داروسازان
مطالعات جدید پزشکی
شنبه 08 شهریور 1399 :: 12:42 ::  نويسنده : aminataie

The drugs chloroquine (CQ) and hydroxychloroquine(HCQ), a less toxic derivative of QC, are used to treat malariaand autoimmune conditions.

They now have been proposedto have antiviral activity against severe acute respiratory syn-drome coronavirus 2 (SARS-CoV-2),

which is responsiblefor the coronavirus disease 2019 (COVID-19) pandemic.Recentin vitrostudies

and a small nonrandomized clinicaltrial of 36 patients from France3had promising results andinitiated

the trend of using CQ/HCQ to treat COVID-19.However, the integrity of the nonrandomized

clinical trialhas been questioned by the International Society of Antimi-crobial

Chemotherapy for the trial’s unclear inclusion criteriaand triage of patients.

Although a subsequent smallerrandomized clinical trial of 30 patients showed

little to noeffect,5a larger randomized clinical trial of 62 patientsshowed that HCQ

significantly reduced the incidence andduration of COVID-19 pneumonia.

These studies do nothave sufficient statistical power to unequivocally prove

thepositive effects of HCQ on COVID-19. Nevertheless, the ur-gency of the pandemic has resulted in 

the United StatesFood and Drug Administration (FDA) issuing an emergencyuse authorization

for CQ/HCQ as treatment of COVID-19, anaction that has been criticized by former FDA leaders;

and (2)a call by the World Health Organization (WHO) for rapid,large, global CQ/HCQ clinical trials

.Although CQ and HCQ have become the focus as treat-ment of COVID-19,

they remain unendorsed by many physi-cians because of  limited clinical outcome data;

availability of other potentially more effective antiviral andinterleukin inhibitors,

such as remdesivir and tocilizumab,respectively; and  potential risk of malignant

arrhythmiaand sudden cardiac death (SCD) due to QT prolongation

In response to the trend of using CQ/HCQ for treatment ofCOVID-19,

the Mayo Clinic,9the Heart Rhythm Society

جمعه 07 شهریور 1399 :: 16:02 ::  نويسنده : aminataie

بیماری کروناویروس 2019 (COVID-19) یک بیماری همه گیر جهانی است که نزدیک به 170کشور را درگیر کرده.COVID-19 ناشی از سندرم حاد تنفسی شدید-CoV-2)است،که سلول های گیرنده آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین 2 (ACE2) را هدف قرار می دهد.

بیماری همه گیر COVID-19 نشان دهنده مهمترین بحران بهداشت عمومی قرن است. تأثیرات بهداشتی ، اقتصادی و اجتماعی برای سالهای متمادی احساس خواهد شد. بیماران با بیماری قلبی عروقی به ویژه در معرض COVID-19 آسیب پذیر هستند و اغلب به شکل های شدید عفونت ایجاد می شوند. تظاهرات قلبی عروقی مداوم در بیماران inoxVID-19 مشاهده شده است ، از جمله آسیب های قلبی ، میوکارینزیس ، ACS ، آمبولی ریوی ، سکته مغزی، آریتمی(1)

درمیان کسانی که COVID-19 دارند،بیش از 7٪ بیماران دچار آسیب میوکارد ناشی از عفونت هستند.
آسیب میوکارد در بیش از یک چهارم موارد بحرانی وجود دارد.
صدمات حاد میوکارد و اختلال عملکرد  میوکارد که باشدت بیماری شدت می یابد. 
ادامه داروهای حاوی ACEi و ARB از نظر بالینی براساس شواهد موجود در این زمان توصیه می شود.
COVID-19 ممکن است به دلیل واکنش التهابی ایمنی بیش از حد و سایتوکاین منجر به آسیب غیر مستقیم قلبی شود
مواجهات ویروسی منجر به کاردیومیوسیت هاست ،
اما هنوز اثبات نشده است و در اثر آسیب حاد تنفسی ناشی از ویروس که منجر به استرس اکسیداتیو و
آسیب میوکارد در اثر تقاضای اکسیژن میوکارد در حضور هیپوکسی شدید
به دلیل ضعف ریه (ARDS) می شود.(2) COVID-19 چالشی برای پیوند قلب ایجاد می کند
و بر انتخاب اهدا کننده و سرکوب سیستم ایمنی و مدیریت پس از پیوند تأثیر می گذارد ،
البته مشخص نیست که آیا مشکلات قلبی عروقی وجود دارد یا خیر؟یا شرایط مستقل است
و یا اینکه آیا این توسط عوامل دیگری (مثلاً سن) واسطه می شود(3).
بروز بالینی میوکاردیت در موارد مختلف متفاوت است. برخی از بیماران ممکن است با علائم نسبتاً خفیف ، 
مانند خستگی و تنگی نفس وجود داشته باشند
در موارد شدید ، بیماران ممکن است با علائم نارسایی قلبی سمت راست
از جمله فشار ورید جگو لار افزایش یافته ، ورم محیطی و درد چهارم فوقانی سمت راست
نیز ظاهر شوند. پدیدار ترین بروز این بیماری ،
فلمینانتمیوکاردیت است که به عنوان اختلال در عملکرد بطن و ضعف قلب تعریف می شود.

2020-08-28

بیمار اغلب دارای تب و ضعف،و تاکی کاردی است(4).
 

 
 

 

چهارشنبه 30 مرداد 1398 :: 13:48 ::  نويسنده : aminataie

کارسینوم‌درجا(به انگلیسی: Carcinoma in situ) یا در اصطلاح سرطان‌شناسی(CIS)٬ تعریفی از فرم اولیه سرطان است اما در آن سلول‌های تومور٬ وضعیت تهاجم به بافت اطراف را ندارند. به عبارت دیگر، سلول‌های نئوپلاستیک در محدوده طبیعی خود گسترش می‌یابند ازاین‌رو به نام درجا (واژه لاتین in situ) نامیده می‌شوند. به عنوان مثال کارسینوم‌درجای پوست (بیماری بوون) از تجمع سلول‌های نئوپلاستیک اپیدرمال تشکیل می‌شود که قادر به نفوذ در لایه‌های عمیق‌تر درم نیستند.

 

 

عوامل خطر ابتلاء به سرطان پستان عبارتند از مرض چاقی، عدم تمرین فیزیکی، نوشیدن نوشیدنی‌های الکلی، درمان جایگزینی هورمون در طول یائسگی،پرتوهای یونی، اولین قاعدگی در سنین پایین، و دیر بچه دار شدن یا بچه دار نشدن.[۳][۶] دلیل حدود ۵ تا ۱۰٪ از موارد ابتلاء به این بیماری ژن‌هایی هستند که از والدین فرد به ارث رسیده‌اند، از جمله BRCA1 و BRCA2. معمولاً سرطان پستان در سلول‌های دیواره مجاری شیر و لوبول‌ها که تأمین‌کننده شیر مجاری هستند، ایجاد می‌شود.به سرطان‌هایی که از این مجاری شروع می‌شوند، کارسینوم پستان گفته می‌شود، در حالیکه سرطان‌های ایجاد شده از لوبول‌ها با نام سرطان لوبولار شناخته شده‌اند.[۳] به علاوه، بیش از ۱۸ زیر-نوع سرطان پستان دیگر وجود دارد.برخی از سرطان‌ها از ضایعات پیش-تهاجمیاز قبیل کارسینوم مجرایی درجا ایجاد می‌شوند.[۶] تشخیص سرطان پستان با انجام یک نمونه برداری از توده مربوطه تأیید می‌شود.پس از تشخیص سرطان، آزمایش‌های بیشتری انجام می‌شوند تا مشخص شود که آیا سرطان به قسمت‌های دیگر بدن نیز سرایت کرده‌است یا خیر و چه درمان‌هایی ممکن است نسبت به بیماری واکنش نشان دهند.[۳]

 

سرطان درجا زودرس ترین مرحله سرطان

DCIS

کارسینوم داکتال درجا ساده ترین عبارتی است که برای توصیف این ضایعه میتوان به کار برد. در این ضایعه سلولهای بدخیم در داخل مجرای شیری دیده میشوند. لازم به توضیح است که منشا سرطان پستان در حدود ۹۰ درصد موارد از سلولهای سطحی مجاری شیری است. وقتی این سلولها بدخیم شوند اما از جدار مجرای شیری عبور نکرده وارد نسج پستان نشوند به آن کارسینوم درجا و وقتی وارد نسج پستان شوند به آن کارسینوم مهاجم میگویند.(سرطان درجا زودرس ترین مرحله سرطان)

اهمیت

DCIS برخلاف سرطان مهاجم، توانایی پخش شدن در بدن را ندارد و نیاز به شیمی درمانی ندارد. به همین دلیل بسیار مهم است که سرطان در این مرحله تشخیص داده شود. امروزه در کشورهای پیشرفته حدود ۴۵ درصد سرطان های پستان در این مرحله تشخیص داده میشوند. این بیماران طول عمر تقریبا طبیعی دارند.

تشخیص

معمولا این ضایعه توده واضحی که قابل لمس باشد ایجاد نمی کند بنابراین معمولا نه بیمار و نه پزشک متوجه آن نمیشوند. درسونوگرافی هم ممکن است نشانه واضحی دیده نشود. روش تشخیص این ضایعه ماموگرافی است که در آن تجمعی از رسوبات ریز کلسیم در ناحیه ای از تصویر میتواند نشانه DCIS باشد. پس از شک به این ضایعه اقدام بعدی نمونه برداری خواهد بود که معمولا به روش استریوتاکتیک یعنی زیر هدایت ماموگرافی، انجام میشود. پاتولوژیست با مشاهده سلولهای سرطانی که در داخل مجاری شیری تجمع یافته اند با دقت بالایی تشخیص را در اختیار تیم درمانی قرار خواهد داد.

درمان

کارسینوم درجا نمی تواند به غدد لنفاوی و سایر نقاط بدن منتشر شود به همین دلیل درمان DCIS فقط شامل درمان موضعی میشود یعنی برداشتن خود ضایعه با حاشیه کمی از بافت سالم اطراف آن و پرتودرمانی. نکته ای که درمورد DCIS مهم است این است که احتمال این که بیمار متبلا به این ضایعه بعدها دچار سرطان پستان شود ۷۰ – ۲۵ درصد است. این به معنی پرخطر بودن فرد برای سرطان پستان در آینده خواهد بود. به همین دلیل روش های مدیریت خطرمانند ماستکتومی دوطرفه به این بیماران پیشنهاد میشود. اگر DCIS از نظر رسپتور استروژن مثبت باشد لازم است جهت جلوگیری از سرطان سمت مقابل به این بیماران تاموکسی فن داده شود.

دوشنبه 06 خرداد 1398 :: 12:53 ::  نويسنده : aminataie

ه‌طور کلی آسیب مغزی در نتیجه برخورد ناگهانی و شدید سر با جسمی سخت پدید می‌آید که می‌تواند به صورت خفیف، متوسط یا شدید باشد.

در نوع خفیف آن، شخص آسیب دیده هوشیار است و در برخی موارد ممکن است تنها برای چند ثانیه هوشیاری خود را از دست دهد. در حالت متوسط و شدید، شخص آسیب دیده دچار عدم هوشیاری در مدت زمان طولانی‌تری می‌شود.

فراموش نشود بسیاری از ضرباتی که در زمان وقوع حادثه علائم جدی ندارند، در سنین بالاتر می‌توانند به بیماری‌هایی از قبیل سردرد و صرع منجر شوند.

 

به گفته پروفسور علی گرجی، استاد دانشگاه مونستر آلمان، ضربه به سر حتی به صورت خفیف می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد و در واقع آسیب مغزی به دنبال ضربه به سر یکی از جدی‌ترین مشکلاتی است که هر سال سلامت افراد بیشماری را به خطر می‌اندازد.

 

تصادفات رانندگی مهم‌ترین عامل ضربه به سر در ایران

از مهم‌ترین علائم هشداردهنده ضربه به سر می‌توان به حالت تهوع و استفراغ، گیجی، سردرد، تاری دید، از دست دادن تعادل، اختلال در خواب، مشکلات حافظه، وزوز گوش و خستگی اشاره کرد.

 

به اعتقاد پروفسور گرجی چنانچه هر یک از این علائم در فرد آسیب دیده مشاهده شد، فرد را باید سریعا به مراکز درمانی منتقل کرد. بنابراین فراموش نکنید که نبودن ورم و خونریزی بدین معنا نیست که آسیب جدی نبوده است، چرا که عواقب و پیامدهای این ضربات به‌شدت و محل آسیب بستگی دارد.

 

از مهم‌ترین علل ضربه به سر به ترتیب می‌توان به تصادفات رانندگی، سقوط از ارتفاع، درگیری جسمی، حوادث در حین کار، حوادث داخل منزل و حوادث حین ورزش اشاره کرد. البته به اعتقاد پروفسور گرجی مهم‌ترین عامل ضربه به سر در ایران، تصادفات رانندگی است که سالانه بیش از 700 هزار نفر در تصادفات رانندگی مجروح و درصد بالایی ازآنها دچار ضربه به سر می‌شوند. تعداد بسیاری از آن‌ها نیز به علت این ضربات، جان خود را از دست می‌دهند.

 

تشنج، صرع، سردردهای مداوم، خونریزی مغزی، عفونت مغزی، فراموشی، عقب ماندگی ذهنی، مرگ مغزی، اختلالات خلقی ـ روانی و اختلالات هورمونی از جمله پیامدهای ضربه به سر هستند که هر یک از این عوارض می‌توانند تا پایان عمر همراه بیمار باقی بمانند و حتی با مصرف دارو و جراحی به‌طور کامل برطرف نخواهند شد

 

بنابراین پیشگیری از بروز ضربات و درمان موثر و به موقع مصدومان می‌تواند نقشی کلیدی در زندگی فرد داشته باشد. در اغلب کشورهای پیشرفته جابه‌جایی فرد آسیب دیده به بیمارستان توسط افراد متخصص و مجرب انجام می‌گیرد. در بسیاری از موارد حمل غیر صحیح مصدوم می‌تواند به مرگ منجر شده یا مشکلات ثانویه‌ای از قبیل قطع نخاع و صدمات مغزی را برای بیمار به همراه داشته باشد. به‌طور معمول با معاینه دقیق مصدوم، گستردگی آسیب مشخص می‌شود.

 

امکان دارد پس از معاینه و بررسی فرد توسط پزشک، فرد به خانه فرستاده شود، اما باید یک فرد قابل اطمینان در کنار او بماند و مراقب بروز علائم بالینی باشد. 24 ساعت اول پس از ضربه از نظر بروز علائم و عوارض جدی بسیار مهم است، اگرچه این‌گونه علائم و عوارض ممکن است دیرتر (تا 6 ماه پس از آسیب) نیز ظاهر شوند.

اگر پس از وارد شدن ضربه به سر، شاهد بروز علائمی مثل حالت تهوع، سردرد و تپش قلب شدید، سریعا به پزشک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید

 

راه‌های پیشگیری از وقوع فاجعه

 

متاسفانه به‌رغم پیشرفت‌های اخیر در علوم اعصاب، همچنان هیچ درمان خاصی برای ضایعات مغزی نخاعی پس از ضربه وجود ندارد، چراکه بافت عصبی پس از آسیب دیدن قادر به بازسازی خود نیست. به همین دلیل هم بهترین روش برای مقابله با ضربه مغزی، پیشگیری از آن است. با رعایت کردن برخی قوانین ساده، می‌توان احتمال وقوع آسیب‌های مغزی را به‌طور چشمگیری کاهش داد.

 

1- پروفسور گرجی یکی از راه‌های موثر در پیشگیری از بروز این صدمات را انعکاس اطلاعات جامع و کاربردی از طریق رسانه‌های گروهی نظیر رادیو و تلویزیون، روزنامه‌ها و تابلوهای تبلیغاتی می‌داند که در بسیاری از کشورهای پیشرفته به عموم مردم داده می‌شود.

وی همچنین تاکید می‌کند با توجه به این‌که قشر آسیب‌پذیرتر در کشور ما کودکان هستند می‌بایست آموزش مستمری به کودکان نیز داده شود. پیشنهاد می‌شود یک واحد درسی با همین عنوان به سایر دروس اضافه شود.

 

2- بستن کمربند ایمنی اصلی است که باید توسط تمام سرنشینان چه در صندلی‌های جلو و چه در صندلی‌های عقب خودرو اجرا شود. چرا که استفاده از کمربند ایمنی، 50 درصد احتمال مرگ و میر سرنشینان جلوی ماشین و 25 درصد احتمال مرگ و میر را در سایر سرنشینان کاهش می‌دهد.

 

3- در کودکان با قد کوتاه‌تر از 140 سانتیمتر نیز، استفاده از صندلی کودک قبل از بستن کمربند ایمنی توصیه می‌شود. صندلی کودک کمک می‌کند تا کودک در ارتفاع بالاتری قرار گیرد تا کمربند ایمنی به درستی بسته شود. صندلی کودک باعث کاهش بیش از 70 درصد مرگ و میر در نوزادان و 54 درصد در کودکان یک تا 4 ساله می‌شود.

به اعتقاد پروفسور گرجی این والدین هستند که در آموزش کودکان خود در بستن کمربند ایمنی نقش بسزایی ایفا می‌کنند.

 

4- در کنار این موضوع رعایت سرعت مجاز هم از اصولی است که نقش موثری در پیشگیری از صدمات و ضربات دارد. چراکه سرعت بیشتر از حد مجاز به خصوص در مواقعی نظیر لغزنده بودن جاده‌ها ناشی از بارندگی یکی از عوامل کاهش کنترل خودرو یا موتورسیکلت توسط راکب است که منجر به افزایش میزان مرگ و میر و ضربات مغزی می‌شود.

 

5- استفاده از کلاه ایمنی در موتورسواران هم یکی از اصولی است که برای پیشگیری از ضربات سر توصیه می‌شود، استفاده از کلاه ایمنی هنگام موتورسواری احتمال بروز آسیب و جراحت را 69 درصد و میزان مرگ و میر را 42 درصد کاهش می‌دهد.

 

6- اما در این میان شاید موضوعی که کمتر مورد توجه ما قرار داشته باشد استفاده از روروئک برای کودکان است. چراکه به گفته پروفسور گرجی استفاده از روروئک در اغلب کشورهای پیشرفته ممنوع شده است، زیرا 35 درصد از کودکانی که در روروئک گذاشته می‌شوند دچار ضربه به سر می‌شوند که ممکن است عوارض این ضربات سال‌ها بعد نمایان شود. تحقیقات اخیر در ایران نشان می‌دهد، بسیاری از کودکان زیر 8 سال و برخی از کودکان بین 8 تا 10 سال توانایی کافی برای عبور از خیابان را به تنهایی ندارند؛ بنابراین باید به صورت عملی به این کودکان آموزش‌های لازم داده شود.

 

7- از موارد دیگری که می‌توان برای پیشگیری از عواقب ناشی از ضربات سر مورد توجه قرار داد رعایت اصول ایمنی هنگام ورزش و ایمنی در محیط کار است. در بعضی از ورزش‌ها مثل دوچرخه‌سواری، اسکیت، کشتی، بوکس، اسب‌سواری و اسکی استفاده از کلاه ایمنی مخصوص ضروری است. هنگام دوچرخه سواری و اسکیت که محبوبیت خاصی بین کودکان ایرانی دارند، گذاشتن کلاه ایمنی و محافظ‌های دست و پا باید اجباری شود. همچنین کودکان باید از کلاهی استفاده کنند تا جلوی دید آن‌ها گرفته نشود.

 

صدمات ناشی از ضربه سر را نادیده نگیرید

عوارض ضربه به سر ممکن است جان فرد را به خطر بیندازد، یا باعث معلولیت دایمی او شود، بنابراین با شناخت علائم آن می‌توانید از خطراتی که در پی آن می‌آید، جلوگیری کنید.

 

اگر پس از وارد شدن ضربه به سر، شاهد بروز علائمی مثل حالت تهوع، سردرد و تپش قلب شدید، سریعا به پزشک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید. در برخی موارد علائم شدیدتر و با خونریزی مغزی همراه است.

 

وارد شدن ضربه به سر برای زنان و کودکان به مراتب خطرناک‌تر از مردان است و  تا هفته‌های بعد ممکن است این آسیب ادامه داشته باشد.

دکتر دانیل لابوتزیت استادیار مغز و اعصاب در دانشگاه برانکس نیویورک می‌گوید: ضربات وارده به سر منجر به نوسانات هورمونی در زنان می‌شود و ممکن است علائم آن حتی ماه‌ها بعد از ضربه بروز کنند. علائمی نظیر سردرد و گیجی که به مرور زمان بدتر هم می‌شود و می‌تواند منجر به خونریزی شود.

 

تا زمانیکه تشخیص قطعی نشده است، نباید هیچ‌گونه دارویی به فرد داد و بیمار باید تا زمانی که خطر رفع نشده است، در رختخواب استراحت کند.

فرآوری : نیره ولدخانی

بخش سلامت تبیان

 


منابع:

 

جام جم – بهاره صفوی

سلامت نیوز - ریحانه علیان

دوشنبه 06 خرداد 1398 :: 12:44 ::  نويسنده : aminataie

ه‌طور کلی آسیب مغزی در نتیجه برخورد ناگهانی و شدید سر با جسمی سخت پدید می‌آید که می‌تواند به صورت خفیف، متوسط یا شدید باشد.

در نوع خفیف آن، شخص آسیب دیده هوشیار است و در برخی موارد ممکن است تنها برای چند ثانیه هوشیاری خود را از دست دهد. در حالت متوسط و شدید، شخص آسیب دیده دچار عدم هوشیاری در مدت زمان طولانی‌تری می‌شود.

فراموش نشود بسیاری از ضرباتی که در زمان وقوع حادثه علائم جدی ندارند، در سنین بالاتر می‌توانند به بیماری‌هایی از قبیل سردرد و صرع منجر شوند.

 

به گفته پروفسور علی گرجی، استاد دانشگاه مونستر آلمان، ضربه به سر حتی به صورت خفیف می‌تواند عوارض جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد و در واقع آسیب مغزی به دنبال ضربه به سر یکی از جدی‌ترین مشکلاتی است که هر سال سلامت افراد بیشماری را به خطر می‌اندازد.

 

تصادفات رانندگی مهم‌ترین عامل ضربه به سر در ایران

از مهم‌ترین علائم هشداردهنده ضربه به سر می‌توان به حالت تهوع و استفراغ، گیجی، سردرد، تاری دید، از دست دادن تعادل، اختلال در خواب، مشکلات حافظه، وزوز گوش و خستگی اشاره کرد.

 

به اعتقاد پروفسور گرجی چنانچه هر یک از این علائم در فرد آسیب دیده مشاهده شد، فرد را باید سریعا به مراکز درمانی منتقل کرد. بنابراین فراموش نکنید که نبودن ورم و خونریزی بدین معنا نیست که آسیب جدی نبوده است، چرا که عواقب و پیامدهای این ضربات به‌شدت و محل آسیب بستگی دارد.

 

از مهم‌ترین علل ضربه به سر به ترتیب می‌توان به تصادفات رانندگی، سقوط از ارتفاع، درگیری جسمی، حوادث در حین کار، حوادث داخل منزل و حوادث حین ورزش اشاره کرد. البته به اعتقاد پروفسور گرجی مهم‌ترین عامل ضربه به سر در ایران، تصادفات رانندگی است که سالانه بیش از 700 هزار نفر در تصادفات رانندگی مجروح و درصد بالایی ازآنها دچار ضربه به سر می‌شوند. تعداد بسیاری از آن‌ها نیز به علت این ضربات، جان خود را از دست می‌دهند.

 

تشنج، صرع، سردردهای مداوم، خونریزی مغزی، عفونت مغزی، فراموشی، عقب ماندگی ذهنی، مرگ مغزی، اختلالات خلقی ـ روانی و اختلالات هورمونی از جمله پیامدهای ضربه به سر هستند که هر یک از این عوارض می‌توانند تا پایان عمر همراه بیمار باقی بمانند و حتی با مصرف دارو و جراحی به‌طور کامل برطرف نخواهند شد

 

بنابراین پیشگیری از بروز ضربات و درمان موثر و به موقع مصدومان می‌تواند نقشی کلیدی در زندگی فرد داشته باشد. در اغلب کشورهای پیشرفته جابه‌جایی فرد آسیب دیده به بیمارستان توسط افراد متخصص و مجرب انجام می‌گیرد. در بسیاری از موارد حمل غیر صحیح مصدوم می‌تواند به مرگ منجر شده یا مشکلات ثانویه‌ای از قبیل قطع نخاع و صدمات مغزی را برای بیمار به همراه داشته باشد. به‌طور معمول با معاینه دقیق مصدوم، گستردگی آسیب مشخص می‌شود.

 

امکان دارد پس از معاینه و بررسی فرد توسط پزشک، فرد به خانه فرستاده شود، اما باید یک فرد قابل اطمینان در کنار او بماند و مراقب بروز علائم بالینی باشد. 24 ساعت اول پس از ضربه از نظر بروز علائم و عوارض جدی بسیار مهم است، اگرچه این‌گونه علائم و عوارض ممکن است دیرتر (تا 6 ماه پس از آسیب) نیز ظاهر شوند.

اگر پس از وارد شدن ضربه به سر، شاهد بروز علائمی مثل حالت تهوع، سردرد و تپش قلب شدید، سریعا به پزشک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید

 

راه‌های پیشگیری از وقوع فاجعه

 

متاسفانه به‌رغم پیشرفت‌های اخیر در علوم اعصاب، همچنان هیچ درمان خاصی برای ضایعات مغزی نخاعی پس از ضربه وجود ندارد، چراکه بافت عصبی پس از آسیب دیدن قادر به بازسازی خود نیست. به همین دلیل هم بهترین روش برای مقابله با ضربه مغزی، پیشگیری از آن است. با رعایت کردن برخی قوانین ساده، می‌توان احتمال وقوع آسیب‌های مغزی را به‌طور چشمگیری کاهش داد.

 

1- پروفسور گرجی یکی از راه‌های موثر در پیشگیری از بروز این صدمات را انعکاس اطلاعات جامع و کاربردی از طریق رسانه‌های گروهی نظیر رادیو و تلویزیون، روزنامه‌ها و تابلوهای تبلیغاتی می‌داند که در بسیاری از کشورهای پیشرفته به عموم مردم داده می‌شود.

وی همچنین تاکید می‌کند با توجه به این‌که قشر آسیب‌پذیرتر در کشور ما کودکان هستند می‌بایست آموزش مستمری به کودکان نیز داده شود. پیشنهاد می‌شود یک واحد درسی با همین عنوان به سایر دروس اضافه شود.

 

2- بستن کمربند ایمنی اصلی است که باید توسط تمام سرنشینان چه در صندلی‌های جلو و چه در صندلی‌های عقب خودرو اجرا شود. چرا که استفاده از کمربند ایمنی، 50 درصد احتمال مرگ و میر سرنشینان جلوی ماشین و 25 درصد احتمال مرگ و میر را در سایر سرنشینان کاهش می‌دهد.

 

3- در کودکان با قد کوتاه‌تر از 140 سانتیمتر نیز، استفاده از صندلی کودک قبل از بستن کمربند ایمنی توصیه می‌شود. صندلی کودک کمک می‌کند تا کودک در ارتفاع بالاتری قرار گیرد تا کمربند ایمنی به درستی بسته شود. صندلی کودک باعث کاهش بیش از 70 درصد مرگ و میر در نوزادان و 54 درصد در کودکان یک تا 4 ساله می‌شود.

به اعتقاد پروفسور گرجی این والدین هستند که در آموزش کودکان خود در بستن کمربند ایمنی نقش بسزایی ایفا می‌کنند.

 

4- در کنار این موضوع رعایت سرعت مجاز هم از اصولی است که نقش موثری در پیشگیری از صدمات و ضربات دارد. چراکه سرعت بیشتر از حد مجاز به خصوص در مواقعی نظیر لغزنده بودن جاده‌ها ناشی از بارندگی یکی از عوامل کاهش کنترل خودرو یا موتورسیکلت توسط راکب است که منجر به افزایش میزان مرگ و میر و ضربات مغزی می‌شود.

 

5- استفاده از کلاه ایمنی در موتورسواران هم یکی از اصولی است که برای پیشگیری از ضربات سر توصیه می‌شود، استفاده از کلاه ایمنی هنگام موتورسواری احتمال بروز آسیب و جراحت را 69 درصد و میزان مرگ و میر را 42 درصد کاهش می‌دهد.

 

6- اما در این میان شاید موضوعی که کمتر مورد توجه ما قرار داشته باشد استفاده از روروئک برای کودکان است. چراکه به گفته پروفسور گرجی استفاده از روروئک در اغلب کشورهای پیشرفته ممنوع شده است، زیرا 35 درصد از کودکانی که در روروئک گذاشته می‌شوند دچار ضربه به سر می‌شوند که ممکن است عوارض این ضربات سال‌ها بعد نمایان شود. تحقیقات اخیر در ایران نشان می‌دهد، بسیاری از کودکان زیر 8 سال و برخی از کودکان بین 8 تا 10 سال توانایی کافی برای عبور از خیابان را به تنهایی ندارند؛ بنابراین باید به صورت عملی به این کودکان آموزش‌های لازم داده شود.

 

7- از موارد دیگری که می‌توان برای پیشگیری از عواقب ناشی از ضربات سر مورد توجه قرار داد رعایت اصول ایمنی هنگام ورزش و ایمنی در محیط کار است. در بعضی از ورزش‌ها مثل دوچرخه‌سواری، اسکیت، کشتی، بوکس، اسب‌سواری و اسکی استفاده از کلاه ایمنی مخصوص ضروری است. هنگام دوچرخه سواری و اسکیت که محبوبیت خاصی بین کودکان ایرانی دارند، گذاشتن کلاه ایمنی و محافظ‌های دست و پا باید اجباری شود. همچنین کودکان باید از کلاهی استفاده کنند تا جلوی دید آن‌ها گرفته نشود.

 

صدمات ناشی از ضربه سر را نادیده نگیرید

عوارض ضربه به سر ممکن است جان فرد را به خطر بیندازد، یا باعث معلولیت دایمی او شود، بنابراین با شناخت علائم آن می‌توانید از خطراتی که در پی آن می‌آید، جلوگیری کنید.

 

اگر پس از وارد شدن ضربه به سر، شاهد بروز علائمی مثل حالت تهوع، سردرد و تپش قلب شدید، سریعا به پزشک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنید. در برخی موارد علائم شدیدتر و با خونریزی مغزی همراه است.

 

وارد شدن ضربه به سر برای زنان و کودکان به مراتب خطرناک‌تر از مردان است و  تا هفته‌های بعد ممکن است این آسیب ادامه داشته باشد.

دکتر دانیل لابوتزیت استادیار مغز و اعصاب در دانشگاه برانکس نیویورک می‌گوید: ضربات وارده به سر منجر به نوسانات هورمونی در زنان می‌شود و ممکن است علائم آن حتی ماه‌ها بعد از ضربه بروز کنند. علائمی نظیر سردرد و گیجی که به مرور زمان بدتر هم می‌شود و می‌تواند منجر به خونریزی شود.

 

تا زمانیکه تشخیص قطعی نشده است، نباید هیچ‌گونه دارویی به فرد داد و بیمار باید تا زمانی که خطر رفع نشده است، در رختخواب استراحت کند.

فرآوری : نیره ولدخانی

بخش سلامت تبیان

 


منابع:

 

جام جم – بهاره صفوی

سلامت نیوز - ریحانه علیان

یکشنبه 01 اردیبهشت 1398 :: 15:45 ::  نويسنده : aminataie

سرطان پستان یا سرطان سینه (به انگلیسی: Breast cancer) به نوعی سرطان گفته می‌شود که از بافت پستان آغاز می‌شود.[۱] زن بودن، مهم‌ترین عامل احتمال بروز سرطان پستان است. اگرچه مردان نیز به این سرطان مبتلا می‌شوند اما احتمال آن در زنان ببیش از صد برابر است.[۲] سایر علائم سرطان پستان می‌تواند یک توده در پستان، تغییر شکل پستان، گودی پوست، ترشح مایع از نوک پستان، یا پوسته شدن قسمتی از پوست باشد.[۳] در افرادی که بیماری در اندام‌های دیگر آن‌ها گسترش پیدا کرده باشد، این علائم می‌توانند درد استخوان، غدد لنفاوی متورم، تنگی نفس، یا یرقان باشد.[۴]

نوع نادری از سرطان پستان به نام سرطان پستان التهابی، به ندرت موجب یک توده مجزا می‌شود. در عوض ممکن است پوست پستان ضخیم، قرمز یا مانند پوست پرتقال دچار حفره گردد. همچنین ممکن است در آن ناحیه گرمی، درد یا برجستگی‌های جوش مانند مشاهده گردد.[۵]

عوامل خطر ابتلاء به سرطان پستان عبارتند از مرض چاقی، عدم تمرین فیزیکی، نوشیدن نوشیدنی‌های الکلی، درمان جایگزینی هورمون در طول یائسگی، پرتوهای یونی، اولین قاعدگی در سنین پایین.[۳][۶] دلیل حدود ۵ تا ۱۰٪ موارد ابتلاء به این بیماری ژن‌هایی هستند که از والدین فرد به ارث رسیده‌اند، از جمله BRCA1 و BRCA2. معمولاً سرطان پستان در سلول‌های دیواره مجاری شیر و لوبول‌ها که تأمین‌کننده شیر مجاری هستند، ایجاد می‌شود.به سرطان‌هایی که از این مجاری شروع می‌شوند، کارسینوم پستان گفته می‌شود، در حالیکه سرطان‌های ایجاد شده از لوبول‌ها با نام سرطان لوبولار شناخته شده‌اند.[۳] به علاوه، بیش از ۱۸ زیر-نوع سرطان پستان وجود دارد.برخی از سرطان‌ها از ضایعات پیش-تهاجمی از قبیل کارسینوم مجرایی درجا ایجاد می‌شوند.[۶] تشخیص سرطان پستان با انجام یک نمونه‌برداری از توده مربوطه تأیید می‌شود.پس از تشخیص سرطان، آزمایش‌های بیشتری انجام می‌شوند تا مشخص شود که آیا سرطان به قسمت‌های دیگر بدن نیز سرایت کرده‌است یا خیر و چه درمان‌هایی ممکن است نسبت به بیماری واکنش نشان دهند.[۳]

بر اساس نتایج یک تحقیق، داروهای ارزان قیمتی که معمولاً برای تقویت استخوان مصرف می‌شوند می‌توانند مرگ و میر ناشی از سرطان پستان را کاهش دهند. بیس فسفونات‌ها (Bisphosphonates) عمدتاً برای جلوگیری از تحلیل استخوان در افراد مبتلا به پوکی استخواناستفاده می‌شوند. این داروها از تغذیه هر سلول سرطانی که در استخوان گسترش می‌یابد، جلوگیری می‌کنند و به این ترتیب رشد سلول‌های سرطانی را متوقف می‌سازند.[۷]

توازن مزایا در مقابل مضرات غربالگری سرطان پستان بحث‌برانگیز است. بنیاد همیاری کوکران در سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که مشخص نیست آیا غربالگری ماموگرافی مزایای بیشتری دارد یا مضرات بیشتری.[۸] یک مرور برای گروه ضربت خدمات پیشگیری آمریکا در سال ۲۰۰۹ شواهدی را دربارهٔ مزایا در افراد ۴۰ تا ۷۰ ساله یافت،[۹] و سازمان توصیه می‌کند زنان ۵۰ تا ۷۴ ساله هر دو سال یک بار غربالگری را انجام دهند.[۱۰] برای پیشگیری از ابتلاء به سرطان پستان در افرادی که احتمال ابتلاء در آن‌ها بالا است، ممکن است از داروهای تاموکسیفن یارالوکسیفن استفاده شود.[۶] برداشتن هر دو پستان از طریق جراحی یک اقدام پیشگیرانه مفید در برخی از زنان پر خطر است.[۶] برای افرادی که ابتلاء به سرطان در آن‌ها تشخیص داده شده‌است، می‌توان از تعدادی از درمان‌ها استفاده کرد، از قبیل جراحی، پرتودرمانی، شیمی درمانی و درمان هدفمند.[۳] انواع جراحی عبارتست ازعمل جراحی حفظ پستان یا ماستکتومی.[۱۱][۱۲] ممکن است در عمل جراحی یا در یک تاریخ دیگر عمل بازسازی پستانانجام شود. در افرادی که سرطان در سایر قسمت‌های بدن آن‌ها گسترش یافته‌است، درمان‌ها عمدتاً به منظور بهبود کیفیت زندگی و راحتی فرد انجام می‌گیرند.[۱۲] پزشکان و متخصصان اعتقاد دارند افزایش سن بارداری و عدم شیردهی دو عامل مهم در بروز سرطان پستان است، از همین رو بارداری و شیردهی احتمال بروز این سرطان را کاهش می‌دهد.[۱۳]

نتایج سرطان پستان بسته به نوع سرطان، میزان بیماری، و سن فرد متغیر است.[۱۲] نرخ بقا در کشورهای توسعه‌یافته بالا است،[۱۴] به گونه‌ای که ۸۰٪ و ۹۰٪ از افراد در انگلستان و آمریکا حداقل ۵ سال زنده هستند[۱۵][۱۶] نرخ بقا در کشورهای در حال توسعه پایین‌تر است.[۶] در سراسر دنیا، سرطان پستان مهم‌ترین نوع سرطان در زنان است، و ۲۵٪ از تمام موارد سرطان را به خود اختصاص می‌دهد.[۱۷] در سال ۲۰۱۲، 81.6[۶][۱۴][۱۷][۱۸] بر پایه گفته متخصصان در ایران سالانه هشت هزار نفر به سرطان پستان مبتلا می‌شوند و شیوع ابتلا به سرطان پستان در بین زنان ایرانی حدود ۳۰ تا ۳۵ مورد در ۱۰۰ هزار نفر است.[۱۹]

سه‌شنبه 11 دی 1397 :: 15:02 ::  نويسنده : aminataie

بسیارى از نشانه هاى بیمارى لوپوس منتشر ( سیستمیک ) میتواند تقلیدى از نشانه هاى دیگر بیماریهاباشد ، گاهى تشخیص بیمارى لوپوس دشوار میباشد .

براى شناسایى بیمارى لوپوس بررسى هاى موشکافانه زیر سودمند است.



نشانه هاى شایع بیمارى ، در بیمار .

بررسى آزمایشهاى معمولى و آزمایشهاى اختصاصى دستگاه ایمنى .



براى تشخیص بیمارى لوپوس عمومى منتشر باید فردى که بررسى میگردد نشانه هاى ناهنجارى در چندین اندام را داشته باشد. نشانه ها و یافته هاى زیر ویژه تشخیص بیمارى لوپوس میباشد :

پوست : آزردگى هاى پوست روى گونه ها به شکل بال پروانه ، زخم هایى درمخاط دهان و ریزش مو .

مفصل ها : درد- قرمزى – تورم .

کلیه : آزمایش غیر طبیعى ادرار که نشان دهنده بیمارى کلیه باشد.

پوشش دیواره ها ى اندام ها : آب آوردن ریه ( التهاب پوشش ریه ) ، پریکاردیت ( التهاب پرده قلب ) ، و یا پریتونیت ( التهاب درون پرده هاى شکم ) . روى هم رفته این نوع التهاب ها پلى سروزایت( التهاب غشاهایى که سینه، شکم ، و مفصل ها را آستر مى کنند، همراه با تراکم مایع در حفره ها ) نامیده میشود.

خون : کم خونى همولیتیک ( ازبین رفتن گویچه هاى سرخ در اثر خودپادتن ها که پیامد آن Hgb پائین است )، لکوپنى (پائین بودن شمارگویچه هاى سفید ) ترومبوسیتوپنى ( کاهش شمار پلاکت ها ) ، پلاکت ها کار کردهایى چند دارند که همه به بند آوردن خونریزى ( انعقاد خون) مربوط میشود.

ریه ها : ارتشاح سلولى ( انباشتن شدن سلولهاى التهابى در نسج ریه که در تصویر بردارى از ریه سایه آن دیده میشود ) که میتواند پیدا شده و پس از مدتى با درمان یا به خودى خود برطرف شود.

دستگاه عصبى : تشنج ( حرکات خود به خودى ماهیچه و اندام ها‌)؛ اختلال شعور ( سایکوز‌) آسیب عصب ها که میتواند حس هاى ناآشنا را پى داشته و قدرت ماهیچه ایى را دگرگون سازد.



اگر هر فردى چند تا از این نشانه ها ( علامت ها) را داشته باشد ، پس از آن پزشک در خواست آزمایشات چگونگى دستگاه ایمنى را خواهد داد. همیشه پزشکان در جستجوى نشانه هایى از اتو آنتى بادى ها (خودپادتن ها ) هستند .گر چه یک آزمایش به تنها ئى نمیتواند گواه بر داشتن بیمارى لوپوس در فرد باشد، و چندین آزمایش گوناگون به پزشک کمک میکند که تشخیص بیمارى لوپوس گذاشته شود.

نخست، بررسى هاى بالینى براى فردى که بیمار ى فعال دارد انجام میگردد،که این بررسى ها در برگیرنده : سرعت رسوب گلوبولى ESR) ) و CRP میباشد که نشان دهنده التهاب به هر علتى میتواند باشد. الکتروفورز پروتنین هاى خون نشان دهنده افزایش گاماگلوبولین و کاهش آلبومین ، و آزمایش ساده( روتین‌) خون مانندشمارش گویچه هاى خون که میتواند کم خونى و کاهش پلاکت ها و گلبولهاى سفید را نشان دهد.

سرانجام،آزمایشات شیمى نشان دهنده درگیرى کلیه و افزایش ازت اوره خون ( BUN) و کراتینین، کارکرد غیر طبیعى آزمایشات کبدى، و افزایش آنزیم هاى ماهیچه ها (مانندCPK ) اگر ماهیچه ها و مفاصل در آن زمان درگیر شده باشد .

این گونه از ناهنجارى ها پزشک را از درگیرى دستگاه هاى گوناگون بدن آگاه میسازد.


آزمایش هائى که بیشتر براى تشخیص بیمارى لوپوس درخواست میگردد :

1- آزمایش پادتن ضد هسته سلولى (ANA ) که مشخص کننده خودپادتن هاى سلول هسته اى در خون است .

2- Anti DNA Ab آزمایش آنتى – دى ان آ آنتى بادى که مشخص کننده آنتى بادى به مواد ژنتیک در سلول است .

3- Anti-Sm Ab آزمایش آنتى – اس ام آنتى بادى که مشخص کننده آنتى بادى به سلول ماهیچه که ریبونکلوپروتین درون هسته سلول.

4- انجام آزمایش ها یى که سطح سرم شان در خون اندازه گیرى میشود و به نام کمپلیمان هستند ( یک گروه از پروتئین ها که میتوانند ویران کننده پاسخ ایمنى بدن باشند) . (C3 , C4 )



آزمایش آ . ان .آ (ANA )



آزمایش ANA ( بررسى پادتن ضد هسته سلول به روش ایمونوفلورسنس) یک آزمایش حساس براى تشخیص بیمارى لوپوس میباشد ، که در 97% از بیماران مثبت میباشد . هنگامیکه بیشتر از سه نشانه بالینى مانند درگیرى پوست ، مفصل ، کلیه ، پرده هاى پوششى ریه و قلب، خون، یا دستگاه مرکزى اعصاب که در بالا از آنها یاد شد ، با یک آزمایش مثبت ANA تشخیص بیمارى را اثبات مینماید.

آزمایش مثبت ANA تقریبا در همه افراد با لوپوس عمومى منتشر ، بهترین آزمایش حساس در تشخیص بیمارى است که در حال حاضر در دسترس بوده و تایید کننده تشخیص لوپوس عمومى منتشر است، وقتیکه نشانه هاى بالینى نیز در بیمار وجود داشته باشد.

آزمایش منفى ANA گواهى قوى بر علیه بیمارى لوپوس است .به هر حال در این بیمارى ، بندرت ممکن است آزمایش ANA منفى باشد .

در بیماران مبتلا به لوپوس که آنتى فسفولیپید آنتى بادى مثبت دارند میتواند ANAمنفى باشد.

به هر حال، یک آزمایش ANA مثبت به تنهایى گواهى براى اثبات و تشخیص بیمارى لوپوس نمیباشد، زیرا در بیماران زیر بدون در کاربودن بیمارى لوپوس ANA میتواند مثبت باشد :

· دیگر بیمارى هاى بافت همبند مانند اسکلرودرما، نشانگان شوگرن ، التهاب روماتیمسى مفصل ( آرتریت روماتوئید )، و بیمارى تیروئید، و بیمارى کبد و التهاب مفصل نزد جوانان .

· بیمارانى که داروهاى زیر را بکار میبرند مانند پروکاینامید، هیدرالازین ، ایزونیازید، وکلروپرومازین .

· بیمارى هاى ویروسى مانند منو نوکلئوز عفونى ( بیمارى عفونى که گره هاى لنفى را در گردن ، زیربغل و کشاله ران مبتلا میکند ؛بیشتر نوجوانان و جوانان را گرفتار میسازد .)و دیگر بیماریهاى مزمن عفونى مانند هپاتیت ، جذام، مالاریا و اندوکاردیت باکتریایى حاد .

· دیگربیماریهاى خودایمنى، شامل : تصلب یا سختى گوناگون ( multiple sclerosis) و التهاب تیروئید .





برگرفته : از سایت لوپوس آمریکا www.Lupus.org توضیح : Lab Tests

برگردان : گروه بیماران لوپوس ایران WWW.lupus.ir

جمعه 07 دی 1397 :: 16:01 ::  نويسنده : aminataie

 

ییس اداره سرطان وزارت بهداشت با اشاره به مهم‌ترین عوامل خطر بروز بیماری‌های غیرواگیر، علت افزایش بروز سرطان در ایران و جهان را تشریح کرد.

دکتر علی مطلق در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه سرطان، دیابت، بیماری‌های قلبی و عروقی و بیمارهای مزمن تنفسی چهار بیماری غیرواگیر هستند که در عوامل خطر مشخصی مانند تغذیه نامناسب، استفاده از سیگار و دخانیات، استفاده از الکل و فعالیت بدنی کم، ریشه دارند، گفت: این بیماری‌ها بیش از دوسوم علل مرگ‌ومیر در جهان را به خود اختصاص می‌دهند. بر این اساس اگر کل مرگ‌هایی که سالانه در جهان اتفاق می‌افتد ۵۶ میلون نفر باشد، ۶۸ درصد آن در اثر بیماری‌های غیرواگیر است.

وی با بیان اینکه ۴۰ درصد از این مرگ‌ومیرها پیش از ۷۰ سالگی اتفاق می‌افتد و مرگ زودرس نامیده می‌شوند، افزود: سرطان در صدر علل مرگ‌ومیرهای زودرس در سال ۲۰۱۲  قرار داشته است. البته دلیل این موضوع بروز بیشتر سرطان به دلیل افزایش امید به زندگی است.

شایع‌ترین سرطان‌ها در ایران

مطلق ادامه داد: طبق گزارش‌های کشوری مربوط به سال ۹۳،  شایع‌ترین سرطان‌ها در ایران در زنان، سرطان پستان بوده که بیشترین میزان بروز را دارد و سرطان‌های دستگاه گوارش مانند سرطان روده بزرگ و سرطان معده در مراتب بعدی قرار میگیرد. به جز سرطان‌های پوستی، به طور متوسط از هر ۱۰۰ هزار نفر ١٣٠ نفر از زنان به سرطان مبتلا می‌شوند. در عین حال باید توجه کرد که میزان بروز سرطان در مردان بیش از زنان است و بر اساس آمار ١٥٧ نفر از هر ۱۰۰ هزار نفر در مردان به سرطان مبتلا میشوند و سرطان معده هم در راس سرطان‌های مردانه قرار می‌گیرد.

رییس اداره سرطان وزارت بهداشت با بیان اینکه متوسط جهانی بروز سرطان به ترتیب در مردان و زنان ۲۰۵ و ۱۶۵ نفر از هر ۱۰۰ هزار نفر است، گفت: این آمار نشان میدهد میزان بروز سرطان در ایران کمتر از میزان جهانی است. نکته قابل اهمیت این است که بروز سرطان هم در ایران و هم در جهان رو به افزایش است. یعنی اگر در سال ۲۰۱۲ سالیانه ۱۴ میلیون نفر به سرطان مبتلا می‌شدند، این عدد تا سال ۲۰۳۰ به ۲۵ میلیون نفر خواهد رسید و میزان مرگ‌ومیر ناشی از این بیماری نیز از هشت میلیون نفر به ۱۳ میلیون نفر افزایش خواهد یافت؛ چراکه با افزایش بروز سرطان، میزان مرگ‌ومیر ناشی از آن هم به همان نسبت بیشتر می‌شود.

مطلق درباره وضعیت بروز سرطان در ایران نیز گفت: در سال ١٣٩٣، حدود ١١٢ هزار مورد سرطان در کشور داشته‌ایم و طبق برآوردهای سازمان جهانی بهداشت پیش‌بینی می‌شود که این عدد تا سال ۲۰۳۰ به ۱۵۵ هزار نفر خواهد رسید (هر چند پیش بینی ما بیش از این است) و میزان مرگ‌ومیر ناشی از این بیماری هم از ۵۵ هزار نفر به ۱۰۰ هزار نفر افزایش پیدا خواهد کرد.

وی بالارفتن طول عمر را مهم‌ترین دلایل بروز و افزایش سرطان در ایران و کشورهای در حال توسعه بیان کرد و ادامه داد:  در جهان در سال ۲۰۱۲ امید به زندگی ۷۱ سال بوده، اما در ایران ۷۴ سال. حال اگر این میزان امید به زندگی در ایران را با سه دهه گذشته مقایسه کنیم، می‌بینیم که در گذشته میزان امید به زندگی ایرانیان  ۵۸ سال بوده، اما اکنون به ۷۴ سال رسیده است. باید توجه کرد که در این سنین احتمال بروز سرطان افزایش پیدا می‌کند. علاوه بر عامل افزایش امید به زندگی، دو عامل دیگر یعنی شیوه زندگی ناسالم و عوامل محیطی هم در بروز و افزایش ابتلا به سرطان موثرند. به عنوان مثال بر اساس مطالعاتی که هر دو الی سه سال در کشور انجام می‌شود و بر اساس نمونه‌گیری بین ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر، مشخص شده که تقریبا ٨٣ درصد جمعیت کشور کمتر از پنج وعده میوه و سبزیجات مصرف می‌کنند. این درحالی است که مصرف میوه و سبزی یکی از عوامل حفاظت‌کننده در برابر بروز سرطان است. همچنین حدود ٦٠ درصد جمعیت کشور فعالیت بدنی کمی دارند و اضافه وزن هم در بیش از ٦٠ درصد زنان و بیش از ۵۰ درصد مردان دیده می‌شود. میزان کلسترول بالا نیز در حدود یک چهارم جمعیت بالغین کشور دیده می شود که از عوامل بروز سرطان است. بنابراین وقتی شیوه زندگی ناسالم داشته باشیم باید انتظار افزایش سرطان را هم داشته باشیم.

عوامل محیطی و تاثیر بر بروز سرطان

مطلق با اشاره به برخی عوامل محیطی موثر بر بروز سرطان نیز گفت: متاسفانه عوامل محیطی هم در ایران شرایط خوبی ندارند. به‌طوریکه میزان مصرف انرژی در ایران به ازای هر یک نفر ۲۸۰۰ کیلوگرم است؛ در حالیکه متوسط جهانی آن ۱۹۰۰ کیلوگرم است. همچنین میزان ذرات معلق در یک متر مکعب از هوای شهرهای بالای ۱۰۰ هزار نفر جمعیت در ایران، ۱۱۵ میکروگرم است که متوسط جهانی آن ۶۰ است. متاسفانه در زمینه عوامل محیطی و شیوه زندگی، وزارت بهداشت نقش زیادی ندارد و نمی‌تواند به تنهایی این عوامل را کنترل کند، بلکه نیازمند همکاری سایر سازمان‌های دولتی و غیر دولتی است و عزمی ملی برای کنترل این بیماری می‌طلبد.

۳۰۰۰ میلیارد هزینه مستقیم برای سرطان

وی درباره هزینه‌های سرطان نیز گفت: در سال ۲۰۱۰ میلادی میزان هزینه‌های سرطان در جهان ۱۱۶۰ میلیارد دلار بوده که رقم بسیار بالایی محسوب می‌شود و معادل دو درصد تولید ناخالص جهانی است. بر این اساس هزینه‌های سرطان حدود ۲۰ درصد از هزینه‌های بیماری‌های قلبی-عروقی که اولین عامل مرگ‌ومیر در جهان هستند، بیشتر است. این موضوع نشان می‌دهد که سرطان نیازمند توجه و مدیریت هزینه است. در ایران طبق برآوردهای ما حداقل ۳۰۰۰ میلیارد تومان هزینه مستقییم برای سرطان وجود دارد و مجموعه هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم سرطان هم بیش از ۱۰ هزار میلیارد تومان در سال است.

مطلق افزود: در سطح جهانی اعلام شده که اگر کشورها در زمینه کنترل سرطان برنامه‌ریزی کنند، می‌توانند ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار از هزینه‌های این بیماری را کاهش دهند. این عدد بسیار قابل توجه است. با مدیریت هزینه در ایران نیز می‌توانیم رقمی بالغ بر ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان را ذخیره و صرفهجویی کنیم.

وی با بیان اینکه سرطان اگر درست مدیریت و درمان شود، می‌تواند یک بیماری مزمن و کمتر کشنده باشد، اظهار کرد: در وزارت بهداشت برنامه ملی مدیریت سرطان را برای بهبود نتایج درمان این بیماری در دستور کار داریم که چهار جزء اصلی شامل پیشگیری از بروز سرطان، تشخیص زود هنگام سرطان، درمان سرطان و مراقبت های تسکینی دارد. یک سری فرآیندهای پشتیبان هم مانند توسعه زیر ساخت‌ به منظور کاهش فاصله بین تشخیص و درمان سرطان، مدیریت منابع مالی و توسعه پژوهش و ثبت سرطان بایدفراهم باشند تا سرطان به درستی مدیریت شود.

مطلق با بیان اینکه در زمینه نیروی انسانی مورد نیاز برای مراقبت‌های تسکینی و جراحی سرطان باید قوی‌تر و گسترده‌تر اقدام کنیم، افزود: یکی از مهم‌ترین اقداماتی که باید انجام شود، مدیریت نظام اطلاعاتی و ثبت است. البته نظام ثبت سرطان از سال ۸۲ در کشور وجود دارد که ما در طی پنج سال گذشته آن را ارتقاء داده‌ایم. باید توجه کرد که بدون داشتن اطلاعات درست و از این رهگذر نظارت کافی بر روند تشخیص و درمان سرطان، در کنترل این بیماری موفق نخواهیم بود.

سه‌شنبه 19 تیر 1397 :: 00:26 ::  نويسنده : aminataie
مجله سیب سبز: آنژیوگرافی و سی. تی. آنژیوگرافی هردو روش‌هایی دقیق برای بررسی رگ‌‌های اصلي خون رسان (کرونر) قلب هستند. اما هزینه‌ آنژیوگرافی که با عبور یک لوله باریک از رگ پا به قلب انجام می‌شود، تقریبا سه برابر هزینه‌ سی.تی. ‌آنژیوگرافی است که فقط با یک تزریق وریدی در دست انجام می‌شود. زمانی که صرف آنژیوگرافی می‌شود نیز چندین ساعت بیشتر از سی.تی.‌آنژیوگرافی است. پس چرا پزشکان متخصص قلب اکثرا آنژیوگرافی را پیشنهاد می‌کنند؟ فرق بین این 2 و معایب و مزایای هریک چیست؟
 
 
 
 
 
 


کاهش خطر با سی. تی. اسکن

امروزه با کمک سی. تی. اسکن، عروق قلب بدون نیاز به آنژیوگرافی بررسی می‌شوند و در اکثر موارد بیمارانی که مشکلات قلبی دارند تنگی‌های احتمالی عروق‌شان با دقت بالا از این طریق قابل بررسی خواهد بود. به همین دلیل در بسیاری از مراکز دنیا میزان آنژیوگرافی تشخیصی به‌شدت کاهش پیدا کرده است. با استفاده از سی. تی. اسکن می‌توان نقشه تنگی‌های عروق را به دست آورد و بعد تصمیم به انجام آنژیوپلاستی، بای‌پس عروقی و... گرفت. به این ترتیب می‌توان خطرات احتمالی آنژیوگرافی غیرضروری را کاهش داد.
 
 

بررسی تنها با یک تزریق ساده

در سی. تی. آنژیو، ماده حاجب (ماده‌ای برای افزایش کنتراست در پرتونگاری) با سرعت بالا در ورید دست تزریق می‌شود. سپس این ماده به قلب و بعد از آن به سایر ارگان‌های بدن منتقل می‌شود. با در نظر گرفتن زمان ورود ماده حاجب به شریان‌های ارگان مورد نظر از آن عکسبرداری می‌شود. برای مثال زمانی که ماده حاجب را به ورید دست تزریق می‌کنند حدود 10 ثانیه بعد دارو به قلب وارد  و از آن خارج می‌شود. سپس حدود 20 ثانیه بعد وارد عروق شکم می‌شود و حدود 30 ثانیه بعد از آن به عروق پا می‌رود. قبلا برای تصویربرداری از شریان با دستگاه معمولی لازم بود بيمار را به اتاق آنژیوگرافی ببرند و شریان را در پا سوراخ کنند و این کار را انجام دهند. اما الان تنها با تزریق ماده حاجب در دست مثل سایر تزریق‌های وریدی این کار را انجام می‌دهند. به این ترتیب نیاز به انجام یک آنژیوگرافی معمولی که کاري وقت‌گیر و سخت است، کنار گذاشته می‌شود.

بیمار 15 تا 20 دقیقه بعد مرخص می‌شود

بیمار بعد از انجام عکسبرداری در سی. تی. آنژیوگرافی می‌تواند 15 تا 20 دقیقه بعد مرخص شود و مشکلی نخواهد داشت. سی. تی. آنژیوگرافی عمل دردناکی نیست. فقط گاهی‌اوقات زمانی که ماده حاجب با سرعت داخل ورید تزریق می‌شود ممکن است ورید پاره شود و ماده زیر پوست برود که البته این اتفاق بسیار نادر است و سالی یک یا دو بار بیشتر رخ نمی‌دهد. هزینه سی. تی.آنژیوگرافی تقریبا یک‌سوم آنژیوگرافی است. البته سی. تی. آنژیوگرافی انواع مختلفی دارد برای مثال می‌توان به سی. تی. آنژیوگرافی مغز، قلب، ریه و... اشاره کرد. هزینه آن بسته به نوع سی.تی. آنژیو و دولتی یا خصوصی بودن بیمارستان می‌تواند از 100 تا 600 هزار تومان متفاوت باشد. سی. تی. آنژیو توسط رادیولوژیست‌ها در مراکز مختلف دولتی و خصوصی پیشرفته کشور از جمله بیمارستان امام خمینی انجام می‌شود. حداقل 10 تا 12 دستگاه خیلی خوب برای انجام سی. تی. آنژیو در ایران موجود است.

چه زمانی آنژیوگرافی به سی. تی. آنژیو ترجیح داده می‌شود؟

گاهی‌اوقات شک بالینی پزشک مبنی بر اینکه بيمار گرفتگی رگ دارد، زياد است. در چنین مواقعی از ابتدا بيمار آنژیو‌گرافی می‌شود. اما گاهی‌اوقات شک بالینی پزشک خیلی زیاد نیست. بنابراین سی. تی. آنژیو انجام می‌شود. در هر حال تکنیک سی. تی. آنژیو به اندازه آنژیوگرافی دقیق نیست. اگر احیانا سی. تی. آنژیوگرافی یک رگ تنگ را نشان بدهد این تنگی حتما باید با آنژیوگرافی تایید شود. یعنی اگر سی. تی. آنژيوگرافی نشان دهد رگ آنقدر تنگ است که نیاز به عمل جراحی دارد، جراح با گزارش سی. تی. آنژیو بيمار را به اتاق عمل نمی‌برد. بلکه مجدد آنژیوگرافی انجام می‌دهد و با گزارش آنژیوگرافی او را جراحی می‌کند. بنابراین اگر شک بالینی پزشک در مورد گرفتگی رگ زیاد باشد انجام سی. تی. آنژیوگرافی در واقع تحمیل یک هزینه اضافی به بيمار خواهد بود.
 
 

آنژیوگرافی چگونه انجام می‌شود؟

برای انجام آنژیوگرافی، بیمار در بیمارستان بستری و در محل کشاله ران یک سوراخ کوچک ایجاد می‌‌شود. سپس یک لوله باریک از رگ پا به داخل رگ‌های قلب فرستاده می‌شود. بعد از آن، مواد مورد نظر (ماده حاجب) به درون لوله تزریق می‌شود و به رگ‌های قلب منتقل می‌شود. در این حین از رگ‌ها عکس گرفته می‌شود تا گرفتگی عروق، درصد تنگی و اینکه کدام رگ و کجای رگ تنگ است، مشخص شود.

آنژیوگرافی دردناک نیست!

در آنژیوگرافی موضع مورد نظر برای وارد کردن لوله ابتدا با تزریق ماده بی‌حس‌کننده گزیلوکائین (همان بی‌حس‌کننده‌ای که در دندانپزشکی استفاده می‌شود) بی‌حس می‌شود و بعد از آن دیگر بيمار دردی حس نخواهد کرد و متوجه حرکت لوله در رگ نمی‌شود. بعد از انجام آنژیوگرافی نیز بیمار همانجا در بیمارستان بستری می‌شود و یک کیسه شن سنگین روی موضعی که لوله وارد آن شده بود، قرار می‌دهند تا جلوی خونریزی شریان را بگیرند و شریان جوش بخورد. جوش خوردن شریان به سادگی جوش خوردن ورید نیست. بنابراین لازم است کیسه شن روی آن فشار بیاورد تا رگ در موضعی که سوراخ شده بود ترمیم شود. تقریبا زمانی معادل صبح تا عصر بیمار باید در این حالت باشد و راه نرود و استراحت کند.
 
همیشه لازم نمی‌شود که بيمار شب را در بیمارستان سپری کند. فقط بیمارانی که احتمال عوارض برای‌شان زیاد است یک شب بستری می‌شوند. در واقع اگر بیمارستان تخت خالی داشته باشد سعی می‌کند همه بیماران را 24 ساعت نگه دارد اما مراکزی که خیلی شلوغ هستند، بیمارانی که خطر برای‌شان کمتر است و هوشیار هستند، صبح آنژیوگرافي شده و عصر مرخص می‌شوند؛ هیچ مشکلی هم برای‌شان ایجاد نمی‌شود.

تصميم‌گيري با پزشك است

یکی از مواردی که شک بالینی ایجاد می‌کند درد تیپیک قلبی است. این درد هنگام فعالیت ایجاد می شود. البته یکسری فاکتورهای خطر هم بر ایجاد این درد تاثیر گذارند. برای مثال اگر فرد دیابت یا فشار خون یا چربی خون بالا داشته باشد یا سیگار بکشد و در سنین میانسالی باشد و هنگام فعالیت مثلا بالا و پایین رفتن از پله احساس کند قفسه سینه‌اش درد می‌گیرد و با استراحت دردش فروکش می‌کند. در واقع دچار درد تیپیک قلبی شده است. چنین بیمارانی با احتمال 90 درصد بالا‌گرفتگی رگ دارند و انجام سی. تی. آنژیوگرافی برای‌شان یک تکنیک اضافه است و باید مستقیما آنژیوگرافی شوند.
 
سی. تی. آنژیو زمانی کاربرد دارد که شک پزشک کم باشد و فقط بخواهد وجود مشکل قلبی را رد یا تائید کند. برای مثال اگر یک خانم جوان دچار دردی مبهم شده باشد و به فرض یک فاکتور خطر هم داشته باشد اما شک پزشک به گرفتگی رگ زیاد نباشد برای او سی. تی. آنژیوگرافی انجام می‌دهد. یا در مثالی دیگر اگر بيمار بخواهد یک جراحی غیر قلبی داشته باشد مثلا یک تومور قلبی داشته باشد اما هیچ فاکتور خطری برای گرفتگی رگ نداشته باشد می‌تواند سی. تی. آنژیوگرافی شود و اگر رگ سالم باشد جراح فقط آن تومور را بر می‌دارد.
 
 

آنژیوگرافی خطرناک نیست

عوارض و خطرات آنژیوگرافی بسیار کم است. مهم‌ترین عارضه آن حساسیت به ماده حاجب است که آن هم احتمالش کم است. این حساسیت ممکن است خود را به صورت تهوع و استفراغ یا خارش‌های پوستی نشان دهد یا در موراد خیلی شدید‌تر ممکن است بيمار مانند هر حساسیت دیگری به شوک برود. البته این حالت بسیار نادر است و نباید ایجاد استرس کند. عارضه دیگر آنکه باز هم احتمالش کم است و بیشتر در کسانی دیده می‌شود که دیابتی هستند و مشکل کلیه دارند، نفروپاتی یا همان آسیب کلیه به دلیل تزریق ماده حاجب است.

البته پزشکان با تکنیک‌ها و تمهیداتی که از قبل در نظر می‌گیرند از رخداد آن پیشگیری می‌کنند. از دیگر عوارض آنژیوگرافی می‌توان به تهاجمی بودن تکنیک، آریتمی‌های قلبی، مشکل در بند آمدن خون در قسمتی که میله از آن وارد شده، ایجاد فیستول شریان به ورید، تجمع خون یا کبودی یا هماتوم موضعی و... اشاره کرد که پزشکان با رعایت نکات خاصی از ایجاد آنها پیشگیری می‌کنند. در کل اگر بخواهیم آنژیوگرافی را با یک تکنیک تهاجمی مقایسه کنیم، عوارض آن بسیار کمتر است و نگران‌کننده نیست. بیمار حین آنژیوگرافی به صورت مرتب مانیتور می‌شود یعنی فقط پزشک به تنهایی حضور ندارد و یک نفر دیگر مستقیما ضربان قلب بیمار را تحت‌نظر دارد و به محض ایجاد آریتمی، سریع میله را بیرون می‌کشد. همچنین اگر کسی زمینه آسم و آلرژی داشته باشد از قبل حتما به او داروی ضدحساسیت می‌دهند. اگر هم در بيمار همان لحظه حساسیت ايجاد كرده و تهوع و استفراغ کند، سریع همان موقع آمپول‌های لازم برایش تزریق می‌شود. بنابراین جای نگرانی وجود ندارد.

دانلود اپلیکی

دوشنبه 21 خرداد 1397 :: 11:05 ::  نويسنده : aminataie

روانكاوي چيست؟

هنگامی که مردم می‌پرسند که روانکاوی چیست معمولاً راجع به درمان می‌خواهند بدانند. به عنوان یک درمان، روانکاوی براساس این مشاهده پایه‌گذاری شده است که افراد اغلب در مورد خیلی از عواملی که احساسات و رفتارهای آنها را تعیین می‌کنند آگاه نیستند. این عوامل ناخودآگاه که می‌‌توانند باعث خوشحال نبودن بشوند و گاه به صورت علائم قابل مشاهده، ویژگی‌های شخصیتی دردسرساز، مشکلات در کار کردن و ارتباطات عاطفی نزدیک، یا اختلال در خلق و عزت نفس بروز می‌کنند. چون این نیروها ناخودآگاه هستند، نصیحت دوستان و خانواده، مطالعه کتاب‌های خودآموز، یا حتی تلاش و تقویت اراده برای ایجاد آسودگی اغلب بی‌ثمر هستند. درمان تحلیلی نشان می‌دهد که این عوامل ناخودآگاه چگونه روی رابطه‌ها و الگوهای رفتاری فرد تاثیر می‌گذارند، آنها را ریشه یابی تاریخی می‌کند، نشان می‌دهد که آنها چگونه در طول زمان تغییر و تحول یافته اند، و به فرد کمک می‌کند که چگونه با واقعیت‌های زندگی بالغانه بهتر کنار بیاید و ساختارهای روانی نوینی را در خود ایجاد کند. روانکاوی یک مشارکت صمیمی است که در طول آن بیمار به منابع زیرین بوجود آورنده مشکلات نه تنها به صورت ذهنی بلکه احساسی- توسط دوباره تجربه کردن آنها با روانکاو- پی می‌برد. به طور معمول، بیمار 4 یا 5 بار در هفته مراجعه کرده، روی تخت روانکاوی دراز می‌کشد، و سعی می‌کند هر آنچه که به فکرش می‌رسد را در میان بگذارد. این شرایط جو تحلیلی‌ای را می‌سازند که اجازه به بروز بخش‌هایی از ذهن را می‌دهد که با روش‌های مشاهده‌ای دیگر قابل دسترس نیستند. در حین صحبت‌های بیمار، اشاره‌هایی از منابع ناخودآگاه ناراحتی‌های او توسط الگوی رفتاری تکراری خاص، مطالبی که بیمار به سختی راجع به آنها حرف می‌زند، و رابطه‌ای که بیمار با روانکاو برقرار می‌کند تدریجاً تظاهر می‌کنند. روانکاو برای بیشتر روشن شدن این منابع به بیمار کمک می‌کند و بیمار آنچه روانکاو می‌گوید را دقیق‌تر کرده،‌ تصحیح می‌کند، رد می‌کند و به آن احساسات و افکار خود را اضافه می‌کند. در طول سال‌هایی که روانکاوی ادامه دارد، بیمار با این بینش‌ها و تجربیات کشتی می‌گیرد، با روانکاو آنها را دوباره و دوباره مرور می‌کند، و آنها را در زندگی روزمره، تصورات و خواب‌های خود تجربه می‌کند. بیمار و روانکاو دست به دست هم می‌دهند تا نه تنها الگوهای فلج کننده زندگی را تغییر دهند و علائم ناتوان کننده را از میان ببرند بلکه رهایی برای کار کردن و دوست داشتن را نیز توسعه دهند. در انتهای درمان، زندگی بیمار در رفتار، ارتباطات، و حسی که از خود دارد تغییر عمیق و پایداری خواهد داشت.

آیا روانکاوی فقط یک نوع درمان است؟ گر چه روانکاوی در ابتدا به عنوان ابزاری برای بهبودی بخشیدن به رنج عاطفی آغاز گردید ولی فقط یک درمان نیست. علاوه بر آن، روشی برای فهمیدن ذهن و تئوری‌ای نیز برای درک فرآیندهای علمکردهای طبیعی ذهنی روزمره و مراحل طبیعی رشدی از نوزادی تا کهولت است. مضافاً چون روانکاوی تلاش می‌کند که نحوه عملکرد ذهن انسان را توضیح دهد، به هر آنچه که ذهن بشر تولید می کند بینش می افزاید. در نتیجه نفوذ به سزایی در مورد خیلی از جوانب فرهنگی قرن بیستم داشته است. به عنوان یک تئوری کلی راجع به رفتار و تجربه انسان‌ها، نظریات روانکاوی توسط تحقیق در علوم زیستی و اجتماعی، رفتار گروهی، تاریخ، فلسفه، هنر، و ادبیات غنی می‌شود و غنی می‌سازد. به عنوان یک تئوری رشدی، روانکاوی به روانشناسی کودک، آموزش،‌ قانون، و مطالعات خانواده کمک می‌کند. توسط ارزیابی رابطه پیچیده بین تن و روان، روانکاوی به درک بیشتر ما از نقش احساسات در سلامتی و همچنین ایجاد بیماریهای پزشکی کمک می‌کند.

به علاوه، دانش روانکاوی پایه تمام رویکردهای پویا برای درمان است. بینش‌های روانکاوی زیرسازهای خیلی از رواندرمانی‌هایی که در روانپزشکی عمومی، روانپزشکی کودکان، و اغلب درمان‌های فردی، خانوادگی و گروهی استفاده می‌شوند، با وجود تمام تغییراتی که لحاظ شده است، را تشکیل می‌دهند.

(با تشکر از APsaA ( انجمن روانکاوی امریکا  http://apsa.org/index.htm ) که اجازه چاپ مجدد و استفاده از بخش هایی از دفترچه (About Psychoanalysis "1996) را توسط Dean K.Stein در تاریخ  12 سپتامبر 2007 به ما داده‌اند.)

رواندرماني تحليلي چيست؟

روان درمانی تحلیلی بر پایه روانكاوي بنا نهاده شده است. رفتارها، احساسات، افكار و به طور كلي تجربيات ما انسان‌ها از منبعی خارج از آگاهی ما يا آنچه به آن توجه نداريم نشأت می‌گیرد. تأثير روي این دنیای پنهان و نيمه هشیار توسط درد دل کردن با دوستان و آشنایان، شنیدن توصیه‌های آنان و یا خواندن کتاب‌های خودیاری ميسر نمي‌شود.

شخصیت امروز ما متأثر از شخصیت و خویشتنی است که از زمان کودکی در ارتباط با محیط اطرافمان شکل پيدا كرده است. از زمان کودکی ما راه‌هایی را برای ايجاد و نگهداري از ارتباط با پدر و مادر، خواهر و برادر، دوستان و همکلاسی‌ها دروني کرده‌ایم. این راه و روش‌ها بر نگرش و طرز برخورد ما در زمان حال تأثیر بسزایی دارد که از بیشتر آنها به طور كاملاً هشیارانه آگاه نیستیم. با کمک درمانگر ما کم کم متوجه این تجربیات می‌شویم و در می‏یابیم که چه اتفاقی برای ما افتاده است.

 رابطه فرد با درمانگرش نقش مهمی در این نوع درمان ایفا می‌کند. درمانگر محیط خصوصی، امن و همدلانه‌ای را فراهم می‌کند که در آن الگوهای ناخودآگاه دنیای درون اجازه آشکار شدن می‌یابند. این محیط همدلانه شرایطی را به وجود می‏آورد که الگو‌ها و فقدان‌های عاطفی دوباره زنده می‌شوند، ولی این بار در تعامل با درمانگری همدل و در یک محیط امن، فرد به تجربیات جدیدی از خود و از دیگری می‏رسد و الگوهای تجربی جدید پیدا می‌كند؛ تجربيات و تعبيرهاي کارآمدی که مناسب یک انسان بزرگسال است نه الگوهای تکراری یک کودک آسیب پذیر، بی‌پناه، و يا با توانمندي‌هاي رواني محدود.

 به این ترتیب، رواندرمانی تحلیلی مي‌تواند بالقوه موجب ساختار سازی‌های جديد در شخصیت و رشد عاطفی فرد شود. البته باید به این نکته مهم نیز اشاره داشت که برقراری رابطه درمانی با درمانگر و بررسی دقیق و همدلانه عناصر هشیار و ناهشیار شخصیت فرد، نیازمند دقت و همکاری دو جانبه از سوی فرد و درمانگر است و به دلیل همین کار دقیق و عمیق، این درمان نسبت به دیگر روش‌های درمانی، طولانی‌تر است.

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران