داروسازان
مطالعات جدید پزشکی

با آغاز فصل سرما بيماري سينوزيت در بين بسياري از افرادي كه خصوصا در شهرهاي آلوده زندگي مي كنند افزايش مي يابد براي آشنايي بيشتر با اين بيماري خبرگزاري دانشجويان ايران واحد علوم پزشكي تهران گفتگويي با دكتر هبت الدين برقعي، متخصص و مديرگروه بيماريهاي گوش و حلق و بيني دانشگاه علوم پزشكي تهران انجام داده است است كه در ذيل مي خوانيد.

 

سينوزيت چيست و چند نوع دارد؟
سينوزيت يعني التهاب مخاط حفره هاي هواي منضم به حفرات بيني كه اين سينوسها به چهار گروه تقسيم مي شوند. سينوسهاي فكي كه در گونه ها در استخوان فك فوقاني دوطرف قرار دارند سينوسهاي اتموئيدي يا بهتر بگوييم سلولهاي اتموئيد كه به صورت كندوي عسل در بالا و داخل سينوسهاي فكي و در قسمت داخلي حفرات كاسه چشم و در زير پيشاني قرار دارد. سينوس پيشاني كه در ضخامت استخوان پيشاني قرار گرفته و بالاخره سينوس پروانه اي كه در تنه استخوان شب پره اي قرار گرفته است. اين سينوسها يا حفرات بيني منضم به وسيله سوراخ بيني يا مجرايي به حفرات بيني باز مي شوند و در حالات طبيعي به صورت فضاهاي هوادار هستند كه اگر به هر دليلي اين سوراخها يا مجراها بسته شود و ديگر هوا نتواند به اين سينوسها وارد و تبادل پيدا كند و به دنبال آن ميكروبها وارد سينوس شوند سينوزيت ايجاد مي شود. بنابراين بسته به اينكه كدام يك از سينوسها درگير شده باشند نام آنها نيز به نام سينوزيت فكي، سينوزيت اتموئيدي يا اتموئيديت، سينوزيت پيشاني و سينوزيت پروانه اي يا شب پره اي متفاوت است. سينوزيت مي تواند هر كدام از سينوسها را بطور مجزا يا همراه يك يا همه سينوسها درگير كرده باشد به اين ترتيب در مواقع تشديد مي تواند تمام سينوسهاي فوق الذكر درگير شوند و پان سينوزيت ايجاد شود. بسته به روند عفونت، سينوزيتها مي توانند به صورت حاد با علامت برجسته و مشخص و يا به صورت كند و تدريجي و مزمن تقسيم بندي شوند.


بيمار سينوزيتي با چه علائمي مراجعه مي كند؟
بسته به نوع حاد يا مزمن بودن سينوزيت نحوه شكايت بيماران متفاوت است. درنوع حاد علائم عفوني مانند تب، بي حالي، درد شديد و به نسبه مشخص برحسب اينكه مربوط به كدام يك از سينوسها باشد جايگاهش در نواحي گونه، پيشاني، اطراف چشم ها و يا گوشه بيني و بالاخره در وسط سر متفاوت است. بروز اين علائم معمولاً به دنبال سرماخوردگي ها شايع تر است. غير از تب و لرز، گرفتگي بيني و ترشح بيني از علائم مشخص است. در سينوزيت مزمن برخلاف تصور عمومي درد مشخصي وجود ندارد و تنها احساس سنگيني در سر و صورت به خصوص با خم كردن سر به پايين مشخص مي شود. گرفتگي بيني، ترشح پشت حلق و گاهش ترشح از بيني از علائم سينوزيت مزمن است. سينوزيت مزمن بسيار شايع تر و فراوان تر از سينوزيت حاد است و برخلاف تصور عموم سردرد در اين نوع سينوزيت شايع نيست. همانطور كه گفتيم معمولاً سينوزيتها مانند سرماخوردگي ها كه ويروسي يا ميكروبي هستند تظاهر مي كنند و به ندرت قارچ ها محصول پيدايش سينوزيت مي باشند. در كشورهايي كه زمينه آلرژي در آنها وجود دارد شانس ابتلا به سينوزيت بيشتر است. سينوزيت فكي به دنبال كشيدن دندانهاي آسياي كوچك به علت مجاورت ريشه اين دندانها با سينوسها پيدا مي شود. از علل ديگر پيدايش سينوزيت، شنا كردن به خصوص شيرجه در استخرها است كه با مكانيسم خاصي از آب آلوده در سينوسها تجمع پيدا مي كند و باعث عفونت مي شود. در كسانيكه در محيط هاي آلوده به مواد شيميايي كار مي كنند به نحوي كه بخار مواد شيميايي در تماس با بيني كارگران است سينوزيت شايع تر است. افرادي كه در كارخانه هاي چوب بري كار مي كنند و با گرد و غبار چوب سر و كار دارند سينوزيت در آنها ايجاد مي شود همچنين سيگار مستعد كننده سينوزيت است. در بزرگسالان سينوزيت فكي و در كودكان سينوزيت اتموئيدي شايع تر است.
سينوزيتها چه عوارضي مي توانند ايجاد كنند؟
به خاطر مجاورت سينوسها با كره چشم از يك طرف و با حفره هاي قدامي مغز از طرف ديگر عارضه سينوزيت به صورت عوارض عفوني در داخل اين ساختمانها ايجاد مي شود. در كودكان اتموئيدي مي‌تواند به عوارض چشمي و حتي كوري منجر شود. همچنين سينوزيت داخل جمجمه‌اي به صورت مننژيت يا آبسه مغز ايجاد مي‌شود كه در حال حاضر به علت وجود آنتي‌بيوتيك‌هاي مختلف اين عوارض بسيار كم شده است. درمان سينوزيت‌ها با تجويز پزشك معالج مبتني بر آنتي‌بيوتيك‌هاست  مانند Co-Amoxiclave- Ciprofloxacine-Cefiximeكه بر حسب حاد يا مزمن بودن بيماري و همچنين بر حسب نوع سينوزيت متفاوت است. از مسكن‌ها، داروهاي ضد آلرژي و داروهاي ضد التهابي به عنوان درمان‌هاي كمكي استفاده مي‌شود. استفاده از بخور مي‌تواند در گرم كردن سينوس‌ها و ايجاد پرخوني در مخاط سينوس‌ها كمك كند.

 

در سينوس‌هاي مزمن نيز استفاده از سرم نمكي به عنوان شستشوي بيني، ترشحات را محدود كرده و به درمان كمك مي‌كند. استفاده از قطره‌هاي بيني بايد مصرفشان محدود شود و تنها در نوع حاد نيز به دليل اثرات سوئي كه دارند تنها به مدت كوتاه چند روزه مي‌توان استفاده كرد. افرادي به دليل گرفتگي بيني به صورت اعتياد‌آور عادت به مصرف قطره‌هاي باز كننده بيني دارند كه اين عادت بايد با مراجعه به پزشك بر طرف شود تا فرد دچار عوارض مصرف طولاني قطره‌ها نشود. از نكات مهم در سينوزيت برخورد جريان هواي سرد در زمستان يا برخورد هواي سرد كولر در تابستان با افراد است كه مي‌تواند زمينه را براي پيدايش سينوزيت به خصوص براي افرادي كه مستعد اين بيماري هستند تشديد كند.
چه بيماري‌هاي ديگري مي‌تواند در پيدايش سينوزيت دخيل باشند؟
پليپ‌هاي بيني، انحراف تيغه بيني، ضربه‌هاي سر و صورت كه باعث شكستگي در جدار استخواني سينوس‌ها شود، تومورهاي خوش‌خيم يا ب
دخيم مي‌توانند باعث ايجاد سينوزيت شوند.


  

سیستم ایمنی، عامل دفاعی بدن در برابر عوامل بیماری زاست. وقتی یک عامل بیگانه وارد بدن می شود سیستم ایمنی فعال شده و از طریق سلولهای بیگانه خوار و هورمون های دفاعی ( پادتن )، آن را از بین می برد.

ما گاهی اوقات این نظم به هم می ریزد و سیستم ایمنی، برخی سلول های طبیعی بدن را به اشتباه، به عنوان یک عامل بیگانه تشخیص می دهد و مکانیسم های دفاعی را بر ضد آنها فعال می کند. به این بیماری ها، بیماری خود ایمنی یا اتوایمیون گفته می شود.

 

ما چطور این بیماری ها را بشناسیم؟

معمولا بیماری های خود ایمنی با علایمی چون احساس خستگی دائمی، تب خفیف و دردهای مفصلی همراه هستند. اما لازم نیست نگران شوید. این موارد علایم عمومی هستند و بروز آنها الزاما نشانه ابتلا به بیماری خود ایمنی نیست. برای اطمینان فهرست علایم و علل زیر را چک کنید و در صورت مشکوک بودن، حتما به پزشک متخصص داخلی و یا فوق تخصص روماتولوژی مراجعه نمایید.

 

علایم : ظاهر شدن لکه سرخ رنگ به شکل بال پروانه روی ناحیه بینی و گونه ها، ورم مفاصل، بروز حساسیت پوستی در برابر اشعه افتاب، ضایعات پوستی در نواحی مختلف بدن، ریزش مو

لوپوس ( دراین بیماری، سیستم ایمنی به بافت های مختلف بدن از جمله پوست، عضلات، مفاصل و ... حمله می کند. این بیماری در خانم ها 9 برابر بیشتر از آقایان دیده می شود.)

لوپوس چیست؟

لوپوس بیماری سیستم ایمنی بدن است که میتواند قسمتهای مختلفی از بدن رادرگیر کند، شامل : پوست،مفاصل ، قلب ، ریه ، خون،کلیه ها و مغز.

بیمارى لوپوس اریتماتوى منتشر SLE که به اختصار لوپوس نامیده میشود از دسته بیمارى هاى خود ایمنى است . لغت   " منتشر " بدین معنى است که این بیمارى قادر است قسمت هایى از بدن را درگیر سازد ." اریتماتو " به معنى قرمز رنگ است که بخاطر هاله قرمز رنگ روى پوست گونه ها به این نام گذاشته شده است .
سیستم ایمنی بدن به صورت طبیعی،آنتی بادیهایی* دارد که این آنتی بادی ها علیه ویروس ها ودیگر مواد خارجی عمل میکنند.این موادخارجی درواقع بعنوان آنتی ژن * عمل می کنند و اختلالات سیستم ایمنی بدن راسبب می شوند دربیماری لوپوس درواقع سیستم ایمنی نمی تواند فرقی بین ماده خارجی و سلول ها و بافت خود بدن بگذارد،درنتیجه به بافت خودی حمله می کند . این روند دلیل التهاب و درد و صدمه، در قسمتهای مختلف بدن است .

کلمهء " لوپوس" که در زبان لاتین به معنى گرگ است ، در قرن هیجدهم براى توصیف تظاهرات پوستى گوناگون لوپوس بکار برده شد،  به این علت که هاله قرمز رنگ روى گونه ها ظاهرى شبیه به محل گاز گرفتگى گرگ ایجاد میکند .

علائم شایع این بیماران درد و تورم مفصلی است که بیشتر مفاصل کوچک درگیر می‌شوند. این دردها ممکن است مداوم و یا گذرا باشند. در کنار این دردها ضایعات پوستی در بیماران ایجاد می‌شود به این صورت که بیماران وقتی در معرض نور خورشید قرار می‌گیرند، پوست صورتشان قرمز رنگ می‌شودوضایعات شبیه بال پروانه ممکن است روی گونه‌ها و پل بینی ایجاد شود. زخم‌هایی هم در دهان این بیماران ایجاد می‌شود، علاوه بر اینکه این بیماری همراه با ریزش مو هم هست. علائم خستگی، تب با علت نامشخص و کاهش وزن هم ممکن است در این افراد ایجاد می‌شود.

 

انواع لوپوس

  • چهار نوع لوپوس داریم :


1. پوستی Discoid Lupus Erythematosus  )DLE) یک بیمارى مزمن پوستى است که در صد کمى از آنها مبتلا به SLE  نیز هستند و بقیه فقط مشکل پوستى دارند.


2. لوپوس منتشر Systemic ( در بالاى صفحه توضیح دادیم ).


3. دارو یی Drug – Induced : بیمارى است با علائم مشابه لوپوس که در اثر مصرف بعضى داروها ایجاد میگردد و با قطع (تذکر: قطع این بعضى از داروها باید توسط پزشک باشد ) دارو بر طرف میشود. در این بیمارى آنتى بادیهایى تولید میشود که بجاى عمل کردن بر علیه باکتریها ، بر علیه سلولهاى بدن فرد وارد عمل میشوند . حاصل عملکرد آنتى بادیها بر علیه سلولهاى بدن تولید کمپلکس هاى ایمنى است که با گردش در جریان خون و رسوب در بافت هاى مختلف سبب تخریب بافت ها میگردند.

اگر چه لوپوس یک بیمارى چند ارگانى ( مولتى سیستم ) است که ارگان هاى مختلف بدن را میتواند درگیر سازد ، بیشتر بیماران به فرم هاى شدید بیمارى مبتلا نمیشوند.

سیر بیمارى به صورت دوره هاى عود و بهبود میباشد . درگیرى شدید ارگان هاى حیاتى ( کلیه ، قلب ، ریه ، مغز )  نادر  است و بیشتر بیماران زندگى عادى خواهند داشت .


4. نوزادی – جنینی Neonatal Lupus:  یک بیمارى نادر است که نوزادان به ان مبتلا میشوند و با علائم پوستى ، قلبى و کاهش پلاکت هاى خون تظاهر میکند .

 

بیماران  مبتلا به لوپوس به مطلب زیر توجه بیشترى کنند که :

لوپوس یک بیماری خود ایمن مزمن و جزء دسته بیماری‌های روماتولوژیکی است. در این بیماری سیستم ایمنی با علت نامشخصی علیه خود بدن فعال می‌شود.همچنین اکثر بیماران لوپوس درگیری‌های ارگانیک خفیفی دارند و اطلاع‌رسانی به آنها در مورد اینکه ممکن است ارگان‌های مهم‌شان هم درگیر شوند، مهم است. البته نه از این نظر که فکر کنند به این مشکل مبتلا می‌شوند بلکه از این نظر که به فکر باشند اگر علامتی داشتند، زودتر به پزشک مراجعه کنند و ارتباط نزدیکی با پزشک داشته باشند تا بیماری‌شان به مرحله غیرقابل درمانی نرسد. در سال‌های گذشته طول عمر بیماران خیلی کمتر بود ولی الان اگر بیماری خوب تشخیص داده و یا درمان شود بیمار طول عمر خوب و طبیعى دارد .

 

توضیح آنتى بادى و آنتى ژن:

*آنتى بادى ( پادتن): نوع خاصى از پروتئین خون که در بافت لنفویید در پاسخ به حضور آنتى ژن( پادگن) خاصى تولید میشود و درپلاسما به گردش در میاید تابه پادگن (آنتى ژن) حمله ور شودو آن را بى  زیان وضرر سازد. تولید پادتن هاى ( آنتى بادى هاى )ویژه در برابر آنتى ژن هاى متنوعى چون باکترى هاى مهاجم ، دانه هاى گرده ى استنشاق شده و گویچه هاى سرخ بیگانه ، هم مبناى ایمنى و هم آلرژىاست . رد بافت یا اندام به دنبال پیوند زدن نیز ناشى از تشکیل آنتى بادى است . از لحاظ شیمیایى ، آنتى بادى ها پروتئین هایى از نوع گلوبولین هستند ؛ آنها را طبق ساختار و کارکردشان رده بندى میکنند( ایمونوگلوبولین ).

* آنتى ژن ( پادگن ) : هر ماده یى که بدن آن را بیگانه یا بالقوه خطرناک تلقى کند و بر ضد آن پادتن( آنتى بادى)  بسازد . آنتى ژن ها معمولا پروتئین هستند ، ولى مواد ساده ، حتى فلزات ،ممکن است با پروتئین هاى بدن ترکیب شده آنها را تغییر دهند و آنتى ژن شوند.

 

 

نکته مهم :

 

 

ازآنجائیکه بعضی از درمانها سبب عوارض جانبی می شوند،مهم است که به پزشک هر گونه علامتی را اطلاع دهید و همچنین مهم است که بدون اجازۀ پزشک مصرف دارو هایتان  را قطع نکرده یا تغییر ندهید و یا خود سرانه دارویى را شروع نکنید .

 

پس مهم این است که بیمار به پزشک اعتماد کند و بداند که پزشک تمامی عوارض این بیماری و عوارض درمان ها را می‌داند. 

 

 

بیماران مبتلا به نفریت لوپوسى " لوپوس با درگیرىکلیه  "  بایستى جداً  از مصرف خودسرانه انواع مسکن ها جهت پیشگیرى از نارسایى کلیه پرهیز نمایند .

 

 

بیماران با داشتن اطلاعات مفید از بیماری خود و پیگیری منظم  زیر نظر پزشک معالج خود میتوانند  زندگی ای همانند افراد سالم

 

داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند .  

 

 توجه داشته باشید :
تشخیص بیماری لوپوس سخت است و از شخصی به شخص دیگر فرق می کند و دوران خاموشی و بیداری دارد و علائم آن می تواند تقلیدی از بیماری های دیگر باشد .
خیلی مهم است که علائم لوپوس رابدانید و آگاه باشید که در خطر ابتلا به این بیماری قرار دارید یا نه.
باید به این نکته توجه داشته باشیم که به دلیل پیشرفت در تشخیص زودهنگام ومدیریت صحیح در کنترل بیماری ، بیشتر بیماران زندگی معمولی راادامه می دهند.

    از آنجا که بیمارى لوپوس یک بیمارى خودایمن و مزمن مى باشد و دوره هاى فعالیت بیمارى درافراد بیمار مبتلا به لوپوس یکسان نیست ، آگاهى بیمار و اطرافیان او از چگونگى روند بیمارى به بهتر شدن زندگى بیمار و سودمند تر شدن پیامد درمان ها کمک ارزنده اى مى نماید . آشنایى بیماران درگیر با بیمارى لوپوس، با یکدیگر  و در میان گذاردن آگاهى ها و دستاوردهاى هر یک از آنان بایکدیگر در بهبود زندگى آنان کمک شایانى است  وهمینطور اطمینان از اینکه در صورت دریافت درمان کامل و موثر ، میتوانند مانند افراد سالم ، زندگى معمولى خود را داشته باشند .

 

10 سئوال مهم که باید از پزشک خود بپرسید :

 

1- آیا مصرف همه داروها براى من مجاز است یا دارویى هست که سبب شعله ور شدن بیمارى من شود ؟

 

2- چه وضعیت هایى مى توانند سبب تشدید بیمارى ام شوند ؟

 

3- آیا این بیمارى به هیچ یک از قسمت هاى بدن من آسیبى وارد کرده است یا نه؟

 

4- آیا لازم است من تست سنجش تراکم استخوان انجام دهم؟

 

5- آیا مصرف کلسیم و سایر مکمل ها براى من ضرورى است ؟

 

6- عوارض احتمالى داروهایى که مصرف میکنم چیست ؟

 

7- چه مدت لازم است دارو مصرف کنم ؟

 

8- آیا من میتوانم باردار شوم ؟

 

9- چند وقت یکبار لازم است به پزشک مراجعه کنم ؟

10-چه تغییرى لازم است در شیوه زندگى خود ایجاد کنم ؟ 

داروهای مورد استفاده در درمان این بیماری شامل داروهای ضد التهای غیراستروئدی (مثل ایبوپروفن)، استروئیدها (پردنیوزلون)، دروهای تضعیف‌کننده سیستم ایمنی (مثل سایکلوفسفاماید، کلروکین و آزاتیوپرین) است.

سال‌های سال از همین داروها در درمان لوپوس استفاده می‌شد، اما به تازگی تحقیقات زیادی روی داروهای بیولوژیکی مثل ریتوکسی‌مب در حال انجام بود.

خبر مهمی که امروز منتشر شد، تأیید یک داروی تازه برای درمان لوپوس بود که بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای پیدا کرد. این دارو بعد از ۵۶ سال که خبری از کاربرد داروی تازه‌ای نبود، از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا FDA، مورد تأیید قرار گرفته است.

داروی تازه Benlysta یا belimumab نام دارد و در مورد بیمارانی استفاده می‌شود که همه داروهای معمول را استفاده کرده باشند و پاسخ درمانی مناسبی نداده باشند.

بلیمومب، به صورت داخل وریدی تجویز می‌شود و مهارکننده پروتئین تحریک‌کننده لنفوسیت‌های B است، به این ترتیب این دارو تعداد لنفوسیت‌های معیوبی را که باعث بیماری می‌شوند، کاهش می‌دهد.

البته نباید تصور کرد که داروی جدید در درمان بیماری معجزه می‌کند، تنها سی درصد بیماران از تجویز آن سود می‌برند و بهتر است دارو تنها در مورد بیمارانی که دچار مشکلات کلیوی یا مغزی ناشی از لوپوس شده‌اند، مورد استفاده قرار گیرد.

افزایش احتمال ابتلا به عفونت‌ها، یکی از عوارض بلیمومب است.

 

 


وَمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ

زندگانی این دنیا جز لهو و لعب نیست. اگر بدانند، سرای آخرت سرای زندگانی است


 

با فرارسیدن قیامت، که زندگی دنیا به پایان می‌رسد بشر در جهانی دیگر که جهان آخرت مشهور می‌باشد نوع دیگری از زندگی را تجربه می‌کند که این زندگی بر خلاف زندگی دنیایی فانی و زود گذرش، ابدی است و در آن پایان و مرگ امکان ندارد. اما سوال اینجاست که آیا زندگی دوباره بشر در عالم آخرت عین همین زندگی وی در همین دنیاست یا نه تفاوت دارد و اگر زندگی آخرتش با زندگی دنیویش متفاوت است، این تفاوتها تا چه حد است. البته لازم به یادآوری است که وجود تفاوت بین دنیا و آخرت به معنی جدایی کامل این دو نوع زندگی از هم نیست بلکه در جهان بینی اسلامی رابطه عمیقی بین این دو نوع زندگی وجود دارد در واقع جهان آخرت صورت تکامل یافته این دنیا می‌باشد و تفاوتهای آن دو در حد تفاوت مرتبه ناقص با مرتبه کامل یک موجود است مانند تفاوت یک میوه نارسیده با همان میوه رسیده، فلذا می‌بینیم که گویند دنیا مزرعه آخرت است یعنی جهان طبیعت در مسیر تکاملی خود به سوی هدف نهایی خودش، سرانجام به مرحله نهایی کمال خویش می‌رسد و چون در این مرحله به کمال رسیده تمام قید و بندهای محدود دنیا را پشت سرگذاشته و حقیقت و باطن هستی آشکار می‌گردد.

تفاوتها

در اینجا نگاهی گذرا به تفاوتهای دنیا خواهیم داشت تا تصویر درستی از زندگی آخرت را بدست آوریم که به ترتیب زیر است:

فناپذیری دنیا و جاودانگی آخرت

عمر دنیا هرچند هم طولانی باشد خلاصه با ظهور قیامت به پایان خود خواهد رسید در حالی که عمر آخرت، ابدی است و به خواست الهی هیچ گاه پایان نمی‌یابد، در آیات مختلفی به این حقیقت اشاره گردیده است از جمله در سوره اعلی آیات 16 و 17 چنین می‌خوانیم که "لیکن زندگی دنیا را بر می‌گزینند با آنکه آخرت نیکوتر و پایدارتر است". و در سوره نساء آیه 77 بیان شده که برخورداری از دنیا اندک می‌باشد و برای کسی که تقوا پیشه کرده آخرت بهتر است.

دنیا مقدمه و آخرت هدف

زندگی دنیا به عنوان مقدمه‌ای برای زندگی آخرت است در واقع ارزش دنیا تا این حد است که به عنوان یک راهی، ما را به آخرت می‌رساند و هدف از زندگی موقت این دنیا، آمادگی یافتن انسان در آن دنیا برای درک رحمت و نعمت الهی یا عذاب می‌باشد چنانکه در آیه 77 سوره نساء آمده برخورداری از دنیا اندک است و برای تقوا پیشگان آخرت بهتر است. براین اساس است که کسی که زندگی این دنیا را هدف خود قرار داده بسیار زیان کرده است.

خلوص نعمت و عذاب اخروی

به تجربه برای همه ماها ثابت شده است که در زندگیمان همواره لذت و رنج، شادی و درد با هم آمیخته است مثلا لذت خوردن غذای دلخواه، رنج تهیه آن را به همراه دارد، و لذت مادر شدن رنج مشکلات نه ماه بارداری را به همراه دارد اما در جهان آخرت چنین آمیختگی وجود ندارد در آنجا گروهی از بهشتیان از لذت نعمت خالص برخوردارند تا حدیکه کوچکترین رنجی بر آنها متصور نیست و در مقابل گرهی دیگر جز عذاب چیزی دیگری ندارند.

دنیا نظامی اجتماعی و آخرت نظامی فردی

زندگی دنیا، زندگی اجتماعی است و انسان موجودی اجتماعی است یعنی بدون دیگران نمی‌تواند نیازهایش را بطور کامل رفع کند، او همچنانکه در زندگی از نتیجه اعمال نیک دیگران برخوردار می‌باشد همینطور از پیامدهای نامطلوب خطاهای دیگران نیز ضرر می‌بیند. به همین جهت است که همواره آنها در سرنوشت اجتماع بطور مشترک سهیم هستند، اما در آخرت هرچند در کنار هم زندگی می‌کنند ولی اثری از روابط اجتماعی مانند دنیا خبری نیست. روابط خویشاوندی و پیوندهای اجتماعی نقش خود را از دست داده رنگ می‌بازند و طبق آیه 88 سوره شعرا "هیچ مال و فرزندی سود نمی‌دهد و هرکس به تنهایی مسئول اعمال خویش است و به تنهایی جزای آن را می‌بیند. یعنی نظام آخرت، نظام فردی است به خلاف نظام دنیا که نظام اجتماعی است.
تفاوت ماهوی دو دنیا
اینکه اساسا نظامی که بر جهان آخرت حاکم است با نظامی که بر این دنیا حاکم است تفاوت دارد چرا که دنیا محل تحول و تغییر است، در آن مرگ و حیات با هم وجود دارد اما جهان آخرت به کلی حیات است و زندگی، آخرت سرشار از شعور است و آگاهی برخلاف این دنیا. در واقع طبق آیات قرآنی زندگی حقیقی همان سرای آخرت می‌باشد. "سوره عنکبوت آیه 64"

 

تفاوت در پاداش و کیفر

می‌دانیم که پاداشها و کیفرهای دنیا امری قراردای است و بر این اساس است که در دو نظام حقوقی متفاوت یک جرم، مجازاتهای مختلفی دارد و همچنین علاوه بر آن، مجازات دنیایی به خاطر این است که از انجام کار خلاف مشابه آن جلوگیری گردد وهمچنین تنبیه خلافکار مدنظر است و اینکه یک نوع داوری برای کسانی است که حقشان ضایع گردیده اما جزای اعمال در آخرت، امری حقیقی است (نه قراردادی) که هیچ یک از اهداف یادشده در آن قابل تصور نیست. در دیدگاه اسلامی آنچه در آخرت به عنوان پاداش یا عذاب به انسان می‌رسد همان باطن اعمال انسان و نیت اوست که تجسم می‌یابد و به صورت عذاب یا نعمت در می‌آید که در آیات متعددی به این مطلب اشاره گردیده که" آیا جز آنچه می‌کردید سزا داده می شوید؟" چنانکه در آیه 10 سوره نساء صورت تجسم یافته مال یتیم را به ناحق خوردن، آتش می‌دانند و می‌فرماید"... کسانی که اموال یتیم را به ستم می‌خورند جز این نیست که آتشی در شکم خود فرو می‌برند".

تفاوتهای بین اهل دنیا و آخرت

البته علاه بر تفاوتهای اصلی بین دنیا و آخرت، تفاوتهایی نیز بین اهل دنیا و آخرت وجود دارد که بدین ترتیب است:
اهل دنیا کسانی هستند که بسیار می‌خندند و پرخوری می‌کنند و خوابشان زیاد است و خشمشان فراوان، همواره از دیگران طلبکارند و وقتی به کسی بدی می‌کنند عذر نمی‌طلبند و علاوه بر آن عذرپذیر نیز نیستند، در عبادت کسل و تنبل هستند و با اینکه می‌دانند مرگشان نزدیک است آرزوهای دور و درازی دارند، به محاسبه اعمال خود نمی‌رسند، زیاد حرف می‌زنند و نفعی به دیگرانت نمی‌خواهند، از خدا بسیار کم می‌ترسند و هنگام آسایش و رفاه شکرگذار نیستند و به هنگام مصیبت و بلا، صبور نمی‌باشند. کارهای خیر دیگران در پیششان کم است، ادعای چیزی را می کنند که نیستند و کارهای کوچک خود را بزرگ می‌شمارند و به عیب جویی مشغولند.

اما اهل آخرت کسانی هستند که خیلی زیاد حیاء و نجابت دارند و از روی برنامه عمل می‌کنند، نفعشان برای مردم فراوان است، صادقانه با دیگران برخورد می‌کنند، مردم از دستشان در امنیت هستند، سنجیده سخن می‌گویند و به محاسبه اعمال خود می‌پردازند و همواره به یاد خدا هستند و ترس از خدا بر دلشان حاکم است و در آغاز نعمت، حمد کنند و در پایانش شکر، پرخوری و پرگویی و اسراف ندارند و کسانی را که از آنها رویگردان هستند به سویشان می‌خوانند و مبارزه با نفس دارند.

 

 

  • منابع

  1. جمعی از نویسندگان، معارف اسلامی 1 و 2، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها پاییز 78- چاپ دهم
  2. جمعی از نویسندگان، معارف اسلامی 1 و 2 انتشارات سمت، چاپ چهاردهم 1376
  3. محمدتقی مصباح یزدی، راهیان کوی دوست ،شرح حدیث معراج، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ چهارم تابستان 1379
  4. محمد رجبی، انسان شناسی، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، تابستان 79

 

 

 


میهمانان عاليرتبه- كارمندان- خانمها –آقايون خيرمقدم گرم مرا به مناسبت روز جهاني بهداشت پذيرا باشيد.این روز ، روزی است كه ما به مشكل بزرگ هايپرتنشن يا اختلال فشارخون توجه ميكنيم .whoتخمين زده است در جهان از هر 3 نفر بزرگسال بيش از يك نفر فشار خون بالا دارد.در برخي نواحي افريقا تقريبا"نيمي از بزرگسالان فشار خون بالا دارند.

فشارخون بالايكي از مهمترين عوامل مرگ زودرس در بيماريهاي قلبي عروقي است كه همه ساله در حدود4/9 ميليون مرگ از بيماريهاي قلبي و سكته هاي مغزي ناشی می شود ..بيماريهاي قلبي و سكته هاي مغزي مهمترين دليل مرگ ومير جهاني هستند.فشارخون بالا همچنين خطر نارسايي كليه- كوري و چندين بيماري ديگر را افزايش مي دهد و معمولا"با ساير فاكتورهاي خطر مثل چاقي ،ديابت و كلسترول بالا همراه است كه به نوبه خود سلامتي را بيشتر تهديد مي كند .به دلايل ذكر شده فشارخون بالا در افزايش هزينه هاي مراقبت هاي بهداشتي نقش دارد .

در كشورهاي ثروتمند سياستهاي قوي بهداشت عمومي،برنامه هاي پيشگيرانه ،تشخيص و درمان گسترده و قابل دسترس منجر به كاهش شيوع فشارخون بالا شده است متاسفانه در بسياري از كشورهاي در حال توسعه بار بيماري ناشي از فشار خون بالا در دهه گذشته افزايش يافته است .

هدف ما آگاه كردن مردم از فشار خونشان براي جدي گرفتن اختلال فشار خون بالا و سپس كنترل آن است . براي اين منظور آنان نيازمند حمايت از طريق خدمات بهداشتي كارآمد و مسئولانه هستند.

"فشارخون بالا بايد جدي گرفته شود" اين يك هشدار جدي و قابل اعتماد است و معرف آن است که سلامت در خطر است و كاري بايد انجام شود .فشارخون بالا همچنين يك پيام هشدار خاموش است كه معمولا" طي سالها و دهه ها نشانه اي ندارد حتي اگر مقدار آن بطور خطرناك بالا باشد .

تازماني كه مردم امكان يك تست ساده ،ارزان وسريع فشارخون رانداشته باشند اين پيام حياتي ناديده گرفته مي شود .وقتي نشانه هاي فشارخون بالا ظاهر شود بيماريهاي قلبي عروقي پيشرفته شده اند و خطر بروزمشکلات ناگهاني و حاد مثل حمله قلبي ويا سكته مغزي  افزابش مي يابد .با دريافت زود هنگام پيامهاي هشدار،اقداماتي كه ميتوان انجام داد در اوايل كم هزينه تر و كم خطر تر است ولي وقتي فشار خون بالا غير قابل درمان شود به مداخلاتي نظير باي پس قلبي،جراحي ودياليز...نیاز می باشد كه هزينه هاي زيادتر و خطر بيشتري را بدنبال دارد.

فشارخون بالا قابل پيشگيري و درمان است . دانستن سطح فشارخون اولين گام مهم است. برنامه هاي سلامتي در محيط كار ميتواند نقطه شروع بسيار خوبي براي اندازه گيري فشارخون باشد. توصيه هاي ساده و آشنا در پيشگيري نقش اساسي دارند:كاهش مصرف نمك ، تناسب اندام ، فعاليت روزانه ،دانستن وزن ايده ال،خوردن بيشتر ميوه و سبزي و كاهش مصرف غذاهاي فناوري شده به خصوص فست فود ،پرهیز از نوشيدنيهاي شيرين ،عدم مصرف تنباكو و فاصله گرفتن از دودآن و پرهیز از مصرف الکل

در بسياري از مردم تغيير در شيوه زندگي براي كنترل فشارخون كافي است در حاليكه براي عده اي تجويز دارو نيز لازم است .پر فشاري خون ميتواند با داروهاي بي خطر و ارزان درمان شود و از بروز بيماريهاي قلبي سكته مغزي و نارسايي كليوي جلوگيري كند.

توصيه من به عموم اين است سالم باشيد ، فشارخونتان را بدانيد ، هشيارانه عمل كنيد، به سبك زندگيتان توجه كنيد وتوصيه هاي دارويي و مراقبتهاي بهداشتي را به دقت دنبال كنيد.

سلامتي شما در دست شماست اجازه ندهيد يك قاتل نا مريي و خا موش سالهاي زندگي  شما را بدزد.

 


 

 

نور حق در ظلمت شب رفت در خاك، اى دريغ!
با دلى از خون لبالب رفت در خاك، اى دريغ!
طلعت بيت الشَّرف را، زُهره تابنده بود
آه! كآن تابنده كوكب رفت در خاك، اى دريغ!
آفتاب چرخ عصمت با دلى از غم كباب
با تنى بيتاب و پرتب رفت در خاك اى دريغ!
پيكرى آزرده از آزار افعى سيرتان
چون قمر در برج عقرب رفت در خاك، اى دريغ!
ليلى حُسن قِدَم، با عقل اَقدم همقدم
اوّلين محبوبه رب رفت در خاك، اى دريغ!
حامل انوار و اسرار رسالت آن كه بود
جبرئيلش طفل مكتب، رفت در خاك اى دريغ!


غروى اصفهانى «مفتقر»

 

*************

عجب به عهد رسول خدا وفا کردند
فزون ز حد توان بر علی جفا کردند
به جای لاله و گل بار هیزم آوردند
شراره هدیه به ناموس کبریا کردند
هزار مرتبه خشم خدا بر آن امت
که قصد سوختن خانة خدا کردند
به جای مزد رسالت زدند فاطمه را
نه از خدا نه ز پیغمبرش حیا کردند
غلاف تیغ گواهی دهد که سنگدلان
چگونه فاطمه را از علی جدا کردند
چهار کودک معصوم در دل دشمن
به مادر و پدر از سوز دل دعا کردند
خدا گواست که از بیم آه فاطمه بود
اگر ز بازوی مولا طناب وا کردند
چه اتفاق عظیمی به پشت در رخ داد
چه شد که محسن شش ماهه را فدا کردند
علی ولی خدا را که جان احمد بود
پی رضایت شیطان دون رها کردند
خدا گواست قلم شرم می کند میثم
از اینکه شرح دهد با علی چه ها کردند

حاج غلامرضا سازگار

*********************

ای کوثـر ولایـت زهـرا مــرو ز دستم
من بی‌تو ‌مثل رکن درهم شکسته هستم
سرو خمیدۀ من اول شهیده من
تــو کــه تمـام هـست امیرمومنینی
بگو چه شد که گفتی یا فضۀُ خذینی
سرو خمیدۀ من اول شهیده من
یک دسته بی‌تفاوت در خانه‌ها نشستند
تا با غلاف شمشیر دست تو را شکستند
سرو خمیدۀ من اول شهیده من
وقتی مرا اسیر دست عدو تو دیدی
با پهلوی شکسته دنبال من دویدی
سرو خمیدۀ من اول شهیده من

 




*******************

امـام بی‌یــاور علی خداحافظ
از همه تنهاتر علی خداحافظ
علی حلالم کن گریه به حالم کن
نمانده جز اشکم نمانـده جز آهم
گریه کن ای مولا به عمر کوتاهم
علی حلالم کن گریه به حالم کن
غـریب نخلستــان خدانگهدارت
به لب رسیده جان خدانگهدارت
علی حلالم کن گریه به حالم کن
اگر چه یا مولا به کس نمی‌گویم
تو خـود گواهـی از کبودی رویم
علی حلالم کن گریه به حالم کن

مدینـه بی‌زهرا همه بود قبرت
الهی ای مولا خدا دهد صبرت
علی حلالم کن گریه به حالم کن
کلام حق هدیــه بــه روح پاکم کن
شبانـه غسلـم ده شبانـه خاکم کن
علی حلالم کن گریه به حالم کن
مانده برای مـن مخفی و سربسته
بازوی مجـروح و پهلـوی بشکسته
علی حلالم کن گریه به حالم کن


غلامرضا سازگار

*******************

اى راهيان شهر نور اين جا بقيع ست
اين خاك عنبربوى مشك آسا، بقيع ست
اين جا هزاران داستان ناگفته دارد
اين جا دوصد سرّ نهان بنهفته دارد
سوز جگرها بس در اين خاك بقيع ست
بيرون ز حدّ عقل ادراك بقيع ست
آيينه آيين حق را قبر اين جاست
خاكش عجين با زهر تلخ و صبر اين جاست
اين خاك تا عرش خدا ره توشه دارد
ركن و حطيم و كعبه در هر گوشه دارد
بيمار عشق سرمدى را تربت اين جاست
يك شهر نى، يك دهر حزن و غربت اين جاست
اين جا به «كرّمنا بنى آدم» طرازست
از اين زمين تا عرش رحمان راه، بازست
ايمان و عشق و سرّ حق را جوهر اين جاست
انهار نور و چشمه سار كوثر اين جاست
روح عروج «اِرجعى» پوياست اين جا
خاكش قرين با تربت زهراست اين جا
عطرى ز بوى بقعه زهرا در اين جاست
حزنى ز اندوه شب مولا در اين جاست
داناى اسرار نهانِ اين جهان كو
فرزند زهرا، مهدى صاحب زمان كو
كو آن كه از هر بى نشان دارد نشانه؟
كو آن كه باشد آگه از دفن شبانه؟
كو آن كه ريزد اشك و از سيلى بگويد
با سوز دل از صورت نيلى بگويد
تا از مزار مخفى مادر بگويد
تا از جفاى خصم بدگوهر بگويد
اى دست حق، وى حجّت خلاّق دادار
زنجير و غُل از گردن بيمار بردار


محمّد آزادگان «واصل»

*************

ای بقیع نیمه شبی قهر آمیز
شد بهار گل حیدر پاییز
یارمن سینه پر ازدرد شده
باغ سرسبز علی زرد شده
یار از دیده نهان است نهان
چه کنم با دل و چشم نگران
چه کنم خاک مرا خاک ربود
همه دل خوشیم زهرا بود
دهر بی فاطمه زندان من است
فاطمه روح من وجان من است
غم او کوه غمی ساخت مرا
مر گ او از نفس انداخت مرا
جز غم وغصه من هیچ ندید
سالها فاطمه ام رنج کشید
یاد آن پنجه ودستاس بخیر
یاد آن گرمی و احساس بخیر
یاد آن روز که در پای تنور
مهربان همسر من داشت حضور
راز بالندگیم زهرا بود
نمک زندگی ام زهرا بود
ای بقیع خانه و خلوتگه راز
هیجده ساله گلم را بنواز
صورت فاطمه و بستر خاک
خاکها باد به فرق افلاک
من که با غصه قرین خواهم شد
بعد او خانه نشین خواهم شد
شعر (خوشزاد)تسلای دل است
گرچه از فاطمه رویش خجل است

 

 

 

 



ا

 


 

یاخته‌های بنیادی یا بُن‌یاخته‌ یاخته‌های اولیه‌ای هستند که توانایی تبدیل و تمایز به انواع مختلف یاخته‌های دیگر را دارند و از آنها می‌توان در تولید یاخته‌ها و نهایتاً بافت‌های مختلف دیگر استفاده کرد.

منابع اصلی یاخته‌های بنیادی شامل: مغز استخوان، بند ناف و جفت می‌باشد. امروزه استفاده از این یاخته‌ها جهت ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده در حال گسترش است.

جالب اینکه یاخته‌های بنیادی پرتوان (چند پتانسیلی) هستند یعنی قابلیت تبدیل به بافت‌های مختلف را دارند اعم از بافت عصبی، بافت ماهیچه‌ای، بافت پوششی و غیره. که این توانایی محور اصلی توجه به یاخته‌های بنیادی است.

مزیت اصلی بن‌یاخته‌های بند ناف این است که بسیار اولیه بوده و توان تمایز بالایی دارند. همچنین یاخته‌های بنیادی گرفته شده از مغز استخوان (BMSCs) توان تمایز بالایی دارند.

 

 

ویژگی‌های یاخته‌های بنیادی

  • توان نوسازی: یاخته‌های بنیادی، یاخته‌های نامتمایی هستند که توانایی تکثیر نامحدود خود را دارند و در حالت نامتمایز باقی بمانند.
  • پرتوانی: یاخته‌های بنیادی قادر به ایجاد هر نوع یاخته‌ای در بدن هستند. آنها می‌توانند تحت تأثیر عامل‌های رشد مختلف در محیط کشت به یاخته‌هایی با عملکردهای اختصاصی مانند یاخته‌های ماهیچه‌ای قلب یا یاخته‌های تولیدکننده انسولین در پانکراس و... تبدیل شوند.

انواع یاخته‌های بنیادی

  • یاخته‌های بنیادی جنینی: این یاخته‌ها از جنین‌های چهار یا پنج روزه که از تخم‌های آزمایشگاهی بارور می‌شوند به دست می‌آیند و در محیط آزمایشگاهی در محیط کشت‌های اختصاصی رشد داده می‌شوند.
  • یاخته‌های بنیادی بالغین: یاخته‌های بنیادی بالغین، یاخته‌های نامتمایزی هستند که در بین یاخته‌های تمایز یافته بافت‌ها و اندام‌های بدن یافت می‌شوند و توانایی نوسازی و تمایز به انواع یاخته‌های اختصاصی اصلی بافت یا اندام را دارند. نقش‌های اولیه این یاخته‌ها در یک جاندار شامل حمایت کردن و تعمیر بافت‌هایی است که از آنها به دست می‌آیند.
  • یاخته‌های بنیادی خون بند ناف: خون بند ناف خونی است که پس از تولد در بند ناف و جفت باقی می ماند و همراه آن به دور انداخته می شود. این خون علاوه بر یاخته‌های خونی منبعی غنی از یاخته‌های بنیادی خون‌ساز است. یاخته‌های بنیادی خون‌ساز می‌توانند با جایگزین شدن در مغز استخوان فرد بیمار، تامین‌کنندهٔ یاخته‌های خونی جدید باشند. ویژگی مهم یاخته‌های خونی بند ناف عدم تکامل یاخته‌های خونی از جمله لنفوسیت‌های آن است که در نتیجه احتمال رد پیوندهای انجام‌شده با این یاخته‌ها در مقایسه با پیوندهای مغز استخوان بسیار کمتر خواهد بود. مطالعات آزمایشگاهی نشان داده‌اند که یاخته‌های بنیادی خون‌ساز توانایی تمایز به سایر یاخته‌ها را نیز دارند که می توانند افق جدیدی را برای درمان بیماری‌ها در آینده‌ای نه چندان دور ترسیم کنند.

کشت یاخته‌های بنیادی

جنین ۳ تا ۵ روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده‌ای متشکل از ۱۰۰ یاخته و یا بیشتر است. یاخته‌های بنیادی، یاخته‌های درونی بلاستوسیست هستند که در نهایت به هر یاخته، بافت و اندام درون بدن تبدیل می‌شوند.

رشد یاخته‌های بنیادی در محیط آزمایشگاه را اصطلاحا کشت یاخته‌ای می‌نامند. در واقع جدا کردن یاخته‌های بنیادی جنینی از طریق انتقال سطح داخلی بلاستوسیست به یک ظرف کشت آزمایشگاهی پلاستیکی که شامل یک بستر تغذیه‌ای به نام محیط کشت می‌باشد انجام می‌گیرد. تقسیم و ازدیاد یاخته‌ها بر روی سطح این ظرف انجام می‌گیرد. سطح داخلی این ظرف معمولاً به وسیله یاخته‌های پوست جنین موش پوشیده شده‌است. این یاخته‌ها قادر به تقسیم شدن نیستند. به این لایه پوشانندهٔ یاخته‌ای در اصطلاح لایه تغذیه‌ای (به انگلیسی: feeder layer) گفته می‌شود. دلیل استفاده از این یاخته‌ها فراهم آوردن یک سطح طبیعی به منظور چسپیدن یاخته‌های بنیادی به آن و عدم جداشدنشان است. در ضمن یاخته‌های این لایه مواد مغذی را به داخل محیط کشت رها می‌کنند.

پس از چند روز یاخته‌های کشت داده شده شروع به رشد و تقسیم شدن در این محیط می‌کنند. هنگامی که این عمل انجام گرفت یاخته‌های کشت‌داده‌شده که زیاد شده‌اند را از این محیط برداشته و به محیطهای تازهٔ کشت منتقل می‌کنند. روند کشت مجدد یاخته‌ها بارها و بارها به مدت چند ماه تکرار می‌شود. بعد از ۶ ماه یا بیشتر ۳۰ یاختهٔ اولیه تبدیل به هزاران میلیون یاختهٔ بنیادی جنینی می‌شوند. یاخته‌هایی را که در این دوره ۶ ماه و در این محیط کشت مخصوص تقسیم شده و در عین حال تماییز نیابند را پرتوان (pluripoten) می‌نامند.

 

کاربردهای یاخته‌های بنیادی

  • بیماران قلبی:

توصیه می‌شود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی به‌ سر می‌برند، در کنار تجویز داروهای سرکوب‌کننده دستگاه ایمنی، از روش پیوند یاخته‌های بندناف به‌ عنوان یک روش کمکی استفاده کرد.

  • بیماران کبدی:

در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخش‌های دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی هم‌زمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع می‌کنند تا بافت آن را بازسازی کنند. شبیه‌سازی انسان مساله دیگر نیز مورد اختلاف شبیه‌سازی انسان است.

  • درمان ریزش مو
  • درمان قرنیه

ویژگیهای یاخته‌های بنیادی

  • ۱.یاخته‌های تخصص‌نیافته می‌باشند که به مدت طولانی از طریق تقسیم یاخته‌ای خود را نوسازی می کنند .

بر خلاف یاخته‌های عصبی که معمولاً خودشان را بازسازی نمی‌کنند این یاخته‌ها ممکن است چندین بار خود را بازسازی کنند، که این پدیده تکثیر کردن نامیده می شود .

  • ۲.تحت شرایط فیزیولوژیکی یا آزمایشی، می‌توان آنها را تحریک کرد تا به یاخته‌هایی با عمل کردهایی ویژه نظیر یاخته‌های تپنده ماهیچهٔ قلب و یا به یاخته‌های انسولین‌ساز لوزالمعده تبدیل شوند .

 

 


یاخته‌های بنیادی یا بُن‌یاخته‌ یاخته‌های اولیه‌ای هستند که توانایی تبدیل و تمایز به انواع مختلف یاخته‌های دیگر را دارند و از آنها می‌توان در تولید یاخته‌ها و نهایتاً بافت‌های مختلف دیگر استفاده کرد.

منابع اصلی یاخته‌های بنیادی شامل: مغز استخوان، بند ناف و جفت می‌باشد. امروزه استفاده از این یاخته‌ها جهت ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده در حال گسترش است.

جالب اینکه یاخته‌های بنیادی پرتوان (چند پتانسیلی) هستند یعنی قابلیت تبدیل به بافت‌های مختلف را دارند اعم از بافت عصبی، بافت ماهیچه‌ای، بافت پوششی و غیره. که این توانایی محور اصلی توجه به یاخته‌های بنیادی است.

مزیت اصلی بن‌یاخته‌های بند ناف این است که بسیار اولیه بوده و توان تمایز بالایی دارند. همچنین یاخته‌های بنیادی گرفته شده از مغز استخوان (BMSCs) توان تمایز بالایی دارند.

ویژگی‌های یاخته‌های بنیادی

  • توان نوسازی: یاخته‌های بنیادی، یاخته‌های نامتمایی هستند که توانایی تکثیر نامحدود خود را دارند و در حالت نامتمایز باقی بمانند.
  • پرتوانی: یاخته‌های بنیادی قادر به ایجاد هر نوع یاخته‌ای در بدن هستند. آنها می‌توانند تحت تأثیر عامل‌های رشد مختلف در محیط کشت به یاخته‌هایی با عملکردهای اختصاصی مانند یاخته‌های ماهیچه‌ای قلب یا یاخته‌های تولیدکننده انسولین در پانکراس و... تبدیل شوند.

انواع یاخته‌های بنیادی

  • یاخته‌های بنیادی جنینی: این یاخته‌ها از جنین‌های چهار یا پنج روزه که از تخم‌های آزمایشگاهی بارور می‌شوند به دست می‌آیند و در محیط آزمایشگاهی در محیط کشت‌های اختصاصی رشد داده می‌شوند.
  • یاخته‌های بنیادی بالغین: یاخته‌های بنیادی بالغین، یاخته‌های نامتمایزی هستند که در بین یاخته‌های تمایز یافته بافت‌ها و اندام‌های بدن یافت می‌شوند و توانایی نوسازی و تمایز به انواع یاخته‌های اختصاصی اصلی بافت یا اندام را دارند. نقش‌های اولیه این یاخته‌ها در یک جاندار شامل حمایت کردن و تعمیر بافت‌هایی است که از آنها به دست می‌آیند.
  • یاخته‌های بنیادی خون بند ناف: خون بند ناف خونی است که پس از تولد در بند ناف و جفت باقی می ماند و همراه آن به دور انداخته می شود. این خون علاوه بر یاخته‌های خونی منبعی غنی از یاخته‌های بنیادی خون‌ساز است. یاخته‌های بنیادی خون‌ساز می‌توانند با جایگزین شدن در مغز استخوان فرد بیمار، تامین‌کنندهٔ یاخته‌های خونی جدید باشند. ویژگی مهم یاخته‌های خونی بند ناف عدم تکامل یاخته‌های خونی از جمله لنفوسیت‌های آن است که در نتیجه احتمال رد پیوندهای انجام‌شده با این یاخته‌ها در مقایسه با پیوندهای مغز استخوان بسیار کمتر خواهد بود. مطالعات آزمایشگاهی نشان داده‌اند که یاخته‌های بنیادی خون‌ساز توانایی تمایز به سایر یاخته‌ها را نیز دارند که می توانند افق جدیدی را برای درمان بیماری‌ها در آینده‌ای نه چندان دور ترسیم کنند.

کشت یاخته‌های بنیادی

جنین ۳ تا ۵ روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده‌ای متشکل از ۱۰۰ یاخته و یا بیشتر است. یاخته‌های بنیادی، یاخته‌های درونی بلاستوسیست هستند که در نهایت به هر یاخته، بافت و اندام درون بدن تبدیل می‌شوند.

رشد یاخته‌های بنیادی در محیط آزمایشگاه را اصطلاحا کشت یاخته‌ای می‌نامند. در واقع جدا کردن یاخته‌های بنیادی جنینی از طریق انتقال سطح داخلی بلاستوسیست به یک ظرف کشت آزمایشگاهی پلاستیکی که شامل یک بستر تغذیه‌ای به نام محیط کشت می‌باشد انجام می‌گیرد. تقسیم و ازدیاد یاخته‌ها بر روی سطح این ظرف انجام می‌گیرد. سطح داخلی این ظرف معمولاً به وسیله یاخته‌های پوست جنین موش پوشیده شده‌است. این یاخته‌ها قادر به تقسیم شدن نیستند. به این لایه پوشانندهٔ یاخته‌ای در اصطلاح لایه تغذیه‌ای (به انگلیسی: feeder layer) گفته می‌شود. دلیل استفاده از این یاخته‌ها فراهم آوردن یک سطح طبیعی به منظور چسپیدن یاخته‌های بنیادی به آن و عدم جداشدنشان است. در ضمن یاخته‌های این لایه مواد مغذی را به داخل محیط کشت رها می‌کنند.

پس از چند روز یاخته‌های کشت داده شده شروع به رشد و تقسیم شدن در این محیط می‌کنند. هنگامی که این عمل انجام گرفت یاخته‌های کشت‌داده‌شده که زیاد شده‌اند را از این محیط برداشته و به محیطهای تازهٔ کشت منتقل می‌کنند. روند کشت مجدد یاخته‌ها بارها و بارها به مدت چند ماه تکرار می‌شود. بعد از ۶ ماه یا بیشتر ۳۰ یاختهٔ اولیه تبدیل به هزاران میلیون یاختهٔ بنیادی جنینی می‌شوند. یاخته‌هایی را که در این دوره ۶ ماه و در این محیط کشت مخصوص تقسیم شده و در عین حال تماییز نیابند را پرتوان (pluripoten) می‌نامند.

کاربردهای یاخته‌های بنیادی

  • بیماران قلبی:

توصیه می‌شود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی به‌ سر می‌برند، در کنار تجویز داروهای سرکوب‌کننده دستگاه ایمنی، از روش پیوند یاخته‌های بندناف به‌ عنوان یک روش کمکی استفاده کرد.

  • بیماران کبدی:

در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخش‌های دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی هم‌زمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع می‌کنند تا بافت آن را بازسازی کنند. شبیه‌سازی انسان مساله دیگر نیز مورد اختلاف شبیه‌سازی انسان است.

  • درمان ریزش مو
  • درمان قرنیه


Stem Cells (سلولهای بنیادی )

یاخته‌های بنیادی (سلولهای بنیادی ) یا بُن‌یاخته‌ یاخته‌های اولیه‌ای هستند که توانایی تبدیل و تمایز به انواع مختلف یاخته‌های دیگر را دارند و از آنها می‌توان در تولید یاخته‌ها و نهایتاً بافت‌های مختلف دیگر استفاده کرد.در و اقع پس از لقاح سلول تخمک و اسپرم اولین سلول بنیادی  متولد می شود.Stem cell

 

 یاخته‌های بنیادی پس از تولد در  مغز استخوان، بند ناف و جفت به تعداد محدودی وجود خواهند داشت . امروزه استفاده از این یاخته‌ها جهت ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده استفاده می شود و سلولهای بنیادی هر فرد در بانک سلولهای بنیادی برای مواقع مورد نیاز نگهداری می شوند.

جالب اینکه یاخته‌های بنیادی پرتوان (چند پتانسیلی) هستند یعنی قابلیت تبدیل به بافت‌های مختلف را دارند اعم از بافت عصبی، بافت ماهیچه‌ای، بافت پوششی و غیره. که این توانایی محور اصلی توجه به یاخته‌های بنیادی است.

مزیت اصلی بن‌یاخته‌های بند ناف این است که بسیار اولیه بوده و توان تمایز بالایی دارند. همچنین یاخته‌های بنیادی گرفته شده از مغز استخوان (BMSCs) توان تمایز بالایی دارند.

  • توان نوسازی: یاخته‌های بنیادی، یاخته‌های نامتمایی هستند که توانایی تکثیر نامحدود خود را دارند و در حالت نامتمایز باقی بمانند.
  • پرتوانی: یاخته‌های بنیادی قادر به ایجاد هر نوع یاخته‌ای در بدن هستند. آنها می‌توانند تحت تأثیر عامل‌های رشد مختلف در محیط کشت به یاخته‌هایی با عملکردهای اختصاصی مانند یاخته‌های ماهیچه‌ای قلب یا یاخته‌های تولیدکننده انسولین در پانکراس و... تبدیل شوند.

انواع یاخته‌های بنیادی

  • یاخته‌های بنیادی جنینی: این یاخته‌ها از جنین‌های چهار یا پنج روزه که از تخم‌های آزمایشگاهی بارور می‌شوند به دست می‌آیند و در محیط آزمایشگاهی در محیط کشت‌های اختصاصی رشد داده می‌شوند.
  • یاخته‌های بنیادی بالغین: یاخته‌های بنیادی بالغین، یاخته‌های نامتمایزی هستند که در بین یاخته‌های تمایز یافته بافت‌ها و اندام‌های بدن یافت می‌شوند و توانایی نوسازی و تمایز به انواع یاخته‌های اختصاصی اصلی بافت یا اندام را دارند. نقش‌های اولیه این یاخته‌ها در یک جاندار شامل حمایت کردن و تعمیر بافت‌هایی است که از آنها به دست می‌آیند.
  • یاخته‌های بنیادی خون بند ناف: خون بند ناف خونی است که پس از تولد در بند ناف و جفت باقی می ماند و همراه آن به دور انداخته می شود. این خون علاوه بر یاخته‌های خونی منبعی غنی از یاخته‌های بنیادی خون‌ساز است. یاخته‌های بنیادی خون‌ساز می‌توانند با جایگزین شدن در مغز استخوان فرد بیمار، تامین‌کنندهٔ یاخته‌های خونی جدید باشند. ویژگی مهم یاخته‌های خونی بند ناف عدم تکامل یاخته‌های خونی از جمله لنفوسیت‌های آن است که در نتیجه احتمال رد پیوندهای انجام‌شده با این یاخته‌ها در مقایسه با پیوندهای مغز استخوان بسیار کمتر خواهد بود. مطالعات آزمایشگاهی نشان داده‌اند که یاخته‌های بنیادی خون‌ساز توانایی تمایز به سایر یاخته‌ها را نیز دارند که می توانند افق جدیدی را برای درمان بیماری‌ها در آینده‌ای نه چندان دور ترسیم کنند.

در مان بیماریهای صعب الاعلاج توسط سلولهای بنیادی : 

امروزه بسیاری از بیماریهای مهم مانند دیابت - آلزایمر - پارکینسون - سکته های قلبی - قطع نخاع - و ام اس با تکنولوژی سلولهای بنیادی درحال درمان است و تحقیقات بسیاری در حال انجام است.

 

 

 

 

کشت یاخته‌های بنیادی

جنین ۳ تا ۵ روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده‌ای متشکل از ۱۰۰ یاخته و یا بیشتر است. یاخته‌های بنیادی، یاخته‌های درونی بلاستوسیست هستند که در نهایت به هر یاخته، بافت و اندام درون بدن تبدیل می‌شوند.

رشد یاخته‌های بنیادی در محیط آزمایشگاه را اصطلاحا کشت یاخته‌ای می‌نامند. در واقع جدا کردن یاخته‌های بنیادی جنینی از طریق انتقال سطح داخلی بلاستوسیست به یک ظرف کشت آزمایشگاهی پلاستیکی که شامل یک بستر تغذیه‌ای به نام محیط کشت می‌باشد انجام می‌گیرد. تقسیم و ازدیاد یاخته‌ها بر روی سطح این ظرف انجام می‌گیرد. سطح داخلی این ظرف معمولاً به وسیله یاخته‌های پوست جنین موش پوشیده شده‌است. این یاخته‌ها قادر به تقسیم شدن نیستند. به این لایه پوشانندهٔ یاخته‌ای در اصطلاح لایه تغذیه‌ای (به انگلیسی: feeder layer) گفته می‌شود. دلیل استفاده از این یاخته‌ها فراهم آوردن یک سطح طبیعی به منظور چسپیدن یاخته‌های بنیادی به آن و عدم جداشدنشان است. در ضمن یاخته‌های این لایه مواد مغذی را به داخل محیط کشت رها می‌کنند.

پس از چند روز یاخته‌های کشت داده شده شروع به رشد و تقسیم شدن در این محیط می‌کنند. هنگامی که این عمل انجام گرفت یاخته‌های کشت‌داده‌شده که زیاد شده‌اند را از این محیط برداشته و به محیطهای تازهٔ کشت منتقل می‌کنند. روند کشت مجدد یاخته‌ها بارها و بارها به مدت چند ماه تکرار می‌شود. بعد از ۶ ماه یا بیشتر ۳۰ یاختهٔ اولیه تبدیل به هزاران میلیون یاختهٔ بنیادی جنینی می‌شوند. یاخته‌هایی را که در این دوره ۶ ماه و در این محیط کشت مخصوص تقسیم شده و در عین حال تماییز نیابند را پرتوان (pluripoten) می‌نامند.

کاربردهای یاخته‌های بنیادی

  • بیماران قلبی:

توصیه می‌شود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی به‌ سر می‌برند، در کنار تجویز داروهای سرکوب‌کننده دستگاه ایمنی، از روش پیوند یاخته‌های بندناف به‌ عنوان یک روش کمکی استفاده کرد.

  • بیماران کبدی:

در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخش‌های دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی هم‌زمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع می‌کنند تا بافت آن را بازسازی کنند. شبیه‌سازی انسان مساله دیگر نیز مورد اختلاف شبیه‌سازی انسان است.

  • درمان ریزش مو
  • درمان قرنیه
  •  

 

 


 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران