داروسازان
مطالعات جدید پزشکی

- سالهاست که متخصصان علم اعصاب به نحوه یادگیری درمغزانسان پی برده اند. این افراد متوجه شدند که نه تنها هرنوع یادگیری یک نوع تغییر مولکولی و سلولی در مغز انسان بوجود می آورد، بلکه بعضی از یادگیری ها می تواند ساختار و کارکرد قبلی مغزما را تغییر داده و به آن شکل جدیدی بدهد. درعلم اعصاب این دومی را پلاستیسیتی (Plasticity) می گویند. پلاستیسیتی یک نوع توانایی مغزی است که مثلا بهبود حرکتی در یک فرد سکته مغزی را بعد از مدتی، توجیه می کند. امروزه با استفاده از روشهای تصویر برداری جدید و نیز رنگ آمیزی جدید در آزمایشگاه، ما مطمئنیم که مثلا یادگیری یک نوع رفتار، تغییرات سلولی و بیوشیمی خاصی را تولید می کند که به قول علمای اخلاق، آن رفتار در وجود انسان نهادینه می شود. همینطور در بیولوژی سلولی شناخت ثابت شده است که ساخت یک ایده فکری یا حتی فکر کردن به یک موضوع خاص، باعث تغییرات مولکولی و سلولی خاصی در مغز می شود. متخصصان علم اعصاب چنین نتیجه گیری کرده اند كه شناخت انسانی، اساسی کاملا بیولوژیک دارد و هر چه ارتباطات نورونی مغز انسان بین مراکز درک، تکلم و حرکت بیشتر باشد قدرت شناخت فکری انسان بالاتر است. جالب است بدانیم که هرچه ایده های انسانی انتزاعی تر باشند نیاز به ساختار ارتباطی قوی تر مغزی دارند و مغز ی قادر به انتزاعی فکر کردن است که واجد این ارتباطات پیچیده نورونی باشد.

3- امروزه مطالعات در مورد یادگیری مغزانسان بسیار وسیعتر از نظریات رفتارگرایان قرن نوزدهم است. هرچند متخصصان ثابت کرده اند که بسیاری از رفتارهایی که انسان آنها را یاد می گیرد مثل عادت، حساسیت و شرطی شدن اساس مولکولی و نورونی درمغزانسان دارند.

مثال ساده یادگیری، عادت (habituation) می باشد. در آزمایشگاه با استفاده از روشهای رنگ آمیزی سلولی (نورونها) مشخص شد وقتی حیوانی به یک رفتار عادت می کند ارتباطات نورونی (سینا پس نورون حسی به حرکتی) کاهش پیدا می کند و به تدریج میزان ماده انتقال دهنده (نوروترانسمیتر) در محل اتصال از یک فرد نرمال کمتر می شود. در جهت عکس وقتی موجودی به یک نوع رفتارحساس می شود (Sensitization) این اتصالات افزایش پیدا می کند. بخش عمده ای از یادگیری مربوط به حافظه (Memory) می باشد. امروزه ثابت شده است که درمغزانسان دو نوع کلی حافظه وجود دارد. نوعی از حافظه همان چیزی است که در نزد مردم عادی مشخص می شود وعمدتا مربوط به یادآوری آگاهانه مطالب یاد گرفته شده قبلی است (explicit) و نوعی از حافظه مربوط به ناخود آگاه است که عمدتا شامل بسیاری از رفتارهای یادگرفته شده قبلی یا مهارتهای قبلی مثل رانندگی می باشد. فردی که رانندگی را یادگرفته نیازی نیست که اعمال انجام شده را هرلحظه در ذهن خود مرور کند این نوع حافظه راحافظه درونی (implicit) می گویند. متخصصان متوجه شدند که در جریان یادگیری وقتی ما مطلبی را در حافظه کوتاه مدت ذخیره می کنیم که حداقل 1 ساعت در مغزمی ماند تغیییر فیزیولوژیک یا ساختار در مغز بوجود نمی آید. ولی وقتی این مطلب با چند بار تکرار وارد حافظه بلند مدت ما می شود حتما نیاز است که پروتئینهای جدیدی در محل اتصال نورونی بوجود آید. این متخصصان متوجه روشی شدند که مغز دراین پروسه بکار می برد و نام آنرا نیرومند سازی بلند مدت (Long Term Potentiation) یا به اختصار LTP گذاشتند. سلولهای قسمت مربوط به حافظه در مغز با استفاده از روش LTP قادرند که مطالب یاد گرفته شده را وارد حافظه بلند مدت کنند.

4- همه ما شنیده ایم که مختصری علاقه وهیجان، سرعت و شدت یادگیری را زیاد می کند. امروزه با استفاده از تکنیکهای آزمایشگاهی ذکر شده، مشخص شده است که هیجان(emotion) می تواندLTP را تشدید کرده و یا طولانی تر کند. مرکز هیجان در انسان هسته آمیگدال می باشد که با قسمتهای مربوط به حافظه یعنی هیپوکامپ کنار هم قرار گرفته اند و ارتباطات نورونی زیادی با هم دارند. فعال شدن نورونهای آمیگدال باعث طولانی تر شدن Firing نورونهای حافظه با استفاده از LTP می شوند (ما درمقالات آینده به طور مستقل به مسئله هیجانات می پردازیم) فعال بودن نورونهای سیستم هیجانی نه تنها مستقیما در تشدید روند LTP در هیپوکامپ کمک می کند بلکه از طریق فعال شدن قسمتهای پیشینی مغز و همچنین فعالیت مراکز تکمیلی سرعت و شدت یادگیری را تشدید می کند(attention  and  concentration)

5- تاکنون ما دو روش یادگیری را براساس تغییرات سلولی توضیح دادیم. روش اول که مغز رفتارهای یادگیرانه مثل عادت یا حساسیت را یاد می گیرد روش آپلیزیا (Aplysia) و واسطه شیمیایی آن سروتونین است انتهای نورون حسی در اتصال با نورون حرکتی سروتونین ترشح می کند. درعادت طولانی مدت (Long term habituation) که ارتباطات نورونی کاهش پیدا می کند میزان واسطه شیمیایی کاهش پیدا می کند (البته با ساختار نورونی به تعادل می رسد که این به معنی کاهش از نظر کمی نمی باشد) در حساسیت، گیرنده سروتونرژیک Serotonergic افزایش پیدا می کند (ممکن است همین افزایش گیرنده مبنایی برای رفتارهای نا هنجار در حساسیت باشد) در LTP گیرنده آدرنرژیک (Adernergic)  می باشد (به عنوان یک نکته بالینی بتا- بلاکرها می توانند تاثیرات منفی بر یادگیری دراز مدت بگذارند) همینطور ثابت شده است که آگونیستهای آدر نرژیک تاثیر مثبتی روی حافظه ویادگیری دارند.

6- توضیح فرآیند بیولوژیک یادگیری مبنایی است برای درک بیولوژی سلولی شناخت، رفتار و احساسات عالی. همینطور با استفاده از این تئوری، می توانیم فرایند اجتماعی شدن و رفتار فرد در اجتماع را توضیح دهیم. علاوه بر مطالب ذکر شده در حال حاضر متخصصان مشغول مطالعات تغییرات سلولی مغز هنگام احساسات عالی هستند امروزه شکی نیست که گردش فکر در مغز بیش از هر چیز تغییرات الکتروکیمیکال می باشد. قدرت درک و شناخت عالی تر یک مغز بستگی تام و تمامی به شکل گیری شبکه های نورونی در قسمتهای مختلف مغز دارد. امروزه مسئله شناخت انسانی بیش از اینکه یک مسئله فلسفی باشد یک مسئله کاملا علمی است. فلسفه به نظر من باید به تدریج پای خود را از حوزه مسائل شناختی بیرون بکشد. رسالت نوروآنالیز این است که با روشن ساختن مبنای بیولوژیک شناخت و رفتار انسان، دسترسی آسان فلسفه را به این حوزه ها با مشکل روبرو کند.

 

 

دکتر اردستانی22/8/86

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۶ساعت 10:54  توسط اردستانی  |  2 نظر

به گزارش سرويس ديني جام نيوز، محل زندگي حضرت حجة بن الحسن العسگري (ع) در دوران كودكي همچون محل زندگي حضرت موسي (ع) مخفي بود، تا از گزند طاغوتيان زمان محفوظ گردد.

 

 اما در مورد اقامتگاه حضرت حجّت(ع) بايد گفت: دليل قاطعي بر اقامت آن بزرگوار در مكان معيّني وجود ندارد، چنان كه در بعضي احاديث هم وارد شده است.از جمله:

 

هنگامي كه از امام حسن عسگري (ع) مي پرسند، اگر حادثه اي براي شما روي دهد از كجا از فرزند گرامي شما سراغ بگيريم؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «در مدينه (1)».همچنين روايت شده است كه عدّه  معدودي از اقامتگاه ايشان خبر دارند: امام زين العابدين (ع) مي فرمايد: «لا يَطَّلِعُ علي موضعه اَحَدٌ من وليٍّ و لا غيره، الاّ الذي يلي اَمْرَهُ»(2)هيچ كس از دوستان و ديگران از اقامتگاه او مطّلع نمي شود، به جز كسي كه متصدي خدمت گزاري اوست.

 

 

ابوبصير از امام محمّد باقر (ع)نقل كرده كه مي فرمايد: «لابدّ لصاحب الأمر من عُزلة، و لابدّ في عُزلته من قُوَّة، و ما بثلاثينَ مِنْ وحشة و نِعْمَ المنزلُ طيبةُ»(3) ترجمه: «براي صاحب اين امر دوران عزلتي است و در ايام عزلت نيرو و قدرتي لازم است، با سي نفر وحشتي نيست و مدينه چه جايگاه خوبي است!»

 

 

علامه مجلسي در بحارالانوار،مي گويد: «عزلت به معني گوشه نشيني است و «طبيّه» بر اسم مدينه منوّره اطلاق مي شود. اين حديث را ابوحمزه از حضرت امام صادق (ع) نيز نقل كرده است. و نيز در روايتي ديگر آمده است: «انّ لصاحب هذا الامر بيتاً يقال لَه: بيت الحَمْدِ، فيه سراجٌ يُزهِرُ منه يوم وُلِدَ الي ان يقوم بالسّيف، لا يُطفي.»(4) «براي صاحب اين امر خانه اي است كه به آن بيت الحمد گفته مي شود و در آنجا چراغي هست كه از روز ولادت آن حضرت روشن مي باشد, اين چراغ هرگز خاموش نمي شود، تا روزي كه حجّت خدا با شمشير قيام كند.» اين روايت را مفضل بن عمر از امام صادق (ع) نقل كرده است.

 

 

در روايت ديگري امام صادق (ع) مي فرمايد: «كيف أنتم اذا بَقيتم بلا امامِ هديً و لا علم يُري...»(5) «چگونه است حال شما (شيعيان) هنگامي كه دستتان به امامتان نرسد و نشان آشكاري نيابيد.» و نيز در روايت ديگري آمده: «للقائم غيبتان: إحداهما صغيرة و الأخري طويله. فالأولي لا يعلَم بمكانه فيها الا خاصَّةُ شيعته والأخري لا يعلم بمكانه فيها الاّ خاصّةُ مَواليه في دينه.»(6) «براي قائم ما دو غيبت است: يكي از آنها كوتاه و ديگري طولاني است، در غيبت كوتاه تنها شيعيان خاص از جايگاه او مطلع مي شوند و در دومي به جز خدمت گزاران ملازم او، كسي از اقامتگاهش آگاه نخواهد بود.»

 

 

نيز روايت شده: ابراهيم بن مهزيار توسط فرستاده ي حضرت ولي عصر (ع) به پيشگاه آن سرور فرا خوانده شد, او از طائف گذشته و به دشت حجاز هدايت شده كه «عوالي» ناميده مي شود, در آنجا به خدمت كعبه ي مقصود مشرف مي شود، در اين ايام مهدي (ع) به پسر مهزيار مي فرمايد: «پدرم با من پيمان بسته كه در مخفي ترين و دورترين سرزمين ها مسكن گزينم، تا از تيررس اهل ضلالت در امان باشم، اين پيمان براي اين ريگزارهاي عوالي (دشت حجاز از نجد تا تهامه) انداخته است.» آن گاه آن حضرت دعايي را كه در دوران غيبت فرموده اند، بار ديگر تلاوت كردند: «اللهمَّ امْجُبْني عن عيون اَعْدائي واجْمَع بيني و بين اوليائي.»(7) «بار خدايا، مرا از ديدگان دشمنانم پوشيده نگاه دار و بين من و دوستانم اجتماع حاصل كن.» همچنين حميري از محمّد بن عثمان نقل مي كند، كه از او شنيدم كه مي گفت: حضرت فرمود: «انّ صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيري الناس و يعرفُهُم و يرونه و لا يعرفونه.»(8) «همانا صاحب اين امر همه ساله در موسم حج به زيارت خانه  خدا مشرّف شده و در مراسم حج شركت مي كند (و در عرفات مي ايستد و به دعاي مؤمنين آمين مي گويد) ولي انبوه حجاج او را نمي بينند و يا مي بينند و او را نمي شناسند.» و نيز زراره از امام صادق (ع) نقل مي كند: «قائم را دو غيبت است در يكي از آنها بر مي گردد و در ديگري معلوم نمي شود كجا هست، در موقع و موسم حج حضور مي يابد و مردم را مي بيند ولي كسي او را نمي بيند.»(9)

 



نتيجه: آنچه كه مسلم است حضرت حجت (ع) در عالم هستي حضور دارند و همه ساله در موسم حج شركت نموده وحج به جا مي آورند و ممكن است حتي بعضي افراد ايشان را ببينند، كه يا با معرفت و درك زيارت مي كنند آن حضرت را يا حتي ايشان را نمي شناسند . آنچه از بعضي روايات مذكور استفاده مي شود بعضي از مكان ها مثل مدينه منوره يا عوالي(10) (دشت حجاز) براي آن حضرت تعيين شده كه در بعضي مواقع ايشاندر آن جا حضور دارند. لكن به سبب رتق و فتق امور مسلمين عالم و شيعيان آن حضرت كه به ايشان نياز دارند ممكن است در مكان هاي ديگر نيز حضور پيدا كرده و به مشكلات آنان رسيدگي نمايند.

 

 

 

 

 

پاورقی:

1. ـ گل محمدى ، آرمان فريده: البيعة لله، رسالت جهانى حضرت مهدى (ع)،قم، مؤسسه الهادى، دوم، 1378، ص 126.
2. ـ محمد باقر مجلسى، بحارالأنوار، تهران، دارالكتب الاسلاميه ،ج52،ص،153،ح5.
3. ـ محمد باقر مجلسى، همان، ص 153، ح 6، و على دوانى، مهدى موعود، تهران، دارالكتب الاسلاميه ، ص 928- 929.
4. ـ محمد باقر مجلسى، همان، ج 52، ص 158، ح 21 و على دوانى، همان، باب 28، ص 929- 930.
5. ـ محمد باقر مجلسى، همان، ج 51، ص 111، ح 5.
6. ـ همان، ج 52، ص 155.
7. ـ محمد باقر مجلسى، همان، ج 94، ص 378.
8. ـ على دوانى، همان، باب 28، ص 933، 934.
9. ـ على دوانى، همان، ص 933.
10. - امروزه درمدینه منطقه ای به عوالی معروف است که معمولا شیعیان درآن 

 

 


مهمترين علامت آپانديسيت درد کولیکی ( انقباض و گرفتگی ) در اطراف ناف است. آپاندیسیت با عمل جراحی درمان شده و مصرف آنتی بیوتیک ها نیز در بهبود آن نقش دارند.

یک گزارش؛ آپاندیسیت چیست؟ مهمترين علامت آپانديسيت درد کولیکی ( انقباض و گرفتگی ) در اطراف ناف است. به گزارش سرويس علمي، پزشكي باشگاه خبرنگاران؛ بیشتر افراد تصور می‌کنند که آپاندیسیت دیگر آنقدر ها هم شایع نیست. برخی نیز تصور می‌کنند که آنتی بیوتیکها می‌توانند آن را درمان کنند. اما در واقع آپاندیسیت هنوز هم مشکل شایعی است و تنها با جراحی درمان می‌شود و آنتی بیوتیکها نیز در بهبودی فرد بیمار، پس از جراحی نقش دارند. در قسمت پایینی شکم، در سمت راست، یک عضو لوله‌ای شکل و توخالی از روده‌ی بزرگ منشعب شده است. پیش‌تر تصور می‌کردند که این عضو در بدن هیچ کار‌ی انجام نمی‌دهد اما امروزه دانشمندان عملکردهایی را برای آن بیان می‌کنند. گرچه دانشمندان در مورد عملکرد آپاندیس مطمئن نیستند اما به نظر می‌رسد نبود کامل آن نیز اختلال خاصی در سلامت بدن ایجاد نمی‌کند. از سلولهای دیواره آپاندیس مایع مخاطی‌ای ترشح می‌شود که به روده‌ی بزرگ می‌ریزد و داخل این لوله‌ی توخالی را تمیز نگه می‌دارد. انسداد مجرای آپاندیس منجر به آپاندیسیت می‌شود زیرا مایع مخاطی در درون مجرای آپاندیس محبوس می‌شود و باکتریهایی که به صورت طبیعی در آنجا زندگی می‌کنند به سرعت تکثیر می‌شوند در نتیجه آپاندیس متورم شده و عفونی می‌شود. علت انسداد مجرای آپاندیس ممکن است این موارد باشند: * به وسیله مواد مدفوعی، انگلها و یا رشد بیش از حد سلولهای دهانه‌ی آپاندیس. * بزرگ شدن بافت لنفاوی دیواره آپاندیس در اثر عفونت در دستگاه گوارش یا در نقاط دیگر بدن. * بیماریهای التهابی روده مانند کرون و کولیت اولسروز. * وارد شدن آسیب و تروما به شکم. آپاندیس متورمی که پر از مایع و چرک است ممکن است خونرسانی را متوقف کند. با توقف خونرسانی دیواره‌ی آپاندیس ضعیف می‌شود و برخی اوقات پاره می‌شود. با سوراخ شدن آپاندیس چرک منتشر می‌شود و ممکن است حفره‌ی شکم را عفونی کند و یا آبسه‌ی شکمی ایجاد کند. در برخی بیماران مانند بچه‌ها، سیر ایجاد آن سریع است و از زمان ایجاد درد و سوراخ شدن آپاندیسیت چند ساعت بیشتر طول نمی‌کشد. تشخیص بیماری در افراد مسن و زنان باردار نیز مشکلتر است. چه کسی دچار آپاندیسیت می‌شود؟ آپاندیسیت می‌تواند در هر سنی ایجاد شود ولی در بالغین جوان شایعتر است. به نظر می‌رسد که آپاندیسیت خود به خود و بدون علت مساعد کننده‌ی خاصی رخ می‌دهد. علائم آپاندیسیت کدامند؟ جزئیات درد شکمی در تشخیص آپاندیسیت بسیار کمک کننده است. درد ناگهانی شکم معمولا اولین علامت است. درد ممکن است در قسمت پایینی شکم در سمت راست باشد اما ممکن است درد به صورت ناراحتی مبهمی در وسط شکم احساس شود و سپس به سمت راست و پایین منتقل شود. درد احتمالا طوری است که فرد قبلا تجربه‌ی چنین دردی را نداشته است، ظرف چند ساعت بدتر می‌شود و با راه رفتن، نفس کشیدن و سرفه یا عطسه بیشتر می‌شود. تب خفیف و تورم شکمی نیز ممکن است وجود داشته باشند. البته هر دردی در شکم نشانه‌ی آپاندیسیت نیست اما شما باید هر درد شکمی را که ادامه پیدا می‌کند و مخصوصا اگر همراه با از دست دادن اشتها، تهوع، استفراغ و تب باشد جدی بگیرید و به پزشک مراجعه کنید. تا زمانی که پزشک مشکل شما را تشخیص نداده باید از هر گونه خوددرمانی مانند مصرف مسهل‌ها یا انجام تنقیه اکیدا خودداری کنید. علایم آپاندیسیت متغیر و متفاوتند و می‌توانند علایم بیماریهایی مانند انسداد روده، بیماریهای التهابی روده، بیماری التهابی لگن و سایر بیماریهای زنان، یبوست و برخی بیماریهای دیگر را تقلید کنند. آپاندیسیت چگونه تشخیص داده می‌شود؟ تشخیص آپاندیسیت بیشتر بالینی است و در صورتی که علایم واضح باشند ممکن است پزشک تصمیم به جراحی فوری بگیرد زیرا در صورت تاخیر خطر افزایش می‌یابد. در صورت نیاز پزشک برای تشخیص از آزمایش، عکس رادیوگرافی، سونوگرافی و حتی لاپاروسکوپی استفاده می‌کند. آزمایش ویژه‌ای برای تشخیص قطعی وجود ندارد اما آزمایش خون و شمارش گلبولهای سفید کمک کننده است. عکس رادیوگرافی شکم در تشخیص آپاندیسیت بیشتر برای رد سایر عوامل درد شکمی گرفته می‌شود. سونوگرافی شکمی هم روش قابل استفاده‌ای در تشخیص آپاندیسیت است و سایر علل درد شکمی را نیز مشخص می‌کند. لاپاروسکوپی یک روش تشخیصی درمانی است که در آن وسیله‌ای شبیه تلسکوپ از طریق یک برش کوچک در دیواره‌ی شکم وارد شکم می‌شود. این وسیله دارای دوربینی کوچک و مخصوص است و کمک می‌کند که پزشک بتواند مستقیما اعضای درون شکم را ببیند و اگر علت درد شکم آپاندیسیت باشد، آپاندیس فورا از بدن خارج می‌شود. اگر شواهدی از تشکیل آبسه باشد برای کاهش عفونت باید آنتی بیوتیک قبل از عمل جراحی استفاده شود. آپاندیسیت چگونه درمان می‌شود؟ اگر پزشک به آپاندیسیت شک کند ممکن است بدون انجام تستهای دیگر جراحی را توصیه کند. جراحی سریع خطر پاره شدن آپاندیس را کاهش می‌دهد. به جراحی‌ای که برای درمان آپاندیسیت انجام می‌شود آپاندکتومی گفته می‌شود. این جراحی به دو روش لاپاراسکوپی و لاپاراتومی انجام می‌شود که روش اول جدیدتر است. خطر عمل جراحی‌ای که برای برداشتن آپاندیس انجام می‌شود نسبتا کم است و بیمار کمتر از یک هفته در بیمارستان می‌ماند و می‌توان انتظار داشت که طی سه هفته به حالت قبلی و طبیعی برگردد. اگر جراحی با لاپاروسکوپی انجام شود و شرایط بیمار خوب باشد ممکن است بیمار بتواند 24 ساعت بعد از عمل به خانه برگردد. اما اگر آپاندیس پاره شده باشد بیمار باید مدت زمان زیادی را در بیمارستان بماند و البته خطر عوارض نیز زیاد خواهد بود. در مواردی ممکن است حال بیمار وخیم باشد و به مراقبتهای ویژه‌ای نیاز داشته باشد. در این موارد برای بازگشت فرد به زندگی عادی خود ممکن است 2-3 ماه زمان نیاز باشد. در برخی از موارد نیز جراح با آپاندیس سالم مواجه می‌شود. در این موارد نیز آپاندیس را برمی‌دارند تا احتمال رخ دادن آپاندیسیت وجود نداشته باشد. همچنین ممکن است جراح با علل دیگری برخورد کند و طی جراحی آنها را برطرف کند. با برداشته شدن آپاندیس دیگر خطر ایجاد مجدد آپاندیسیت وجود ندارد.

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران