داروسازان
مطالعات جدید پزشکی
چهارشنبه 02 دی 1394 :: 05:49 ::  نويسنده : aminataie

- سالهاست که متخصصان علم اعصاب به نحوه یادگیری درمغزانسان پی برده اند. این افراد متوجه شدند که نه تنها هرنوع یادگیری یک نوع تغییر مولکولی و سلولی در مغز انسان بوجود می آورد، بلکه بعضی از یادگیری ها می تواند ساختار و کارکرد قبلی مغزما را تغییر داده و به آن شکل جدیدی بدهد. درعلم اعصاب این دومی را پلاستیسیتی (Plasticity) می گویند. پلاستیسیتی یک نوع توانایی مغزی است که مثلا بهبود حرکتی در یک فرد سکته مغزی را بعد از مدتی، توجیه می کند. امروزه با استفاده از روشهای تصویر برداری جدید و نیز رنگ آمیزی جدید در آزمایشگاه، ما مطمئنیم که مثلا یادگیری یک نوع رفتار، تغییرات سلولی و بیوشیمی خاصی را تولید می کند که به قول علمای اخلاق، آن رفتار در وجود انسان نهادینه می شود. همینطور در بیولوژی سلولی شناخت ثابت شده است که ساخت یک ایده فکری یا حتی فکر کردن به یک موضوع خاص، باعث تغییرات مولکولی و سلولی خاصی در مغز می شود. متخصصان علم اعصاب چنین نتیجه گیری کرده اند كه شناخت انسانی، اساسی کاملا بیولوژیک دارد و هر چه ارتباطات نورونی مغز انسان بین مراکز درک، تکلم و حرکت بیشتر باشد قدرت شناخت فکری انسان بالاتر است. جالب است بدانیم که هرچه ایده های انسانی انتزاعی تر باشند نیاز به ساختار ارتباطی قوی تر مغزی دارند و مغز ی قادر به انتزاعی فکر کردن است که واجد این ارتباطات پیچیده نورونی باشد.

3- امروزه مطالعات در مورد یادگیری مغزانسان بسیار وسیعتر از نظریات رفتارگرایان قرن نوزدهم است. هرچند متخصصان ثابت کرده اند که بسیاری از رفتارهایی که انسان آنها را یاد می گیرد مثل عادت، حساسیت و شرطی شدن اساس مولکولی و نورونی درمغزانسان دارند.

مثال ساده یادگیری، عادت (habituation) می باشد. در آزمایشگاه با استفاده از روشهای رنگ آمیزی سلولی (نورونها) مشخص شد وقتی حیوانی به یک رفتار عادت می کند ارتباطات نورونی (سینا پس نورون حسی به حرکتی) کاهش پیدا می کند و به تدریج میزان ماده انتقال دهنده (نوروترانسمیتر) در محل اتصال از یک فرد نرمال کمتر می شود. در جهت عکس وقتی موجودی به یک نوع رفتارحساس می شود (Sensitization) این اتصالات افزایش پیدا می کند. بخش عمده ای از یادگیری مربوط به حافظه (Memory) می باشد. امروزه ثابت شده است که درمغزانسان دو نوع کلی حافظه وجود دارد. نوعی از حافظه همان چیزی است که در نزد مردم عادی مشخص می شود وعمدتا مربوط به یادآوری آگاهانه مطالب یاد گرفته شده قبلی است (explicit) و نوعی از حافظه مربوط به ناخود آگاه است که عمدتا شامل بسیاری از رفتارهای یادگرفته شده قبلی یا مهارتهای قبلی مثل رانندگی می باشد. فردی که رانندگی را یادگرفته نیازی نیست که اعمال انجام شده را هرلحظه در ذهن خود مرور کند این نوع حافظه راحافظه درونی (implicit) می گویند. متخصصان متوجه شدند که در جریان یادگیری وقتی ما مطلبی را در حافظه کوتاه مدت ذخیره می کنیم که حداقل 1 ساعت در مغزمی ماند تغیییر فیزیولوژیک یا ساختار در مغز بوجود نمی آید. ولی وقتی این مطلب با چند بار تکرار وارد حافظه بلند مدت ما می شود حتما نیاز است که پروتئینهای جدیدی در محل اتصال نورونی بوجود آید. این متخصصان متوجه روشی شدند که مغز دراین پروسه بکار می برد و نام آنرا نیرومند سازی بلند مدت (Long Term Potentiation) یا به اختصار LTP گذاشتند. سلولهای قسمت مربوط به حافظه در مغز با استفاده از روش LTP قادرند که مطالب یاد گرفته شده را وارد حافظه بلند مدت کنند.

4- همه ما شنیده ایم که مختصری علاقه وهیجان، سرعت و شدت یادگیری را زیاد می کند. امروزه با استفاده از تکنیکهای آزمایشگاهی ذکر شده، مشخص شده است که هیجان(emotion) می تواندLTP را تشدید کرده و یا طولانی تر کند. مرکز هیجان در انسان هسته آمیگدال می باشد که با قسمتهای مربوط به حافظه یعنی هیپوکامپ کنار هم قرار گرفته اند و ارتباطات نورونی زیادی با هم دارند. فعال شدن نورونهای آمیگدال باعث طولانی تر شدن Firing نورونهای حافظه با استفاده از LTP می شوند (ما درمقالات آینده به طور مستقل به مسئله هیجانات می پردازیم) فعال بودن نورونهای سیستم هیجانی نه تنها مستقیما در تشدید روند LTP در هیپوکامپ کمک می کند بلکه از طریق فعال شدن قسمتهای پیشینی مغز و همچنین فعالیت مراکز تکمیلی سرعت و شدت یادگیری را تشدید می کند(attention  and  concentration)

5- تاکنون ما دو روش یادگیری را براساس تغییرات سلولی توضیح دادیم. روش اول که مغز رفتارهای یادگیرانه مثل عادت یا حساسیت را یاد می گیرد روش آپلیزیا (Aplysia) و واسطه شیمیایی آن سروتونین است انتهای نورون حسی در اتصال با نورون حرکتی سروتونین ترشح می کند. درعادت طولانی مدت (Long term habituation) که ارتباطات نورونی کاهش پیدا می کند میزان واسطه شیمیایی کاهش پیدا می کند (البته با ساختار نورونی به تعادل می رسد که این به معنی کاهش از نظر کمی نمی باشد) در حساسیت، گیرنده سروتونرژیک Serotonergic افزایش پیدا می کند (ممکن است همین افزایش گیرنده مبنایی برای رفتارهای نا هنجار در حساسیت باشد) در LTP گیرنده آدرنرژیک (Adernergic)  می باشد (به عنوان یک نکته بالینی بتا- بلاکرها می توانند تاثیرات منفی بر یادگیری دراز مدت بگذارند) همینطور ثابت شده است که آگونیستهای آدر نرژیک تاثیر مثبتی روی حافظه ویادگیری دارند.

6- توضیح فرآیند بیولوژیک یادگیری مبنایی است برای درک بیولوژی سلولی شناخت، رفتار و احساسات عالی. همینطور با استفاده از این تئوری، می توانیم فرایند اجتماعی شدن و رفتار فرد در اجتماع را توضیح دهیم. علاوه بر مطالب ذکر شده در حال حاضر متخصصان مشغول مطالعات تغییرات سلولی مغز هنگام احساسات عالی هستند امروزه شکی نیست که گردش فکر در مغز بیش از هر چیز تغییرات الکتروکیمیکال می باشد. قدرت درک و شناخت عالی تر یک مغز بستگی تام و تمامی به شکل گیری شبکه های نورونی در قسمتهای مختلف مغز دارد. امروزه مسئله شناخت انسانی بیش از اینکه یک مسئله فلسفی باشد یک مسئله کاملا علمی است. فلسفه به نظر من باید به تدریج پای خود را از حوزه مسائل شناختی بیرون بکشد. رسالت نوروآنالیز این است که با روشن ساختن مبنای بیولوژیک شناخت و رفتار انسان، دسترسی آسان فلسفه را به این حوزه ها با مشکل روبرو کند.

 

 

دکتر اردستانی22/8/86

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۶ساعت 10:54  توسط اردستانی  |  2 نظر
دوشنبه 30 آذر 1394 :: 11:49 ::  نويسنده : aminataie

به گزارش سرويس ديني جام نيوز، محل زندگي حضرت حجة بن الحسن العسگري (ع) در دوران كودكي همچون محل زندگي حضرت موسي (ع) مخفي بود، تا از گزند طاغوتيان زمان محفوظ گردد.

 

 اما در مورد اقامتگاه حضرت حجّت(ع) بايد گفت: دليل قاطعي بر اقامت آن بزرگوار در مكان معيّني وجود ندارد، چنان كه در بعضي احاديث هم وارد شده است.از جمله:

 

هنگامي كه از امام حسن عسگري (ع) مي پرسند، اگر حادثه اي براي شما روي دهد از كجا از فرزند گرامي شما سراغ بگيريم؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «در مدينه (1)».همچنين روايت شده است كه عدّه  معدودي از اقامتگاه ايشان خبر دارند: امام زين العابدين (ع) مي فرمايد: «لا يَطَّلِعُ علي موضعه اَحَدٌ من وليٍّ و لا غيره، الاّ الذي يلي اَمْرَهُ»(2)هيچ كس از دوستان و ديگران از اقامتگاه او مطّلع نمي شود، به جز كسي كه متصدي خدمت گزاري اوست.

 

 

ابوبصير از امام محمّد باقر (ع)نقل كرده كه مي فرمايد: «لابدّ لصاحب الأمر من عُزلة، و لابدّ في عُزلته من قُوَّة، و ما بثلاثينَ مِنْ وحشة و نِعْمَ المنزلُ طيبةُ»(3) ترجمه: «براي صاحب اين امر دوران عزلتي است و در ايام عزلت نيرو و قدرتي لازم است، با سي نفر وحشتي نيست و مدينه چه جايگاه خوبي است!»

 

 

علامه مجلسي در بحارالانوار،مي گويد: «عزلت به معني گوشه نشيني است و «طبيّه» بر اسم مدينه منوّره اطلاق مي شود. اين حديث را ابوحمزه از حضرت امام صادق (ع) نيز نقل كرده است. و نيز در روايتي ديگر آمده است: «انّ لصاحب هذا الامر بيتاً يقال لَه: بيت الحَمْدِ، فيه سراجٌ يُزهِرُ منه يوم وُلِدَ الي ان يقوم بالسّيف، لا يُطفي.»(4) «براي صاحب اين امر خانه اي است كه به آن بيت الحمد گفته مي شود و در آنجا چراغي هست كه از روز ولادت آن حضرت روشن مي باشد, اين چراغ هرگز خاموش نمي شود، تا روزي كه حجّت خدا با شمشير قيام كند.» اين روايت را مفضل بن عمر از امام صادق (ع) نقل كرده است.

 

 

در روايت ديگري امام صادق (ع) مي فرمايد: «كيف أنتم اذا بَقيتم بلا امامِ هديً و لا علم يُري...»(5) «چگونه است حال شما (شيعيان) هنگامي كه دستتان به امامتان نرسد و نشان آشكاري نيابيد.» و نيز در روايت ديگري آمده: «للقائم غيبتان: إحداهما صغيرة و الأخري طويله. فالأولي لا يعلَم بمكانه فيها الا خاصَّةُ شيعته والأخري لا يعلم بمكانه فيها الاّ خاصّةُ مَواليه في دينه.»(6) «براي قائم ما دو غيبت است: يكي از آنها كوتاه و ديگري طولاني است، در غيبت كوتاه تنها شيعيان خاص از جايگاه او مطلع مي شوند و در دومي به جز خدمت گزاران ملازم او، كسي از اقامتگاهش آگاه نخواهد بود.»

 

 

نيز روايت شده: ابراهيم بن مهزيار توسط فرستاده ي حضرت ولي عصر (ع) به پيشگاه آن سرور فرا خوانده شد, او از طائف گذشته و به دشت حجاز هدايت شده كه «عوالي» ناميده مي شود, در آنجا به خدمت كعبه ي مقصود مشرف مي شود، در اين ايام مهدي (ع) به پسر مهزيار مي فرمايد: «پدرم با من پيمان بسته كه در مخفي ترين و دورترين سرزمين ها مسكن گزينم، تا از تيررس اهل ضلالت در امان باشم، اين پيمان براي اين ريگزارهاي عوالي (دشت حجاز از نجد تا تهامه) انداخته است.» آن گاه آن حضرت دعايي را كه در دوران غيبت فرموده اند، بار ديگر تلاوت كردند: «اللهمَّ امْجُبْني عن عيون اَعْدائي واجْمَع بيني و بين اوليائي.»(7) «بار خدايا، مرا از ديدگان دشمنانم پوشيده نگاه دار و بين من و دوستانم اجتماع حاصل كن.» همچنين حميري از محمّد بن عثمان نقل مي كند، كه از او شنيدم كه مي گفت: حضرت فرمود: «انّ صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيري الناس و يعرفُهُم و يرونه و لا يعرفونه.»(8) «همانا صاحب اين امر همه ساله در موسم حج به زيارت خانه  خدا مشرّف شده و در مراسم حج شركت مي كند (و در عرفات مي ايستد و به دعاي مؤمنين آمين مي گويد) ولي انبوه حجاج او را نمي بينند و يا مي بينند و او را نمي شناسند.» و نيز زراره از امام صادق (ع) نقل مي كند: «قائم را دو غيبت است در يكي از آنها بر مي گردد و در ديگري معلوم نمي شود كجا هست، در موقع و موسم حج حضور مي يابد و مردم را مي بيند ولي كسي او را نمي بيند.»(9)

 



نتيجه: آنچه كه مسلم است حضرت حجت (ع) در عالم هستي حضور دارند و همه ساله در موسم حج شركت نموده وحج به جا مي آورند و ممكن است حتي بعضي افراد ايشان را ببينند، كه يا با معرفت و درك زيارت مي كنند آن حضرت را يا حتي ايشان را نمي شناسند . آنچه از بعضي روايات مذكور استفاده مي شود بعضي از مكان ها مثل مدينه منوره يا عوالي(10) (دشت حجاز) براي آن حضرت تعيين شده كه در بعضي مواقع ايشاندر آن جا حضور دارند. لكن به سبب رتق و فتق امور مسلمين عالم و شيعيان آن حضرت كه به ايشان نياز دارند ممكن است در مكان هاي ديگر نيز حضور پيدا كرده و به مشكلات آنان رسيدگي نمايند.

 

 

 

 

 

پاورقی:

1. ـ گل محمدى ، آرمان فريده: البيعة لله، رسالت جهانى حضرت مهدى (ع)،قم، مؤسسه الهادى، دوم، 1378، ص 126.
2. ـ محمد باقر مجلسى، بحارالأنوار، تهران، دارالكتب الاسلاميه ،ج52،ص،153،ح5.
3. ـ محمد باقر مجلسى، همان، ص 153، ح 6، و على دوانى، مهدى موعود، تهران، دارالكتب الاسلاميه ، ص 928- 929.
4. ـ محمد باقر مجلسى، همان، ج 52، ص 158، ح 21 و على دوانى، همان، باب 28، ص 929- 930.
5. ـ محمد باقر مجلسى، همان، ج 51، ص 111، ح 5.
6. ـ همان، ج 52، ص 155.
7. ـ محمد باقر مجلسى، همان، ج 94، ص 378.
8. ـ على دوانى، همان، باب 28، ص 933، 934.
9. ـ على دوانى، همان، ص 933.
10. - امروزه درمدینه منطقه ای به عوالی معروف است که معمولا شیعیان درآن 

 

 

جمعه 13 آذر 1394 :: 13:27 ::  نويسنده : aminataie

مهمترين علامت آپانديسيت درد کولیکی ( انقباض و گرفتگی ) در اطراف ناف است. آپاندیسیت با عمل جراحی درمان شده و مصرف آنتی بیوتیک ها نیز در بهبود آن نقش دارند.

یک گزارش؛ آپاندیسیت چیست؟ مهمترين علامت آپانديسيت درد کولیکی ( انقباض و گرفتگی ) در اطراف ناف است. به گزارش سرويس علمي، پزشكي باشگاه خبرنگاران؛ بیشتر افراد تصور می‌کنند که آپاندیسیت دیگر آنقدر ها هم شایع نیست. برخی نیز تصور می‌کنند که آنتی بیوتیکها می‌توانند آن را درمان کنند. اما در واقع آپاندیسیت هنوز هم مشکل شایعی است و تنها با جراحی درمان می‌شود و آنتی بیوتیکها نیز در بهبودی فرد بیمار، پس از جراحی نقش دارند. در قسمت پایینی شکم، در سمت راست، یک عضو لوله‌ای شکل و توخالی از روده‌ی بزرگ منشعب شده است. پیش‌تر تصور می‌کردند که این عضو در بدن هیچ کار‌ی انجام نمی‌دهد اما امروزه دانشمندان عملکردهایی را برای آن بیان می‌کنند. گرچه دانشمندان در مورد عملکرد آپاندیس مطمئن نیستند اما به نظر می‌رسد نبود کامل آن نیز اختلال خاصی در سلامت بدن ایجاد نمی‌کند. از سلولهای دیواره آپاندیس مایع مخاطی‌ای ترشح می‌شود که به روده‌ی بزرگ می‌ریزد و داخل این لوله‌ی توخالی را تمیز نگه می‌دارد. انسداد مجرای آپاندیس منجر به آپاندیسیت می‌شود زیرا مایع مخاطی در درون مجرای آپاندیس محبوس می‌شود و باکتریهایی که به صورت طبیعی در آنجا زندگی می‌کنند به سرعت تکثیر می‌شوند در نتیجه آپاندیس متورم شده و عفونی می‌شود. علت انسداد مجرای آپاندیس ممکن است این موارد باشند: * به وسیله مواد مدفوعی، انگلها و یا رشد بیش از حد سلولهای دهانه‌ی آپاندیس. * بزرگ شدن بافت لنفاوی دیواره آپاندیس در اثر عفونت در دستگاه گوارش یا در نقاط دیگر بدن. * بیماریهای التهابی روده مانند کرون و کولیت اولسروز. * وارد شدن آسیب و تروما به شکم. آپاندیس متورمی که پر از مایع و چرک است ممکن است خونرسانی را متوقف کند. با توقف خونرسانی دیواره‌ی آپاندیس ضعیف می‌شود و برخی اوقات پاره می‌شود. با سوراخ شدن آپاندیس چرک منتشر می‌شود و ممکن است حفره‌ی شکم را عفونی کند و یا آبسه‌ی شکمی ایجاد کند. در برخی بیماران مانند بچه‌ها، سیر ایجاد آن سریع است و از زمان ایجاد درد و سوراخ شدن آپاندیسیت چند ساعت بیشتر طول نمی‌کشد. تشخیص بیماری در افراد مسن و زنان باردار نیز مشکلتر است. چه کسی دچار آپاندیسیت می‌شود؟ آپاندیسیت می‌تواند در هر سنی ایجاد شود ولی در بالغین جوان شایعتر است. به نظر می‌رسد که آپاندیسیت خود به خود و بدون علت مساعد کننده‌ی خاصی رخ می‌دهد. علائم آپاندیسیت کدامند؟ جزئیات درد شکمی در تشخیص آپاندیسیت بسیار کمک کننده است. درد ناگهانی شکم معمولا اولین علامت است. درد ممکن است در قسمت پایینی شکم در سمت راست باشد اما ممکن است درد به صورت ناراحتی مبهمی در وسط شکم احساس شود و سپس به سمت راست و پایین منتقل شود. درد احتمالا طوری است که فرد قبلا تجربه‌ی چنین دردی را نداشته است، ظرف چند ساعت بدتر می‌شود و با راه رفتن، نفس کشیدن و سرفه یا عطسه بیشتر می‌شود. تب خفیف و تورم شکمی نیز ممکن است وجود داشته باشند. البته هر دردی در شکم نشانه‌ی آپاندیسیت نیست اما شما باید هر درد شکمی را که ادامه پیدا می‌کند و مخصوصا اگر همراه با از دست دادن اشتها، تهوع، استفراغ و تب باشد جدی بگیرید و به پزشک مراجعه کنید. تا زمانی که پزشک مشکل شما را تشخیص نداده باید از هر گونه خوددرمانی مانند مصرف مسهل‌ها یا انجام تنقیه اکیدا خودداری کنید. علایم آپاندیسیت متغیر و متفاوتند و می‌توانند علایم بیماریهایی مانند انسداد روده، بیماریهای التهابی روده، بیماری التهابی لگن و سایر بیماریهای زنان، یبوست و برخی بیماریهای دیگر را تقلید کنند. آپاندیسیت چگونه تشخیص داده می‌شود؟ تشخیص آپاندیسیت بیشتر بالینی است و در صورتی که علایم واضح باشند ممکن است پزشک تصمیم به جراحی فوری بگیرد زیرا در صورت تاخیر خطر افزایش می‌یابد. در صورت نیاز پزشک برای تشخیص از آزمایش، عکس رادیوگرافی، سونوگرافی و حتی لاپاروسکوپی استفاده می‌کند. آزمایش ویژه‌ای برای تشخیص قطعی وجود ندارد اما آزمایش خون و شمارش گلبولهای سفید کمک کننده است. عکس رادیوگرافی شکم در تشخیص آپاندیسیت بیشتر برای رد سایر عوامل درد شکمی گرفته می‌شود. سونوگرافی شکمی هم روش قابل استفاده‌ای در تشخیص آپاندیسیت است و سایر علل درد شکمی را نیز مشخص می‌کند. لاپاروسکوپی یک روش تشخیصی درمانی است که در آن وسیله‌ای شبیه تلسکوپ از طریق یک برش کوچک در دیواره‌ی شکم وارد شکم می‌شود. این وسیله دارای دوربینی کوچک و مخصوص است و کمک می‌کند که پزشک بتواند مستقیما اعضای درون شکم را ببیند و اگر علت درد شکم آپاندیسیت باشد، آپاندیس فورا از بدن خارج می‌شود. اگر شواهدی از تشکیل آبسه باشد برای کاهش عفونت باید آنتی بیوتیک قبل از عمل جراحی استفاده شود. آپاندیسیت چگونه درمان می‌شود؟ اگر پزشک به آپاندیسیت شک کند ممکن است بدون انجام تستهای دیگر جراحی را توصیه کند. جراحی سریع خطر پاره شدن آپاندیس را کاهش می‌دهد. به جراحی‌ای که برای درمان آپاندیسیت انجام می‌شود آپاندکتومی گفته می‌شود. این جراحی به دو روش لاپاراسکوپی و لاپاراتومی انجام می‌شود که روش اول جدیدتر است. خطر عمل جراحی‌ای که برای برداشتن آپاندیس انجام می‌شود نسبتا کم است و بیمار کمتر از یک هفته در بیمارستان می‌ماند و می‌توان انتظار داشت که طی سه هفته به حالت قبلی و طبیعی برگردد. اگر جراحی با لاپاروسکوپی انجام شود و شرایط بیمار خوب باشد ممکن است بیمار بتواند 24 ساعت بعد از عمل به خانه برگردد. اما اگر آپاندیس پاره شده باشد بیمار باید مدت زمان زیادی را در بیمارستان بماند و البته خطر عوارض نیز زیاد خواهد بود. در مواردی ممکن است حال بیمار وخیم باشد و به مراقبتهای ویژه‌ای نیاز داشته باشد. در این موارد برای بازگشت فرد به زندگی عادی خود ممکن است 2-3 ماه زمان نیاز باشد. در برخی از موارد نیز جراح با آپاندیس سالم مواجه می‌شود. در این موارد نیز آپاندیس را برمی‌دارند تا احتمال رخ دادن آپاندیسیت وجود نداشته باشد. همچنین ممکن است جراح با علل دیگری برخورد کند و طی جراحی آنها را برطرف کند. با برداشته شدن آپاندیس دیگر خطر ایجاد مجدد آپاندیسیت وجود ندارد.
دوشنبه 02 آذر 1394 :: 17:56 ::  نويسنده : aminataie

هماچوری به معنای وجود خون در ادرار است. هماچوری میکروسکوپیک به این معنا است که خون موجود در ادرار فقط هنگام آزمایش ادرار در زیر میکروسکوپ دیده می‌شود، در حالی که هماچوری آشکار به این معناست که وجود خون در ادرار به اندازه‌ای است که با چشم غیر مسلح نیز می‌توان آن را دید.

 

 


 

 

دیدن خون در ادرار همیشه موجب ترس و نگرانی افراد می‌شود. البته حق هم دارند، چون این خون می‌تواند علامت بیماری‌های سختی باشد.

علی رغم این که مقدار خون موجود در ادرار متفاوت است، عللی که می‌توانند این مشکل را ایجاد کنند یکسان هستند و بررسی‌ها یا ارزیابی‌های پزشکی مورد نیاز برای تشخیص آن‌ها مشابه است.

 

از آن جایی که ادرار خونی به وسیله یکی از اعضای دخیل در تولید یا انتقال ادرار ایجاد می‌شود، ارزیابی هماچوری به بررسی کل دستگاه ادراری نیاز دارد.

اعضای سیستم ادراری عبارتند از کلیه‌ها، میزنای (لوله‌ای که ادرار را از کلیه‌ها به مثانه می‌آورد)، مثانه، پروستات و میزراه (لوله‌ای که ادرار را به خارج از مثانه هدایت می‌کند).

باید تاکید شود که حتی بروز یک هماچوری منفرد به ارزیابی نیاز دارد، حتی اگر خود به خود برطرف شود.

 

چه عواملی سبب بروز ادرار خونی می‌شوند؟

عوامل متعددی می‌توانند سبب بروز خون در ادرار شوند. این عوامل از سرطان‌ها، سنگ‌ها یا ضربه شروع می‌شود و تا عفونت‌های باکتریایی و ویروسی، التهابات غیراختصاصی کلیه، دارو و بزرگ شدن خوش خیم پروستات ادامه می‌یابند. در مواردی نیز علت کشف نمی‌شود که معمولا این موارد خطرناک نیست. گاهی اوقات نیز ورزش علت وجود خون در ادرار است.

در بسیاری از موارد وجود خون در ادرار تنها علامت بیماری زمینه‌ای است، اما گاهی نیز ممکن است علایم دیگری نظیر درد شکمی، کاهش شدت ادرار، تاخیر در ادرار ناکامل، تب، ادرار مکرر، درد در حین ادرار و تمایل شدید به ادرار کردن وجود داشته باشد.

دلیل اصلی بررسی‌های پزشکی در هماچوری، اثبات یک علت خاص نیست، بلکه رد یک مشکل جدی مثل وجود تومور است

 

 

ادرار خونی چگونه ارزیابی می‌شود؟

 

ارزیابی خون در ادرار شامل گرفتن سابقه از بیمار، انجام یک آزمایش فیزیکی، ارزیابی ادرار زیر میکروسکوپ و در نهایت کشت ادرار است.

گرفتن سابقه به این صورت است که آیا درد یا ناراحتی مرتبط با هماچوری وجود داشته است یا خیر؟

 آیا خون در ابتدا، انتها یا سراسر جریان ادرار وجود داشته است و در نهایت این که آیا بیمار سابقه سیگار کشیدن، سنگ‌های کلیوی، جراحت دستگاه ادراری، اشکال در ادرار کردن یا ارزیابی قبلی دستگاه ادراری داشته است یا خیر؟

مهم نیست که علت بروز هماچوری تا چه اندازه واضح است، بلکه ارزیابی کامل همیشه به منظور رد بیماری‌های زمینه‌ای جدی از قبیل سرطان ضروری است.

به طور معمول سه آزمون تشخیصی ضروری است و این سه آزمایش عبارتند از پیلوگرام وریدی (IVP)، سیتوسکوپی و سیتولوژی ادرار.

 

پیلوگرام وریدی یا IVP : عکسبرداری دستگاه ادراری به وسیله اشعه ایکس است. در این روش، یک ماده حاجب به وریدها تزریق شده و به وسیله دستگاه ادراری تصفیه می‌شود. یک سلسله عکسبرداری با اشعه ایکس به منظور مشاهده ناهنجاری‌ها در طی 30 دقیقه انجام می‌شود. این بررسی به خصوص برای ارزیابی کلیه‌ها و میزنای سودمند است، اما برای مثانه، پروستات و میزراه سودی ندارد.

 

سیتوسکوپی : در این روش یک لوله مشاهده گر یا سیتوسکوپ به منظور ارزیابی چشمی مثانه و میزراه به کار می‌رود. در بیشتر موارد، این روش می‌تواند بدون هیچ گونه ناراحتی با کاربرد ژل بی‌حس کننده موضعی انجام شود. سیتوسکوپ از میزراه عبور کرده، به مثانه می‌رسد و به این ترتیب بررسی انجام می‌شود. کل این آزمایش کمتر از 10 دقیقه زمان می‌برد.

 

سیتولوژی ادرار : شامل تخلیه ادرار در یک ظرف و آزمایش آن به وسیله یک پاتولوژیست به منظور یافتن سلول‌های سرطانی است.

 

ادرار خونی چگونه درمان می‌شود؟

کنترل ادرار خونی به علت زمینه‌ای آن بستگی دارد. در بسیاری از موارد، علت کشف نمی‌شود که خوشبختانه به دلیل عدم وجود یک مشکل خطرناک است. به خاطر داشته باشید که دلیل اصلی بررسی‌های پزشکی در هماچوری اثبات یک علت خاص نیست، بلکه رد یک مشکل جدی است. اگر هیچ علتی برای هماچوری پیدا نشود، ادرار باید به صورت سالانه کنترل گردد تا اطمینان حاصل شود که هیچ تغییراتی رخ نداده است.

البته اگر "هماچوری" آشکار عود کرد، ارزیابی دوباره ممکن است ضروری باشد و باید با پزشک مشورت کرد. یک آزمون خونی به منظور کنترل عملکرد کلیه و کنترل فشار خون نیز باید انجام شود. مردان بالای پنجاه سال باید به منظور غربالگری سرطان پروستات، سالانه آزمون PSA یا آنتی ژن اختصاصی پروستات را انجام دهند.

بررسی بیشتر برای درمان هماچوری به نتایج بررسی‌های ذکر شده قبلی و علت واقعی هماچوری بستگی دارد. اورولوژیستی که این آزمایش را انجام می‌دهد، هر گونه درمان یا ارزیابی ضروری بیشتر را درخواست می‌کند.

 

با دیدن خون در ادرار چه کنیم؟

جای چون و چرا ندارد. با دیدن اولین علامت وجود خون در ادرار باید نزد پزشک بروید. تا زمانی که رد آن ثابت نشده است، ادرار خونی را علامت وجود تومور بدانید. این علامت مهمی است.

البته اغلب مواقع توموری در کار نیست. ورزش‌های شدید مثل دوی ماراتون می‌تواند باعث ادرار خونی شود. همچنین آسیب دیدن کلیه در اثر ضربه یا حادثه رانندگی باعث خونی شدن ادرار می‌گردد.

در برخی افراد که بدنشان فاقد آنزیم‌های خاصی است، خوردن چغندر باعث رنگی شدن ادرار می‌گردد که ممکن است با خون اشتباه شود.

برخی داروها، مثل فنل‌فتالئین موجود در مسهل‌ها، هم ممکن است به ادرار رنگ خونی بدهند.

خودداری از دفع ادرار در مثانه پر به مدت طولانی می‌تواند سیاهرگ‌های کوچکی را پاره کرده و ادرار را خونی کند

عفونت، سنگ کلیه، مشکلات پروستات، و بیماری‌های کلیه هم ممکن است ادرار را خونی کنند.

خون ممکن است به صورت رگه‌ها یا لخته‌های کوچک در ادرار ظاهر شود، یا تمام ادرار تغییر رنگ دهد و به رنگ قرمز روشن و در موارد شدیدتر قرمز تیره در آید.

 

به کدام پزشک مراجعه کنیم؟

انتظار نداشته باشید که نزد پزشک بروید و او برای درمان، فقط نسخه‌ای برایتان بنویسد. از بین بردن خون در ادرار کافی نیست. باید تشخیص درست داده شود، یا لااقل امکان وجود تومور رد شود.

* باید نزد پزشک متخصص بیماری‌های کلیه و مجاری ادرار بروید.

* مشخصات ادرارتان را به خاطر بسپارید. در صورت امکان، پیش از رفتن به پزشک، رنگ دقیق ادرار و زمان شروع تغییر رنگ آن را یادداشت کنید. با این کار پزشک را در تشخیص کمک می کنید.

* رنگ قرمز تیره ممکن است نشانه وجود عفونت یا بیماری کلیه باشد. اگر تمام ادرار به رنگ قرمز خونی است، گرفتاری در کلیه یا مثانه است. اگر ابتدای ادرار خونی است، در مردان گرفتاری پروستات یا میزراه و در زنان گرفتاری میزراه وجود دارد.

* وجود لخته یا رگه خونی در جریان طبیعی ادرار می‌تواند نشانه خونریزی در مجرای فوقانی دستگاه ادرار یا در مثانه باشد.

* آماده معاینه شوید. منتظر انجام تعدادی آزمایش و معاینات مختلف، از کلیه تا خروجی میزراه، توسط پزشک باشید تا علت خونریزی را بیابد. آزمایش‌ها شامل کشت ادرار، عکس‌برداری یا پرتوایکس، و درون‌بینی مثانه (سیتوسکوپی) است.

فرآوری: معصومه آیت اللهی

بخش سلامت تبیان

چهارشنبه 27 آبان 1394 :: 16:08 ::  نويسنده : aminataie

پیلونفریت(pyelonephritis )

پیلونفریت نوعی عفونت کلیوی است که معمولاً در اثر انتقال باکتری ها از مثانه ایجاد می شود. وجود عفونت در مثانه، استفاده از سوند برای تخلیه ادرار از مثانه، استفاده از سیستوسکوپ برای معاینه مثانه و پیشابراه، جراحیدستگاه ادراریف اختلالاتی مانند بزرگشدگی پروستات و سنگ های کلیوی(که موجب جلوگیری از خروج کافی ادرار از مثانه می شوند) ممکن است به پیلونفریت بیانجامد.

علایم پیلونفریت

علایم و نشانه های پیلونفریت عبارتند از: کمردرد،دردپهلو و دردناحیه ی کشاله ران، فوریت و تکرر ادرار، درد و سوزش ادرار، تب، تهوع و استفراغ، وجود چرک و خون در ادرار.

تشخیص پیلونفریت

تشخیص پیلونفریت از طریق تعیین وجود باکتری ها در ادرار و وجود گلبول های سفید خون در ادرارکه در مشاهده با میکروسکوپ به شکل قالب های لوله ای شکل موسوم بهکست(cast) دیده می شوند داده می شود. در صورتی که عفونت به راحتی درمان نشود باید با انجام رادیوگرافی،ناهنجاری های احتمالی کلیه، حالب و مثانه را تشخیص داد.

درمان پیلونفریت

درمان پیلونفریت با آنتی بیوتیک های مناسب انجام می شود و در صورت وجود ناهنجاری های دستگاه ادراری باید از عمل جراحی استفاده نمود.

عفونت کلیوی درمان نشده یا عودکننده می تواند منجر به پیلونفریت مزمن، ایجاد بافت جوشگاهی(اِسکار) در کلیه ها و آسیب دایمی کلیه ها شود.

گلومرونفریت

گلومرونفریت بیماری های گلومرولی کلیه به دو گروه گلومرونفریت-GN)golomeruloneghritisو گلومرولواسکلوروز(golomerulosclerosis)تقسیم می شوند.** گلومرواسکلروز عبارت است از ایجاد بافت جوشگاهی(اِسکار) یا سخت شدگی رگ های کوچک داخل کلیه و این بیماری هم مانند گلومرونفریت ممکن است موجب مرحله انتهایی بیماری کلیه(end-stage renal disease-ESRD ) شود.

گلومرولونفریت ممکن است حاد باشد و به صورت حمله ی ناگهانی التهاب کلیه بروز کند یا به شکل مزمن و تدریجی تظاهر نماید. در گلومرولونفریت، گلومرول های کلیه دچار التهاب می شوند و در نتیجه کلیه نمی تواند مواد زاید وآب اضافی بدن رادفع کند و گلبول ها و پروتئین ها از طریق گلومرول ها به داخل ادرار نشت می کنند.* بیماریهای گلومرولی ممکن است بخشی از یک بیماری سیستمیک، مانند لوپوس یا دیابت باشند و یا به صورت اولیه( بدون وجود بیماری سیستمیک زمینه ای) بروز نمایند.

گلومرولونفریت

(به انگلیسی: Glomerulonephritis)‏ نوعی بیماری کلیوی(معمولا هردو کلیه باهم) است که مشخصهٔ آن التهاب گلومرولها، یا رگ‌های خونی کوچک در کلیه‌ها می‌باشد. این حالت ممکن است همراه یا بدون هماچوری(وجود خون در ادرار) و پروتئینوری(وجود پروتئین در ادرار) بوده و یا به عنوان یک سندرم نفروتیک، سندرم نفریتیک، نارسایی حاد یا مزمن کلیوی عارض گردد. تشخیص الگوی گلومرونفریت(GN) مهم است، زیرا نتایج و درمان در انواع مختلف دارای تفاوت خواهدبود. علل اولیه آنهایی هستند که به خود کلیه مربوط هستند، در حالی که علل ثانویه با برخی عفونت‌ها (باکتریایی، ویروسی یا انگلی پاتوژن)، مواد مخدر، اختلالات سیستمیک یا دیابت در ارتباط است.

علل‌ بیماری گلومرولونفریت

گلومرولونفریت‌ حاد به‌ دنبال‌ یک‌ عفونت‌ استرپتوککی‌ رخ‌ می‌دهد. شایع‌ترین‌ مکان‌های‌ عفونت‌ عبارتند از گلو و پوست‌. علایم‌ کلیوی‌ معمولاً ۳-۲ هفته‌ بعد از عفونت‌ استرپتوککی‌ رخ‌ می‌دهند. گلومرولونفریت‌ مزمن‌ نادر است‌ و امکان‌ دارد دلایلی‌ غیر از گلومرولونفریت‌ حاد داشته‌ باشد. سایر علل‌ شناخته‌ شده‌ عبارتند از لوپوس‌، عفونت‌های‌ ویروسی‌، آندوکاردیت‌ باکتریایی‌. گاهی‌ علت‌ آن‌ ناشناخته‌ است‌.

علل گلومرولونفریت عبارتند از:عفونا استرپتوکوکی حلق(آنژین چرکی) یا به ندرت عفونت استرپتوکوکی پوست(زردزخم)، آندوکاردیت باکتریایی(التهاب بافت های دریچه های قلب در اثر انتشار عفونت از طریق خون)، عفونت های ویروسی مانندHIV/ ایدز، هپاتیتB و هپاتیتC )، بیماری های سیستم ایمنی بدن (مثل لوپوس، سندرم گودپاسچِر، نفروپاتیIgA )، التهاب عروقی (مانند پُلی آرتریت و گرانولوماتوز و گِنِر)، بیماری های ایجادکننده بافت جوشگاهی(اِسکار) در گلومرول ها( مثل فشارخون بالا، دیابت و گلومرولواسکلروز).

گاهی گلومرولونفریت مزمن پس از گلومرولونفریت حاد ایجاد می شود، ولی در بعضی موارد بدون وجود سابقه ی قبلی، گلومرونفریت به شکل نارسایی مزمن کلیه تظاهر می یابد. به ندرت گلومرولونفریت مزمن در بعضی افراد فامیل دیده می شود. که علت آن نامشخص است.

علایم گلومرونفریت

علایم و نشانه های گلومرونفریت عبارتند از: ادرار خونی (هماچوری؛ hematuria) که در آن ادرار به رنگ کولا یا چای در می آید؛ کف کردن ادرار به دلیل وجود پروتئین در آن (پروتئینوری؛ proteinuria)، بالا بودن فشار خون، احتباس مایع در بدن به شکل خیز (تورم یا اِدِم؛edema) به ویژه در صورت، دست ها، پاها و شکم تظاهر می یابد؛ خستگی ناشی از کم خونی یا نارسایی کلیه؛ کاهش حجم و دفعات ادرار، تنگی نفس، بی اشتهایی. تشخیص گلومرولونفریت با اندازه گیری کراتینین و نیتروژن اوره خون (BUN) و اندازه گیری مقدار پروتئین خون (که با کاهش همراه است)، رادیوگرافی کلیه (IVP)، سونوگرافی یا سی تی اسکن کلیه صورت می گیرد و معمولاً برای رسیدن به تشخیص قطعی باید از بیوپسی کلیه استفاده شود.

علایم‌ شایع‌ گلومرولونفریت

گلومرلونفریت‌ خفیف‌ هیچ‌ علامتی‌ ایجاد نمی‌کند و تشخیص‌ آن‌ تنها با آزمایش‌ ادرار میسر می‌شود. گلومرولونفریت‌ شدید علایم‌ زیر را ایجاد می‌کند:

۱. ادرار تیره‌ یا کمی‌ قرمز

۲. احساس‌ کسالت‌

۳. خواب‌آلودگی‌

۴. تهوع‌ یا استفراغ‌

۵. سردرد

۶. گاهی‌ تب‌

۷. بی‌اشتهایی‌

۸. کاهش‌ ادرار

۹. تنگی‌ نفس‌

۱۰. بالارفتن‌ فشار خون‌

۱۱. وجود پروتئین‌ در ادرار

۱۲. اختلال‌ بینایی‌ (به‌ علت‌ بالا بودن‌ فشار خون‌)

۱۳. جمع‌شدن‌ مایع‌ در بدن‌، خصوصاً پف‌ کردن‌ چشم‌ها و ورم‌ مچ‌ پا

عوارض گلومرولونفریت

عوارض گلومرولونفریت عبارتند از: نارسایی حاد کلیه، نارسایی مزمن کلیه، افزایش فشار خون، سندرم نفروتیک. درمان گلومرولونفریت به حاد یا مزمن بودن آن، علت زمینه ای بیماری و نوع و شدت علایم بستگی دارد. بعضی از انواع گلومرولونفریت حاد به ویژه در صورتی که به دنبال عفونت استرپتوکوکی ایجاد شده باشند اغلب خود به خود و بدون نیاز به درمان، طی مدت ۶ تا ۸ هفته برطرف می شوند. برای کنترل افزایش فشار خون، استفاده از داروهای مُدر، مهارکننده های آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACEI)، داروهای مسدود کننده ی کانال کلسیم و داروهای مسدود کننده ی بتا توصیه می شود. در مواردی که در اثر عفونت استرپتوکوکی یا باکتریایی، لوپوس یا التهاب عروقی (واسکولیت)، نفروپاتی IgA، و سندرم گودپاسپر ایجاد شده اند می توان با درمان آنها، گلومرونفریت را درمان نمود. در صورت بروز نارسایی حاد کلیه، دیالیز موقت موجب حذف مایع اضافی بدن و کنترل فشار خون می شود. در نارسایی مزمن کلیه باید از دیالیز دایمی یا پیوند کلیه استفاده نمود.

نکته: محدود کردن مقدار نمک طعام مصرفی، پروتئین و پتاسیم، و در صورت ابتلا به دیابت، کنترل وزن و کنترل فشار خون و مقدار قند خون، موجب آهسته شدن سرعت آسیب کلیوی در گلومرولونفریت می شود.

منبع :کتاب راهنمای پزشکی خانواده- بیماری های کلیه و مجاری ادرار، متخصص ارولوژی تهران

 

دوشنبه 18 آبان 1394 :: 11:41 ::  نويسنده : aminataie

مهدی صابری» یکی از شهدای افغانستانی مدافع حرم است. بیست و چهار پنج سال بیشتر نداشت اما فرمانده توانای گروهان حضرت علی اکبر(ع) نیروی مخصوص تیپ فاطمیون بود،تیپی که امروز تبدیل به لشکر شده است. در ماجرای گرفتن «تل قرین» که اهمیت فوق العاده‌ای در از بین بردن کمربند حائل رژیم صهیونیستی در بلندی‌های جولان داشت، اواخر سال 93 به شهادت رسید.

 

همه او را به یک دلبستگی خاص می‌شناختند؛ آن هم حُبّ ِ حضرت علی اکبر(ع) بود. هرجا که به نام علی اکبر(ع) مزین بود مهدی صابری هم یک گوشه‌ آن مشغول بود. فرقی نداشت هیئت محلی‌شان باشد یا گروهان مخصوص تیپ فاطمیون. برای همین وصیت‌اش را بعد از بسم‌الله با «یا علی اکبر ِ لیلا» آغاز کرد. رفته بود که برای ایام فاطمیه برگردد، همین هم شد. روز شهادت حضرت زهرا(س) خبر شهادتش را آوردند. پیکر مطهر این شهید و سه تن دیگر از شهدای لشکر فاطمیون همزمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) با حضور مردم شهر مقدس قم تشییع و در قطعه شهدای مدافعان حرم بهشت معصومه (س) به خاک سپرده شد. متن وصیت‌نامه این شهید مدافع حرم در ادامه می‌آید:

 

امروز سه‌شنبه پنجم بهمن ماه سال 1393 مصادف با سالروز ولادت بانوی دمشق عقیله بنی‌هاشم زینب کبری دست به قلم شدم تا سیاه مشقی به نام «وصیت‌نامه» بنویسم.

  

خدایا! خدای من خدای خوب و مهربانم خیلی خیلی قشنگ‌تر و زیباتر از آن چیزی هستی که من با این سطح پایین معرفت و شناخت که اصلا نداشته محسوب می‌شود فکر می‌کنم. روسیاهم. روسیاهم که با 25 سال من نتوانستم در رابطه عبد و معبودی آنجور که باید و شاید وظیفه عبد را به نحو شایسته انجام دهم.

 

از تو ممنونم؛ ممنونم که من را انسان آفریدی انسانی که مسلمان و لایق شکر فراوان‌تر محب امیر المؤمنین علی‌ابن ابی‌طالب علیه‌السلام... ممنونم که دوران حیاتم را در این بازه زمانی قرار دادی و به من توفیقات و افتخارات خیلی خیلی زیادی عنایت کردی نمونه‌اش حب شهزاده علی اکبر(ع) است. «الهی انت رب الجلیل و أنا عبدک الذلیل» خدایا توبه من را بپذیر.

 

بر همگان واضح و مبرهن است که وقتی شما مادر، پدر و خواهران عزیزم این دست‌نوشته را می‌خوانید من دیگر در بین شما نیستم می‌خواهم کمی راحت‌تر و خودمانی‌تر بدون استرس و رودربایستی با شما صحبت کنم.

  

اول از همه شما پدر مهربانم؛ انصافاً به حالت غبطه می‌خورم همیشه چند بر هیچ از من جلوتر بودی پدری را در حقم تمام کردی و نشان دادی بهترین بابای دنیا هستی. دوستت دارم پدر. خدا می‌داند لذت‌بخش‌تر از زمانی که دستت را می‌بوسیدم و صورتم را می‌بوسیدی در عمرم نداشتم. هیچوقت از خودم بی‌نهایت متنفر نمی‌شدم جز وقت‌هایی که دلت را به درد می‌آوردم. من را ببخش بابا.

 

مامان، مامان، مامان... همین الانش چقدر دلم برایت تنگ شده، خدا می‌داند خیلی دوستت دارم بیشتر از آن چیزی که فکرش را می‌کنی. قَدرت را ندانستم حیف در دلم هزار تا حرف هست که در این چند جمله و چند ورق جا نمی‌شوند و آن حس و حالش را هم نمی‌توانم با قلم برایت توصیف کنم. مامان! زیباترین موجود عمرم! قشنگ‌ترین کلمه عمرم؛ عشقم، نفسم، همه وجودم دوستت دارم.

 

زهراجانم، نمی‌دانم چه بنویسم که لایق آن حس قشنگ عاشق خواهر بودن باشد. قابل ستایش ترین دختری هستی که در عمرم دیدم، یک ِ یک، تک ِ تک. عاشقتم خواهر کوچکم. فاطمه جان! آبجی کوچولوی دوست داشتنی. با تو فهمیدم عشق یعنی چه. باورت می‌شود؟ آنقدری که شما من را دوست داری دوبرابرش من دوستت دارم.

 

پدر و مادرم و خواهران گلم؛ صبر کنید، صبر، صبر، صبر. خواهران خوبم؛ حجاب، حجاب، حجاب. مامان دوستت دارم. بابا دوستت دارم. زهراجان دوستت دارم. فاطمه جان دوستت دارم...

  

و اما؛ روضه گوش دادم مادر شما لباس مشکی تنم کردی و مرا به مجلس عزاداری بردی. مدیونت هستم. پدر شما لقمه حلال در دهانم گذاشتی، ممنونت هستم. روضه لب تشنه؛ روضه بدن ارباً ارباً؛ روضه وداع؛ روضه گودال؛ روضه در؛ روضه پهلو؛ روضه سر بریده. همیشه آرزو داشتم این روضه‌ها همه به سرم بیایند خدا کند. یعنی می‌شود؟ رسیدن به سن 30 سال، بعد از آقا علی اکبر(ع) برایم ننگ است. تن و بدن سالم داشتن بعد از آقا علی اکبر(ع)؛ اصلاً نمی‌توانم تصور کنم. فرق سالم را بعد از آقا علی اکبر(ع) نمی‌خواهم.

 

چقدر خوب می‌شد سر در بدنم نداشته باشم. چقدر جالب و رؤیایی و زیباست وقتی ارباب می‌آیند بالای سرم. تن ِ تکه‌تکه‌ام برایشان آشنا باشد و با دیدن شباهت‌های بدن من و شهزاده علی اکبر(ع) کمی از آن غم و غصه بدن ارباً ارباً تسلی پیدا کند. خدایا نگذار آرزو به دل بمیرم.

 

بابا، مامان، سرتان را جلوی ارباب و بی‌بی لیلا بالا بگیرید. هزار تا مثل من نه که کل دنیا فدای یک نگاه ارباب به گل روی آقا علی‌اکبر(ع). اینجوری تازه کمی شما شبیه اهل بیت(ع) شدید همه‌تان. برایتان از خدا اجر جزیل و صبر جمیل می‌خواهم. یاعلی اکبر(ع).. سلام من را به همه آشنا و همسایه‌ها برسانید.

 

 

 

جمعه 01 آبان 1394 :: 14:05 ::  نويسنده : aminataie
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان 
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
چون شود فردا می روم میدان            می شوم اندر خاک و خون غلطان
 
از غم مکن شیون بپا زینب ای زینب      با ناله و شور و نوا زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
می سپارم من بر تو این طفلان          کن نگهداری خواهر از ایشان
 
اطفال را دست شما زینب ای زینی     دادم تو را دست خدا زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
سیر بنگر بر این رخ گلگون                  چون شود فردا غرق  اندر خون
 
دیگر نمی بینی مرا زینب ای زینب        رأسم کنند بر نیزه ها زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
چون مهیا بر این جهادم من               سر به فرمان حق نهادم من
 
این سرزمین نینوا است زینب ای زینب  باید نمایم جان فدا زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
می شوم کشته با همه یاران            جسمها پر خون بی کفن عریان
 
از ما نماند کس بجا زینب ای زینب         جز عابدین در خیمه ها زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
یک وصیت ای مهربان دارم                 کشته چون گشتم  خواهر زارم
 
ازخیمه گه بیرون میا زینب ای زینب         کن صبر و طاقت در بلا زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
شیر زن خواهر عصمت صغری            خورده ای شیر از سینه ی زهرا
 
ای مهربان ای با وفا زینب ای زینب         خواهر مرا یاری نما زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
صبر کن منما ناله و زاری                             صبر کن منما ناله و زاری
 
مخراش صورت در عزا زینب ای زینب     در نزد قوم بی حیا زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
 
شد شب هجران خواهر نالان              کم نما افغان با دل سوزان
 
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب        گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
دوشنبه 27 مهر 1394 :: 11:50 ::  نويسنده : aminataie

در ابتدا باید بدانید که این امکان وجود دارد که فرد بدون داشتن هیچ علائمی سال های سال مبتلا به فشار خون بالا (هیپرتانسیون) باشد. فشار خون بالایِ کنترل نشده، خطر ابتلا به بیماری های جدی مانند سکته و حمله قلبی را افزایش می دهد. فشار خون با میزان خونی که توسط قلب پمپ می شود و مقدار مقاومت ایجاد شده در برابر جریان خون توسط شریان ها  تعریف می شود. هرچه میزان خون بیشتری توسط قلب پمپ شود و هرچه شریان ها باریک تر و تنگ تر باشند فشار خون بالاتر خواهد بود.

معمولاً فشار خون بالا بعد از سال های طولانی زندگی ایجاد می شود و در نهایت تقریباً همه به آن مبتلا خواهند شد. خوشبختانه فشار خون بالا را می توان به آسانی تشخیص داد و بعد از این که فرد متوجه شد دچار فشارخون بالا است می تواند با پزشک خود در جهت کنترل آن همکاری کند.

 

گرچه همه افراد برای زنده ماندن نیاز به فشار خون دارند به اصطلاح به فشار خون بالا، فشار خون گفته می شود.

علائم

بیشتر افراد مبتلا به فشار خون بالا حتی زمانی که فشار سنج، میزان خطرناکی را نشان می دهد، هیچ نوع علائم و یا نشانه ای از این بیماری ندارند. گرچه تعداد کمی از افراد مبتلا به فشار خون بالا دچار سردرد، سرگیجه و یا مقدار کمی خون دماغ می شوند ولیکن این علائم تا زمانی که فشار خون بالا به سطح پیشرفته و یا حتی تهدید کننده نرسد، ظاهر نمی شوند.

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟

خیلی از افراد تصور می نمایند که تا زمانی که دچار علائم فشار خون بالا نشده اند نیازی به مراجعه به پزشک جهت چک کردن فشار خون، ندارند. توصیه آن است که بعد از سن 20 سالگی از پزشک خود بخواهید که فشار خون شما را هر دو سال یک بار اندازه گیری کند. در صورتی که قبلاً مبتلا به فشار خون بالا و یا سایر فاکتورهای خطر بیماری قلب و عروق بوده اید، پزشک شما دفعات بیشتری از اندازه گیری را توصیه خواهد کرد. فشار خون کودکان 3 سال به بالا نیز معمولاً به عنوان قسمتی از بررسی های سالانه اندازه گیری می شود.

چنان چه پزشک خود را به طور منظم ملاقات نمی کنید ولی در عین حال نگران میزان فشار خون خود هستید، می توانید جهت پایش آن به مراکز بهداشتی موجود در سطح شهر مراجعه کنید و یا از دستگاه های موجود در مراکز مختلف شهری استفاده نمایید ولی معمولاً این دستگاه ها دقیق عمل نمی کنند و ممکن است نتایج دقیقی را به شما ندهند.

علل

دو نوع فشار خون بالا وجود دارد:

فشار خون اولیه: در 90 تا 95 درصد از بزرگسالان مبتلا به فشار خون بالا، علت مشخصی وجود ندارد. این نوع فشار خون را فشار خون اولیه می نامند که به صورت تدریجی بعد از چندین سال به وجود می آید.

فشار خون ثانویه: 5 تا 10 درصد بقیه ی موارد فشار خون بالا تحت شرایط و علل زیر ایجاد می گردند. این نوع از فشار خون بالا را فشار خون ثانویه می نامند که ناگهانی ایجاد می شود و نسبت به نوع اولیه، فشار خون شدیدتری را سبب می شود. شرایط گوناگون و مصرف داروهای مختلف می توانند منتهی به فشار خون بالا شوند که عبارت هستند از:

* مشکلات کلیوی

* تومور غده فوق کلیه

* نقص مادرزادی قلب

* داروهای خاصی مانند داروهای جلوگیری از بارداری، داروهای ضد احتقان، داروهای مُسکنی که به صورت آزاد فروخته می شوند و برخی داروهای تجویزی دیگر.

* داروهای غیر قانونی مانند کوکایین و آمفتامین.

عوامل خطر

فاکتورهای خطر بسیار زیادی برای فشار خون بالا وجود دارد.

برخی از آن ها را شما نمی توانید کنترل کنید. فاکتورهای خطر این بیماری عبارت هستند از:

* سن: خطر فشار خون بالا با افزایش سن ارتباط مستقیم دارد. در اوایل سن میانسالی فشار خون بالا در مردان معمول است. در زنان نیز این بیماری بعد از یائسگی معمول می شود.

* نژاد: فشار خون بالا در سیاه پوستان رایج تر است و در آن ها در سنین پایین تری از سفید پوستان گسترش می یابد. عوارض جدی فشار خون بالا نیز مانند سکته و حمله قلبی در سیاه پوستان معمول تر است.

* سابقه خانوادگی: فشار خون بالا بیشتر در اعضاء یک خانواده و به صورت خانوادگی نمایان می شود.

دیگر عوامل خطر فشار خون بالا که قابل کنترل هستند، عبارتند از:

* چاقی یا اضافه وزن: هرچه شما بیشتر دچار اضافه وزن باشید، به خون بیشتری برای رساندن اکسیژن و مواد مغذی به بافت های بدن تان نیاز دارید و هنگامی که حجم خون گردشی در رگ های شما افزایش می یابد فشار وارده بر دیواره های عروقی نیز افزایش می یابد.

* عدم تحرک: افرادی که تحرک ندارند ضربان قلب بیشتری دارند. هرچه ضربان قلب بیشتر باشد یعنی در هر انقباض، قلب سخت تر کار می کند و فشار قوی تر بر شریان ها اعمال می شود. کمبود فعالیت بدنی خطر چاقی و اضافه وزن را نیز افزایش می دهد.

* استعمال دخانیات: نه تنها استعمال دخانیات بلافاصله پس از مصرف به صورت موقتی فشار خون را بالا می برد بلکه مواد شیمیایی موجود در دخانیات به  سطوح دیواره شریانی آسیب وارد می کنند و منجر به باریک شدن شریان ها و افزایش فشار خون می شوند.

 

* نمک(سدیم) فراوان در غذاها: مصرف زیاد سدیم باعث نگه داری مایعات در بدن می شود که منجر به افزایش فشار خون می گردد.

* پتاسیم کم در غذاها: پتاسیم به حفظ تعادل سدیم در سلول های بدن کمک می کند. چنان چه پتاسیم کافی دریافت نکنید، سدیم بالایی در خون انباشته می شود.

* مصرف بسیار پایین ویتامین D: مصرف کم ویتامین D در رژیم غذایی می تواند منتهی به فشار خون بالا شود. ویتامین D در تولید آنزیمی توسط کلیه که فشار خون را تحت تاثیر قرار می دهد نقش دارد.

* مصرف الکل: نوشیدن الکل به صورت مداوم به قلب آسیب می رساند. مصرف گاه به گاه الکل نیز به صورت موقتی فشار خون را افزایش می دهد چرا که منجر به ترشح هورمن هایی می شود که جریان خون و ضربان قلب را افزایش می دهد.

* استرس: سطح بالای استرس می تواند به صورت ناگهانی و موقتی فشار خون را افزایش دهد. چنان چه سعی دارید با پُرخوری، مصرف الکل و یا استعمال دخانیات بر استرس خود غلبه کنید، تنها مشکلات خود را با فشار خون بالا افزایش خواهید داد.

* بیماری ها و شرایط خاص: برخی شرایط مزمن نیز خطر فشار خون بالا را افزایش می دهد مانند کلسترول بالا، دیابت، بیماری کلیه و تنگی نفس هنگام خواب

گاهی اوقات بارداری نیز می تواند منجر به فشار خون بالا شود.

اگر چه فشار خون بالا در بین بزرگسالان رایج است ولی کودکان نیز در معرض این بیماری قرار دارند. در برخی کودکان فشار خون بالا نیز به دلیل مشکلاتی مانند بیماری قلبی و یا بیماری های کلیوی به وجود می آید. در تعداد رو به افزایشی از کودکان، شیوه زندگی غلط مانند رژیم غذایی ناسالم و عدم فعالیت بدنی منجر به فشار خون بالا می شود.

برای مشاهده ی وب سایت دکتر فرشچی می توانید به آدرس اینترنتی www.novindiet.com مراجعه نمایید.

دکتر حمیدرضا فرشچی - همکار تبیان

متخصص تغذیه - فوق تخصص دیابت و چاقی 

اگر می خواهید با کارشناسان تغذیه ی سایت درباره رژیم های غذایی مشورت کنید، اینجا را کلیک کنید.

اگر می خواهید با پزشکان سایت مشورت کنید، اینجا را کلیک کنید.

برای شرکت در بحث های انجمن سایت مرتبط با بهداشت و سلامت، اینجا را کلیک کنید. 

جمعه 10 مهر 1394 :: 22:29 ::  نويسنده : aminataie

 

ضخیم شدن عضلات قلبی یعنی همان نوع اول بزرگی قلب در اثر فشار زیادی كه به قلب وارد می شود، ایجاد می شود.

 
حتما تا حالا زیاد این اصطلاح را شنیده اید كه <قلب من بزرگ شده است> اما آیا از خودتان پرسیده اید كه این به چه معناست؟ زمانی كه قلب از اندازه های طبیعی خود بزرگ تر می شود به آن بزرگی قلب گفته می شود. دو نوع بزرگی قلب وجود دارد كه این دو می توانند جداگانه وجود داشته باشند و یا هر دو با هم در یك بیمار ایجاد شوند.

 

نوع اول وضعیتی است كه در آن تنها ضخامت عضلات قلب افزایش می یابد. نوع دوم هم حالتی است كه در آن اندازه حفره قلب گشاد می شود. در بیشتر مواقع بزرگی قلب در هر نوعی كه باشد با سایر مشكلات قلبی عروقی همراه است. تنها یك استثنا وجود دارد كه بزرگی قلب سودمند است و در اثر بیماری به وجود نمی آید و آن هم در ورزشكاران حرفه ای است.

علل ضخیم شدن عضلات قلبی

ضخیم شدن عضلات قلبی یعنی همان نوع اول بزرگی قلب در اثر فشار زیادی كه به قلب وارد می شود، ایجاد می شود. این حالت معمولا دیواره حفره های اصلی قلب به اسم بطن ها را درگیر می كند. بیشترین علت ضخیم شدن عضلات قلبی، افزایش فشارخون است. با افزایش فشارخون، قلب مجبور است برای مقابله با این فشارخون بالا قدرت پمپ كردن خون را بالا ببرد و این كار اضافی موجب ضخیم شدن عضلات آن می شود.

دقیقا مثل اینكه شما وزنه می زنید تا عضلات دست و پای خود را حجیم كنید. قلب هم انگار در مقابله با فشارخون می خواهد وزنه بزند. همان طور كه گفتیم از مهم ترین علت های افزایش ضخامت عضلات قلب، افزایش فشارخون است اما علل دیگری هم وجود دارند، مثل تنگی دریچه آئورت. حتی گاهی به صورت ژنتیك و بدون علت خاصی ممكن است این بیماری بروز كند.

در این بیماری عضلات قلب فرد به صورت ژنتیكی ضعیف هستند و برای پمپ كردن خون نیاز به فعالیت بیشتر دارند. این حالت به مرور زمان سبب ضخیم شدن عضلات می شود. میزان ابتلا به بیماری نسبتا نادر است. همان طور كه می دانید قلب ما از دو بطن چپ و راست تشكیل شده است و عللی كه ذكر شد مربوط به افزایش ضخامت دیواره بطن چپ بود. اما بعضی از علل هم موجب افزایش ضخامت بطن راست می شوند. این بیماری ها شامل بیماری های ریوی مثل آمفیزم و برونشیت مزمن هستند.

علل گشادی حفره قلب

شایع ترین عوامل گشادی قلب عللی هستند كه موجب آسیب دیواره قلب می شوند. به دنبال این آسیب ها وقتی قلب می خواهد خود را ترمیم كند، به اندازه طبیعی خود نمی رسد و دیواره آن نازك می شود. این حالت سبب گشادی حفره قلب می شود. كسانی كه دچار سكته قلبی و آسیب دیواره قلب می شوند و یا كسانی كه به دنبال بعضی از بیماری های ویروسی دچار التهاب دیواره های قلبی می شوند، این دو از علل شایع گشادی حفره قلب هستند. بعضی از بیماری های تیروئیدی و ژنتیكی هم موجب گشادی قلب می شوند، همچنین گاهی دریچه های بین حفره های قلبی به خوبی بسته نمی شوند و این كاركرد نامناسب دریچه ها موجب گشادی حفره قلب می شود.

اثرات بزرگی قلب بر سلامت

به جز بزرگ شدن قلب در ورزشكاران كه یك امر طبیعی و حتی مفید در نظر گرفته می شود، در بقیه موارد، بزرگ شدن قلب موجب بروز اثرات سوء روی سلامت می شود. مشكلاتی كه در اثر بزرگ شدن قلب ایجاد می شود شامل نارسایی قلب، نامنظم شدن ضربان قلب، درد قفسه سینه و حملات قلبی است. اگرچه دیواره قلب ممكن است ضخیم شده باشد اما این ضخیم شدن عضلات قلبی به معنای این نیست كه كار پمپ خون بهتر صورت می گیرد. این قلب ها دیواره ضخیم یا حفره های بزرگ قادر نیستند كه كار پمپ خون را به خوبی انجام دهند. از آنجا كه هم زمان با ضخیم شدگی عضلات، عروق خونی قلب به اندازه كافی زیاد نمی شود، پس شانس حملات قلبی در این افراد بیشتر است.

آیا درمان بزرگی قلب ضروری است؟

از آنجایی كه بزرگ شدن قلب شانس مرگ و میر را زیاد می كند و موجب می شود كه كیفیت زندگی بیماران اختلال پیدا كند، درمان به شدت توصیه می شود. درمان هر چه زودتر شروع شود، از پیشرفت بیماری جلوگیری می كند و به بهبود علایم كمك می كند. حتی اگر بزرگی قلب به طور اتفاقی و قبل از بروز علایم كشف شود هم باید درمان از همان موقع شروع شود.

چه موقع باید شك كنیم و برای بررسی احتمال بزرگی قلب مراجعه كنیم؟

اگر شما هرگونه علایم قلبی دارید كه در فعالیت یا استراحت ایجاد می شود، هرچه سریع تر به پزشك مراجعه كنید. علایم مهمی كه می تواند برای شما هشداردهنده باشند، همان هایی هستند كه در قسمت علایم بیماری ذكر كردیم. این علایم ممكن است نشانه ای از بزرگی قلب باشند كه درمان هرچه سریع تر را طلب می كنند. توصیه دیگر ما این است كه اگر یكی از افراد خانواده شما دچار بزرگی قلب به صورت ژنتیكی است، حتما برای كنترل قلب خود به پزشك مراجعه كنید. در این موارد انجام یك عكس ساده قفسه سینه و گرفتن نوار قلب می تواند خیال شما را از وجود این بیماری راحت كند. حتی ممكن است در این موارد اكوكاردیوگرافی هم لازم باشد. تصمیم گیری در این موارد را به پزشك متخصص قلب و عروق واگذار كنید.

درمان قلب بزرگ

بهترین راه برای درمان یك قلب بزرگ، از بین بردن بیماری های زمینه ای موجود است (مثل كنترل فشارخون.) علاوه بر آن، یك سری درمان های دارویی هم برای بهبود علایم وجود دارد: مثلا داروهای مدر برای خارج كردن مایع اضافی بدن یا دیگوكسین برای تقویت پمپاژ قلب و … هم وجود دارند كه آنها را پزشك مربوطه طبق صلاحدید تجویز می كند. پس شما در انتخاب درمان دخالت نكنید و سر خود هیچ گونه دارویی (حتی داروهای گیاهی) را مصرف نكنید.

علایم قلب بزرگ

بعضی مواقع هنگامی كه میزان بزرگی قلب خفیف باشد، هیچ علامتی در بیماران دیده نمی شود اما اگر بیماران علامت دار شوند، علایم به صورت زیر خواهد بود:

نفس نفس زدن یا كم آوردن در هنگام ورزش و فعالیت های بدنی

احساس فشار یا درد روی قفسه سینه

تپش قلب (قلب سریع می زند و یا در قفسه سینه جست و خیز می كند)

تورم در ناحیه مچ پاها و ساق پاها

سرگیجه یا احساس سبكی سر

از دست دادن هوشیاری

در حالت خفیف این علایم، فقط هنگام ورزش یا فعالیت شدید ایجاد می شوند اما در حالت شدید تر حتی هنگام استراحت هم این علایم به وجود می آید. البته بسیاری از بیماری های قلبی و ریوی دیگر هم می توانند این علایم را ایجاد كنند و این علایم برای بزرگی قلب اختصاصی نیستند.

 

قلب‌های بزرگ انواع دارند

بزرگ شدن اندازه قلب دو نوع است: در نوع اول، ضخامت عضله قلب (هایپرتروفی) در اثر بار اضافی که به قلب وارد می‌شود، افزایش می‌یابد. این حالت معمولا دیواره حفره‌های اصلی قلب به اسم بطن‌ها را درگیر می‌کند.

نوع دوم در نتیجه افزایش اندازه داخلی یکی از حفره‌های قلب روی می‌دهد (دیلاتاسیون). این نوع بزرگی قلب بسته به علت ایجاد آن ممکن است در یک، دو، یا همه حفره‌های قلبی رخ دهد.

اگر بزرگی قلب پیشرفت کند، نارسایی قلبی پیش می‌آید که به صورت ورم ریه‌ها و یا ورم دست و پا، شکم و کبد خود را نشان می‌دهد

دلایلی برای یک تغییر خطرناک

به طور کلی فشار خون، بیماری‌های مادرزادی، دریچه‌ای قلب، عروق کرونر و بیماری‌های خود ماهیچه قلب همگی در درازمدت می‌توانند موجب بزرگی قلب شوند.

به عنوان نمونه اگر دریچه آئورت دچار نارسایی شود، مقداری از خون که باید با هر انقباض، وارد بزرگ‌ترین رگ بدن یعنی آئورت شده واز طریق آن به تمام بدن فرستاده شود، دوباره به داخل قلب برمی‌گردد، لذا میزان برون‌ده قلب (خروج خون از قلب) افزایش می‌یابد و به ناچار قلب گشاد می‌شود.

در مورد تنگی عروق کرونر نیز با بروز سکته قلبی، قسمتی از عضله قلب قدرت انقباض خود را از دست می‌دهد، لذا باید سایر قسمت‌های قلب این انقباض را جبران نمایند. در نتیجه قلب بزرگ و حتی ضعیف می‌شود.

شایع‌ترین علت ضخیم شدن عضله قلب (هایپرتروفی) فشار خون بالاست، اما بیماری‌هایی همچون آمفیزم (که در آن عروق خونی ریه تخریب شده و باعث افزایش فشار در سایر عروق می‌شود)، تنگی دریچه آئورت، مسائل ژنتیکی و حتی چاقی مفرط نیز می‌توانند در ایجاد این نوع از بزرگی قلب موثر باشند.

افزایش اندازه داخلی حفره‌های قلب بیشتر در افرادی که دچار سکته قلبی و آسیب دیواره قلبی شده و یا کسانی که به دنبال بعضی از بیماری‌های ویروسی، دچار التهاب دیواره‌های قلبی می‌شوند، شایع است.

عواملی نظیر شیمی درمانی، تجمع آهن اضافی در بدن، بیماری‌های تیروئیدی و ژنتیکی، کارکرد نامناسب دریچه‌های قلبی (خوب بسته نشدن دریچه‌های بین حفره‌ای)، مصرف کوکائین، مصرف بعضی از داروهای درمان‌کننده ایدز و تماس با فلزاتی همچون کبالت، سرب و جیوه نیز می‌توانند در ایجاد این بیماری موثر باشند.

 

چطور بفهمیم؟

افزایش اندازه قلب در افراد مختلف متفاوت است، اما نباید فراموش کرد که این افزایش در مواردی نیز بدون علامت است. تنگی نفس، فشار یا درد قفسه سینه، تپش قلب، ورم پا و زانو، سرگیجه یا احساس سبکی در سر و کاهش هوشیاری از علائم بزرگ شدن قلب هستند؛ هرچند که این علائم اختصاصی نبوده و در سایر انواع بیماری‌های قلبی ریوی و… نیز ممکن است بروز کنند.

اکثر بیماری‌های دریچه‌ای و مادرزادی قلب، قبل از بزرگ شدن قلب فاقد علائم هستند. در اشکال خفیف بزرگ شدن قلب، نشانه‌ها ممکن است تنها در صورت انجام فعالیت بدنی زیاد و در اشکال شدیدتر ممکن است این علائم در هر زمان، حتی هنگام استراحت نیز ظاهر شوند.

اگر بزرگی قلب پیشرفت کند، نارسایی قلبی پیش می‌آید که درآن به دلیل عدم توانایی قلب در پمپاژ کافی خون، مقداری از خون در دهلیزها تجمع یافته و به صورت ورم در ریه‌ها (در نارسایی قسمت چپ قلب) و یا ورم دست و پا، شکم و کبد خود را نشان می‌دهد.

از دیگر عوامل بزرگی قلب، وجود سوراخ مادرزادی در قلب نوزاد است. این کودکان حتی بدون بروز هیچ علامتی، باید تحت عمل جراحی قرار بگیرند. بدیهی است اگر درمان بیماری قلب به حدی به تاخیر بیفتد که قلب بزرگ شود، خطر عمل جراحی افزایش یافته و اگر بیمار از عمل جراحی نجات یابد، طول عمر وی کوتاه خواهد بود.

 

تشخیص و درمان

عکسبرداری از قفسه سینه یکی از راه‌های معمول تشخیص بیماری می‌باشد، اما بهترین راه برای ارزیابی بزرگی قلب، اکوکاردیوگرام است.

با توجه به این‌که اکوکاردیوگرام به طور مستقیم، اندازه و ضخامت عضله قلب را در هر حفره نشان داده و به مشخص کردن عملکرد قلب نیز کمک می‌کند، استفاده از آن در تصمیم‌گیری پزشک برای درمان بزرگی قلب، بسیار حایز اهمیت است.

کنترل و حذف بیماری‌های زمینه‌ای نظیر فشار خون بهترین راه برای درمان این بیماری است، هرچند پزشک علاوه بر این موارد با تجویز داروهایی که موجب خارج شدن مایع اضافی بدن می‌شوند یا در تقویت پمپاژ قلبی موثرند، می‌تواند باعث بهبود علائم این بیماری شود.

سایت تیبان

دوشنبه 30 شهریور 1394 :: 15:20 ::  نويسنده : aminataie

 

پروپرانولول به علل گوناگوني مثل كاهش فشارخون ؛ تسكين درد قلبي ؛ پيشگيري از سردردهاي ميگرني ؛ و درمان بي نظمي ضربان قلب تجويز مي شود.

همچنين براي جلوگيري از دومين حمله قلبي در افرادي كه يك بار دچار قلبي شده اند، كاربرد دارد. ممكن است در شرايط ديگري نيز پزشكتان اين دارو را برايتان تجويز كند. به همين علت آن را را يك مسدودكننده بتا مي شناسند.

با مسدودكردن اين تكانه ها، به قلب كمك مي كند تا منظم تر و مؤثرتر بزند و در نتيجه بار كاري قلب كاهش يابد.


چگونگي مصرف
مقادير متفاوتي از پروپرانولول براي علل مختلف تجويز مي شود. شكل طولاني اثر پروپرانولول معمولاً روزي يك بار مصرف مي شود. مهم است كه دارو را هر روز ساعت معيني بخوريد.

معمولاً بهتر است دارو را صبح پيش از صبحانه مصرف كنيد تا فراموش نكنيد. پروپرانولول را مي توان با يا بدون غذا مصرف كرد. هر روز پيش از خوردن پروپرانولول نبضتان را بشماريد و فشارتان را اندازه بگيريد اگر كمتر از ۶۰ در دقيقه بود، يا فشار سيستولي (عدد بالايي ) كمتر از ۹۰ ميلي متر جيوه بود، پيش از خوردن داروي آن روز با پزشكتان مشورت كنيد.

 

(به انگلیسی: propranolol) (بانام‌های تجاری ایندرال و پرانول)٬ دارویی از دسته بتابلاکرهای غیرانتخابی‌ است که عمدتاً برای درمان فشارخون و نامنظمی تپش قلب مورد استفاده قرار می‌گیرند. پروپرانول برای بیماری‌های گوناگون دیگری چون تسکین درد قلبی، پیشگیری از سردردهای میگرنی، درمان بی‌نظمی تپش و گلوکوم تجویز می‌شود.[۱]

این دارو همچنین برای جلوگیری از دومین حمله قلبی در افرادی که یک بار دچار حمله قلبی شده‌اند، کاربرد دارد. با مسدودکردن این تکانه‌ها، به قلب کمک می‌کند تا منظم‌تر و مؤثرتر بتپد و در نتیجه بار کاری قلب کاهش می‌یابد.

پروپرانول در تعدای از اختلالات فیزیکی مانند لرزش اساسی و نیز روحی مانند فوبیای اجتماعی، اختلال اضطراب منتشر و اختلال هراس و به‌ویژه اختلال استرس پس از سانحه[۲] نیز کاربرد دارد که البته هیج یک از آن‌ها مورد قبول اف‌دی‌ای نیستند.

پروپرانول نخستین بتا بلاکری است که در دهه ۱۹۶۰ توسط جیمز دبلیو بلک دانشمند اسکاتلندی کشف شد. او برای ساخت پروپرانول در سال ۱۹۸۸ جایزه نوبل پزشکی را گرفت.[۳]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران