داروسازان
مطالعات جدید پزشکی
چهارشنبه 08 آبان 1392 :: 10:08 ::  نويسنده : aminataie

کبد چرب (به انگلیسی: fatty liver)‏ با تجمع چربی در سلول‌های کبدی و التهاب کبد مشخص می‌شود.

این حالت ممکن است در افرادی که الکل مصرف می‌کنند ایجاد شود ولی در ایران این بیماری علل دیگر دارد و «کبد چرب غیر الکلی» نامیده می‌شود. فرم غیر الکلی این بیماری درتعدادی از اختلالات بالینی مانند : دیابت، چاقی، سوء تغذیه رخ می‌دهد

 

 

اغلب بیماران ۴۰تا۶۰ سال سن داشته و بیماری در زنان شایع‌تر است. کبد چرب در کودکان با سن بالاتر از ۱۰سال نیز می‌تواند ایجاد شود . این اختلال کبدی مزمن بوده و برای سالها پایدار خواهد ماند .

علت اصلی بروز کبد چرب ناشناخته‌است ولی تعدادی از اختلالات بالینی معین به عنوان علل زمینه‌ای شناخته شده‌اند. هفتاد درصد بیماران مبتلا به کبد چرب چاق هستند. دیابت و بالا بودن چربی‌های خون نیز از علل زمینه‌ای آن است. عوامل مختلفی که با عث تغییر متا بولیسم در بدن می‌شوند شامل کاهش ناگهانی وزن، سوء تغذیه، تغذیه وریدی، گرسنگی طولانی مدت نیز ممکن است باعث کبد چرب شوند.[نیازمند منبع]

انجام بعضی از جراحی‌های شکم شامل برداشتن کیسه صفرا، برداشتن قسمتی از روده یا معده، جراحی روی لوزالمعده و مصرف بعضی از داروهای خاص شامل قرص‌های ضدبارداری، هورمون استروژن، کورتون (استروئیدها، آمیودارون، تاموکسی فن، والپروات سدیم نیز از علل زمینه ساز کبد چرب هستند . در کودکان اختلالات مادر زادی شامل سوء جذب چربی‌ها، سیستیک فیبروزیس وبیماری ویلسون با کبد چرب همراه هستند.

به طور کلی میتوان عوامل ایجاد این بیماری را بشرح زیر عنوان کرد: رژیم غذایی نادرست ، استرس درونی و نهفته، مصرف دارو بیش از حد معمول – مصرف لووستاتین ها، غذاهای فست فودی ( سوسیس، کالباس، سس، پیتزا و...)

اکثر مبتلایان دارای علامت نیستند گاهی فرد از درد شکم در ناحیه کبد احساس درد و پری می‌نماید وبه ندرت احساس ناراحتی در قسمت فوقانی و راست شکم و خستگی وجود دارد. گاهی به دنبال بررسی‌های اتفاقی آزمایشگاهی (مانند بررسیهای استخدامی ) کشف می‌شود . در بررسی‌های معمولی، آنزیم‌های کبدی افزایش یافته‌اند و در صورت شک به این اختلال اقدامهای بعدی برای کشف علت زمینه‌ای و بررسی سایر علل بیماری کبدی ضروری است . آزمایشهای لازم برای قند و چربی‌های خون و همچنین برای ویروسهای هپاتیتی ضروری است . با مطالعات تصویربرداری مانند سونو گرافی، تجمع چربی در کبد نشان داده می‌شود. گاهی برای اثبات تشخیص نمونه برداری از کبد و مطالعه میکروسکوپی بر روی آن لازم است ولی گاهی نمونه برداری انجام نشده و بیمار به مدت ۶ماه تا یکسال از نزدیک زیر نظر گرفته می‌شود تا طبیعی شدن آنزیم‌های کبدی به دنبال درمان اختلالات زمینه ساز اثبات گردد

درمان

برای درمان و بهبود کبد چرب باید اختلالات زمینه ساز درمان شوند.در حال حاضر درمان بر روی مهار مشکلات طبی واختلالاتی که زمینه ساز کبد چرب هستند متمرکز است. داروهای جدید مختلفی مانند متفورمین برای درمان کبد چرب عرضه شده‌اند که تاثیر قطعی آنها ثابت نشده‌است.

ورزش روزانه و مصرف مرتب میوه و سبزیجات اثرات مفیدی بر روی این بیماری دارند. کاهش تدریجی وزن در افراد چاق لازم بوده و مفید است، ولی کاهش ناگهانی وزن، این اختلال را تشدید می‌کند. در کبد چرب مقاومت به انسولین شایع بوده وداروهایی که مقاومت به انسولین را درمان می‌کنند مانند :متفورمین موجب بهبود آنزیم‌های کبدی می‌شوند .ویتامین E با دوز ۴۰۰میلی گرم در روز باعث کاهش آسیب به سلولهای کبدی و بهبود آنزیم‌های کبدی می‌شود ولی چون با خطر افزایش بیماریهای قلبی همراه است مصرف دراز مدت آن توصیه نمی‌شود .در کودکان علل زمینه‌ای شامل دیابت، سوء جذب چربی، چاقی، ماراسموس، کواشیورکور، بیماری ویلسون، سیستیک فیبروزیس، باید مهار ودرمان شود.

طب سنتی

درمان طب سنتی برای کبد چرب عبارت است از:

  1. سرکه انگبین روزی یک لیوان
  2. حجامت عام دو تا سه نوبت در ایام پر فشار (فواصل بین حجامت 25 روز یکبار)
  3. سالادی مخلوط از: کلم، هویج، ترب، روغن زیتون تصفیه نشده، آبغوره، سرکه سیب، عرق کاسنی و عرق بید
  4. میوه سیب با پوست - صبح ناشتا و شب

عوارض و عواقب

در اکثر بیماران مبتلا به کبد چرب مشکل جدی برای کبد ایجاد نمی‌شود. کبد چرب از نظر بالینی یک اختلال پایدار و ساکت شناخته شده و در بیشتر موارد سبب اختلال شدیدی در کبد نمی‌شود و با درمان بهبود می‌یابد. ولی در تعداد اندکی از بیماران با گذشت زمان با فت جوشگاهی و فیبروز در کبد ایجاد شده و در نهایت سیروز و نارسایی کبد ایجاد می‌شود. چون پیش بینی مسیر بیماری در یک فرد و اینکه در کدام بیمار پیشرفت خواهد کرد مشکل است، درمان و کنترل آن برای همه مبتلایان الزامی است.

 

 

 

شنبه 27 مهر 1392 :: 15:11 ::  نويسنده : aminataie

 

چرا شیعه به امامت و امامان به خصوصی اعتقاد دارد؟

امامت در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و آخرین مرحله سیر تکاملی انسان است.

این مقام گاهی با مقام نبوت و رسالت، جمع شده است؛ مثل امامت حضرت ابراهیم (ع) و پیامبر گرامی اسلام (ص) و گاهی جدای از مقام نبوت و رسالت بوده است؛ مثل امامت ائمه معصومین (ع).

در باره ضرورت وجود امام در جامعه باید گفت: همان طوری که وجود و بعثت انبیا برای رشد و تکامل بشر لازم و ضروری است، وجود امام نیز برای حفظ دین و ادامه برنامه پیامبر ضرورت دارد.

امامت عهد و مقامی است که تنها از جانب خداوند به امام داده خواهد شد و تنها او است که امام را نصب و تعیین می نماید.

شیعه برای اثبات امامت امامان معصوم هم به دلیل قطعی عقلی تمسک جسته است و هم به نص صریح.

آیه "و لکل قوم هاد" و آیه "کونوا مع الصادقین" و آیه "اولوا الامر" و حدیث ثقلین و سفینه و اثنی عشر خلیفه، از جمله آیات و روایاتی است که شیعه بدانها تمسک می جوید.

در این نصوص هم بیان شده است که چرا ما باید به امامان باور داشته باشیم و هم امامانی که باید به آنها باور داشته باشیم و از آنها پیروی کنیم، چه کسانی هستند.

اهمیت امامت

 امامت در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و قرآن مجید آن را آخرین مرحله سیر تکاملی انسان می داند که تنها پیامبران اولوالعزم بدان رسیده اند و در باره حضرت ابراهیم (ع) می فرماید: به یاد آور هنگامی که پروردگار ابراهیم او را با وسایل گوناگونی آزمود و او آزمایش خود را کامل کرد (و از عهده آنها برآمد) خدا به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم، ابراهیم گفت: از دودمان من (نیز امامانی قرار ده)، خداوند فرمود: پیمان و عهد من (امامت) هرگز به ستمکاران نمی رسد" [1] ، ( و تنها آن گروه از فرزندان تو که پاک و معصوم اند شایسته این مقامند).

 

از این آیه استفاده می شود که این مقام بسی والا است که حضرت ابراهیم بعد از دارا بودن مقام نبوت و رسالت در آخر عمر و پس از پشت سر گذاشتن آزمایش های سخت بدان نائل و مفتخر شد.

 

مقام امامت در برخی از موارد با مقام نبوت جمع می شود و پیامبر اولوالعزمی همچون حضرت ابراهیم خلیل (ع) به مقام امامت نیز می رسد و از آن روشن تر جمع شدن مقام رسالت و نبوت و امامت در شخص پیامبر اکرم (ص) است.

 

نیز ممکن است در مواردی این مقام (امامت) از رسالت و نبوت جدا شود؛ مانند ائمه (ع) که تنها وظیفه امامت را بر عهده داشتند، بدون آن که وحی بر آنان نازل شود.

 

ضرورت وجود امام

ضرورت وجود امام، همان ضرورت وجود و بعثت پیامبران است.

علامه حلی (ره) در توضیح کلام خواجه نصیرالدین طوسی به بعضی از این ضرورت ها اشاره کرده و می فرماید:

 

1. وجود پیامبر ضروری است تا شناخت عقلی بشر، به واسطه بیان نقلی تقویت شود؛ زیرا اگر چه انسان با نیروی عقل بسیاری از حقایق از اصول و فروع دین را درک می کند، ولی گاهی در اعماق وجودش وسوسه ها و تزلزل هایی وجود دارد که مانع از اعتماد بر آن و انجام آنها می گردد، اما هنگامی که این احکام عقلی با بیان پیشوای الاهی تقویت گردد، هر گونه تزلزل و شک و دودلی زدوده خواهد شد و انسان با قوت قلب به سوی یافته های عقلی خود خواهد رفت.

 

2. بسیاری از امور است که عقل، حسن و قبح آن را درک نمی کند و باید دست به دامان پیشوایان الاهی گردد تا بتواند خوبی و بدی آنها را دریابد.

 

3. بسیاری از اشیای مفید و برخی دیگر زیان بارند و انسان تنها با فکر خود قادر به درک سود و زیان همه آنها نیست. این جا است که احساس نیاز می کند تا سود و زیان اشیا را برای او بیان نمایند و این کار تنها از عهده پیشوایان الاهی مرتبط با منبع وحی بر می آید.

 

4. انسان یک موجود اجتماعی است و اجتماع بدون داشتن قوانینی که حقوق همه افراد را حفظ کند و آنها را در مسیر صحیح پیش ببرد؛ سامان نخواهد یافت و به کمال مطلوب نخواهد رسید، تشخیص این قوانین به طور صحیح و اجرای آنها جز به وسیله رهبران آگاه و پاک و معصوم الاهی صورت نخواهد گرفت.

 

5. انسان ها در درک کمالات و تحصیل علوم و معارف و کسب فضائل متفاوت اند، بعضی از آنها توانایی حرکت در این مسیر را دارند و برخی عاجز و ناتوانند. رهبران الاهی گروه اول را تقویت و گروه دوم را مدد می دهند تا هر دو گروه به کمال ممکن برسند.

 

6. با توجه به تفاوت مراتب اخلاق در انسان ها، تنها راه برای پرورش این فضایل، رهبران پاک و معصوم الاهی هستند.

 

7. پیشوایان الاهی از ثواب و عقاب و پاداش و کیفر الاهی در برابر طاعت و گناه آگاهی کامل دارند و هنگامی که دیگران را از این امور آگاه کنند، انگیزه نیرومندی برای انجام وظیفه در آنان پیدا می شود. [2]

 

با توجه به این که امامت چیزی جز استمرار خط نبوت نیست، غالب این فلسفه ها در مورد امامان معصوم نیز ثابت است. به بیان دیگر خداوندی که نوع بشر را برای پیمودن راه کمال و سعادت آفریده است همان گونه که باید برای هدایت او پیامبرانی را که متکی بر نیروی وحی و دارای مقام عصمت باشند مبعوث کند، لازم است برای تداوم این راه، بعد از رحلت پیامبران، جانشینان معصومی قرار دهد تا جامعه انسانی را در رسیدن به سر منزل مقصود کمک کند و به یقین بدون آن، این هدف ناتمام خواهد ماند؛ زیرا اولاً: عقول انسانی به تنهایی برای تشخیص تمام عوامل و اسباب پیشرفت و کمال، قطعاً کافی نیست و گاهی حتی یک دهم آن را نیز تشخیص نمی دهند.

 

ثانیاً: آئین انبیا بعد از رحلت آنان، ممکن است دستخوش انواع تحریفات قرار گیرد. برای جلوگیری از تحریف لازم است پاسدارانی معصوم و الاهی باشند تا از آن پاسداری کنند. درست است که خداوند در باره قرآن مجید فرمود: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون [3] » یعنی: «ما قرآن را فرستادیم و خود حافظ و نگهبان آن هستیم.» و لکن این حفظ دین باید از طریق علل و اسباب آن باشد که این اسباب همانا امامان معصوم (ع) هستند.

 

این همان چیزی است که در بیان نورانی حضرت امام صادق (ع) آمده است که فرمود: «در میان ما اهلبیت در هر نسلی افراد عادلی هستند که تحریف غلو کنندگان را از اسلام نفی می کنند، و دست بدعت گذاران و دین سازان و اهل باطل را کوتاه می کنند و تاویل های نادرست جاهلان را کنار می گذارند». [4]

 

نیز امام علی(ع) فرمود: «هرگز روی زمین خالی نمی شود از کسی به حجت الاهی قیام کند، خواه ظاهر و آشکار باشد و یا ترسان و پنهان تا دلایل الهی و نشانه های او باطل نگردد". [5]

 

ثالثاً: تشکیل حکومت الاهی و برقراری عدل و قسط و رسانیدن انسان به اهدافی که برای آن آفریده شده است، جز از طریق معصومین ممکن نیست؛ زیرا حکومت های انسانی بنا بر شهادت تاریخ همیشه در مسیر منافع مادی افراد یا گروه های خاصی سیر کرده و تمام تلاش های آنها در همین راستا بوده است. همان گونه که بارها  آزموده ایم عناوینی مثل دموکراسی و حکومت مردم یا حقوق بشر و مانند آن پوششی است برای رسیدن به اهداف شیطانی قدرت ها و آنها با استفاده از همین ابزار مقاصدشان را به شکل مرموزی بر مردم تحمیل کرده اند.

 

امام علی (ع) در جمله ای کوتاه روح امامت را این گونه توصیف می کند: «موقعیت امامی که عهده دار امور مسلمین است، همانند موقعیت ریسمانی است که مهره ها را به نظم می کشد و آنها را جمع کرده و در کنار یکدیگر قرار می دهد، اگر ریسمان از هم بگسلد مهره ها پراکنده می شود و هر کدام به جایی خواهد افتاد که هرگر نمی توان آنها را جمع کرد و به آنها نظام بخشید» [6] .

 

رابعاً: ادامه و استمرار دستورات دین در جوامع نیاز به وجود امامان خبیر و آگاه به تمام جزئیات و دقایق دین دارد، تا در هیچ لحظه ای کوچک ترین نقطه ابهامی برای کسی باقی نماند.

 

از آنچه گفتیم به خوبی ضرورت و فلسفه وجود امامان معصوم معلوم می گردد.

 

اینها دلایلی است که ضرورت اعتقاد ما را به امامت و امامان توجیه می کند و نتیجه آن این شد که اگر ما به خاتمیت اسلام معتقد باشیم باید به امامت اعتقاد داشته باشیم .

 

بعضی گفته اند که ضرورتی برای نصب امام وجود ندارد و امر رهبری مسلمانان بعد از رحلت پیامبر(ص) به انتخاب مردم واگذار شده است، در پاسخ به این پرسش فقط به این نکته بسنده می کنیم که اگر شخصی کارخانه مهمی بسازد که هدفش تولید گرانقیمت ترین جواهرات باشد و استمرار این تولید را مد نظر داشته باشد و در حضور و غیبت او و حتی بعد از مرگ او هم این کارخانه تعطیل نشود و در این کارخانه دستگاه های دقیق و پیچیده ای باشد که شناخت آنها برای کسی ممکن نیست مگر اینکه خود مبتکر و مخترع کسی را بر ظرایف و خصایص کار آنها آگاه کرده باشد، آیا عقلانی و قابل قبول است که این مخترع اعلان کند که بزودی (همین امسال) خواهد مرد، ولی کسی را که عالم به تجهیزات و دستگاهها و قادر در بکار گیری آنها باشد، برای اداره کارخانه اش تعیین نکند؟ هرگز!

 

آیا دقت ها و پیچیدگی های علوم قرآن و سنت و احکام الهی و آیات محکم و تشابه قرآن و ... که همگی برای اداره زندگی بشر در تمام زمینه ها آماده است از دستگاه های این کارخانه ساده تر است؟ هرگز!

 

و آیا ثمره و نتیجه دین که پرورش جواهر و کمال انسانیت است (رسیدن به معرفت ا... و عبادت او) و تبدیل شهوت انسان به عفت و غضب او به شجاعت و برپایی مدینه فاضله بر اساس هدایت الاهی، کمتر از ثمره و تولیدات آن کارخانه جواهر سازی است؟ هرگز!

 

پس چگونه می توان باور داشت دینی که می خواهد برنامه اش تا آخرین روز حیات جهان (قیامت) بر پا باشد و هدایت گری کند، برای بعد از پیامبر خود افرادی را تربیت و تعیین نکرده باشد تا وظایف (غیر از نبوت) او را انجام دهند؟

 

دلیل امامت امامان معصوم

 

از آن جایی که امامت و تعیین امام باید از جانب خداوند متعال باشد، برای معرفت امام به نص قطعی و ادله عقلی نیاز داریم که ثابت کند این اشخاص امام هستند. مثلا عقل انسانی وقتی ویژگی های امامت از قبیل علم، عدالت، شجاعت، عصمت را به صورت کامل در فردی می یابد و دیگران را در این صفات ضعیف تر یا فاقد این صفات می بیند حکم می کند که چه کسی امام است. و یا بوسیله نص قرآن یا روایات قطعی الصدور و قطعی الدلاله، ثابت می شود که چه کسی امام است .

 

در ذیل به بعضی از آیات و روایاتی که در تفسیر آنها وارد شده است، اشاره می شود:

 

1. «انما انت منذر و لکل قوم هاد [7] » یعنی: تو تنها بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده ای است.

 

مفسرین شیعه و بعضی از مفسرین اهل سنت از جمله امام فخر رازی مفسر صاحب نام اهل سنت می گویند: انذار کننده پیامبر و هدایت کننده علی (ع) است، زیرا ابن عباس می گوید: پیامبر (ص) دست مبارکش را بر سینه خود گذاشت و فرمود «انا المنذر» (من بیم دهنده هستم)، و سپس اشاره به شانه علی (ع) کرد و فرمود: «و انت الهادی یا علی! بک یهتدی المهتدون من بعدی» تو هدایت کننده ای ای علی! و به وسیله تو بعد از من هدایت شوندگان هدایت می شوند». [8]

 

تفسیر الدر المنثور که از معروف ترین تفاسیر اهل سنت است، روایات متعددی در تفسیر این آیه از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که: «پیامبر اکرم (ص) در موقعی که این آیه نازل شد دست خود را به سینه مبارکشان گذاشتند و فرمودند: من بیم دهنده هستم و آن گاه به شانه حضرت علی (ع) اشاره کرده و فرمودند هادی تویی ای علی .... [9] ».

 

روایات دیگری به همین مضمون را جمعی از دانشمندان معروف اهل سنت از جمله حاکم نیشابوری در «مستدرک»، ذهبی در «تلخیص»، فخر رازی و ابن کثیر در تفسیر خود و ابن صباغ مالکی در «الفصول المهمة» و گنجی شافعی در «کفایة الطالب» و طبری در تفسیر خود، و ابن حیان اندلسی در «بحر المحیط» و نیشابوری در تفسیر خویش و حموینی در «فرائد السمطین» و گروه دیگری در کتاب های تفسیر خود آورده اند که برای آگاهی از منابع این حدیث و مدارک آن می توانید به کتاب نفیس احقاق الحق جلد 3 – ص 88 تا 92 مراجعه فرمائید.

 

2. یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین [10] » یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده اید از (مخالفت فرمان خدا) بپرهیزید و با صادقان باشید.

 

امام فخر رازی در تفسیر کلمه «الصادقین» می گوید مراد از صادقین معصومین هستند، ولی می گوید: مراد از معصومان، جمیع امت اند [11] . در حالی که هیچ عرب زبانی در هنگام نزول این آیه از کلمه «صادقین» مجموع امت را نمی فهمیده است پس چگونه می توان آن را حمل بر این معنا کرد؟

 

پس باید بپذیریم که در هر عصر و زمانی صادقی که هیچ اشتباه و خطایی در سخنان او نیست وجود دارد که ما باید پیرو آنها باشیم!

 

علاوه بسیار ی از مفسران و محدثان اهل سنت از ابن عباس نقل کرده اند که آیه فوق درباره حضرت علی ابن ابیطالب (ع) است. علامه ثعلبی در تفسیر خود، گنجی در «کفایة الطالب»، علامه سبط الجوزی در «تذکره» از گروهی از علما چنین نقل می کند: «علمای سیره (تاریخ پیامبر) گفته اند معنای این آیه آن است که با علی (ع) و خاندانش بوده باشید، ابن عباس می افزاید: علی (ع) سید و سرور صادقان است [12] .

 

در روایات متعددی که از طریق اهل بیت به ما رسیده است، بر این معنا تاکید شده است [13] .

 

3. «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم [14] ». یعنی: «اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا را و صاحبان امر را.»

 

مفسران شیعه همگی اتفاق نظر دارند که منظور از «اولی الامر» در آیه مبارکه، امامان معصوم هستند.

 

علاوه بر آن شیخ سلیمان قندوزی حنفی در کتاب ینابیع الموده از تفسیر «مجاهد» نقل می کند که این آیه درباره علی (ع) نازل شد، در آن هنگام که پیامبر (ص) او را در جنگ تبوک، جانشین خود در مدینه قرار داد.

 

و نیز از علی (ع) نقل می کند؛ در گفتگویی که با مهاجران و انصار داشت، به این آیه در برابر آنان استدلال کرد و مهاجر و انصار ایرادی بر او نگرفتند [15] .

 

در شواهد التنزیل حاکم حسکانی از علمای اهل سنت در ذیل همین آیه نقل می کند که حضرت علی (ع) می گوید از پیامبر پرسیدم «اولی الامر» چه کسانی هستند؟ پیامبر (ص) فرمود: «تو نخستین آنها هستی».

 

امامت در روایات:

 

در روایات فراوانی از پیامبر اسلام (ص) مسئله امامت مطرح شده است که ما به ذکر چند روایت اکتفا می کنیم:

 

1. حدیث ثقلین: این حدیث بطور بسیار گسترده از پیامبر اکرم (ص) در کتاب های معروف شیعه و اهل سنت (در منابع دست اول) نقل شده است به طوری که هیچ تردیدی در صدور آن از پیامبر (ص) نیست. از مجموع احادیث معلوم می شود که پیامبر (ص) این حدیث را در موارد متعددی بیان فرموده اند که حاکی از اهمیت این حدیث است. در صحیح مسلم که از معروف ترین منابع دست اول اهل سنت است و از مهم ترین صحاح شش گانه اهل سنت محسوب می شود، از زیدین ارقم نقل می کند که گفت: «رسول خدا (ص) در میان ما برخاست و خطبه خواند در محلی که آبی بود و خم نامیده می شد (غدیر خم) و در میان مکه و مدینه قرار داشت پس حمد خدا را به جا آورد و بر او ثنا گفت و سپس فرمود: «اما بعد ای مردم من بشری هستم و نزدیک است فرستاده پروردگارم بیاید و دعوت او را اجابت کنم و من در میان شما دو چیز گرانبها می گذارم نخست کتاب خدا که در آن هدایت و نور است، پس کتاب خدا را بگیرید و به آن تمسک جوئید – پیامبر تشویق و ترغیب فراوانی درباره قرآن کرد – سپس فرمود: و اهل بیتم را به شما توصیه می کنم که خدا را در باره اهلبیتم فراموش نکنید، به شما توصیه می کنم خدا را درباره اهلبیتم فراموش نکنید، به شما توصیه می کنم خدا را درباره اهلبیتم فراموش نکنید. (3 بار تکرار کردند) [16] . اشاره به اینکه مسئولیت الاهی خود را در مورد اهلبیت (ع) فراموش نکنید.»

 

قرار دادن اهل بیت (ع) در کنار قرآن، به عنوان دو چیز گرانمایه و سه بار تاکید بر آن، نشان می دهد که این امر با سرنوشت مسلمین و هدایت آنان و حفظ اصول اسلام، پیوند و ارتباط داشته و دارد و گرنه در کنار هم قرار نمی گرفت.

 

حدیث ثقلین در کتاب معروف سنن ترمذی [17] و در سنن دارمی [18] و در مسند امام احمد [19] ( که از ائمه چهارگانه اهل سنت است) و در سنن نسایی [20] و در مستدرک الصحیحین [21] و در کتاب الصواعق المحرقه [22] و در کتاب اسد الغابة فی معرفة الصحابة [23] از ابن اثیر و جلال الدین سیوطی در کتاب احیاء المیت [24] و در سنن بیهقی [25] و در المعجم الکبیر [26] اثر حافظ طبرانی و در کتب دیگری از کتب مورد اعتماد اهل سنت آمده است.

 

مرحوم میر حامد حسین هندی در کتاب خلاصه عبقات الانوار از یکصد و بیست و شش کتاب معروف نام می برد و عین عبارت هر کدام را با قید جلد و صفحه کتاب در آنجا آورده است. [27]

 

این از نظر سند و اتقان حدیث ثقلین اما از نظر معنا و محتوی نکات بسیار دقیقی در این حدیث شریف نبوی وجود دارد که عبارت اند از:

 

1. قرآن و اهلبیت همیشه همراه یکدیگرند و جدایی ناپذیر می باشند و آنها که طالب حقیقت اند باید دست به دامن اهلبیت (ع) بزنند.

 

2. همانگونه که پیروی از قرآن بدون هیچ قید و شرطی بر همه مسلمانان واجب است، پیروی از اهلبیت نیز بدون قید و شرط واجب می باشد.

 

3. جدایی ناپذیر بودن قرآن و اهلبیت و وجوب اطاعت بی قید و شرط از آنان، دلیل روشنی بر معصوم بودن آنها از خطا و گناه و اشتباه است.

 

4. پیامبر (ص) فرمود این دو (قرآن و عترت) همیشه با هم هستند تا در کنار حوض کوثر نزد من آیند و این بخوبی نشان می دهد که در تمام طول تاریخ اسلام فردی از اهلبیت به عنوان پیشوای معصوم وجود دارد و همانگونه که قرآن همیشه چراغ هدایت است آنها نیز چراغ هدایت اند، پس باید کاووش کنیم و در هر عصر زمان آنها را پیدا کنیم.

 

5. از این حدیث استفاده می شود که جدا شدن و یا پیشی گرفتن از اهل بیت (ع) مایه گمراهی است.

 

6. آنها از همه افضل و اعلم و برترند.

 

جالب اینکه «سمهودی شافعی» از علمای معروف اهل سنت در قرن نهم و دهم هجری در یکی از نوشته های خود بنام «جواهر العقدین» که درباره حدیث ثقلین نگاشته، می نویسد: «این حدیث می فهماند که در هر زمانی تا روز قیامت در میان اهلبیت (ع) کسی وجود دارد که شایستگی تمسک و پیروی دارد، همانگونه که قرآن مجید نیز این چنین است [28] ».

 

2. حدیث سفینة:

 

از احادیث معروف درباره اهلبیت (ع) و امامان معصومین «حدیث سفینة» که به طور گسترده در کتب معروف شیعه و اهل سنت آمده است.

 

این حدیث را حداقل 8 نفر از صحابه پیامبر اکرم (ص) نقل کرده اند (ابوذر، ابوسعید خدری، ابن عباس، انس، عبدالله بن زبیر، عامربن واثلة، سلمة بن الاکوع و علی (ع)).

 

احادیث فوق در دهها کتاب از کتاب های معروف اهل سنت آمده است.

 

ابوذر این حدیث را اینطور نقل می کند: «شنیدم رسول الله فرمود: مثل اهلبیتی کمثل سفینة نوح فی قوم نوح، من رکبها نجی ومن تخلف عنها هلک [29] » یعنی: «اهلبیت من در میان شما همانند کشتی نوح اند هر کس بر آن سوار شود نجات می یابد و هر کس از آن جدا شود هلاک می گردد.»  کتاب عبقات الانوار این حدیث را از 92 کتاب که به وسیله نود و دو نفر از دانشمندان معروف اهل سنت تالیف یافته است، نقل می کند(با تمام مشخصات) [30] .

 

از این حدیث شریف نکات ارزشمندی استفاده می شود که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

 

1. بعد از پیامبر اکرم (ص) طوفانهای ضلالت و گمراهی امت اسلامی را فرا می گیرد و بسیاری را نابود می کند.

 

2. برای رهایی از چنگال این خطرات تنها یک نقطه امید وجود دارد و آن کشتی نجات اهلبیت (ع) است که تخلف و جدایی از آن بهقین مایه هلاکت است.

 

3. آنچه مایه نجات است تنها محبت و دوستی آنها نیست که بعضی از دانشمندان اسلامی آنرا مطرح کرده اند و می گویند هر کس اهل بیت را دوست داشته باشد اهل نجات است. بلکه شرط نجات پیروی از آنهاست که نقطه مقابل «تخلف» است که در روایات آمده است.

 

4. وجود کشتی نجات اهلبیت (ع) تا آخر جهان ضروری است زیرا تا آخر جهان خطر طوفانها و ضلالت ها و گمراهی ها وجود دارد.

 

5. تمسک بی قید و شرط به اهل بیت (ع) در مقابل تخلف از آنان می تواند شاهد خوبی بر وجود امامی معصوم در هر زمان در میان اهل بیت (ع) باشد که پیروی از او مایه نجات و تخلف از او مایه هلاکت است.

 

3. حدیث امامان اثنا عشر:

 

حدیث امامان دوازده گانه نیز از احادیث معروف و مشهور است و در اکثر کتاب های صحاح اهل سنت وجود دارد.

 

در صحیح مسلم از جابر بن سمرة نقل می کند که می گوید: سمعت رسول الله (ص) یقول: لایزال الاسلام عزیزاً الی اثنی عشر خلیفة – ثم قال کلمة لم افهمها ! فقلت لابی ما قال؟ فقال: کلهم من قریش!» یعنی: « شنیدم پیامبر اکرم (ص) فرمود: اسلام پیوسته عزیز خواهد بود تا دوازده خلیفه بر مسلمانان حکومت کنند، سپس سخنی فرمود که من نفهمیدم، پس به پدرم (که در آنجا حاضر بود و از من به پیامبر نزدیک تر بود) گفتم: پیامبر (ص) چه فرمود؟ گفت: پیامبر فرمود: تمام آنها از قریشند [31] ».

 

همین حدیث در صحیص بخاری با عبارت مشابهی آمده است [32] . و نیز در صحیح ترمذی [33] و در صحیح ابی داوود [34] و در مسند احمد ابن حنبل در چندین مورد آمده است [35] و ....

 

اما از نظر محتوای حدیث، تعبیراتی که در این روایات آمده است متفاوت است. در بعضی از روایات تعبیر شده است به «اثنی عشر خلیفه» (دوازده جانشین) و در بعضی «اثنی عشر امیراً» و در بعضی سخن از ولایت و حکومت دوازده مرد است ولی روشن است که همه اینها اشاره به مساله ولایت و خلافت است.

 

از سوی دیگر در غالب این روایات که به طرق مختلف نقل شده جمله «کلهم من قریش» (همه از قریش اند) دیده می شود و در بعضی از روایات آمده «کلهم من بنی هاشم» (همه از بنی هاشم اند) [36] .

 

در غالب این احادیث آمده است که صدای پیامبر (ص) به هنگام جمله اخیر آهسته بود و جمله فوق مخفیانه ادا شد و این نشان دهنده این است که افرادی با بودن دوازده جانشین پیامبر (ص) در قریش یا در بنی هاشم مخالف بودند.

 

به هر حال تفسیر این حدیث شریف که در منابع دست اول آمده و همه علمای اسلام به آن معترفند برای پیروان اهل بیت روشن است و آنها مفهوم آنرا چیزی جز دوازده امام معصوم نمی دانند. ولی پیروان مذاهب دیگر نتوانسته اند تفسیر روشنی برای آن بیان کنند دلیل آن هم معلوم است زیرا خلفای نخستین چهار نفر و خلفای بنی امیه 14 نفر و خلفای بنی عباس بالغ بر سی و هفت نفر بودند. و هیچکدام از اینها بر ائمه اثنا عشر تطبیق نمی کند و با جمع و تفریق هم مشکل حل نخواهد شد مگر اینکه بعضی را به میل خود حذف کنیم و بعضی را بپذیریم که آن هم با هیچ منطقی سازگار نیست.

 

بعلاوه ما روایاتی داریم که هم از طریق اهل سنت و هم از طریق شیعه نقل شده است و در بعضی از آنها که نام امامان دوازده گانه – همانگونه که پیروان مکتب اهل بیت معتقدند – آمده است و در بعضی دیگر به نام اولین آنها «علی (ع)» و آخرین آنها «حضرت مهدی (ع)»، در بعضی دیگر به سومین آنها «امام حسین (ع)» اشاره شده است به این صورت که پیغمبر اکرم (ص) به امام حسین (ع) اشاره کرد و فرمود: «این فرزندم امام است و فرزند امام و برادر امام و پدر امامان نه گانه» [37] .

 

گرچه در زمینه امامت ائمه (ع) روایات معتبر زیادی داریم، ولی در این جا به همین مقدار بسنده می کنیم. [38]

 

برای آگاهی بیشتر رجوع شود به نمایه های:

 

1. ضرورت عصمت و راههای تشخیص آن در امام(ع) ، شماره 258 (سایت: 2088).

2. عصمت انبیا از دیدگاه قرآن، شماره های 112 (سایت: 998)   و 129 (سایت: 1069) .

3. عصمت انسان‏هاى معمولى، شماره 104 (سایت: 861).

4. انحصار معصومین در چهارده نفر، شماره 178 (سایت: 1395).

 



[1] « و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین »بقره، 124.

[2] ر. ک. شرح تجرید، ص 271 (با کمی تلخیص و اقتباس) ، به نقل از پیام قرآن، ج 9 ص 38-37 .

[3] حجر، 9.

[4] اصول کافی، ج 1، ص 32 ، باب صفة العلم، ح 2.

[5] نهج البلاغه کلمات قصار – کلمه 147.

[6] نهج البلاغه خطبه 46.

[7] رعد، 7.

[8] تفسیر کبیر، فخر رازی، ج 19، ص 14.

[9] الدر المنثور، جلال الدین سیوطی، ج 4 ، ص 45.

[10] برائة، 119.

[11] تفسیر فخر رازی، ج 16، ص221.

[12] احقاق الحق، ج3 ، ص297.

[13] تفسیر نورالثقلین ، ج 2 ، ص280 ، ح 392-393.

[14] ینابیع المودة ، ص114 – 115 – 116.

[15] شواهد التنزیل، ج 1 ، ص 148، طبع بیروت.

[16] صحیح مسلم، ج4، ص 1873.

[17] سنن ترمذی، ج 5، ص662، ح 3786.

[18] سنن دارمی، ج 2، ص432 ، طبع دارالفکر، بیروت.

[19] مسند، احمد، ج 5، ص182، چاپ دارالصادر، بیروت.

  [20] خصایص نسایی، ص2.

[21] مستدرک الصحیحین، ج3، ص 109.

[22] صواعق المحرقه، ص226 ، طبع عبداللطیف، مصر.

[23] اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج3، ص47 ،طبع مصر.

[24] احیاء المیت، که در حاشیه الاتحاف به چاپ رسیده است، ص 116.

[25] سنن بیهقی، ج10، ص114.

[26] المعجم الکبیر، ص137.

[27] خلاصه عبقاب الانوار ، ج2، ص 105.

[28] خلاصه عبقات الانوار، ج2، ص 285.

[29] المعجم الکبیر و المعجم الصغیر، ص78، چاپ دهلی، عیون الاخبار دینوری، ج1، ص212، (چاپ مصر)، مستدرک، حاکم نیشابوری، ج3 ، ص150، میزان الاعتدال ذهبی، ج1، ص224، تاریخ الخلفاء سیوطی ص 573.

[30] خلاصه عبقات، ج2، ص 126-195.

[31] صحیح مسلم، ج3، ص 1453، طبع بیروت، دار احیاء التراث العربی.

[32] صحیح بخاری، ج3، جزء نهم، ص 101.

[33] صحیح ترمذی، ج 4، ص 501 ، طبع دارالاحیاء التراث العربی، بیروت.

[34] صحیح ابی داوود، ج4.

[35] به کتاب منتخب الاثر، ص12 و احقاق الحق، ج 13 مراجعه شود.

[36] ینابیع المودة، ص 445، باب 77.

[37] کشف المراد، ص 314، (چاپ مصطفوی قم).

[38] این پاسخ با استفاده از تفسیر پیام قرآن، ج 9 (امامت و ولایت در قرآن مجید ) آماده شده است.

 

چهارشنبه 03 مهر 1392 :: 13:54 ::  نويسنده : aminataie

 

 

شعر درباره اي دفاع مقدس
ميان خاك سر از آسمان در آورديم
چقدر قمري بي‌آشيان در آورديم

وجب وجب تن اين خاك مرده را كنديم
چقدر خاطره نيمه جان در آورديم

چقدر چفيه و پوتين و مهر و انگشتر
چقدر آينه و شمعدان در آورديم

لبان سوخته‌ات را شبانه از دل خاك
درست موسم خرماپزان در آورديم

به زير خاك به خاكستري رضا بوديم
عجيب بود كه آتشفشان در آورديم

به حيرتيم كه اي خاك پير با بركت
چقدر از دل سنگت جوان در آورديم

چقدر خيره به دنبال ارغوان گشتيم
زخاك تيره ولي استخوان در آورديم

شما حماسه سروديد و ما به نام شما
فقط ترانه سرويم - نان در آورديم -

براي اين كه بگوييم با شما بوديم
چقدر از خودمان داستان در آورديم

به بازي‌اش نگرفتند و ما چه بازي‌ها
براي اين سر بي‌خانمان در آورديم

و آب‌هاي جهان تا از آسياب افتاد
قلم به دست شديم و زبان در آورديم

    

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

 

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید

 

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

 

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

 

که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

 

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر

 

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ

 

متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

 

دوشنبه 01 مهر 1392 :: 16:07 ::  نويسنده : aminataie

عوارض داروهای کورتونی چیست؟

 


کورتون نام عامیانه گروهی از داروهاست که خاصیت مسکن و تضعیف سیستم ایمنی بدن را داشته و در درمان تعداد زیادی از بیماری‌ها کاربرد دارند. نام علمی این داروها کورتیکواستروئید است و به شکل قرص، آمپول، اسپری و پمادهای موضعی در بازار وجود دارند.


 

پردنیزولون، بتامتازون، دگزامتازون، متیل پردنیزولون، تریامسینولون، هیدروکورتیزون و کلوبتازول همه از انواع کورتون‌ها هستند.

 

برای درمان برخی بیماری‌ها، به عنوان مسکن فوری از انواع کورتون‌ها استفاده می‌شود، مثلا در حساسیت‌های شدید (مثلا بعد از تزریق پنی‌سیلین)، تزریق یک آمپول کورتون می‌تواند نجات‌بخش باشد، یا در حملات شدید آسم، استفاده از کورتون خوراکی یا تزریقی باعث باز شدن راه‌های هوایی و بهبودی می‌شود.

 

در بسیاری از بیماری‌های پوستی حاد نیز پمادهای حاوی کورتون برای تسکین علامتی به کار می‌روند.

برای درمان نارسایی غده آدرنال (فوق کلیوی) و زمانی که کورتون در بدن ترشح نمی‌شود، نیز از داروهای کورتونی استفاده می شود.

 

موارد بی‌شماری از کاربرد این داروها در درمان درازمدت بیماری‌ها وجود دارد که قابل جایگزینی با هیچ داروی دیگری نیستند و به دلیل خاصیت تضعیف ایمنی کورتون‌ها، استفاده وسیع از این داروها برای درمان بیماری‌های خود ایمنی صورت می‌گیرد.

مثلا برای درمان روماتیسم مفصلی، انواعی از بیماری‌های کلیوی، نوعی از هپاتیت که هپاتیت خودایمنی نامیده می‌شود و انواعی از بیماری‌های پوستی مزمن، استفاده از کورتون به مدت طولانی کاربرد دارد.

 

درمان بیماری کرون که یک بیماری روده‌ای است و بیماری ام‌اس نیز در مراحل مختلف با کورتون‌ها صورت می‌گیرد.

درمان طولانی‌مدت با کورتون، اگرچه باعث رهایی بیمار از درد و رنج بیماری می‌شود، اما منجر به وابستگی و ایجاد عوارض متعدد می‌شود. برای فرار از این مشکل بزرگ، اکنون شکل‌هایی از این دارو طراحی شده است که به صورت متمرکز روی قسمت خاصی تاثیر می‌گذارد و به این ترتیب با مقادیر کم، اثرات خوب و موثری ایجاد می‌شود و عوارض به حداقل می‌رسند

اسپری‌های تنفسی مثال خوبی برای این فرم دارو هستند. اسپری بکلومتازون و فلوتیکازون در حال حاضر اساس درمان درازمدت آسم هستند و خوشبختانه عوارض بسیار کمی دارند. اسپری بینی این داروها نیز موجود است که با کمترین عارضه در درمان حساسیت‌های فصلی به کار می‌روند.

 

در مورد بیماری‌های مفصلی نیز در صورتی که مصرف دارو لازم باشد، تزریق داخل مفصل موثرتر و با عارضه کمتری همراه است.

اخیرا انواعی از کورتون موضعی به شکل انما برای درمان بیماری‌های روده‌ای نیز به بازار عرضه شده است.

 

عوارض کورتون‌ها کدامند؟

بعد از چند روز از مصرف کورتون، قرمزی و پف کردن صورت توجه اطرافیان را جلب می‌کند. در صورت ادامه مصرف دارو، جمع شدن چربی در پشت گردن و بین کتف‌ها باعث به هم خوردن تناسب اندام خواهد شد.

 

از عوارض دیگری که به دنبال مصرف طولانی کورتون به وجود می‌آید، رشد موهای زاید روی ران، تنه و صورت که برای خانم‌ها آزاردهنده است.

 

همچنین استفاده طولانی مدت در افراد مستعد می‌تواند باعث بالا رفتن قند خون و دیابت شود.

پوکی استخوان نیز از عوارض شناخته شده مصرف طولانی مدت این داروهاست.

از عوارض دیگر باید به افسردگی و فشار خون اشاره شود.

 

به دلیل خاصیت ضد التهابی قوی کورتون‌ها، متاسفانه این داروها مورد استفاده بیش از حد و خارج از قاعده قرار می‌گیرند و عوارض زیادی برجا می‌گذارند، مثلا در مورد انواع دردهای معمول اسکلتی و عضلانی گاهی از کورتون تزریقی استفاده می‌شود که اثر آن تسکین موقتی درد است و بیمار شروع به استفاده مرتب از این داروها می‌کند و عوارضی که پیشتر برشمرده شد، گریبانگیر او می‌شود.

 

در سال‌های اخیراستفاده از دگزامتازون تزریقی برای تسکین گلودردهای ویروسی رایج شده است که به دو دلیل خطاست: اول این‌که گاهی باعث افت قدرت ایمنی شده و بیماری عفونی شدیدتری را به دنبال خواهد داشت و دوم این‌که اگر مرتب تکرار شود، عوارض دارو بی‌جهت به بیمار تحمیل می‌شود.

 

 

 

برای کاهش عوارض کورتون ها چه باید کرد؟

مصرف کورتون البته در درمان بسیاری از بیماری‌ها حیاتی و لازم است و باید عوارض آن را به نوعی پذیرفت. خوشبختانه تمهیداتی برای کاهش این عوارض وجود دارد که به آنها اشاره می‌شود:

1 ـ کورتون‌ها را باید فقط زمانی که لزوم مصرف آن مشخص است، استفاده کنیم.

2 ـ کمترین میزان ممکن را استفاده کنیم و در کوتاه ترین زمان، درمان را به پایان برسانیم.

3 ـ تا حد امکان از فرم موضعی مثلا اسپری یا تزریق در مفصل استفاده کنیم.

4 ـ عوارض دارو را با درمان‌های کمکی کم کنیم، مثلا برای کاهش عارضه پوکی استخوان استفاده از کلسیم و ویتامینD و برای کاهش فشار خون، محدودیت نمک مصرفی موثر است.

5 ـ تا حد امکان از داروهای کوتاه اثر مثل هیدروکورتیزون و پردنیزولون استفاده شود.

 

یادآوری این نکته لازم است که برای بسیاری از بیماری‌ها، استفاده کوتاه مدت کورتون و برای برخی بیماری‌ها استفاده درازمدت و حتی مادام‌العمر کورتون‌ها لازم است، ولی باید عوارض این داروها را بدانیم و هرگز آنها را بیجا مصرف نکنیم.

 

کورتون را خودسرانه مصرف نکنید

بعضی افراد برای افزایش وزن از ترکیبات کورتون‌دار استفاده می‌کنند که این داروها در آنها باعث احتباس آب و نمک در بدن شده و در نتیجه افزایش وزن را موجب می‌شود.

مصرف خودسرانه داروهای کورتونی باعث افزایش فشار خون، سرکوب تولید کورتون طبیعی در بدن و بروز مشکلات استخوانی می‌شود و در بیماران دیابتی باعث افزایش قند خون می‌شود

یکی دیگر از عوارض داروهای کورتونی، عوارض گوارشی در کسانی که زخم‌های اثنی عشری و معده دارند، است و در این موارد باید احتیاط کرد و در کنار داروهای کورتونی یکسری داروهای گوارشی تجویز کرد.

 

بیمارانی که سابقه فشار خون دارند یا ترکیبات افزایش‌دهنده ادرار (دیورتیک) مصرف می‌کنند، باید به تداخل آن با داروهای کورتونی توجه کنند.

 

اگر مصرف داروهای کورتونی زیرنظر پزشک معالج باشد، نحوه مصرف و دوز مصرفی می‌تواند عوارض را کاهش دهد.

 

مصرف کورتون را فقط تحت‌نظر پزشک معالج، قطع کنید

کاهش و یا قطع مصرف داروی کورتونی در افرادی که به مدت طولانی مصرف‌‌کننده این دارو هستند، باید تحت‌نظر پزشک معالج صورت گیرد، زیرا قطع ناگهانی و خودسرانه این دارو عواقب ناگواری در پی دارد.

 

علت بروز این حالت، به سیستم بین غده هیپوفیز و غده فوق‌کلیه در بدن مربوط می‌شود. در افرادی که به علت ابتلا به روماتیسم یا بیماری‌های دیگر، به مدت طولانی از کورتون استفاده می‌کنند، این سیستم بلوکه می‌شود، از این‌رو این احتمال وجود دارد که در صورت قطع ناگهانی داروی کورتون، با هیجانی کوتاه مدت، فرد وارد حالت اغما شود.

 

 

 

از پماد کورتونی برای مدت طولانی استفاده نکنید

پمادهای کورتونی تا 70 درصد باعث بهبود بیماری‌های پوستی فرد می‌شود، اما استفاده طولانی مدت و بیش از دو تا سه هفته از پمادهای کورتونی، به علت بروز برخی عوارض ممنوع است.

 

هدف و اثر اصلی درمان با پمادهای کورتونی، اثر ضدالتهابی و ضد خارشی آنهاست.

پمادهای کورتونی برای درمان اگزماها مناسب هستند، ولی حتی‌الامکان باید از مصرف کورتون‌های قوی در نوزادان خودداری کرد و در بزرگسالان نیز نباید بیش از دو تا سه هفته از پمادهای کورتون استفاده کرد.

 

نازکی پوست و عروق سطحی پوست و در پی آن افزایش عفونت‌های ویروسی قارچی از عوارض استفاده نامناسب و طولانی مدت پمادهای کورتونی است.

 

در کودکان از پماد کورتونی ضعیف استفاده کنید

در دوره کودکی باید از پمادهای کورتونی ضعیف استفاده شود، زیرا در غیر این صورت با توجه به وسعت زیاد سطح پوست بدن کودک نسبت به وزنشان باعث می‌شود که جذب بیشتری از این مواد صورت گیرد و کودکان بیشتر در معرض عوارض ناشی از مصرف این پمادها هستند.

 

در روی صورت، نواحی چین‌ها، نواحی تناسلی و ناحیه پوشک بچه یعنی در چین‌های کشاله ران جذب پمادهای کورتونی بسیار زیاد است. در این نواحی به دلیل نازکی پوست و فضای بسته چین‌ها قدرت جذب بسیار بالاست که این پمادها وارد سیستم عمومی بدن شده و می‌توانند بر رشد کودکان اثر منفی و معکوس بگذارد.

 

مصرف پمادهای کورتونی در اطراف چشم و مخصوصا در کودکان باعث ایجاد بیماری‌هایی همچون آب مروارید، آب سیاه و افزایش فشار چشم می‌شود.

 

استفاده از کورتون با قدرت زیاد بر روی سطح وسیعی از پوست، به خصوص در کودکان باعث جذب داخلی کورتون می‌شود که این جذب داخلی باعث بلوکه شدن ترشحات کورتون داخلی از قشر سورنال شده و فرد ممکن است دچار حملات آدیسونی و یا حملات ناشی از کم کاری هورمون کورتون شود که در برخی موارد سبب مرگ، به ویژه در کودکان و نوزادان می‌شود.

فرآوری: نیره ولدخانی

بخش سلامت تبیان

شنبه 30 شهریور 1392 :: 15:32 ::  نويسنده : aminataie
  • تجربه یک جراح آمریکایی از دنیای پس از مرگ + یادداشتی از حجت الاسلام جلیل محبی از زندگي پس از مرگ يكي از چند محور اصلي و مهم آيات قرآني را به خود اختصاص مي دهد كه خصوصاً در سوره هاي مكي قرآن از كميت بالايي برخوردار است. زندگي بعد از مرگ تا روز قيامت حائل و فاصل اول و آخر عالم است. برخلاف تصور عمومي كه اين دنيا و آن دنيا مي كند، عالم واحد است و ابتدا (اول) و انتهايي (آخر-آخرت) دارد كه انتهاي آن نيز براي مومنين بهتر از ابتداي آن است (الآخرة خير لك من اولي). انتقال از اين ابتدا تا به آن انتها توسط پلي انجام مي شود كه در لسان قرآن و روايات به آن برزخ (فاصل) گفته مي شود. هرچند برزخ از نگاه اين دنيايي زماني است تا قيامت لكن بنظر مي رسد بعلت عدم وجود زمان در عالم برزخ به سرعت به قيامت متصل مي شود شايد بخاطر همين است كه در روايات گفته شده: من مات قام قيامة (هركس بميرد قيامتش بر پا مي شود...) در مورد اين واقعه و وقايع مشابه نكات و سوالاتي قابل طرح است: اول آنكه: چرا سوال و جواب پس از مرگ كه توسط فرشتگان الهي انجام مي شود رخ نداده است؟ دوم آنكه: مگر مرگ بازگشت به اين دنيا دارد؟ كه فردي بميرد و به اين دنيا بازگردد؟ مگر در آيات قرآن نيامده كه فرد طلب بازگشت به دنيا مي كند تا اعمال نيك انجام دهد كه به او گفته مي شود: كلا انها كلمة هو قائلها... بنظر مي رسد وقايعي از اين دست نه مرگ واقعي كه نمايشي از عالم غيب، توسط باري تعالي است به فردي كه قصد هدايت بيش از قبل وي را داشته است. همچنين واضح است كه فرد غير مؤمن به خداوند و غيب و عالم آخرت و برزخ و... چرا عذابي مشاهده نكرده است؟! بعلت همان اصل كلي الهي است : لا نكلف الله نفساً الا وسعها//نویسنده: حجه الاسلام جلیل محبی تاریخ انتشار :

 

  • سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۱۴ مجله آمریکایی «نیوزویک» در شماره جدید خود مطلبی را به پزشک متخصص مغز و اعصاب اختصاص داده است که به گفته خودش، هفت روز «زندگی‌ای با هوش غیرانسان» را تجربه کرده است، تجربه ای که وی آن را حسی شیرین و «آن جهانی» می داند. وی از دنیایی سخن می گوید که اتحاد اساس آن است و آن قدر زیباست که «پنج ثانیه اش ارزش عمری انتظار را دارد.» دکتر «ایبِن الکساندر» که تجربه خود از مرگ و نیستی را در مطلب ویژه مجله «نیوزویک» به رشته تحریر در آورده، می‌نویسد: به عنوان یک جراح مغز هیچگاه به پدیده تجربه‌های جهان پس از مرگ و چنین مقولاتی باور نداشتم. پدرم هم مانند خود من جراح مغز و اعصاب بود و من نیز به تبعیت از او راه خود را در دنیای علم پی گرفتم و جراح مغز شدم و در دانشگاه های زیادی از جمله «دانشگاه هاروارد» به تدریس این شاخه از علم پزشکی پرداختم. بنابراین، ‌کاملاً می دانم در مغز آدم‌هایی که ادعا می کنند آن جهان را تجربه کرده‌اند چه می‌گذرد. مغز آدمی از مکانیسم اعجاب آور و در عین حال فوق العاده ظریفی برخوردار است، کافیست اندکی از اکسیژن دریافتی مغز بکاهید تا واکنش نشان دهد. با چنین اوصافی، برایم جای تعجب چندانی نداشت که آدم‌هایی را ببینم که بعد از گذران دوره درمانی پس از آسیب‌های جدی و بازیابی هوشیاری خود، از تجربه‌های شگفتشان افسانه‌سرایی‌ها کنند. اما هرچه می‌گفتند هرگز بدان معنا نبود که چنین بیمارانی در دنیای واقعی به جایی سفر کرده باشند. مورد من نیز از دو جهت با تجربه همه این بیماران متفاوت بود؛ اول اینکه بخش کورتکس مغز من به طور کامل از کار افتاده بود و دوم اینکه در تمام مدت اغما نشانه‌های حیاتی من تحت نظارت دقیق پزشکان قرار داشت و پیوسته ثبت می‌شد. این را هم بگویم که پیش از این‌ها، تعریفی که از خودم داشتم یک مسیحی معتقد بود که چندان هم عامل به فرائض دینی نیست. با این وجود از کسانی که علاقه‌مند بودند عیسی مسیح را موجودی فراتر از یک آدم خوب معمولی به حساب آورند هم کینه‌ای به دل نداشتم. حرف آنهایی را می‌فهمیدم که دوست داشتند باور کنند که بالاخره یک جایی در این دنیا خدایی هم هست و در دلم بهشان غبطه می‌خوردم که این ایمان بدون شبهه چه آرامشی را برایشان به ارمغان آورده. با این همه، به عنوان یک دانشمند می‌دانستم که خودم نباید چنین باورهایی داشته باشم. اوضاع بدین منوال بود تا اینکه سال ۲۰۰۸ رسید و در حالی که بخش «نئوکورتکس» مغزم از کار افتاده بود، هفت روزی را در حالت اغما به سر بردم. در غیبت یک نئوکورتکس فعال، چیزی را تجربه کردم که موجب شد باور کنم که برای وجود هوشیاری پس از مرگ هم دلیل علمی وجود دارد. همینجا بگویم چون می‌دانم شکاکیون چه نظری راجع به چنین حرف‌هایی دارند، داستانم را با منطق و زبان علمی «یک دانشمند» بازگو خواهم کرد، یعنی همان چیزی که هستم. اوایل صبح خیلی زود، حدود چهار سال پیش با یک سردرد شدید از خواب بیدار شدم. تنها به فاصله چند ساعت، کورتکس مغزم کاملا از کار افتاد. کورتکس بخشی است که کنترل اندیشه ها و احساسات ما را برعهده دارد و باعث تمایز ما از دیگر جانداران است. پزشکان بیمارستان عمومی «لینچبرگ» در ایالت ویرجینیا، که دست برقضا خودم هم آنجا به عنوان جراح مغز و اعصاب کار می‌کردم، به این نتیجه رسیدند که دچار نوعی مننژیت نادر شده‌ام که بیشتر در نوزادان دیده می‌شود. باکتری «ای کولی» افتاده بود به جان مایع مغزی نخاعم و ذره ذره مغزم را می‌خورد. آن روز صبح، وقتی به اتاق اورژانس رفتم، اوضاعم آنقدر بد بود که امید چندانی به بهبود و ادامه زندگیم در قالب چیزی فراتر از یک گیاه وجود نداشت. مدتی زیادی نگذشت که همان روزنه امید هم از دست رفت. هفت روز در اغمای کامل بودم، بدنم به هیچ محرکی پاسخ نمی داد و فعالیت‌های عالی مغزم کلاً مختل شده بود. در چنین شرایطی هیچ توجیه علمی‌ای برای این حقیقت وجود ندارد که در حالی که بدنم در اغما کامل به سر می‌برد، ذهنم، هوشیاریم، خود خویشتنم، حی و حاضر بود. نورون‌های کورتکس مغزم به واسطه حمله باکتریایی فلج شده بودند، اما نوعی هوشیاری و معرفت ورای ظرفیت‌های مغزی مرا به بُعد دیگری از این کائنات برد، بُعدی که حتی خوابش را هم هرگز ندیده بودم و هیچگاه در زمره باورمندانش نیز قرار نداشتم. باری، ماه‌ها سپری شد تا بتوانم برای خودم هضم کنم که چه بر من گذشت. سوای غیرممکن بودن وجود هرگونه هوشیاری در شرایطی که داشتم، چیزهایی که آن موقع تجربه کرده بودم برای خودم هم به هیچ وجه توجیه پذیر نبود: اول، یک جایی در میان ابرها بودم. ابرهایی بزرگ و پُف کرده به رنگ صورتی و سفید که در مقابل آسمان «آبی تیره» تضاد مشهودی ساخته بود. بالاتر از ابرها -بی نهایت بالاتر- دسته دسته موجوداتی شفاف و نورانی در آسمان این طرف و آن طرف می‌رفتند و خطوط ممتدی را دنبال خود در فضا بر جا می‌گذاشتند. پرنده بودند یا فرشته؟ نمی‌دانم. بعدها که برای توصیف این موجودات دنبال واژه مناسب می‌گشتم این دو کلمه به ذهنم رسید، اما هیچ یک از این دو حق مطلب را درباره این موجودات اثیری ادا نمی‌کند که اساساً از هر آنچه در این کره خاکی می‌شناسم تفاوت داشتند، چیزهایی بودند پیشرفته‌تر و متعالی‌تر. در دنیایی که بودم، دیدن و شنیدن دو مقوله جدا از هم نبود. انگار که نمی‌شد چیزی را ببینی یا بشنوی و به بخشی از آن بدل نشوی. هرچه که بود متفاوت بود و در عین حال بخشی از چیزهای دیگر، مثل طرح های درهم تنیده فرش های ایرانی...یا نقوش بال یک پروانه. اما از این همه شگفت‌آورتر، وجود «فردی« بود که مرا همراهی می کرد؛ یک زن. جوان بود و جزئیات ظاهری او را به طور دقیق به یاد دارم. گونه‌هایی برجسته و چشمانی به رنگ آبی لاجوردی داشت و دو رشته گیسوان طلایی- قهوه‌ایش در دو طرف صورت، چهره زیبایش را قاب گرفته بود. بار اول که او را دیدم روی یک سطح ظریف و نقش دار حرکت می‌کردیم که بعد از لحظه ای فهمیدم بال یک پروانه بود. میلیون‌ها پروانه دورمان را گرفته بودند و در رقص هماهنگ امواجی که ساخته بودند به جنگلزارهای پایین سرازیر می‌شدند و مجدد به بالا و دور ما اوج می‌گرفتند. انگار که رودی از زندگی و رنگ در هوا جریان داشت. لباس زن ساده بود، مثل یک کشاورز. اما رنگ‌هایش همان ویژگی درخشان، تأثیرگذار و سرشار از زندگی‌ای را داشت که در دیگر چیزهای حاضر در آن مکان به چشم می‌خورد. زن به من نگاهی انداخت، جوری که می گویم تنها پنج ثانیه از آن نگاه ارزش تمام زندگی تا آن لحظه را دارد و هر چه قبل از آن به سرتان آمده باشد، دیگر اهمیتی ندارد. نگاهش عاشقانه نبود. دوستانه هم نبود. نگاهی بود که ورای تمامی اینها بود و فرای همه مراحل عشقی که این پایین در زمین شناخته‌ایم. چیزی برتر بود که همه انواع دیگر عشق را درونش داشت ولیکن از همه آنها بزرگتر بود. زن بدون اینکه واژه‌ای بر زبان آورد با من حرف زد. پیامش مثل نسیمی به درونم نفوذ کرد و همانجا در دم فهمیدم که همان است. فهمیدم دنیای دور و برمان نه رویا است و نه گذرا و بی‌اساس است، بلکه حقیقی است. پیامی که از زن گرفتم سه بخش داشت، که اگر بنا باشد به زبان زمینی ترجمه‌اش کنم، چیزی شبیه به این خواهد شد: «تو مورد محبت و لطف هستی و عزیز، تا همیشه.» «موردی نیست که بترسی.» «هیچ اشتباهی مرتکب نخواهی شد.» فیزیک نوین می‌گوید که جهان پیرامون ما یکپارچه و غیرمنفک است. اگرچه به ظاهر در دنیایی از تفاوت ها زندگی می کنیم، برپایه قوانین فیزیک، زیر این ظاهر متفاوت هر شیء و هر رویدادی در هستی در پیوند کامل با اشیا و رویدادهای دیگر است و به بیان دیگر «فرق باطن» وجود ندارد. تا پیش از تجربه‌ام، همه این نظرات برایم جنبه انتزاعی داشتند و درک‌ناپذیر، اما امروز حقیقت‌های زندگیم را تشکیل می‌دهند. به این باور رسیده‌ام که کائنات بر اساس وحدت ایجاد شده است. اکنون می‌دانم که عشق را هم باید به این معادله افزود. دنیایی که من در اغمای بدون مغز انسانیم تجربه کردم همانی بود که آلبرت انیشتین و عیسی مسیح، هر دو، از آن سخن گفته‌اند و صد البته که هر کدام با روش بسیار متفاوت خودشان. من سال‌های سال به عنوان جراح مغز و اعصاب در معتبرترین مؤسسات جهانی خدمت کرده‌ام. می‌دانم که بسیاری از همکارانم بر این باور پافشاری می‌کنند که مغز، و به ويژه کورتکس، این عضو کلیدی، سر منشأ هوشیاری خاص نوع آدمی است. خود من هم همین طور فکر می‌کردم. اما این باور، این نظریه امروز در برابر من رنگ باخته و آنچه بر من گذشت در پهنه باورهایم جایی برای آن باقی نگذاشت. از همین رو قصد دارم باقیمانده عمرم را به بررسی ذات راستین هوشیاری بپردازم و به همکارانم در عرصه علم و نیز به جهانیان نشان بدهم که ما پدیده‌هایی بسیار بسیار فراتر از مغزهای فیزیکی خود هستیم. در دنیای امروز بسیاری بر این عقیده‌اند که واقعیت معنوی دین در دنیای مدرن قدرت خود را از دست داده و علم، در برابر ایمان، راه رسیدن بشر به واقعیت وجود است. پیش از این تجربه، من نیز تا حد زیادی در صف طرفداران این مکتب بودم، اما امروز متوجه شده‌ام که این دیدگاه به شدت ساده‌انگارانه است. تصویر مادی‌گرا از کالبد و مغز به عنوان مولدان هوشیاری، و نه ظرف آن، محکوم به شکست است. در مقابل، تلقی نوینی از کالبد و ذهن ظهور خواهد کرد که هم اکنون هم نشانه‌هایش را می‌توان مشاهده کرد. این دیدگاه نو به همان میزان مبتنی بر دین است که بر دانش استوار و غایتش را چیزی قرار خواهد داد که بزرگترین دانشمندان بیش و پیش از هر چیزی در طول تاریخ بشری همواره در جستجوی آن بوده اند؛ چیزی به نام حقیقت.

 

جمعه 29 شهریور 1392 :: 15:35 ::  نويسنده : aminataie

سوزش قفسه سینه دلایل مختلفی می تونه داشته باشه كه در اینجا بعضی هاش رو ذكر می كنم:
در بعضی مواقع سوزش قفسه سینه می تواند نقش عامل آگاه کننده از یک حمله قلبی را بازی کند.
تصور کنید که چند دقیقه پیش یک وعده غذایی کامل خورده اید و الان احساس سوزش در قفسه سینه دارید. آیا شما واقعا ترش کرده اید؟ شاید .
اما بعضی مواقع نیز سوزش قفسه سینه هشداری برای حملات قلبی است. شناخت تفاوت این دو عارضه با وجود یک علامت اولیه به معنای تشخیص فاصله بین مرگ و زندگی است. آنچه باید در این رابطه بدانید این است که ...
سوزش معده یا ترش کردگی چیست؟

هر فردی چنانچه در مصرف غذاهای اسیدی زیاده روی كند به سوزش سردل دچار میگردد. به خصوص اگر بلافاصله پس از صرف غذا دراز بكشد، شیء سنگینی را بلند كرده و یا از كمر خم گردد. حفاظت طبیعی بدن در مقابله با رفلاكس و آسیب اسید معده شامل:1 -نیروی گرانش زمین 2-حركات دودی شكل مری 3-دریچه اسفنكتر تحتانی مری 4-اثر خنثی كنندگی بزاق دهان میباشند.

1- اشكال درعملكرد اسفنكتر تحتانی مری. انقباضات ضعیف و شل شدن غیرعادی و طولانی مدت ترازحد طبیعی اسفنكتر باعث نشت و راهیابی مواد اسیدی معده به مری میگردد.

2- اشكال درعملكرد عضلات معده: انقباضات كند معده و به تاخیر افتادن تخلیه محتویات معده به روده ها میتواند باعث رفلاكس گردد.

3- اشكال درعملكرد حركات دودی شكل مری نیز میتواند علت رفلاكس باشد.

4- فتق هیاتال(HIATAL HERNIA): دیافراگم كه یك عضله صاف و مسطح است قفسه سینه را از حفره شكم جدا میسازد. مری در قفسه سینه و معده در حفره شكم واقع گردیده اند.مری برای رسیدن به معده بایستی از قفسه سینه پایین آمده و از یك دهانه واقع در دیافراگم موسوم به هیاتوس(HIATUS) عبور كند. برخی اوقات هیاتوس دچار كشیدگی شده و بخشی از معده به سمت بالا و قفسه سینه وارد میگردد و ایجاد فتق میكند. فتق هیاتال باعث جابجا شدن دریچه اسفنكترتحتانی مری(LES) و مختل شدن عملكرد آن میگردد. قسمتی از دیافراگم كه مری را احاطه كرده است هنگام انقباض اسفنكتر، منقبض شده و همراه با آن حین عمل بلع شل میگردد. در فتق هیاتال این همكاری مختل شده و انقباضات اسفنكتر بدون پشتیبان باقی می ماند.

5- بیماری آسم و همچنین مصرف داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی(آسپرین، ایبوپروفن، ناپروكسن) نیز میتواند باعث رفلاكس و تشدید آن گردند.

6- پاسخ ایمنی بیش از حد: در این حالت سیستم ایمنی به محركات مری (مواد غذایی) بطور مبالغه آمیزی واكنش نشان داده و ایجاد التهاب میكند.

7- عامل وراثت نیز در ایجاد رفلاكس معده موثر می باشد.

8- مصرف برخی غذاها میتواند ایجاد رفلاكس و سوزش سر دل كرده و یا آن را تشدید كند:

 


الكل، چای، قهوه، نوشابه های گازدار و نوشیدنیهای حاوی كافئین-شكلات-مركبات(نارنگی، پرتغال، گریپ فروت)-گوجه فرنگی، رب و سس گوجه فرنگی - غذاهای تند و ادویه دار - غذاهای پرچرب - نعناع - غذاهای خشك مانند بادام زمینی - پیاز و سیر-فلفل سیاه - سركه.

نكته: الكل و نوشیدنی های كافئین دار (قهوه و چای) باعث شل شدن اسفنكتر تحتانی مری میگردند.

نكته: غذاهای چرب باعث كند شدن روند هضم و تاخیر در تخلیه معده میگردند. همچنین چربیها با افزایش فشار درون معده فشاربیشتری به اسفنكتر ضعیف اعمال میكنند.

9- سیگار كشیدن نیز به علت شل كردن و تضعیف اسفنكتر تحتانی مری و افزایش اسید معده رفلاكس را تشدید میكند.

10- شیوه زندگی: مصرف غذاهای سنگین باعث وارد آمدن فشار مضاعف به اسفنكتر تحتانی مری میگردد-بلافاصله پس از صرف غذا دراز كشیدن، بلند كردن اجسام سنگین و یا خم شدن زیاد از حد نیز به اسفنكتر فشار وارد آورده و باعث رفلاكس و سوزش سردل میشود.

11- افزایش تولید اسید معده به هر علت.

12- حاملگی به علت فشار رحم به معده میتواند باعث رفلاكس و یا تشدید آن گردد.

13- چاقی نیز یك فاكتور ریسك محسوب میگردد.

14- یبوست به علت افزایش فشار درون روده و معده نیز باعث رفلاكس و تشدید آن میگردد.

15- به تن كردن لباسهای تنگ و یا سفت بستن كمربند نیز با اعمال فشار بر معده رفلاكس را تشدید میكند.

16- كاهش اسید معده(HYPOCHLOHYDRIA): فقدان اسید كافی در معده میباشد. دریچه ای كه معده را به درون روده ها می گشاید (پیلور) با اسید معده فعال میگردد. چنانچه اسید كافی در معده موجود نباشد، این دریچه گشوده نشده و محتویات معده به سمت مری راه می یابند.اسید اندك معده باز میتواند به مری آسیب برساند.

17- افزایش كلسیم بدن(HYPERCALCEMIA) و نشانگان زولینگر-الیسون(ZOLLINGER-ELLISON SYMPTOMS) با افزایش ترشح گاسترین و متعاقب آن افزایش ترشح اسید معده نیز میتواند ایجاد رفلاكس و سوزش سر دل كند.

18- عارضه اسكلرودرما(SCLERODERMA) نیز با مختل كردن انقباضات مری میتواند باعث رفلاكس گردد.

علایم رفلاكس معده:

1- سوزش سردل(HEARTBURN /PYROSIS): احساس سوزش و درد در مری زیراستخوان جناغ سینه به علت برگشت اسید معده. درد از قفسه سینه آغاز گردیده و ممكن است به گردن، گلو، فك و دندانها انتشار یابد.

2-برگشت محتویات معده(REGURGITATION): برگشت مایعات و یا مایعات به همراه مواد غذایی معده به دهان میباشد. علت آن عبور محتویات معده از اسفنكتر فوقانی مری (UES) میباشد.

3-حال تهوع و استفراغ مزمن.

4-مزه ترش و یا تلخ در دهان.

5-احساس خفگی و یا جسم خارجی در گلو و یا مری.

6-سرفه های مزمن.

7-افزایش بادگلو. بادگلو معمولا با احساس سوزش در قفسه سینه و گلو همراه است.

8-خس خس سینه و علایم شبیه آسم.

9-تنفس بد بو - گلو درد - التهاب حنجره و پوسیدگی دندانها.

10- التهاب مری(ESOPHAGITIS): تغییرات التهابی در پوشش مری(تنگ و باریك شدن مری-بلع دشوار-درد قفسه سینه مزمن)

11-علایم نادر: سرفه مزمن، تغییر در تن صدا (خشن شدن صدا)، گوش درد مزمن و سینوزیت. 

 

 



علایم در كودكان و نوزادان:

1- تشخیص رفلاكس در آنها دشوارتراست. و ممكن است علایم شبیه علایم بزرگسالان در آنها بروز كند.

2- استفراغ های مكرر، سرفه، مشكلات تنفسی، گریه های مكرر، كاهش وزن، كاهش اشتها، تنفس بدبو.

نكته:علت اصلی رفلاكس در نوزادان سیستم گوارش نارس و نابالغ آنها میباشد و رفلاكس در اغلب نوزادان پس از سن یك سالگی بهبود می یابد.

تشخیص رفلاكس:

1-اندازه گیری PH (PH MONITORING):یك قلم و یا پروب(PROBE) از طریق بینی به مری وارد میگردد تا سطح اسیدیته ی بخش تحتانی مری را اندازه گیری كند. از انجایی كه تغییرات اندك اسیدیته در مری طبیعی میباشد. لازم است كه این اندازه گیری 24 ساعت بطول انجامد.

2- عكس برداری: توسط اشعه ایكس و نوشیدن محلول باریوم.

3- فشارسنجی(MANOMETRY):یك سنسور فشار از طریق دهان به مری وارد گردیده و فشار اسفنكتر تحتانی مری را اندازه گیری میكند.

3- آندوسكوپی مری.

4- نمونه برداری(BIOPSY): یك نمونه از بافت مری برداشته شده و از حیث التهاب، سرطان و دیگر مشكلات مورد بررسی قرار میگرد.

چه موقع بایستی به پزشك مراجعه كرد:

1- شما بیش از 2 بار درهفته و بیش از 2 هفته متوالی دچار سوزش سردل و رفلاكس می گردید.

2- هنگام بلع احساس درد میكنید.

3-مدفوع شما تیره رنگ بوده و یا خون استفراغ می كنید.

4-احساس سرگیجه و سبك شدن سر دارید.

درمان رفلاكس و سوزش سردل:

* تغییر در شیوه زندگی:

1-بلافاصله پس از صرف غذا از دراز كشیدن، خم شدن زیاد و یا بلند كردن اشیاء سنگین اجتناب كنید.

2-تمرینات شكمی را نیز پس از صرف غذا محدود سازید.

3-لباسهای گشاد بپوشید و از به تن كردن لباسهای تنگ خودداری كنید. كمربند خود را نیز محكم نبندید.

4-چنانچه اضافه وزن دارید وزن خود را كاهش دهید.

5-از مصرف غذاهای پرچرب خودداری ورزید.

6-از مصرف شكلات، نعناع، غذاهای تند و ادویه دار، غذاهای اسیدی (مركبات، آناناس ، گوجه فرنگی و فرآورده های آن)، نوشیدن چای و قهوه (و هرگونه نوشیدنی كافئین دار)، سركه و مشروبات الكلی اجتناب ورزید. (به خصوص قبل از خواب)

7- از مصرف سبزیجاتی نظیر پیاز، كاهو، گل كلم، سیر، بروكلی و كلم بروكسل خودداری كنید.

8- از مصرف شیر و لبنیات حاوی كلسیم و چربی قبل از خواب بپرهیزید.

9- مصرف مكمل های كلسیم و مقادیر زیاد ویتامین C باعث تحریك ترشح اسید معده میگردند. بنابراین ازمصرف آنها قبل از خواب خودداری كنید.

10- از مصرف سیگار اجتناب ورزید.

11- در طول روز چندین وعده كم حجم و سبك مصرف كنید.

12-از مصرف غذا حداقل 2-3 قبل از خواب خودداری كنید.

13- سر تختخواب خود را به میزان 15-25 سانتی متر بالا بیاورید. همچنین میتواند زیر تشك تخت یك جسم گوه مانند قرار دهید. (قرار دادن چند بالش زیر سرو یا كتف تاثیرچشمگیری نخواهد داشت)

14- پروتئین و سلنیوم بیشتری مصرف كنید.

15- جویدن آدامس به مدت 30 دقیقه پس از صرف غذا با تحریك ترشح بزاق میتواند علایم سوزش سردل را تسكین دهید.

16- از مصرف بی رویه ی قرصهای ضد التهاب غیراستروئیدی (نظیر آسپرین، ناپروكسن و ایبوپروفن) اجتناب كنید.
چگونه می توان فهمید که درد قفسه سینه مربوط به ناراحتی های قلبی است؟
آنژین قلبی احساس درد یا ناراحتی در قفسه سینه می باشدو زمانی رخ می دهد که قلب شما اکسیژن مورد نیاز خود را دریافت نمی کند. با گذشت زمان سرخرگهای کروناری تامین کننده خون مورد نیاز قلب شما ممکن است در اثر رسوب چربی ، کلسترول و سایر مواد دچار انسداد شوند . این رسوبات پلاک نامیده می شوند . اگر یک یا تعداد بیشتری سرخرگ به شکل نسبی دچار انسداد شوند ، خون به مقدار کافی نمی تواند جریان پیدا کند و ممکن است شما احساس درد یا ناراحتی در قفسه سینه نمایید .آنژین قلبی شایع می باشد . اگر آنژین در قفسه سینه ایجاد شده و رفع شود، این امر نشاندهنده احتمال وجود بیماری قلبی و نیاز به درمان می باشد.
ایجادتغییراتی در شیوه زندگی ،استفاده کردن از داروها و برخی از اقدامات پزشکی واعمال جراحی می توانند آنژین قلبی را کاهش دهند .

زمانیکه یک سرخرگ کروناری دچار انسداد، سبب جلوگیری از رسیدن غذا و اکسیژن کافی به قلب بشود ،ممکن است آنژین قلبی رخ دهد .

 

 

 

 

چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: 14:45 ::  نويسنده : aminataie

خواص چای سبز و اثرات آن بر چاقی

 

خواص چای سبز


چای علاوه بر اینکه می‌تواند در آب و هوای گرم رشد کند همچنین می‌تواند در ارتفاعاتی به بلندی 2100 متر از سطح دریا نیز رشد نماید. چای علاوه بر اینکه می‌تواند در آب و هوای گرم رشد کند همچنین می‌تواند در ارتفاعاتی به بلندی 2100 متر از سطح دریا نیز رشد نماید. بهترین چایها را می‌توان در ارتفاعات یافت جایی که برگهای آنها به آرامی رشد می‌کنند و طعم بهتری دارند. با توجه به ارتفاعی که چای در آنها می‌روید، برگهای تازه چای بین دو سال و نیم تا پنج سال طول می‌کشد تا برای چیدن آماده شوند. چای برگهای فراوانی دارد و گلهای آن بسیار شبیه گلهای کاملیاست اما تنها برگهای جوان و کوچک آن برای مصرف چیده می‌شوند. جوانه زدن چای در مناظق کم ارتفاع هر هفته صورت می‌گیرد ولی در ارتفاعات بالا، هفته‌ها طول می‌کشد.

 

فواید چای

حدود 30٪ از وزن برگ چای سبز از فلانویید تشکیل شده است که برای سلامتی بسیار مفید می‌باشد.محققان مشاهده نموده اند که فواید چای سبز برای سلامتی بستگی به میزان مصرف آن دارد که بیشترین مصرف آن در کشورهای آسیایی حدود 3 فنجان در روز است. ( که حدود 240 ـ 320 میلی گرم از پولی فنول بدن را تهیه می‌نماید.)

 

در افرادی که بصورت روزانه چای سبز مصرف می‌نمایند احتمال ابتلاء به انواع بیماریها اعم از  بیماریهای باکتریایی و یا عفونتهای سخت و همچنین بیماریهایی نظیر سرطان، سکته، بیماریهای قلبی ـ عروقی و بیماریهای استخوانی را کاهش می‌دهد.

 

یکی دیگر از فواید مصرف چای سبز، کاهش مرگ و میر به دلیل هر نوع بیماری مخصوصاً بیماری قلبی ـ عروقی می‌باشد. در مطالعه‌ای که در سال 2006 صورت گرفت محققان دریافتند که چای از هر نوع نوشیدنی دیگر حتی آب خالص ، برای سلامتی مفیدتر است زیرا چای نه تنها بخوبی آب خالص ، بدن را هیدراته(آب رسانی)  می کند بلکه منبعی غنی از پلی هنولز می‌باشد که از بیماریهای قلبی جلوگیری می‌کند.

 

در سال 1994 در ژاپن تحقیقی بر روی 40.530 فرد در سنین بین 40 تا 79 سال انجام گرفت که به مدت 11 سال به طول انجامید. در این گروه انتخاب شده 80٪ از افراد روزانه حدود 3 فنجان از چای سبز مصرف می‌نمودند. در این تحقیق مشاهده گردید که در افرادی که 5 فنجان در روز چای سبز می‌نوشیدند،‌ در مقایسه با افرادی که 1 فنجان چای می‌نوشیدند احتمال مرگ به دلیل هر بیماری خصوصاً بوسیله بیماریهای قلبی ـ عروقی بسیار کمتر بود حتی این آمار نشان داد که تاثیر چای سبز بر روی زنان بیشتر از مردان می‌باشد.

 

فواید چای سبز

 

 

در زنان

در مردان

23٪ کاهش مرگ به دلیل هر بیماری

12٪ کاهش مرگ به دلیل هر بیماری

31٪ کاهش مرگ بدلیل بیماریهای قلبی ـ عروقی

22٪ کاهش مرگ بدلیل بیماریهای قلبی

62٪ کاهش مرگ بدلیل سکته

42٪ کاهش مرگ بدلیل سکته

 

 


همچنین در مطالعه‌ای که بر روی زنانی که از چای سبز مصرف می‌کردند و کسانیکه مصرف نمی‌کردند صورت گرفت مشاهده شد که ریسک ابتلاء به سرطان سینه در زنانی که چای سبز مصرف می‌نمودند 22٪ کمتر از افراد دیگر است.

 

 

جلوگیری از بیماری گرفتگی رگها

در ژاپن طی مطالعاتی جداگانه بر روی چای سبز به این نتیجه رسیدند که افرادی که 5 فنجان و یا بیشتر از 5 فنجان در روز چای سبز می‌نوشند 16٪ احتمال ریسک ابتلاء به گرفتگی رگها در آنها کمتر است. میزان وجود رادیکالهای آزاد در رگها،‌ کلید ابتلاء به بیماریهای قلبی ـ عروقی می‌باشد. آخرین تحقیقات نشان داده‌اند که کتچینهای موجود در چای سبز مانع از درگیر شدن آنزیمها در تولید رادیکالهای آزاد موجود در رگها می‌گردد.

 

مشاهده شده است که چای سبز بوسیله کاهش کلسترول بد(LDL)، تری گلیسیرید،‌لیپید پروکسایدLipid Proxides ( رادیکالهای آزادی که باعث تخریب کلسترول بد و چربیها می‌شود) و فیبرینوژن( پروتئینی که در خون وجود دارد و باعث لخته شدن خون می‌شود) ریسک ابتلاء به گرفتگی رگها را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود میزان کلسترول خوب بیشتر از کلسترول بد در بدن باشد.

 

تاثیر چای سبز روی افراد مبتلاء به تری گلیسیرید

تحقیقات نشان داده‌اند که مصرف چای سبز برای سلامت قلب افرادی که دارای تری گلیسیرید بالا هستند بسیار مفید می‌باشد. آزمایشات نشان داده‌اند کتچینهای موجود در چای سبز که با میزان مصرف نسبت مستقیم دارد(dose-dependently) مانع از فعالیت لیپاز پانکراس می‌شود(آنزیمی که بوسیله پانکراس ترشح می‌شود و چربیها را هضم مینماید.) در نتیجه این عملیات، سرعت شکستن چربیها و تبدیل آنها به تری گلیسیرید و همچنین افزایش تری گلیسیرید در خونی که بعد از صرف غذا اندازه گیری می‌شود بسیار آهسته صورت می‌گیرند.

با توجه به اینکه افرایش تری گلیسیرید بعد از خوردن غذا یکی از مشخصه‌های بیماری گرفتگی رگها است، نوشیدن 2 فنجان چای سبز همراه با غذا، بسیار مفید می‌باشد.

 

رقیق شدن خون و جلوگیری از لخته شدن آن

کتچینهای موجود در چای سبز بوسیله جلوگیری کردن از تشکیل مواد التهابی باعث رقیق شدن خون  و مانع از ایجاد لختگی در خون می‌شود که این مواد التهابی از اسیدهای امگا 6 بوجود آمده اند و در گوشت و سبزیجات روغنی غیر قابل اشباع نظیر ذرت و روغن سویا یافت می‌شوند.

 

به حداقل رساندن میزان صدمات وارد شده به مغز و قلب

طبق بررسی های انجام شده، چای سبز نه تنها تعداد سلولهای مرده قلب و مغز را بعد از حمله قلبی و یا سکته مغزی کاهش می‌دهد بلکه بوسیله (EGCG) که بنظر می‌رسد عامل اصلی در ایجاد سلامتی می‌باشد در تسریع بهبودی بعد از سکته و حمله قلبی کمک می‌نماید.

 

 

 

خواص چای سبز


در بررسیهایی که توسط محققین صورت گرفته است مشاهده شده است که چای سبز علاوه بر داشتن خواصی که قسمت قبل گفته شد فواید دیگری نیز دارد.

 

کاهش فشار خون و جلوگیری از ابتلاء به آن

تحقیقی که در سال 2004 در مجله پزشکی Archives of international Medicine چاپ شده حاکی از آن است که چای سبز از پیشرفت سرطان و گرفتگی رگها جلوگیری می‌کند.

 

دلیل به وجود آمدن هر دو بیماری رشد غیر طبیعی سلولهای بدن است .در گرفتگی رگها، سلولها ضخیم‌تر شده، حالت ارتجاعی خود را از دست می‌دهند و مانع از جریان یافتن راحت خون در رگها می‌گردند.

 

در سرطان، تقسیم سلولی که به صورت طبیعی انجام می‌گردد، ناگهان مختل شده و تقسیم سلولها از کنترل خارج می‌گردد. در این مورد چای سبز می‌تواند از تکثیر بیش از اندازه سلولها جلوگیری نماید.

 

کتچینهایی که در برگ جای سبز وجود دارد، اولین ایستگاه واسطه‌ای را که از طریق آن دستور رشد غیر طبیعی به سلولها فر ستاده می‌شود، از بین می‌برد و از روند بیماریهایی که به واسطه رشد غیر طبیعی سلولها ایجاد می‌شود، جلوگیری و یا ممانعت می‌کند.

 

حفاظت در مقابل انواع سرطان

چای سبز ار ابتلاء به بیماریهای ذیل جلوگیری می‌کند:

سرطان پروستات

سرطان سینه

سرطان تخمدان

تومور مغزی در کودکان

سرطان کیسه صفرا ومجاری صفراوی

سرطان روده بزرگ             

سرطان ریه

سرطان مثانه

 

چگونه چای سبز از ابتلا به سرطان جلوگیری می‌کند؟

وجود کتچین در چای سبز حدوداً پنج برابر بیشتر از چای سیاه می‌باشد ، این ماده آنزیم دی‌هیدروفولات (DHFR) را که سلولهای سرطانی برای رشد به آنها نیاز دارند، کاهش می‌دهد و دارویی بسیار مفید برای جلوگیری از سرطان به شمار می‌آید.

 

چای سبز و دیابت نوع 2

مطالعاتی که بر روی چای سبز انجام شده، نشان داده است که مصرف چای سبز همچنین از ابتلاء به دیابت نوع 2 جلوگیری می‌نماید.

 

مصرف چای سبز میزان حساسیت به انسولین در دیابت نوع 2 را نیز بیشتر می‌کند. مطالعات جدید نشان داده‌اند که چای سبز در افراد مبتلا به دیابت حساسیت انسولین و تحمل گلوکز را بهبود می‌بخشد.

 

در یکی از آزمایشاتی که بر روی موشهای دیابتی انجام گرفت نتایج جالبی به دست آمده است؛ بعد از مصرف چای سبز به مدت 12 هفته؛ میزان گلوکز، انسولین، تری گلیسیرید و اسیدهای چرب آزاد در خون موشها کاهش یافت و توانایی آنها در جذب انسولین افزایش پیدا کرد.

 

در مطالعات دیگری که به مدت 12 هفته انجام گرفت موشهای دیابتی به سه گروه تقسیم شدند، گروه اول از غذای مخصوص موشها و آب تغذیه می‌کردند(گروه کنترل شده)، گروه دوم از مواد حاوی فروکتوز بالا (نوعی قند موجود در مواد) و آب تغذیه می‌کردند(گروه فروکتوز) و رژیم گروه سوم موادی حاوی فروکتوز و چای سبز بود(گروه چای سبز)

 

در پایان تحقیقات، درگروه دوم، قند خون، انسولین و فشار خون بالا مشاهده گردید، در حالیکه در گروهی که همراه با فروکتوز چای سبز مصرف کرده بودند، هر سه مورد بالا در حد کنترل شده‌ای باقی مانده بود.

 

موارد دیگری که مصرف چای سبز برای آنها مفید است عبارتند از:

بیماریهای کلیوی

افزایش استحکام استخوان

تسریع در کاهش چربی

افزایش تحمل در ورزش وفعالیتهای بدنی

بیماریهای استخوانی و بیماریهای مربوط دهان و دندان

بیماری آلزایمر و پارکینسون

آنفولانزا

 

منبع:seemorgh.com

 

 

شنبه 16 شهریور 1392 :: 22:58 ::  نويسنده : aminataie

 

 

 

حقیقت این است كه اكثریت خال ها و لكه های پوستی خوش خیم هستند و خطر ابتلا به سرطان پوست در آنها بسیار كم است.

هر خالی كه دارای یك یا چند نمای غیر معمول باشد، باید برداشته شود؛ مانند عدم تقارن ضایعه، نامنظم بودن حاشیه، یكنواخت نبودن رنگ خال و یا اندازه ی بیش از 7 میلیمتر.

خال هایی كه در سنین بالا به رشد خود ادامه می دهند یا دچار تیرگی رنگ و تغییر شكل می شوند را باید برداشت.

قبلا بعضی از پزشكان توصیه می كردند كه خال هایی كه در معرض اصطكاك یا تحریك مداوم هستند، مثل خال هایی كه در ناحیه ریش آقایان هستند یا خال هایی كه در ناحیه كمربند یا آرنج قرار دارند به علت اینكه احتمال بدخیم شدن را دارند باید برداشته شوند كه امروزه چنین اعتقادی وجود ندارد.

بعضی خال ها بدمنظره و ناخوشایند هستند و بیمار از لحاظ زیبایی یا به اصرار اطرافیان جهت عمل جراحی خال صورت مراجعه می كنند كه برداشتن خال در این موارد باید با دقت و رعایت اصول جراحی جهت باقی نماندن یا به حداقل رساندن خطر جوشگاه عمل انجام شود.

هر لكه، خال یا ضایعه پوستی كه به طور ناگهانی دچار تغییر در اندازه، شكل یا رنگ شود یا دچار خونریزی، خارش، درد یا زخم شود، بایستی توسط پزشك مورد بررسی قرار گیرد.

ممكن است متخصص پوست به بیمار اطمینان بدهد كه خال مورد نظر خطرناك نیست و نیازی به عمل یا نمونه برداری ندارد و یا این كه پزشك اقدام به نمونه برداری یا برداشتن ضایعه كند و در صورتی كه مشخص شود كه خال تغییرات بدخیمی دارد، بر حسب عمق و پیشرفت ضایعه بایستی با حاشیه ی مشخصی ضایعه به طور كامل برداشته شود و جهت پاتولوژی فرستاده شود.

اگر بعد از برداشتن، خال مجددا عود كرد حتما بایستی به پزشك مراجعه كرد. احتمالا اسكار(باقی ماندن جای خال) بعد از عمل خال، بستگی به مهارت پزشك و نوع ترمیم پوست بیمار دارد.

بعضی از افراد مستعد تشكیل پوست اضافه در محل عمل جراحی هستند و در بعضی نقاط بدن خطر تشكیل جوشگاه محل عمل زیادتر است.

در مورد خال های بزرگ روش هایی وجود دارد كه باعث محو كردن كامل خال نمی شود، ولی از نظر ظاهری وضعیت بهتری به وجود می آورد؛ مثل لایه برداری (پیلینگ)، درم ابرژن و لیزر كه باعث كم رنگ تر شدن خال می شوند، ولی معمولا موقتی بوده و خطر ابتلا به سرطان پوست (ملانوما) را كم نمی كند.

 

 

ملانوم بدخیم

این سرطان بدخیم ترین سرطان پوست است. اگر چه ملانوم بدخیم فقط 5 درصد سرطان های پوستی را تشكیل می دهد، اما شایع ترین علت مرگ در اثر بیماری های پوستی است.

شیوع ملانوما در دهه های اخیر رو به افزایش است، به طوری كه در دنیای صنعتی به عنوان یك سرطان شایع مطرح می باشد و در زنان پس از سرطان ریه مرتبه ی دوم را كسب كرده است. ملانوم در دوران كودكی و نوجوانی نادر بوده و سن شایع آن 60 سالگی است.

در حال حاضر علت اصلی ملانوم ناشناخته است، ولی فاكتورهای متعددی از قبیل فاكتورهای ژنتیكی، تابش اشعه ی ماوراء بتفش و تماس های محیطی در بیماری دخیل است. استفاده از منابع مصنوعی تولید اشعه ماوراء بنفش و لامپ های نوسانی نیز به عنوان فاكتورهای مساعد كننده محسوب می شوند.

اشعه آفتاب نقش عمده ای در ایجاد ملانوم دارد. بهترین فاكتور محیطی در علل ایجاد ملانوم، اشعه آفتاب است. نوع اشعه بیشتر از نوع اشعه ی ماوراء بنفش نوع B است. تابش متناوب و شدید آفتاب به ویژه در كودكی كه منجر به آفتاب سوختگی می شود، فرد را مستعد ابتلا به ملانوم می كند.

 

             

 

 


 

ارتباط خال ملانوستیك و ملانوم بدخیم

درباره سرطانی شدن خال های ملانوستیك مطالعاتی در سراسر جهان انجام شده است. حدود 25 تا 50 درصد ملانوم ها روی خال های ملانوستیك اكتسابی ایجاد می شود، ولی از آنجا كه هر انسان بالغ 30-20 خال اكتسابی دارد، در مقایسه با شیوع ملانوم بدخیم می توان گفت كه اغلب خال های اكتسابی در شرایط معمولی، سرطانی نمی شوند.

دو گروه از خال های ملانوستیك بیشتر خطر سرطانی شدن دارند كه خال های مادرزادی یا خال هایی كه در موقع تولد وجود دارد از این دسته اند. هر خال مادرزادی اعم از كوچك و بزرگ می تواند به سرطان تبدیل شود، اما این خطر در خال های خیلی بزرگ مادرزادی به خصوص خال هایی كه قسمت وسیعی از تنه را پوشانده اند بیشتر است. گروه دوم نیز خال های دیس پلاستیك است كه در مطلب " آیا خال ها خطرناک هستند؟" در مورد آنها توضیح داده شده است (لینک این مطلب در پایین صفحه است).

خال اصولا خوش خیم است و به جز خال های مادرزادی و خال های دیس پلاستیك، سایر خال ها اغلب بدون خطر هستند.

به طور كلی خطر ایجاد ملانوم بدخیم در نژاد سفید پوست، افرادی كه تماس بیش از حد با نور خورشید دارند، حساسیت به نور خورشید، ضعف سیستم ایمنی، سابقه ملانوم جلدی یا وجود سابقه ملانوم در خانواده بیشتر از گروه های دیگر است.

در خاتمه باید گفت خال ها دارای انواع گوناگونی هستند و در تشخیص آنها حتما باید به ملانوم بدخیم توجه داشت.

خال اصولا خوش خیم است و به جز خال های مادرزادی و خال های دیس پلاستیك، سایر خال ها اغلب بدون خطر هستند. در صورت هر گونه تغییری در اندازه، رنگ، قوام سطحی خال و پیدایش درد، خارش و خونریزی حتما باید مورد توجه قرار گیرد و در صورت بروز هر یك از تغییرات فوق بایستی به متخصص پوست مراجعه شود كه در صورت شک پزشك به بدخیمی خال، نمونه برداری یا برداشتن ضایعه انجام خواهد شد.

دکتر محمد علی نیلفروش زاده- متخصص پوست، مو و زیبایی

شنبه 09 شهریور 1392 :: 13:43 ::  نويسنده : aminataie

تنگی نفس را جدی بگیرید

 

 

 


هر گونه احساس ناخوشایند در فرایند تنفس را تنگی نفس می‌گویند. بیماری‌های تنفسی و قلبی‌عروقی در ابتلا به تنگی نفس، نقش عمده‌ای دارند.

 


 

هر فرد در شبانه روز به طور متوسط 12 بار در دقیقه به صورت ناخودآگاه دم و بازدم انجام می‌دهد که از آن مطلع نیست، بنابراین وقتی فرد فرآیند تنفس خود را احساس می‌کند، یعنی تنفس او از حالت عادی خارج شده است.

 

تنگی نفس یک بیماری نیست، بلکه علامتی از یک بیماری است. تنگی نفس انواع مختلفی دارد و در افزایش تعداد و عمق تنفس، خمیازه کشیدن، احساس سنگینی روی سینه و یا خستگی زودرس در بالا رفتن از پله و سر بالایی خود را نشان می‌دهد.

 

چه بیماری‌هایی باعث تنگی نفس می‌شوند؟

دستگاه تنفسی و دستگاه قلبی عروقی در بروز تنگی نفس سهم بزرگی دارند، لذا بیماری‌های ریوی و قلبی عروقی به عنوان سر دسته اصلی بروز تنگی نفس هستند. نارسایی کلیه، کم خونی و حملات همراه با اضطراب نیز از عوامل کمتر شایع در بروز تنگی نفس هستند.

 

آسم و بیماری انسدادی مزمن ریوی از مهم‌ترین بیماری‌های ریوی موثر در ایجاد تنگی نفس هستند، البته بیماری‌هایی مانند بیماری پرده جنب، آمبولی ریه، عفونت‌های ریه و بیماری‌های ناشایع دیگر هم می‌توانند در این زمینه موثر باشند.

از میان بیماری‌های قلبی عروقی شایع و موثر در بروز تنگی نفس به بیماری‌های عروقی قلب، بیماری‌های دریچه‌ای و نارسایی قلبی می‌توان اشاره کرد.

 

علت بروز تنگی نفس با شریط اختصاصی افراد مانند شرایط سنی، جنسی، مدت و نوع تنگی نفس و سابقه وجود بیماری خانوادگی فرد و تاریخچه‌ای که فرد در شرح حال و معاینه خود بیان می‌کند ارتباط دارد؛ به طور مثال در فرد جوانی که سابقه آلرژی در خود و فامیل و تنگی نفس با علائم آلرژی و حساسیتی داشته باشد، بدون سابقه مصرف سیگار، احتمال ابتلا به بیماری آسم وجود دارد.

در فردی 50 ساله و سیگاری و بدون سابقه آسم و آلرژی، احتمال بیماری انسدادی مزمن ریه وجود دارد و در فردی که کاهش وزن و خلط خونی پیدا کرده و سابقه مصرف سیگار دارد، تنگی نفس ممکن است نشانه بیماری سرطان ریه باشد.

در مجموع با توجه به شرایط خاص فرد می‌توان بدون آزمایش گرفتن، بیشترین عامل تنگی نفس فرد را تشخیص داد، البته برای اطمینان کامل، لزوم انجام برخی آزمایش‌ها و معاینات نیز وجود دارد.

دانشمندان می‌گویند افرادی که دچار تنگی نفس هستند در مقایسه با آن‌ها که درد قفسه‌سینه دارند، ممکن است بیشتر در معرض خطر مرگ ناشی از بیماری قلبی قرار بگیرند

 

در برخی مواقع افراد زمینه برخی بیماری‌ها را دارند و یا به بیماری‌هایی مبتلا هستند که با قرار گرفتن در شرایط مساعد، بیماری تشدید و به مرحله بروز می‌رسد؛ مثلا فردی که زمینه آسم و آلرژی را دارد، به محض قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا، سرما و ماده بویایی آلرژی زا استعداد نهفته خود را برای آسم و آلرژی نشان می‌دهد و این به این معنی است که فرد قبلا دچار این بیماری بوده و هم اکنون در شرایط مساعد بروز این بیماری قرار گرفته است.

 

تنگی نفس به لحاظ شدت و ضعف درجه بندی می‌شود و از درجه یک تا چهار متغیر است. درجه یک به مرحله‌ای اطلاق می‌شود که فرد در هنگام انجام فعالیت‌های عادی دچار تنگی نفس می‌شود و درجه چهارم مرحله ای است که فرد در هنگام استراحت نیز تنگی نفس دارد.

 

تنگی نفس را حتما درمان کنید

هیچ بیماری‌ای وجود ندارد که در صورت عدم درمان پیشرفت نکند. تنگی نفس نیز در صورت عدم تشخیص و درمان، به تدریج به مرحله‌ای خواهد رسید که فرد را در حالت استراحت نیز درگیر می‌کند.

درصد زیادی از بیماری‌ها قابل درمان و کنترل هستند. آسم به عنوان یکی از عوامل تنگی نفس در صورت عدم درمان، سبب کاهش حجم ریه و سفتی ریه می‌شود، بنابراین مراجعه و تشخیص هر چه سریع‌تر مشکل، در جلوگیری از پیشرفت بیماری موثر است و از عوارض احتمالی آن پیشگیری می‌کند.

اشتباه بسیار رایج در جامعه این است که افراد با شرایط جسمی نامساعد خود کنار می‌آیند و تلاشی در جهت از بین بردن مشکل نمی‌کنند؛ به طور مثال اگر فردی فعالیتی را در گذشته به راحتی انجام می‌داده و هم اکنون در انجام آن مشکل دارد، با یک استراحت کوتاه در حین فعالیت، مشکل خود را نادیده می‌گیرد و سعی در شناسایی عامل مشکل و درمان آن نمی‌کند.

 

تنگی نفس می‌تواند نشانه خطرناکی باشد

دانشمندان می‌گویند افرادی که دچار تنگی نفس هستند در مقایسه با آن‌ها که درد قفسه‌سینه دارند، ممکن است بیشتر در معرض خطر مرگ ناشی از بیماری قلبی قرار بگیرند.

به گزارش مدلاین پلاس، محققان دریافته‌اند مبتلایان به تنگی نفس به میزان قابل ملاحظه‌ای مرگ ناشی از بیماری قلبی را تجربه می‌کنند.

افراد اغلب تنگی نفس را یک نشانه جدی تلقی نمی‌کنند، اما به ویژه در کسانی که دارای عوامل خطر بیماری‌های قلبی هستند و افرادی که بیماری ریوی ندارند، شاید تنگی نفس تنها نشانه وجود بیماری جدی قلبی‌عروقی باشد.

محققان می‌گویند احتمال مرگ در افرادی که مشخص شده بیماری عروق کرونر ندارند، اما دچار تنگی نفس بوده‌اند، چهار برابر بیماران بدون علامت و دو برابر بیمارانی است که درد قفسه‌سینه داشته‌اند.

محققان می‌گویند شاید علت این باشد که پزشکان احتمالا بیماران دارای درد قفسه‌سینه را بیشتر به جراحی بای‌پس یا آنژیوپلاستی توصیه می‌کنند.

فرآوری : نیره ولدخانی

بخش سلامت تبیان

جمعه 25 مرداد 1392 :: 13:53 ::  نويسنده : aminataie

اختلالات خوردن

اختلالات خوردن، دسته‌ای از اختلالات روان‌شناختی است که در آنها به نوعی مساله‌ خوردن مطرح می‌شود؛ زیادخوردن، کم‌خوردن، کنترل‌نکردن و.... اما در اصل مشکل اصلی خوردن نیست که در این نوشته به چند مورد پرداخته می‌شود.

 

 

بی اشتهایی عصبی

برخلاف نام این اختلال، مشکل واقعی مبتلایان به آن بی اشتهایی نیست، بلکه آنها بشدت از افزایش وزن یا چاق شدن می ترسند. تصویری که این افراد از شکل و اندازه بدن خود دارند بسیار غیرواقعی است. به عنوان مثال با وجود لاغری شدید، همواره ترس زیادی از افزایش وزن یا چاق شدن دارند. ممکن است برای اندازه گیری وزن بدنشان از فنون مختلفی از جمله وزن کردن مکرر خود، اندازه گیری وسواسی اندام ها و استفاده مستمر از آینه برای بازبینی قسمت هایی که چاق تصور می شود، استفاده کنند. از دست دادن تدریجی وزن در زنان مبتلا به این اختلال باعث توقف قاعدگی آنها می شود که در صورت رخ ندادن حداقل سه دوره قاعدگی، این اختلال تشخیص داده می شود. درباره مردان، کاهش میل جنسی و سطح تستوسترون جایگزین این ملاک در زنان است. بسیاری از بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی با این که ممکن است بشدت لاغر و ضعیف شوند، انکار می کنند در رابطه با وزن خود مشکل دارند. در واقع به وزن کم خود افتخار می کنند. برای مخفی کردن لاغری خود دست به هر کاری می زنند؛ لباس گشاد می پوشند یا گاهی با حمل کردن اجسام بزرگ قصد دارند خود را سنگین تر از آنچه هستند نشان دهند، یا اگر قرار باشد در محیطی مانند بیمارستان وزن شوند، امکان دارد مقدار زیادی آب بنوشند تا به صورت موقت وزن خود را بالا ببرند.

دو نوع بی اشتهایی عصبی وجود دارد: نوع محدودکننده و نوع پرخوری/ تخلیه کننده.

تفاوت اصلی بین این دو نوع مربوط به تفاوت در شگردهایی است که بیماران برای کاهش وزن خود از آنها استفاده می کنند. در نوع محدودکننده، برای کم کردن مقدار غذایی که خورده می شود، تلاش زیادی صورت می گیرد و مصرف کالری ها به دقت کنترل می شود یا با اعمال فعالیت های ورزشی شدید خود را لاغر نگه می دارند. مبتلایان به این نوع بی اشتهایی عصبی اغلب سعی می کنند از خوردن در حضور دیگران خودداری کنند. وقتی آنها پشت میز غذاخوری هستند، بیش از حد آهسته می خورند، غذای خود را به قطعه های بسیار کوچک تقسیم می کنند و مخفیانه غذا را دور می ریزند.

در نوع پرخوری/ تخلیه کننده، بیمار ابتدا پرخوری می کند (یعنی بدون کنترل از غذایی بیش از آنچه افراد در زمان یکسان و تحت شرایط یکسان می خورند، استفاده می کند. برای مثال امکان دارد فرد چند عدد بستنی، یک پاکت شیرینی خشک و کیک شکلاتی کاملی را در یک وعده پرخوری، بخورد). سپس برای از بین بردن کالری های مصرف شده به رفتارهای نامناسبی دست می زند (برای مثال خود را وادار به استفراغ می کند یا از داروهای ملین یا مدر استفاده می کند). البته بسیاری از افراد طی دوره بیماری خود هر دو روش شرح داده شده را تجربه می کنند.

پرخوری عصبی

این اختلال با پرخوری و انجام اقداماتی مانند استفراغ عمدی و تمرین های ورزشی شدید و افراطی برای جلوگیری از افزایش وزن مشخص می شود. این اختلال، شباهت زیادی با نوع پرخوری/ تخلیه کننده بی اشتهایی عصبی دارد، اما آنچه نشانه تشخیص و متمایزکردن این دو اختلال از یکدیگر است، وزن فرد است. فرد مبتلا به بی اشتهایی عصبی بشدت لاغر است، در صورتی که درباره فرد مبتلا به پرخوری صدق نمی کند. با این که هر دو گروه افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی، ترس شدیدی از چاق شدن دارند، برخلاف بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی، بیماران مبتلا به پرخوری عصبی معمولا وزن طبیعی دارند یا گاهی اندکی اضافه وزن خواهند داشت.

پرخوری عصبی معمولا با ایجاد رژیم غذایی که انگیزه آن میل به ترکه ای بودن است، آغاز می شود. فرد در مراحل اولیه، غذاهای کم کالری می خورد، اما به مرور زمان، محدودکردن رژیم غذایی بتدریج از بین می رود و فرد خوردن غذاهای ممنوع شده را آغاز می کند. این غذاها معمولا غذاهای سبک و دسرهایی مانند چیپس سیب زمینی، پیتزا، کیک، بستنی و شکلات را شامل می شود. کسی که به پرخوری عصبی مبتلاست، ممکن است در یک روز تا 4800 کالری مصرف کند! فرد بعد از پرخوری، برای این که شکست خویشتنداری خود را مدیریت کند، استفراغ کردن، روزه گرفتن، ورزش کردن افراطی یا سوءاستفاده از ملین ها را آغاز می کند. پرخوری عصبی برای خیلی از بیماران به علت پرداخت صورتحساب های سنگین برای غذا، ایجاد مشکلات اقتصادی را نیز به همراه دارد. بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی معمولا جدی بودن مشکل خود را انکار می کنند، در مقابل، تنها چیزی که در ذهن بیمار مبتلا به پرخوری عصبی وجود ندارد آسودگی خیال است. آنها به دلیل نداشتن کنترل بر رفتار پرخوری خود، احساس شرم، گناه، خودکم بینی و تلاش برای پنهانکاری دارند.

این اختلال نیز شامل دو نوع تخلیه کننده و غیرتخلیه کننده است. در نوع تخلیه کننده، فرد از روش هایی مانند استفراغ کردن و استفاده از ملین ها برای جلوگیری از افزایش وزن و خنثی کردن اثر پرخوری استفاده می کند، اما در نوع غیرتخلیه کننده، امکان دارد فرد روزه بگیرد یا ورزش کند، اما استفراغ نمی کند و از ملین ها و مدرها استفاده نمی کند.

سن شروع، میزان شیوع

بی اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی، معمولا پیش از نوجوانی روی نمی دهد. با این حال در برخی موارد اختلالات خوردن، بخصوص بی اشتهایی عصبی را حتی در کودکان هفت ساله نیز شناسایی کرده اند. بی اشتهایی عصبی به احتمال زیاد در پانزده تا نوزده سالگی ایجاد می شود، پرخوری عصبی اغلب اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع می شود. برخلاف این تصور اشتباه که اختلالات خوردن، مختص سنین جوانی است، این اختلالات حتی در سنین سالخوردگی نیز مشاهده شده است. میزان شیوع بی اشتهایی عصبی در میان زنان تقریبا 5/0 درصد است و در مردان تقریباً یک دهم زنان است. بروز بی اشتهایی عصبی ظاهرا در دهه های اخیر افزایش یافته است.

شیوع پرخوری عصبی در میان زنان تقریبا یک تا 3 درصد است و در مردان تقریبا یک دهم زنان است. در واقع میزان شیوع این اختلال ها بسیار کم است. همان گونه که از آمارها پیداست، با این که اختلال های خوردن در مردان نیز روی می دهد، در زنان بسیار شایع تر است. به طوری که اشاره شد، در ازای هر مرد مبتلا به اختلال خوردن، ده زن به آن مبتلا هستند.

آسیب های جسمانی و روانی مبتلایان

در افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی، موی سر و همچنین ناخن ها، نازک و شکننده و پوست بسیار خشک می شود و موهای کرک مانند روی صورت، گردن، بازوها، پشت و پاها شروع به رشد کردن می کند. پوست خیلی از بیماران، مخصوصا روی کف دست آنها، به زردی متمایل می شود. با سرما مشکل دارند و دست ها و پاهای آنها اغلب سرد و کبود است. پوکی استخوان در بیماران مبتلا به بی اشتهایی روانی بسیار شایع است. به همین دلیل، بیماران مدام دچار شکستگی و بدشکلی استخوان می شوند. به علت فشار خون پایین، احساس خستگی، ضعف و سرگیجه دارند. کمبود ویتامین نیز ممکن است وجود داشته باشد. حتی ممکن است افراد مبتلا به این اختلال از بی نظمی های قلبی بمیرند.

سایر آسیب های روانی که ممکن است با این اختلال مشاهده شوند: افسردگی و همچنین وسواس فکری ـ عملی از مشکلات شایع افرادی است که به اختلال بی اشتهایی و پرخوری عصبی دچار هستند. ترس از موقعیت های اجتماعی (برای مثال خوردن در جمع) نیز در این افراد وجود دارد.

همچنین در افراد مبتلا به اختلال پرخوری عصبی و نوع پرخوری/ تخلیه کننده اختلال بی اشتهایی عصبی، سوءمصرف مواد و الکل مشاهده شده است. در ضمن برخی از افراد مبتلا به این اختلالات دارای سابقه اقدام به خودکشی و مشکلات شخصیتی عمیق (مانند شخصیت دوری جو یا مردم گریز و کمالگرا) هستند.

علت چیست؟

1 ـ وراثت و عوامل زیستی: گرایش مبتلا شدن به اختلال خوردن در خانواده های این افراد جریان دارد. خویشاوندان تنی افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی یا پرخوری عصبی، خودشان به میزان بالایی دچار این اختلال هستند. همچنین وجود بی نظمی در نوعی انتقال دهنده عصبی به نام سروتونین که اشتها و رفتار تغذیه را تنظیم می کند، در بروز این اختلال نقش دارد.

2 ـ تأثیرات همسالان و رسانه های گروهی: تحقیقات نشان می دهد فشارهای اجتماعی و معیارهایی که برای لاغری از طرف جامعه، گروه همسالان و همچنین رسانه های گروهی بر افراد اعمال می شود، نقش مهمی در بروز این اختلال دارد.

3 ـ خانواده: انعطاف ناپذیری، محافظت بیش از حد والدین، کمالگرایی، کنترل افراطی و اختلاف زناشویی بین والدین، نمونه هایی از رفتارهای نابهنجار رایج در خانواده های افراد مبتلا به این مشکلات است. به علاوه، بسیاری از والدین بیماران مبتلا به اختلال های خوردن در رابطه با رژیم گرفتن، تأکید بیش از اندازه بر لاغری و ظاهر جسمانی خوب دارند.

4 ـ عوامل فردی: به همان میزان که فرد لاغر بودن را معیار جذاب، محبوب و شاد بودن بداند، احساس بسیار بدی از اضافه وزن خود دارد و در نتیجه سعی در کاهش وزن خواهد کرد. یکی دیگر از عوامل فردی دخیل در اختلال خوردن، نارضایتی از بدن است. به زبان ساده تر، اگر آن طور که به نظر می رسیم را دوست نداشته باشیم، در این صورت احساس بدی درباره خودمان خواهیم داشت و سعی می کنیم وزن خود را پایین بیاوریم تا بهتر به نظر برسیم. از نظر تئوری های عمیق روان شناختی، این نارضایتی از خود (که معمولا فقط هم درباره وزن نیست و این افراد در سایر بخش های خود نیز احساس نارضایتی دارند)، نشانه احساس یک خلأ درونی توسط آنهاست که به نوعی فرد، به واسطه خوردن یا اشتغال ذهنی با خوردن و مقاومت در برابر خوردن، سعی در پر کردن آن خلأ دارد.

کمالگرایی (نیاز به این که اوضاع بی عیب و نقص باشد) عامل خطر مهم دیگری در بروز این اختلال است و افراد کمالگرا، معیارهای سرسختانه و دقیقی برای لاغری خود دارند که باید براساس آن عمل کنند.

درمان

در کنار منشأ زیستی و ژنتیکی به نظر می رسد مسأله اصلی درباره مشکلات خوردن، احتمالا موضوعات زیربنایی تری مثل نارضایتی از خود است که باید به بررسی علل و منشأ آن پرداخت. مشکل در ارتباط با افراد مهم زندگی، انتظارات کمالگرایانه آنها و حالا خود فرد و بسیاری فرضیه های دیگر ازجمله این احتمالات هستند. درمان اختلال های خوردن در موارد شدید بسیار دشوار است و میزان بازگشت علائم بیماری بالاست، اما در دوره بسیار طولانی، بهبودی امکان پذیر است. با توجه به آنچه گفته شد، طیفی از روش های درمانی برحسب سبب شناسی برای این بیماران به کار می رود که عبارتند از:

دارودرمانی: معمولا برخی داروها ازجمله داروهای ضدافسردگی در درمان بیماران مبتلا به اختلالات خوردن مفید تشخیص داده شده است. به نظر می رسد داروهای ضدافسردگی، خلق بیماران را بهبود می بخشد، حساسیت آنها را به شکل و وزن بدن کاهش می دهد و موجب تعدیل مشکلات خوردن خواهد شد.

درمان شناختی ـ رفتاری: در این درمان بیشتر روی عقاید غیرواقعی و تحریف شده ای که در ذهن بیمار نقش بسته است تمرکز می شود. این عقاید بیشتر حول محور وزن، غذا و همچنین خود فرد می گردد (عقاید نادرستی از قبیل این که در صورتی که لاغر نشوم، افراد مرا طرد خواهند کرد).

خانواده درمانی: درباره نوجوانان مبتلا به بی اشتهایی عصبی، اکنون خانواده درمانی، به میزان بسیاری مورد استفاده قرار می گیرد. در خانواده درمانی، درمانگر با والدین کار می کند تا آنها کمک کنند بیمار دوباره خوردن را آغاز کند. درمانگر وعده های غذای خانواده را مشاهده و والدین را ترغیب می کند درباره خوردن فرزندشان به صورت یک تیم عمل کنند. بعد از این که بیمار افزایش وزن را آغاز کرد، به سایر مسائل و مشکلات خانواده پرداخته می شود و در نهایت درمانگر به بیمار کمک می کند روابط مستقل تر و سالم تری را با پدر و مادرش برقرار کند.

چند نکته راهنما

برخی نکاتی که اجرای آنها توسط خود فرد و خانواده در پیشگیری و درمان اختلال خوردن در کودکان مؤثر تشخیص داده شده است، عبارتند از:

ـ فرزندتان را به خاطر آنچه هست بپذیرید و تحسین و تأیید کنید.

ـ ملاک شما برای تحسین فرزندتان همه نقاط قوت شخصیتش باشد، نه فقط تأکید بر ظاهر و زیبایی او.

ـ غذا خوردن مناسب را تشویق کنید، نه رژیم گرفتن را.

ـ ظاهر و اندازه بدن فرزندتان را با دیگر همسالانش مقایسه نکنید.

ـ نقایص ظاهری فرزندتان را به سخره نگیرید و در او احساس شرم و گناه ایجاد نکنید.

ـ بیش از حد حمایتگر و سختگیر نباشید و اجازه دهید حس استقلال و تصمیم گیری در فرزندتان رشد کند.

ـ فرزندتان را به خاطر رفتارهای نامناسب غذا خوردنش سرزنش نکنید و به تهدید و تنبیه متوسل نشوید. به جای آن سعی کنید نگرانی های خود را به او ابراز کنید (مثلا به جای ضمیر تو از ضمیر من استفاده کنید، برای مثال به جای این که به او بگویید: «تو خیلی بدغذا هستی»، بگویید: «من از این که به مقدار کافی غذا نمی خوری نگران سلامت ات هستم.»)

ـ کمی دقت نشان می دهد مشکلات خوردن با استرس ها و مسائل روان شناختی ارتباط تنگاتنگی دارد. کنترل و پرداختن به آنها باید در خط اصلی درمان قرار گیرد. / ضمیمه سیب

دکتر مریم اسماعیلی نسب/روان شناس

0 0 

 

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران