داروسازان
مطالعات جدید پزشکی
سه‌شنبه 03 دی 1392 :: 14:30 ::  نويسنده : aminataie

 

عسل باکتری های سرسخت را از بین می برد

 

همه روزه از کشف علمی جدیدی درباره فواید عسل باخبر می شویم . یکی از آخرین آنها اینکه عسل حاوی ضد باکتری( آنتی بیوتیک ) های قوی می باشد...

در یک بررسی جدید که دانشگاه سیدنی آن را انجام داده است . پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که عسل دارای قدرت شگفت انگیزی در صیانت از بدن در برابر باکتری ها دارد . "دی کارتر" استاد شرکت کننده در دانشکده علوم زیستی و میکروبی از دانشگاه سیدنی می گوید : عسل می تواند جایگزین بسیاری از آنتی بیوتیک ها باشد . همچنین استفاده از عسل بعنوان کمک دهنده آنتی بیوتیک عمر مفید بودنشان را افزایش می دهد

 

عسل بهترین غذا برای کودکان ، جوانان و بزرگسالان می باشد. عسل صدها ماده مفید برای بدن را داراست: ویتامین های ضروری برای رشد ، املاح و مواد معدنی و....

 

 

در زیر به صورت بسیار خلاصه وار چند مورد از فواید عسل را مرور می کنیم...

عسل و درمان سرطان پوست:

بعد از تحقیقات طولانی دکتر Glenys Round  متخصص امراض سرطان کشف عجیبی در مورد عسل انجام داد. او می گوید ما از عسل برای درمان سرطان پوست استفاده می کنیم عسل از پوست عبور می کند و آنچه که دارو های شیمیایی از انجام آن عاجز می مانند را انجام می دهد.

عسل و درمان زخم ها:

بسیاری از دارو ها از درمان زخم ها عاجز ماندند . در حالی که عسل می تواند زخم ها را بدون هیچگونه عوارض جانبی درمان دهد. (سالانه 6 بلیون دلار صرف درمان سوختگی ها و زخم ها می شود که در صورت استفاده از عسل مقدار قابل توجهی از این مبلغ صرفه جویی می شود)

 

عسل و درمان زخم معده:

عسل در درمان زخم معده و التهاب حنجره کاربرد فراوان دارد. عسل سبب پراکنگی تجمع میکروب ها و در نتیجه ضعیف شدن و از بین رفتن آنها می شود.

و اکنون تیتر وار...

 -  درمان بی خوابی با حل کردن یک قاشق عسل در آب و نوشیدن آن قبل از خواب...

- درمان شکاف لب ها و درمان پوست چروکیده و افتاده....

- یک قاشق عسل در هر روز می توند فرد را از سکته های قلبی ناگهانی باز دارد...

- در یک تحقیق جدید دانشمندان می گویند که خوردن یک قاشق عسل هر روز در درمان سرفه های مزمن بیشتر از دارو های شیمیایی معرف موثر است

- قدرت بالا در درمان آسم و التهاب ریه ها

- درمان اضطرابات روحی و عصبی

- درمان التهابات لثه و پوسیدگی دندان

- موثر بودن در درمان ضعف جنسی و نازایی

و فواید بی شمار دیگر که در حوصله این مطلب نمی گنجد....

 

قرآن چه می گوید...

خداوند حکیم ، خالق زبور و عسل به خاصیت درمانی عسل اشاره کرده است و می فرماید:

(يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ) [النحل: 69]

ترجمه:« از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مى‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه [قدرت الهى] است»

 

 

یکشنبه 01 دی 1392 :: 14:28 ::  نويسنده : aminataie

هپاتیت سی (: Hepatitis C)‏ نو عی عفونت است که عمدتاً کبد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ویروس هپاتیت سی (HCV)علت این بیماری است.هپاتیت سی اغلب هیچ علائمی ندارد، اما عفونت مزمن موجب زخم شدن کبد می‌شود، و پس از چند سال به سیروز کبد می‌انجامد. در بعضی موارد، افراد مبتلا به سیروز کبد همچنین دارای نارسایی کبد، سرطان کبد، و یا عروق بسیار متورم مری و معده می‌باشند که این مورد آخر می‌تواند منجر به خونریزی تا حد مرگ شود. .

افراد اغلب از طریق تماس خونی ناشی از استعمال درون وریدی مواد مخدر، تجهیزات پزشکی ضد عفونی نشده، و تزریق خون به هپاتیت سی مبتلا می‌شوند. به صورت تخمینی ۱۳۰ تا ۱۷۰ میلیون نفر در سراسر جهان به هپاتیت سی مبتلا هستند. دانشمندان در دهه ۱۹۷۰ تحقیقات در مورد HVC را آغاز کردند و در ۱۹۸۹ وجود این بیماری را تأیید نمودند. این ویروس به عنوان عامل بیماری در سایر حیوانات شناخته نشده است.

پگ اینترفرون و ریباویرین داروهای استاندارد برای HVC هستند. بین ۵۰٪ تا ۸۰٪ افرادی که با این داروها تحت معالجه قرار می‌گیرند، درمان می‌شوند. کسانی که به سیروز یا سرطان کبد دچار می‌شوند، ممکن است به پیوند کبد نیاز پیدا کنند، ولی ویروس اغلب پس از پیوند مجدداً عود می‌کند.هیچ واکسنی برای هپاتیت سی وجود ندارد.

علایم و نشانه ها

هپاتیت سی تنها در ۱۵٪ موارد به علایم حاد منجر می‌شود.علایم اغلب ملایم و نامشخص هستند، از جمله کاهش اشتها، خستگی، تهوع، دردهای مفصلی یا عضلانی، و کاهش وزن.تنها موارد کمی از عفونت حاد با زردی همراه است. عفونت در ۱۰-۵۰٪ افراد و بیش از سایرین در بانوان جوان، بدون درمان بهبود می‌یابد.

عفونت مزمن

هشتاد درصد افرادی که در معرض این ویروس قرار می‌گیرند، به عفونت مزمن دچار می‌شوند.اکثر افراد در دهه‌های نخستین عفونت، کمترین و یا هیچ علائمی را تجربه نمی‌کنند، اگرچه هپاتیت سی مزمن می‌تواند با خستگی همراه باشد. .هپاتیت سی در میان افرادی که برای چندین سال به این بیماری مبتلا بوده‌اند، علت اصلی سیروز کبد و سرطان کبد است. بین ۱۰-۳۰٪ از افرادی که بیش از ۳۰ سال مبتلا بوده‌اند، به سیروز کبد دچار می‌شوند.سیروز کبد در افرادی که همچنین به هپاتیت بی یا HIV مبتلا بوده‌اند، معتادان الکلی و مردان شایع تر است. افرادی که به سیروز کبد مبتلا می‌شوند، با خطری ۲۰ برابر بیشتر در ابتلا به سرطان کبد مواجه هستند؛ با میزان ۱-۳٪ در سال. در معتادان به الکل، خطر ابتلا ۱۰۰ برابر بیشتر است.هپاتیت سی علت ۲۷٪ از موارد سیروز کبد و ۲۵٪ از موارد سرطان کبد است.

سیروز کبد می‌تواند منجر به فشار خون بالا در رگ‌های متصل به کبد، تجمع مایعات در شکم، خونریزی یا کبودی به سادگی، رگ‌های بزرگ شده، به خصوص در مری و معده، زردی (زرد شدن پوست)، و آسیب مغزی گردد.

اثرات خارج از کبد

هپاتیت سی همچنین در موارد نادر با سندروم شوگرن (نوعی اختلال در سیستم دفاعی بدن)، تعداد کم تر از حد طبیعی پلاکت‌های خون، بیماری مزمن پوستی، دیابت، و لنفومای غیر هاجکینی همراه است.

علت

ویروس هپاتیت سی یک ویروس RNA کوچک پوشینه دار تک زنجیره‌ای مثبت است.این ویروس عضو جنس "هپاسی ویروس" در خانواده ‘‘فلاوی ویریده’’ است. HVC ۷ ژنوتایپ اصلی دارد. در ایالات متحده آمریکا، ژنوتایپ ۱ در ۷۰٪ موارد عامل بیماری است، و هر یک از دیگر ژنوتایپ‌ها ۱٪ موارد را ناشی می‌شوند.در آمریکا و اروپا نیز ژنوتایپ ۱ شایع ترین نوع است.

سرایت

راه اصلی سرایت بیماری در کشورهای توسعه یافته استعمال درون وریدی مواد مخدر (IDU)است. در کشورهای در حال توسعه، راه‌های اصلی عبارتند از تزریق خون و شیوه‌های پزشکی غیر ایمن[۱۶] علت سرایت در ۲۵٪ موارد نامعلوم باقی می‌ماند. ;[۱۷] ولی تعداد زیادی از این موارد احتمالاً به علت استعمال درون وریدی مواد مخدر هستند.[۶]

استعمال درون وریدی مواد مخدر

استعمال درون وریدی مواد مخدر (IDU)یک عامل مهم ریسک برای هپاتیت سی در بسیاری از قسمت‌های جهان است. .[۱۸] یک بررسی از ۷۷ کشور نشان می‌دهد که در ۲۵ کشور میزان هپاتیت سی در جمعیت مصرف کننده مواد مخدر بین ۶۰٪ تا ۸۰٪ است؛ از جمله آمریکا[۷] و چین.[۱۸] دوازده کشور دارای میزانی بیش از ۸۰٪ هستند.[۷] در میان مصرف کنندگان مواد مخدر ده میلیون نفر به هپاتیت سی مبتلا هستند؛ چین (۱٫۶ میلیون)، ایالات متحده (۱٫۵ میلیون)، و روسیه (۱٫۳ میلیون) بیشترین میزان مجموع مبتلایان را دارند.[۷]میزان هپاتیت سی در میان زندانیان در ایالات متحده ۱۰ تا ۲۰ برابر این میزان در جمعیت عمومی است، که این مطالعات نشان دهنده رفتارهای پرخطر مانند استعمال درون وریدی مواد مخدر (IDU) و خالکوبی با تجهیزات غیر استریل است. .[۱۹][۲۰]

تماس در حین مراقبت‌های پزشکی

تزریق خون، فراورده‌های خونی، و پیوند اعضا بدون آزمایش HCV ریسک بالای ابتلا را ایجاد می‌کند.[۵] ایالات متحده آزمایش جهانی را در سال ۱۹۹۲ پایه ریزی کرد. از آن زمان تا کنون میزان ابتلا با کاهشی تا میزان یک در ۱۰٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ در واحدهای خون[۶][۱۷] از میزان یک در ۲۰۰ واحد خون روبه رو بوده است. .[۲۱] این ریسک کم، باقی می‌ماند زیرا یک دوره حدوداً ۱۱-۷۰ روزه بین این که یک اهداکننده خون احتمالی، هپاتیت سی بگیرد و این که جواب آزمایش خون مثبت باشد، زمان وجود دارد. .[۱۷] برخی کشورها هنوز به دلیل هزینه آن، برای هپاتیت سی آزمایش انجام نمی‌دهند.[۱۱]

کسی که از سوزن یک فرد مبتلا به HVC زخم ناشی از سوزن برمی دارد، پس از آن با احتمال ۱٫۸٪ ابتلا به بیماری رو به رو است.[۵] این احتمال بیشتر است چنانچه سوزن به کار رفته خالی و زخم عمیق باشد. .[۱۱] در تماس مخاط با خون هم ریسک ابتلا وجود دارد؛ اما این ریسک کم است، و اگر تماس خونی بر روی پوست سالم رخ دهد، هیچ ریسکی وجود ندارد.[۱۱]

تجهیزات بیمارستانی نیز هپاتیت سی را انتقال می‌دهند، از جمله: استفاده مجدد از سوزن‌ها و سرنگ‌ها، استفاده چندباره از شیشه‌های دارو، کیسه‌های تنفسی، و تجهیزات جراحی غیر استریل.[۱۱] استانداردهای ضعیف در تسهیلات پزشکی و دندانپزشکی دلیل اصلی شیوع HCV در مصر است که بیشترین میزان ابتلا در جهان را داراست.[۲۲]

آمیزش جنسی

این که آیا هپاتیت سی از راه آمیزش جنسی قابل انتقال است، نامعلوم است.[۲۳] در حالی که بین رفتار جنسی پرخطر و هپاتیت سی پیوندی وجود دارد، روشن نیست که آیا انتقال بیماری ناشی از مصرف مواد مخدر است که به آن اشاره‌ای نشده، یا خود رابطه جنسی.[۵] شواهد نشان می‌دهد که ریسکی برای زوج‌های متشکل از دو جنس مخالف که با افراد دیگر رابطه جنسی ندارند، وجود ندارد.[۲۳] اعمال جنسی که سطوح بالای آسیب به لایه درونی مجرای مقعد را دربرمی گیرد، مانند دخول از راه مقعد، و یا اعمالی که هنگامی اتفاق می‌افتد که بیماری‌های منتقل شونده از راه آمیزش جنسی، از جمله HIV یا زخم در ناحیه تناسلی، نیز وجود دارند، ریسک ابتلا ایجاد می‌کنند.[۲۳] دولت ایالات متحده تنها برای جلوگیری از انتقال هپاتیت سی در افراد دارای چند شریک جنسی، استفاده از کاندوم را توصیه می‌کند.[۲۴]

پیرسینگ‌های بدن

خالکوبی با دو یا سه برابر خطر بیشتر هپاتیت سی همراه است.[۲۵] این می‌تواند به دلیل لوازم استریل نشده یا آلودگی رنگ‌های استفاده شده باشد.[۲۵] خالکوبی یا سوراخ کردن بدن (پیرسینگ) که پیش از اواسط دهه ۱۹۸۰ یا به صورت غیرحرفه‌ای انجام می‌شد نگران کننده است، چرا که ممکن است تکنیک‌های استریل کردن در این شرایط ضعیف باشد. ریسک در خالکوبی‌های بزرگ تر بیشتر می‌شود.[۲۵] تقریباً نیمی از زندانیان از لوازم خالکوبی غیراستریل مشترک استفاده می‌کنند.[۲۵] به ندرت در مراکز مجاز خالکوبی ابتلا مستقیم به HCV رخ می‌دهد.[۲۶]

تماس با خون

لوازم بهداشتی شخصی مانند تیغ‌ها، مسواک، و لوازم مانیکور و پدیکور می‌توانند با خون تماس پیدا کنند. به اشتراک گذاشتن آن‌ها افراد را در معرض خطر HCV قرار می‌دهد.[۲۷][۲۸] افراد باید مراقب بریدگی‌ها، زخم‌ها، و دیگر خونریزی‌ها باشند.[۲۸] HCV از طریق تماس‌های معمول مانند بغل کردن، بوسیدن، یا غذا خوردن از ظروف یا وسایل آشپزی مشترک شیوع پیدا نمی‌کند.[۲۸]

انتقال از مادر به بچه

انتقال هپاتیت سی از مادر مبتلا به فرزند وی در کمتر از ۱۰٪ بارداری‌ها اتفاق می‌افتد.[۲۹] هیچ اقدامی وجود ندارد که بتواند این ریسک را تغییر دهد.[۲۹] انتقال می‌تواند در دوره بارداری یا زایمان اتفاق افتد. یک زایمان طولانی با خطر بیشتر انتقال در ارتباط است.[۱۷] هیچ مدرکی مبنی بر اینکه تغذیه از شیر مادر HCV را انتقال می‌دهد وجود ندارد، گرچه مادر مبتلا باید از شیر دادن به نوزاد، در صورت شکاف و خونریزی از نوک سینه[۳۰] یا در صورتی که بار ویروسی وی زیاد است، خودداری کند.[۱۷]

تشخیص

 
پروفایل سروم شناسی بیماری هپاتیت سی

آزمایش‌های تشخیص هپاتیت سی عبارتند از: آنتی بادی HCV، تست الایزا (ELISA)، وسترن بلات، HCV RNA کمی.واکنش زنجیره‌ای پلی مراز (PCR)، می‌تواند HCV RNA را یک تا دو هفته پس از ابتلا شناسایی کند، در حالی که آنتی بادی‌ها ممکن است برای شکل گیری و نمایاندن خود به زمان بسیار بیشتری نیاز داشته باشند. هپاتیت سی مزمن، ابتلا به ویروس هپاتیت سی است که بر اساس حضور RNA خود، تا شش ماه مقاومت نشان می‌دهد. . به این دلیل که بیماری‌های مزمن معمولاً تا ده‌ها سال علایمی نشان نمی‌دهند، پزشکان بالینی عموماً از طریق آزمایش‌های عملکرد کبد و یا در حین آزمایش‌های روتین از افراد دارای ریسک بالا، به این بیماری پی می‌برند. آزمایش نمی‌تواند بین بیماری‌های مزمن و حاد تمایزی قایل شود.

آزمایش خون

آزمایش هپاتیت سی معمولاً با آزمایش‌های خون آغاز می‌شود تا با استفاده از روش ایمونواسی آنزیمی وجود پاد تن‌ها در ویروس هپاتیت سی تشخیص داده شوند.[۵] اگر آزمایش مثبت باشد، برای تایید صحت ایمونواسی و به منظور تعیین شدت بیماری آزمایش دومی انجام می‌شود.[۵] آزمایش recombinant immunoblot صحت ایمونواسی را تایید کرده، و واکنش زنجیره‌ای پلیمراز ویروس هپاتیت سی و اسید ریبونوکلیئیک (RNA) شدت بیماری را تعیین می‌کند.[۵] اگر اثری از اسید ریبونوکلیئیک (RNA) و جود نداشته باشد و آزمایش immunoblot مثبت باشد، این به این معنی است که شخص قبلاً به ویروس آلوده شده اما یا بوسیله معالجه و یا خود به خود این ویروس از بین رفته است؛ اگر آزمایش immunoblot منفی باشد، به این معنی است که آزمایش ایمونواسی اشتباه بوده است.[۵] برای مثبت بودن آزمایش‌های ایمونواسی بین شش تا هشت هفته باید از زمان آلودگی به ویروس گذشته باشد.[۹] آنزیم‌های کبدی در ابتدای آلودگی به ویروس متغییر می‌باشند؛[۸] معمولاً پس از گذش هفت هفته از آلودگی به ویروس آنزیم‌های کبدی افزایش می‌یابند.[۹] آنزیم‌های کبدی ارتباط چندانی با شدت بیماری ندارند.[۹]

بافت برداری

بافت برداری‌های کبدی می‌توانند شدت آسیب کبدی را مشخص سازند، اما این فرایندها خطراتی نیز به همراه دارند[۳]. تغییرات معمولی که از طریق بافت برداری قابل تشخیص هستند تغییرات مربوط به لنفسیت‌های درون بافت کبد، فولیکول‌های لنفاوی در ورید باب، و مجاری صفرا می‌باشند.[۳] چندین آزمایش خون را می‌توان انجام داد که شدت آسیب را تعیین کرده و نیاز به بافت برداری را کاهش می‌دهند.[۳]

آزمایش

تنها بین ۵ تا ۵۰٪ کسانی که در ایالات متحده و کانادا به این ویروس آلوده هستند از وضعیت خود اطلاع دارند.[۲۵] برای افرادی که در خطر زیادی هستند، مانند کسانی که خالکوبی بر بدن خود دارند آزمایش توصیه می‌شود.[۲۵] آزمایش همچنین به افرادی که آنزیم کبدی بالایی دارند توصیه می‌شود چرا که آنزیم کبدی بالا در اغلب اوقات تنها نشانه مزمن هپاتیت می‌باشد.[۳۱] آزمایش دائم در ایالات متحده توصیه نمی‌شود.[۵]

پیشگیری

تا سال ۲۰۱۱ هیچ واکسنی برای هپاتیت سی وجود نداشته. تولید واکسن‌ها در حال پیشرفت بوده و برخی از این پیشرفت‌ها نتایج امیدبخشی را از خود نشان داده‌اند.[۳۲] ترکیبی از راهکارهای پیشگیرانه، نظیر طرح تعویض سرنگ و درمان سوء مصرف مواد، خطر ابتلا به هپاتیت سی را در بین تزریق کنندگان مواد حدود ۷۵٪ کاهش می‌دهد.[۳۳] آزمایش اهداکنندگان خون در سطح ملی امری مهم تلقی می‌شود، چرا که این کار به معنی پیروی از احتیاطات عمومی در درون مراکز مراقبت‌های بهداشتی است.[۹] درکشورهایی که به اندازه کافی سرنگ پاکیزه وجود ندارد، مراقبین سلامت باید داروها را از راه دهان به بیماران بدهند و نه از راه تزریق.[۱۱]

درمان

ویروس هپاتیت سی در ۵۰ تا ۸۰٪ مبتلایان به این ویروس موجب بوجود آمدن عفونت مزمن می‌شود. حدود ۴۰ تا ۸۰٪ این عفونت‌ها با درمان از بین می‌روند.[۳۴][۳۵] در موارد نادر، این عفونت می‌تواند بدون درمان از بین برود.[۶] افرادی که دچار هپاتیت سی مزمن هستند باید از مصرف الکل و داروهایی که موجب تولید سم در کبد می‌شوند خودداری کنند،[۵] این افراد همچنین باید برای هپاتیت آ و هپاتیت ب واکسینه شوند.[۵] افراد مبتلا به سیروز کبدی می‌بایست به منظور تشخیص سرطان کبد آزمایش‌های فراصوتی انجام دهند.[۵]

داروها

افرادی که آلودگی آنها به ویروس هپاتیت سی اثبات شده و دارای ناهنجاری‌های کبدی هستند می‌بایست به دنبال درمان خود باشند.[۵] درمان فعلی این بیماری ترکیبی است از پگ اینترفرون و داروی ضد ویروس ریباویرین که بسته به نوع ویروس هپاتیت سی ۲۴ تا ۴۸ هفته به طول می‌انجامد.[۵] آثار بهبودی در ۵۰ تا ۶۰٪ افراد درمان شده قابل مشاهده است.[۵] ترکیب بوسپروویر یا تلاپرویر با ریباویرین و پگ اینترفرون آلفا موجب بهبود واکنش به ژنوتیپ ۱ هپاتیت سی می‌شود پیدایش عوارض جانبی با درمان این بیماری امری عادی است؛ نیمی از افرادی که درمان می‌شوند دچار علائم آنفلوآنزا مانند، و یک سوم آنها دچار مشکلات احساسی می‌شوند.[۵]درمان در طول شش ماهه اول این بیماری موثر تر از زمانی است که هپاتیت سی مزمن می‌شود.[۱۲] اگر شخصی دچار عفونت جدیدی شود و با گذشت هشت تا دوازده هفته این عفونت از بین نرود، به وی توصیه می‌شود تا از پگ اینترفرون (pegylated interferon) به مدت ۲۴ هفته استفاده کند.[۱۲] برای افراد مبتلا به تالاسمی (نوعی اختلال خونی)، ریباویرین (ribavirin) مفید به نظر می‌رسد، اما این دارو نیاز به تزریق خون را افزایش می‌دهد. .[۳۹]

طب جایگزین

طرفداران این طب ادعا می‌کنند که بسیاری از درمان‌های جایگزین نظیر خار شیری، جینسنگ، و نقره کلوئیدی برای هپاتیت سی مفید می‌باشند.[۴۰] با این حال، هیچ کدام از این درمان‌های جایگزین بهبود درمانی هپاتیت سی را از خود نشان نداده‌اند، و هیچ مدرکی دال بر اینکه درمانهای جایگزین تاثیری بر ویروس این بیماری داشته باشند وجود ندارد.[۴۰][۴۱][۴۲]

پیش بینی روند بیماری

بسته به نوع ژنوتیپ، واکنش‌ها نسبت به درمان می‌تواند متفاوت باشد. در افرادی که ژنوتیپ ۱ ویروس هپاتیت سی را دارند و طول دوره درمانی آنها ۴۸ هفته است میزان واکنش طولانی مدت حدود ۴۰ تا ۵۰٪ می‌باشد.[۳] در ۷۰ تا ۸۰٪ افرادی که ژنوتیپ ۲ و ۳ ویروس هپاتیت سی را دارند و طول دوره درمانی آنها ۲۴ هفته می‌باشد واکنش طولانی مدت روی می‌دهد.[۳] در افرادی که ژنوتیپ ۴ دارند و طول دوره درمانی آنها ۴۸ هفته می‌باشد میزان واکنش طولانی مدت حدود ۶۵٪ می‌باشد. در حال حاضر نشانه‌های درمانی در بیماری ژنوتیپ ۶ کم می‌باشد، و این نشانه‌های درمانی برای دوره درمانی ۴۸ هفته‌ای بوده و دوز آن نیز به میزان دوز بیماری ژنوتیپ ۱ می‌باشد.[۴۳]

همه گیر شناسی

 
میزان شیوع هپاتیت سی در جهان در سال ۱۹۹۹
 
تعداد سالهایی که بیمار با ناتوانی زندگی کرده است برای هپاتیت سی در سال ۲۰۰۴ از میان هر ۱۰۰،۰۰۰ نفر
 

بین ۱۳۰ تا ۱۷۰ میلیون نفر، یا ۳٪ جمعیت جهان، با هپاتیت سی مزمن زندگی می‌کنند.[۴۴] هر ساله بین ۳ تا ۴ میلیون نفر به این ویروس آلوده می‌شوند، و سالیانه بیش از ۳۵۰،۰۰۰ نفر به خاطر بیماری‌های مربوط به هپاتیت سی می‌میرند.[۴۴] ترکیبی از مصرف ایدوکسوریدین (IDU) و داروهای تزریقی و یا تجهیزات پزشکی ضد عفونی نشده در قرن بیستم منجر به افزایش قابل توجه این میزان شده است.[۱۱] در ایالات متحده حدود ۲٪ از مردم به هپاتیت سی مبتلا هستند،[۵] و هر ساله بین ۳۵،۰۰۰ تا ۱۸۵،۰۰۰ نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند. میزان شیوع این بیماری در ایالات متحده از دهه ۱۹۹۰ به خاطر بهبود آزمایش‌های خونی قبل از تزریق خون کاهش یافته است.[۱۲] مرگ و میر ناشی از ویروس هپاتیت سی در ایالات متحده سالیانه بین ۸،۰۰۰ تا ۱۰،۰۰۰ نفر می‌باشد. از آنجایی که افراد قبل از آزمایش ویروس هپاتیت سی با تزریق خون به این بیماری دچار شده و می‌میرند، انتظار می‌رود که این میزان مرگ و میر افزایش یابد.[۴۵] میزان آلودگی به ویروس این بیماری در برخی از کشورهای آفریقایی و آسیایی بالا است.[۴۶] کشورهایی که میزان آلودگی بالایی دارند شامل مصر (۲۲٪)، پاکستان (۴٫۸٪) و چین (۳۰۲٪) می‌باشند.[۴۴] میزان بالای این آلودگی در مصر مربوط می‌شود به حرکت در حال حاضر متوقف شده این کشور در درمان همگانی شیستو زومیازیس (schistosomiasis) با استفاده از سرنگ‌های شیشه‌ای که به طور نامناسبی ضد عفونی شده بودند.[۱۱]

 

 

شنبه 09 آذر 1392 :: 09:07 ::  نويسنده : aminataie

کاسنی گیاه معجزه گر

 

 

 

 

کارشناس گیاهان دارویی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان سمنان با اشاره به خواص مفید کاسنی گفت: تصفیه کننده خون و شست‌وشو دهنده کبد از جمله خواص کاسنی و عرق آن است.

حمیدرضا عبدوس افزود: کاسنی یکی از گیاهان دارویی موثر است که در انواع مختلف در طبیعت وجود داشته و همه اجزای آن خواصی بسیار مفید برای بدن دارد، البته اگر به‌ اعتدال مصرف شود. وی ادامه داد: کاسنی و عرق کاسنی، از دیرباز در میان ایرانیان جایگاه و منزلتی خاص داشته و همه مادربزرگ‌ها، در میان تمام شیشه‌های عطر و ادویه در مطبخ خانه‌هایشان، یک قرابه کوچک، عرق کاسنی را در کنار شاتره، گل گاوزبان، نعناع و... نگهداری می‌کردند.

این کارشناس گیاهان دارویی افزود: عطاران و صاحب‌نظران در حوزه گیاهان دارویی و طب سنتی،عرق کاسنی را سرد می‌دانند که تاثیراتش در از بین بردن حرارت و التهاب بدن، احساس رخوت و سستی، رنگ پریدگی و زردی چهره و خصوصاً تنبلی کبد است و اگر با دقت و مستمر استفاده شود، تاثیراتش قابل مشاهده است. عبدوس با بیان اینکه در ایران، از گذشته دور تاکنون قسمت‌های مختلف گیاه کاسنی و عرق آن را به‌عنوان تصفیه کننده خون و شست‌وشو دهنده کبد، استفاده می‌کردند، خاطرنشان کرد: کاسنی در دو نوع صحرایی یا وحشی و کاسنی کشت شده توسط کشاورزان، وجود دارد که نوع وحشی آن در اوایل بهار در کنار جویبار یا در میان سبزه زار می‌روید.

 

وی اظهار کرد: اضافه کردن کاسنی به سرکه‌ انگبین یا همان شربت سکنجبین در ایران امری متداول بوده و مردم از این خوراکی برای کاهو خوران بعدازظهرها، بهره می‌بردند. این کارشناس گیاهان دارویی با اشاره به خاصیت تب‌بری کاسنی گفت: کاسنی با تاثیراتش روی کبد، زمینه دفع صفرا از بدن را فراهم کرده و زردی را می‌زداید و بار کبد را سبک می‌کند، به همین دلیل مسکنی تاثیرگذار برای تب محسوب می‌شود.

عبدوس با اشاره به کارکردهای کبد در بدن گفت: کبد عضو سم زدای بدن بوده و بیش از ۵۰۰ کارکرد حیاتی دارد که تفکیک مواد مغذی از مواد زائد، سم زدایی، تجزیه مواد شیمیایی، انهدام میکروب ها، تنظیم هورمون‌ها، سوخت و ساز چربی‌ها، پروتئین‌ها و قندها، دفع اوره و... از جمله وظایف کبد است. وی ادامه داد: هر چیزی که می‌خوریم، می‌آشامیم، تنفس می‌کنیم یا با پوستمان تماس دارد سرانجام به کبدمان می‌رسد، بنابراین اگر این عضو دچار اختلال شود، همه بدن را درگیر کرده و عوارض آن به سرعت انتشار پیدا می‌کند و علائمی چون زردی پوست، خستگی مفرط، التهاب بدن، عطش، چربی خون بالا و... از جمله علائم بروز مشکل در کبد محسوب می‌شود. این کارشناس گیاهان دارویی خاطرنشان کرد: عرق کاسنی ملین و ادرارآور خوبی بوده و با خروج سموم از بدن التهاب بدن تب‌های صفراوی، یرقان و زردی ناشی از گرمی را رفع، کیسه صفرا، کلیه و مثانه را از سنگ پاک، التهاب معده را برطرف، اسید کلریدریک معده را تحریک و اشتها را زیاد می‌کند.

 

رئیس منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان مهدیشهر تصریح کرد: هرچه این عرق تلخ‌تر باشد خواص بیشتری داشته و در التیام امراض کبدی موثرتر است. عبدوس همچنین با اشاره به مفید بودن این عرق برای مبتلایان به نقرس و هپاتیت گفت: ایمنی در برابر بیماری‌های عفونی از دیگر خواص عرق کاسنی است. وی اضافه کرد: این عرق سرشار از ویتامین C بوده و نوع وحشی آن فسفر و آهن گیاهی دارد. عرق کاسنی با تقویت کبد، رنگ پوست را روشن، بیماری‌های مزمن پوستی به‌خصوص اگزما را التیام و رسوبات ادراری و جوش‌های ناشی از گرمی غذاها را رفع می‌کند. به‌دلیل آن که این عرق روی کبد اثری نیکو دارد این عضو می‌تواند به تنظیم هورمون‌ها پرداخته و در افزایش قدرت باروری نطفه تاثیرگذار باشد.

این کارشناس گیاهان دارویی خاطرنشان کرد: زمان برداشت این گیاه دارویی اواسط خرداد ماه است و کار برداشت کاسنی به مدت یک ماه به‌ طول می‌انجامد. وی با اشاره به خواص دارویی گیاه کاسنی، تصریح کرد: مصرف کاسنی در درمان فشار خون، تقویت معده، کبد، کلیه، درمان ضعف اعصاب و همچنین رفع عطش بسیار مناسب است.

 

 

شنبه 02 آذر 1392 :: 08:51 ::  نويسنده : aminataie

             

 

ترامادول (نام ژنریک: Tramadol) که به نامهای تجاری ترامال، ترامدو بایومادول نیز شناخته می‌شود. یک داروی مسکن شبه تریاک است و یک نوع اپیویید به حساب می‌آید.

این دارو برای تسکین دردهای متوسط تا شدید تجویز می‌شود. ترامادول یک آگونیست برای گیرنده‌های مو (μ) اوپیویید، و سیستم نورآدرنرژیک و سروتونرژیک بوده و باعث افزایش آزاد سازی سروتونین می‌شود

. خاصیت اتصال ترامادول به گیرنده‌های "مو" بسیار ضعیف است (تقریباً ۶۰۰۰\۱ نسبت به مرفین)، ماده متابولیزه شده O-Desmethyltramadol نسبت به عنصرمادر خاصیت چسبندگی بیشتری به گیرنده‌های "مو" دارد (۰،۱ برابر مرفین) و خاصیت مخدری قویتری از خود به جا می‌گذارد. خاصیت تسکین درد در ترامادول حدود ۱۰ برابر ضعیف تر از مرفین است. علاوه بر این ترامادول باعث جلوگیری از بازجذب "نورآدرنالین" و افزایش آزاد سازی "سروتونین" می‌شود و غلظت این دو ماده را در سیناپس بالا می‌برد، این امر باعث ایجاد نوعی خاصیت ضدافسردگی و همچنین هوشیاری می‌شود و برعکس مرفین فرد مصرف کننده را فعال‌تر می‌کند، ، احتمال گرفتگی عضلانی نیز کاهش میابد.

با خوردن ۱۰۰ میلی گرم ترامادول سطح خونی دارو در دو ساعت به حداکثر می‌رسد. حدود ۲۰ درصد ترامادول به پروتئین خون متصل می‌شود. ۳۰ درصد ترامادول بصورت تغییر نیافته و ۶۰ درصد آن بصورت متابولیتهای شکسته شده در کبد از راه ادرار دفع می‌شود. نیمه عمر دارو ۴ تا ۶ ساعت می‌باشد.

موارد مصرف ترامادول برای تسکین درد معمولاً به مدت کمتر از ۵ روز و به مقدار ۵۰ تا ۱۰۰ میلی گرم هر ۸ ساعت تجویز می‌شود، همچنین این دارو جهت درمان سندروم پای بی‌قرار نیز تجویز می‌شود.

اشکال مختلف دارو

ترامادول معمولاً به شکل نمک هیدروکلراید تولید شده و به دو شکل خوراکی (بیشتر کپسول و قرص) و آمپول به بازار عرضه می‌شود. مقدار جذب و تأثیر فرم تزریقی ترامادول بسیار بیشتر از فرم خوراکی است. ترکیب ترامادول و استامینوفن نیز در بازار موجود است (که در ایران عرضه نمی‌شود).

در خارج از ایران به صورت قرصهای آهسته رهش Retard، آمپول، کپسول و قطره موجود می‌باشد، مصرف قطره خوراکی آن رایج‌تر است و برعکس اکثر داروهای اپیوئیدی شامل قوانین داروهای مخدر نمی‌شود و با نسخه عادی پزشک قابل تهیه‌است.

اعتیاد

مصرف ترامادول موجب وابستگی روانی و جسمی شبیه اعتیاد به تریاک می‌گردد. با قطع ناگهانی دارو علائم اضطراب، تعریق، بی‌خوابی، تهوع و لرز، اسهال، درد عضلانی، سندروم پای بی‌قرار (RLS)، ترس و بیقراری، گرگرفتگی و گزگز انتهاها پیش می‌آید. ترامادول به علت خاصیت سرخوشی، نعشگی و ضدافسردگی به شدت مورد سوءمصرف قرار می‌گیرد و اکثراً در میان جوانان این مخدر به اشتباه حدس زده می‌شود و خطر اعتیاد به آن در نظر گرفته نمی‌شود. ترامادول با نسخه عادی پزشک قابل تهیه می‌باشد و در اکثر کشورها شامل قوانین داروهای مخدر نمی‌باشد با این وجود خاصیت اعتیاد آور آن کمتر از دیگر مواد اپیوئیدی نیست و مشاهده شده که بااشتیاق زیادی مصرف می‌شود.

علائم جسمی ترک ترامادول احتمالاً به علت خواص ضدافسردگی این دارو (جلوگیری از بازجذب سروتونین و نورآدرنالین) شدیدتر از علائم ترک مخدرهایی مانند تریاک می‌باشد، حتی بعد از قطع مصرف کوتاه مدت ترامادول علائمی مانند بی خوابی، سندروم پای بی‌قرار (RLS) و افسردگی بروز می‌کند. مصرف بدون وقفه آن در طولانی مدت باعث ایجاد مقاومت بدنی نسبت به مواد اپیوییدی شده و دوز مصرف آن باید افزایش یابد تا اثری مشابه مقدار مصرف اولیه را ایجاد کند، مدتی بعد از قطع مصرف دارو مقاومت بدنی نسبت به ترامادول و دیگر مواد اپیوئیدی به حالت اولیه بر می‌گردد.

عوارض جانبی

عوارض مشابه دیگر داروهای شبه‌تریاک (تهوع، سرگیجه، خواب آلودگی، خشکی دهان. دیر انزالی. یبوست، افت فشار خون، تعریق، خارش) در ترامادول هم دیده می‌شود اما احتمال بروز دپرسیون تنفسی که کشنده‌ترین عارضه این گروه داروهاست، با ترامادول خوراکی نسبت به مرفین کمتر است. مصرف این دارو به علت افزایش سطح سروتونین، بیشتر از دیگر مواد اپیوئیدی ایجاد حالت تهوع می‌کند، همچین باعث بی خوابی می‌شود. مصرف بیشتر از ۴۰۰ میلی گرم ترامادول برای افراد بدون مقاومت بدنی در مقابل مواد اپیوئیدی خطرناک است.

مصرف همزمان داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین و مهارکننده منوآمینواکسیداز موجب تشدید عوارض دارو و گاهی سندرم سروتونین می‌گردند.

یکی از عوارض نادر ولی خطرناک مصرف ترامادول تشنج می‌باشد. تشنج معمولاً در اثر مصرف زیاد این دارو یا مصرف دارو در بیماران صرعی یا بیمارانی که دچار آسیب مغزی شده‌اند با بیمارانی که مشکلات کبدی کلیوی (دفع دارو دچار اختلال گشته و افزایش مقدار دارو در خون) دارند و یا معتادان به الکل ایجاد می‌گردد. همچنین احتمال وابستگی دارویی و بروز علائم ترک مشابه دیگر ترکیبات شبه تریاک هم وجود دارد.یکی دیگر از عوارض نادر ترامادول (چهار تا پنج ساعت پس از مصرف) افزایش فشار خون به همراه سردرد شدید می‌باشد

 

دوشنبه 20 آبان 1392 :: 10:18 ::  نويسنده : aminataie

 

                                                              

 

                                                            

 

 

هدف عالى قيام امام حسين عليه السلام از زبان خود امام (ع)

قيام مقدس و پرشكوه امام حسين(ع)ريشه در انحراف هاى بـنيادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. اين انحراف ها زائيده انحراف حكومت اسلامى از مسير اصلى خود از سقيفه به بـعد بـود. كه پس از شهادت على(ع)كلا بـه دست سلسله سفيانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاريخى، سران اين حزب هيچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسيدن پيامبر اسلام(ص)ر، جلوه اى از پيروزى تـيره بـنى هاشم بـر تـيره بـنى اميه، در جريان كشمكش قبيلگى در درون طايفه بـزرگ قريش مى دانستند(2).

و بـا يك حـركت خـزنده، بـه تـدريج در پـوشش اسـلام بـه مناصب كليدى دسـت يافتند() و سرانجـام از سال چهلم هجـرى، حكومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست اين حزب افتاد و پس از بيست سال حكومت معاويه، و بـه دنبـال مرگ وى، پـسرش يزيد بـه قدرت رسيد كه اوج انحراف بـنيادى، و جلوه اى آشكار از ظهور ((جاهليت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـين(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنين فاجـعه اى سكوت كند و احساس وظيفه مى كرد كه در بـرابـر اين وضع، اعتـراض و مخالفت كند. سخنان، نامه ها و ساير اسنادى كه از امام حسين(ع)به دسـت ما رسـيده، بـه روشنى گوياى اين مطلب اسـت. اين اسناد بـيانگر آن است كه از نظر امام، پـيشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ويژگى هايى دارد كه امويان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهيها اين بود كه عناصر فاسد و غير لايق، تكيه بر مسند خلافت اسلامى و جايگاه والاى پـيامبـر زده بـودند و حاكميت و زمامدارى آنه، آثار و نتائج بـسيار تلخ و ويرانگرى بـه دنبـال آورده بود.
چـند نمونه از تـاءكيدهاى امام در اين بـاره يادآورى مى شـود:

ويژگى هاى پيشواى مسلمانان


1 - در نخستين روزهايى كه امام حسين(ع)در مدينه، بـراى بـيعت جهت يزيد، در فشار بود، در پاسخ وليد كه پيشنهاد
بيعت بـا يزيد را مطرح كرد، فـرمود: اينك كه مسـلمانان بـه فـرمانروايى مانند يزيد گرفتار شده اند، بايد فاتحه اسلام را خواند(4).
2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى كوفيان، نوشت:
... امام و پيشواى مسلمانان كسـى اسـت كه بـه كتـاب خـدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پـيش گيرد و از حـق پـيروى كرده بـا تمام وجود خويش مطيع فرمان خدا باشد(5).
3 - امام حـسـين(ع)هنگام عزيمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام ((بيضه)) خطاب به ((حر)) خطبه اى ايراد كرد و طى آن انگيزه قيام خود را چنين شرح داد:
((مردم! پـيامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حكومت ستـمگرى مواجـه گردد كه حـرام خدا را حـلال شمرده و پـيمان الهى را درهم مى شكند، بـا سنت و قانون پـيامبـر از در مخالفت درآمده در ميان بـندگان خـدا راه گناه و معصـيت و تـجـاوزگرى و دشـمنى در پـيش مى گيرد، ولى او در مقابـل چنين حكومتى، بـا عمل و يا بـا گفتار اظهار مخالفت نكند، بـرخـداوند است كه آن فرد(ساكت)را بـه كيفر همان ستمگر(آتش جهنم)محكوم سازد.
مردم! آگاه باشيد اينان(بنى اميه)اطاعت خدا را ترك و پيروى از شيطان را بـر خود فرض نموده اند، فساد را تـرويج و حدود الهى را تعطيل نموده فى را(كه مخصوص بـه خـاندان پـيامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدايت و رهبـرى جامعه مسلمانان و قيام بـر ضد اين همه فساد و مفسدين كه دين جدم را تغيير داده اند، از ديگران شايسته ترم ...)) (6).
حاكميت بـنى اميه كه امام در اين سخنان بـه گوشه هايى از آثـار سوء آن اشاره نموده، در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسين(ع)در موارد متعددى انگشت روى اين عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت كـه بـه چـند نمـونه آن اشـاره مـى شـود:

محو سنتها و رواج بدعتها


آن حـضرت پـس از ورود بـه مكه، نامه اى بـه سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنين نوشت:
((...اينك پيك خود را بـا اين نامه بـه سوى شما مى فرستم، شما را به كتاب خدا و سنت پيامبـر دعوت مى كنم، زيرا در شرائطى قرار گرفته ايم كه سنت پيامبر به كلى از بين رفته و بـدعتها زنده شده است، اگر سخـن مرا بـشنويد، شما را بـه راه راسـت هدايت خـواهم كرد...)) (7). ديگر به حق عمل نمى شود.
حسين بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام ((ذى حـسم)) در ميان ياران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدين شرح ايراد نمود:
پـيشامدها همين است كه مى بـينيد، جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتيها آشكار و نيكيها و فضيلتها از محيط ما رخت بر بسته است و از فضيلتها جز اندكى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى، همچون چراگاهى سنگلاخ، و كم علف، به جايگاه سخت و دشوارى تبـديل شده است.
آيا نمى بينيد كه ديگر بـه حق عمل نمى شود، و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنين وضعى جـا دارد كه شخص بـا ايمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق ديدار پـروردگار بـاشد. در چنين محيط ذلتـبـار و آلوده اى، مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم...)) (8).

مسخ هويت دينى مردم


حاكميت زمامداران اموى و اجراى سياست هاى ضد اسلامى توسط آنان، هويت دينى مردم را مسخ كرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـين برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود:
((...مردم بندگان دنيايند، دين بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود، تا زمانى كه معاش و زندگى ماديشان رونق دارد، در اطراف دين گـرد مىآيند، اما زمانى كـه بـا بـلا و گرفتارى آزمايش شوند، دينداران در اقليت هستند.

پيام جاويد قيام امام حسين(ع)


پيام قيام با شكوه سيدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نيست، بلكه اين پـيام پـيامى جاويد و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مكان است، هرجا و در هر جامعه اى كه به حق عمل نشود، و از بـاطل خوددارى نشود، بدعتها زنده، و سنتها نابـود شود، هرجا كه احكام خدا تغيير و تحريف يابد و حاكمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار كنند، در هر جـامعـه اى كه ويژگى هاى جـاهليت را داشته باشد آن جامعه، جامعه اى يزيدى بـوده، و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنه، كارى حـسينى خواهد بود.

پاورقيها:


1 - سـيدعـليخـان مدنى، الدرجـات الرفيعـه، ص 243، ابـن ابـى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج8، ص 257 - مسعودى، مروج الذهب، ج3، ص 454 ضمن شرح حال ماءمون عباسى.
2 - ابن ابى الحديد، همان كتاب، ج9، ص 53(خطبه 139) و نيز ج2، ص 44 - 45 - ابن عبـدالبـر، الاستيعاب فى معرفه الاصحاب(در حاشيه الاصابه)ج4، ص 87.
- اين حركت از اواخر خلافت خليفه دوم آغاز گرديد كه معاويه از طرف وى به حكمرانى شام منصوب شد و مدت پنج سال در اين سمت باقى بـود و در تـمام مدت خلافت عثـمان نيز(12 سال) در اين منصب ابـقا گرديد و از همـان سـالـها روياى خـلافـت آينده خـود را مـى ديد و پايه هاى آن را مى ريخت و در اواخـر خـلافت عثـمان، در واقع وى در مدينه خليفه تشريفاتى بود و تصميم گيرنده اصلى، حاكم مقتدر شام بود.
3 - نگاه كنيد به: امام حسين(ع) و جـاهليت نو، جـواد سليمانى، قم، انتشارات يمين.
4 - سيد بن طاووس، اللهوف فى قتلى الطفوف، ص 11.
5 - طبرى، تاريخ الامـم والـمـلـوك، ج6، ص 196 - شـيخ مـفـيد، الارشاد، ص 204.
6 - طبرى، همان كتاب، ص 229 - ابـن اثير، الكامل فى التاريخ، ج4، ص 48.
7 - طبرى، همان كتاب، ص 200.
8 - حسن بـن على بـن شعبـه، تحف العقول، ص 245 - طبـرى، همان كتاب، ص 239.

 

 
پنج‌شنبه 16 آبان 1392 :: 13:13 ::  نويسنده : aminataie

 

رقیه دختر حسین علیه السلام(به عربی: رقیة بنت الحسین)‏ پدر وی امام سوم شیعیان حسین بن علی و مادرش مطابق بعضی از نقل‌ها ام اسحاق بوده‌است.

او دختر سه سالهٔ حسین بود که پس از واقعه عاشورا که خانواده حسین را به اسارت گرفتند او نیز توسط لشکر یزید به اسارت گرفته شد و آن‌ها را به مرکز خلافت یزید که شهر شام بود بردند. طبق نقل‌های متعدد هنگامی که لشکر یزید سر بریده شده حسین را به شام آوردند و آن را به رقیه نشان دادند آن طفل سه ساله بسیار ناراحت شده و به سبب این ناراحتی چنان چه در کتاب وقایع الشهور و الایام آمده‌است در روز ۵ صفر سال ۶۱ هجری قمری کشته شد. مرقد وی در شهر دمشق امروزه پذیرای بسیاری از شیعیان جهان است.

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین (علیه السلام) در منابع شیعی آمده است، اما در بعضی منابع در این باره اختلاف وجود دارد. در کتاب کامل بهایی نوشته علاءالدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده آمده است، اما در مورد نام او که آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و ... اختلاف است.

همچنین سید بن طاووس در کتاب «لهوف» خود می‌نویسد: «شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء (علیه ‏السلام) اشعاری در بی‌وفایی دنیا می‏خواند، حضرت زینب (س) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه‏ السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید و خویشتن‌دار باشید.»

مادر حضرت رقیه

بر اساس نوشته‌های بعضی کتاب‌های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه (علیها سلام)، امّ اسحاق است که پیش‌تر همسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه السلام) به عقد امام حسین (علیه السلام) درآمده است. مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضیلت اسلام به شمار می‌آید.

بنا به گفته شیخ مفید در کتاب الارشاد، کنیه ایشان بنت طلحه است. نام مادر حضرت رقیه (علیها سلام) در بعضی کتاب‌ها، ام جعفر قضاعیّه آمده است، ولی دلیل محکمی در این باره در دست نیست. هم چنین نویسنده معالی السبطین، مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام) را شاه زنان؛ دختر یزدگرد سوم پادشاه ایرانی معرفی می‌کند که در حمله مسلمانان به ایران اسیر شده بود. وی به ازدواج امام حسین (علیه السلام) درآمد و مادر گرامی حضرت امام سجاد (علیه السلام) نیز به شمار می‌آید.

البته لازم به ذکر است که این مطلب از نظر تاریخ‌نویسان معاصر پذیرفته نشده است؛ زیرا در منابع تاریخی آمده که ایشان هنگام تولد امام سجاد (ع) از دنیا رفته و تاریخ درگذشت او را 23 سال پیش از واقعه کربلا، یعنی در سال 37 هـ .ق دانسته‌اند. از این جهت امکان ندارد، او مادر کودکی باشد که در فاصله سه یا چهار سال پیش از حادثه کربلا به دنیا آمده باشد. این مسأله تنها در یک صورت قابل حل است که بگوییم شاه زنان کسی غیر از شهربانو مادر امام سجاد (علیه السلام) است.

نام‌گذاری حضرت رقیه (ع)

رقیه از «رقی» به معنی بالا رفتن و ترقی گرفته شده است. گویا این اسم لقب حضرت بوده و نام اصلی ایشان فاطمه بوده است؛ زیرا نام رقیه در شمار دختران امام حسین (ع) کمتر به چشم می‏خورد و به اذعان برخی منابع، احتمال اینکه ایشان همان فاطمه بنت الحسین (ع) باشد، وجود دارد. در واقع، بعضی از فرزندان امام حسین (ع) دو اسم داشته‏اند و امکان تشابه اسمی نیز در فرزندان ایشان وجود دارد. گذشته از این، در تاریخ نیز دلایلی بر اثبات این مدعا وجود دارد.

چنانچه در کتب تاریخی آمده است: «در میان کودکان امام حسین (ع) دختر کوچکی به نام فاطمه بود و چون امام حسین(ع) مادر بزرگوارشان را بسیار دوست می‏داشتند، هر فرزند دختری که خدا به ایشان می‏داد، نامش را فاطمه می‏گذاشت. همان گونه که هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علی (ع) وی را علی می‏نامید.» 

اسیری حضرت رقیه

حضرت رقیه در واقعه عاشورا حدود سه یا چهار سال سن داشت که بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش در عصر عاشورا به همراه دیگر زنان بنی‌هاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفت اما داستان شهادت حضرت رقیه (ع).

از درون خرابه‌های شام، صدای کودکی به گوش می‌رسید. همه آنهایی که در میان اسرا بودند، خوب می‌دانستند که این صدای رقیه، دختر کوچک امام حسین (ع) است. او حالا از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می‌گرفت. انگار که خواب پدرش را دیده بود. یزید دستور داد سر امام حسین (ع) را به دختر کوچک نشان دهند و او را ساکت کنند، اما وقتی حضرت رقیه (ع) و امام حسین ع باز هم به هم رسیدند، اتفاق جانسوزی افتاد. اینبار پدر در سوگ رقیه نشست.

زیارتنامه حضرت رقیه سلام الله علیها

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ، عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الزَّکِیَّةُ الْفاضِلَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ، صَلَّى اللهُ عَلَیْکِ وَعَلى رُوحِکِ وَبَدَنِکِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَکِ وَمَاْواکِ فِى الْجَنَّةِ مَعَ آبائِکِ وَاَجْدادِکِ، الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ، وَعَلَى الْمَلائِکَةِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

تصاویر مرقد مطهر حضرت رقیه (س) در شهر دمشق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینجا محیط سوز و اشک و آه و ناله است

اینجا زیارتگاه زهرای سه ساله است

اینجا دمشقی ها گلی پژمرده دارند 

در زیر گل مهمان سیلی خورده دارند

اینجا دل شب کودکی هجران کشیده

گلبوسه بگرفته زرگهای بریده

اینجا بهشت دسته گلهای مدینه است

اینجا عبادتگاه کلثوم وسکینه است

اینجا زیارتگاه جبریل امین است

اینجا عبادتگاه زین العابدین است

اینجا زچشم خود گلاب افشانده زینب

اینجا نماز شب نشسته خوانده زینب

اینجا به خاکش هر وجب دردی نهفته

اینجا سه ساله دختری بی شام خفته

اینجا نخفته چشم بیدار رقیه

اینجا حسین آمد به دیدار رقیه

اینجا قضا بر دفتر هجران ورق زد

اینجا رقیه پرده یکسو از طبق زد

اینجا هُمای فاطمه پرواز کرده

اینجا کبوتر از قفس پرواز کرده

اینجا شرار از دامن افلاک می ریخت

زینب بر اندام رقیه خاک می ریخت

ای دوستان، زهرای دیگر خفته اینجا

یک زینب کبرای دیگر خفته اینجا

در گوشه ویرانه باغ گل که دیده؟

در خوابگاه جغدها بلبل که دیده؟

 

 

 

شنبه 11 آبان 1392 :: 09:25 ::  نويسنده : aminataie

سردرد برای همگان پدیده ای آشناست و کمتر کسی است که در طول عمر خود آن را تجربه نکرده باشد. هنوز برای سردرد تعریف مشخصی که مورد قبول همه باشد وجود ندارد. شاید ساده ترین تعریف برای سردرد « احساس درد و ناراحتی از ناحیه کاسه چشم تا قسمت پشت سر » باشد.

 

 


 

باید به خاطر داشت که سردرد یک بیماری نیست، بلکه نشانه ای است از طیف متنوعی از بیماریها که از یک سرماخوردگی ساده شروع و به امراض جدی مثل تومورهــــــای بدخیم مغزی ختم می شود. گر چه در اغلب موارد منشأ سردرد، بیماریهای خوش خیم می باشد، اما اولین مسأله ای که در برخورد با بیمار مبتلا به سردرد باید حل شود، عبارت است از افتراق بین علل خوش خیم و علل خطرناکتر.


    ساز و کارهای اصلی مکانیسم ها سردرد عبارتند از:


    ـ گشاد شدن عروق داخل و خارج جمجمه
    ـ التهاب عروق داخل و خارج جمجمه
    ـ عفونت عروق داخل و خارج جمجمه
    ـ انقباض ممتد عضلات کاسه سر و گردن
    ـ تغییر فشار داخل جمجمه.


    انواع اصلی سردرد :


۱-   میگرن کلاسیک :

معمولاً پانزده تا سی دقیقه قبل از شروع این نوع سردرد، علایمی مثل ظهور نقاط نورانی در جلو چشم، تاری دید و منگی پدیدار می شود؛ آرام آرام با از بین رفتن این علایم سردرد یک طرفه ای به صورت مبهم و در یک سمت ناحیه گیجگاهی ظاهر می شود، به تدریج شدت درد افزایش می یابد و سردرد حالت ضرباندار به خـــود می گیرد، در این مرحله بیمار رنگ پریده و دچار تهوع و استفراغ شدیدی می شود؛ بسیاری از بیماران در این مرحله ترس از نور پیـــدا می کنند و ترجیح می دهند در اتاق تاریک استراحت کنند و پاره ای دیگر تعریق شدید و تکرر ادرار پیدا می کنند.

درد بین چند ساعت تا یک روز طول می کشد و بالاخره بیمار به خواب فرو می رود. پس از اینکه بیمار از خواب بیدار شد، سردرد تسکین می یابد. این نوع سردرد در زنان بیشتر دیده می شود و استعداد ارثی به بروز حملات در بین افراد وجود دارد.
    

۲ ـ سردرد عصبی:

 تقریباً ۹۰ درصد از بیماران مبتلا به سردرد دچار این نوع سردرد هستند. علت پیدایش این نوع سردرد، انقباض عضلات کاسه سر، گردن، شانه و صورت بوده و مهمترین دلیل پیدایش این انقباض ها، هیجانات عصبی است.

درد معمولاً از ناحیه پیشـــــانی، گردن یا شانه شروع می شود و به تــدریج تمام کاسه سر را فرا می گیرد. این درد ماهیت فشاری داشته ولی خاصیت ضربانی ندارد. بیمار از اینکه سرش سنگین است شکایت دارد، ممکن است تهوع پیدا کند اما به استفراغ دچار نمی شود.


۳  ـ سردرد به علت عفونت مننژ (پرده های مغزی):

درد در این بیماران به صورت فشرده بوده و تمام سر را فرا می گیرد، با استراحت کاهش می یابد و با حرکت تشدید می شود. وجود علایمی چون تب و سفتی گردن به تشخیص کمک می کند.


۴  ـ سردرد به علت تومورهای مغزی:

این نوع سردرد ها معمولاً متناوب بوده و در اوایل صبح شدیدتر است، بیشتر ماهیت حمله ای دارد، با حرکت سر، بلند کردن بار، عطسه و به خصوص سرفه تشدید می شود. معمولاً سردرد همراه با اختلالات خواب همراه است و گاه بیمار به علت سردرد از خواب بیــــــدار می شود.

 

۵  ـ سردرد به علت فشار خون بالا:

 

سردرد در این بیماران، معمولاً‌ زمانی ظاهر می شود که فشارخون حداکثر به حدود ۲۰۰ و فشارخون حداقل به حدود ۱۲۰ میلی متر جیوه رسیده باشد؛ این نوع سردرد غالباً در ناحیه پس سر متمرکز بوده، و با درمان فشارخون در اکثر موارد از بین می رود.
۶  ـ سردرد ناشی از بیماریهای چشم:

عیوب انکساری چشم ، سبب پیدایش سردردهای مکرر در ناحیه پیشانی بخصوص به هنگام مطالعه یا تماشای تلویزیون می شود ، اما سردرد ناشی از آب سیاه با چشم درد شدید همراه بوده و معمولاً در ناحیــه پیشانی متمرکز می شود و اغلب با تهوع و استفراغ همراه است.
  

۷  ـ سردرد ناشی از بیماریهای سینوس:

سردردهای ناشی از التهاب و عفونت سینوسها اغلب در ناحیه پیشانــــی متمرکز می شود؛ این دردها با حرکت سر و دراز کشیدن تشدید می شود و پس از بیدار شدن از خــواب به حداکثر شدت خود می رسد؛ این سردردها با درمان التهاب یا عفونت سینوس ها مرتفع می شوند.

۸  ـ سـردرد ناشی از عفونت های دندانی‌:

این نوع سردرد ها غالباً از ناحیه صورت شروع و بتدریج به تمام کره سر منتشر می شود و با درمان عفونت دندانی، درد از بین می رود.
    ۹ ـ سردردهای آلرژیک: این نوع سردردها متعاقب تماس فرد بیمار با ماده حساسیت زا ایجــــاد می شود؛ معمولاً همراه با این نوع سردرد سایر علایم حساسیت مثل احتقان بینی، آبریزش از بینی ، سرفه، عطسه و گاهی اسهال دیده می شود وکنترل حساسیت معمولاً به کنترل سردرد منجر می شود.
    

   
    گرفتن شرح حال از بیمار مبتلا به سردرد:


    ۱ ـ از زمان شروع سردرد سؤال کنید، چرا که سردردهایی که بتازگی آغاز شده اند، نیاز به بررسی جدی دارند.
    ۲ ـ از کیفیت و شدت درد سؤال کنید، بخصوص اگر فرد، مبتلا به سردرد مزمن است؛ از او بپرسید که کیفیت و شدت سردردش این بار نسبت به دفعات قبل تفاوت کرده است یا نه؟
    ۳ ـ از مراجعه کننده بپرسید که آیا همراه سردرد، علامت دیگری مثل تهوع، استفراغ، اشک ریزش و بی اشتهایی و … دارد یا نه؟
    ۴ ـ سابقه درمان سردرد را از او پرس و جو کنید. اگر پزشک قبلاً برای او دارو تجویز کرده است، نام آن را بپرسید.
    ۵ ـ محل دقیق سردرد را بیابید.
    ۶ ـ سابقه ارثی مبتلا به سردرد را در فامیل وی جستجو کنید.
    ۷ ـ فواصل زمانی حملات سردرد را بپرسید.
   

معاینه بیماران مبتلا به سردرد:


    معاینه گردن از نظر وجود یا عدم وجود سفتی گردن، اندازه گیری فشارخون، تعداد تنفس، درجه حرارت و تعداد نبض بیمار و نیز معاینه چشم بیمار از نظر سرخی می باشد.

 

چهارشنبه 08 آبان 1392 :: 10:08 ::  نويسنده : aminataie

کبد چرب (به انگلیسی: fatty liver)‏ با تجمع چربی در سلول‌های کبدی و التهاب کبد مشخص می‌شود.

این حالت ممکن است در افرادی که الکل مصرف می‌کنند ایجاد شود ولی در ایران این بیماری علل دیگر دارد و «کبد چرب غیر الکلی» نامیده می‌شود. فرم غیر الکلی این بیماری درتعدادی از اختلالات بالینی مانند : دیابت، چاقی، سوء تغذیه رخ می‌دهد

 

 

اغلب بیماران ۴۰تا۶۰ سال سن داشته و بیماری در زنان شایع‌تر است. کبد چرب در کودکان با سن بالاتر از ۱۰سال نیز می‌تواند ایجاد شود . این اختلال کبدی مزمن بوده و برای سالها پایدار خواهد ماند .

علت اصلی بروز کبد چرب ناشناخته‌است ولی تعدادی از اختلالات بالینی معین به عنوان علل زمینه‌ای شناخته شده‌اند. هفتاد درصد بیماران مبتلا به کبد چرب چاق هستند. دیابت و بالا بودن چربی‌های خون نیز از علل زمینه‌ای آن است. عوامل مختلفی که با عث تغییر متا بولیسم در بدن می‌شوند شامل کاهش ناگهانی وزن، سوء تغذیه، تغذیه وریدی، گرسنگی طولانی مدت نیز ممکن است باعث کبد چرب شوند.[نیازمند منبع]

انجام بعضی از جراحی‌های شکم شامل برداشتن کیسه صفرا، برداشتن قسمتی از روده یا معده، جراحی روی لوزالمعده و مصرف بعضی از داروهای خاص شامل قرص‌های ضدبارداری، هورمون استروژن، کورتون (استروئیدها، آمیودارون، تاموکسی فن، والپروات سدیم نیز از علل زمینه ساز کبد چرب هستند . در کودکان اختلالات مادر زادی شامل سوء جذب چربی‌ها، سیستیک فیبروزیس وبیماری ویلسون با کبد چرب همراه هستند.

به طور کلی میتوان عوامل ایجاد این بیماری را بشرح زیر عنوان کرد: رژیم غذایی نادرست ، استرس درونی و نهفته، مصرف دارو بیش از حد معمول – مصرف لووستاتین ها، غذاهای فست فودی ( سوسیس، کالباس، سس، پیتزا و...)

اکثر مبتلایان دارای علامت نیستند گاهی فرد از درد شکم در ناحیه کبد احساس درد و پری می‌نماید وبه ندرت احساس ناراحتی در قسمت فوقانی و راست شکم و خستگی وجود دارد. گاهی به دنبال بررسی‌های اتفاقی آزمایشگاهی (مانند بررسیهای استخدامی ) کشف می‌شود . در بررسی‌های معمولی، آنزیم‌های کبدی افزایش یافته‌اند و در صورت شک به این اختلال اقدامهای بعدی برای کشف علت زمینه‌ای و بررسی سایر علل بیماری کبدی ضروری است . آزمایشهای لازم برای قند و چربی‌های خون و همچنین برای ویروسهای هپاتیتی ضروری است . با مطالعات تصویربرداری مانند سونو گرافی، تجمع چربی در کبد نشان داده می‌شود. گاهی برای اثبات تشخیص نمونه برداری از کبد و مطالعه میکروسکوپی بر روی آن لازم است ولی گاهی نمونه برداری انجام نشده و بیمار به مدت ۶ماه تا یکسال از نزدیک زیر نظر گرفته می‌شود تا طبیعی شدن آنزیم‌های کبدی به دنبال درمان اختلالات زمینه ساز اثبات گردد

درمان

برای درمان و بهبود کبد چرب باید اختلالات زمینه ساز درمان شوند.در حال حاضر درمان بر روی مهار مشکلات طبی واختلالاتی که زمینه ساز کبد چرب هستند متمرکز است. داروهای جدید مختلفی مانند متفورمین برای درمان کبد چرب عرضه شده‌اند که تاثیر قطعی آنها ثابت نشده‌است.

ورزش روزانه و مصرف مرتب میوه و سبزیجات اثرات مفیدی بر روی این بیماری دارند. کاهش تدریجی وزن در افراد چاق لازم بوده و مفید است، ولی کاهش ناگهانی وزن، این اختلال را تشدید می‌کند. در کبد چرب مقاومت به انسولین شایع بوده وداروهایی که مقاومت به انسولین را درمان می‌کنند مانند :متفورمین موجب بهبود آنزیم‌های کبدی می‌شوند .ویتامین E با دوز ۴۰۰میلی گرم در روز باعث کاهش آسیب به سلولهای کبدی و بهبود آنزیم‌های کبدی می‌شود ولی چون با خطر افزایش بیماریهای قلبی همراه است مصرف دراز مدت آن توصیه نمی‌شود .در کودکان علل زمینه‌ای شامل دیابت، سوء جذب چربی، چاقی، ماراسموس، کواشیورکور، بیماری ویلسون، سیستیک فیبروزیس، باید مهار ودرمان شود.

طب سنتی

درمان طب سنتی برای کبد چرب عبارت است از:

  1. سرکه انگبین روزی یک لیوان
  2. حجامت عام دو تا سه نوبت در ایام پر فشار (فواصل بین حجامت 25 روز یکبار)
  3. سالادی مخلوط از: کلم، هویج، ترب، روغن زیتون تصفیه نشده، آبغوره، سرکه سیب، عرق کاسنی و عرق بید
  4. میوه سیب با پوست - صبح ناشتا و شب

عوارض و عواقب

در اکثر بیماران مبتلا به کبد چرب مشکل جدی برای کبد ایجاد نمی‌شود. کبد چرب از نظر بالینی یک اختلال پایدار و ساکت شناخته شده و در بیشتر موارد سبب اختلال شدیدی در کبد نمی‌شود و با درمان بهبود می‌یابد. ولی در تعداد اندکی از بیماران با گذشت زمان با فت جوشگاهی و فیبروز در کبد ایجاد شده و در نهایت سیروز و نارسایی کبد ایجاد می‌شود. چون پیش بینی مسیر بیماری در یک فرد و اینکه در کدام بیمار پیشرفت خواهد کرد مشکل است، درمان و کنترل آن برای همه مبتلایان الزامی است.

 

 

 

شنبه 27 مهر 1392 :: 15:11 ::  نويسنده : aminataie

 

چرا شیعه به امامت و امامان به خصوصی اعتقاد دارد؟

امامت در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و آخرین مرحله سیر تکاملی انسان است.

این مقام گاهی با مقام نبوت و رسالت، جمع شده است؛ مثل امامت حضرت ابراهیم (ع) و پیامبر گرامی اسلام (ص) و گاهی جدای از مقام نبوت و رسالت بوده است؛ مثل امامت ائمه معصومین (ع).

در باره ضرورت وجود امام در جامعه باید گفت: همان طوری که وجود و بعثت انبیا برای رشد و تکامل بشر لازم و ضروری است، وجود امام نیز برای حفظ دین و ادامه برنامه پیامبر ضرورت دارد.

امامت عهد و مقامی است که تنها از جانب خداوند به امام داده خواهد شد و تنها او است که امام را نصب و تعیین می نماید.

شیعه برای اثبات امامت امامان معصوم هم به دلیل قطعی عقلی تمسک جسته است و هم به نص صریح.

آیه "و لکل قوم هاد" و آیه "کونوا مع الصادقین" و آیه "اولوا الامر" و حدیث ثقلین و سفینه و اثنی عشر خلیفه، از جمله آیات و روایاتی است که شیعه بدانها تمسک می جوید.

در این نصوص هم بیان شده است که چرا ما باید به امامان باور داشته باشیم و هم امامانی که باید به آنها باور داشته باشیم و از آنها پیروی کنیم، چه کسانی هستند.

اهمیت امامت

 امامت در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و قرآن مجید آن را آخرین مرحله سیر تکاملی انسان می داند که تنها پیامبران اولوالعزم بدان رسیده اند و در باره حضرت ابراهیم (ع) می فرماید: به یاد آور هنگامی که پروردگار ابراهیم او را با وسایل گوناگونی آزمود و او آزمایش خود را کامل کرد (و از عهده آنها برآمد) خدا به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم، ابراهیم گفت: از دودمان من (نیز امامانی قرار ده)، خداوند فرمود: پیمان و عهد من (امامت) هرگز به ستمکاران نمی رسد" [1] ، ( و تنها آن گروه از فرزندان تو که پاک و معصوم اند شایسته این مقامند).

 

از این آیه استفاده می شود که این مقام بسی والا است که حضرت ابراهیم بعد از دارا بودن مقام نبوت و رسالت در آخر عمر و پس از پشت سر گذاشتن آزمایش های سخت بدان نائل و مفتخر شد.

 

مقام امامت در برخی از موارد با مقام نبوت جمع می شود و پیامبر اولوالعزمی همچون حضرت ابراهیم خلیل (ع) به مقام امامت نیز می رسد و از آن روشن تر جمع شدن مقام رسالت و نبوت و امامت در شخص پیامبر اکرم (ص) است.

 

نیز ممکن است در مواردی این مقام (امامت) از رسالت و نبوت جدا شود؛ مانند ائمه (ع) که تنها وظیفه امامت را بر عهده داشتند، بدون آن که وحی بر آنان نازل شود.

 

ضرورت وجود امام

ضرورت وجود امام، همان ضرورت وجود و بعثت پیامبران است.

علامه حلی (ره) در توضیح کلام خواجه نصیرالدین طوسی به بعضی از این ضرورت ها اشاره کرده و می فرماید:

 

1. وجود پیامبر ضروری است تا شناخت عقلی بشر، به واسطه بیان نقلی تقویت شود؛ زیرا اگر چه انسان با نیروی عقل بسیاری از حقایق از اصول و فروع دین را درک می کند، ولی گاهی در اعماق وجودش وسوسه ها و تزلزل هایی وجود دارد که مانع از اعتماد بر آن و انجام آنها می گردد، اما هنگامی که این احکام عقلی با بیان پیشوای الاهی تقویت گردد، هر گونه تزلزل و شک و دودلی زدوده خواهد شد و انسان با قوت قلب به سوی یافته های عقلی خود خواهد رفت.

 

2. بسیاری از امور است که عقل، حسن و قبح آن را درک نمی کند و باید دست به دامان پیشوایان الاهی گردد تا بتواند خوبی و بدی آنها را دریابد.

 

3. بسیاری از اشیای مفید و برخی دیگر زیان بارند و انسان تنها با فکر خود قادر به درک سود و زیان همه آنها نیست. این جا است که احساس نیاز می کند تا سود و زیان اشیا را برای او بیان نمایند و این کار تنها از عهده پیشوایان الاهی مرتبط با منبع وحی بر می آید.

 

4. انسان یک موجود اجتماعی است و اجتماع بدون داشتن قوانینی که حقوق همه افراد را حفظ کند و آنها را در مسیر صحیح پیش ببرد؛ سامان نخواهد یافت و به کمال مطلوب نخواهد رسید، تشخیص این قوانین به طور صحیح و اجرای آنها جز به وسیله رهبران آگاه و پاک و معصوم الاهی صورت نخواهد گرفت.

 

5. انسان ها در درک کمالات و تحصیل علوم و معارف و کسب فضائل متفاوت اند، بعضی از آنها توانایی حرکت در این مسیر را دارند و برخی عاجز و ناتوانند. رهبران الاهی گروه اول را تقویت و گروه دوم را مدد می دهند تا هر دو گروه به کمال ممکن برسند.

 

6. با توجه به تفاوت مراتب اخلاق در انسان ها، تنها راه برای پرورش این فضایل، رهبران پاک و معصوم الاهی هستند.

 

7. پیشوایان الاهی از ثواب و عقاب و پاداش و کیفر الاهی در برابر طاعت و گناه آگاهی کامل دارند و هنگامی که دیگران را از این امور آگاه کنند، انگیزه نیرومندی برای انجام وظیفه در آنان پیدا می شود. [2]

 

با توجه به این که امامت چیزی جز استمرار خط نبوت نیست، غالب این فلسفه ها در مورد امامان معصوم نیز ثابت است. به بیان دیگر خداوندی که نوع بشر را برای پیمودن راه کمال و سعادت آفریده است همان گونه که باید برای هدایت او پیامبرانی را که متکی بر نیروی وحی و دارای مقام عصمت باشند مبعوث کند، لازم است برای تداوم این راه، بعد از رحلت پیامبران، جانشینان معصومی قرار دهد تا جامعه انسانی را در رسیدن به سر منزل مقصود کمک کند و به یقین بدون آن، این هدف ناتمام خواهد ماند؛ زیرا اولاً: عقول انسانی به تنهایی برای تشخیص تمام عوامل و اسباب پیشرفت و کمال، قطعاً کافی نیست و گاهی حتی یک دهم آن را نیز تشخیص نمی دهند.

 

ثانیاً: آئین انبیا بعد از رحلت آنان، ممکن است دستخوش انواع تحریفات قرار گیرد. برای جلوگیری از تحریف لازم است پاسدارانی معصوم و الاهی باشند تا از آن پاسداری کنند. درست است که خداوند در باره قرآن مجید فرمود: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون [3] » یعنی: «ما قرآن را فرستادیم و خود حافظ و نگهبان آن هستیم.» و لکن این حفظ دین باید از طریق علل و اسباب آن باشد که این اسباب همانا امامان معصوم (ع) هستند.

 

این همان چیزی است که در بیان نورانی حضرت امام صادق (ع) آمده است که فرمود: «در میان ما اهلبیت در هر نسلی افراد عادلی هستند که تحریف غلو کنندگان را از اسلام نفی می کنند، و دست بدعت گذاران و دین سازان و اهل باطل را کوتاه می کنند و تاویل های نادرست جاهلان را کنار می گذارند». [4]

 

نیز امام علی(ع) فرمود: «هرگز روی زمین خالی نمی شود از کسی به حجت الاهی قیام کند، خواه ظاهر و آشکار باشد و یا ترسان و پنهان تا دلایل الهی و نشانه های او باطل نگردد". [5]

 

ثالثاً: تشکیل حکومت الاهی و برقراری عدل و قسط و رسانیدن انسان به اهدافی که برای آن آفریده شده است، جز از طریق معصومین ممکن نیست؛ زیرا حکومت های انسانی بنا بر شهادت تاریخ همیشه در مسیر منافع مادی افراد یا گروه های خاصی سیر کرده و تمام تلاش های آنها در همین راستا بوده است. همان گونه که بارها  آزموده ایم عناوینی مثل دموکراسی و حکومت مردم یا حقوق بشر و مانند آن پوششی است برای رسیدن به اهداف شیطانی قدرت ها و آنها با استفاده از همین ابزار مقاصدشان را به شکل مرموزی بر مردم تحمیل کرده اند.

 

امام علی (ع) در جمله ای کوتاه روح امامت را این گونه توصیف می کند: «موقعیت امامی که عهده دار امور مسلمین است، همانند موقعیت ریسمانی است که مهره ها را به نظم می کشد و آنها را جمع کرده و در کنار یکدیگر قرار می دهد، اگر ریسمان از هم بگسلد مهره ها پراکنده می شود و هر کدام به جایی خواهد افتاد که هرگر نمی توان آنها را جمع کرد و به آنها نظام بخشید» [6] .

 

رابعاً: ادامه و استمرار دستورات دین در جوامع نیاز به وجود امامان خبیر و آگاه به تمام جزئیات و دقایق دین دارد، تا در هیچ لحظه ای کوچک ترین نقطه ابهامی برای کسی باقی نماند.

 

از آنچه گفتیم به خوبی ضرورت و فلسفه وجود امامان معصوم معلوم می گردد.

 

اینها دلایلی است که ضرورت اعتقاد ما را به امامت و امامان توجیه می کند و نتیجه آن این شد که اگر ما به خاتمیت اسلام معتقد باشیم باید به امامت اعتقاد داشته باشیم .

 

بعضی گفته اند که ضرورتی برای نصب امام وجود ندارد و امر رهبری مسلمانان بعد از رحلت پیامبر(ص) به انتخاب مردم واگذار شده است، در پاسخ به این پرسش فقط به این نکته بسنده می کنیم که اگر شخصی کارخانه مهمی بسازد که هدفش تولید گرانقیمت ترین جواهرات باشد و استمرار این تولید را مد نظر داشته باشد و در حضور و غیبت او و حتی بعد از مرگ او هم این کارخانه تعطیل نشود و در این کارخانه دستگاه های دقیق و پیچیده ای باشد که شناخت آنها برای کسی ممکن نیست مگر اینکه خود مبتکر و مخترع کسی را بر ظرایف و خصایص کار آنها آگاه کرده باشد، آیا عقلانی و قابل قبول است که این مخترع اعلان کند که بزودی (همین امسال) خواهد مرد، ولی کسی را که عالم به تجهیزات و دستگاهها و قادر در بکار گیری آنها باشد، برای اداره کارخانه اش تعیین نکند؟ هرگز!

 

آیا دقت ها و پیچیدگی های علوم قرآن و سنت و احکام الهی و آیات محکم و تشابه قرآن و ... که همگی برای اداره زندگی بشر در تمام زمینه ها آماده است از دستگاه های این کارخانه ساده تر است؟ هرگز!

 

و آیا ثمره و نتیجه دین که پرورش جواهر و کمال انسانیت است (رسیدن به معرفت ا... و عبادت او) و تبدیل شهوت انسان به عفت و غضب او به شجاعت و برپایی مدینه فاضله بر اساس هدایت الاهی، کمتر از ثمره و تولیدات آن کارخانه جواهر سازی است؟ هرگز!

 

پس چگونه می توان باور داشت دینی که می خواهد برنامه اش تا آخرین روز حیات جهان (قیامت) بر پا باشد و هدایت گری کند، برای بعد از پیامبر خود افرادی را تربیت و تعیین نکرده باشد تا وظایف (غیر از نبوت) او را انجام دهند؟

 

دلیل امامت امامان معصوم

 

از آن جایی که امامت و تعیین امام باید از جانب خداوند متعال باشد، برای معرفت امام به نص قطعی و ادله عقلی نیاز داریم که ثابت کند این اشخاص امام هستند. مثلا عقل انسانی وقتی ویژگی های امامت از قبیل علم، عدالت، شجاعت، عصمت را به صورت کامل در فردی می یابد و دیگران را در این صفات ضعیف تر یا فاقد این صفات می بیند حکم می کند که چه کسی امام است. و یا بوسیله نص قرآن یا روایات قطعی الصدور و قطعی الدلاله، ثابت می شود که چه کسی امام است .

 

در ذیل به بعضی از آیات و روایاتی که در تفسیر آنها وارد شده است، اشاره می شود:

 

1. «انما انت منذر و لکل قوم هاد [7] » یعنی: تو تنها بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده ای است.

 

مفسرین شیعه و بعضی از مفسرین اهل سنت از جمله امام فخر رازی مفسر صاحب نام اهل سنت می گویند: انذار کننده پیامبر و هدایت کننده علی (ع) است، زیرا ابن عباس می گوید: پیامبر (ص) دست مبارکش را بر سینه خود گذاشت و فرمود «انا المنذر» (من بیم دهنده هستم)، و سپس اشاره به شانه علی (ع) کرد و فرمود: «و انت الهادی یا علی! بک یهتدی المهتدون من بعدی» تو هدایت کننده ای ای علی! و به وسیله تو بعد از من هدایت شوندگان هدایت می شوند». [8]

 

تفسیر الدر المنثور که از معروف ترین تفاسیر اهل سنت است، روایات متعددی در تفسیر این آیه از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که: «پیامبر اکرم (ص) در موقعی که این آیه نازل شد دست خود را به سینه مبارکشان گذاشتند و فرمودند: من بیم دهنده هستم و آن گاه به شانه حضرت علی (ع) اشاره کرده و فرمودند هادی تویی ای علی .... [9] ».

 

روایات دیگری به همین مضمون را جمعی از دانشمندان معروف اهل سنت از جمله حاکم نیشابوری در «مستدرک»، ذهبی در «تلخیص»، فخر رازی و ابن کثیر در تفسیر خود و ابن صباغ مالکی در «الفصول المهمة» و گنجی شافعی در «کفایة الطالب» و طبری در تفسیر خود، و ابن حیان اندلسی در «بحر المحیط» و نیشابوری در تفسیر خویش و حموینی در «فرائد السمطین» و گروه دیگری در کتاب های تفسیر خود آورده اند که برای آگاهی از منابع این حدیث و مدارک آن می توانید به کتاب نفیس احقاق الحق جلد 3 – ص 88 تا 92 مراجعه فرمائید.

 

2. یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین [10] » یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده اید از (مخالفت فرمان خدا) بپرهیزید و با صادقان باشید.

 

امام فخر رازی در تفسیر کلمه «الصادقین» می گوید مراد از صادقین معصومین هستند، ولی می گوید: مراد از معصومان، جمیع امت اند [11] . در حالی که هیچ عرب زبانی در هنگام نزول این آیه از کلمه «صادقین» مجموع امت را نمی فهمیده است پس چگونه می توان آن را حمل بر این معنا کرد؟

 

پس باید بپذیریم که در هر عصر و زمانی صادقی که هیچ اشتباه و خطایی در سخنان او نیست وجود دارد که ما باید پیرو آنها باشیم!

 

علاوه بسیار ی از مفسران و محدثان اهل سنت از ابن عباس نقل کرده اند که آیه فوق درباره حضرت علی ابن ابیطالب (ع) است. علامه ثعلبی در تفسیر خود، گنجی در «کفایة الطالب»، علامه سبط الجوزی در «تذکره» از گروهی از علما چنین نقل می کند: «علمای سیره (تاریخ پیامبر) گفته اند معنای این آیه آن است که با علی (ع) و خاندانش بوده باشید، ابن عباس می افزاید: علی (ع) سید و سرور صادقان است [12] .

 

در روایات متعددی که از طریق اهل بیت به ما رسیده است، بر این معنا تاکید شده است [13] .

 

3. «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم [14] ». یعنی: «اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا را و صاحبان امر را.»

 

مفسران شیعه همگی اتفاق نظر دارند که منظور از «اولی الامر» در آیه مبارکه، امامان معصوم هستند.

 

علاوه بر آن شیخ سلیمان قندوزی حنفی در کتاب ینابیع الموده از تفسیر «مجاهد» نقل می کند که این آیه درباره علی (ع) نازل شد، در آن هنگام که پیامبر (ص) او را در جنگ تبوک، جانشین خود در مدینه قرار داد.

 

و نیز از علی (ع) نقل می کند؛ در گفتگویی که با مهاجران و انصار داشت، به این آیه در برابر آنان استدلال کرد و مهاجر و انصار ایرادی بر او نگرفتند [15] .

 

در شواهد التنزیل حاکم حسکانی از علمای اهل سنت در ذیل همین آیه نقل می کند که حضرت علی (ع) می گوید از پیامبر پرسیدم «اولی الامر» چه کسانی هستند؟ پیامبر (ص) فرمود: «تو نخستین آنها هستی».

 

امامت در روایات:

 

در روایات فراوانی از پیامبر اسلام (ص) مسئله امامت مطرح شده است که ما به ذکر چند روایت اکتفا می کنیم:

 

1. حدیث ثقلین: این حدیث بطور بسیار گسترده از پیامبر اکرم (ص) در کتاب های معروف شیعه و اهل سنت (در منابع دست اول) نقل شده است به طوری که هیچ تردیدی در صدور آن از پیامبر (ص) نیست. از مجموع احادیث معلوم می شود که پیامبر (ص) این حدیث را در موارد متعددی بیان فرموده اند که حاکی از اهمیت این حدیث است. در صحیح مسلم که از معروف ترین منابع دست اول اهل سنت است و از مهم ترین صحاح شش گانه اهل سنت محسوب می شود، از زیدین ارقم نقل می کند که گفت: «رسول خدا (ص) در میان ما برخاست و خطبه خواند در محلی که آبی بود و خم نامیده می شد (غدیر خم) و در میان مکه و مدینه قرار داشت پس حمد خدا را به جا آورد و بر او ثنا گفت و سپس فرمود: «اما بعد ای مردم من بشری هستم و نزدیک است فرستاده پروردگارم بیاید و دعوت او را اجابت کنم و من در میان شما دو چیز گرانبها می گذارم نخست کتاب خدا که در آن هدایت و نور است، پس کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسک جوئید – پیامبر تشویق و ترغیب فراوانی درباره قرآن کرد – سپس فرمود: و اهل بیتم را به شما توصیه می کنم که خدا را در باره اهلبیتم فراموش نکنید، به شما توصیه می کنم خدا را درباره اهلبیتم فراموش نکنید، به شما توصیه می کنم خدا را درباره اهلبیتم فراموش نکنید. (3 بار تکرار کردند) [16] . اشاره به اینکه مسئولیت الاهی خود را در مورد اهلبیت (ع) فراموش نکنید.»

 

قرار دادن اهل بیت (ع) در کنار قرآن، به عنوان دو چیز گرانمایه و سه بار تاکید بر آن، نشان می دهد که این امر با سرنوشت مسلمین و هدایت آنان و حفظ اصول اسلام، پیوند و ارتباط داشته و دارد و گرنه در کنار هم قرار نمی گرفت.

 

حدیث ثقلین در کتاب معروف سنن ترمذی [17] و در سنن دارمی [18] و در مسند امام احمد [19] ( که از ائمه چهارگانه اهل سنت است) و در سنن نسایی [20] و در مستدرک الصحیحین [21] و در کتاب الصواعق المحرقه [22] و در کتاب اسد الغابة فی معرفة الصحابة [23] از ابن اثیر و جلال الدین سیوطی در کتاب احیاء المیت [24] و در سنن بیهقی [25] و در المعجم الکبیر [26] اثر حافظ طبرانی و در کتب دیگری از کتب مورد اعتماد اهل سنت آمده است.

 

مرحوم میر حامد حسین هندی در کتاب خلاصه عبقات الانوار از یکصد و بیست و شش کتاب معروف نام می برد و عین عبارت هر کدام را با قید جلد و صفحه کتاب در آنجا آورده است. [27]

 

این از نظر سند و اتقان حدیث ثقلین اما از نظر معنا و محتوی نکات بسیار دقیقی در این حدیث شریف نبوی وجود دارد که عبارت اند از:

 

1. قرآن و اهلبیت همیشه همراه یکدیگرند و جدایی ناپذیر می باشند و آنها که طالب حقیقت اند باید دست به دامن اهلبیت (ع) بزنند.

 

2. همانگونه که پیروی از قرآن بدون هیچ قید و شرطی بر همه مسلمانان واجب است، پیروی از اهلبیت نیز بدون قید و شرط واجب می باشد.

 

3. جدایی ناپذیر بودن قرآن و اهلبیت و وجوب اطاعت بی قید و شرط از آنان، دلیل روشنی بر معصوم بودن آنها از خطا و گناه و اشتباه است.

 

4. پیامبر (ص) فرمود این دو (قرآن و عترت) همیشه با هم هستند تا در کنار حوض کوثر نزد من آیند و این بخوبی نشان می دهد که در تمام طول تاریخ اسلام فردی از اهلبیت به عنوان پیشوای معصوم وجود دارد و همانگونه که قرآن همیشه چراغ هدایت است آنها نیز چراغ هدایت اند، پس باید کاووش کنیم و در هر عصر زمان آنها را پیدا کنیم.

 

5. از این حدیث استفاده می شود که جدا شدن و یا پیشی گرفتن از اهل بیت (ع) مایه گمراهی است.

 

6. آنها از همه افضل و اعلم و برترند.

 

جالب اینکه «سمهودی شافعی» از علمای معروف اهل سنت در قرن نهم و دهم هجری در یکی از نوشته های خود بنام «جواهر العقدین» که درباره حدیث ثقلین نگاشته، می نویسد: «این حدیث می فهماند که در هر زمانی تا روز قیامت در میان اهلبیت (ع) کسی وجود دارد که شایستگی تمسک و پیروی دارد، همانگونه که قرآن مجید نیز این چنین است [28] ».

 

2. حدیث سفینة:

 

از احادیث معروف درباره اهلبیت (ع) و امامان معصومین «حدیث سفینة» که به طور گسترده در کتب معروف شیعه و اهل سنت آمده است.

 

این حدیث را حداقل 8 نفر از صحابه پیامبر اکرم (ص) نقل کرده اند (ابوذر، ابوسعید خدری، ابن عباس، انس، عبدالله بن زبیر، عامربن واثلة، سلمة بن الاکوع و علی (ع)).

 

احادیث فوق در دهها کتاب از کتاب های معروف اهل سنت آمده است.

 

ابوذر این حدیث را اینطور نقل می کند: «شنیدم رسول الله فرمود: مثل اهلبیتی کمثل سفینة نوح فی قوم نوح، من رکبها نجی ومن تخلف عنها هلک [29] » یعنی: «اهلبیت من در میان شما همانند کشتی نوح اند هر کس بر آن سوار شود نجات می یابد و هر کس از آن جدا شود هلاک می گردد.»  کتاب عبقات الانوار این حدیث را از 92 کتاب که به وسیله نود و دو نفر از دانشمندان معروف اهل سنت تالیف یافته است، نقل می کند(با تمام مشخصات) [30] .

 

از این حدیث شریف نکات ارزشمندی استفاده می شود که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

 

1. بعد از پیامبر اکرم (ص) طوفانهای ضلالت و گمراهی امت اسلامی را فرا می گیرد و بسیاری را نابود می کند.

 

2. برای رهایی از چنگال این خطرات تنها یک نقطه امید وجود دارد و آن کشتی نجات اهلبیت (ع) است که تخلف و جدایی از آن بهقین مایه هلاکت است.

 

3. آنچه مایه نجات است تنها محبت و دوستی آنها نیست که بعضی از دانشمندان اسلامی آنرا مطرح کرده اند و می گویند هر کس اهل بیت را دوست داشته باشد اهل نجات است. بلکه شرط نجات پیروی از آنهاست که نقطه مقابل «تخلف» است که در روایات آمده است.

 

4. وجود کشتی نجات اهلبیت (ع) تا آخر جهان ضروری است زیرا تا آخر جهان خطر طوفانها و ضلالت ها و گمراهی ها وجود دارد.

 

5. تمسک بی قید و شرط به اهل بیت (ع) در مقابل تخلف از آنان می تواند شاهد خوبی بر وجود امامی معصوم در هر زمان در میان اهل بیت (ع) باشد که پیروی از او مایه نجات و تخلف از او مایه هلاکت است.

 

3. حدیث امامان اثنا عشر:

 

حدیث امامان دوازده گانه نیز از احادیث معروف و مشهور است و در اکثر کتاب های صحاح اهل سنت وجود دارد.

 

در صحیح مسلم از جابر بن سمرة نقل می کند که می گوید: سمعت رسول الله (ص) یقول: لایزال الاسلام عزیزاً الی اثنی عشر خلیفة – ثم قال کلمة لم افهمها ! فقلت لابی ما قال؟ فقال: کلهم من قریش!» یعنی: « شنیدم پیامبر اکرم (ص) فرمود: اسلام پیوسته عزیز خواهد بود تا دوازده خلیفه بر مسلمانان حکومت کنند، سپس سخنی فرمود که من نفهمیدم، پس به پدرم (که در آنجا حاضر بود و از من به پیامبر نزدیک تر بود) گفتم: پیامبر (ص) چه فرمود؟ گفت: پیامبر فرمود: تمام آنها از قریشند [31] ».

 

همین حدیث در صحیص بخاری با عبارت مشابهی آمده است [32] . و نیز در صحیح ترمذی [33] و در صحیح ابی داوود [34] و در مسند احمد ابن حنبل در چندین مورد آمده است [35] و ....

 

اما از نظر محتوای حدیث، تعبیراتی که در این روایات آمده است متفاوت است. در بعضی از روایات تعبیر شده است به «اثنی عشر خلیفه» (دوازده جانشین) و در بعضی «اثنی عشر امیراً» و در بعضی سخن از ولایت و حکومت دوازده مرد است ولی روشن است که همه اینها اشاره به مساله ولایت و خلافت است.

 

از سوی دیگر در غالب این روایات که به طرق مختلف نقل شده جمله «کلهم من قریش» (همه از قریش اند) دیده می شود و در بعضی از روایات آمده «کلهم من بنی هاشم» (همه از بنی هاشم اند) [36] .

 

در غالب این احادیث آمده است که صدای پیامبر (ص) به هنگام جمله اخیر آهسته بود و جمله فوق مخفیانه ادا شد و این نشان دهنده این است که افرادی با بودن دوازده جانشین پیامبر (ص) در قریش یا در بنی هاشم مخالف بودند.

 

به هر حال تفسیر این حدیث شریف که در منابع دست اول آمده و همه علمای اسلام به آن معترفند برای پیروان اهل بیت روشن است و آنها مفهوم آنرا چیزی جز دوازده امام معصوم نمی دانند. ولی پیروان مذاهب دیگر نتوانسته اند تفسیر روشنی برای آن بیان کنند دلیل آن هم معلوم است زیرا خلفای نخستین چهار نفر و خلفای بنی امیه 14 نفر و خلفای بنی عباس بالغ بر سی و هفت نفر بودند. و هیچکدام از اینها بر ائمه اثنا عشر تطبیق نمی کند و با جمع و تفریق هم مشکل حل نخواهد شد مگر اینکه بعضی را به میل خود حذف کنیم و بعضی را بپذیریم که آن هم با هیچ منطقی سازگار نیست.

 

بعلاوه ما روایاتی داریم که هم از طریق اهل سنت و هم از طریق شیعه نقل شده است و در بعضی از آنها که نام امامان دوازده گانه – همانگونه که پیروان مکتب اهل بیت معتقدند – آمده است و در بعضی دیگر به نام اولین آنها «علی (ع)» و آخرین آنها «حضرت مهدی (ع)»، در بعضی دیگر به سومین آنها «امام حسین (ع)» اشاره شده است به این صورت که پیغمبر اکرم (ص) به امام حسین (ع) اشاره کرد و فرمود: «این فرزندم امام است و فرزند امام و برادر امام و پدر امامان نه گانه» [37] .

 

گرچه در زمینه امامت ائمه (ع) روایات معتبر زیادی داریم، ولی در این جا به همین مقدار بسنده می کنیم. [38]

 

برای آگاهی بیشتر رجوع شود به نمایه های:

 

1. ضرورت عصمت و راههای تشخیص آن در امام(ع) ، شماره 258 (سایت: 2088).

2. عصمت انبیا از دیدگاه قرآن، شماره های 112 (سایت: 998)   و 129 (سایت: 1069) .

3. عصمت انسان‏هاى معمولى، شماره 104 (سایت: 861).

4. انحصار معصومین در چهارده نفر، شماره 178 (سایت: 1395).

 



[1] « و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین »بقره، 124.

[2] ر. ک. شرح تجرید، ص 271 (با کمی تلخیص و اقتباس) ، به نقل از پیام قرآن، ج 9 ص 38-37 .

[3] حجر، 9.

[4] اصول کافی، ج 1، ص 32 ، باب صفة العلم، ح 2.

[5] نهج البلاغه کلمات قصار – کلمه 147.

[6] نهج البلاغه خطبه 46.

[7] رعد، 7.

[8] تفسیر کبیر، فخر رازی، ج 19، ص 14.

[9] الدر المنثور، جلال الدین سیوطی، ج 4 ، ص 45.

[10] برائة، 119.

[11] تفسیر فخر رازی، ج 16، ص221.

[12] احقاق الحق، ج3 ، ص297.

[13] تفسیر نورالثقلین ، ج 2 ، ص280 ، ح 392-393.

[14] ینابیع المودة ، ص114 – 115 – 116.

[15] شواهد التنزیل، ج 1 ، ص 148، طبع بیروت.

[16] صحیح مسلم، ج4، ص 1873.

[17] سنن ترمذی، ج 5، ص662، ح 3786.

[18] سنن دارمی، ج 2، ص432 ، طبع دارالفکر، بیروت.

[19] مسند، احمد، ج 5، ص182، چاپ دارالصادر، بیروت.

  [20] خصایص نسایی، ص2.

[21] مستدرک الصحیحین، ج3، ص 109.

[22] صواعق المحرقه، ص226 ، طبع عبداللطیف، مصر.

[23] اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج3، ص47 ،طبع مصر.

[24] احیاء المیت، که در حاشیه الاتحاف به چاپ رسیده است، ص 116.

[25] سنن بیهقی، ج10، ص114.

[26] المعجم الکبیر، ص137.

[27] خلاصه عبقاب الانوار ، ج2، ص 105.

[28] خلاصه عبقات الانوار، ج2، ص 285.

[29] المعجم الکبیر و المعجم الصغیر، ص78، چاپ دهلی، عیون الاخبار دینوری، ج1، ص212، (چاپ مصر)، مستدرک، حاکم نیشابوری، ج3 ، ص150، میزان الاعتدال ذهبی، ج1، ص224، تاریخ الخلفاء سیوطی ص 573.

[30] خلاصه عبقات، ج2، ص 126-195.

[31] صحیح مسلم، ج3، ص 1453، طبع بیروت، دار احیاء التراث العربی.

[32] صحیح بخاری، ج3، جزء نهم، ص 101.

[33] صحیح ترمذی، ج 4، ص 501 ، طبع دارالاحیاء التراث العربی، بیروت.

[34] صحیح ابی داوود، ج4.

[35] به کتاب منتخب الاثر، ص12 و احقاق الحق، ج 13 مراجعه شود.

[36] ینابیع المودة، ص 445، باب 77.

[37] کشف المراد، ص 314، (چاپ مصطفوی قم).

[38] این پاسخ با استفاده از تفسیر پیام قرآن، ج 9 (امامت و ولایت در قرآن مجید ) آماده شده است.

 

چهارشنبه 03 مهر 1392 :: 13:54 ::  نويسنده : aminataie

 

 

شعر درباره اي دفاع مقدس
ميان خاك سر از آسمان در آورديم
چقدر قمري بي‌آشيان در آورديم

وجب وجب تن اين خاك مرده را كنديم
چقدر خاطره نيمه جان در آورديم

چقدر چفيه و پوتين و مهر و انگشتر
چقدر آينه و شمعدان در آورديم

لبان سوخته‌ات را شبانه از دل خاك
درست موسم خرماپزان در آورديم

به زير خاك به خاكستري رضا بوديم
عجيب بود كه آتشفشان در آورديم

به حيرتيم كه اي خاك پير با بركت
چقدر از دل سنگت جوان در آورديم

چقدر خيره به دنبال ارغوان گشتيم
زخاك تيره ولي استخوان در آورديم

شما حماسه سروديد و ما به نام شما
فقط ترانه سرويم - نان در آورديم -

براي اين كه بگوييم با شما بوديم
چقدر از خودمان داستان در آورديم

به بازي‌اش نگرفتند و ما چه بازي‌ها
براي اين سر بي‌خانمان در آورديم

و آب‌هاي جهان تا از آسياب افتاد
قلم به دست شديم و زبان در آورديم

    

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

 

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید

 

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

 

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

 

که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

 

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر

 

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ

 

متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

 

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران