جاآورد و در انديشه امور دنيايي نباشد خداوند گناهانش را ميبخشايد. ونيز فرمودند: «ما من صلوةٍ يحضر وقتها إلاّ نادي ملك بين يدي النّاس: أيّها الناس قوموا إلي نيرانكم الّتي اوقدتموها علي ظهوركم فَاَطفِئوها بصلاتكم». (17) هيچ نمازي نيست مگر آن كه در وقت نماز فرشتهاي به مردم ميگويد اي مردم برخيزيد آن آتشهايي كه با دست خود بر پشت خود روشن كردهايد با نماز خاموش كنيد. امام علي (عليه السلام)مي فرمايند: «لو يعلم المصلّي مايغشاه من جلال اللّه ماسرّه أنيرفع رأسه من سجوده».(18) اگر نماز گزار ميفهميد كه شوكت و شكوه خداوند چگونه او را در بر گرفته، هرگز دوست نميداشت كه سرش را از سجده بلند كند. و نيز از بيانات حكيمانه امير مؤمنان علي(عليه السلام) در نهجالبلاغه ، در باره نماز، اين نكته لطيف و ظريف براي جوانان است كه مي فرمايند : «اَنّ الصّلوةَ لَتَحُتُّ الذنوبَ حَتَّ الوَرَقِ وَ تُطْلَقُها اِطلاقَ الرِّبقِ و شبَّهَها رَسُولُ اللّهِ صَلّي اللّهُ عَلَيهِ وَ سَلَّمـ بِالحَمَّةِ تَكُونُ علي بابِ الرَّجُلِ، فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنها فيِ اليَوْمِ و الليْلَةِ خَمْسَ مَرّاتٍ فَماعَسي أَن يَبْقي عَلَيهِ مِنَ الدَّرَنِ؟ وَ قدْ عَرَفَ حَقَّها رجالٌ مِن المؤمنينَ الَّذينَ لا تَشْغَلُهُمْ عَنها زِينَةُ مَتاعٍ وَلا قُرَّةُ عَينٍ مِن وَلَدٍ وَ لامالٍ.»(19) (همانا نماز گناهان را مانند ريختنِ برگ از درخت، ميريزد و چونان رهاشدن بند از گردنِ چارپايان، نمازگزار را از قيد و بند ناپاكيها نجات ميدهد. رسول خدا(صلىاللهعليهوآلهوسلّم) نماز را به چشمه آب گرمي تشبيه فرموده است كه بر در خانه مردي جاري باشد و آن مرد شبانهروزي پنج نوبت در اين چشمه شستوشو كند. بديهي است در اين صورت، ديگر چركي بر بدن او باقي نخواهد ماند. و بهتحقيق، كساني از مؤمنان حق نماز را شناختهاند كه زخارف دنيوي، همچنين آنچه موجب روشني چشمشان ميشود ــ از مال و فرزند ــ فكر و توجه آنان را از ياد خداوند و گزاردن نماز باز نميدارد. راز درون پرده سخنِ مذكورِ امام علي(عليه السلام)، درباره خاصيت گناهزُدايي نماز است. و تشبيهي كه از قول رسول اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) براي توجيه اين رمز نقل فرموده است، يادآور مضمون آيه 114 از سوره مباركه هود/ 11 ميباشد كه خداوند خداي سبحان مي فرمايد«رِجالٌ لا تُلهِيهِم تِجارَةٌ وَ لابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وإيتاءِ الزَّكوةِ»(20) مرداني که تجارت و معامله آنان را از ياد خدا و نمازو زکات باز نمي دارد . ونيز فرموده است: «وَ اَقِمِ الصَّـلوةَ طَرَفَيالنَّهارِ وَ زُلَفا مِنَ اللَّيلِ اِنَّ الحَسَناتِ يُذهِبْنَ السَّيّـِئاتِ ذلِكَ ذِكْري لِلذّاكِرينَ.» (نماز را در دو طرف روز ــ صبح و ظهر و عصر و اوايل شب ــ به پاي دار؛ زيرا كه اعمالِ نيك خطاها و آثار گناه را از ميان ميبرد. اين يادآوري براي كساني است كه اهل تذكرند). حديثي نيز از نبي مكرّم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) از قولِ سلمانِ فارسي، اين گونه نقل شده: «قالَ: اَنـَا مَعَهُ مَعَ رَسُولِاللّه« (صلىاللهعليهوآلهوسلّم)، تَحتِ شَجَرةٍ، فَأَخَذَ مِنها غُصْنا يابِسا، فَهَّزَهُ حَتّي تحاتَ وَرَقةً. ثمَّ قالَ: اَلا تسْأَلني يا سَلْمانُ لم افْعَلُ هذا؟ قُلتُ: وَ لَمْ فَعَلْتَهُ. قالَ (رَسُولُ اللّهِ صَلياللّهُ عَلَيهِ وَ آله): اِنَّ المُسلِمَ اِذا تَوضَأَ فَاَحسَنَ الوضوء ثّمَ صلّي الصّلَواتِ الخَمْسِ تحاتَتْ خَطاياهُ كَما يتحاتُ هذا الوَرَقُ. ثمَّ قَرَأَ هذه اِلاية وَ اَقِمِ الصّلوةَ طَرَفيِ النّهارِ...» (21) سلمان فارسي مي گويد: من با پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) زير درختي نشسته بوديم. پس رسول اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) شاخه خشكي از آن درخت را گرفت و تكان داد، تا اينكه برگهايش ريخت. آنگاه به من فرمود: از من سوءال نميكني كه چرا چنين كردم؟ عرض نمودم: يا نبياللّه! چرا اين كار را انجام داديد؟ پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) در پاسخ من فرمود: زماني كه مسلماني وضو بگيرد ــ و خوب و نيكو وضو بگيرد ــ سپس نمازهاي واجب پنجگانه خويش را بهجاي آورد، گناهان او فرو ميريزد، همانطور كه برگهاي اين شاخه فرو ريختند. بعد همين آيه و اقمَ الصلوة... الخ را برايم تلاوت فرمود. از يک سو بدون شك، يكي از مهمترين عوامل و راهكارهاي قابل توجه براي جوانان كه در عين حال هيچگونه هزينه اي را دربرندارد، امر مقدس و عظيم «نماز» مي باشد. چرا كه نماز در واقع حلقه اتصال جوانان با وجود عظيم الشأن و بي نهايت خداوند است كه يكي از مهمترين اسامي و صفات او «كريم» است بمعني بزرگوار، و كسي است كه به مصداق آيه شريفه «فان العزه لله جميع: ًتمامي عزت از آن خداست» دارنده تمامي مراتب عزت مي باشد، و يقيناً جواني كه با او سر و كار پيدا كرد، رنگ و بوي خدايي به خود مي گيرد و «كريم» مي گردد و «عزيز» مي شود و چون چنين شد هرگز نفس كريم و عزيز خود را با گناه نمي آلايد و جامعه از جانب او در امن و آسايش قرار خواهد گرفت. از سوي ديگر همانگونه كه مي دانيم، خداوند عزيز در سوره مباركه عنكبوت آيه 45 يكي از مهمترين آثار نماز را دور نمودن نماز گزار از «فساد و فحشاء» معرفي مي نمايد، آنجا كه مي فرمايد: «ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر...: جوان نمازگزار فردي است كه گرد گناه نمي گردد چرا كه صبح و شام با خداي خود در راز و نيازي عاشقانه است و حضور او را مستمراً درك مي كند و چنانچه صحنه گناه و تجاوز به حقوق ديگران پيش آيد، مرتكب گناه نمي شود زيرا خداوند را حاضر و ناظر مي داند و بالمآل جامعه از ناحيه او در امن و امان خواهد بود. نگاهي هر چند گذرا به زندگي نوجوانان و جوانان بزهكاران اجتماعي و آنانكه «امنيت اجتماعي» جامعه را به نحوي از انحاء مختل نموده اند، به خوبي اين نكته را ثابت مي كند كه اكثر قريب به اتفاق آنان، كساني بوده اند كه با نماز ارتباطي نداشته و به اين عنصر انسان ساز علقه اي نشان نداده اند وبدين ترتيب خود را در عرصه حيات، يكه و آزاد شمرده و دست به گناهان عظيمي همچون قتل، تجاوز به عنف، سرقت و ... آلوده اند و علاوه بر زندگي خود ، زندگي ديگران را هم با «ناامني» مواجه نموده اند. حال آنكه در ميان جواناني كه بيشترين تعهد و مسئوليت را نسبت به جان، مال، عرض و ناموس ديگران داشته اند، جوانان نمازگزارو مقيدين به نماز از جايگاه ويژه اي برخوردارند. جوان نمازگزار ميداند كه «اقامه نماز» با «تجاوز به حقوق ديگران» سازگاري ندارد و اصولاً نمازي كه در كنار آن به نوعي «تجاوز» به حقوق انسان ها باشد، نماز نخواهد بود. جايي كه بودن حتي يك تار نخ غصبي در لباس نمازگزار، موجب بطلان نماز گردد، مسلم است كه جوان نمازگزار خود را مقيد به رعايت حقوق ديگران مي كند و از دست يازيدن به گناهان خودداري مي كند.بنابر اين بطور قطع براي برقراري امنيت روحي و رواني فردي و نيز امنيت اجتماعي هيچ عاملي برتر و بالاتر از نماز نيست. مولاي متقيان علي(عليه السلام) در كلام نوراني خود مي فرمايد : به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمان هاست به من دهند تا خداي را نافرماني كنم كه پوست جوي را از مورچه اي ناروا بگيرم، چنين نخواهم كرد!...»(22) بدون ترديد اين همه تقيد به رعايت حقوق ديگران و حتي حيوانات، از تأثيرات «نمازهاي حقيقي» آن يگانه عالم خلقت است. و اينگونه است كه نماز، «نفس سركش» را مؤدب به آداب الهي و رعايت حقوق فردي و اجتماعي ديگران نموده و درنتيجه «امنيت اجتماعي» را در بالاترين سطح براي جوامع بشري به ارمغان مي آورد. «نماز» بنابه تصريح آيه شريفه «ان الصلوه تنهي عن الفحشاء والمنكر» انسان را از «غيبت»، «دروغ»، «سرقت»، «قتل نفس»، «تجاوز به حريم خصوصي ديگران»، «رباخواري»، «زنا»، «چشم چراني»، «تهمت»، «حرامخواري»، «قمار»، «شرب خمر»، و هر آنچه از اعمال كه به نوعي منجر به تجاوز به حقوق ديگران و درنتيجه ايجاد اختلال در «امنيت اجتماعي» مي گردد برحذر مي دارد و آيا فقدان امنيت اجتماعي در جوامع بشري به غير از اين امور و امثالهم، سرچشمه اي ديگر دارد؟ بنابر اين براي تامين امنيت روحي و رواني جوانان بهترين و مهمترين راه، اصلاح و بهينه سازي رابطه بين «جوانان » و «خداوند» و تلاش در جهت آشنا كردن «جوانان » با «خالق خويش» است كه اين امر نيز ممكن نخواهد بود جز از طريق «اقامه نماز»، با توجه به تمامي شرايط صحت و قبول آن. قرب به آفريننده هستي براي جوانان اطمينان بخش و امنيت آور است . هر چه جوانان احساس نزديکي بيشتري به خداوند داشته باشد، امنيت روحي و رواني بيشتري خواهد داشت . نماز مي تواند بهترين وسيله براى قرب به پروردگارمتعال براي جوانان باشد; چنان كه بعضى روايات گوياى اين حقيقت است. معاويه بن وهب گويد: از امام صادق(عليه السلام) پرسيدم بالاترين و محبوبتـريـن چـيـزى كـه سبب مى شود بندگان به وسيله آن به خدا نزديك شـونـد چـيـست؟ حضرت فرمود: ما اعلم شيئا بعد المعرفه افضل من هـذه الـصـلاه; بعد از شناخت خدا, چيزى را از اين نماز برتر نميدانم.(23)
تاثير مشکلات و سختيهادر امنيت روحي و رواني جوانان بدون ترديد جوانان در زندگي مادّي گاهي دچار مشکلات شده ودر تنگنا قرار ميگيرند، امكانات و توان جوانان معمولامحدود است و مشكلات پيش روي آنها بسيار، بنابراين آنها بدون پشتوانه اي مطمئن نميتوانند از اقيانوس پر تلاطم زندگي به سلامت عبور کنند . جواناني كه فقط مادي ميانديشند، فقط به پشتوانههاي مادّي فكر ميكنند، ولي آنان كه الهي مي انديشند پيوسته با پشتوانههاي معنوي خود را از بن بست ميرهانند. از جمله مهمترين پشتوانههاي جوانان در زندگي نماز است. چنانکه گفتيم نماز، جلوه برجسته ياد خداست «الا بذكر الله تطمئنّ القلوب». (24) نماز استعانت از قدرت مطلق هستي است .«واستعينوا بالصّبر والصّلوة و انّها لكبيرة الاّ علي الخاشعين (25) از صبر و نماز ياري جوييد (و با استقامت و كنترل هوسهاي دروني و توجّه به پروردگار نيرو بگيريد) و اين كار جز براي خاشعان سنگين است». برهمين اساس است كه در روايات فراواني آمده است كه وقتي پيامبر(صلىاللهعليهوآلهوسلّم) يا امام علي(عليه السلام) با مشكلي رو به رو ميشدند به نماز روي ميآوردند. (26) امام صادق(عليه السلام) فرمود: مستند اين كار همين آيه شريفه است.(27) در شأن آن حضرت عليه السلام در مورد نماز آمده: «كانَ عليٌّ إذا أهالَهُ امرٌ فزغٌ قامَ الي الصّلاة ثمّ تلي هذه الآية؛ واستعينوا بالصّبر والصّلاة؛ حضرت علي(عليه السلام) هرگاه با كار سختي رو به رو ميشد، به نماز ميايستاد، و اين آيه را تلاوت ميفرمود: «از صبر و نماز ياري بجوييد» (28) در كافى از امام صادق (عليهالسلام) روايت كرده كه فرمود : هر وقت امرى و پيشامدى على (عليهالسلام) را به وحشت مىانداخت ، برميخاست ، و بنماز مىايستاد ، و مىفرمود : ( استعينوا بالصبر و الصلوة ) ، از صبر و نماز كمك بگيريد . اگر جواني بخواهد از نفوس بشري به نفوس الهي و از نفوس ناري به نفوس نوري حركت كند و به آن برسد و به تربيتهاي الهي تربيت شود، بايد ازصبر و نمازاستعانت بجويد. بايد در برابر بلا و حوادث جهاني صابر باشد، كه «دار بالبلاء محفوفة»(29) دنيا جهاني است كه در محاصره بلاست. هيچ كس از حوادث جهان، مصون نيست و راهي جز صبر و تحمل در برابر بلا ندارد. جوان اگر صابر باشد، بلا سازنده اوست. رفاه، سازنده نيست. از صبر و تحمّل در برابر بلايا، تجربيات علمي براي او پيدا ميشود و بسياري از مشكلات براي او حل ميشود. بنابر اين بايد به صبر و نمازمتوسل شد.
تاثير اضطراب در امنيت روحي و رواني جوانان در سال هاي اخير كوشش هاي زيادي در زمينه روان درماني افرادي كه دچار بيماري هاي رواني و اضطراب هاي شخصيتي و عدم تعادل آن هستند، انجام شده است و در اين زمينه روش هاي مختلفي براي روان درماني پديد آمده است كه هيچ كدام موفقيت مورد انتظار را درباره از ميان بردن يا پيشگيري از بيماري هاي رواني كسب نكرده است. برخي از تحقيقات نشان مي دهد كه ميانگين درمان از هفتاد درصد تجاوز نمي كند. وانگهي حال عده اي از بيماران پس از درمان هاي روان درمانگران گاه بدتر هم شده و يا بيماري پس از مدتي عود كرده است. اين گونه پژوهش ها نشان مي دهد كه ميانگين درمان ناشي از روان درماني بر پايه روش هاي علمي هنوز به ميزان رضايت بخشي نرسيده است. از اين رو، گرايش و توجه بيشتر به دين براي سلامت روان و درمان بيماري هاي رواني درميان روان شناسان و درمانگران رواني افزايش چشم گيري يافته است. آنان بر اين باورند كه «ايمان بدون شك مؤثرترين درمان بيماري هاي رواني به ويژه اضطراب و افسردگي است.» ويليام جيمز فيلسوف و روان شناس آمريكايي مي گويد: ايمان نيرويي است كه بايد براي كمك به انسان در زندگي وجود داشته باشد. فقدان ايمان زنگ خطري است كه ناتواني انسان را در برابر سختي هاي زندگي اعلام مي دارد. و در جاي ديگر مي گويد: همان طور كه امواج خروشان اقيانوس نمي تواند آرامش ژرفاي آن را برهم زند و امنيت آن را پريشان سازد، شايسته است كه دگرگوني هاي سطحي و موقت زندگي، آرامش دروني انسان را كه عميقاً به خداوند ايمان دارد، برهم نزند، چرا كه انسان متدين واقعي، تسليم اضطراب نمي شود و توازن شخصيت خويش را حفظ مي كند و همواره آماده مقابله با مسايل ناخوشايندي است كه احتمالاً روزگار برايش پيش مي آورد. كارل يونك روانكاو مي گويد: در طول سي سال گذشته افراد زيادي از مليت هاي مختلف جهان متمدن، با من مشورت كردند و من صدها تن از بيماران را معالجه و درمان كرده ام، اما از ميان بيماراني كه در نيمه دوم عمر خود به سر مي برند- يعني از سي و پنج سالگي به بعد- حتي يك بيمار را نيز نديدم كه اساساً مشكلش نياز به گرايش ديني در زندگي نباشد. به جرأت مي توانم بگويم كه تك تك آنان به اين دليل قرباني بيماري رواني شده بودند كه آن چيزي را كه اديان موجود در هر زماني به پيروان خود مي دهند فاقد بودند و تك تك آنان تنها وقتي كه به دين و ديدگاه هاي ديني بازگشته بودند به طور كامل درمان شدند. (30) ” اضطراب ” بيماري شايع قرن اتم و كهكشان است ، پيشرفت سريع و پيچيده تمدن و در عين حال بي توجهي به ارزش هاي مذهبي و خانوادگي هر روز بيش از پيش براي افراد و اجتماع خصوصا جوانان اضطراب هاي جديد بوجود مي آورد . اضطراب از عجز انسان در برابر حل تضادهاي رواني وي ناشي مي شود و اصولاً بخش بزرگي از نيروي رواني انسان براي حل تضادهاي رواني مصروف مي شود. از نظر روانپزشکان ، اضطراب در جوانان با يك احساس منتشر و مبهم دلواپسي كه اغلب ناخوشايند و بدون دليل است مشخص مي شود كه معمولاً با يك يا چند مشكل جسمي همره مي گردد . از جمله شخص ممكن است علامتهاي جسمي چون احساس طپش قلب ، تنگي تنفس و درد قفسه سينه ، خالي شدن سردل ، تغريق ، سردرد ، لرزش و .... را نيز به همراه داشته باشد . اضطراب ، گاهي به شكل طبيعي در اشخاص سالم برز مي كند و گاهي به صورت بيمار گونه و دائمي در مي آيد كه نياز به درمان و مراقبت پزشكي دارد . با اينكه دلايل علمي مختلفي از ديدگاههاي مختلق بعنوان دلايل بروز اضطراب در جوانان و تشديد آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن جوانان از ايمان مذهبي بعنوان يك عامل بسيار مهم وعميق در بروز اضطراب نقش غير قابل انكاري دارد و به اين ترتيب نقش پيشگيري كننده و حتي درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسي است .
آرامش حاكم بر روح و روان و در نتيجه آن جسم جوانان نمازگزار ، در مقايسه با آشفتگي رواني و جسمي و اضطراب جوانان بي نماز به راحتي قابل مشاهده است . به اين ترتيب در بعد پيشگيري از اضطراب و براي آرامش دائمي جسم وروح و روان جوانان ” نماز ” نقش خارق العاده اي را ايفا مي كند . در تاثير نماز بر کاهش اضطراب جوانان ، بايد به اين نكته اشاره كنيم كه جوان نمازگزار با ايمان به قدرت لايتناهي پروردگاري كه در مقابلش كرنش مي كند ، خود را در مقابل هر عاملي كه قصد به خطر انداختن و ترسانيدن ( ودر نتيجه مضطرب ساختن ) اورا داشته باشد ايمني مي يابد و ضمن تكرار باور اعتقادي خود طي نمازهاي پنجگانه يوميه اين ايمني همه جانبه را ، به روان خود تلقين مي كند و سرانجام آرامش و امنيت عميق روحي و رواني را در وجود خود ملكه مي سازد . در راستاي اين موضوع تحقيقات علمي در برخي كشورهاي مسلمان نشان مي دهد كه بيماران مضطربي كه در كنار درمانهاي رايج ضد اضطراب ، به خواندن نماز و قرآن و حتي احاديث نبوي تحريك شده اند از درجه درمان به مراتب بالاتري نسبت به سايرين برخوردار بوده اند . جواني که در زندگى خود در ماديات فرو رفته ، از معنويات بدور و تابع هوى و هوس خود باشد ، همواره در مقدمه چينىهاى فكريش دچار اشتباه مىشود ، چون واقعيات و تخيلات در دلش مختلط شده نمىتواند آن دو را از هم جدا كند . مسائل خيالى با آن زرق و برقى كه در خيالات هست در مسائل فكرى و جدى او مداخله مىكند ، گاهى باعث بهم ريختن امنيت و آرامش رواني او شده ،سبب انحراف او از سنن صواب و طريق درست زندگي مىشود ، و گاهى نيزباعث تردد و اضطرابش مىگردد ، بطورى كه نتواند در اراده خود تصميم بگيرد ، و بطور جدى اقدام نمايد و در نتيجه شدائد و گرفتارىهايش را تحمل كند . اما جواني كه داراى ايمان به خداى تعالى است ، تكيه بر پايگاهى دارد كه هيچ حادثه و گرفتارى تكانش نمىدهد ، و به ركنى وابسته است كه انهدام نمىپذيرد. جوانان در پرتو نماز و راز و نياز با خالق خويش، از هرگونه نگراني رهيده و هرگز خود را «بي پناه» و «بي كس» نمي دانند، چرا كه هرصبح و شام، نماز به آنان يادآوري مي كند كه بالاترين قدرت ها، ناظر احوال ايشان و پشتيبانشان درطي طريق زندگي است . آشنا شدن با فلسفه و حقيقت نماز و اين که به واسطه نماز آرامش وامنيت روحي و تعادل رواني در انسان نماز گزار پيدا مي شودواينکه نماز بهترين درمان افسردگي و اضطراب است ، سبب اقبال هر چه بيشتر و بهتر جوانان به نماز و بهره مندي از برکات و ثمرات آن مي شود.
از حضرت امام صادق(عليهالسلام) نقل شده است كه فرمود: چه مانعي دارد وقتي كه با غمي از غمهاي دنيا رو به رو ميشويد وضو گرفته به مسجد برويد، دو ركعت نماز بخوانيد و در نماز دعا كنيد، زيرا خداوند دستور داده: «واستعينوا بالصّبر والصّلوة».(31 )
امنيت روحي و رواني در نظر گاه اسلام ايجاد امنيت روحي و رواني و برقراري نظم و آرامش درتمام حوزه هاي زندگي ازجمله اهداف اولي و اساسي احكام، دستورات و قوانين اسلامي است . امنيت را ميتوان به حوزه هاي امنيتي مختلفي مانند امنيت اجتماعي ، فردي ، سياسي ، روحي و رواني (معنوي) ، فرهنگي تقسيم نمود . البته دسته بندي امنيت به چند دسته بدان معنا نيست كه وجوه و اقسام امنيت هيچ گونه رابطه و پيوندي با هم نداشته باشد؛ بلكه وجود شاخه ها و حوزه هاي امنيت، با يكديگر، پيوند عميق و ناگسستي دارد. چنان كه اگر پايه هاي امنيت روحي و رواني سست شود برساير حوزه هاي امنيتي به شدت تأثير مي گذارد. و يا اگر امنيت اجتماعي و سياسي آسيب ببيند ديگر حوزه هاي امنيت مانند فرهنگي، اقتصادي و معنوي نيز درمعرض خطر و آسيب پذيري جدي و حتمي قرار مي گيرد. دين اسلام آرامش فردي را بر پايه و اساس استواري پي ريزي نموده است وامنيت و آرامش را ازوجدان و درون افراد ، يعني همان امنيت روحي و رواني آغاز مي نمايد . اگر روح و روان جوان ازامنيت و آرامش كامل برخوردار بوده و روحاً دلهره و نگراني نداشته باشد امكان تلاش و فعاليت درجهت ايجاد و ارتقاي امنيت فردي وبدنبال آن اجتماعي وجود دارد، ولي اگر وجدان،روح و روان جوان از احساس امنيت و آرامش لازم،محروم بوده و از نظر روحي و رواني نگراني داشته و پناهگاهي نداشته باشد امنيت و آرامش فردي - اجتماعي درچنين محيطي وجود نخواهد داشت.
شهيد مطهري درباره نقش دين وامنيت بخشي مي گويد: زندگي بشرخواه و ناخواه دركنار خوشي هاو شيريني ها، رنج ها و شكست ها، از دست دادن ها و ناكامي ها دارد.پاره اي از حوادث جهان مانند پيري و مرگ قابل پيشگيري و برطرف ساختن نيست و اين ها اموري است كه انسان را رنج مي دهد. ايمان ديني درانسان، نيروي مقاومت مي آفريند و با تفسير تلخي ها آن ها را شيرين مي گرداند و اموري چون چنگال وحشتناك مرگ را به وسيله اي براي بازگشت به خدا و برخورداري از نعمت هاي ابدي خداوند مبدل مي سازد و بدين ترتيب نه تنها آن را تحمل پذير بلكه به پديده اي شيرين بدل مي سازد. (32)
وقتي جوان نمازگزار، ايمان و اعتقاد دارد كه خداي متعال از رگ گردن به او نزديك تر است . (ق/ 16) و اگر از او چيزي بخواهد دعايش مستجاب خواهد شد. (بقره/ 186) و به آنچه مي كند آگاه است.(مجادله/ 15) و اعمال خوب و بد را محاسبه مي كند (زلزله/ 7/8) و اجر و پاداش نيكوكاران را ضايع نمي سازد . (توبه / 120) و اين كه لشكريان زمين و آسمان از آن اوست، او دانا، آگاه و خبير و حكيم است . (فتح/ 4) و احساس مي كند كه به يك نيرويي كه ما فوق آن نيرويي وجود ندارد تكيه دارد؛ و از هيچ قدرت و مقامي جز او ترس و هراس ندارد . (احزاب/ 39) و سرزنش هيچ كس ديگر تأثيري براو نمي گذارد . (مائده/ 54) و بر از دست رفته غم نمي خورد و برداشته اميد نمي بندد .(حديد/ 23) به اين ترتيب امنيت وآرامش واقعي بروجود آنها حكمفرما مي شود . (انعام/ 82) زيرا خداوند كسي است كه سكينه وآرامش روحي و رواني را دردل هاي مؤمنان فرو مي فرستد.(فتح/4) بنابر اين جوان نمازگزار، در سايه اين آرامش الهي است كه احساس امنيت روحي و رواني نموده ، آرام مي گيرد و ثبات مي يابد.
نماز و امنيت روحي رواني جوانان غفلت يا بي توجهي نسبت به ابعاد معنوي يا روحي و فراموش كردن خدا سبب « خلاء وجودي » و يا « ناكامي وجودي » و به بيان قرآن سبب «فراموشي خود / خويش يا نفس » مي گردد. فراموشي خدا موجب بروز احساس پوچي ، بي هدفي ، تهي بودن زندگي و عدم امنيت روحي و رواني در جوانان شده و به اين ترتيب زندگي براي آنها تنگ و سخت مي شود . اما در نماز به محض اينكه خداوند حاضر در ناخودآگاه جوان نمازگزار ، اما غائب از سطح آگاه ذهن او ، به ياد آورده مي شود ، ناگهان ابهامات وجوديش از بين مي رود و احساس شعف ، آرامش ، طمأنينه ، احساس معنادار بودن زندگي شخص و كل هستي واحساس تعالي به جوان نمازگزاردست مي دهد و قلب متلاطم ، ناآرام و مضطرب او احساس امنيت روحي مي کند و آرام مي گيرد. حالت تمدد اعصاب و آرامش رواني ناشي از نماز جوانان نمازگزار را از اضطرابي كه جوانان بي نماز همواره از آن رنج مي برند، مي رهاند؛ اين حالت ها معمولاً تا مدتي پس از نماز نيز در انسان باقي مي ماند و ادامه مي يابد. جوانان گاهي در حالت تمدد اعصاب و آرامش رواني پس از نماز با امور يا مواردي اضطراب انگيز ، نگران کننده ، که مي تواند آرامش روحي و رواني انسان را بر هم بريزد ، رو به رو مي شوند يا آن ها را به ياد و خاطر مي آورند. تكرار حدوث اين موارد و يادآوري آنها در حالت تمدد اعصاب و آرامش نفساني پس از نماز ، با توجه به حالت خاص طمئنينه و آرامش رواني پس از نماز ، به «خاموش شدن» تدريجي اضطراب ، نگراني و ترس در جوانان نمازگزار منجر مي شود. اين تأثير بسيار مهم كه نماز در درمان اضطراب (و آرامش روحي و رواني نماز گزار ) دارد، همانند تأثير روش روان درماني برخي از درمانگران رفتارگرايي معاصر در درمان اضطراب بيماران رواني است كه از طريق درمان از راه آرام سازي يا درمان از راه كاهش حساسيت انفعالي انجام مي گيرد. (33)
اميد بخشترين آيه براي جوانان نمازگزار در آخر، بحث را با اميد بخشترين آيه قرآن ، که در باره ي نماز است و اميد بسياري براي همه خصوصا جوانان در آنست ، به پايان مي بريم : در تفسير آيه وَ أَقِمِ الصلَوةَ طرَفىِ النهَارِ وَ زُلَفاً مِّنَ الَّيْلِ إِنَّ الحَْسنَتِ يُذْهِبنَ السيِّئَاتِ ذَلِك ذِكْرَى لِلذَّكِرِينَ ،(هود /114) ، حديث جالبى از على (عليهالسلام) به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود : به نظر شما اميد بخشترين آيه قرآن كدام آيه است ؟ بعضى گفتند آيه ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء ( خداوند هرگز شرك را نمىبخشد و پائينتر از آن را براى هر كس كه بخواهد مىبخشد ) . امام فرمود : خوب است ، ولى آنچه من مىخواهم نيست ، بعضى گفتند: آيه و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفر الله يجد الله غفورا رحيما ( هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت ) امام فرمود خوبست ولى آنچه را مىخواهم نيست . بعضى ديگر گفتند :آيه قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ( اى بندگان من كه اسراف بر خويشتن كردهايد از رحمت خدا مايوس نشويد ) فرمود: خوبست اما آنچه مىخواهم نيست ! بعضى ديگر گفتند: آيه و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله ( پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مىدهند يا به خود ستم مىكنند به ياد خدا مىافتند ، از گناهان خويش آمرزش مىطلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد ) باز امام فرمود: خوبست ولى آنچه مىخواهم نيست . در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود : چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند : به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم . امام فرمود : از حبيب خودم رسول خدا شنيدم كه فرمود : اميد بخش ترين آيه قرآن اين آيه است و اقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرين . و نماز را در دو طرف (اول و آخر) روز به پا دار و نيز در ساعات آغازين شب، كه البته حسنات و نكوكاريها، سيّئات و بدكاريها را نابود مىسازد، اين (نماز يا اين سخن كه حسنات شما سيّئات را محو مىكند) يادآوريى است براى اهل ذكر و پندى بر مردم آگاه است .(34)
والحمد لله رب العالمين سيد حميد حسيني
نتيجه زندگي جوانان در عصر حاضر ، با استرس هاي بسيار متعدد و گوناگوني همراه شده است و براي تداوم زندگي جوانان لازم است مقاومت آنها در برابر استرس ها افزايش يافته و احساس آرامش و امنيت رواني در وجودشان حكمفرما باشد . مشکلات ، سختيها وچالشها، جزء جدانشدني از زندگي نوين است. زندگي كه در گذرگاه هزارتوي تاريخ، مفاهيم اصلي خود را جا گذاشته وزندگي به جاي شادماني، آرامش و احساس امنيت براي جوانان ،استرس (فشار رواني)، اضطراب و هيجان را بيشتر از گذشته به ارمغان آورده است. امروزه بسياري از متفكران و روانكاوان جان به نقش مثبت و سازنده نيايش و مذهب در پيشبرد وضع اجتماعي و فردي اعتراف دارند و بر اين باورند كه نماز و نيايش و مراسم مذهبي آرام بخش روح و روان انسانها و پايان بخش اضطراب و دلگيريها است.جواناني كه با فلسفه اصلي نماز و نيايش آشنا باشند و رابطه راستين خود را با خداوند درك كنند و حقوق افراد جامعه را رعايت نمايند ، بنا به منطق قرآن که : ان الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنكر امكان ندارد راه خطا پيش گيرند و تعدي و تجاوز نمايند. جوانان نمازگزاردر پرتو شعاع نوراني «نماز» از هر آنچه عوامل نگراني و پريشاني است آسوده خاطر مي شوند. نه از «آينده مبهم و تاريك» هراسي به دل راه مي دهند . جوان نماز گزار باور دارد که همه مكان ها و همه زمان ها از آن خداست ، ملک خداست و خدا با اوست، او از «گذشته» خود احساس نگراني مي كند، چرا كه با نماز خداوند را آمرزنده و مهربان يافته است. اذكار و افعال نماز، تماماً و يك به يك، او را از چنان آرامشي لبريز ساخته كه هيچ عامل مادي و معنوي ديگر قادر به اعطاء چنين آرامشي نيست. جوانان با «نماز » که ذکر خداست ، خداوند را به بزرگي ياد مي كنند وبا سجده در پيشگاه ربوبي اش ، تمامي قدرت هايي كه ممكن است آنها را تهديد به ناامني كنند در نزدشان خوار و حقير جلوه مي كنند. جوانان نمازگزار بر افكار و انديشه هاي خود حاكمند نه محكوم آنها. آنان در اثربندگي خدا چنان ولايت و سلطه اي بر نفس خويش دارند كه اجازه نميدهندوسوسه اي بر قلب آنها ظهور كند. آنان با نمازهاي عارفانه و عشق ورزيدن به نماز نفس را كنترل و روح را در جهت رضاي خدا قرار ميدهند . براي برقراري امر مهم و حياتي «امنيت روحي و رواني»، در بين جوانان، قبل از هر چيز بايد به شناخت عوامل ايجادكننده آن پرداخت و در ميان عوامل موجد «امنيت روحي و رواني»، امر «نماز» بنابه دلايل متعدد برترين عامل ميباشد و لذا تبيين اين موضوع براي جوانان و تشويق به آن امري بسيار لازم و ضروري است . اگرتمامي هم و غم متوليان ايجاد «امنيت روحي و رواني» براي جوانان و تئوري پردازان اجتماعي، دست يافتن به راه حلي عملي و كارا براي از بين بردن احساس ناامني روحي و ريشه كن كردن عوامل آن در بين جوانان است ، پس نبايد از سهل ترين ، در دسترس ترين و في الواقع ارزان ترين و ساده ترين راه حل اين امر يعني «نماز»در بين جوانان غافل باشند.
پي نوشتها : 1- ر.ك المفردات في غريب القرآن, ص;285 2- ر.ك: پرواز در ملكوت, ص22 3- ترجمه تفسير «الميزان»66. ج25، ص 340 و 341. 4- تفسير «روحالجنان» 5- مستدرک الوسائل ج1ص172 6- نهج الفصاحه جمله 1588 7-سوره مباركه يونس- 57 8- سوره مباركه رعد-28 9- ر.ك: ميزان الحكمه, چاپ جديد, ج2, ص1627 10- سوره مباركه عنكبوت 11-الميزان، ج1، ص367 ـ 366. 12-الاسفار الاربعة، ج8، ص295. 13-سفينة البحار، ج1، ص537. 14-سوره محمد، آيه 30 ـ 29. 15- سفينة البحار، همان، ج2، ص441. 16- عوالي اللآلي،ج 1 ص 322 ،ح 59.4 17-من لايحضره الفقيه، ج1، باب فضل الصلوة، حديث3. 18- خصال، ص 632،ح 10 19-. نهجالبلاغة صبحي صالح ، ص 316 و 317. 20- سوره مباركه نور/ 37 21- جزء 5، ص 200 و 201. 22-نهج البلاغه خطبه 4 23- وسائل الشيعه, ج3, ص26 24-سوره مباركه رعد /28 25- سوره مباركه بقره /45 26- مجمع البيان، ج1 ـ 2، ص217. 27- فروع كافي، ج3، ص480. 28- تفسير الميزان، ج1، ص154. 29- نهج البلاغه 30- قرآن و روانشناسي، ص304 31- تفسير مجمع البيان، ج1 ـ 2، ص217 32- مقدمه اي بر جهان بيني اسلام، ص34-.40 33- ر.ک.معجزه هاي دعا و نيايش- كيهان 22 مرداد 82 34- تفسير نمونه ج : 9 ص 270
فهرست منابع و مآخذ
قرآن کريم 1-احسائي ، ابن ابي جمهور ، عوالي اللآلي ،تحقيق حاج آقا مجتبي عراقي ،مطبعه سيد الشهداء ،قم ، 1403 ه.ق. 2-اصفهاني ، راغب، ابو القاسم حسين بن محمد ،المفردات في غريب القرآن ، دفتر نشر کتاب ،چاپ اول ،1404ه ق . 3-القمي ، علي بن ابراهيم بن هاشم ، تفسير القمي ، موسسه دار الکتاب ، قم ، 1404 ق. 4- پاينده ، ابو القاسم ،نهج الفصاحه، انتشارات جاويدان ،چاپ سيزدهم ، بي جا ، 1360. 5- حاجي نوري ، مستدرك الوسائل ، موسسه آل البيت ، قم 1366 6- دايجست ، ريدرز، معجزه هاي دعا و نيايش ترجمه اميرديواني- كيهان 22 مرداد 82 7- رازي ،شيخ ابوالفتوح ،تفسيرکبير، با حواشي حاج ميرزا ابوالحسن شعراني، كتابفروشي اسلامي، سال 1385هـ ق. 8- ري شهري ، محمدمهدي ، ميزان الحكمه،، دارالحديث قم، 1416ق 9- شيرازي صدرالدين محمد ، الاسفار الاربعة، بيروت ، دار احياء التراث العربي، 1981 م. 10- صبحی صالح ،شرحنهجالبلاغه ، انتشارات دار الهجره ، قم،بي تا. 11- صدوق ، محمد بن علي بن بابويه قمي ،الخصال، تحقيق علي اکبر غفاري ، موسسه نشر اسلامي ، قم ، 1403 ه ق . 12- صدوق ، محمد بن علي بن بابويه قمي ، من لايحضره الفقيه، دار الکتب الاسلاميه ، تهران ، 1390 ه ق . 13- طبرسي ، ابو علي فضل بن حسن ،تفسير مجمع البيان ، بيروت ، دار احياء التراث العربي. 14-طباطبائی ، سيد محمد حسين ، الميزان في تفسير القرآن ،انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم،1367 . 15- طريحى، فخرالدين بن محمد; مجمع البحرين، مكتبه ى مرتضويه. 16- عاملي ،شيخ حسن ، وسائل الشيعه,موسسه آل البيت ، قم ، 1409ه ق. 17-کليني ، ابو جعفر ،محمد بن اسحاق ، اصول کافي ، دار الكتب الاسلاميه ، چاپ چهارم ،1365. 18- مجلسي ، محمد باقر ، بحار الانوار ، موسسه الوفاء ، بيروت 1404ه ق. 19- محدث قمي، سفينة البحار، آستان قدس رضوي . 20- مطهري ، مرتضي ،مقدمه اي بر جهان بيني اسلام، انتشارات صدرا . 21- معتزلي ، عبد الحميد ، شرح نهج البلاغه ، ناشركتابخانه آيه الله مرعشي ،قم 1404. 22- مکارم شيرازي ، ناصر ، تفسير نمونه، دفتر تبليغات اسلامي قم ، 1366. 23- نجاتي ،دكتر محمد عثمان ، قرآن و روانشناسي، ، بنياد پژوهشهاي آستان قدس رضوي.
مشخصات: دکترسيد حميد حسيني عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي نشاني محل کار : همدان ، شهرک شهيد مدني ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد همدان – معاونت فرهنگي تلفکس 4494037-0811 پست الكترونيك : zekr12@yahoo.com
نوشته شده توسط سید مهدی در 14:59
جمعه 08 بهمن 1395 :: 17:43 :: نويسنده : aminataie چکيده
دوره جوانى از مهمترين و حساسترين دورههاى زندگى انسان به شمار مىرود; زيرا در اين دوره جوانان به دنبال يافتن هويتخويش، در مسير شكل دادن به شخصيتى متكى به خود گام برمىدارند.داشتن امنيت روحي و رواني در اين دوره تاثير به سزايي در هويت يابي جوانان دارد. همه انسانها درتمام عمر، خصوصا دوران پر مخاطره جواني نيازمند احساس امنيت و آرامشاند، اما بيشتر آنان نميدانند كه چگونه بايد آن امنيت روحي و رواني را به دست آورند. ازجمله راههاي بسيار مهم و موثردر احساس امنيت روحي و رواني و كسب آرامش براي جوانان ، ارتباط مستقيم و بي واسطه جوانان با پروردگارشان ، يعني نماز است . نماز، كبريايي و عظمتي دارد که خداي تعالي، آن را به عظمت توصيف ميكند. خداوند متعال، چنين مقدّر كرده انسانهايي که با او ارتباط و بر نماز و ذکر او مداومت داشته باشند ، به برکت نماز، در دنيا و آخرت سعادتمند و از حيات طيبه برخوردار گردند. قرآن کريم براي پرورش شخصيت انسانها و ايجاد تغيير در رفتار آنان، خصوصا در ايام جواني ، روش كار و ممارست عملي در زمينه افكار و عادات جديد رفتاري را (كه در نظر دارد در نفوس آنان تحكيم بخشد )، به كارگرفته وبه همين منظور عبادات مختلفي چون نماز، روزه، زكات و حج و مانند آنها را واجب كرده است. در اين بين نماز و ارتباط با خدا بيش از ساير عبادات به جوانان امنيت و آرامش روحي و رواني عطا مي کند . نماز به عنوان ذکر خدا به روح وروان تشنه جوان آرامش بخشيده ، اطمينان خاطر درونی را در او تقويت می کند . چون نماز اقبال بخدا ، و التجاء به اوست ، روح ايمان را زنده مىسازد ، وبه جوان مي فهماند كه بجائى تكيه دارد كه انهدام پذير نيست ، و به سببى دست زده كه پاره شدنى نيست . جوان نماز گزار هرگز دچار اضطراب ناشي از گناه نمي شود، احساسي كه بسياري از جوانان بي نماز از آن رنج مي برند اين عدم اضطراب جوان نماز گزار نتيجه و ثمره ارتباط او با خالق مهربان اوست . جوان نمازگزار ديدگاه خاصي به هستي دارد،ديدگاه ويژه جوانان نمازگزار به زندگي در دنيا و ثبات شخصيت آنها باعث مي شود که همواره احساس آرامش و امنيت روحي و رواني نموده ، در مقابل افت و خيزهاي غير منتظره زندگي دچار ترس و اضطراب نشوند، و در نتيجه به حذف آن گروه از تغييرات هيجاني كه سبب بهم خوردن امنيت روحي و رواني آنان است ، از زندگي خود بپردازند.
کليد واژگان نماز، نـماز كه در عربى لفظ (صلاه) بر آن اطلاق مى شود, به گفته بسيارىاز لـغـت شـناسان به معناى دعا, تبريك و تمجيد است و چون اصل وريـشـه اين عبادت مخصوص, دعا بوده آن را از باب نام گذارى چيزىبـه اسـم جزءش, صلاه[ نماز] گذاشته اند. بعضى گفته اند: (صلاه)مـشـتـق از كلمه (صلاء) است كه به معناى آتش برافروخته است و ازايـن جـهـت بـه اين عبادت خاص (صلاه) گفته شد, زيرا كسى كه نمازبـخـواند, خود را به وسيله اين عبادت و بندگى از آتش برافروخته الهى دور مى سازد.(1) بعضى از بزرگان نيز صلاه را از (تصليه) مشتق دانسته اند; به اين مـعـنا كه عرب هنگامى كه مى خواست چوب كج را راست كند آن را به آتـش نـزديك كرده, در معرض حرارت قرار مى دادوبه آن تصليه مي گـفـتـنـد. با توجه به اين معنا گويى نمازگزار وقتى به نماز مي ايـسـتد و توجه به مبدا اعلا پيدا مى كند به واسطه حرارتى كه دراثر حركت صعودى و نزديك شدن به كانون حقيقت معنوى در نفسش حاصل مـى شـود, قـدرت پـيـدا مى كند كج رفتارى هاى نفس را كه بر اثرتـوجـه بـه غـيـر خـدا و مـيـل به باطل پيدا شده, راست و تعديل نمايد.(2)
روحوروان،روح در لغت به معناى مبدأ حيات است كه جانداران به وسيله آن قادر بر احساس و حركت ارادى مىشوند. علامه طباطبائي (قدسسره )مينويسد: «كلمه روح به طوري كه در لغت معرفي شده، به معناي مبدأ حيات است كه جاندار به وسيله آن قادر بر احساس و حركت ارادي ميشود ولي مراد از روح در اين آيات همان روح و نفس به نام «نفس ناطقه» ميباشد كه در كالبد همه افراد انسانهاي موجود، وجود دارد. و وجود آن از ناحيه خدا و وابسته به او است». (3) مفسّر بزرگ اهل سنت «شيخ ابوالفتوح رازي» ميگويد: قوام حيات به روح آدمي است و آدمي به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نميماند». (4) درمجمع البحرين آمده است : في الحديث عن الصادق (عليه السلام) في قوله: و نفخت فيه من روحي ، قال: إن الروح متحركة كالريح، و إنما سمي روحا لأنه اشتق اسمه من الريح، و إنما أخرجه على لفظ الريح لأن الروح مجانس للريح، و إنما أضافه إلى نفسه لأنه اصطفاه على سائر الأرواح كما قال: لبيت من البيوت بيتي و قال لرسول من الرسل خليلي و أشباه ذلك، و كل ذلك مخلوق مصنوع محدث
در قرآن كريم روح در موارد گوناگون استعمال شده است: 1-روح آدميان، (سجده، آيه 9- حجر، آيه 29- ص، آيه 72) . 2- حقيقتى كه قرآن را برپيامبرنازل كرد كه با تعبير روحالامين و روحالقدس آمده است، (بقره، آيه 97- شعرا، آيه193). 3- حقيقتى كه همراه مؤمنين است، (مجادله، آيه 22). 4- حقيقتى كه انبياء با وى در تماس هستند،( نحل، آيه 2- بقره، آيه 87) .
مقدمه امنيت روحي و رواني از نيازهاي نخست جوانان به حساب مي آيد، چراكه در سايه امنيت، شكوفايي استعداد، خلاقيت ها و رشدوبالندگي آنها محقق مي شود. بي شک آرامش واحساس امنيت روحي ورواني اكسيرنجات وهماي سعادت همه انسانها خصوصاجوانان است . درميان جمعيت جوانان ، گروهي هستند كه علي رغم وفور عوامل اضطراب زا، از آرامش روحي و رواني زايدالوصفي برخوردارند و در ساحل «امن و آسايش روحي و رواني» بسر مي برند. اينان كساني نيستند جز «جوانان نمازگزار» كه در پرتو نور نماز، جان خودرا تابنده كرده و روح متلاطم رابا نماز به سكون و آرامش رسانده و به حقيقت دريافته اند كه بارزترين و روشن ترين مصداق «ذكرخدا»، همانا «نماز» است، اگرچه روح و اساس و هدف و پايه و مقدمه و نتيجه و بالاخره فلسفه نماز همان ياد خدا است ، همان ذكر الله است كه در آيه اقم الصلاه لذکري ، بعنوان برترين نتيجه بيان شده است ، لکن جوانان مي توانند با نمازهاي عارفانه و عشق ورزيدن به نماز نفس را كنترل و روح را در جهت رضاي خدا قرار داده و به امنيت و آرامش واقعي برسند . نماز،حضور نمازگزاردر محضرحق است، يعني شهود و ظهور زيباترين جلوههاي اصيل فطري انسان ، اما حضور جوانان در اين محضر جلوه ديگري دارد . از آنجا که جوانان پاکترند ، با نماز آسانتروبهتر به چشمهسار پاكي و عبوديّت حق نزديك مي شوند. نمازستون دين(5) و كليد بهشت است(6)که نقش مهمي در بازسازي روحي و تامين امنيت وآرامش همه افراد بخصوص قشر جوان دارد و سبب مي شود احساس بي پناهي و اضطراب هاي روحي و رواني هيچوقت جوانان نماز گزار رادربرنگيرد . قرآن به عنوان يك درمانگر و درمان خود را معرفي مي كند: و ذکرخدا را (که نماز هم ذکر خداست ) ، نيز به عنوان درمان و دارو بيان مي دارد(7) كه بسياري از بيماري هاي روحي و رواني را درمان كرده و شفا مي بخشد وبا ياد خدا دلها آرامش مي يابد.(8) در اهميت نماز همين بس كه پيامبراكرم(صلىاللهعليهوآلهوسلّم) از آن به عنوان ستون خيمه گاه دين تعبير فرموده است. (9) نماز به شرط آنکه با حضور قلب، گزارده شود از صفاي دل، روزني در جان جوان مي گشايدكه باران رحمت و نور معرفت خداوندي ـ بيواسطه ـ بر جان جوان فرو ميريزد و بر روشنايي دل و بصيرت درون او ميافزايدواورضاي پروردگارش را با تمام وجودش احساس مي کند و رضاي خدا برترين سرمايه دريک زندگي موفق براي جوانان است . ه خداوندمي فرمايد: «اقم الصلوه لذكري: نماز را براي من بپا دار...»(10) ، ياد خدا يك ارزش و تنها وسيله حقيقي آرام بخش دلهاست و نماز ياد خداست. جوانان در پرتو نماز و راز و نياز با خالق خويش، از هرگونه نگراني رهيده و هرگز خود را «بي پناه» و «بي كس» نمي يابند، چرا كه هرصبح و شام، نماز به آنان يادآوري مي كند كه بالاترين قدرت ها، ناظر احوال ايشان و پشتيبانشان درطي طريق زندگي است. همچنين جوانان نمازگزارهرگز به بيماري هاي روحي نظير احساس پوچي و اضطراب دچار نخواهندشد، زيرا در پرتو نماز دريافته اند كه هدفي والا درحيات آنان وجود دارد كه همان وصول به قرب پروردگار ميباشد و چون چنين است هيچگاه در پيچ و خم هاي زندگي مادي، احساس پوچي نمي كنند . بدين ترتيب «امنيت روحي و رواني » خود را در بالاترين درجه تأمين نموده ، روحشان آرام است اگرچه جسمشان را مسائل گوناگون در طول زندگي مي خراشد وفرسوده مي سازد . اما امنيت روحي و رواني از مقوله هايي است كه در عين سادگي، و روشني كه به ذهن مي رسد، در آن اختلاف آراء و انظار وجود دارد. واژه اي كه ثبات و استقراري نداشته و هر فرد و گروه براي رسيدن به اهداف خويش از آن تعريف و تفسير خاصي را ارايه مي دهند تا منافع مورد نظر خويش را در وراي تعريف پيشنهادي حفظ كرده و به دست آورند. قبل از پرداختن به پاسخ سوالات مذکور در باره نقش و اثر نماز بر امنيت روحي و رواني جوانان ، مناسب است پس از بحث کوتاهي در باره روح و روان ، به برخي از عوامل عمده بر هم زننده امنيت روحي و رواني جوانان اشاره کنيم.
سخني در باره روح و روان انسان مركب از دو جزء ماده بدنى و ديگرى جوهر مجرد كه همان نفس و روح است مىباشد و اين دو تا زمانى كه انسان در اين دنيا زندگى مىكند ملازم و همراه اوست اما از اين دو آنچه حقيقت او را تشكيل مىدهد روح است كه با لفظ من از او ياد مىكند و بدن تنها ابزار و آلت براى انجام كارهاى مادى اوست وروح و روان اوست كه درك مىكند و اراده مىكند. روح و روان در هيچ يك از اجزاى بدن مستقر نيست بلكه روح امرى مجرد است و با بدن همراهى و نسبت به آن نوعى تدبير و فرماندهى و سرپرستى دارد. همچنان كه خداوند حاكم فرمانروا و مدبر هستى است و با جهان هست ولى نه به اين معنا كه در جايى مستقر باشد بلكه احاطه قيومى به عالم دارد. روح نيز با بدن در مرتبه نازلترى شبيه همين رابطه را دارد. بنابراين رابطه روح و بدن را هرگز از منظر فيزيولوژيك نمىتوان نگريست زيرا فيزيولوژى تنها قادر به كشف روابط اجزا و عناصر فيزيكى و بدنى است. روح انساني، از شريفترين موضوعاتي است كه ميطلبد آدمي مطالعات و تأملاتي نسبت به آن داشته باشد. در اين باب مسائل و مباحث فراواني از سوي فيلسوفان، متكلمان، روانشناسان و روانكاوان، مفسران و محدّثان طرح شده و هر يك از ديدگاه ويژه خود آن را كاويده است. بيشك هر يك از ما درمييابيم كه وجود ما گذشته از جسم و آثار مخصوص بدان، داراي خواص و حالاتي است همچون فكر كردن، دوستي، و نفرت، احساسات و عواطف، سخاوت و بخل، شجاعت و ترس و مانند آن. وجود اين حالات و اوصاف در وجود انسان، حداقل اين پرسش را براي او ايجاد ميكند كه خاستگاه و منشأ اين ويژگيها چيست؟ ماديها در پاسخ به اين سؤال، تمامي اين خواص را از آثار جسم دانستهاند و همه آنها را از بعد مادي تفسير كرده و هر يك را به علتي از علل جسماني بازگرداندهاند. به اعتقاد آنان هيچ صفتي را نميتوان يافت كه قابل انطباق بر قوانين مادي نبوده و توجيه مادّي نداشته باشد، تا به ناچار براي توجيه آن به علتي ماوراء جسم و ماده روي آوريم. روان شناسان جديد به دليل اين كه در پرتو پژوهش هاي خويش روش علوم تجربي را به كار مي گيرند، خود را تنها در چارچوب بررسي آن بخشي از پديده هاي روحي و رواني كه امكان مشاهده و بررسي موضوعي آنها وجود دارد، محصور مي كنند و از پژوهش و كاوش درباره بسياري از پديده هاي مهم روحي و رواني كه از محدوده مشاهده و آزمون تجربي نمي گنجند، دوري مي كنند. از اين رو، كار بررسي در مورد «نفس» را از حوزه پژوهش هاي خود كنار گذاشتند، چون «روح وروان» چيزي نيست كه بتوان آن را ديد و يا به آزمايش گذاشت. به همين دليل، اين ها بررسي هاي خود را تنها به آن بخش از «رفتار» انسان كه قابل مشاهده و ارزيابي است، محدود مي كنند؛ حتي برخي از روان شناسان معاصر پيشنهاد مي کنند كه نام «روان شناسي نوين» به «رفتارشناسي» تغيير يابد؛ زيرا روان شناسان كنوني بيشتر به بازتاب هاي رفتاري انسان توجه دارد نه به خود روان؛ از اين رو نمي توان آن را دانش روان شناسي دانست. در برابر آنها الهيون معتقدند، در ساختار وجودي انسان، گذشته از جسم كه از سنخ طبيعت و ماده است، جنبهاي ديگر از وجود نيز به كار گرفته شده است كه ماوراي ماده است و از آن به روح و نفس تعبير ميشود و تمام اين حالات و اوصاف را از آنِ جنبه روحاني ميدانند.
علامه طباطبايي(ره) مينويسد: «اينكه كاوشهاي علمي و تجربي در سير خود به موجودي به نام روح، دست نيافته و هيچ وصفي از اوصاف را كه قابل توجيه جسمي نباشد پيدا نكرده است، سخن درستي است و در آن ترديدي نيست ولي اين سخن به معناي نفي نفس مجرد كه برهان عقلي بر وجود آن اقامه شده است، نميباشد زيرا علوم طبيعي كه در دايره طبيعت و خواص ماده بحث ميكند، تنها ميتواند در همان محدوده داوري كند و قادر نيست در باره آنچه به آن محدوده مربوط نيست نفيا و اثباتا به قضاوت بپردازد. روح، موجودي است ماوراي طبيعي و دست علوم تجربي از دامن آن كوتاه است و اينكه دانش طبيعي به آن دست نيافته است، دليل بر نبود آن نميتواند باشد. غريب ماده گرا به خو اجازه دادند كه ، پديده ” روح “ را بعنوان افسانه اي قديمي و خرافي ، به فراموشي محض بسپارند ، چرا كه براي هر آنچه كه بعنوان ” فرآيند روحي “ در طول تاريخ بشري معرفي شده است ( مثلا حتي حس معنويت جويي ) مي توان ، توجيهي درجسم و به ويژه در سلسله اعصاب ، پيدا كرد . در راستاي همين طرز تفكر بود كه عده اي از پزشكان روس ، بخاطر عقايد ماركسيستي و ماترياليستي حاكم بر كشورشان درصدد پيدا كردن مناطقي در مغز انسان برآمدند كه از كار انداختن آن منطقه حس خدا جويي را حتي در بزرگان و علماي دين به كلي از بين ببرد. آنچه ماديها را جرئت داده است تا به انكار روح بپردازند اين بوده است كه آنها خيال كردهاند معتقدان به وجود روح، چون خواص و اوصافي را در انسان ديدهاند كه در نظر آنها توجيه و تفسير علمي نداشته، لذا به وجود روح قائل شدهاند تا بدين وسيله آن اوصاف را توجيه كنند و منشأي براي آن بسازند. در حالي كه اين اشتباه فاسدي است، زيرا هيچ گاه معتقدان به تجرد روح، چنين تقسيمبندي در خواص و صفات بشري نداشتهاند كه برخي را به جسم و برخي را كه علل آن را نميدانستهاند به روح نسبت دهند، بلكه تمام آن را مستقيما به جسم و توسط آن به روح مستند كردهاند ...». (11) ملاصدراي شيرازي(ره) مي فرمايد: «روشن است كه تفكر زياد و به كارگيري مداوم و مستمر انديشه و نيروي عقلاني و عمليات ذهني و علمي، از يك سو موجب تحليل بدن و فرسايش قواي جسمي است و از سوي ديگر مايه تكامل روحي و رشد آن است و سبب ميشود تا نفس در تعقلات خود از قوّه به فعليّت در آيد. اگر روح، چيزي جز خواص جسم نباشد، لزوما بايد آن نيز همراه با فرسايش بدن رو به تحليل رود، در حالي كه گفتيم، نفس با اين كار نه تنها كاهش نمييابد بلكه تقويت و شكوفايي نيز كسب ميكند و اگر با مرگِ بدن، جان هم بميرد، بايد هر چه سبب فرسايش و مرگِ بدن است سبب مرگ و زوال روح نيز باشد.»(12)
«منِ» انساني و حقيقت او همان روح و روان اوست و همان است كه فاعل حقيقي و مصدر همه اموري است كه از شخص صادر ميشود آن را توسط جسم و قواي آن، عملي ميسازد. علي(عليه السلام) در سخني كوتاه، بهترين توصيف و تمثيل را از روح بيان كرده است و ميفرمايد: «الروح في الجسد كالمعني في اللّفظ؛ روح در بدن همچون حضور معني در لفظ است.» (13) با اين توضيح، روشن ميشود كه تأثير وضعيت روحي در بدن و اندام تا چه اندازه است. روح مريض، بدخواه، آلوده و تيره، بدن را نيز بيمار و رنجور و تاريك ميسازد، در حالي كه صاحب روح اميدوار، پاك و نيكخواه، جسمي شاداب و سالم و چهرهاي باز و نوراني دارد. و اين نكتهاي است كه هم در روانشناسي بر آن تأكيد ميشود و هم متون ديني بر آن گواهي ميدهد. قرآن كريم ميفرمايد: «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ في قُلُوبِهِم مَرَضٌ أَن لَن يُخْرِجَ اللّهُ أَضْغانَهُمْ وَ لَوْ نَشَاءُ لأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ في لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ؛ آيا كساني كه در دلهايشان بيماري است گمان كردهاند خداوند كينههايشان را آشكار نميكند؟ و اگر ما بخواهيم آنها را به تو نشان ميدهيم تا آنان را با قيافههايشان بشناسي و به يقين آنان را از طرز گفتارشان ميتواني بشناسي و خداوند نسبت به اعمالتان آگاه است.» (14) سخن آخر اينكه، حضرت امام باقر(عليه السلام) در سفارش خود به جابر بنعبداللّه انصاري ميفرمايند: «اطلب راحة البدن بإجمام القلب؛ آسايش بدن را در راحتي و سلامت نفس جستجو كن.»(15)
تاثيرگناه بر امنيت روحي و رواني جوانان ازجمله عوامل مهم بر هم زننده امنيت روحي و رواني و نيز آرامش جوانان ارتکاب گناه است . در جـهان امروز كه لجام گسيختگى فرهنگى به طور فزاينده اى سلامت و امـنيت جانى بسيارى از جوامع را به مخاطره انداخته است و همه روزه شاهد طغيان و عصيان گروه هاى مختلف مردم به ويژه نوجوانان و جـوانان هستيم, آيا چيزى جز نـماز و توكل و امدادهاى غيبى خداوندى مى تواند ناجى آنها از مـنـجـلاب ايـن گـنـاهان عظيم شود و آن ها را از سقوط به دره نيستى و فلاكت باز دارد؟ اساسا ارتکاب جرم و گناه استرس زا و اضطراب آور است .علاوه بر آن خداوند بخاطر ارتکاب گناهان در صورتي که از آنها توبه نشود وعده عذاب داده است . جواني که مرتکب جرم و گناه مي شود خودش را در معرض عذاب مي بيند (البته به شرط آنکه اهل ايمان باشد ) و اين حالت آرامش را از او سلب نموده او را دچار اضطراب ميکند . از طرفي دامن گيرى مفاسد اجتماعي و جاذبه هاى آلوده موجود در اجـتـمـاع, چنان پرده اى بر دل هاى جوانان بـى نـماز مى كشند كه آنان ديگر توان مشاهده و ارتباط با ظرايف و لطايف و معنويت را ندارند . اين در حالتي است که جوان نـمازگزار هيچ گاه اجازه نمي دهد هوس هاى زودگذر و وسوسه هاى شيطانى روح و ذهنش را مشغول كـنـد ، لکن در صورت ارتکاب گناه ، ، نماز وسيله شستشوى از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى براي اوست و جوانان نماز گزار را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مىكندو به اين وسيله امنيت و آرامش از دست رفته را به او باز ميگرداند.. نمونه اي از بيانات معصومين عليهم السلام در باره نماز وخاصيت پاک کنندگي روح و روان و امنيت بخشي آن چنين است : پيامبر(صلىاللهعليهوآلهوسلّم)فرمودند : «من صلّي ركعتين و لميحدّث فيهما نفسه بشيء من امور الدّنيا غفرالله ذنوبه».(16) هركس دو ركعت نماز به جاآورد و در انديشه امور دنيايي نباشد خداوند گناهانش را ميبخشايد. ونيز فرمودند: «ما من صلوةٍ يحضر وقتها إلاّ نادي ملك بين يدي النّاس: أيّها الناس قوموا إلي نيرانكم الّتي اوقدتموها علي ظهوركم فَاَطفِئوها بصلاتكم». (17) هيچ نمازي نيست مگر آن كه در وقت نماز فرشتهاي به مردم ميگويد اي مردم برخيزيد آن آتشهايي كه با دست خود بر پشت خود روشن كردهايد با نماز خاموش كنيد. امام علي (عليه السلام)مي فرمايند: «لو يعلم المصلّي مايغشاه من جلال اللّه ماسرّه أنيرفع رأسه من سجوده».(18) اگر نماز گزار ميفهميد كه شوكت و شكوه خداوند چگونه او را در بر گرفته، هرگز دوست نميداشت كه سرش را از سجده بلند كند. و نيز از بيانات حكيمانه امير مؤمنان علي(عليه السلام) در نهجالبلاغه ، در باره نماز، اين نكته لطيف و ظريف براي جوانان است كه مي فرمايند : «اَنّ الصّلوةَ لَتَحُتُّ الذنوبَ حَتَّ الوَرَقِ وَ تُطْلَقُها اِطلاقَ الرِّبقِ و شبَّهَها رَسُولُ اللّهِ صَلّي اللّهُ عَلَيهِ وَ سَلَّمـ بِالحَمَّةِ تَكُونُ علي بابِ الرَّجُلِ، فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنها فيِ اليَوْمِ و الليْلَةِ خَمْسَ مَرّاتٍ فَماعَسي أَن يَبْقي عَلَيهِ مِنَ الدَّرَنِ؟ وَ قدْ عَرَفَ حَقَّها رجالٌ مِن المؤمنينَ الَّذينَ لا تَشْغَلُهُمْ عَنها زِينَةُ مَتاعٍ وَلا قُرَّةُ عَينٍ مِن وَلَدٍ وَ لامالٍ.»(19) (همانا نماز گناهان را مانند ريختنِ برگ از درخت، ميريزد و چونان رهاشدن بند از گردنِ چارپايان، نمازگزار را از قيد و بند ناپاكيها نجات ميدهد. رسول خدا(صلىاللهعليهوآلهوسلّم) نماز را به چشمه آب گرمي تشبيه فرموده است كه بر در خانه مردي جاري باشد و آن مرد شبانهروزي پنج نوبت در اين چشمه شستوشو كند. بديهي است در اين صورت، ديگر چركي بر بدن او باقي نخواهد ماند. و بهتحقيق، كساني از مؤمنان حق نماز را شناختهاند كه زخارف دنيوي، همچنين آنچه موجب روشني چشمشان ميشود ــ از مال و فرزند ــ فكر و توجه آنان را از ياد خداوند و گزاردن نماز باز نميدارد. راز درون پرده سخنِ مذكورِ امام علي(عليه السلام)، درباره خاصيت گناهزُدايي نماز است. و تشبيهي كه از قول رسول اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) براي توجيه اين رمز نقل فرموده است، يادآور مضمون آيه 114 از سوره مباركه هود/ 11 ميباشد كه خداوند خداي سبحان مي فرمايد«رِجالٌ لا تُلهِيهِم تِجارَةٌ وَ لابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وإيتاءِ الزَّكوةِ»(20) مرداني که تجارت و معامله آنان را از ياد خدا و نمازو زکات باز نمي دارد . ونيز فرموده است: «وَ اَقِمِ الصَّـلوةَ طَرَفَيالنَّهارِ وَ زُلَفا مِنَ اللَّيلِ اِنَّ الحَسَناتِ يُذهِبْنَ السَّيّـِئاتِ ذلِكَ ذِكْري لِلذّاكِرينَ.» (نماز را در دو طرف روز ــ صبح و ظهر و عصر و اوايل شب ــ به پاي دار؛ زيرا كه اعمالِ نيك خطاها و آثار گناه را از ميان ميبرد. اين يادآوري براي كساني است كه اهل تذكرند). حديثي نيز از نبي مكرّم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) از قولِ سلمانِ فارسي، اين گونه نقل شده: «قالَ: اَنـَا مَعَهُ مَعَ رَسُولِاللّه« (صلىاللهعليهوآلهوسلّم)، تَحتِ شَجَرةٍ، فَأَخَذَ مِنها غُصْنا يابِسا، فَهَّزَهُ حَتّي تحاتَ وَرَقةً. ثمَّ قالَ: اَلا تسْأَلني يا سَلْمانُ لم افْعَلُ هذا؟ قُلتُ: وَ لَمْ فَعَلْتَهُ. قالَ (رَسُولُ اللّهِ صَلياللّهُ عَلَيهِ وَ آله): اِنَّ المُسلِمَ اِذا تَوضَأَ فَاَحسَنَ الوضوء ثّمَ صلّي الصّلَواتِ الخَمْسِ تحاتَتْ خَطاياهُ كَما يتحاتُ هذا الوَرَقُ. ثمَّ قَرَأَ هذه اِلاية وَ اَقِمِ الصّلوةَ طَرَفيِ النّهارِ...» (21) سلمان فارسي مي گويد: من با پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) زير درختي نشسته بوديم. پس رسول اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) شاخه خشكي از آن درخت را گرفت و تكان داد، تا اينكه برگهايش ريخت. آنگاه به من فرمود: از من سوءال نميكني كه چرا چنين كردم؟ عرض نمودم: يا نبياللّه! چرا اين كار را انجام داديد؟ پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) در پاسخ من فرمود: زماني كه مسلماني وضو بگيرد ــ و خوب و نيكو وضو بگيرد ــ سپس نمازهاي واجب پنجگانه خويش را بهجاي آورد، گناهان او فرو ميريزد، همانطور كه برگهاي اين شاخه فرو ريختند. بعد همين آيه و اقمَ الصلوة... الخ را برايم تلاوت فرمود. از يک سو بدون شك، يكي از مهمترين عوامل و راهكارهاي قابل توجه براي جوانان كه در عين حال هيچگونه هزينه اي را دربرندارد، امر مقدس و عظيم «نماز» مي باشد. چرا كه نماز در واقع حلقه اتصال جوانان با وجود عظيم الشأن و بي نهايت خداوند است كه يكي از مهمترين اسامي و صفات او «كريم» است بمعني بزرگوار، و كسي است كه به مصداق آيه شريفه «فان العزه لله جميع: ًتمامي عزت از آن خداست» دارنده تمامي مراتب عزت مي باشد، و يقيناً جواني كه با او سر و كار پيدا كرد، رنگ و بوي خدايي به خود مي گيرد و «كريم» مي گردد و «عزيز» مي شود و چون چنين شد هرگز نفس كريم و عزيز خود را با گناه نمي آلايد و جامعه از جانب او در امن و آسايش قرار خواهد گرفت. از سوي ديگر همانگونه كه مي دانيم، خداوند عزيز در سوره مباركه عنكبوت آيه 45 يكي از مهمترين آثار نماز را دور نمودن نماز گزار از «فساد و فحشاء» معرفي مي نمايد، آنجا كه مي فرمايد: «ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر...: جوان نمازگزار فردي است كه گرد گناه نمي گردد چرا كه صبح و شام با خداي خود در راز و نيازي عاشقانه است و حضور او را مستمراً درك مي كند و چنانچه صحنه گناه و تجاوز به حقوق ديگران پيش آيد، مرتكب گناه نمي شود زيرا خداوند را حاضر و ناظر مي داند و بالمآل جامعه از ناحيه او در امن و امان خواهد بود. نگاهي هر چند گذرا به زندگي نوجوانان و جوانان بزهكاران اجتماعي و آنانكه «امنيت اجتماعي» جامعه را به نحوي از انحاء مختل نموده اند، به خوبي اين نكته را ثابت مي كند كه اكثر قريب به اتفاق آنان، كساني بوده اند كه با نماز ارتباطي نداشته و به اين عنصر انسان ساز علقه اي نشان نداده اند وبدين ترتيب خود را در عرصه حيات، يكه و آزاد شمرده و دست به گناهان عظيمي همچون قتل، تجاوز به عنف، سرقت و ... آلوده اند و علاوه بر زندگي خود ، زندگي ديگران را هم با «ناامني» مواجه نموده اند. حال آنكه در ميان جواناني كه بيشترين تعهد و مسئوليت را نسبت به جان، مال، عرض و ناموس ديگران داشته اند، جوانان نمازگزارو مقيدين به نماز از جايگاه ويژه اي برخوردارند. جوان نمازگزار ميداند كه «اقامه نماز» با «تجاوز به حقوق ديگران» سازگاري ندارد و اصولاً نمازي كه در كنار آن به نوعي «تجاوز» به حقوق انسان ها باشد، نماز نخواهد بود. جايي كه بودن حتي يك تار نخ غصبي در لباس نمازگزار، موجب بطلان نماز گردد، مسلم است كه جوان نمازگزار خود را مقيد به رعايت حقوق ديگران مي كند و از دست يازيدن به گناهان خودداري مي كند.بنابر اين بطور قطع براي برقراري امنيت روحي و رواني فردي و نيز امنيت اجتماعي هيچ عاملي برتر و بالاتر از نماز نيست. مولاي متقيان علي(عليه السلام) در كلام نوراني خود مي فرمايد : به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمان هاست به من دهند تا خداي را نافرماني كنم كه پوست جوي را از مورچه اي ناروا بگيرم، چنين نخواهم كرد!...»(22) بدون ترديد اين همه تقيد به رعايت حقوق ديگران و حتي حيوانات، از تأثيرات «نمازهاي حقيقي» آن يگانه عالم خلقت است. و اينگونه است كه نماز، «نفس سركش» را مؤدب به آداب الهي و رعايت حقوق فردي و اجتماعي ديگران نموده و درنتيجه «امنيت اجتماعي» را در بالاترين سطح براي جوامع بشري به ارمغان مي آورد. «نماز» بنابه تصريح آيه شريفه «ان الصلوه تنهي عن الفحشاء والمنكر» انسان را از «غيبت»، «دروغ»، «سرقت»، «قتل نفس»، «تجاوز به حريم خصوصي ديگران»، «رباخواري»، «زنا»، «چشم چراني»، «تهمت»، «حرامخواري»، «قمار»، «شرب خمر»، و هر آنچه از اعمال كه به نوعي منجر به تجاوز به حقوق ديگران و درنتيجه ايجاد اختلال در «امنيت اجتماعي» مي گردد برحذر مي دارد و آيا فقدان امنيت اجتماعي در جوامع بشري به غير از اين امور و امثالهم، سرچشمه اي ديگر دارد؟ بنابر اين براي تامين امنيت روحي و رواني جوانان بهترين و مهمترين راه، اصلاح و بهينه سازي رابطه بين «جوانان » و «خداوند» و تلاش در جهت آشنا كردن «جوانان » با «خالق خويش» است كه اين امر نيز ممكن نخواهد بود جز از طريق «اقامه نماز»، با توجه به تمامي شرايط صحت و قبول آن. قرب به آفريننده هستي براي جوانان اطمينان بخش و امنيت آور است . هر چه جوانان احساس نزديکي بيشتري به خداوند داشته باشد، امنيت روحي و رواني بيشتري خواهد داشت . نماز مي تواند بهترين وسيله براى قرب به پروردگارمتعال براي جوانان باشد; چنان كه بعضى روايات گوياى اين حقيقت است. معاويه بن وهب گويد: از امام صادق(عليه السلام) پرسيدم بالاترين و محبوبتـريـن چـيـزى كـه سبب مى شود بندگان به وسيله آن به خدا نزديك شـونـد چـيـست؟ حضرت فرمود: ما اعلم شيئا بعد المعرفه افضل من هـذه الـصـلاه; بعد از شناخت خدا, چيزى را از اين نماز برتر نميدانم.(23)
تاثير مشکلات و سختيهادر امنيت روحي و رواني جوانان بدون ترديد جوانان در زندگي مادّي گاهي دچار مشکلات شده ودر تنگنا قرار ميگيرند، امكانات و توان جوانان معمولامحدود است و مشكلات پيش روي آنها بسيار، بنابراين آنها بدون پشتوانه اي مطمئن نميتوانند از اقيانوس پر تلاطم زندگي به سلامت عبور کنند . جواناني كه فقط مادي ميانديشند، فقط به پشتوانههاي مادّي فكر ميكنند، ولي آنان كه الهي مي انديشند پيوسته با پشتوانههاي معنوي خود را از بن بست ميرهانند. از جمله مهمترين پشتوانههاي جوانان در زندگي نماز است. چنانکه گفتيم نماز، جلوه برجسته ياد خداست «الا بذكر الله تطمئنّ القلوب». (24) نماز استعانت از قدرت مطلق هستي است .«واستعينوا بالصّبر والصّلوة و انّها لكبيرة الاّ علي الخاشعين (25) از صبر و نماز ياري جوييد (و با استقامت و كنترل هوسهاي دروني و توجّه به پروردگار نيرو بگيريد) و اين كار جز براي خاشعان سنگين است». برهمين اساس است كه در روايات فراواني آمده است كه وقتي پيامبر(صلىاللهعليهوآلهوسلّم) يا امام علي(عليه السلام) با مشكلي رو به رو ميشدند به نماز روي ميآوردند. (26) امام صادق(عليه السلام) فرمود: مستند اين كار همين آيه شريفه است.(27) در شأن آن حضرت عليه السلام در مورد نماز آمده: «كانَ عليٌّ إذا أهالَهُ امرٌ فزغٌ قامَ الي الصّلاة ثمّ تلي هذه الآية؛ واستعينوا بالصّبر والصّلاة؛ حضرت علي(عليه السلام) هرگاه با كار سختي رو به رو ميشد، به نماز ميايستاد، و اين آيه را تلاوت ميفرمود: «از صبر و نماز ياري بجوييد» (28) در كافى از امام صادق (عليهالسلام) روايت كرده كه فرمود : هر وقت امرى و پيشامدى على (عليهالسلام) را به وحشت مىانداخت ، برميخاست ، و بنماز مىايستاد ، و مىفرمود : ( استعينوا بالصبر و الصلوة ) ، از صبر و نماز كمك بگيريد . اگر جواني بخواهد از نفوس بشري به نفوس الهي و از نفوس ناري به نفوس نوري حركت كند و به آن برسد و به تربيتهاي الهي تربيت شود، بايد ازصبر و نمازاستعانت بجويد. بايد در برابر بلا و حوادث جهاني صابر باشد، كه «دار بالبلاء محفوفة»(29) دنيا جهاني است كه در محاصره بلاست. هيچ كس از حوادث جهان، مصون نيست و راهي جز صبر و تحمل در برابر بلا ندارد. جوان اگر صابر باشد، بلا سازنده اوست. رفاه، سازنده نيست. از صبر و تحمّل در برابر بلايا، تجربيات علمي براي او پيدا ميشود و بسياري از مشكلات براي او حل ميشود. بنابر اين بايد به صبر و نمازمتوسل شد.
تاثير اضطراب در امنيت روحي و رواني جوانان در سال هاي اخير كوشش هاي زيادي در زمينه روان درماني افرادي كه دچار بيماري هاي رواني و اضطراب هاي شخصيتي و عدم تعادل آن هستند، انجام شده است و در اين زمينه روش هاي مختلفي براي روان درماني پديد آمده است كه هيچ كدام موفقيت مورد انتظار را درباره از ميان بردن يا پيشگيري از بيماري هاي رواني كسب نكرده است. برخي از تحقيقات نشان مي دهد كه ميانگين درمان از هفتاد درصد تجاوز نمي كند. وانگهي حال عده اي از بيماران پس از درمان هاي روان درمانگران گاه بدتر هم شده و يا بيماري پس از مدتي عود كرده است. اين گونه پژوهش ها نشان مي دهد كه ميانگين درمان ناشي از روان درماني بر پايه روش هاي علمي هنوز به ميزان رضايت بخشي نرسيده است. از اين رو، گرايش و توجه بيشتر به دين براي سلامت روان و درمان بيماري هاي رواني درميان روان شناسان و درمانگران رواني افزايش چشم گيري يافته است. آنان بر اين باورند كه «ايمان بدون شك مؤثرترين درمان بيماري هاي رواني به ويژه اضطراب و افسردگي است.» ويليام جيمز فيلسوف و روان شناس آمريكايي مي گويد: ايمان نيرويي است كه بايد براي كمك به انسان در زندگي وجود داشته باشد. فقدان ايمان زنگ خطري است كه ناتواني انسان را در برابر سختي هاي زندگي اعلام مي دارد. و در جاي ديگر مي گويد: همان طور كه امواج خروشان اقيانوس نمي تواند آرامش ژرفاي آن را برهم زند و امنيت آن را پريشان سازد، شايسته است كه دگرگوني هاي سطحي و موقت زندگي، آرامش دروني انسان را كه عميقاً به خداوند ايمان دارد، برهم نزند، چرا كه انسان متدين واقعي، تسليم اضطراب نمي شود و توازن شخصيت خويش را حفظ مي كند و همواره آماده مقابله با مسايل ناخوشايندي است كه احتمالاً روزگار برايش پيش مي آورد. كارل يونك روانكاو مي گويد: در طول سي سال گذشته افراد زيادي از مليت هاي مختلف جهان متمدن، با من مشورت كردند و من صدها تن از بيماران را معالجه و درمان كرده ام، اما از ميان بيماراني كه در نيمه دوم عمر خود به سر مي برند- يعني از سي و پنج سالگي به بعد- حتي يك بيمار را نيز نديدم كه اساساً مشكلش نياز به گرايش ديني در زندگي نباشد. به جرأت مي توانم بگويم كه تك تك آنان به اين دليل قرباني بيماري رواني شده بودند كه آن چيزي را كه اديان موجود در هر زماني به پيروان خود مي دهند فاقد بودند و تك تك آنان تنها وقتي كه به دين و ديدگاه هاي ديني بازگشته بودند به طور كامل درمان شدند. (30) ” اضطراب ” بيماري شايع قرن اتم و كهكشان است ، پيشرفت سريع و پيچيده تمدن و در عين حال بي توجهي به ارزش هاي مذهبي و خانوادگي هر روز بيش از پيش براي افراد و اجتماع خصوصا جوانان اضطراب هاي جديد بوجود مي آورد . اضطراب از عجز انسان در برابر حل تضادهاي رواني وي ناشي مي شود و اصولاً بخش بزرگي از نيروي رواني انسان براي حل تضادهاي رواني مصروف مي شود. از نظر روانپزشکان ، اضطراب در جوانان با يك احساس منتشر و مبهم دلواپسي كه اغلب ناخوشايند و بدون دليل است مشخص مي شود كه معمولاً با يك يا چند مشكل جسمي همره مي گردد . از جمله شخص ممكن است علامتهاي جسمي چون احساس طپش قلب ، تنگي تنفس و درد قفسه سينه ، خالي شدن سردل ، تغريق ، سردرد ، لرزش و .... را نيز به همراه داشته باشد . اضطراب ، گاهي به شكل طبيعي در اشخاص سالم برز مي كند و گاهي به صورت بيمار گونه و دائمي در مي آيد كه نياز به درمان و مراقبت پزشكي دارد . با اينكه دلايل علمي مختلفي از ديدگاههاي مختلق بعنوان دلايل بروز اضطراب در جوانان و تشديد آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن جوانان از ايمان مذهبي بعنوان يك عامل بسيار مهم وعميق در بروز اضطراب نقش غير قابل انكاري دارد و به اين ترتيب نقش پيشگيري كننده و حتي درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسي است .
آرامش حاكم بر روح و روان و در نتيجه آن جسم جوانان نمازگزار ، در مقايسه با آشفتگي رواني و جسمي و اضطراب جوانان بي نماز به راحتي قابل مشاهده است . به اين ترتيب در بعد پيشگيري از اضطراب و براي آرامش دائمي جسم وروح و روان جوانان ” نماز ” نقش خارق العاده اي را ايفا مي كند . در تاثير نماز بر کاهش اضطراب جوانان ، بايد به اين نكته اشاره كنيم كه جوان نمازگزار با ايمان به قدرت لايتناهي پروردگاري كه در مقابلش كرنش مي كند ، خود را در مقابل هر عاملي كه قصد به خطر انداختن و ترسانيدن ( ودر نتيجه مضطرب ساختن ) اورا داشته باشد ايمني مي يابد و ضمن تكرار باور اعتقادي خود طي نمازهاي پنجگانه يوميه اين ايمني همه جانبه را ، به روان خود تلقين مي كند و سرانجام آرامش و امنيت عميق روحي و رواني را در وجود خود ملكه مي سازد . در راستاي اين موضوع تحقيقات علمي در برخي كشورهاي مسلمان نشان مي دهد كه بيماران مضطربي كه در كنار درمانهاي رايج ضد اضطراب ، به خواندن نماز و قرآن و حتي احاديث نبوي تحريك شده اند از درجه درمان به مراتب بالاتري نسبت به سايرين برخوردار بوده اند . جواني که در زندگى خود در ماديات فرو رفته ، از معنويات بدور و تابع هوى و هوس خود باشد ، همواره در مقدمه چينىهاى فكريش دچار اشتباه مىشود ، چون واقعيات و تخيلات در دلش مختلط شده نمىتواند آن دو را از هم جدا كند . مسائل خيالى با آن زرق و برقى كه در خيالات هست در مسائل فكرى و جدى او مداخله مىكند ، گاهى باعث بهم ريختن امنيت و آرامش رواني او شده ،سبب انحراف او از سنن صواب و طريق درست زندگي مىشود ، و گاهى نيزباعث تردد و اضطرابش مىگردد ، بطورى كه نتواند در اراده خود تصميم بگيرد ، و بطور جدى اقدام نمايد و در نتيجه شدائد و گرفتارىهايش را تحمل كند . اما جواني كه داراى ايمان به خداى تعالى است ، تكيه بر پايگاهى دارد كه هيچ حادثه و گرفتارى تكانش نمىدهد ، و به ركنى وابسته است كه انهدام نمىپذيرد. جوانان در پرتو نماز و راز و نياز با خالق خويش، از هرگونه نگراني رهيده و هرگز خود را «بي پناه» و «بي كس» نمي دانند، چرا كه هرصبح و شام، نماز به آنان يادآوري مي كند كه بالاترين قدرت ها، ناظر احوال ايشان و پشتيبانشان درطي طريق زندگي است . آشنا شدن با فلسفه و حقيقت نماز و اين که به واسطه نماز آرامش وامنيت روحي و تعادل رواني در انسان نماز گزار پيدا مي شودواينکه نماز بهترين درمان افسردگي و اضطراب است ، سبب اقبال هر چه بيشتر و بهتر جوانان به نماز و بهره مندي از برکات و ثمرات آن مي شود.
از حضرت امام صادق(عليهالسلام) نقل شده است كه فرمود: چه مانعي دارد وقتي كه با غمي از غمهاي دنيا رو به رو ميشويد وضو گرفته به مسجد برويد، دو ركعت نماز بخوانيد و در نماز دعا كنيد، زيرا خداوند دستور داده: «واستعينوا بالصّبر والصّلوة».(31 )
امنيت روحي و رواني در نظر گاه اسلام ايجاد امنيت روحي و رواني و برقراري نظم و آرامش درتمام حوزه هاي زندگي ازجمله اهداف اولي و اساسي احكام، دستورات و قوانين اسلامي است . امنيت را ميتوان به حوزه هاي امنيتي مختلفي مانند امنيت اجتماعي ، فردي ، سياسي ، روحي و رواني (معنوي) ، فرهنگي تقسيم نمود . البته دسته بندي امنيت به چند دسته بدان معنا نيست كه وجوه و اقسام امنيت هيچ گونه رابطه و پيوندي با هم نداشته باشد؛ بلكه وجود شاخه ها و حوزه هاي امنيت، با يكديگر، پيوند عميق و ناگسستي دارد. چنان كه اگر پايه هاي امنيت روحي و رواني سست شود برساير حوزه هاي امنيتي به شدت تأثير مي گذارد. و يا اگر امنيت اجتماعي و سياسي آسيب ببيند ديگر حوزه هاي امنيت مانند فرهنگي، اقتصادي و معنوي نيز درمعرض خطر و آسيب پذيري جدي و حتمي قرار مي گيرد. دين اسلام آرامش فردي را بر پايه و اساس استواري پي ريزي نموده است وامنيت و آرامش را ازوجدان و درون افراد ، يعني همان امنيت روحي و رواني آغاز مي نمايد . اگر روح و روان جوان ازامنيت و آرامش كامل برخوردار بوده و روحاً دلهره و نگراني نداشته باشد امكان تلاش و فعاليت درجهت ايجاد و ارتقاي امنيت فردي وبدنبال آن اجتماعي وجود دارد، ولي اگر وجدان،روح و روان جوان از احساس امنيت و آرامش لازم،محروم بوده و از نظر روحي و رواني نگراني داشته و پناهگاهي نداشته باشد امنيت و آرامش فردي - اجتماعي درچنين محيطي وجود نخواهد داشت.
شهيد مطهري درباره نقش دين وامنيت بخشي مي گويد: زندگي بشرخواه و ناخواه دركنار خوشي هاو شيريني ها، رنج ها و شكست ها، از دست دادن ها و ناكامي ها دارد.پاره اي از حوادث جهان مانند پيري و مرگ قابل پيشگيري و برطرف ساختن نيست و اين ها اموري است كه انسان را رنج مي دهد. ايمان ديني درانسان، نيروي مقاومت مي آفريند و با تفسير تلخي ها آن ها را شيرين مي گرداند و اموري چون چنگال وحشتناك مرگ را به وسيله اي براي بازگشت به خدا و برخورداري از نعمت هاي ابدي خداوند مبدل مي سازد و بدين ترتيب نه تنها آن را تحمل پذير بلكه به پديده اي شيرين بدل مي سازد. (32)
وقتي جوان نمازگزار، ايمان و اعتقاد دارد كه خداي متعال از رگ گردن به او نزديك تر است . (ق/ 16) و اگر از او چيزي بخواهد دعايش مستجاب خواهد شد. (بقره/ 186) و به آنچه مي كند آگاه است.(مجادله/ 15) و اعمال خوب و بد را محاسبه مي كند (زلزله/ 7/8) و اجر و پاداش نيكوكاران را ضايع نمي سازد . (توبه / 120) و اين كه لشكريان زمين و آسمان از آن اوست، او دانا، آگاه و خبير و حكيم است . (فتح/ 4) و احساس مي كند كه به يك نيرويي كه ما فوق آن نيرويي وجود ندارد تكيه دارد؛ و از هيچ قدرت و مقامي جز او ترس و هراس ندارد . (احزاب/ 39) و سرزنش هيچ كس ديگر تأثيري براو نمي گذارد . (مائده/ 54) و بر از دست رفته غم نمي خورد و برداشته اميد نمي بندد .(حديد/ 23) به اين ترتيب امنيت وآرامش واقعي بروجود آنها حكمفرما مي شود . (انعام/ 82) زيرا خداوند كسي است كه سكينه وآرامش روحي و رواني را دردل هاي مؤمنان فرو مي فرستد.(فتح/4) بنابر اين جوان نمازگزار، در سايه اين آرامش الهي است كه احساس امنيت روحي و رواني نموده ، آرام مي گيرد و ثبات مي يابد.
نماز و امنيت روحي رواني جوانان غفلت يا بي توجهي نسبت به ابعاد معنوي يا روحي و فراموش كردن خدا سبب « خلاء وجودي » و يا « ناكامي وجودي » و به بيان قرآن سبب «فراموشي خود / خويش يا نفس » مي گردد. فراموشي خدا موجب بروز احساس پوچي ، بي هدفي ، تهي بودن زندگي و عدم امنيت روحي و رواني در جوانان شده و به اين ترتيب زندگي براي آنها تنگ و سخت مي شود . اما در نماز به محض اينكه خداوند حاضر در ناخودآگاه جوان نمازگزار ، اما غائب از سطح آگاه ذهن او ، به ياد آورده مي شود ، ناگهان ابهامات وجوديش از بين مي رود و احساس شعف ، آرامش ، طمأنينه ، احساس معنادار بودن زندگي شخص و كل هستي واحساس تعالي به جوان نمازگزاردست مي دهد و قلب متلاطم ، ناآرام و مضطرب او احساس امنيت روحي مي کند و آرام مي گيرد. حالت تمدد اعصاب و آرامش رواني ناشي از نماز جوانان نمازگزار را از اضطرابي كه جوانان بي نماز همواره از آن رنج مي برند، مي رهاند؛ اين حالت ها معمولاً تا مدتي پس از نماز نيز در انسان باقي مي ماند و ادامه مي يابد. جوانان گاهي در حالت تمدد اعصاب و آرامش رواني پس از نماز با امور يا مواردي اضطراب انگيز ، نگران کننده ، که مي تواند آرامش روحي و رواني انسان را بر هم بريزد ، رو به رو مي شوند يا آن ها را به ياد و خاطر مي آورند. تكرار حدوث اين موارد و يادآوري آنها در حالت تمدد اعصاب و آرامش نفساني پس از نماز ، با توجه به حالت خاص طمئنينه و آرامش رواني پس از نماز ، به «خاموش شدن» تدريجي اضطراب ، نگراني و ترس در جوانان نمازگزار منجر مي شود. اين تأثير بسيار مهم كه نماز در درمان اضطراب (و آرامش روحي و رواني نماز گزار ) دارد، همانند تأثير روش روان درماني برخي از درمانگران رفتارگرايي معاصر در درمان اضطراب بيماران رواني است كه از طريق درمان از راه آرام سازي يا درمان از راه كاهش حساسيت انفعالي انجام مي گيرد. (33)
اميد بخشترين آيه براي جوانان نمازگزار در آخر، بحث را با اميد بخشترين آيه قرآن ، که در باره ي نماز است و اميد بسياري براي همه خصوصا جوانان در آنست ، به پايان مي بريم : در تفسير آيه وَ أَقِمِ الصلَوةَ طرَفىِ النهَارِ وَ زُلَفاً مِّنَ الَّيْلِ إِنَّ الحَْسنَتِ يُذْهِبنَ السيِّئَاتِ ذَلِك ذِكْرَى لِلذَّكِرِينَ ،(هود /114) ، حديث جالبى از على (عليهالسلام) به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود : به نظر شما اميد بخشترين آيه قرآن كدام آيه است ؟ بعضى گفتند آيه ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء ( خداوند هرگز شرك را نمىبخشد و پائينتر از آن را براى هر كس كه بخواهد مىبخشد ) . امام فرمود : خوب است ، ولى آنچه من مىخواهم نيست ، بعضى گفتند: آيه و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفر الله يجد الله غفورا رحيما ( هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت ) امام فرمود خوبست ولى آنچه را مىخواهم نيست . بعضى ديگر گفتند :آيه قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ( اى بندگان من كه اسراف بر خويشتن كردهايد از رحمت خدا مايوس نشويد ) فرمود: خوبست اما آنچه مىخواهم نيست ! بعضى ديگر گفتند: آيه و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله ( پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مىدهند يا به خود ستم مىكنند به ياد خدا مىافتند ، از گناهان خويش آمرزش مىطلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد ) باز امام فرمود: خوبست ولى آنچه مىخواهم نيست . در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود : چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند : به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم . امام فرمود : از حبيب خودم رسول خدا شنيدم كه فرمود : اميد بخش ترين آيه قرآن اين آيه است و اقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرين . و نماز را در دو طرف (اول و آخر) روز به پا دار و نيز در ساعات آغازين شب، كه البته حسنات و نكوكاريها، سيّئات و بدكاريها را نابود مىسازد، اين (نماز يا اين سخن كه حسنات شما سيّئات را محو مىكند) يادآوريى است براى اهل ذكر و پندى بر مردم آگاه است .(34)
والحمد لله رب العالمين سيد حميد حسيني
نتيجه زندگي جوانان در عصر حاضر ، با استرس هاي بسيار متعدد و گوناگوني همراه شده است و براي تداوم زندگي جوانان لازم است مقاومت آنها در برابر استرس ها افزايش يافته و احساس آرامش و امنيت رواني در وجودشان حكمفرما باشد . مشکلات ، سختيها وچالشها، جزء جدانشدني از زندگي نوين است. زندگي كه در گذرگاه هزارتوي تاريخ، مفاهيم اصلي خود را جا گذاشته وزندگي به جاي شادماني، آرامش و احساس امنيت براي جوانان ،استرس (فشار رواني)، اضطراب و هيجان را بيشتر از گذشته به ارمغان آورده است. امروزه بسياري از متفكران و روانكاوان جان به نقش مثبت و سازنده نيايش و مذهب در پيشبرد وضع اجتماعي و فردي اعتراف دارند و بر اين باورند كه نماز و نيايش و مراسم مذهبي آرام بخش روح و روان انسانها و پايان بخش اضطراب و دلگيريها است.جواناني كه با فلسفه اصلي نماز و نيايش آشنا باشند و رابطه راستين خود را با خداوند درك كنند و حقوق افراد جامعه را رعايت نمايند ، بنا به منطق قرآن که : ان الصلاة تنهي عن الفحشاء و المنكر امكان ندارد راه خطا پيش گيرند و تعدي و تجاوز نمايند. جوانان نمازگزاردر پرتو شعاع نوراني «نماز» از هر آنچه عوامل نگراني و پريشاني است آسوده خاطر مي شوند. نه از «آينده مبهم و تاريك» هراسي به دل راه مي دهند . جوان نماز گزار باور دارد که همه مكان ها و همه زمان ها از آن خداست ، ملک خداست و خدا با اوست، او از «گذشته» خود احساس نگراني مي كند، چرا كه با نماز خداوند را آمرزنده و مهربان يافته است. اذكار و افعال نماز، تماماً و يك به يك، او را از چنان آرامشي لبريز ساخته كه هيچ عامل مادي و معنوي ديگر قادر به اعطاء چنين آرامشي نيست. جوانان با «نماز » که ذکر خداست ، خداوند را به بزرگي ياد مي كنند وبا سجده در پيشگاه ربوبي اش ، تمامي قدرت هايي كه ممكن است آنها را تهديد به ناامني كنند در نزدشان خوار و حقير جلوه مي كنند. جوانان نمازگزار بر افكار و انديشه هاي خود حاكمند نه محكوم آنها. آنان در اثربندگي خدا چنان ولايت و سلطه اي بر نفس خويش دارند كه اجازه نميدهندوسوسه اي بر قلب آنها ظهور كند. آنان با نمازهاي عارفانه و عشق ورزيدن به نماز نفس را كنترل و روح را در جهت رضاي خدا قرار ميدهند . براي برقراري امر مهم و حياتي «امنيت روحي و رواني»، در بين جوانان، قبل از هر چيز بايد به شناخت عوامل ايجادكننده آن پرداخت و در ميان عوامل موجد «امنيت روحي و رواني»، امر «نماز» بنابه دلايل متعدد برترين عامل ميباشد و لذا تبيين اين موضوع براي جوانان و تشويق به آن امري بسيار لازم و ضروري است . اگرتمامي هم و غم متوليان ايجاد «امنيت روحي و رواني» براي جوانان و تئوري پردازان اجتماعي، دست يافتن به راه حلي عملي و كارا براي از بين بردن احساس ناامني روحي و ريشه كن كردن عوامل آن در بين جوانان است ، پس نبايد از سهل ترين ، در دسترس ترين و في الواقع ارزان ترين و ساده ترين راه حل اين امر يعني «نماز»در بين جوانان غافل باشند.
پي نوشتها : 1- ر.ك المفردات في غريب القرآن, ص;285 2- ر.ك: پرواز در ملكوت, ص22 3- ترجمه تفسير «الميزان»66. ج25، ص 340 و 341. 4- تفسير «روحالجنان» 5- مستدرک الوسائل ج1ص172 6- نهج الفصاحه جمله 1588 7-سوره مباركه يونس- 57 8- سوره مباركه رعد-28 9- ر.ك: ميزان الحكمه, چاپ جديد, ج2, ص1627 10- سوره مباركه عنكبوت 11-الميزان، ج1، ص367 ـ 366. 12-الاسفار الاربعة، ج8، ص295. 13-سفينة البحار، ج1، ص537. 14-سوره محمد، آيه 30 ـ 29. 15- سفينة البحار، همان، ج2، ص441. 16- عوالي اللآلي،ج 1 ص 322 ،ح 59.4 17-من لايحضره الفقيه، ج1، باب فضل الصلوة، حديث3. 18- خصال، ص 632،ح 10 19-. نهجالبلاغة صبحي صالح ، ص 316 و 317. 20- سوره مباركه نور/ 37 21- جزء 5، ص 200 و 201. 22-نهج البلاغه خطبه 4 23- وسائل الشيعه, ج3, ص26 24-سوره مباركه رعد /28 25- سوره مباركه بقره /45 26- مجمع البيان، ج1 ـ 2، ص217. 27- فروع كافي، ج3، ص480. 28- تفسير الميزان، ج1، ص154. 29- نهج البلاغه 30- قرآن و روانشناسي، ص304 31- تفسير مجمع البيان، ج1 ـ 2، ص217 32- مقدمه اي بر جهان بيني اسلام، ص34-.40 33- ر.ک.معجزه هاي دعا و نيايش- كيهان 22 مرداد 82 34- تفسير نمونه ج : 9 ص 270
فهرست منابع و مآخذ
قرآن کريم 1-احسائي ، ابن ابي جمهور ، عوالي اللآلي ،تحقيق حاج آقا مجتبي عراقي ،مطبعه سيد الشهداء ،قم ، 1403 ه.ق. 2-اصفهاني ، راغب، ابو القاسم حسين بن محمد ،المفردات في غريب القرآن ، دفتر نشر کتاب ،چاپ اول ،1404ه ق . 3-القمي ، علي بن ابراهيم بن هاشم ، تفسير القمي ، موسسه دار الکتاب ، قم ، 1404 ق. 4- پاينده ، ابو القاسم ،نهج الفصاحه، انتشارات جاويدان ،چاپ سيزدهم ، بي جا ، 1360. 5- حاجي نوري ، مستدرك الوسائل ، موسسه آل البيت ، قم 1366 6- دايجست ، ريدرز، معجزه هاي دعا و نيايش ترجمه اميرديواني- كيهان 22 مرداد 82 7- رازي ،شيخ ابوالفتوح ،تفسيرکبير، با حواشي حاج ميرزا ابوالحسن شعراني، كتابفروشي اسلامي، سال 1385هـ ق. 8- ري شهري ، محمدمهدي ، ميزان الحكمه،، دارالحديث قم، 1416ق 9- شيرازي صدرالدين محمد ، الاسفار الاربعة، بيروت ، دار احياء التراث العربي، 1981 م. 10- صبحی صالح ،شرحنهجالبلاغه ، انتشارات دار الهجره ، قم،بي تا. 11- صدوق ، محمد بن علي بن بابويه قمي ،الخصال، تحقيق علي اکبر غفاري ، موسسه نشر اسلامي ، قم ، 1403 ه ق . 12- صدوق ، محمد بن علي بن بابويه قمي ، من لايحضره الفقيه، دار الکتب الاسلاميه ، تهران ، 1390 ه ق . 13- طبرسي ، ابو علي فضل بن حسن ،تفسير مجمع البيان ، بيروت ، دار احياء التراث العربي. 14-طباطبائی ، سيد محمد حسين ، الميزان في تفسير القرآن ،انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم،1367 . 15- طريحى، فخرالدين بن محمد; مجمع البحرين، مكتبه ى مرتضويه. 16- عاملي ،شيخ حسن ، وسائل الشيعه,موسسه آل البيت ، قم ، 1409ه ق. 17-کليني ، ابو جعفر ،محمد بن اسحاق ، اصول کافي ، دار الكتب الاسلاميه ، چاپ چهارم ،1365. 18- مجلسي ، محمد باقر ، بحار الانوار ، موسسه الوفاء ، بيروت 1404ه ق. 19- محدث قمي، سفينة البحار، آستان قدس رضوي . 20- مطهري ، مرتضي ،مقدمه اي بر جهان بيني اسلام، انتشارات صدرا . 21- معتزلي ، عبد الحميد ، شرح نهج البلاغه ، ناشركتابخانه آيه الله مرعشي ،قم 1404. 22- مکارم شيرازي ، ناصر ، تفسير نمونه، دفتر تبليغات اسلامي قم ، 1366. 23- نجاتي ،دكتر محمد عثمان ، قرآن و روانشناسي، ، بنياد پژوهشهاي آستان قدس رضوي.
مشخصات: دکترسيد حميد حسيني عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي نشاني محل کار : همدان ، شهرک شهيد مدني ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد همدان – معاونت فرهنگي تلفکس 4494037-0811 پست الكترونيك : zekr12@yahoo.com
نوشته شده توسط سید مهدی در 14:59
یکشنبه 19 دی 1395 :: 14:14 :: نويسنده : aminataie
اختلال نقص توجه- بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالاتی است که در کودکان و نوجوانان تشخیص داده می شود. مبتلایان به این اختلال دارای علایم کم توجهی، پرتحرکی و تکانش گری هستند. علایم هر یک عبارت است از: علایم کم توجهی: این افراد گستره ی توجه کوتاهی دارند، حواس پرت هستند، کارها را ادامه نمی دهند و به راحتی حواس شان پرت می شود. این ها هرگز برای مدتی طولانی یک فعالیت را ادامه نمی دهند و پیوسته از یک فعالیت سراغ فعالیت دیگری می روند، در مدرسه دایم مشغول خیال بافی هستند و در فکر و رؤیا فرو می روند، تکالیف شان نیمه تمام می ماند، در اواسط انجام دادن یک تکلیف شروع به انجام دادن کارهای دیگر می کنند. مخصوصاً در حین مطالعه ی مطالبی که برای شان جالب نیست در حین انجام دادن تکلیف ضروری و خسته کننده جمع کردن حواس برای آن ها مشکل است، ولی به مطالبی که برای شان جالب باشد خوب توجه می کنند و می توانند مدت طولانی و چندین ساعت به این فعالیت ها مشغول باشند(مثل بازی های رایانه ای)، ولی وقتی مجبور به انجام دادن تکلیفی که برای شان جالب نیست (مثل تکالیف درسی) باشند در این وضعیت ها مدت کوتاهی می نشینند(مثلاً 10-20دقیقه)بعد بلند می شوند و یک چرخی می زنند، دوباره می نشینند و این ها بسیار کم تر از مقداری که متناسب با سطح تحصیلات شان انتظار می رود مطالعه می کنند. فراموشکاری از مشکلات دیگر این افراد است، بنابراین اشیای لازم برای انجام دادن تکالیف یا فعالیت ها را گم می کنند (مانند تکالیف مدرسه، مدادها، کتاب ها، دسته کلید، کیف پول و...)به طور مداوم برنامه های خود را فراموش می کنند و به قرارها دیر می رسند. علایم بیش فعالی: علامت بیش فعالی از همان دوره ی جنینی قابل مشاهده است، مادران بچه های بیش فعال می گویند فرزند مبتلای آن ها زمانی که در شکم شان بوده ضربه های بیش تر و شدیدتری وارد می کرده است. بچه های مبتلا به این اختلال در دوره ی نوپایی اغلب فعال و بی قرار هستند، بزرگ تر که می شوند دایم در حال وول خوردن هستند و قادر نیستند سر سفره یا میز غذا آرام بنشینند. پرحرفی نیز، نِمود دیگری از بیش فعالی این هاست. اختلال نقص توجه-بیش فعالی بر روی عملکرد نوجوانان چه تأثیری می گذارد؟ اختلال نقص توجه-بیش فعالی، علایم و نقص های متعددی در حوزه های توجه، فعالیت و تکانشگری از خود به جا می گذارد که به دلیل عوارض و اختلال عملکرد ناشی از این اختلال تبعات گسترده ای را در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی نوجوانان به جا می گذارد. والدین در مقابل اختلال نقص توجه-بیش فعالی نوجوانان چه باید بکنند؟ والدین باید بدانند که آن ها مسبب اختلال نقص توجه-بیش فعالی نوجوانان خود نیستند، ولی مسئولیت مدیریت و کنترل کردن آن را به عهده دارند. والدین باید به موقع نسبت به درمان نوجوان خود اقدام کنند در درمان این اختلال داروها عامل اصلی هستند، نوجوانان معمولاً تمایلی به مصرف دارو ندارند و فکر می کنند دارو مخصوص افراد دیوانه است، و برخی والدین نیز می خواهند مشکلات و اختلال نوجوان شان به کمک روش های غیردارویی برطرف شود، ولی باید بدانند که درمان اصلی برای رفع نقایص ناشی از این اختلال، درمان دارویی است. با درمان دارویی مناسب تمرکز این نوجوانان بهتر می شود، پرتحرکی، فعالیت های نامربوط، رفتارهای ناگهانی و آزاردهنده ی آن ها کاهش می یابد و در نتیجه این نوجوانان سازگاری بیش تری با محیط، والدین و معلمین نشان می دهند. بنابراین اگر والدین احساس کردند نوجوان شان از این اختلال رنج می برد، حتماً با روان شناس و روان پزشک متخصص کودک و نوجوان مشاوره کنند. چهارشنبه 08 دی 1395 :: 00:45 :: نويسنده : aminataie
در ژانویه ۱۸۴۴ - در روستای لوردس در جنوب فرانسه به دنیا آمد. وی بزرگترین فرزند خانواده ۷ نفره و فقیر خود بود. او مدعی شد بانویی مقدس را میبیند و با او گفتگو میکند. عدهای به او ایمان آورده و عدهای دیگر او را دروغگو خواندند ولی حرفهای برنادت که از طرف آن بانوی مقدس (مریم مقدس) بیان میکرد و به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ مینمود. پدر او آسیاب آبی را اداره میکرد که در کنار یک جوی آب زلال بود که آبش سرانجام به درون رودخانه گیو (Gave) میریخت. برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد و سرانجام در ۱۶ آوریل ۱۸۷۹ در سن ۳۵ سالگی از دنیا رفت. ۵۵ سال بعد از مرگش از طرف کلیسا به عنوان قدیس حامی بیماران، خانواده و فقرا پذیرفته شد. پس از ۱۲۷ سال، مقامات بدن او را از کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود بیرون آوردند و دیدند که جنازهاش نپوسیده است و این محل امروزه زیارتگاه کاتولیکها میباشد. تجربه شهوددر سن چهارده سالگی برای اولین بار حالت شهود به او دست میدهد و طبق گفته خودش «یک خانم کوچک و جوان» را در تو رفتگی تخته سنگی میبیند. این تجربه ۱۸ بار دیگر برای او تکرار میشود. در دیدارهای بعدی عدهای از مردم هم با او میرفتند ولی گویا دیگران چیزی نمیدیدند. در آن مکان امروز مجسمهای از مریم مقدس قرار داده شده است و چشمهای در همان مکان جاری است. برنادت خود معتقد بود که ایمان و دعا است که بیمار را شفا میدهد. آب این چشمه آزمایش شده و هیچ چیز خاصی جز مواد معدنی در آن یافت نشده است. تقاضای برنادت برای ساخت کلیسای کوچک در محل یاد شده باعث شد که تعداد زیادی کلیسا در شهر لورد ساخته شود. تمام این کلیساها زیر نظر کلیسای کاتولیک روم هستند. سالانه نزدیک به ۵میلیون زائر از این شهر دیدن میکنند. در فرانسه تنها پاریس هتلهای بیشتری از شهر لورد دارد. جسد برنادتدر ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۹، بدن او پس از ۳۰ سال از مزار مرطوبش درآورده شد. هرچند صلیبی که در دست او بود و تسبیحش زنگ زده بودند، اما بدنش سالم مانده بود. بدنش را شستند، لباس مجدد بر تنش کردند و دوباره به خاک سپرده شد. بار دوم، در ۳ آوریل ۱۹۱۹، بدن او مجدداً از مزارش درآورده شد. باز هم بدنش سالم مانده بود. در سال ۱۹۲۵ (میلادی)، بدن او برای بار سوم از مزارش درآورده شد. نقابی مومی (بر اساس عکسهای موجود و ظاهر صورتش) برای وی آماده شد، زیرا کلیسا نگران بود که هر چند بدن او سالم مانده، اما چشمان و بینی تورفته و رنگ تیره شدهٔ پوستش، تأثیر نامناسبی بر مردم داشته باشد. بدن او اکنون در کلیسای سنت برنادت در Nevers محل زیارت مؤمنان کلیسای کاتولیک است. بدن او، با عمر نزدیک به ۱۳۴ سال، هنوز سالم است جمعه 05 آذر 1395 :: 19:43 :: نويسنده : aminataie ![]() اگر شما هم به دنبال روشهایی هستید تا خوش اندام و لاغر باشید در این نوشتار با ما همراه باشید تا ۲۰ روش بی دردسر خوش اندام و لاغر شدن را به شما معرفی کنیم .
بمبهای کالری موذی همهجا پنهان شدهاند، اما معنیاش این نیست که شما باید از بالا رفتن وزنتان رنج ببرید یا به رژیم های سخت تن بدهید. کری گانز متخصص ثبتشدهی تغذیه، که به مراجعان در نیویورک سیتی مشاوره میدهد، میگوید “کنترل نحوهی خوردنتان هنوز در دست شما است. خیلی نگران زیادهرویهای گاه و بیگاه نباشید. کارهای کوچکی هست که میتوانید هر روز انجام دهید تا در مسیر لاغری بمانید و خوش اندام و لاغر باشید.” او دربارهی ترفندهای بسیار سادهای صحبت میکند که به شما کمک میکند کمتر احساس گرسنگی کنید و از زمان صبحانه تا وقت خواب، چربی بیشتری بسوزانید.
در این نوشتار ما توصیههای غیررژیمی محبوبمان را برای خوش اندام و لاغر شدن گردآوری کردهایم.
قبل از ظهر برای خودتان جشن بگیرید این کار را بکنید تا ۳ بعد از ظهر به راحتی از کنار تنقلات پنیری خانگی همکارتان بگذرید. پژوهشی نشان دادهاست زنانی که از صبحانهای کامل (فرض کنید ۷۰۰ کالری) لذت میبرند، نسبت به زنانی که فقط ۲۰۰ کالری میخورند، کاهش بیشتری در میزان هورمون گرسنگی گرلین دارند.
یک دونات کوچک بخورید حقیقت داشتن این توصیه خیلی شیرین به نظر میرسد، اما پژوهشگران پیبردهاند شاید راز خودداری از هوس خوراکی در تمام روز، خوردن دسر در صبح (بعد از صبحانهای با پروتئین بالا) باشد. زنانی که این کار را در طول یک دورهی ۸ ماهه انجام دادهاند، از کسانی که یک وعدهی صبحگاهی نسبتا کم میخوردند ۱۷ کیلوگرم بیشتر وزن کم کردند، شگفتانگیز است.
صبح زود ورزش کنید میتوانید پاداش تمام راهی را که در محله میپیمایید بهدست بیاورید. پژوهشگران در آزمایشگاه عملکرد انسانی دانشگاه ایالت آپالاچی در کنپلیس واقع در کارولینای شمالی، پی بردند آدمهایی که ۴۵ دقیقه ورزش میکنند جهشی در سوخت و ساز را مشاهده میکنند که ۱۴ ساعت طول میکشد و ۱۹۰ کالری بیشتر میسوزاند.
وقت استراحتی به همراه قهوه داشتهباشید بر اساس پژوهشی در مجلهی امریکایی تغذیهی بالینی، یک فنجان قهوه در کنار اینکه شما را پرانرژی نگه میدارد، ممکن است ماشین کالریسوزی بدنتان را به مدت ۳ ساعت تا ۱۲ درصد تحریک کند.
نهار با ادویهی تند بخورید برای خوش اندام و لاغر شدن مرغ کبابی را با پودر فلفل قرمز یا پاپریکا و سوپ فلفل قرمز امتحان کنید. براساس پژوهشی در مجلهی روانشناسی و رفتار، کپسایسین – مادهای شیمیایی که طعم تندی به فلفل میدهد – دستگاه عصبی سمپاتیک شما را فعال میکند و ممکن است سوخت و سازتان را برای بیشتر از ۴ ساعت تسریع کند.
آب را جایگزین کاکائو کنید شاید در ماههای سردتر هوس کاکائو کنید، اما به جای آن یک یا دو لیوان H۲O سرد بنوشید، بدنتان از این بابت از شما تشکر خواهدکرد. پژوهشی در آلمان نشان دادهاست نوشیدن کمی بیش از نیم لیتر آب سرد میتواند سرعت سوخت و ساز شما را به مدت ۶۰ دقیقه ۳۰ درصد افزایش دهد.
فراتر از رزماری بروید برای خوش اندام و لاغر شدن به دنبال دستورالعملهایی باشید که شامل شوید، ریحان، و پیازچه است. همهی اینها حاوی کامفرول است، یک پلی فنول که تولید هورمونهای تیروئید را، که تقویتکنندهی سوخت و ساز است، تحریک میکند. و میتوانند به شما کمک کنند خوش اندام و لاغر باشید.
حواستان به ساعت باشد شب هنگام قبل از این که چیزهایی را که هوس کردهاید، ببلعید؛ این نکته را در نظر داشتهباشید: پژوهشها حاکی از آن است که اگر ۸ صبح صبحانه میخورید، آشپزخانهتان باید ۸ شب تعطیل شود. موشهایی که کالری روزانهشان را در طول بازهی زمانی ۱۲ ساعته دریافت میکردند در وزن مناسب باقی ماندند، در حالی که موشهایی که هر وقت دوست داشتند، میتوانستند بخورند وزن اضافه کردند.
از کنترل تلویزیون به موقع استفاده کنید برای خوش اندام و لاغر شدن وقتی روی مبل راحتی لم دادهاید و در ماراتن تماشای فیلم شرکت میکنید، در طول پیامهای بازرگانی کانال را عوض کنید، و سریع از شبکهی خوراکیها بگذرید. اخیرا پژوهشی نشان دادهاست دیدن تصاویر خوراکیهای چرب هنگام خوردن نوشیدنیهایی با قند میوهای بالا، مرکز اشتهای مغز را تحریک میکند و سبب گرسنگی میشود.
زود بخوابید رابرت مورر، دارای مدرک دکتری، استاد علوم رفتاری در مرکز پزشکی سانتا مونیکا یوسیالای، میگوید: “وقتی خسته هستید، هورمونی که ولع کربوهیدرات دارد میتواند به شدت افزایش پیدا کند. دلیل دیگری که خواب را در اولویت قرار دهید: پژوهشی در ۲۰۰۷ نشان دادهاست وقتی آدمها به مدت ۶ روز فقط ۴ ساعت بخوابند، نرخ پردازش کالری از گلوکز ۴۰ درصد افت میکند. چرت میزنید و برنده میشوید (حداقل در کاهش وزن).
برای مکالمه تلفنی از هدفون استفاده نکنید شاید فکر میکنید اگر در فروشگاه هنگام خرید خاروبار مشغول مکالمهی تلفنی باشید، به نفعتان است. اما این کار به اندازهی کافی حواستان را پرت میکند تا منجر به خرید آنی چیزهایی شود که بعدا پشیمان میشوید. (این آبنبات چهطور از کیف من سر درآوردهاست؟) بهتر است آهنگهای کیتی پری را گوش کنید: پژوهش نشان دادهاست آهنگهای تند باعث میشود آدمها سریعتر خرید کنند، یعنی وقت کمتری را برای محصولات وسوسهکننده تلف میکنند.
انرژی خرید کردن را با شیرینی تامین نکنید وقتی شرکتکنندگان پژوهش به عنوان تنقلات قبل از خرید یک سیب خوردند، ۲۵ درصد بیشتر از کسانی که کلوچه خوردهبودند محصولات لبنی یا کشاورزی خریدند. خوراکیهای سالمتر بخورید تا احتمالا سراغ خوراکیهای تازهتر بروید.
همیشه عمده خرید نکنید در اینجا آماری هست که باعث میشود گرانولای بزرگ و مقرون به صرفه فورا کمتر جذاب به نظر برسد: وقتی آدمها خاربار را ذخیره میکنند ۲ برابر سریعتر آن را مصرف میکنند. کری گانز، متخصص ثبتشدهی تغذیه، توضیح میدهد: “از نظر روانشناختی وقتی خوراکیهای زیادی در خانه است، ممکن است خودتان را برای خوردن تحت فشار حس کنید.
خریدهای عمدهتان را به کالاهای اساسی برای آشپزی از قبیل روغن زیتون و تخممرغ محدود کنید.
ظرف میوه را پر کنید پژوهشی در آزمایشگاه خوراکی و برند دانشگاه کرنل نشان میدهد آدمهایی که این کار را میکنند از کسانی که این کار را نمیکنند، بهطور متوسط ۶ کیلوگرم کمتر وزن دارند. (ظرف را با سیب، موز، گلابی، و پرتقال پر کنید – هیچ کدام از اینها نیاز به نگهداری در یخچال ندارند.)
تنقلاتتان را در کابینت پنهان کنید همان پژوهشگران کشف کردند زنانی که یک پاکت چیپس سیبزمینی را روی پیشخوان میگذارند ۳.۵ کیلوگرم بیشتر از زنانی که این کار را نمیکنند وزن دارند.
بشقابهای کوچکتر را به پایین قفسه منتقل کنید اینگونه بیشتر احتمال دارد از آنها استفاده کنید و این خوب است: پژوهش نشان دادهاست وقتی آدمها به جای بشقاب غذای ۱۰ اینچی، در بشقاب سالاد ۷ اینچی غذا میخورند، غذای کمتری را در بشقاب میکشند.
قابلمه را سر میز نیاورید برای خوش اندام و لاغر شدن دیگر به خاطر سرو آسان قابلمه را سر میز نیاورید. این درمورد ظروف بیرونبر غذا نیز صدق میکند. پژوهشی در ۲۰۱۰ حاکی از آن است که وقتی مجبور هستید چند ثانیه بلند شوید، احتمالا ۲۰ درصد کمتر میخورید.
یخچال را با محصولات کشاورزی و لبنی ماندگار پر کنید برای آغاز آشپزی سالم باید مطمئن شوید همیشه سبزیجات در دسترستان است. این را مارتا رز شولمن، نویسندهی کتابهای آشپزی پرفروش میگوید. “کاهو، هویج، چغندر، کلم، و گل کلم حداقل یک هفته خوب میمانند.” و اگر تصمیم دارید سبزیجات را نیمپز کنید، بعضی از آنها تا ۴ روز خوب میماند.
عوامل استرسزا را از بین ببرید بر اساس پژوهشی در مجلهی گزارشهای روانشناختی، آدمها وقتی در محیطی آرام هستند ۱۸ درصد کمتر میخورند. آشپزخانهتان را برای یافتن محرکهای اضطراب بررسی کنید (انبوهی از صورتحسابها، یک فهرست کار طولانی) و آنها را به جایی دیگر متقل کنید.
تا جایی که میتوانید از این ۶ تنقلات بدون پشیمانی بخورید کری گانز، نویسندهی تغییر کوچک در رژیم غذایی میگوید یک خوراکی نیمروزی انرژیبخش میتواند ضروری باشد، چون به سیری کمک میکند. اما این خوراکی باید تنقلاتی مناسب باشد – دارای پروتئین یا فیبر، و کالری کمتر از ۲۰۰. یکی از این ایدههای مغذی طبیعی را امتحان کنید.
کامکوات برای خوش اندام و لاغر شدن کامکوات بخورید. این مرکبات بهطور کامل خورده میشود. پوست نازک و شیرین آن منبع مقدار زیادی مواد خوراکی زبر است. چهارشنبه 28 مهر 1395 :: 10:50 :: نويسنده : aminataie ![]() حسن شمشادی خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما در صفحه اینستاگرامش نامه از زبان نازنین زهرا، دختر شهید مدافع حرم «مرتضی مسیب زاده» منتشر کرد.
نامه ای از زبان نازنین زهرا دختر شهید مدافع حرم، برای بابای شهیدش حاج آقا مرتضی مسیب زاده در شب تولدش
بسم رب الشهدا و الصدیقین سلام بابای قشنگم دلم را به آسمان ها می سپارم تا نوشته هایش را به تو نشان دهد تا شاید دفتر قلبم را ورق بزنی و گوشه ای از آن را بخوانی. پس برایت می نویسم ، از دل غریب خود برایت می نویسم،
جمعه 23 مهر 1395 :: 11:55 :: نويسنده : aminataie
تخم مرغ سرشار از آهن، پروتئین، اسیدهای آمینه و آنتیاکسیدان است. شما بهراحتی میتوانید هر روز یک نیمرو درست کنید و از فواید بیشمار آن بهره ببرید. یکشنبه 18 مهر 1395 :: 14:19 :: نويسنده : aminataie
بیماری کبد چرب را نمیتوان به تنهایی به عنوان یک بیماری تعریف کرد، بلکه عموماً آغازکننده بیماریها قلمداد میشود. اما حتی هنگامی که این بیماری در معاینههای بالینی تشخیص داده میشود، از این عبارت کلی برای تعریف آن استفاده میشود که “بیماری کبد چرب زمانی رخ میدهد که چربی اضافی در سلولهای کبد انباشته شود.” تجمع بیش از حد چربی در سلولهای کبد و پر شدن فضاهای میان بافتی، این اندام را بزرگتر و سنگینتر از حالت طبیعی میسازد. در پاسخ به این سوال که کبد چگونه چرب می شود؟ باید گفت بروز بیماری کبد چرب را به چند روش میتوان توضیح داد، مقبولترین توضیح این است که عملکرد کبد تا اندازهای دچار نقص میشود که دیگر نمیتواند چربیها را به خوبی بشکند و خارج کند. توضیح دیگر این است که بگوییم استخراج چربی روده، یعنی محل تجزیه و جذب غذای مصرفی، افزایش مییابد. کبد نیز چربیهای موجود در وعده غذایی را که توسط بدن جذب میشود تجزیه میکند. بنابراین اگر فردی به طور مستمر در مصرف چربی زیادهروی کند، میزان چربی بالایی به کبد میرسد. کبد نمیتواند فرایند متابولیسم را بر روی این مقدار زیاد چربی که در هر وعده رژیم غذایی وارد بدن میشود انجام دهد، و در نهایت چربی مازاد به صورت تریگلیسیریدها انباشته میشود. این تجمع تدریجی چربی به التهاب کبد و آسیب دیدن سلولهای آن میانجامد که در نهایت به آن بیماری کبد چرب گفته می شود.
علایم علایم بیماری کبد چرب بروز نمی کنند و بیماری با هیچ علامتی، به ویژه در ابتدای بیماری، همراه نیست. در صورت پیشرفت بیماری، معمولاً پس از سپری شدن چند سال یا حتی چند دهه، مشکلات مبهمی نظیر موارد زیر تجربه میشوند:
بیمار علاوه بر موارد فوق گاهی با علایم زیر نیز مواجه میشود:
علت و عللمدرن شدن سریع کشورهای آسیایی افزایش میزان چاقی و مشکلات ناشی از آن را برای مردم این نواحی به ارمغان آورده است. بیماری کبد چرب در دستکم ۲۵% جمعیت کشورهایی تشخیص داده میشود که چاقی در آن رواج گسترده دارد. از دیگر علل و علت کبد چرب می توان به موارد زیر اشاره کرد:
انواعدو نوع کبد چرب عبارتست از الکلی و غیر الکلی. اگر چه فرایند بروز هر دو نوع یکسان است. جهت تعیین شدت یا گرید کبد چرب برای آن یک نظام درجهبندی در نظر گرفته شده است. تشخیص درجه بیماری برای ارائه برنامه درمانی مناسب و بهبود سریع بیمار اهمیت دارد.
در کودکانبیماری کبد چرب کودکان رایجترین بیماری کبدی در بچه ها است. تقریباً ۱۰% کودکان عمدتاً به دلیل چاقی بیش از حد به بیماری کبد چرب غیرالکلی دچار میشوند. تخمین زده میشود که از هر ده کودک یک نفر اضافه وزن دارد. برآوردی که ظرف یک دهه گذشته حدوداً سه برابر شده است. بیماری کبد چرب در میان تقریباً ۳% از کودکان و ۲۲ تا ۵۳ درصد از کودکان چاق رواج دارد. بروز این عارضه در کودکان از سن چهارسالگی شروع میشود و احتمال ابتلا به آن با بالا رفتن سن فزونی مییابد، بنابراین در میان نوجوانان درصد شیوع بالاتری دارد. به علاوه دختران بیش از پسران به این بیماری دچار میشوند. در بارداریچربی به ندرت در کبد مادران طی دوران بارداری انباشته و باعث بروز کبد چرب حاد بارداری می شود و خیلی به ندرت زندگی مادر و جنین را در معرض خطری جدی قرار میدهد و به از کار افتادگی کبد، کلیه، عفونت شدید یا خونریزی میانجامد. دلیل این امر کاملاً مشخص نیست، اما احتمالاً هورمونها بدون تأثیر نیستند. پس از تأیید تشخیص کبد چرب حاد حاملگی، پزشکان سعی میکنند تا هر چه سریعتر نوزاد را از رحم مادر خارج کنند. پس از آن هر چند مادر به مدت چند روز تحت مراقبتهای ویژه قرار میگیرد، اما عملکرد کبد غالباً ظرف چند هفته به حالت طبیعی برمیگردد. تشخیص
همانطور که پیشتر اشاره شد، انباشت چربیهای مازاد در سلولهای کبد موجب التهاب درونی و آسیب دیدن سلولها میشود. آنزیمهای کبدی موجود در این اندام عملکردهای معینی را بر عهده دارند و زمان بروز آسیب در جریان خون آزاد میشوند. در آزمایشهای معمول خون افزایش آنزیمهای کبدی مشخص میشود و در نتیجه احتمال داده میشود که فرد به بیماری کبد چرب مبتلا شده است. سپس با انجام آزمایشهای تصویر برداری عارضه کبد چرب تشخیص داده میشود که در صورت ابتلا به آن، کبد در سونوگرافی روشن دیده میشود یا اکوژنیسیتهاش افزایش مییابد و در سی. تی. اسکن تراکم آن کمتر به نظر میآید. با این حال در این روشهای تشخیصی شدت و نوع بیماری مشخص نمیشود و با ارزیابی نتایج آنها نمیتوان پی برد که آیا عارضه موضعی است یا انتشار آن در تمام این اندام شروع شده است. نمونه برداری از کبد بهترین گزینه برای انجام تشخیص کبد چرب است. نمونهبرداری به صورت یک عمل بسته و با حداقل تهاجم تحت بیحسی موضعی انجام میشود، سوزن ظریفی برای بیرون کشیدن نمونه از محتویات و بافتهای کبد وارد بدن میشود و سپس نمونه به دست آمده به دقت با استفاده از میکروسکوپ برای تعیین وجود چربی داخل آن بررسی میشود. درمانبیمار و پزشک به کمک یکدیگر برنامهای را برای تغییر سبک زندگی تدوین میکنند. تغذیه و رژیم غذایی مناسب کبد چرب، افزایش فعالیت جسمی و ورزش کردن و مصرف داروی کبد چرب در صورت لزوم برای کنترل میزان کلسترول و قند خون عاملهای خطری را به حداقل میرساند که تصفیه چربی سلولهای کبد را به دنبال دارد.
بااین وجود، بعضی از اختلالهای مرتبط با کبد چرب مانند کلسترول بالا، افزایش قند خون و چاقی را تنها میتوان با مداخلههای دارویی به صورتی کارآمد درمان کرد. اگر این اختلالها تحت کنترل درنیایند، هر گونه تلاش در جهت درمان بیماری کبد چرب تلاشی بیهوده و محکوم به شکست است. بنابراین داروهایی مانند متفورمین برای درمان دیابت مقاوم به انسولین، داروهای استاتین برای مدیریت کلسترول بالا و داروهای رفع معضل چاقی تجویز میشوند. رژیم غذایی
یکی از عوامل مهم در درمان بیماری کبد چرب پرهیز از غذاهای مضر می باشد. در ادامه بعضی از رژیم های غذایی مؤثر در درمان کبد چرب شرح داده میشوند:
چون غذاهای فراوری شده و آماده حاوی چربیهای مضر بیشتری هستند، باید از مصرفشان اجتناب کرد. برشتوکهای صبحانه نیز فراوری شده و بنابراین ممنوع هستند. همچنین چون محصولات صنعتیای مانند کیک، کلوچه، بیسکویت، پفک و…برای آماده شدن و پخت نیاز به چربی بیشتری دارند، باید از برنامه غذایی بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب حذف شوند. پیشگیریبا در پیش گرفتن سبک زندگی سالم میتوان وزن بدن را در حد مطلوب نگاه داشت و از یکی از عاملهای اصلی بروز بیماری کبد چرب، یعنی چاقی، جلوگیری کرد. از یاد نبرید که ورزش و رژیم غذایی سالم دو مؤلفهی مهم تمام برنامههای کاهش وزن محسوب میشوند. در پایان پیشنهادهایی جهت پیشگیری از ابتلا به بیماری کبد چرب ارائه میشود:
بیماری کبد چرب در چند دهه اخیر شیوع زیادی پیدا کرده است، یکی از دلایل عمده آن عدم مصرف مواد غذایی مناسب و اضافه وزن می باشد. علایم بیماری کبد چرب جز در موارد شدید بروز نمی یابد، و بیماری در مراحل اولیه هیچ علائمی ندارد. این بیماری در هر سنی حتی در کودکان نیز ممکن بروز پیدا کند. درمان این بیماری عمدتا با برطرف کردن علت و رژیم غذایی مناسب می باشد. شنبه 17 مهر 1395 :: 11:42 :: نويسنده : aminataie ![]() امام حسین(ع) همچون سایر امامان معصوم بشارت ظهور مهدی موعود(عج) را داده و فرمودند: او امام قائم به حق است و خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده کرده و دین حق را پیروز میگرداند.
به راستی، چه ارتباطی میان این دو کوکب درخشان آسمان ولایت - که ملک و ملکوت، عرش و فرش همه از یگانگی آن دو سخن میگویند - وجود دارد. هر کجا حسین علیه السلام است، مهدی (عج) نیز هست و هر کجا مهدی (عج) است، حسین علیه السلام نیز هست. ذکر و نام آن یکی، با یاد و نام دیگری قرین و عجین است.
مقدمه از نوای غریبانه استغاثه امام حسین (ع)، سالها و قرنها میگذرد، اما انعکاس آن را میتوان در لحظه لحظه تاریخ به گوش جان شنید، این فریاد نه تنها رو به خاموشی و افول نگذاشته، بلکه هر روز رساتر و پرصلابت تر، خروش و جوشش آزادگان عالم را افزوده است.
گویا امام حسین (ع) سالها و قرنها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است; تا امام عصر (عج)، ندایش را پاسخ گوید; پرچم بر زمین ماندهاش را به دوش گیرد; داغهای کهنهاش را التیام بخشد و آرمانهای بلندش را لباس تحقق بپوشاند.
روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین (ع) است و حضرت مهدی (عج) پاسخ دهنده آن. در این گستره بی انتها و افقهای دور آن، کسی به خروش و التهاب فرزندش که برای رسیدن آن روز، گذر آرام آرام و جانکاه لحظهها را به تماشا مینشیند و روزها و سالها را با چشمان منتظرش بدرقه میکند وجود ندارد.
به راستی چه رمزی مهر سکوت بر لبان بسته و چه سری در این میان رخ پنهان کرده است؟ چرا یاد امام حسین (ع) همیشه و همه جا، همراه و هم پای یاد حضرت مهدی (ع) است؟ چرا هر جا سخن از حسین (ع) است، نام حضرت مهدی (ع) نیز رخ میگشاید؟ چرا عاشورا روز «ظهور» است و یاد حسین (ع) آغازین کلام مهدی علیه السلام...؟
این گفتار میکوشد گوشههایی از این ارتباط و پیوست را، از منظرهای مختلف و در ابعاد گوناگون بررسی کند و فهرست وار آنها را در چهار بخش (همراه با قرآن، همراه با روایات، ادعیه و زیارات، تشرفات) و یک خاتمه برشمارد تا به عنوان دستمایه برخی از محققان و مبلغان و نیز ابزاری برای تحقیق و پژوهش بیشتر و مقدمهای برای کشف زوایایی دیگر از حقایق نورانی حیات این دو امام همام علیه السلام باشد.
گرچه بررسی و تحلیل این پیوستگیها و نیز نتایج و آثار آن، مجالی دیگر و فرصتی فراخ تر میطلبد و گشودن گره اسرار این پیوستگیها، دلهایی راز دان و جانهایی آگاه از آن اسرار را میطلبد.
* همراه با قرآن 1. امام حسین علیه السلام از نگاه امام مهدی (عج) سعد بن عبدالله قمی گوید: به امام عصر - اوراحنا له الفداه - عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! تاویل آیه «کهیعص » چیست؟ فرمود: «هذه الحروف من انباء الغیب، اطلع الله علیها عبده زکریا، ثم قصها علی محمد صلی الله علیه و آله و ذلک ان زکریا سال ربه ان یعلمه اسماء الخمسة فاهبط علیه جبرئیل فعلمه ایاها...;
(1) این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است...» . داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه » را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.
زکریا چون نامهای محمد، علی، فاطمه، و حسن ( علیهم السلام) را یاد می کرد، اندوهش بر طرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت. و چون حسین علیه السلام را یاد می کرد، بغض و غصه، گلویش را می گرفت و میگریست و مبهوت میشد. روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد میکنم، آرامش می یابم و اندوهم بر طرف می شود; اما وقتی حسین را یاد می کنم، اشکم جاری می شود و ناله ام بلند میشود؟
خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: «کهیعص » ! «کاف » اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین » اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است. زکریا چون این مطلب را شنید، نالان و غمین شد و تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد، و به کسی اجازه نداد که نزد او بیاید. و گریه و ناله سر داد و چنین نوحه گفت: بارالها! از مصیبتی که برای فرزند بهترین خلایق خود، تقدیر کرده ای دردمندم. خدایا! آیا این مصیبت را بر آستانه او نازل می کنی؟
آیا جامه این مصیبت را بر تن علی و فاطمه می پوشانی!؟ آیا این فاجعه را بر ساحت آنان فرود می آوری؟ بعد از آن گفت: بارالها! فرزندی به من عطا کن تا در پیری چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده; آنگاه مرا دردمند او گردان; همچنان که حبیبت محمد را دردمند فرزندش گرداندی. خداوند، یحیی را به او بخشید و او را دردمند وی ساخت. و دوره حمل یحیی شش ماه بود و مدت حمل امام حسین علیه السلام نیز شش ماه بود و برای آن نیز قضیه ای طولانی است.
*2 . امام مهدی (عج) از نگاه امام حسین علیه السلام امام باقر علیه السلام میفرماید: حارث اعور به امام حسین علیه السلام عرض کرد: «یابن رسول الله! جعلت فداک: اخبرنی عن قول الله فی کتابه «والشمس و ضحیها» قال: و یحک یا حارث، ذلک محمد رسول الله صلی الله علیه و آله، قلت: جعلت فداک: قوله: «والقمر اذا تلیها» ، قال: ذلک امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب یتلو محمدا، قال: قلت: «و النهار اذا جلیها» ، قال: ذلک القائم من آل محمد، یملا الارض قسطا و عدلا; (2) ای زاده رسول خدا! فدایت شوم.
مرا از معنای آیه شریفه والشمس و ضحیها [سوگند به خورشید و گسترش نور آن] مطلع ساز. حضرت فرمود: مراد از خورشید، رسول الله صلی الله علیه و آله می باشد. پرسید: فدایت شوم! منظور از آیه شریفه «والقمر اذا تلیها» [سوگند به ماه چون پس از آن آید. ] چیست؟ فرمود: منظور از ماه، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد. گفت: مقصود از آیه شریفه «والنهار اذا جلیها» [و سوگند به روز و چون آن را روشن سازد ] چیست؟
فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد (عج) است که زمین را پر از قسط و عدل کند» .
* 3. امام مهدی (عج) و امام حسین علیه السلام خداوند متعال می فرماید: «و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا، فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا (3) ; کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، به قتل نرسانید، مگر به حق و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (حق قصاص) قرار دادیم; اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است » .
سلام بن مستنیر می گوید: امام محمد باقر علیه السلام درباره آیه «و من قتل مظلوما» فرمود: «او حسین بن علی علیه السلام است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم. و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون امام حسین علیه السلام بر آید; پس می کشد تا جایی که گفته می شود اسراف در قتل کرده است. مقتول، حسین علیه السلام و ولی او قائم (عج) است. و اسراف در قتل این است که غیر قاتل او کشته شود. او منصور است; زیرا از دنیا نمی گذرد تا این که یاری شود به مردی از خاندان پیامبر خدا که زمین را پر از قسط و عدل کند، همچنان که پس از جور و ظلم شده باشد» .
(4) قندوزی حنفی نیز می گوید: «از امام علی الرضا فرزند موسی الکاظم (رضی الله عنهما) رسیده که آن حضرت فرمود: آیه «و من قتل مظلوما» (5) درباره حسین و مهدی علیهم السلام نازل شده است » . همراه با روایات 1. امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام در 308 روایت، وارد شده که امام مهدی (عج) نهمین فرزند امام حسین علیه السلام است و در بیشتر احادیثی که از وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره حضرت ولی عصر (عج) آمده، به آن حضرت به عناوینی چون: «از تبار پسرم حسین » و «از نسل این پسرم » ، «نهمین فرزند پسرم حسین » معرفی شده است. (6) که مجموع روایات پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه 185 حدیث می باشد.
(7) در این جا چند روایت از قول امام حسین علیه السلام نقل می شود: 1. مردی از طایفه همدان می گوید: «سمعت الحسین بن علی بن ابی طالب علیهما السلام یقول: قائم هذه الامة هو التاسع من ولدی و هو صاحب الغیبة و هو الذی یقسم میراثه و هو حی; (8) از امام حسین بن علی علیه السلام شنیدم که می فرمود: قائم این امت نهمین از فرزندان من است و او صاحب غیبت است، و او کسی است که میراثش را در حیاتش تقسیم می کنند» .
2. امام حسین علیه السلام می فرماید: «کان رسول الله یقول فیما بشرنی به، یا حسین! انت السید ابن السید، ابوالسادة تسعة من ولدک ائمة ابرار امناء معصومون و التاسع مهدیهم قائمهم. انت الامام بن الامام، ابوالائمة تسعة من صلبک ائمة ابرار و التاسع مهدیهم یملا الدنیا قسطا و عدلا، یقوم فی آخر الزمان کما قمت فی اوله; (9) رسول خدا صلی الله علیه و آله در بشارتی به من فرمود: ای حسین! تو سید پسر و پدر ساداتی، و «نه » فرزند از تو، امامان ابرار و امین و معصوم اند، و نهمین آنان مهدی قائم (عج) است.
تو امام پسر امام و پدر ائمه هستی و نه فرزند از پشت تو ائمه ابراراند و نهمین آنان، مهدی است که دنیا را در آخر الزمان، پر از عدل و قسط می کند...» ... . 2. نسب حضرت مهدی (عج) از زبان امام حسین علیه السلام سالار شهیدان، فرزندش امام مهدی علیه السلام را فرزند حضرت فاطمه علیها السلام می خواند. آن حضرت فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: «المهدی من ولد فاطمة; (10) مهدی از فرزندان فاطمه است » . در روایت دیگری امام حسین علیه السلام می فرماید: «پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه زهرا علیها السلام فرمود: «ابشری یا فاطمة! المهدی منک; ای فاطمه! بشارت بر تو باد، که مهدی (عج) از فرزندان توست » .
(11) 3.القاب امام مهدی (عج) از زبان امام حسین علیه السلام امام زمان علیه السلام القاب مبارکی دارند که بعضی از آن ها، مستقیما با «عاشورا» در ارتباط است و بعضی از لقب های مقدس آن حضرت، بر زبان جد بزرگوارشان علیه السلام جاری شده است. عیسی الخشاب می گوید: از محضر امام حسین علیه السلام سؤال کردند: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: «لا و لکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه، المکنی بعمه، یضع السیف علی عاتقه ثمانیة اشهر; (12) نه من نیستم، بلکه صاحب این امر کسی است که از میان مردم کناره گیری می کند و خون پدرش بر زمین می ماند و کنیه او کنیه عمویش خواهد بود.
آن گاه شمشیر بر می دارد و هشت ماه تمام شمشیر بر زمین نمی گذارد» . «طرید» و «شرید» که هر دو به یک معنا است - از القاب حضرت ولی عصر (عج) به شمار می آید. این دو عبارت در زبان امامان معصوم علیهم السلام نیز به کار رفته، و معنای آن کنار زده و رانده شده است. حاجی نوری (ره) در معنای «شرید» می گوید: «رانده شده از مردمی که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکر گزاری و مقام حقش بر نیامدند; بلکه پس از این که از دست یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعی بر بیرون راندن نام و یاد او، از قلوب و اذهان مردم کردند» .
(13) علامه مجلسی (ره) درباره این حدیث می فرماید: «الموتور بابیه » ; یعنی، کسی که پدرش را کشته اند و طلب خونش را نکرده اند. مراد از «والد» ، امام حسن عسگری علیه السلام، یا امام حسین علیه السلام و یا جنس والد است که شامل همه ائمه علیهم السلام می شود، و «مکنی بعمه » شاید کنیه برخی از عموهای حضرت، ابوالقاسم باشد، یا این که امام زمان (عج) کنیه اش ابوجعفر، ابی الحسن و یا ابی محمد باشد. بعید نیست علت تصریح نکردن به اسم حضرت و آوردن کنیه، به جهت خوف از عموی حضرت باشد. و قول وسط، ظاهرتر است » . (14)
*4 .توصیف امام حسین علیه السلام از زبان امام مهدی علیه السلام حضرت مهدی (عج)، امام حسین علیه السلام را این گونه توصیف فرموده است: «کنت للرسول ولدا و للقرآن سندا و للامة عضدا و فی الطاعة مجتهدا حافظا للعهد و المیثاق ناکبا عن سبل الفساق تتاوة تاوه المجهود طویل الرکوع و السجود زاهدا فی الدنیا زهد الراحل عنها ناظرا بعین المستوحشین منها; (15) تو ای حسین! برای «رسول خدا» فرزند و برای «قرآن » سند و برای «امت » ، بازویی بودی. در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پیمان، حافظ و مراقب بودی.
از راه فاسقان سر بر می تافتی. آه می کشیدی; آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده است. رکوع و سجود تو طولانی بود. زاهد و پارسای دنیا بودی; زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت بر کشیده است و با دیده وحشت زده بدان نگاه می کردی » . در این عبارت، بسیار جالب و جامع، جد بزرگوار خود امام حسین علیه السلام را با ده عنوان وصف کرده است: امام حسین علیه السلام فرزند رسول خدا است; او سند و پشتوانه قرآن است; هر آنچه در قرآن، در قالب الفاظ است، در وجود مطهر امام حسین علیه السلام رؤیت و مشاهده می شود; توان اسلام، امامت است و امام حسین علیه السلام بازوی پرتوان امت و دین اسلام در همه اعصار است; در راه اطاعت پروردگار، سخت کوش و تلاشگر بود.
عبادت آن حضرت (نماز و دعاء خصوصا دعای عرفه) مایه اعجاب است. آن بزرگوار، نگه دار عهد و میثاق است و با خدا و خلق او در عهد و پیمان، استوار و ثابت و باوفا است; آن حضرت از راه و روش فاسقان روی گردان بود و از راه مسامحه و مداهنه وارد نمی شد; آه امام حسین علیه السلام دردمندانه بود; مانند کسی که بار سنگینی از غصه دردل دارد و درد سینه اش جراحتی التیام ناپذیر است; آن حضرت رکوع ها و سجده های طولانی داشت.
که نمونه های آن در تاریخ ثبت و درج شده است; سید الشهدا علیه السلام، نسبت به دنیا زاهد و بی علاقه بود. و زهد با عمل این خاندان معنا می گیرد; نظر او به دنیا، نظر وحشت زدگان بود و آنجایی که نظر دیگران به دنیا نظر عاشقانه بود، نظر آن حضرت به دنیا، مانند انسان وحشت زده بود. (16) *5 . قائم و عاشورا «قائم » از القاب خاصه حضرت حجت (عج) است که در بیشتر روایات شیعه وارد شده و اطلاق آن بر هیچ یک از معصومین دیگر روا نیست.
ابو حمزه ثمالی می گوید: به امام محمد باقر علیه السلام عرض کردم: ای فرزند پیامبر! آیا شما همه قائم نیستید و حق را به پا نمی دارید؟ پس چرا تنها ولی عصر را قائم می خوانند؟ فرمود: «لما قتل جدی الحسین ضجت الملائکه بالبکاء و النحیب و قالوا الهنا اتصفح عمن قتل صفوتک و ابن صفوتک و خیرتک من خلقک؟ ... فاوحی الله الیهم قروا ملائکتی فوعزتی و جلالی لانتقمن منهم و لو بعد حین...ثم کشف لهم عن الائمة من ولد الحسین فسرت الملائکة بذلک وراوا احدهم قائما یصلی، فقال سبحانه: بهذا القائم انتقم منهم; چون جدم حسین علیه السلام کشته شد، فرشتگان صدا به گریه و ناله بلند نموده و عرض کردند: پروردگارا! آیا قاتلان بهترین بندگانت، و زاده اشرف برگزیدگانت را به حال خود وا می گذاری؟
خداوند به آنها وحی فرستاد: ای فرشتگان من! آرام گیرید. به عزت و جلالم سوگند، از آنان انتقام خواهم گرفت; هر چند بعد از گذشت زمان ها باشد. آن گاه پروردگار عالم پرده از جلو دیدگان آنان کنار زد و امامان از فرزندان امام حسین علیه السلام را یکی پس از دیگری به آنها نشان داد. فرشتگان از این منظره، مسرور و شادمان گردیدند و دیدند که یکی از آن بزرگواران، ایستاده مشغول نماز است. خداوند فرمود: با این قائم (شخص ایستاده) از آنان (قاتلان حسین علیه السلام) انتقام خواهم گرفت » . (17)
محمد بن حمران می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: چون جریان شهادت امام حسین علیه السلام واقع شد، فرشتگان به درگاه الهی نالیدند و خروش بر آورده، به خداوند عرض کردند: بار خدایا! آیا با حسین که انتخاب شده تو و فرزند پیامبر تو اینچنین رفتار شود؟ خداوند شبح و سایه قائم را در برابر آنان در حالت ایستاده مجسم کرد و فرمود: با این (قائم) از ستم کنندگان به حسین انتقام خواهم گرفت. (18)
*6. غیبت حضرت مهدی علیه السلام، از نگاه امام حسین علیه السلام امام حسین علیه السلام درباره غیبت امام زمان علیه السلام می فرماید: «لصاحب هذا الامر غیبتان، احدهما تطول حتی یقول بعضهم: مات و بعضهم قتل و بعضهم ذهب و لا یطلع علی موضعه احد من ولی و لا غیره الاالمولی الذی یلی امره; (19) برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آنها آن قدر به طول می انجامد که گروهی می گویند: [مهدی ] مرده و برخی گویند: کشته شده و بعضی گویند: رفته است. احدی از دوستان و غیره، از اقامتگاه او آگاه نمی شود، جز خدمت گذاری که متصدی امور اوست » .
هم چنین می فرماید: «... له غیبة یرتد فیها اقوام و یثبت علی الدین فیها آخرون، فیؤذون و یقال لهم: متی هذا الوعدان کنتم صادقین. اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله صلی الله علیه و آله; (20) برای او غیبتی است که گروه هایی در آن از دین بر می گردند و گروه هایی دیگر بر آیین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند. به آنان گفته می شود: این وعده کی واقع خواهد شد اگر راستگو هستید؟ آنان که بر این آزارها و تکذیب ها صبر کنند، همانند کسی اند که شمشیر به دست گرفته و در پیشاپیش رسول اکرم صلی الله علیه و آله جهاد می کند.
* 7. بشارت ظهور از زبان امام حسین علیه السلام بشارت به ظهور امام عصر (عج) حقیقتی شعف انگیز است که از سوی امامان معصوم علیهم السلام نوید آن داده شده است. سالار شهیدان در این زمینه می فرماید: «منا اثنی عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و آخرهم التاسع من ولدی و هو الامام القائم بالحق یحیی الله به الارض بعد موتها و یظهر به دین الحق علی الدین کله و لو کره المشرکون...; دوازده مهدی از ما هست که نخستین آنان علی بن ابی طالب و آخرین آنان نهمین فرزند من است که او امام قائم به حق است، خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده می کند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند.. .» . (21)
عبدالله بن عمر می گوید: «سمعت الحسین بن علی علیه السلام یقول: لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد لطول الله عزوجل ذلک الیوم حتی یخرج رجل من ولدی فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول الله یقول; (22) از حسین بن علی علیه السلام شنیدم که می فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدری طولانی فرماید تا آنکه مردی از فرزندان من خروج نماید و زمین را پر از عدل و داد نماید، همچنانکه پر از ظلم و جور شده باشد، من از رسول خدا صلی الله علیه و آله این چنین شنیدم » .
*8. علایم ظهور از زبان امام حسین علیه السلام ریحانه رسول خدا، حسین بن علی علیه السلام درباره علایم ظهور فرزندش امام عصر (عج) می فرماید: «للمهدی خمس علامات: السفیانی، و الیمانی، و الصیحة من السماء، و الخسف بالبیداء و قتل النفس الزکیة; (23) برای مهدی ما پنج علامت است: خروج سفیانی، خروج یمانی، بانگ آسمانی، خسف سرزمین بیداء (فرو رفتن لشگر سفیانی در سرزمین بیدا)، قتل نفس زکیه » . (24) در روایتی دیگر، خراب شدن دیوار مسجد کوفه از سمت خانه عبدالله بن مسعود (25) و دیدن علامتی در آسمان (مانند آتش (26) ) را از نشانه های ظهور، بیان فرموده است.
*9. دلدادگی حضرت مهدی (عج) به امام حسین(ع) خدمت در محضر امام حسین علیه السلام و توفیق یاری حضرت و شمشیر زدن در رکاب او، بزرگترین توفیقات الهی بود که نصیب عده ای از خواص عصر امام حسین علیه السلام شد. همچنان که فراهم نمودن شرایط و مقدمات ظهور حضرت ولی عصر (عج) و توفیق جنگیدن در رکاب آن بزرگوار، از دیگر موهبت های الهی است که نصیب عده ای از خواص می شود. در عظمت و شرافت خدمت گذاری، نصرت به آن آستان بلند، همین بس که امام زمان (عج) نیز عاشق جد بزگوار خود و مشتاق خدمت به او است.
آن حضرت در زیارت ناحیه مقدسه (27) می فرماید: «و لئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرک المقدور لاندبنک صباحا و مساء و لابکین لک [علیک] بدل الدموع دما; اگر روزگار مرا به تاخیر انداخت و مقدرات از یاری و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آینه من صبح و شام بر تو ندبه می کنم و به جای قطرات اشک، بر تو خون می گریم » .
آری یاری امام مهدی (عج)، عبادتی بزرگ است، چرا که در حقیقت خدمت به تمام پیامبران و اوصیا و امامان معصوم علیهم السلام می باشد; زیرا او آخرین حجت الهی است و اراده خداوند بر آن تعلق یافته که زحمات طاقت فرسای همه پیامبران را، به دست با کفایت آخرین حجت خود به ثمر رساند. اگر نهضت جهانی آن ولی الله اعظم (عج)، از برنامه جهانی خلقت حذف شود، برنامه همه پیامبران عقیم گشته و هدف نهایی فرستادن رسولان و تشریع ادیان ضایع و تباه می شود. (28)
خدمت به امام عصر علیه السلام، مطلوب امام صادق علیه السلام نیز بوده است. «خلاد ابن قصار می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا قائم متولد شده است؟ فرمود: «لا ولو ادرکته لخدمته ایام حیاتی; نه متولد نشده ولی اگر من او را درک می کردم، همه عمر را با خدمت گزاری او سپری می کردم » . (29) هنگامی که امام معصوم علیه السلام در حق حضرت بقیة الله (عج) چنین تعبیری به کار می برد; مقام رفیع یاران آن حضرت و ارزش خدمت به آیین «انتظار» روشن می شود.
*10. عاشورا روز ظهور درباره روز قیام و ظهور حضرت روایات مختلفی وارد شده است. که در آنها، روز نوروز، عاشورا، شنبه و یا جمعه، روز ظهور معرفی شده است. البته از آن جایی که نوروز، طبق سال شمسی و عاشورا، بر اساس سال قمری محاسبه می شود، یکی شدن این دو روز امکان پذیر است و هم زمانی این دو روز با جمعه یا شنبه نیز ممکن است. اما روایاتی که روز ظهور را، دو روز از هفته بیان کرده، قابل توجیه است; یعنی، در صورت صحیح بودن سند این روایات، احادیث روز جمعه به روز «ظهور» و روایات روز شنبه به روز «استقرار و تثبیت قیام حضرت و نابودی مخالفان » تفسیر می شود.
البته روایات روز شنبه، از نظر سند مورد تامل و بررسی است; ولی روایات روز جمعه از این نظر ایرادی ندارد. (30) اما آنچه مهم است، این که قیام حضرت ولی عصر (عج)، مصادف با روز شهادت سیدالشهداء علیه السلام است و این مطلب ما را به ارتباط ویژه صاحبان این دو قیام رهنمون می سازد. امام محمد باقر علیه السلام فرموده است: «کانی بالقائم یوم عاشورا یوم السبت قائما بین الرکن و المقام و بین یدیه جبرئیل ینادی: البیعة لله فیملاها عدلاکما ملئت ظلما و جورا; (31) گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا، روز شنبه بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خدا است.
پس زمین را پر از عدل می کند; همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود» . امام جعفر صادق علیه السلام نیز می فرماید: «ان القائم صلوات الله علیه ینادی باسمه لیلة ثلاث و عشرین و یقوم یوم عاشورا یوم قتل فیه الحسین بن علی علیه السلام; (32) قائم - درود خدا بر او باد در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام [شریفش] ندا می شود، و درروز عاشورا، روزی که حسین بن علی علیه السلام، در آن کشته شد، قیام خواهد کرد» .
*11. یاد امام حسین علیه السلام نخستین کلام حضرت مهدی علیه السلام در روایاتی چند، به مطالب و سخنان نخستین امام زمان علیه السلام اشاره شده است; از جمله آنها روایتی است که محدث بزرگوار شیخ علی یزدی حائری (ره) نقل کرده است. او می گوید: «زمانی که قائم آل محمد ظهور کند، ما بین رکن و مقام می ایستد و پنج ندا می دهد: 1. «الا یا اهل العالم انا الامام القائم ; آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم » ; 2. «الا یا اهل العالم انا الصمصام المنتقم; آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده » ; 3. «الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا; بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را تشنه کام کشتند» ; 4. «الا یا اهل العالم ان جدی الحسین طرحوه عریانا; بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را عریان روی خاک افکندند» ; 5. «الا یا اهل العالم ان جدی الحسین سحقوه عدوانا; آگاه باشید ای جهانیان که جد من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند» .
امام زمان (عج) ابتدا خود را چنین به جهانیان معرفی می کند: که قائم و شمشیر انتقام منم; قیام کردم تا انتقام خون جدم حسین علیه السلام - که او را تشنه لب شهید کرده، بدن مطهرش را عریان روی خاک افکندند و پایمال کردند - بگیرم. آری اولین کلام حضرت مهدی (عج)، یاد امام حسین علیه السلام است که همواره یاد او، در دل هر انسان آزاد مرد و طالب حقی زنده است و این مصیبت عظمی، جز با ظهور فرزندش تسلی نمی یابد.
*12. حضرت مهدی (عج) تکمیل کننده سفر امام حسین علیه السلام یکی از رابطه های دقیق بین این دو امام همام علیه السلام و قیامشان، مرکز حکومت آن دو است. امام حسین علیه السلام از مکه به جانب کوفه، رهسپار بود و شاید با رسیدن به کوفه، مانند پدر بزرگوار خود آن جا را مقر حکومت خویش قرار می داد; ولی سپاهیان یزید، راه را بر آن حضرت بستند و او در دوم محرم، در کربلا منزل نمود. زمانی که خورشید تابناک مکه، ظهور کند، کوفه را به عنوان مقر حکومت خود بر خواهد گزید. امام محمد باقر علیه السلام می فرماید: «مهدی قیام می کند و به سوی کوفه می رود و منزلش را آن جا قرار می دهد» .
(33) هم چنین می فرماید: «هنگامی که قائم ما قیام کند وبه کوفه برود، هیچ مؤمنی نخواهد بود، مگر آن که در آن شهر، در کنار مهدی سکونت می گزیند، یا به آن شهر می رود» . (34) ابوبکر حضرمی می گوید: به امام محمد باقر یا امام صادق علیهم السلام گفتم: کدام سرزمین پس از حرم خدا و حرم پیامبرش با فضیلت تر است؟ فرمود: «ای ابابکر! سرزمین کوفه که جایگاه پاکی است و در آن مسجد سهله قرار دارد و مسجدی که همه پیامبران در آن نماز خوانده اند. آن جا عدالت الهی پدیدار می گردد و قائم به عدل و قیام کنندگان پس از او از همان جا خواهند بود. آن جا، جایگاه پیامبران و جانشینان صالح آنان است » . (35)
امام صادق علیه السلام از مسجد سهله یاد کرد و فرمود: «آن خانه صاحب ما (مهدی موعود) است; زمانی که با خاندانش در آن جا سکونت گزیند» . (36) از مجموع این روایات فهمیده می شود که شهر کوفه، پایگاه اصلی فعالیت ها و مرکز فرمانروایی امام زمان (عج) خواهد بود، پایگاهی که زمانی مقر حکومت امیرمؤمنان علیه السلام بود و امام حسین علیه السلام به آن سو می رفت.
*13. خون خواهی حضرت مهدی (عج) از قاتلان امام حسین علیه السلام سالار شهیدان به فرزندش امام سجاد علیه السلام فرمود: «سوگند به خدا که خون من از جوشش باز نمی ایستد تا این که خداوند، مهدی را برانگیزد. او به انتقام خون من، از منافقان فاسق و کافر، هفتاد هزار نفر را می کشد» . (37)
هروی می گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! نظرتان درباره این سخن امام صادق علیه السلام که می فرماید: «هرگاه قائم ما قیام کند، بازماندگان قاتلان امام حسین علیه السلام به کیفر کردار پدرانشان کشته می شوند» چیست؟ حضرت رضا علیه السلام فرمود: «این سخن صحیح است » . گفتم: پس این آیه قرآن «و لاتزر وازرة وزر اخری » چه معنایی دارد؟
فرمود «آنچه خداوند می فرماید صحیح است; ولی بازماندگان قاتلان امام حسین علیه السلام، به کردار پدرانشان خوشحال اند و به آن افتخار می کنند و هر کس از چیزی خشنود باشد، مانند آن است که آن کار را انجام داده است. اگر مردی در مشرق کشته شود و مرد دیگری در مغرب به کشته شدن او خشنود باشد، نزد خداوند شریک گناه قاتل است. و این که قائم، فرزندان قاتلان امام حسین را هنگام ظهورش نابود می سازد، برای این است که آنان از کردار پدرانشان خشنودند» . (38)
*14. یاری امام حسین علیه السلام، یاری امام مهدی (عج) یکی دیگر از جلوه های روشن ارتباط بین این دو اختر تابناک آسمان ولایت و امامت یاری نمودن امام حسین علیه السلام است که در حقیقت این یاری، نصرت امام عصر (عج) می باشد. امام حسین علیه السلام در این زمینه در شب عاشورا به اصحاب خود فرمود: «... و قد قال جدی رسول الله صلی الله علیه و آله: ولدی حسین یقتل بطف کربلا، غریبا وحیدا عطشانا فریدا. فمن نصره فقد نصرنی و نصر ولده الحجة [ علیه السلام] ...; همانا جدم رسول خدا [ صلی الله علیه و آله] فرمودند: فرزند من حسین [ علیه السلام] در زمین کربلا، غریب و تنها، عطشان و بی کس، کشته می شود، کسی که او را یاری کند مرا یاری نموده و فرزندش مهدی [ علیه السلام] را یاری نموده است...» . (39)
*15. فرشتگان یاور امام حسین علیه السلام، یاوران مهدی (عج) یکی از ویژگی های قیام یوسف زهراء، برخورداری از نصرت الهی به وسیله فرشتگان است. شیخ صدوق (ره) در روایت ریان بن شبیب، از حضرت امام رضا علیه السلام نقل می کند: «و لقد نزل الی الارض من الملائکة اربعة آلاف لنصره فوجدوه قد قتل فهم عند قبره شعث غبر الی ان یقوم القائم فیکونون من انصاره و شعارهم یا لثارات الحسین; (40) به تحقیق چهار هزار فرشته برای نصرت و یاری حسین [ علیه السلام] به زمین فرود آمدند. آنان هنگامی که نازل شدند، دیدند حسین [ علیه السلام] کشته شده است، از این رو، ژولیده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت کردند و همچنان هستند تا این که قائم، قیام کند و آنان از یاوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان یا لثارات الحسین است » .
به راستی، چه ارتباطی میان این دو کوکب درخشان آسمان ولایت - که ملک و ملکوت، عرش و فرش همه از یگانگی آن دو سخن می گویند - وجود دارد. هر کجا حسین علیه السلام است، مهدی (عج) نیز هست و هر کجا مهدی (عج) است، حسین علیه السلام نیز می باشد. ذکر و نام آن یکی، با یاد و نام دیگری قرین و عجین است. از امام زمان (عج) ; سید الشهدا علیه السلام را می طلبند و از سید الشهداء امام زمان را.
*16. حضرت مهدی (عج) ویرانگر مساجد چهار گانه امام عصر (عج) از بین برنده و محو کننده تمام آثار شرک و نفاق است; از این رو عاشقان هر صبح آدینه، زمزمه «این هادم ابنیة الشرک و النفاق » را سر می دهند و منتظرند تا حضرت ظهور کند و کاخ ظلم و ستم، استبداد و بناهای نفاق را نابود سازد. به همین جهت او مساجدی را که به شکرانه کشتن امام حسین علیه السلام بنا شده است، ویران خواهد کرد. امام محمد باقر علیه السلام درباره این مساجد می فرماید: «در کوفه به دلیل شادی از کشتن، حسین علیه السلام، چهار مسجد ساخته شد: مسجد اشعث، جریر، سماک و شبث بن ربعی » (41)
ابو بصیر می گوید: امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه ویران می سازد...» . (42) این مساجد اگر چه هم اکنون موجود نیست; ولی ممکن است بعدها گروهی از روی دشمنی با اهل بیت علیه السلام، آنها را دوباره بسازند. (43)
* همراه ادعیه و زیارات با بررسی «ادعیه و زیارات» مربوط به سید الشهدا علیه السلام و امام عصر (عج) به ارتباط وثیق و تنگاتنگ میان این دو نور پاک پی می بریم; چرا که هر دو در ماه شعبان به دنیا آمده اند و در روز تولد حسین علیه السلام باید به یاد مهدی (عج)، بود و در روز تولد مهدی (عج)، باید حسین علیه السلام را یاد کرد. در دعای هر یک، باید جملاتی را زیر لب زمزمه نمود که یاد دیگری را در دل زنده می کند.
در این قسمت، نمونه هایی چند از این حقیقت اشاره می شود: 1. یاد حضرت مهدی (عج)، در میلاد امام حسین علیه السلام شیعیان و شیفتگان مذهب جعفری، در روز میلاد سالار شهیدان (سوم شعبان)، یاد فرزندان آن حضرت را نیز در دل ها تازه تر می کنند.
در توقیع مبارک حضرت امام حسن عسکری علیه السلام برای قاسم بن علاء همدانی آمده است: در روز تولد امام حسین علیه السلام این دعا را بخوان: «اللهم انی اسئلک بحق المولود فی هذا الیوم الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته بکته السماء و من فیها و الارض و من علیها... المعوض من قتله ان الائمة من نسله و الشفاء فی تربته و الفوز معه فی اوبته و الاوصیاء من عترته بعد قائمهم و غیبته; (44) خداوندا! من تو را به مقام مولود این روز می خوانم. او پیش از آن که به دنیا چشم بگشاید و قبل از آن که تولد یابد، وعده و خبر شهادتش داده شد. آسمان و هر کس در آن بود و زمین و هر کس بر روی آن بود، بر او گریه کرد... .
او که در عوض شهادت او، ائمه از نسل او شدند و شفا در تربت او قرار داده شد، فوز و رستگاری با او، در روز رجوع و بازگشت او و بازگشت اوصیاء از خاندان او، بعد از قائم آنان و سپری شدن غیبت او می باشد» . و در لوحی که به نام مقدس فاطمه علیها السلام معروف است (45) ، ارتباط محکم و راستینی بین امام حسین علیه السلام و حضرت حجت (عج) وجود دارد.
این لوح به مناسبت تولد امام حسین علیه السلام توسط جبرئیل امین به رسم چشم روشنی از طرف خداوند متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هدیه شد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله آن را مطالعه می کنند و می فرمایند: «سزاوار نیست که این چشم روشنی به شخصی غیر از فاطمه زهرا علیها السلام سپرده شود. نکته مهم آن، زمان فرستادن (تولد امام حسین) و محتویات و مطالب آن (یاد مهدی علیه السلام) است. وقتی به نام مقدس امام حسین علیه السلام می رسد، می فرماید: «... جعلت کلمتی التامة معه و حجتی البالغة عنده...; کلمه تامه و حجت بالغه خود (امام زمان) را با حسین و نزد او قرار دادم » . (46)
2. یاد حسین علیه السلام، در میلاد امام زمان (عج) یکی از شب های با عظمت سال، شب تولد یوسف زهرا علیها السلام است که در روایت، افضل شب های سال بعد از شب قدر شمرده شده، و در آن احیاء و شب زنده داری توصیه شده است. عاشقان حضرت در آن شب، یاد حضرت اباعبدالله علیه السلام را در دل های خود احیاء می کنند و با زیارت عاشورا جان خود را صفا می بخشند، چرا که شب امام عصر (عج) ، شب زیارتی مخصوص سالار شهیدان فرزند فاطمه زهرا علیها السلام است.
محدث بزرگوار، شیخ عباس قمی (ره) در «مفاتیح الجنان » می نویسد: با فضیلت ترین اعمال شب نیمه شعبان - که باعث آمرزش گناهان است - زیارت امام حسین علیه السلام می باشد. هر که می خواهد، روح 124 هزار پیامبر با او مصافحه کند، امام حسین علیه السلام را زیارت کند. اقل زیارت آن حضرت آن است که به بالای بامی رود و به سمت راست و چپ نگاه کند، سپس سر به جانب آسمان بلند کند و حضرت را با این کلمات زیارت کند: «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته »
(47) در قسمت «زیارات » نیز می نویسد: احادیث بسیاری در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام در نیمه شعبان وارد شده است. و بس است در این باب آنچه که به چندین سند معتبر از حضرت امام زین العابدین علیه السلام و امام جعفر صادق علیه السلام وارد شده که: هر که بخواهد با او 124 هزار پیامبر، مصافحه کنند، زیارت کند قبر ابی عبدالله الحسین علیه السلام را در نیمه شعبان. به درستی که ملائکه و ارواح پیامبران، رخصت می طلبند و به زیارت آن حضرت می آیند.
پس خوشا به حال آن که مصافحه کند با ایشان، و ایشان مصافحه کنند با او. پنج پیامبر اولوالعزم (نوح، ابراهیم، موسی، عیسی علیهم السلام و محمد صلی الله علیه و آله) نیز با ایشان اند. 3. شب قدر و یاد امام حسین علیه السلام شب قدر، شب امام زمان علیه السلام است. وملائکه و روح بر آن حضرت نازل شده، تقدیر امور رادر اختیار او می گذارند. پیشوایان معصوم علیهم السلام در تفسیر سوره قدر فرموده اند: فرشتگان در این شب، مقدرات یک سال را نزد ولی مطلق زمان آورده، بر او عرضه و تسلیم می کنند. (48) در چنین شبی - که به حجت بن الحسن العسکری علیه السلام تعلق دارد - یاد جدبزرگوارش در دل ها زنده می شود; چرا که یکی از اعمال مستحبی شب قدر، زیارت امام حسین علیه السلام است.
شیخ عباس قمی (ره) می نویسد: «بدان که احادیث در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام در ماه مبارک رمضان - خصوصا شب اول و نیمه و آخر آن و به خصوص شب قدر - بسیار است. از حضرت امام محمد تقی علیه السلام منقول است که هر که زیارت کند، امام حسین علیه السلام را در شب بیست و سوم ماه رمضان - و آن شبی است که امید است شب قدر باشد و در آن شب هر امر محکمی جدا و مقدر می شود - مصافحه کند با او روح 124 هزار ملک و پیغمبر که همه رخصت می طلبند از خداوند در زیارت آن حضرت در این شب.
از حضرت صادق علیه السلام مروی است: چون شب قدر می شود، منادی از آسمان هفتم از بطن عرش ندا می کند که حق تعالی هر کسی را که به زیارت قبر حسین علیه السلام آمده، آمرزید. و در روایت دیگر است که هر که شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو رکعت نماز بگزارد، نزد آن حضرت یا آنچه که میسر شود و از حق تعالی بهشت و پناه از آتش را بخواهد; خداوند به او بهشت و پناه از آتش را عطا فرماید. و ابن قولویه از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که هر که زیارت کند قبر امام حسین علیه السلام را در ماه رمضان و در راه زیارت بمیرد، حسابی نخواهد داشت و به او بگویند که بدون خوف و بیم داخل بهشت شو» . (49)
4. دعای ندبه و یاد امام حسین علیه السلام یکی از دعاهای بسیار مهم و با ارزش در میان شیعه، دعای «ندبه » است که عاشقان حضرت ولی عصر (عج) هر صبح جمعه دور هم گرد آمده و با خواندن آن، با حضرتش تجدید عهد و پیمان می کنند این دعا سندی صحیح دارد و بخش عمده و چشمگیر آن، التجاء به مهدی موعود و تاسف از غیبت و دردمندی از فراق آن بزرگوار است و بخش هایی از این دعاء، مربوط به جد بزرگوار امام زمان (عج) سالار شهیدان است; مانند: «این الحسن؟ این الحسین؟ این ابناء الحسین; حسن علیه السلام کجا است؟ حسین علیه السلام چه شد؟ فرزندان حسین کجایند و چه شدند؟» .
قسمت دیگری از این دعای شریف «این الطالب بدم المقتول بکربلا؟ ; کجاست آن طالب خون شهید کربلا؟» که از حساسیت فوق العاده ای برخوردار است. ندبه کنندگان مهدی (عج)، منتظران منتقم آل محمدند تا تقاص خون به ناحق ریخته فرزند فاطمه علیها السلام را بگیرد و موجب شادی و بهجت قلب نازنین رسول خدا صلی الله علیه و آله شود. آری صبح جمعه و دعای سوزان ندبه، در فراق امام زمان و یاد سید الشهدا علیه السلام است. و چه بسا همین یاد امام حسین علیه السلام در صدق و صفای این دعا، اثری ژرف به جای نهد.
5. زیارت عاشورا و یاد مهدی (عج) «زیارت عاشورا» ، که از سوی امام محمد باقر علیه السلام، به شیعیان و شیفتگان تعلیم داده شده است مضامین والایی دارد. در یکی از قسمت های زیارت چنین آمده است: «ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله; همانا از خداوند می خواهم خون خواهی تو را در کنار امام یاری شده از خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله روزیم گرداند» .
زائر در این فقره، مشارکت در خون خواهی امام حسین علیه السلام به وسیله امام زمان علیه السلام را طلب می کند، چرا که مقصود از امام منصور، دوازدهمین پیشوای شیعیان حضرت ولی عصر (عج) می باشد و علت این که او را منصور نامیده اند، این است که ایشان در طلب خون جدشان یاری می شوند. امام محمد باقر علیه السلام در شرح آیه شریفه «و من قتل مظلوما» فرمودند: «سمی المهدی المنصور کما سمی احمد محمدا و کما سمی عیسی المسیح; مهدی [عج]، منصور نامیده شد، همان طوری که احمد، به محمد [ص] و عیسی به مسیح [ع] نامیده شد».
(50) محمد بن مسلم می گوید: شنیدم اباجعفر فرمود: «قائم ما منصور به رعب و مؤید به نصر است..» . (51) 6. روز عاشورا و یاد حضرت مهدی (عج) جلوه ای دیگر از ارتباط دو فرزند زهرا علیها السلام، روز عاشورا است، که دل عزاداران باید به عشق ولی عصر بتپد و ذکر قیام اباعبدالله، با یاد امام زمان (عج)، توام باشد. صالح بن عقبه از پدرش نقل می کند: امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «هر کس حسین بن علی علیهم السلام را در روز دهم محرم زیارت کند تا آن که نزد قبر آن حضرت گریان شود، خداوند - تبارک و تعالی - ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد به او عطا کند که ثواب آن ها، مثل ثواب کسی است که درخدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیه السلام حج و عمره و جهاد کرده باشد.
راوی میگوید: عرض کردم: فدایت شوم، کسی که در شهرهای دور باشد و ممکن نباشد که در مثل این روز به سوی قبر آن حضرت رود، آیا برای او ثوابی است؟ امام علیه السلام فرمود: هرگاه چنین باشد به سوی صحرا یا بربلندی بام خانه خود رود و به سوی حضرت اشاره کند و سلام دهد و در نفرین بر قاتلان وی جدیت نماید و بعد از آن دو رکعت نماز بخواند. این کار را در اوایل روز انجام دهد و خود بر امام حسین علیه السلام بگرید و کسانی را که در خانه اش هستند، نیز به گریه بر آن حضرت وا دارد. و یکدیگر را به این که در شهادت امام حسین علیه السلام مصیبت زده شده اند، تعزیت گویند.
و هرگاه چنین کنند، همه آن ثواب ها را برای آنان ضامنم. گفتم: یکدیگر را چگونه تعزیت بگویند ؟ حضرت فرمودند بگویند: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد علیهم السلام; خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین علیه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را از کسانی قرار دهد که به همراه ولی امام حسین، امام مهدی [عج] از آل محمد علیهم السلام طلب خون آن حضرت کرده و به خون خواهی او برخیزیم » .
(52) 7. شعار سپاه حضرت مهدی (عج) در شعارهای لشکر آن حضرت - که برگرفته از شعور عمیق آنان است - به روشنی می توان یاد و خاطره امام حسین علیه السلام را مشاهده کرد. در یکی از «زیارات جامعه » در قسمت سلام به حضرت مهدی (عج) آمده است: «السلام علی الامام الغائب عن الابصار و الحاضر فی الامصار و الغائب عن العیون و الحاضر فی الافکار، بقیة الاخیار، وارث ذی الفقار، الذی یظهر فی بیت الله الحرام ذی الاستار و ینادی بشعار یا لثارات الحسین، انا الطالب بالاوتار، انا قاصم کل جبار; (53)
سلام و درود بر امامی که از دیده ها پنهان است و در شهرها حاضر; آن که از دیده ها، نهان است و در دلها حاضر; باقی مانده اخیار و خوبان; و وارث شمشیر ذوالفقار; آن بزرگواری که در بیت الله الحرام - که دارای پرده ها است - ظاهر می شود و به شعار «یا لثارات الحسین » ندا می کند و می فرماید: منم مطالبه کننده خون های به ناحق ریخته; منم شکننده هر ستمگر جفا پیشه » .
و یاران حضرت مهدی (عج) نیز به پیروی از امامشان، شعار یا لثارات الحسین سر می دهند. محدث بزرگ مرحوم حاجی نوری (ره) از کتاب غیبت فضل بن شاذان نقل کرده: «ان شعار اصحاب المهدی (عج) یا لثارات الحسین علیه السلام; به درستی که شعار یاوران مهدی (عج) یا لثارات الحسین است » . (54) امام صادق علیه السلام هم می فرماید: «شعار یاران حضرت مهدی یا لثارات الحسین (ای خونخواهان حسین علیه السلام) است » .
(55) چهار: همراه با تشرفات 1. حضرت مهدی (عج) و گریه بر امام حسین علیه السلام سید بحر العلوم (ره) روزی به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه درباره این مساله که «گریه بر امام حسین علیه السلام گناهان را می آمرزد» فکر می کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربی، سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد. بعد در لحظه ای پرسید: جناب سید! درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ و در چه اندیشه ای؟ اگر مساله علمی است مطرح کنید، شاید من پاسخش را بدانم.
سید بحرالعلوم فرمود: در این باره فکر می کنم که چطور می شود، خدای تعالی این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام می دهد; مثلا در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته می شود و برای یک قطره اشکی تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود؟ آن سوار عرب فرمود: تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود. سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت. در شکارگاه از همراهیانش دور افتاد و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد.
خیمه ای را دید و وارد آن جا شد. در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید. آنان در گوشه خیمه بز شیرده ای داشتند، و از راه مصرف شیر این بز، زندگی خود را می گذراندند. وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند; ولی برای پذیرایی از مهمان، آن بز را سر بریده و کباب کردند; زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند.
سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد، از ایشان جدا شد و خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد. در نهایت از ایشان سؤال کرد: اگر بخواهم پاداش مهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی باید انجام بدهم؟ یکی از حاضران گفت: به او صد گوسفند بدهید. و دیگری که از وزیران بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید. یکی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. سلطان گفت: هر چه بدهم کم است; زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم، آن وقت مقابله به مثل کرده ام; چون آنان هر چه را که داشتند به من دادند.
من هم باید هر چه را که دارم، به ایشان بدهم تا مقابله به مثل شود. بعد سوار عرب پرسید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهدا علیه السلام، هر چه از مال و منال، اهل و عیال، پسر و برادر، دختر و خواهر و سر و پیکر داشت، همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائران و گریه کنندگان، آن همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب کرد; چون خدا - که خدائیش را نمی تواند به سیدالشهدا علیه السلام بدهد - پس هر کاری که می تواند، انجام می دهد; یعنی، با صرف نظر از مقامات عالی خودش، به زائران و گریه کنندگان آن حضرت، درجاتی عنایت می کند.
در عین حال اینها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند. چون شخص عرب این مطالب رافرمود، از نظر سید بحر العلوم غایب شد. (56) 2. حضرت مهدی (عج) و عزاداری امام حسین علیه السلام یکی از ویژگی های بارز و از خصایص برجسته علامه بحر العلوم (ره)، ارادت وصف ناپذیر و شور و عشق خالصانه او به سالار شهیدان و ارج نهادن به سوگواری برای آن حضرت و بزرگداشت روزهای جاودانه تاسوعا و عاشورا بود.
در این رابطه، علامه بحر العلوم، حضرت ولی عصر (عج) را نیز در صف عزاداران می بیند که قضیه از این قرار است: روز عاشورایی بود و موج سوگواران از هر سو، به سوی کربلا در حرکت بود. علامه بحرالعلوم (ره) نیز به همراه گروهی از طلاب، به استقبال عزاداران و سینه زنان حرکت کردند. در فاصله نه چندان دوری از کربلا، محلی به نام «طویرج » هست که دسته سینه زنی آنان و سبک سوگواریشان مشهور بود.
هنگامی که علامه و همراهانش به آنان رسیدند، ناگهان علامه با آن کهولت سن و موقعیت اجتماعی و علمی، لباس خویش را به کناری نهاده، و سینه خویش را گشود و در صف سینه زنان، با شوری وصف ناپذیر به سینه زدن پرداخت. علما و طلاب که همراه او جهت استقبال سوگواران و دسته های عزاداری آمده بودند، هر چه تلاش کردند تا مانع کار او شوند و از شور و احساسات گرم و عارفانه او بکاهند، نه تنها موفق نشدند; بلکه گروهی از آنان، چنان تحت تاثیر او قرار گرفتند که به او پیوستند و گروهی دیگر نیز برای حفظ او - که مبادا بر اثر موج جمعیت زیر دست و پا بیفتد و دچار ناراحتی و صدمه شود - به مراقبت از او پرداختند. سرانجام مراسم پرشور سوگواری و سینه زنی پایان یافت و آن سید بزرگوار، لباس خود را پوشیده، به خانه بازگشت.
یکی از خواص، از او پرسید: چه رویدادی پیش آمد که شما چنان دچار احساسات پاک و خالصانه شدید که آن گونه سر از پا نشناخته، لباس از تن در آوردید و به سینه زنان پیوستید؟ آن مرحوم در پاسخ گفت: حقیقت آن است که با رسیدن به دسته سوگواران و سینه زنان، به ناگاه چشمم به محبوب دل ها، کعبه مقصود و قبله موعود، امام عصر علیه السلام افتاد و دیدم آن گرامی مرد عصرها و نسل ها، با سر و پای برهنه در میان انبوه سینه زنان، در سوگ پدر والایش حسین علیه السلام با چشمانی اشک بار به سر و سینه می زند.
به همین جهت آن منظره مرا به حالی انداخت که قرارم از کف رفت و سر از پا نشناخته، وارد صف سوگواران و سینه زنان شدم ودر برابر کعبه مقصود و قبله موعود، به سوگواری پرداختم. (57) 3. حضرت مهدی (عج) و زیارت امام حسین علیه السلام حاج علی بغدادی می گوید: [در تشرف خود] به حضرت صاحب الامر علیه السلام عرض کردم: ای سرور ما! مساله ای دارم؟ فرمود: بپرس.
گفتم: روضه خوان های امام حسین علیه السلام، می خوانند که سلیمان اعمش، نزد شخصی آمد و از زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام پرسید، آن شخص گفت: بدعت است. شب آن شخص در عالم رؤیا، هودجی را میان زمین و آسمان دید، سؤال کرد: در آن هودج کیست؟ گفتند: فاطمه زهرا و خدیجه کبری علیهما السلام. گفت: به کجا می روند؟ گفتند: امشب (شب جمعه)، برای زیارت امام حسین علیه السلام می روند. همچنین دید رقعه هایی از هودج می ریزد ودر آنها نوشته است: «امان من النار; لزوار الحسین فی لیلة الجمعة امان من النار یوم القیامة; این برگ امانی است در روز قیامت برای زوار امام حسین علیه السلام در شب های جمعه ». آیا این حدیث، صحیح است؟ فرمودند: آری! راست و درست است.
گفتم: سیدنا! صحیح است که می گویند: هر کس امام حسین علیه السلام را در شب جمعه زیارت کند، این زیارت برگ امان از آتش است؟ فرمود: آری والله; و اشک از چشمانش جاری شد و گریست... (58) 4. حضرت مهدی (عج)، در سوگ امام حسین علیه السلام شیخ جلیل حاج ملا سلطان علی روضه خوان تبریزی - که از جمله عباد و زهاد بود - نقل می کند.
در عالم رؤیا به حضور حضرت بقیة الله - ارواحنا فداه - مشرف شده، خدمت ایشان عرض کردم: مولای من! آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده که می فرمایید: «فلاندبنک صباحا و مساء و لابکین علیک بدل الدموع دما» (59) صحیح است؟ فرمود: بلی صحیح است. عرض کردم: آن مصیبتی که در آن به جای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبراست؟ فرمود: نه، اگر علی اکبر زنده بود، در این مصیبت او هم خون گریه می کرد. گفتم: آیا مصیبت حضرت عباس است؟ فرمود: نه، اگر عباس در حیات بود، او هم در این مصیبت خون گریه می کرد. عرض کردم: لابد مصیبت حضرت سیدالشهداء علیه السلام است.
فرمودند: نه، اگر حضرت سیدالشهداء علیه السلام هم در حیات بود، در این مصیبت خون گریه می کرد. عرض کردم: پس این کدام مصیبت است که من نمی دانم؟ فرمودند: آن مصیبت، مصیبت اسیری زینب است » . (60) 5. عنایت حضرت مهدی (عج) به مجالس ذکر امام حسین علیه السلام از آن جایی که امام زمان علیه السلام صاحب عزای واقعی است، بدون تردید به مجالسی که برای جد بزرگوارش علیه السلام برگزار می شود، عنایت و توجه ویژه ای دارد.
خطیب بزرگ شیعه، مرحوم شیخ عبدالزهراء کعبی (ره) می گوید: یک روز بعد از ظهر وارد صحن مطهر امام حسین علیه السلام شدم، شخصی در مقابل یکی از حجره های صحن شریف - که کتاب های مذهبی می فروخت و ما با من سابقه آشنایی داشت. مرا دید و گفت: کتاب کوچکی دارم که به نظرم برای شما خوب باشد و در آن اشعاری بسیار زیبا دارد. قیمت آن هم این است که یک بار آن را برایم بخوانی. کتاب را گرفتم. خیلی کتاب مفید و سودمندی بود; زیرا اشعار قصیده ابن عرندس حلی - که مدت ها دنبال آن می گشتم - در آن بود.
در یکی از رواق ها نشسته، به خواندن آن اشعار برای کتاب فروش مشغول شدم و هر دو اشک می ریختیم که ناگهان سیدی از بزرگان عرب را دیدم که در برابرم ایستاده به اشعارم گوش می دهد و گریه می کند. چون به این بیت رسیدم: ایقتل ظمآنا حسین بکربلا و فی کل عضو من انامله بحر گریه آن بزرگوار شدید شد، رو به ضریح امام حسین علیه السلام کرد; این بیت را تکرار می نمود و همچون زن جوان مرده می گریست. همین که اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم.
برای دیدن ایشان، از صحن خارج شدم تا شاید او را بیابم; ولی ایشان را ندیدم. به هر کجا رو نمودم، اثری نیافتم; گویا از برابر چشمم غایب شده است. به یقین دانستم که حضرت حجت و امام منتظر علیه السلام بوده است. (61) علامه امینی (ره) در الغدیر (62) می گوید: در میان اصحاب ما مشهور است که در هر مجلسی قصیده ابن عرندس خوانده شود، موجب تشریف فرمایی حضرت بقیة الله - روحی له الفداه - به آن مجلس می شود.
ما برای تیمن و تبرک چند بیت این قصیده را ذکر می نماییم. ایقتل ظمآنا حسین بکربلا و فی کل عضو من انامله بحر و والده الساقی علی الحوض فی غد و فاطمه ماء الفرات لها مهر فوالهف نفسی للحسین و ما جنی علیه غداة الطف فی حربه الشمر 6. سفارش حضرت مهدی (عج) به زیارت عاشورا محدث نوری (ره) حکایت سید رشتی را چنین نقل می کند که حضرت به سید دستور خواندن نافله (خصوصا نافله شب)، زیارت جامعه و زیارت عاشورا را می دهد و بعد از آن می فرماید: شما چرا نافله نمی خوانید؟ نافله نافله، نافله! شما چرا عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا!
و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمی خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه! (63) «خاتمه » دولت حضرت مهدی (عج) و رجعت امام حسین علیه السلام «رجعت » مساله ای است که در زمان ظهور نمود پیدا می کند و حضرت ولی عصر علیه السلام صاحب رجعت است. اولین امامی که در دولت کریمه رجعت می کند، امام حسین علیه السلام است و بعداز امام زمان، حضرت سید الشهدا علیه السلام، حاکم و امام حکومت می باشد.
1. رجعت امام حسین علیه السلام بعد از حضرت حجت علیه السلام اولین شخصی که رجعت می کند و بر سراسر گیتی حکومت می کند، امام حسین علیه السلام است و در این قسمت به پاره ای از روایات در این باره، اشاره می شود: 1. امام صادق علیه السلام فرمود: «اولین کسی که زمین بر رویش شکافته می شود و به دنیا بر می گردد، حسین بن علی است » .
(64) آن حضرت هم چنین فرمود: اولین کسانی که به دنیا بر می گردند، حسین بن علی علیه السلام و یارانش و یزید بن معاویه و یارانش هستند که همه آنها را از اول تا آخر می کشد» . سپس امام صادق علیه السلام این آیه شریفه را تلاوت فرمود: «ثم رددنالکم الکرة علیهم و امددناکم باموال و بنین و جعلناکم اکثر نفیرا; (65) پس شما را بار دیگر بر آنها مسلط کنیم و با مال و فرزندان یاری رسانیم و تعدادتان را افزون تر کنیم » .
(66) و امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: امام حسین علیه السلام شب عاشورا به اصحابش فرمود: «... فابشروا بالجنة، فوالله انما نمکث ماشاء الله تعالی بعد ما یجری علینا، ثم یخرجنا الله و ایاکم حین یظهر قائمنا فینتقم من الظالمین، و انا و انتم نشاهدهم فی السلاسل و الاغلال و انواع العذاب و النکال...; بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم که بعد از آنچه بر ما جاری شود، مکث خواهیم کرد آن قدر که خدای تعالی خواسته باشد، پس بیرون می آورد ما و شما را در آن هنگامی که قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد کشید از ظالمان، و ما و شما مشاهده خواهیم کرد ایشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نکال..» .
(67) و امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، دوباره از «رجعت » خود سخن گفته، می فرماید: «من اولین کسی خواهم بود که زمین شکافته می شود و رجعت می کنم » . (68) و در زیارت حضرت ابوالفضل علیه السلام می خوانیم: «جئتک یابن امیرالمؤمنین وافدا الیکم و قلبی مسلم لکم... فمعکم معکم لامع عدوکم انی بکم و بایابکم من المؤمنین و بمن خالفکم و قتلکم من الکافرین; ای پسر امیرمؤمنان! من به محضر شما شرفیاب شدم; در حالی که دلم تسلیم شما و یاریم آماده برای شما است...
من با شمایم، با شمایم، نه با دشمنان شما. من نسبت به شما و بازگشت شما از ایمان آورندگان و نسبت به آنان که شما را کشتند، از کافرانم » . (69) 2. امام حسین علیه السلام در سوگ حضرت مهدی (عج) بر اساس روایاتی که درباره رجعت وارد شده، امام حسین علیه السلام در اواخر حکومت ولی عصر، با اصحاب باوفایش رجعت می کند و برای همه مردمان معرفی می شود، تا کسی در مورد آن حضرت دچار تردید نگردد. هنگامی که همه مردم او را شناختند، اجل حضرت بقیة الله فرا رسیده، چشم از جهان فرو می بندد. آن گاه امام حسین علیه السلام متصدی و متولی امر غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می گردد.
امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه «ثم رددنا لکم الکرة علیهم » (70) می فرماید: «مقصود زنده شدن دوباره امام حسین علیه السلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است; در حالی که کلاه خودهایی طلایی بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسین علیه السلام را اطلاع می دهند تا مؤمنان به شک و شبهه نیفتند» . این در حالی است که حضرت حجت در میان مردم است; چون معرفت و ایمان به حضرتش در دل های مردم استقرار یافت، مرگ او فرا می رسد. پس امام حسین علیه السلام متولی غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می شود و هرگزغیر از وصی، وصی را تجهیز و خاک سپاری نمی کند» .
(71) امام صادق علیه السلام می فرماید: «حسین علیه السلام با اصحابش می آیند و هفتاد پیامبر آنان را همراهی می کنند; چنان که همراه موسی علیه السلام هفتاد نفر فرستاده شدند. آن گاه حضرت قائم علیه السلام انگشتر را به وی می سپارد و امام حسین علیه السلام غسل و کفن، حنوط و دفن حضرت قائم را بر عهده می گیرد» .
(72) «اللهم بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة » پی نوشت ها: 1) کمال الدین، ج 2، ص 420. 2) تفسیر فرات کوفی، ص 212. 3) سوره اسراء، آیه 33. 4) تفسیر عیاشی ج 2، ص 290: «عن سلام بن المستنیر عن ابی جعفر علیه السلام فی قوله: «و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا» قال: هو الحسین بن علی علیه السلام قتل مظلوما و نحن اولیاؤه، و القائم منا اذا قام طلب بثار الحسین، فیقتل حتی یقال قد اسرف فی القتل، و قال: المقتول الحسین علیه السلام و ولیه القائم، و الاسراف فی القتل ان یقتل غیر قاتله انه کان منصورا، فانه لا یذهب من الدنیا حتی ینتصر برجل من آل رسول الله صلی الله علیه و آله یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما» .
(البرهان، ج 2، ص 419; البحار، ج 10، ص 150; اثبات الهداة، ج 7 ، ص 102) 5) ینابیع المودة، ص 590. 6) یادمهدی، محمدخادمی شیرازی، ص 16 و ص 132. 7) منتخب الاثر، آیة الله صافی گلپایگانی، ص 254. 8) کمال الدین، ج 1، ص 317; اثبات الهداة، ج 6، ص 397; بحارالانوارج 51، ص 134. 9) کفایة الاثر، ص 167. 10) کنوز الحقائق، (چاپ شده در حاشیه جامع الصغیر) ج 1، ص 161. (به نقل از مهدی موعود) . ج 1، ص 161. 11) البرهان، ص 94 (به نقل المهدی علی لسان الحسین، صابری همدانی، ص 12، ح 15) . 12) کمال الدین، ج 1، ص 318; اثبات الهداة، ج 6، ص 397; بحارالانوار، ج 51، ص 133 . 13) النجم الثاقب، ص 78. 14) بحار الانوار، ج 51، ص 37. 15) بحارالانوار، ج 101، ص 239، ح 38. 16) خلاصه قسمت دهم مقاله آیة الله کریمی جهرمی، در مجله جان جهان. 17) دلائل الامامة، طبری، ص 239. 18) امالی شیخ طوسی، ج 2، ص 233. 19) کمال الدین، ج 1، ص 317; اثبات الهداة، ج 6، ص 397; عقد الدرر، ص 134. 20) کمال الدین، ج 1، ص 317; عیون الاخبار، ج 1، ص 18; بحارالانوار، ج 51، ص 133. 21) کمال الدین، 1، ص 317; عیون الاخبار، ج 1، ص 18; بحار الانوار، ج 51، ص 133. 22) کمال الدین، ج 1، ص 317. 23) عقد الدرر، ص 111; البرهان، ص 113. 24) برای توضیحات این علایم، ر.ک: غیبت نعمانی، باب 14، ص 247 و 257 و 383; غیبت طوسی، ص 265 و 274 و 280; بحار الانوار، ج 52، ص 181 و 186 و 237 و 239 و 278; اثبات الهداة، ج 7، ص 398 و 424 و سیمای آفتاب ص 276. 25) البرهان، ص 115 (اذا هدم حائط مسجد الکوفه ممایلی دار عبدالله بن مسعود...) .
26) البرهان، ص 109 (اذا رایتم علامة من السماء نارا عظیمة...) ; عقد الدرر، ص 106. 27) گفتنی است که این زیارت منتسب به امام عصر علیه السلام است; ولی در انتساب آن به حضرت - تردیدهای جدی وجود دارد. (ر.ک: بحار الانوار، ج 98، ص 320.) 28) یاد مهدی، ص 199. 29) بحار الانوار، ج 51، ص 148. 30) چشم اندازی به حکومت مهدی (عج)، نجم الدین طبسی، ص 63. 31) غیبة طوسی، ص 274; کشف الغمه، ج 3، ص 252; بحار الانوار، ج 52، ص 290. 32) غیبة طوسی، ص 274; بحارالانوار، ج 52، ص 290. 33) قصص الانبیاء، راوندی ، ص 80; بحارالانوار، ج 52، ص 225; چشم انداز، ص 170. 34)
بحارالانوار، ج 52، ص 385; غیبة طوسی، ص 275 بااندکی تفاوت; چشم انداز، ص 170. 35) کامل الزیارات، ص 30; مستدرک الوسائل، ج 3، ص 416; چشم انداز، ص 170. 36) کافی، ج 3، ص 415; ارشاد، ص 362; التهذیب، ج 3، ص 253; غیبة طوسی، ص 283; وسائل الشیعه، ج 3، ص 532; بحارالانوار، ج 52، ص 331. 37) مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 85; بحارالانوار، ج 45، ص 299; چشم انداز، ص 148. 38) علل الشرایع، ج 1، ص 219; عیون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 273; بحارالانوار، ج 52، ص 313; اثبات الهداة، ج 3، ص 455; چشم انداز، ص 154. 39) معالی السبطین، ج 1، ص 208; ریاض القدس، ج 1، ص 263; سحاب رحمت، ص 342. 40) امالی صدوق، مجلس 27; بحار الانوار، ج 44 ص 285; مجله جان جهان، ص 35. 41) بحار الانوار، ج 45، ص 189.
42) من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 53 و 232; بحارالانوار، ج 52، ص 333; اثبات الهداة ج 3، ص 517، 566; الشیعه و الرجعة، ج 2، ص 400; ارشاد، ص 365; روضة الواعظین، ج 2، ص 246; چشم انداز، ص 157. 43) مهدی موعود (عج)، ص 941; چشم انداز، ص 157. 44) مصباح المتهجد، الیوم الثالث یوم ولد فیه الحسین علیه السلام ص 758، مفاتیح الجنان، اعمال روز سوم شعبان، اقبال، سید علی بن طاووس 689، شیعه و رجعت ص 190. 45) اصول کافی، ج 2، ص 471. 46) با حسین (ع) تا مهدی (عج) سید مجتبی حسینی، ص 23. 47) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، لیلة النصف من شعبان، مفاتیح، اعمال شب نیمه شعبان. 48) کافی، کتاب الحجة، باب فی شان انا انزلناه. 49) مفاتیح الجنان، بخش زیارات، زیارت امام حسین علیه السلام در شبهای قدر. 50) بحار الانوار، ج 51، ص 28.
51) همان، ج 52، ص 191، ج 24. 52) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، المحرم و شرح زیارة الحسین علیه السلام، ص 713 و 714; مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا. 53) النجم الثاقب، ص 469. 54) همان. 55) مستدرک الوسائل ج 11، ص 14 ب 47، ج 7: (فضیل بن یسار عن ابی عبدالله علیه السلام قال: «و هم من خشیة الله مشفقون، یدعون بالشهادة و یتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله، شعارهم یا لثارات الحسین علیه السلام اذا ساروا یسیر الرعب امامهم مسیرة شهر» . 56) العبقری الحسان، ج 1، ص 119، س 11. 57) دیدار یار، علی کرمی ج 2، ص 200. هر چند مرحوم نهاوندی این گفت و گو را از تشرفات مرحوم بحرالعلوم (ره) به محضر امام زمان (عج) دانسته است; ولی مرحوم دربندی (متوفای 1285 ه ق) در اسرار الشهادات تصریح کرده که این گفت و گو بین مرحوم بحرالعلوم و شاگرد زاهد و عارفش شیخ حسین نجف انجام گرفته است. (اسرار الشهادات، ج 3، ص 46، قم، انتشارات ذوی القربی، 1420 ه ق) 58) العبقری الحسان ج 2، ص 114; النجم الثاقب، ص 484; مفاتیح، ص 798; عنایات حضرت مهدی موعود (عج)، ص 77، عنایات حضرت مهدی (عج) به علما و طلاب، ص 101. 59) بحار الانوار، ج 98، ص 238. 60) العبقری الحسان، ج 1، ص 98، س 7. 61) شیفتگان حضرت مهدی (عج)، ج 3، ص 172; ملاقات با امام عصر، ص 315; عنایات حضرت مهدی (عج) به علما و طلاب، ص 397; کلمة المختار، ج 1، ص 440. 62) الغدیر، ج 7، ص 14. 63) النجم الثاقب، ص 60، مفاتیح الجنان بعد از زیارت جامعه. 64)
بحار الانوار، ج 53، ص 39; الزام الناصب، ج 2، ص 360; تفسیر برهان، ج 2، ص 408; ایقاظ ، ص 360. 65) سوره اسراء، آیه 6. 66) بحارالانوار، ج 53، ص 76; تفسیر صافی، ج 3، 179; تفسیر عیاشی، ج 2، ص 282; نورالثقلین ج 3، ص 140; تفسیر برهان، ج 2، ص 408. 67) گزیده کفایة المهتدی، ص 105 و 106، ح 19. 68) بحار الانوار ج 53، ص 62 ; ایقاظ، ص 352 ; فوز اکبر، ص 36. 69) بحار الانوار، 22، ص 173; شیعه و رجعت، ص 217 و 218. 70) سوره اسراء، آیه 6. 71) کافی ج 8، ص 206; تاویل الایات الظاهرة، ج 1، ص 278 و ج 2، ص 762; مختصر البصائر ص 48; تفسیر برهان ج 2، ص 401، بحار الانوار، ج 53، ص 13 و ص 51 ص 56; تفسیر عیاشی، ج 2، ص 281; نور الثقلین ج 3، ص 138; المحجة ص 121; الایقاظ ص 309. 72) ایقاظ، ص 368. نویسنده: محمدرضا فؤادیان منبع: فصلنامه انتظار -شماره جمعه 02 مهر 1395 :: 17:04 :: نويسنده : aminataie
سکته مغزی چیست استروک حادثه عروقی مغز انواع سکته مغزی
در این پست بدون اینکه به بررسی مجزای آسیب هر یک از عروق مغزی بپردازم، به طورکلی به شرح سکته های مغزی اشاره می کنم.
استروک (Stroke) یا حادثه عروقی مغز (Cerebrovascular accident, or CVA) سندرمی است که با شروع حاد یک نقص نورولوژیک ناشی از آسیب عروق مغزی تعیین می گردد، به نحوی که اختلال نورولوژیک ایجاد شده دست کم 24 ساعت یا بیشتر ادامه داشته باشد. حادثه عروقی مغزی به دلیل ایسکمی یا خونریزی رخ می دهد که مهمترین موارد ایسکمی مغزی، ترومبوز و آمبولی است. بافت مغز جهت عمل طبیعی خود در هر لحظه نیازمند خون اکسیژن دار است. درصورت قطع جریان خون مغزی، به علت محروم شدن نورون ها و سلول های مغزی از گلوکز و اکسیژن، مرگ سلول ها و نورون ها ایجاد می گردد. هرگاه علایم و نشانه های نورولوژیک ناشی از اختلال عروقی طی مدت کوتاهی برطرف گردند (معمولا طی نیم ساعت)، اصطلاح حمله ایسکمیک گذرا (Transient ischemic attack, or TIA) به کار می رود. گاهی نقایص نورولوژیک بیشتر از 24 ساعت طول می کشند ،ولی طی چند روز به طور تقریبا کامل یا کامل برطرف می گردند که در این موارد اصطلاح نقص نورولوژیک ایسکمیک برگشت پذیر (Reversible ischemic neurological deficit, or RIND) به کار می رود. 1- سکته انسدادی یا ایسکمیک (Ischemic, or occlusive stroke) 2- سکته هموراژیک (Hemorrhagic stroke) (سکته به علت خونریزی)
تصویر زیر:
سه فاکتور خطر شناخته شده که شایع تر است عبارتنداز: سکته انسدادی (ایسکمیک) سکته هموراژیک تصویری از شریان های مهم مغزی با کلیک (Click) روی اینجا تهیه و تنظیم: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار
-بندرچی چمخاله، بیژن، فرجی، فردین. نورولوژی بالینی مایکل جی.امینف و دیوید ای.گرینبرگ. نشر طبیب. -قاضى جهانى،بهرام. ترجمه مبانى طب سسيل، بيماريهاى مغز و اعصاب.مرکز نشر اشارت.
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|