داروسازان
مطالعات جدید پزشکی
جمعه 07 اردیبهشت 1397 :: 17:47 ::  نويسنده : aminataie
 
 
 
 
 
 
 
 
ایمنی اشعه مایکروفر برای سلامت انسان مورد بحث است؛ اینکه آیا اشعه مایکروفر می تواند باعث ایجاد ترکیبات سرطان زا در غذا شود یا نه؟

افکار نیوز –  این روزها مایکروفر به یار شفیق خانم ها بدل شده است و بسیاری از آنها نمی توانند قید استفاده از آن را در خانه بزنند به همین خاطر این وسیله در آشپزخانه نقش حیاتی را ایفا می کند. اما از ابتدا این وسیله در مظان اتهام بوده است و بسیاری معتقد بودند می تواند خطر جدی برای سلامتی داشته باشد. از طرفی عده ای از آن دفاع می کنند و معتقدند امواج مایکروفر تاثیری در سلامتی افراد ندارد. اگر شما پیرامون این دستگاه نیز دچار تردید شده اید با ما همراه شوید.

مایکروویو چیست؟

مایکروویو نوعی از امواج الکترومغناطیسی و در واقع امواجی رادیویی با فرکانس بسیار بالا هستند. هر چه فرکانس تشعشع بالاتر رود، طول موج آن کمتر می شود و به همین علت به آن «مایکروویو» یعنی امواج کوتاه می گویند. اشعه مادون قرمز و ماوراء بنفش و ایکس نیز از امواج الکترومغناطیسی هستند، اما طول موج آنها حتی از امواج مایکروویو هم کوتاه تر است. این امواج ممکن است در برخورد با یک ماده، منعکس، منتشر یا جذب شوند. مواد فلزی این امواج را کاملاً منعکس می کنند. اغلب مواد غیر فلزی مانند شیشه و پلاستیک امواج را از خود عبور می دهند و موادی که جاری آب هستند مانند غذاها و حتی انسان، انرژی این امواج را جذب می کنند. اگر سرعت جذب انرژی یک ماده بیش از سرعت از دست دادن آن باشد، دمای آن ماده بالا می رود.

اتهامی غیر قابل گذشت

مطالعات جدید، مسئله مسمومیت زایی و سرطان زایی اشعه های مایکروفر را رد کرده اند. با این وجود، ایمنی اشعه مایکروفر برای سلامت انسان مورد بحث است؛ اینکه آیا اشعه مایکروفر می تواند باعث ایجاد ترکیبات سرطان زا در غذا شود یا نه، کمیته تخصصی National Health and Medical Research Council مورد مطالعه قرار گرفت و رد شد.

با این حال، اشعه مایکروفر همانطور که غذا را گرم می کند، بافت های بدن را نیز گرم می کند. مواجهه با مقدار بالای اشعه مایکروفر، می تواند باعث سوختگی دردناک شود. خصوصاً عدسی چشم به حرارت زیاد حساس است و مواجهه زیاد با اشعه مایکروفر می تواند باعث کاتاراکت (آب مروارید) شود. مواجهه تصادفی با مقادیر بسیار بالای اشعه مایکروفر می تواند باعث تغییر یا از بین رفتن اسپرم شود و نازایی موقت در مردان ایجاد کند. این مواجهه در صورتی می تواند رخ دهد که اشعه از درون دستگاه به بیرون نفوذ کند، یعنی هنگامی که درب آن به طور کامل بسته نشده است یا درز آن خراب یا کهنه یا جرم گرفته است. به همین دلیل محفظه داخل مایکروفر را باید چند مدت یکبار با آب و مواد شوینده ملایم شست.

باید به خاطر داشت تابش اشعه مایکروفر با قطع برق آن به طور کامل متوقف می شود و این اشعه در غذا نیز باقی نمی ماند و هرگز غذا را رادیواکتیو نمی کنند. بیمارانی که از دستگاه ضربان ساز قلب استفاده می کنند، در استفاده از مایکروفر باید محتاط باشند زیرا امواج مایکروفر به خصوص در مایکروفرهای قدیمی، می توانند با سیگنال های دستگاه ضربان ساز قلب تداخل کنند.

از چه ظرفی برای گرم کردن غذا در مایکروفر باید استفاده کرد

امروزه ظروف فراوانی با برچسب «قابل استفاده در مایکروفر» در معرض فروش هستند، اما اینکه برای کنترل کیفیت و سلامت آنها از کدام استاندارد استفاده شده است و یا باید استفاده شود به طور دقیق مشخص نیست. برخی ظروف پلاستیکی غیر استاندارد، هنگام تماس با مواد داغ، پلیمرهای شیمیایی منتشر می کنند که برای بدن انسان ایجاد مسمومیت می کنند و مصرف غذاهای گرم شده در این ظروف را خطرناک می کنند. به همین دلیل توصیه نمی شود غذا یا نوشیدنی های داغ را در ظروف پلاستیکی نگهداری و یا سرو کرد.

فقط ظروفی که مخصوص مایکروفر هستند، باید در این دستگاه استفاده شوند. ظروف پلاستیکی معمولی برای استفاده در مایکروفر مناسب نیستند زیرا با حرارت بالای مایکروفر، ساختار شیمیایی این ظروف تغییر می کند و مواد سمی وارد غذا می شود. برای گرم کردن غذاهای چرب، ظروفی شیشه ای به پلاستیکی ارجحیت دارند. ظروف فلزی یا دارای روکش فلزی و نیز فویل های آلومینیومی برای استفاده در مایکروفر مناسب نیستند زیرا اشعه مایکروفر را منعکس می کنند و ممکن است به خود دستگاه نیز آسیب برسانند.

از ظروف گرد برای گرم کردن استفاده کنید

شکل ظرف در نوع حرارتی که غذا در طی گرم کردن می بیند، موثر است. در ظروف گرد و یا بیضی شکل، کناره های غذا نمی سوزد زیرا در این ظروف تمام کناره های غذا به طور یکنواخت حرارت می بیند، اما در ظروف معرفی شکل، کناره های غذا بیشتر می سوزد. ظروف گرد، به علت اینکه سطح تماس بیشتری ایجاد می کنند، برای گرم کردن غذا در مایکروفر مناسبترند. برای حفظ رطوبت درون غذا و یکنواخت حرارت دیدن آن، بهتر است روی غذا پوشانده شود. اگر بدین منظور از روکش های پلاستیکی استفاده می شود، بهتر است با غذا تماس نداشته باشند.

چگونه از مایکروفر درست استفاده کنیم

غذایی که در مایکروفر پخته می شود، ممکن است به طور یکنواخت حرارت نبیند، بنابراین در قسمت هایی از غذا که خوب حرارت ندیده است، میکروارگانیزم های مضر باقی می مانند. این که حرارت تا چه میزان به درون غذا نفوذ می کند، به ضخامت تکه های غذا، میزان رطوبت و ترکیب غذا بستگی دارد. بهتر است در پخت غذا با مایکروفر، آن در به تکه های کوچک تقسیم کرد. معمولاً تولیدکنندگان مایکروفر، در آن از صفحه گردان و فن های همزن استفاده می کنند.

توصیه می شود در فواصل عمل پخت، غذا دو تا سه بار هم زده شود. غذایی که از فریزر خارج می شود، باید قبل از قرار دادن در مایکروفر کاملاً از حالت انجماد خارج شود زیرا آب بسیار راحت تر از یخ اشعه مایکروفر را به خود جذب می کند. بنابراین اگر قسمت هایی از غذا یخزده باقی بماند، حرارت به طور یکنواخت به غذا نمی رسد و میکروارگانیزم های مضر در آن باقی می ماند. البته مزیت مایکروفر این است که غذای یخ نزده را سریع می پزد، بدون اینکه برای مدت طولانی در محدوده خطر حرارت، یعنی ۴ تا ۶۰ درجه که دمای رشد میکروب هاست، قرار بگیرد.

حسن حسادت برانگیز مایکروفر

از آنجایی که زمان مواجهه غذا با آب و دمای بالا در مایکروفر در مقایسه با روش های پخت معمولی پایین تر است، از دست دادن ویتامین ها و املاح نیز در آن کمتر است، به خصوص ویتامین های محلول در آب مانند ویتامین ث و ب۱ که نسبت به حرارت بسیار حساس هستند، در مایکروفر بیشتر حفظ می شوند. مایکروفر این برتری را نسبت به جوشاندن غذا دارد که نشت ویتامین ها به درون آب پخت را به حداقل می رساند و از این نظر شبیه به بخار پز کردن غذاست.

مطالعه ای که در سال ۲۰۰۳ انجام شد حاکی از آن بود که در مایکروفر، از دست رفتن ترکیبات محلول آنتی اکسیدانی فنولیک نسبت به سایر روش های پخت بیشتر است، اما اینکه این ترکیبات فنولیک چه نقشی در تغذیه انسان دارند، خود سوال است. از مزیت های مایکروفر این است که ترکیب پروتئینی غذا در آن نسبت به سایر روش های پخت بیشتر حفظ می شود. گوشت پخته شده با مایکروفر، از کیفیت بالاتری برخوردار است زیرا با اکسیداسیون کمتری همراه است. از آنجایی که حرارت در مایکروفر ملایم تر است، واکنش قهوه ای شدن در آن به طور مشهود کمتر است.

آیا غذا در مایکروفر موجی می شود؟

تحقیقات ثابت کرده است، شواهد مستندی دال بر این که تشعشعات مایکروفر در هر سطح بتواند موجب ایجاد یا تحریک سرطان شود، در دست نیست. زمانی که دستگاه خاموش می شود، امواج در غذا یا اجاق باقی نمی مانند. بنابراین غذایی که در مایکروفر پخته شده است، ضرری ندارد.

یک مایکروفر ایمن

همه مایکروفرها حداقل دو کلید قفل داخلی دارند که به محض باز شدن در دستگاه، تولید امواج را متوقف می کند. البته در حین روشن بودن، ممکن است مقداری از امواج از اطراف در نشت کنند. طراحی و ساخت مایکروفر باید طوری باشد که این نشت را تا سطح مجاز استاندارد کاهش دهد. به همین منظور موسسات استاندارد، آزمایشی برای بررسی نشت از دیواره دستگاه طرح کرده اند تا با رعایت استاندارد و موارد احتیاط، اثری بر سلامت انسان نداشته باشد. بررسی های متعدد نشان داده سطح این نشت در مایکروفرهای استاندارد در حدی است که اگر اجاق سالم باشد و درست استفاده شود، بی خطر است.

نکات مهم در استفاده از مایکروفر

از آنجایی که از این منبع حرارتی برای پخت غذا، گرم کردن مجدد آن و نیز نرم کردن غذاهای منجمد شده استفاده می شود، باید به هنگام استفاده از آن موارد زیر را به خاطر داشت:

ـ به دلیل اینکه مایکروفر طعم اجزای غذا را به خوبی ظاهر می سازد، باید از نمک و ادویه کمتری استفاده شود. غذاهای تازه با آب بیشتر، بهتر و سریع تر از غذاهای خشک پخته می شوند.

ـ به منظور یکنواخت کردن حرارت در فرهایی که مجهز به صفحه گردان نیستند، باید هر دو دقیقه یکبار، با خاموش کردن مایکروفر، ظرف غذا را ۹۰ درجه چرخاند و در صورتی که ماده غذایی به شکل مایع است، باید آن را هم زد. همچنین می توان با زیرورو کردن غذا، به یکنواخت نمودن حرارت سرعت بیشتری بخشید.

ـ برای پخت مواد غذایی مانند گوجه فرنگی، تخم مرغ، سیب زمینی، سوسیس و کالباس، ابتدا باید برش هایی در این مواد غذایی ایجاد کرد و سپس آن را پخت. زیرا افزایش فشار در ماده غذایی، باعث ترکیدن و بدفرم شدن آنها می شود.

ـ برای تخم مرغ باید پوسته آن را به اندازه یک عدس سوراخ کرد.

ـ غذاهایی که حرارت داده می شوند، باید ضخامتی کمتر از ۶ـ ۵ سانتیمتر داشته باشند. توصیه می شود مواد غذایی با حجم زیاد را تقسیم کنید و هر بار فقط قسمتی از آن را در مایکروفر بپزید. همچنین ضخیم ترین قطعه، در کناره ظرف و قطعات نازکتر در مرکز آن قرار داده شوند تا علاوه بر جلوگیری از خشک شدن غذا، از آب انداختن نیز ممانعت به عمل آید.

منبع : خانواده موفق/ علیرضا اشکان

شنبه 23 دی 1396 :: 00:45 ::  نويسنده : aminataie

لوپوس یک بیماری خود ایمنی است که حدود 1.5 میلیون نفر در ایالات متحده این بیماری را دارند این یک بیماری مزمن که در آن سیستم ایمنی به اشتباه به سلول ها و بافت های سالم بدن حمله می کند لوپوس اریتماتوی سیستمیک یک اختلال بافت همبند التهابی مزمن است که می تواند مفاصل، کلیه ها، پوست، غشاهای مخاطی و دیواره رگ های خونی را درگیر کند.

مشکلات در مفاصل، سیستم عصبی، خون، پوست، کلیه ها، دستگاه گوارش، ریه ها و سایر بافت ها و اندام می تواند توسعه یابد افراد مبتلا به لوپوس فعال اغلب به کورتیکواستروئیدها و یا داروهای دیگر سرکوب کننده سیستم ایمنی نیاز دارند. حدود 70 تا 90 درصد از افرادی که مبتلا به لوپوس، زنان در سن باروری هستند اما کودکان (عمدتاً دختر)، مردان مسن تر و زنان و حتی نوزادان نیز درگیر گرفتار می شوند لوپوس در تمام نقاط جهان رخ می دهد اما ممکن است در میان سیاه پوستان و آسیایی ها شایع تر باشد.
علت لوپوس معمولاً شناخته شده نیست گاهی اوقات، استفاده از داروهای خاص مانند هیدرالازین و پروکائین آمید (برای درمان ناراحتی های قلبی)، ایزونیازید (برای درمان سل) می تواند سبب لوپوس شود لوپوس ناشی از دارو معمولاً پس از توقف دارو از بین می رود 
علائم  لوپوس از فردی به فرد بسیار متفاوت است علائم ممکن است با تب ناگهانی، عفونت ناگهانی حاد شدید شروع شود و یا علائم ممکن است به تدریج در طول ماه یا سال ها با شعله ور شدن بیماری با تب، احساس ناخوشی و یا هر یک از علائم مورد بحث زیر متناوب با دوره های زمانی رخ دهد اغلب افراد مبتلا به لوپوس علائم خفیف موثر، عمدتاً بر پوست و مفاصل دارند.
انواع سردردهای میگرنی، صرع و یا اختلالات روانی شدید (جنون) ممکن است اولین ناهنجاری هایی باشد که متوجه می شوید در نهایت، با این حال، علایم ممکن است هر سیستم بدن را تحت تاثیر قرار دهد.

لوپوس کشنده نیست

لوپوس یک بیماری خود ایمنی است که سبب حمله سیستم ایمنی بدن به اندام بدن می شود و در موارد شدید، آسیب اندامها می تواند رخ دهد بیش از 90 درصد افراد مبتلا به لوپوس زنان بین سنین 15 و 45 می باشد از لحاظ تاریخی، لوپوس باعث می شد تا مردم جوان، در درجه اول در اثر نارسایی کلیه فوت نمایند امروزه، با درمان دقیق 80 تا 90 درصد از افراد مبتلا به لوپوس انتظار یک زندگی با طول عمر طبیعی وجود دارد با درمان، بیماران لوپوس قادر به زندگی طولانی تر با ناتوانی و ناخوشی کمتر هستند.

شعله ور شدن لوپوس

لوپوس معمولاً باعث مقداری التهاب است گاهی اوقات لوپوس می تواند شعله ور شده و علایم را بدتر کند شعله ور شدن می تواند سبب درد مفاصل، خارش پوست و مشکلات ارگان ها به ویژه کلیه باشد.
دارو و تغییر در شیوه زندگی می تواند سبب کنترل عود و از ایجاد آسیب به ارگان ها جلوگیری می کند شما باید همکاری نزدیک با دکتر خود برای رسیدگی به این علائم داشته باشید.

کلیه ها

کلیه از اندام هایی است که معمولاً توسط لوپوس تحت تاثیر قرار می گیرد التهاب طولانی مدت در کلیه باعث آسیب می شود اگر به اندازه کافی کلیه زخم شود برای از دست دادن عملکرد آن آغاز خواهد شد.
با ابتلا به شعله ور شدن و درمان آن با داروهای مناسب، شما می توانید کلیه خود را از آسیب محافظت کنید.

قلب

در موارد شدید لوپوس به شدت تحت درمان قرار می گیرد و در حال حاضر مردم از لوپوس خود و یا از نارسایی کلیه نمی میرند با این حال، افراد مبتلا به لوپوس هنوز در خطر بیماری قلبی هستند.
لوپوس می تواند سبب التهاب قلب شود و در نتیجه باعث افزایش میزان حملات قلبی و بیماری عروق، حتی در بیماران جوان در 20 سالگی شود پوشش التهاب در اطراف قلب نیز می تواند سبب درد قفسه سینه (پریکاردیت) شود.

خون

افراد مبتلا به لوپوس با احتمال بیشتری سبب کم خونی یا لخته خون می شود برخی از افراد مبتلا به لوپوس نیز سندرم آنتی بادی آنتی فسفولیپید (APS) دارند APS خطر لخته شدن خون و سقط جنین را افزایش می دهد.
لخته شدن خون می تواند در هر نقطه از بدن از جمله ریه ها، پاها و یا حتی مغز رخ دهد.

مغز

گاهی اوقات، التهاب در مغز رخ می دهد این می تواند سبب سردرد و مشکلات روانی مانند از دست دادن حافظه و یا تمرکز ضعیف، تشنج، مننژیت و یا حتی یک کما شود.
برخی از بیماران مبتلا به لوپوس نیز تغییرات در خلق و خوی خود به ویژه تحریک پذیری، افسردگی و اضطراب را تجربه می کنند.

ریه

برخی از بیماران مبتلا به لوپوس دچار التهاب در پوشش اطراف ریه ها می شوند این پلوریت نام دارد این امر باعث درد قفسه سینه شدید در موارد استنشاق می شود.
اگر التهاب به ریه ها سرایت کند می توانند سبب زخمی شدن آن شود ریه زخمی مقدار اکسیژن جذب شده در جریان خون را کاهش می دهد.

مفاصل

افراد مبتلا به لوپوس معمولاً دارای آرتریت های التهابی هستند آنها در صبح به سختی از خواب بیدار می شوند و در مفاصل، معمولاً در مفاصل کوچک سبب تورم می شود گاهی اوقات درد می تواند بسیار ناتوان، کننده باشد.
بر خلاف برخی دیگر از اشکال آرتریت، آرتریت های التهابی از لوپوس به ندرت سبب تغییر شکل دست ها می شود.

دستگاه گوارش

التهاب لوپوس می تواند در دستگاه گوارش پخش شود اندام هدف مانند لوزالمعده و کبد است.
لوپوس می تواند باعث نشت پروتئین به روده شود این سبب از دست دادن پروتئین از روده می شود این وضعیت باعث اسهال و جذب مواد مغذی از روده می شود.

عفونت

همه داروها از حمله سیستم ایمنی بدن به بدن و مختل کردن توانایی مبارزه با عفونت ها، جلوگیری می کند افراد مبتلا به لوپوس بسیار مستعد ابتلا به عفونت، از جمله عفونت های پوست و عفونت های دستگاه ادراری هستند آنها حتی می تواند دچار سپسیس شوند که در آن عفونت از طریق تمام بدن از طریق جریان خون گسترش می یابد.
از آنجا که سیستم ایمنی بدن توسط داروها تضعیف شده است بدن قادر به مبارزه با حتی یک عفونت ساده نیست و یک عفونت ساده می تواند تبدیل به یک عفونت پیچیده و منجر به مرگ شود.

بارداری

زنان مبتلا به لوپوس تمایل به باردار شدن ندارند با این حال، وقتی لوپوس آرام است اغلب بارداری سالمتر است لوپوس ریسک خطر زایمان زودرس دارد اگر آنتی بادی مانندSSA (RO) یا فسفولیپید وجود داشته باشد زنان باردار باید تحت نظر متخصصان حاملگی پرخطر برای جلوگیری از عوارض باشند.
از آنجا که لوپوس هورمون های جنسی زنانه را تحت تاثیر قرار می دهد بارداری می تواند روی شدت لوپوس یک زن تاثیر بگذارد در حدود یک سوم از بیماران مبتلا به لوپوس تجربه شعله ور شدن لوپوس در دوران بارداری را دارند یک سوم تجربه هیچ تغییری در شعله ور شدن نداشتند و یک سوم در واقع نشانه های بهبود در بیماری را دیدند.

لوپوس تغییر در شیوه زندگی 

تغییر در شیوه زندگی می تواند به بهبود نتایج لوپوس کمک کند بزرگترین خطر، بیماری های قلبی عروقی است و به همین دلیل توصیه به خوردن یک رژیم غذایی سالم برای قلب می شوند.
سیگار را ترک کنید و در صورت داشتن اضافه وزن رژیم لاغری کاهش وزن داشته باشید هر دو به نتایج بسیار بهتر منجر می شود تمرینان ورزشی سبک و  منظم به سلامت مفاصل و همچنین کاهش وزن کمک می کند.
مردم باید در تماس بسیار خوب و ارتباط با روماتولوژیست خود باشند جلوگیری از عوارض بیماری لوپوس بسیار آسان تر از درمان آنها پس ایجاد است امیدوارم، با تغییرات درست در شیوه زندگی، این بیماران بتوانند خطر ابتلا به این عوارض را در آینده کاهش دهند.

 
جمعه 31 شهریور 1396 :: 13:25 ::  نويسنده : aminataie

 دکتر علی شریعتی؛ "... و حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به‌ سود كساني كه هرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع مي‌مردند، شهادت بدهد. اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش و همه هستي‌اش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم الهي‌اش را انجام داده است..."

«آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند، و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدي‌اند»


حسین وارث آدم
اكنون شهيدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن‌ را داشتند كه ـ وقتي نمي‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بي‌شرمان مانديم، صدها سال است كه مانده‌ايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ مي‌گرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.
 
امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند.
 
در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين ماده‌هايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان مي‌دهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان مي‌آموزد كه مي‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايه‌هاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.
 
ما وارث عزيزترين امانت‌هايي هستيم كه با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌هاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ماست.
 
ما مسئول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر(ص) براي ما نمونه و شهيد باشد.
 
رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، كه زندگي روزمره‌مان را عاجزيم!
 
خدايا! اين چه حكمت است؟
 
و ما كه در پليدي و منجلاب زندگي روزمره جانوريمان غرقيم، بايد سوگوار و عزادار مردان و زنان و كودكاني باشيم كه در كربلا براي هميشه، شهادتشان و حضورشان را در تاريخ و در پيشگاه خدا و در پيشگاه آزادي به ثبت رسانده‌اند.
 
خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟
 
اكنون شهيدان كارشان را به پايان رسانده‌اند. و ما شب شام غريبان مي‌گرييم، و پايانش را اعلام مي‌كنيم و مي‌بينيم چگونه در جامعه گريستن بر حسين (ع)، و عشق به حسين (ع)، با يزيد همدست و همداستانيم؟ او كه مي‌خواست اين داستان به پايان برسد.
 
اكنون شهيدان كارشان را به پايان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر كدامشان، نقش خويش را خوب بازي كرده‌اند. معلم، مؤذن، پير، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافي و كودك، هر كدام به نمايندگي و به‌عنوان نمونه و درسي به همه كودكان و به همه پيران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردني به اين زيبايي و با اينهمه حيات را انتخاب كرده‌اند.
 
اينها دو كار كردند، اين شهيدان امروز دو كار كردند، از كودك حسين (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاري قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خويشاوند يا بيگانه، و تا آن مرد اشرافي و بزرگ و باحيثيت در جامعه خود و تا آن مرد عاري از همه فخرهاي اجتماعي، همه برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پيران و جوانان هميشه تاريخ بياموزند كه بايد چگونه زندگي كنند ـ اگر مي‌توانند ـ و چگونه بميرند ـ اگر نمي‌توانند.
 
اين شهيدان كار ديگري نيز كردند: شهادت دادند با خون خويش ـ نه با كلمه ـ شهادت دادند، در محكمه تاريخ انسان. هر كدام به نمايندگي صنف خودشان. شهادت دادند كه در نظام واحد حاكم بر تاريخ بشري ـ نظامي كه سياست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را، و فلسفه و انديشه را و احساس را و اخلاق را و بشريت را همه را ابزار دست مي‌كند تا انسان‌ها را قرباني مطامع خود كند و از همه چيز پايگاهي براي حكومت ظلم و جور و جنايت بسازد ـ همه گروه‌هاي مردم و همه ارزش‌هاي انساني محكوم شده است.
 
يك حاكم است بر همه تاريخ، يك ظالم است كه بر تاريخ حكومت مي‌كند، يك جلاد است كه شهيد مي‌كند و در طول تاريخ، فرزندان بسياري قرباني اين جلاد شده‌اند، و زنان بسياري در زير تازيانه‌هاي اين جلاد حاكم بر تاريخ، خاموش شده‌اند، و به قيمت خونهاي بسيار، آخور آباد كرده‌اند و گرسنگي‌ها و بردگي‌ها و قتل عام‌هاي بسيار در تاريخ از زنان و كودكان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه زمانها و همه نسلها.
 
و اكنون حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه تاريخ، در كنار فرات شهادت بدهد:
 
شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاريخ. شهادت بدهد به نفع محكومان اين جلاد حاكم بر تاريخ.
 
شهادت بدهد كه چگونه اين جلاد ضحاك، مغز جوانان را در طول تاريخ مي‌خورده است.با علي اكبر (ع) شهادت بدهد!
 
و شهادت بدهد كه در نظام جنايت‌ و در نظامهاي جنايت چگونه قهرمانان مي‌مردند. با خودش شهادت بدهد!
 
و شهادت بدهد كه در نظام حاكم بر تاريخ چگونه زنان يا اسارت را بايد انتخاب مي‌كردند و ملعبه حرمسراها مي‌بودند يا اگر آزاد بايد مي‌ماندند بايد قافله‌دار اسيران باشند و بازمانده شهيدان، با زينبش!
 
و شهادت بدهد كه در نظام ظلم و جور و جنايت، جلاد جائر بر كودكان شيرخوار تاريخ نيز رحم نمي‌كرده است. با كودك شيرخوارش!
 
و حسين (ع) با همه هستي‌اش آمده است تا در محكمه جنايت تاريخ به‌ سود كساني كه هرگز شهادتي به سودشان نبوده است و خاموش و بي دفاع مي‌مردند، شهادت بدهد.
 
اكنون محكمه پايان يافته است و شهادت حسين (ع) و همه عزيزانش و همه هستي‌اش با بهترين امكاني كه در اختيار جز خدا هست، رسالت عظيم الهي‌اش را انجام داده است.

در اين تشيعي كه، اكنون به اين شكل كه مي‌بينيم درآمده است و هر كس بخواهد از آن تشيع راستين جوشان بيدار كننده، سخن بگويد، پيش از دشمن، به دست دوست قربانيش مي‌كنند، درسهاي بزرگ و پيامهاي بزرگ، و غنيمت‌هاي بسيار و ارزش‌هاي بزرگ و خدايي و سرمايه‌هاي عزيز و روح‌هاي حيات بخش به جامعه و ملت و نژاد و تاريخ نهفته است.
 
يكي از بهترين و حيات‌بخش‌ترين سرمايه‌هايي كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است.
 
ما از وقتي كه، به‌گفته جلال «سنت شهادت را فراموش كرده‌ايم، و به مقبره‌داري شهيدان پرداخته‌ايم، مرگ سياه را ناچار گردن نهاده‌ايم» و از هنگامي كه به جاي شيعه علي (ع) بودن و از هنگامي كه به‌جاي شيعه حسين (ع) بودن و شيعه زينب (س) بودن، يعني «پيرو شهيدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهيدان شده‌اند و بس، در عزاي هميشگي مانده‌ايم!
 
چه هوشيارانه دگرگون كرده‌اند پيام حسين (ع) را و ياران بزرگ و عزيز و جاويدش را، پيامي كه خطاب به همه انسانهاست.
 
اين كه حسين (ع) فرياد مي‌زند ـ پس از اين كه همه عزيزانش را در خون مي‌بيند و جز دشمن و كينه توز و غارتگر در برابرش نمي‌بيند ـ فرياد مي‌زند كه «آيا كسي هست كه مرا ياري كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرني؟» مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد؟ اين سؤال، ‌سؤال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست. و اين سؤال انتظار حسين (ع) را از عاشقانش بيان مي‌كند و دعوت شهادت او را به همه كساني كه براي شهيدان حرمت و عظمت قايلند اعلام مي‌نمايد.
 
اما اين دعوت را، اين انتظار ياري از او را، اين پيام حسين (ع) را ـ كه «شيعه مي‌خواهد» و در هر عصري و هر نسلي، شيعه مي‌طلبد ما خاموش كرديم به اين عنوان كه به مردم گفتيم كه حسين (ع) اشك مي‌خواهد. ضجه مي‌خواهد و دگر هيچ، پيام ديگري ندارد. مرده است و عزادار مي‌خواهد، نه شاهد شهيد حاضر در همه جا و همه وقت و «پيرو».
 
آري، اين چنين به ما گفته‌اند و مي‌گويند!
 
هر انقلابي دو چهره دارد: چهره اول: ‌خون، چهره دوم: پيام.
 
و شهيد يعني حاضر، كساني كه مرگ سرخ را به دست خويش به عنوان نشان دادن عشق خويش به حقيقتي كه دارد مي‌ميرد و به عنوان تنها سلاح براي جهاد در راه ارزشهاي بزرگي كه دارد مسخ مي‌شود انتخاب مي‌كنند، شهيدند حي و حاضر و شاهد و ناظرند، نه تنها در پيشگاه خدا كه در پيشگاه خلق نيز و در هر عصري و قرني و هر زمان و زميني.
 
و آنها كه تن به هر ذلتي مي‌دهند تا زنده بمانند، مرده‌هاي خاموش و پليد تاريخند، و ببينيد كه آيا كساني كه سخاوتمندانه با حسين (ع) به قتلگاه خويش آمده‌اند و مرگ خويش را انتخاب كرده‌اند، در حالي كه صدها گريزگاه آبرومندانه براي ماندنشان بود، و صدها توجيه شرعي و ديني براي زنده ماندنشان بود، توجيه و تاويل نكرده‌اند و مرده‌اند، اينها زنده هستند؟ آيا آنها كه براي ماندشان تن به ذلت و پستي رها كردن حسين (ع) و تحمل كردن يزيد دادند؟ كدام هنوز زنده‌اند؟
 
هركس زنده بودن را فقط در يك لش متحرك نمي‌بيند، زنده بودن و شاهد بودن حسين (ع) را با همه وجودش مي‌بيند، حس مي‌كند و مرگ كساني را كه به ذلت‌ها تن داده‌اند، تا زنده بمانند، مي‌بيند.
 
آنها نشان دادند، شهيد نشان مي‌دهد و مي‌آموزد و پيام مي‌دهد كه در برابر ظلم و ستم، اي كساني كه مي‌پنداريد: «نتوانستن از جهاد معاف مي‌كند»، و اي كساني كه مي‌گوييد: «پيروزي بر خصم هنگامي تحقق دارد كه بر خصم غلبه شود»، نه! شهيد انساني است كه در عصر نتوانستن و غلبه نيافتن، با مرگ خويش بر دشمن پيروز مي‌شود و اگر دشمنش را نمي‌كشد، رسوا مي‌كند.
 
و شهيد قلب تاريخ است، هم‌چنان‌كه قلب به رگهاي خشك اندام، خون، حيات و زندگي مي‌دهد. جامعه‌اي كه رو به مردن مي‌رود، جامعه‌اي كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش از دست داده‌اند و جامعه‌اي كه به مرگ تدريجي گرفتار است، جامعه‌اي كه تسليم را تمكين كرده است، جامعه‌اي كه احساس مسؤوليت را از ياد برده است، و جامعه‌اي كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است، و تاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است، شهيد همچون قلبي، به اندام‌هاي خشك مرده بي‌رمق اين جامعه، خون خويش را مي‌رساند و بزرگ‌ترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل،‌ ايمان جديد به خويشتن را مي‌بخشد.
 
شهيد حاضر است و هميشه جاويد. كی غايب است؟
حسين (ع) يك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمه‌تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. حجي كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش براي احياي اين سنت، جهاد كردند. اين حج را نيمه‌تمام مي‌گذارد و شهادت را انتخاب مي‌كند، مراسم حج را به پايان نمي‌برد تا به همه حج‌گزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد كه اگر امامت نباشد، اگر رهبري نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است. در آن لحظه كه حسين (ع) حج را نيمه‌تمام گذاشت و آهنگ كربلا كرد، كساني كه به طواف، هم‌چنان در غيبت حسين، ادامه دادند، مساوي هستند با كساني كه در همان حال، بر گرد كاخ سبز معاويه در طواف بودند، زيرا شهيد كه حاضر نيست در همه صحنه‌هاي حق و باطل، در همه جهادهاي ميان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، مي‌خواهد با حضورش اين پيام را به همه انسان‌ها بدهد كه وقتي در صحنه نيستي، وقتي از صحنه حق و باطل زمان خويش غايبي، هركجا كه خواهي باش!
 
وقتي در صحنه حق و باطل نيستي، وقتي كه شاهد عصر خودت و شهيد حق و باطل جامعه‌ات نيستي، هركجا كه مي‌خواهي باشد، چه به نماز ايستاده باشي، چه به شراب نشسته باشي، هر دو يكي است.
 
شهادت «حضور در صحنه حق و باطل هميشه تاريخ» است.
و غيبت؟!
 
آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند و از حضور و شركت و شهادت غايب شدند، اينها همه با هم برابرند، هرسه يكي‌اند:
 
چه آنهايي كه حسين (ع) را تنها گذاشتند تا ابزار دست يزيد باشد و مزدور او، و چه آنهايي كه در هواي بهشت، به كنج خلوت عبادت خزيدند و با فراغت و امنيت، حسين (ع) را تنها گذاشتند و از درد سر حق و باطل كنار كشيدند و در گوشه محراب‌ها و زاويه خانه‌ها به عبادت خدا پرداختند و چه آنهايي كه مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زيرا در آن‌جا كه حسين(ع) حضور دارد ـ و در هر قرني و عصري حسين (ع) حضور دارد ـ هركس كه در صحنه او نيست، هركجا كه هست، يكي است، مؤمن و كافر، جاني و زاهد، يكي است. اين است معنا اين اصل تشيع كه قبول هر عملي يعني ارزش هر عملي به امامت و به رهبري و به ولايت بستگي دارد! اگر او نباشد، همه چيز بي‌معناست و مي‌بينيم كه هست.
 
و اكنون حسين حضور خودش را در همه عصرها و در برابر همه نسل‌ها، در همه جنگ‌ها و در همه جهادها، در همه صحنه‌هاي زمين و زمان اعلام كرده است، در كربلا مرده است تا در همه نسل‌ها و عصرها بعثت كند.
 
و تو، و من، ما بايد بر مصيبت خويش بگرييم كه حضور نداريم.
 
آري، هر انقلابي دو چهره دارد؛ خون و پيام! رسالت نخستين را حسين(ع) و يارانش امروز گزاردند، رسالت خون را، رسالت دوم، رسالت پيام است. پيام شهادت را به گوش دنيا رساندن است. زبان گوياي خونهاي جوشان و تن‌هاي خاموش، در ميان مردگان متحرك بودن است. رسالت پيام از امروز عصر آغاز مي‌شود. اين رسالت بر دوش‌هاي ظريف يك زن، «زينب» (س)! ـ زني كه مردانگي در ركاب او جوانمردي آموخته است! ـ و رسالت زينب (س) دشوارتر و سنگين‌تر از رسالت برادرش.
 
آنهايي كه گستاخي آن را دارند كه مرگ خويش را انتخاب كنند، تنها به يك انتخاب بزرگ دست زده‌اند، اما كار آنها كه از آن پس زنده مي‌مانند دشوار است و سنگين. و زينب مانده است، كاروان اسيران در پي‌اش، وصف‌هاي دشمن، تا افق، در پيش راهش، و رسالت رساندن پيام برادر بر دوشش، وارد شهر مي‌شود، از صحنه برمي‌گردد، آن باغهاي سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پيراهنش بوي گلهاي سرخ به مشام مي‌رسد، وارد شهر جنايت، پايتخت قدرت، پايتخت ستم و جلادي شده است، آرام، پيروز، سراپا افتخار، بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور، و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فرياد مي‌زند:
 
«سپاس خداوند را كه اين همه كرامت و اين همه عزت به خاندان ما عطا كرد: افتخار نبوت، افتخار شهادت...»
 
زينب رسالت رساندن پيام شهيدان زنده اما خاموش را به دوش گرفته است، زيرا پس از شهيدان او به جا مانده است و اوست كه بايد زبان كساني باشد كه به تيغ جلادان زبانشان برده است.
 
اگر يك خون پيام نداشته باشد، در تاريخ گنگ مي‌ماند و اگر يك خون پيام خويش را به همه نسل‌ها نگذارد، جلاد، شهيد را در حصار يك عصر و يك زمان محبوس كرده است. اگر زينب پيام كربلا را به تاريخ باز نگويد، كربلا در تاريخ مي‌ماند، و كساني كه به اين پيام نيازمندند از آن محروم مي‌مانند، و كساني كه با خون خويش، با همه نسل‌ها سخن مي‌گويند، سخنشان را كسي نمي‌شنود. اين است كه رسالت زينب سنگين و دشوار است. رسالت زينب پيامي است به همه انسان‌ها، به همه كساني كه بر مرگ حسين(ع) مي‌گريند و به همه كساني كه در آستانه حسين سر به خضوع و ايمان فرود آورده‌اند، و به همه كساني كه پيام حسين(ع) را كه «زندگي هيچ نيست جز عقيده و جهاد» معترفند؛ پيام زينب به آنهاست كه:
 
«اي همه! اي هركه با اين خاندان پيوند و پيمانداري، و اي هركس كه به پيام محمد مؤمني، خود بينديش، انتخاب كن! در هر عصري و در هر نسلي و در هر سرزميني كه آمده‌اي، پيام شهيدان كربلا را بشنو، بشنو كه گفته‌اند: كساني مي‌توانند خوب زندگي كنند كه مي‌توانند خوب بميرند. بگو اي همه كساني كه به پيام توحيد، به پيام قرآن، و به راه علي (ع) و خاندان او معتقديد، خاندان ما پيامشان به شما، اي همه كساني كه پس از ما مي‌آييد، اين است كه اين خانداني است كه هم هنر خوب مردن را، زيرا هركس آن‌چنان مي‌ميرد كه زندگي مي‌كند. و پيام اوست به همه بشريت كه اگر دين داريد، «دين» و اگر نداريد «حريت» ـ آزادگي بشر ـ مسؤوليتي بر دوش شما نهاده است كه به عنوان يك انسان ديندار، يا انسان آزاده، شاهد زمان خود و شهيد حق و باطلي كه در عصر خود درگير است، باشيد كه شهيدان ما ناظرند، آگاهند، زنده‌اند و هميشه حاضرند و نمونه عمل‌اند و الگوي‌اند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انسان‌اند.»
 
و شهيد، يعني به همه اين معاني.
 
هر انقلابي دو چهره دارد:
خون و پيام
 
و هركسي اگر مسؤوليت پذيرفتن حق را انتخاب كرده است و هر كسي كه مي‌داند مسؤوليت شيعه بودن يعني چه، مسؤوليت آزاده انسان بودن يعني چه، بايد بداند كه در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ بايد انتخاب كنند: يا خون را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، يا آن‌چنان مردن را، يا اين‌چنين ماندن را. اگر نمي‌خواهد از صحنه غايب باشد.
 
عذر مي‌خواهم، در هر حال وقت گذشته است و ديگر فرصت نيست و حرف بسيار است و چگونه مي‌شود با يك جلسه، از چنين معجزه‌اي كه حسين در تاريخ بشر ساخته است و زينب پرداخته است، سخن گفت؟
 
آن‌چه مي‌خواستم بگويم حديث مفصلي است كه در اين مجمل مي‌گويم به عنوان رسالت زينب، «پس از شهادت» كه:
 
«آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند،
 
و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، وگرنه يزيدي‌اند»!...
یکشنبه 08 مرداد 1396 :: 13:28 ::  نويسنده : aminataie

هلیکوباکتر پیلوری (به انگلیسی: Helicobacter pylori) گونه‌ای از باکتری هلیکوباکتر بوده و شایع‌ترین موجود ذره‌بینی است که انسان‌ها را در بُعد جهانی مبتلا به عفونت ساخته‌است. بیش از نیمی از مردم دنیا آلوده به این باکتری هستند.[۱] باکتری مذکور عامل اصلی بیماری‌هایی مثل زخم معده و ناراحتی‌های معده و ابتدای روده محسوب می‌شود. آمار مبتلایان به این میکروب در کشورهای جهان سوم و ایران درصد بسیار بالاتری دارد (حدود ۷۴درصد از جمعیت بالای سی و پنج سال در ایران).

هلیکوباکتر پیلوری اصولاً باکتری مارپیچی می‌باشد، اما می‌تواند به شکل کروی هم تغییر شکل پیدا کند که این شکل هم قابل زیستن و بیماری زاست، اما غیرقابل کشت (در محیط آزمایشگاهی) می‌باشد وبه مخاط معده متصل می‌شود (در کل در هر دو شکل قابل زیست و بیماری زاست).

 

توصیف

طول آن ۳ و قطر آن حدوداً نیم میکرومتر است. کم هوازی است و به وسیله آنزیم هیدروژناز با تجزیه ملکول هیدروژن تولید انرژی می‌کند. این باکتری همچنین تعدادی آنزیم تولید می‌کند که از مهم‌ترین آنها می‌توان سه آنزیم اکسیداز، کاتالاز و اوره‌آز را نام برد (که هر کدام مصرف خاصی برای باکتری دارند).

نکته مهم دیگر در مورد هلیکوباکتر پیلوری وجود پمپی در سطح این باکتریست، این پمپ پروتن (k+ / H+ ATPase) مشابه پمپی است که در سلولهای دیواره‌ای بطور طبیعی وجود دارد. وجود این پمپ در باکتری‌ها غیرعادی است، کار این پمپ این است که می‌تواند گرادیان پروتون (یون مثبت) رابه نسبت یک میلیونیوم در دو طرف دیواره نگه‌داشته و هر یون مثبتی را که به درون باکتری راه پیدا می‌کند به بیرون انتقال بدهد. در محیط معده به خاطر وجود اسید معده یون پروتون به میزان زیادی وجود دارد که اگر وارد باکتری بشود باعث نابودیش می‌شود، برای بر طرف کردن این مشکل این پمپ در سطح باکتری به وجود آمده، و یونهای مثبتی را که وارد باکتری بشوند به سرعت از باکتری خارج می‌کند.

هلیکوباکتر پیلوری یک ارگانیسم گرم منفی میکروآئروفیلیک کند رشد است که در معده و دوازدهه یافت شده و با تعدادی از بیماریهای معده-دوازدهه ارتباط دارد. این باکتری با تولید فراوان آنزیم اوره آز که یک فاکتور ویرولانس می‌باشد و می‌تواند جهت تشخیص بکار رود، مشخص می‌گردد.

این باکتری از یک اندام سوزنی شکل برای تزریق Cag A مثبت در محل تلاقی دو سلول لایه پوشاننده معده استفاده می‌کند. Cag A سمی است که سیتوتوکسین مرتبط با ژن A تولید می‌کند. تمام زنجیره‌های H. پیلوری، ژن Cag A را حمل نمی‌کنند بلکه فقط آنهایی که تحت عنوان Cag A مثبت طبقه‌بندی شده‌اند بدین عمل مبادرت می‌ورزند. این سم ساختار سلول‌های معده را تغییر داده و باعث می‌شود باکتری‌ها آسان‌تر به آنها بچسبد. به مدت طولانی در معرض Cag A بودن باعث التهاب مزمن بافت می‌شود.

بیماریزایی

هلیکوباکتر پیلوری علت اکثر موارد زخم‌های معده است و باعث بروز بعضی از سرطانهای گوارشی شده و مهمترین علت ایجاد سرطان معده و لنفوم MALT محسوب می‌شود، اما این میکروب در همه افراد ایجاد سرطان نمی‌کند، حدود ۱۵٪ از بیمارانی که عفونت طولانی مدت دارند ممکن است یک یا چندین عارضه در آنها ایجاد شود.

طبق تخمینها حدود۵۰–۲۵ درصد افراد کشورهای توسعه یافته و تا ۷۰ الی ۹۰٪ افراد در کشورهای در حال توسعه آلوده به این باکتری هستند. در مناطق در حال توسعه ممکن است تا ۸۰٪ جمعیت تا سن ۲۰سالگی به این عفونت آلوده شوند. هر چه سن بالاتر برود احتمال گرفتار شدن فرد هم بیشتر می‌شود.

وضع بد اجتماعی، اقتصادی و تحصیلات پایین از عواملی هستند که احتمال بروز این عفونت را در فرد بالا می‌برد. از عوامل دخیل دیگر تراکم جمعیت، زندگی در شرایط غیر بهداشتی، غذا یا آب آلوده و تماس با محتویات معده افراد آلوده را می‌توان نام برد. انتقال این بیماری از راه فرد به فرد، و عمدتاً از راه‌های دهانی-دهانی یا دهانی-مدفوعی انجام می‌شود.[۲]

آب غیر بهداشتی در ایران

در ایران به دلیل محرومیت خیلی از مناطق محروم و حتی پایتخت به آب بهداشتی و سهل انگاری در آن، آمار شیوع به این بیماری ۴٫۵ برابر کشورهای گسترش یافته است. به همین دلیل توصیه می‌کنیم اگر در ایران هستید یا آب را قبل از مصرف بجوشانید یا از تصفیه کننده‌های خانگی استفاده کنید.[۳]

یکشنبه 25 تیر 1396 :: 10:20 ::  نويسنده : aminataie

 

 

اختلال بلع به هرگونه مشکل خوردن مواد غذایی و آشامیدن مایعات گفته می شود و در واقع اختلال بلع، مشکل در انتقال مواد غذایی جامد یا مایع از دهان تا معده است.
برخی از بیماران از اختلال بلع خود آگاهی ندارند و برخی دیگر هم آگاهی محدودی دارند.


وقتی اختلال بلع (دیسفاژی) به موقع تشخیص داده نشود و بدون درمان بماند، احتمال خطر ابتلا به آسپیراسیون و پنومونی (عفونت سیستم تنفسی) ناشی از آن بالا می رود.

 

برخی از بیماران مبتلا به آسپراسیون خاموش هستند و علائم آسپیراسیون مثل سرفه یا گلوپاک کردن را نشان می دهد.
در صورتی که اختلال بلع یا دیسفاژی تشخیص داده نشود می تواند منجر به کاهش وزن بدن، از دست دادن آب بدن و ضعف عمومی شود و به طور کلی کیفیت زندگی خود را کاهش می دهد.

 

علائم بیماری
تظاهرات و علایم بیماری که دشواری بلع در هنگام عبور غذا از حلق به مری داشته باشد، به این صورت است: گیرکردن غذا در گلو، صدای خشن یا غرغره‌مانند، برگشت غذا از بینی یا احساس خفگی، بلع‌های مکرر و پشت سرهم، صاف کردن مکرر گلو، سرفه و ذات‌الریه (عفونت ریه) اگر کسی بلافاصله بعد از قورت دادن غذا مشکل داشته باشد، در مرحله عبور غذا از حلق به مری مشکل دارد

 

 

 

علل بروز مشكلات بلع چیست؟
اشكالات بلع در تمام سنین می تواند بروز كند اما در افراد مسن احتمال بروز آن بیشتر است. عوامل مختلفی می توانند سبب ایجاد اشكال در بلع شوند كه عبارتند از:

 

عادت های بد غذا خوردن: سریع خوردن، خوردن لقمه های بزرگ، خوردن در حالت دراز كشیده، ننوشیدن آب كافی هنگام خوردن غذا. همه مواردی هستند كه می توانند سبب ایجاد اشكالات بلع شوند. اگر به دلیل درد دندان نتوانید غذا را خوب بجوید نیز دچار مشكلات بلعی می شوید.


مشكلات عصب یا عضله: افرادی كه سكته مغزی داشته اند یا بیماری پاركینسون، ام اس، تحلیل عضلانی یا میاستنی گراو دارند احتمال درد با اشكال در بلع مواجه شوند. این بیماری ها می توانند اعصاب و عضلات مری را دچار مشكل كرده و غذا آهسته در مری حركت كند یا در مری گیر كند.


مشكلات مری: شرایطی مانند بازگش اسید معده به مری (رفلاكس) می تواند باعث آسیب مری و ایجاد زخم شود. زخم و بافت آسیب دیده باز شدن مری را دچار مشكل كرده و در نتیجه منجر به اختلالات بلعی می شود.


سایر اختلالات: برخی سرطان ها، بزرگی تیروئید یا بزرگی قلب منجر به افزایش فشار مری شده و اختلالات بلعی ایجاد می شود.

 

درمان اختلال بلع
اگر سیگار می کشید و مشکل بلع دارید ، حتماً برای معاینه بیشتر نزد پزشک بروید . هر اختلال بلع که به تنش ، هوا ، یا عادات شخصی مربوط نباشد ، باید به پزشک اطلاع داده شود .


آرامش داشته باشید . تنش و فشار روانی باعث مشکل شدن بلع هم می شود . هر چیزی که آرامش را به شما بازگرداند . مثل ورزش - ماساژ ، یوگا ، نفس عمیق - فشار را از روی گلویتان هم برمی دارد . کمپرس آب گرم بر روی گلو هم تا حدی ماهیچه های آن را شل می کند .


هوا را مرطوب کنید . چون بسیاری از اختلالات بلع ناشی از خشکی هواست ، مرطوب کردن هوا می تواند کمک کننده باشد . بعضی متخصصان خوردن روزانه لااقل هشت لیوان آب را هم توصیه می کنند . هوا باید ۳۵ تا ۴۰ درصد رطوبت داشته باشد . گذاشتن دستگاه در اتاق خواب مؤثر است . گرچه تأثیر هوای مرطوب گرم یا سرد هنوز مورد بحث است ، ولی هوای خنک و مرطوب برای گلو بهتر است .


برگشت اسید را درمان کنید . اگر احساس برگشت اسید معده به گلو دارید ، راه های زیادی برای کنترل آن وجود دارد ، از جمله ترک کافئین ، الکل ، شکلات و سیگار .


 وضع بدن را معاینه کنید . گر چه ناهنجاری جسمانی نادر است ، پزشک ممکن است علت احتمالی اختلال بلع را ناشی از آن بداند . پس با روش خوردن نمک باریم و عکس برداری با پرتو ایکس گرفتگی احتمالی ماهیچه اسفنکتر حلق مشخص می شود . تنگی این ماهیچه نخست با دارو و سپس با روشی خاص برای گشاده کردن آن در مطب رفع می شود . این روش بسیار مؤثر است . در موارد شدیدتر ، جراح ماهیچه را پاره می کند تا شل شود .


گرفتاریهای مادرزادی و بیماریی که دیورتیکولوم زنکر نام دارد - که در آن ،‌ پوشش درونی مری کیسه ای تشکیل می دهد که بلع را مشکل می کند - هم با روش جراحی درمان می شوند .

 

 

 

16 توصيه به سالمنداني که اختلال بلع دارند
راهکارهاي کاهش احتمال وقوع آسپيراسيون در سالمندان مبتلا به اختلال بلع عبارتند از:
1) قبل از شروع وعده غذايي خود حدود 30 دقيقه استراحت کنيد.

 

2) براي صرف غذا روي صندلي بنشينيد يا پشتي تخت را تا زاويه 90 درجه بالا بياوريد.

 

3) افزودن طعم‌دهنده‌ها به رژيم‌ غذايي سالمندان مي‌تواند راهي براي بهبود عملکرد بلع آنها باشد.

 

4) به سرعت غذا خوردن و اندازه لقمه‌ها دقت کنيد.

 

5) به‌طور متناوب از لقمه‌هاي جامد و مايع استفاده کنيد.

 

6) لقمه را در محل مناسبي از دهان قرار دهيد؛ مثلا سمت راست دهان در صورتي که ضعف عضلات سمت چپ مشهود است.

 

7) به غلظت مناسب غذا متناسب با وضعيت هر بيمار دقت کنيد.

 

8) دقت کنيد که برخي از افراد، مايعات غليظ‌شده را ناخوشايند مي‌دانند بنابراين مايعات کافي استفاده نمي‌کنند.

 

9) استفاده از داروهاي خواب‌آور و بي‌حس‌کننده را به حداقل برسانيد زيرا اين داروها مي‌توانند رفلکس بلع و رفلکس سرفه را کاهش دهند.

 

10) بهتر است از داروهايي که خشک‌کننده مخاط هستند، کمتر استفاده کنيد زيرا خشکي دهان، بلع را دشوارتر مي‌کند.

 

11) عوامل حواس‌پرت‌کن محيطي را هنگام تغذيه به حداقل برسانيد.

 

12) ورودي‌هاي حس دما، مزه و لمس در سالخوردگي و انواع معلوليت‌ها تغيير مي‌يابد و اين تغييرات حسي ممکن است باعث آسپيراسيون شود.

 

13) در دوران سالمندي، بهبود بافت و طعم غذاها مي‌تواند به بلع بهتر کمک کند.

 

14) بافت‌هاي ساده‌تر را انتخاب کنيد که راحت‌تر بلعيده مي‌شوند.

 

15) يادتان باشد که شيريني متوسط و شوري و ترشي بيشتر فشار حرکات زبان را افزايش مي‌دهد.

 

16) براي تغذيه از وضعيت چانه پايين استفاده کنيد که احتمال وقوع ورود مواد غذايي به راه هوايي را تا 55 درصد کاهش مي‌دهد

دوشنبه 12 تیر 1396 :: 19:18 ::  نويسنده : aminataie

وقتي معده ورم مي‌کند!
ورم معده یکی از شایع‌‌ترین بیماری‌های گوارشی است از این بیماری‌تعاریف و برداشت های مختلفی می شود ، از این رو مهم و قابل بررسی است. منظور مردم عادی از ورم معده، ‌احساس سنگینی،‌ تورم و نفخ در ناحیه بالای شکم است، اما از دید پزشکان، وجود قرمزی یا زخم‌های سطحی در جدار معده به وسیله آندوسکوپی نشانه این بیماری است.

 

البته این تشخیص نیز چندان دقیق نیست بلکه نمونه‌‌برداری کوچکی از بافت‌ یا جدار معده، بررسی آن زیر میکروسکوپ و مشاهده سلول‌های التهابی در دیواره معده دقیق‌‌ترین روش تشخیص ورم معده است.

 

«گاستریت یا ورم‌ معده‌ به حالتی گفته می‌شود که در آن معده دچار التهاب‌ یا عفونت‌ خفیف‌ در لایه مخاطی می‌شود‌. بسیاری از اوقات، التهاب و ورم، علامتی ندارد اما بعضی مواقع با احساس بزرگی شکم و سنگینی همراه است.

 

 

یک باکتری موذی
شایع‌ترین علت ایجاد ورم یا التهاب معده باکتری هلیکوباکترپیلوری است، علائم التهاب حاد به صورت درد در سر شکم همراه با استفراغ و تهوع است و در اغلب افرادی که این عارضه ایجاد می‌شود این علائم کاملا گذراست. البته در برخی افراد این باکتری از بین نمی‌رود و به صورت عفونت مزمن در معده خود را نشان می‌دهد که ممکن است تظاهر آن 20 سال پس از شروع عفونت حاد اتفاق بیفتد.

 

متاسفانه این‌ عفونت مزمن بدون علامت است، اما با آندوسکوپی و نمونه‌برداری وجود این باکتری به همراه التهاب مزمن معده ثابت می‌شود.

برای بسیاری از بیماران مبتلا به التهاب مزمن معده اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد، اما در برخی افراد عوارض بعدی خود را نشان می‌دهد که علامت‌دارترین این عارضه ایجاد زخم در اثنی‌عشر یا معده است و افرادی که مبتلا به زخم اثنی‌عشر می‌شوند افزایش ترشح اسید معده و افرادی که زخم معده می‌گیرند کاهش ترشح اسیدمعده دارند.

 

این التهاب مزمن به مرور می‌تواند موجب از بین رفتن لایه داخلی معده و تغییر ماهیت بافت معده و در نهایت ابتلا به سرطان معده شود. عوامل ژنتیکی نیز بسیار تأثیرگذارند.
درمان نوع مزمن ورم معده بستگی به بیماری‌ای دارد که باکتری هلیکوباکترپیلوری ایجاد کرده است ولی در اغلب بیماران مبتلا به نوع مزمن ورم معده بدون درد نیاز به درمان وجود ندارد. زخم معده یا اثنی‌عشری که هلیکوباکترپیلوری ایجاد کرده‌، معمولا طی 2 هفته و به کمک آنتی‌بیوتیک درمان می‌شود.

 

مصرف برخی داروها بویژه داروهای ضدالتهاب ضداستروئیدی موجب التهاب مزمن معده می‌شود که مهم‌ترین راه درمان آن قطع داروی اولیه تحت نظر پزشک است.

 

 

 

چه کسانی ورم معده می‌گیرند؟
افرادی که استرس و مشغولیت ذهنی زیادی دارند ناخودآگاه همراه غذا، هوا می‌‌بلعند، در نتیجه هوا داخل معده می‌‌رود و تورم ایجاد می‌‌کند. البته به این بیماری از نظر علمی، ورم معده اطلاق نمی‌‌شود چون هنگام آندوسکوپی مورد خاصی دیده نمی‌‌شود.

 

همچنین افرادی که غذا را قبل از هضم، خوب نمی‌‌جوند ممکن است دچار این عارضه شوند، چون به منظور هضم کافی ذرات غذایی و زیاد باقی نماندن آن در معده لازم است اندازه غذا پیش از بلع به کمتر از یک میلی‌متر برسد. علاوه بر این افرادی که تند غذا می‌خورند یا در حال انجام کاری تغذیه می‌کنند، ‌مقدار زیادی هوا می‌‌بلعند بنابراین امکان دارد به ورم معده دچار شوند.

 

نوشابه‌‌های گازدار و مواد غذایی مانند میوه و سبزی، که در معده ایجاد گاز می‌کنند، می‌‌تواند عامل ورم معده باشد. البته نفخ ناشی از میوه و سبزی، بیماری محسوب نمی‌‌شود؛ چون گاز تولید شده از آنها عضلات معده و روده را تقویت می‌‌کند و احساس سنگینی شکم فرد با مصرف آنها به مرور برطرف می‌‌شود.

 

 

به غذا خوردنتان نظم بدهید
مصرف 3 وعده غذای روزانه در ساعات نامنظم و نامعین موجب بروز بیماری‌های دستگاه گوارشی مانند ورم معده، سوءهاضمه و برگشت اسید معده می‌شود. صرف 3 وعده‌ اصلی غذایی بسیار ضروری است و حذف هر یک از این وعده‌ها به سلامت انسان لطمه وارد می‌کند. چنانچه 3 وعده اصلی غذایی مصرف شود ولی در ساعات معین و منظم نباشد باز هم اختلالاتی در سلامت انسان ایجاد می‌کند.

هر نوع بی‌نظمی در صرف غذا موجب ناراحتی گوارشی می‌‌شود و ممکن است موجب سوءتغذیه و بروز بیماری‌های دستگاه گوارشی مانند ورم معده، سوءهاضمه و برگشت اسید معده شود.

 

غذاهای مضر برای ورم معده
مصرف غذاهایی که به نحوی باعث التهاب در معده می‌‌شوند یا حرکات معده را تحریک می‌‌کند ممکن است منجر به ورم معده یا سوءهاضمه شوند.

بنابراین افرادی که استفاده از موادی مانند ترشی یا فلفل باعث ایجاد درد در معده آنها می‌شوند، نباید این مواد را بخورند.

 

 درمان
درمان ورم معده بسته به عامل ایجادکننده آن متفاوت است، اگر عفونت باعث ایجاد ورم معده باشد، درمان عفونت به بیماران توصیه می‌‌شود.
در صورتی که مصرف الکل و سیگار باعث ابتلا به ورم معده شده است، بیماران باید از ادامه مصرف آن خودداری کنند. همچنین اشخاصی که به علت مصرف مکرر مسکن دچار ورم معده شده‌‌اند یا نباید این‌ گونه داروها را استفاده کنند یا در صورت الزام، مصرف آنها را تا حد امکان به حداقل برسانند و همزمان، داروهای معده بخورند.
منبع:jamejamonline.ir

شنبه 20 خرداد 1396 :: 23:24 ::  نويسنده : aminataie

دیابت و روزه داری

مسلمانان در سراسر دنیا ماه نهم قمری یعنی رمضان را هر ساله روزه می گیرند و عید آنرا جشن می گیرند .

اگر چه بسیاری از بیماران دیابتی از روزه داری براساس قوانین شرع معاف هستند اما بسیاری از آنها این معافیت را نمی پذیرند و علاقه مند به روزه داری در این ماه مبارک هستند .

رمضان ماهی است که احساس روحی و روانی خوبی در افراد روزه دار القا می کند و بیماران دیابتی علاقمند به انجام فریضه اسلامی خود هستند .

بسیاری از بیماران دیابتی بدون راهنمایی پزشکی لازم ، شروع به روزه داری می کنند و این در مواردی میتواند منشاء بروز عوارض نگران کننده در آنها باشد لذا قبل از حلول ماه مبارک رمضان بهتر است بیماران دیابتی توصیه و راهنمایی های لازم برای ورود به روزه داری را از گروه مراقبین بهداشتی  و پزشکی خود دریافت کنند .

آمادگی قبل از روزه داری :

افراد مبتلا به دیابت قبل از روزه داری نیاز به معاینات پزشکی و بررسی مجدد شرایط بهداشتی دارند و رعایت موارد زیر ضروری است :

1-   تنظیم برنامه غذایی برای روزه داری

2-   تنظیم برنامه دارویی برای روزه داری

3-   تشویق به ادامه فعالیت فیزیکی مناسب

4- شناسایی و آموزش علائم خطر در موارد « هیپوگلیسمی » افت قندخون و کمبود آب بدن و سایر عوارض احتمالی

موارد منع روزه داری عبارتند از :

-  همه مبتلایان به دیابت نوع I   ناپایدار

- بیمارا ن مبتلا به دیابت نوع Iو II   که کنترل ضعیفی بر بیماری خود دارند .

- بیمارانی که به رژیم دارویی ، تغذیه ای و وزرشی روزانه خود بی توجه هستند .

- بیمارانی که مشکلات جدی نظیر فشارخون کنترل نشده و مشکلات قلبی دارند .

- بیماران باسابقه ابتلا مکرر به DKA« کتواسیدوز دیابتی » عارضه حاد بدنبال بیماری دیابت که بدنبال کمبود انسولین همراه با افزایش هورمونهای متقابل انسولین مثل گلوکاگن ایجاد و با افزایش قندخون درد شکمی – تهوع و استفراغ و بوی استون در تنفس بیمار تظاهر و اورژانس پزشکی است .

- بیماران مبتلا به دیابت حاملگی

- بیماران دیابتی با عفونت داخلی

- بیماران دیابتی سالمند که عدم تمرکز و فراموشی دارند .

- بیمارانی که دو دوره یا بیشتر « هیپوگلیسمی » افت قندخون و یا «هیپرگلیسمی » افزایش قندخون  را تجربه کرده اند.

توصیه های غذایی به افراد طبیعی و افراد دارای اضافه وزن توصیه می شود که در طول ماه رمضان نباید وزنشان زیاد شود برای افراد چاق ماه مبارک رمضان فرصت عالی برای کاهش وزن است .

به افراد لاغر و کسانی که در مرز لاغری هستند توصیه می شود که در طول ماه رمضان از وزنشان کاسته نشود .

بی احتیاطی در زمان افطار خوردن با ولع مواد غذایی و جبران گرسنگی با افراط در پرخوری است این میتواند سبب هیپرگلیسمی « بالا رفتن خون » و البته اضافه وزن شود .

امساک و رعایت رژیم غذایی حتی در هنگام روزه داری لازم است ، زیرا فرد روزه دار بین افطار تا اذان صبح میتواند غذا مصرف کند و این نباید باعث بالا رفتن قندخون شود .

لازمست مصرف مواد غذایی شیرین از جمله زولبیا و بامیه را محدود کنید . در صورت تمایل شدید به مواد شیرین میتوانید از شیرینیهای مجاز رژیمی استفاده کنید .

هنگام افطار بهتر است با یک غذای ساده « مشابه صبحانه » آغاز کنید و شام را بلافاصله 1 تا 2 ساعت بعد از افطار صرف کنید .

قبل از خوابیدن نیز میتوانید غذای مختصری مشابه عصرانه بخورید . غذای سحر بسیار مهم است « در صورت نخوردن سحری روزه داری ممنوع میباشد .

هنگام سحر و قبل از شروع روزه لازمست حداقل 1 تا 2 لیوان آب نوشیده شود تا بدن در طی روز دچار کم آبی نشود .

چگونه مقدار غذای مصرفی را با کنترل قندخون مدیریت کنیم ؟

اگر بعد از افطار احساس کردید که قند خونتان بالاست در صورت امکان قندخونتان را اندازه گیری کنید اگر بالای 250 میلی گرم در دسی لیتر بود باید از رژیم غذایی شب خود 20 درصد کم کنید و تا زمانی که قندخونتان بالاست رژیم غذایی خود را بهتر کنترل کنید « با کارشناس تغذیه مشاوره شود » در واقع ، بالا بون قندخون هنگام شب مانع از نتایج مثبت روزه داری برای بیمار می شود .

اگر هنگام سحر احساس کردید که قندخونتان بالاست باید قندخون خود را اندازه بگیرید . در صورتیکه بالای 200 میلی گرم در دسی لیتر باشد باید 20 درصد از مواد غذایی خود را کم کنید .

اگر قندخونتان هنگام سحر بالای 350 میلی گرم در دسی لیتر باشد توصیه می شود که اصلاً روزه نگیرید و با پزشک خود مشورت کنید .

زمان انجام آزمایش در ماه رمضان قبل از افطار ، سه ساعت بعد از افطار و پیش از سحر توصیه می شود که اطلاعات خوبی از وضعیت قندخون در اختیار بیمار می گذارد . این کار را میتوانید توسط دستگاه گلوکومتر « قندسنج » انجام دهید .

توصیه های دارویی

همه بیماران مبتلا به دیابت نیاز به رژیم دارویی بمنظور اطمینان از کنترل خوب قندخون خود دارند این تنظیم و تطبیق باید براساس تغییرات زمان خوردن غذا در ماه رمضان و میزان فعالیت فیزیکی انجام گیرد .

1-   در بیمارانی که از انسولین برای پائین آوردن قندخون استفاده می کنند :

الف ) رژیم سه بار تزریق انسولین :

یک تزریق انسولین کریستال قبل از افطار

یک تزریق انسولین کریستال قبل از سحر

یک تزریق انسولین NPHدر اواخر شب توصیه می شود .

ب ) رژیم دو بار تزریق انسولین :

  یک تزریق انسولین NPHو رگولار ترکیبی قبل از افطار

  یک تزریق انسولین NPHو رگولار ترکیبی قبل از سحر

ج ) کسانیکه از پمپ انسولین برای تزریق زیر جلدی مداوم استفاده می کنند بایستی سرعت آزاد شدن انسولین زیر جلد را کاهش داده و دوز های اصلی را برای متعادل کردن قندخون در سحر و افطار افزایش دهند در تمامی موارد کنترل قندخون با استفاده از گلوکومتر « قندسنج » و گزارش به پزشک معالج توصیه می شود .

2- در بیمارانی که از داروهای خوراکی برای کنترل قندخون استفاده می کنند .

تحقیقات مختلف نشان داده است که با تغییرات صحیح در مقدار داروهای پائین آورنده قندخون میتوان خطر ابتلا به هیپوگلیسمی « افت قندخون » و هیپرگلیسمی « افزایش قندخون » را کاهش داد .

استفاده از داروهای خوراکی کوتاه اثر بیشتر از داروهای خوراکی طولانی الاثر توصیه می شود . با پزشک مشورت شود رژیم دارویی در ماه رمضان باید از نظر مقدار و زمان مصرف دارو تغییر کند و برای هر بیمار این تغییرات منحصر به فرد است و به شرایط شخصی و وضعیت پزشکی بیمار بستگی دارد.

-   بیمارانی که فقط متفورمین مصرف می کنند ، خطر افت قندخون آنها را تهدید نمی کند اگر چه مقدار داروی مصرفی آنها باید در روزه داری معکوس شود یعنی داروی صبح آنها موقع افطار و داروی شب آنها باید موقع سحر خورده شود .

-   به بیمارانی که گلی بن کلامید مصرف می کنند در طی روزه داری توصیه می شود که مقدار داروی صبح آنها در افطار مصرف شود .

-   مصرف داروهای خوراکی کنترل قندخون نباید در ماه رمضان فراموش شود، زیرا بعلت عدم مصرف مایعات خون غلیظ تر شده و قند بیشتر بالا می رود .

-  در صورتیکه مصرف دارو را هنگام روزه داری فراموش کردید بهتر است آن روز را روزه نگیرید .

 

توصیه های ورزشی

فعالیت بدنی فرد روزه دار باید در حد معمول باشد و استراحت زیاد به نفع شما نیست . اموری که به فعالیت بدنی شدید نیاز دارد را بهتر است بعد از ظهرها انجام ندهید تا از افت شدید قندخون پیشگیری نمایید . ورزش سبک 15-10 دقیقه ای هنگام صبح مناسب تر می باشد . اما ورزش هنگام بعد از ظهر و قبل از افطار میتواند مشکل ساز باشد .

باید درصورت امکان طی شب ها چند ساعت بعد از افطار زمانی را به ورزش اختصاص دهید .

روزه داری و افت قندخون

یکی از عوارض خطر آفرین هنگام روزه داری ، کاهش بیش از حد قندخون است که خود را با علائمی همچون ضعف ، بی حالی ، عرق سرد ، تپش قبل ، سرگیجه ، تاری دید ، گرسنگی شدید و لرزش بدن و نهایتاً بیهوشی نشان می دهد .

در صورتیکه بیمار دیابتی روزه دار ، وسط روز دچار علائم افت قندخون شد باید فوراً با قندسنج قندخون را اندازه گیری نماید . در صورتیکه مقدار قندخون کمتر از 50 میلی گرم در دسی لیتر باشد حتماً روزه خود را می بایست افطار کند .

اگر دستگاه قندسنج ندارد ، در صورت پبدایش علائم افت قندخون سریعاً روزه خود را افطار کرده و با مصرف شربت و شیرینی به اندازه لازم مانع از بروز عوارض بعدی شود .

نتیجه گیری :

اکثر بیماران مبتلا به دیابت نوع ΙΙکه داروهای خوراکی پائین آورنده قندخون استفاده می کنند عده ای از بیماران دیابتی نوع Iکه انسولینی هستند و در مورد روزه داری اصرار می ورزند در صورت کنترل دقیق قندخون و اعلام مجوز از طرف پزشکشان اجازه روزه داری در ماه رمضان را دارند برای موفقیت در روزه داری در طول ماه مبارک رمضان ، باید در مورد کنترل غذایی و اندازه گیری منظم قندخون بوسیله گلوکومتر « سه بار در روز » ، داشتند فعالیت فیزیکی مناسب روزانه ، تطابق داروهای مصرفی با شرایط روزه داری ، دقت کامل داشته باشیم .

تمام بیماران مبتلا به دیابت حتماً باید در مورد روزه داری و شرایط خودبا پزشکشان مشورت کنند پزشکان می بایستی سابقه پزشکی بیمار خود را بررسی کرده تا از توانایی روزه داری بیمار اطمینان یابند وبه بیمار اطلاعات صحیح و لازم و کافی را بدهند و بیمار را طوری درمان کنند که بیمار قادر به روزه داری در عین صحت و سلامت  باشد .

20سوال مرتبط با روزه داری

سوال 1 = من بیماری قند دارم و در حال حاضر برای پایین آوردن قند خونم از قرص قند استفاده می کنم ، آیا می توانم امسال روزه بگیرم ؟

جواب = در صورتی که شما به بیماری مزمن دیگری که پزشک مربوطه شما را از گرفتن روزه به علت آن منع کرده است مبتلا نیستند و در حال حاضر قند خونتان در حد قابل قبولی ( در حالت ناشتا زیر 160 ) است و اخیراً دچار افت قندخون نشده اید ، به احتمال زیاد می توانید روزه بگیرید .

 سوال 2 = آیا دخترم که دیابتی است و انسولین تزریق می کند می تواند روزه بگیرد ؟

جواب = بعید به نظر می رسد که ایشان بتوانند روزه داری را تحمل کنند . البته اگر اصرار برروزه گرفتن دارد ، در صورتی که انسولین زیادی مصرف نمی کند و طی روز دچار افت قندخون نمی شود ، با احتیاط کامل ( زیر نظر پزشک خود جهت تنظیم رژیم غذایی و انسولین ) و رعایت نکاتی که بیان خواهد شد ممکن است بتواند دوره روزه داری را بدون خطر پشت سر بگذارد .

سوال 3 = آیا اگر من روزه بگیرم ممکن است دچار عوارض بشوم ؟

جواب = خطر ناکترین عارضه روزه داری ، کاهش بیش از حد قندخون است . شما طی روزه داری بیش از هرچیز باید مراقب باشید که قندخونتان زیاد افت نکند .

سوال 4 = چگونه می توانم بفهمم که قندخونم پایین آمده است ؟

جواب = افت قندخون با علامتهایی مانند ضعف و بی حالی ، عرق سرد فراوان ، تپش قلب ، سرگیجه ، تاری دید، گرسنگی شدید و لرزش بدن و در نهایت بیهوش شدن مشخص می گردد .

سوال 5 = اگر وسط روز دچار افت قندخون شدم چه کنم ؟

جواب = در صورتی که شما گلوکومتر ( دستگاه اندازه گیری قندخون ) در اختیار دارید فوراً قندخونتان را اندازه بگیرید در صورتی که قندخونتان کمتر از 50 باشد  حتماً روزه خود را افطار کنید . اگر گلوکومتر ندارید، با پیدایش علایم کاهش قندخون ، سریعاً روزه خود را افطار نمایید و با مصرف شربت یا شیرینی مختصر از عوارض بعدی پیشگیری کنید .

سوال 6 = آیا روزه گرفتن رژیم محسوب می شود یا اینکه طی ماه رمضان هم باید رژیم خاصی را رعایت کنم ؟

جواب = رعایت رژیم دیابتی برای شما الزامی است . شما طی ماه رمضان بین افطار تا اذان صبح مواد غذایی مصرف می کنید لذا باید نکاتی را رعایت نمایید که قندخون شما در این فاصله بیش از حد بالا نرود .

سوال 7 = آیا میزان کل مواد غذایی مصرفی ام در ماه رمضان باید مانند رژیم قبلی باشد ؟

جواب = بله حتماً شما نباید کالری دریافتی خود را در ماه رمضان نسبت به قبل افزایش دهید . به ویژه مصرف مواد قندی شیرین از جمله زولبیا و بامیه را محدود کنید در صورت تمایل شدید به مواد شیرین می توانید از مربا یا نوشابه های رژیمی استفاده نمایید و یاهنگام افطار دو عدد خرما همراه با نوشیدنی مانند چای مصرف کنید .

سوال 8 = وعده های غذایی من باید به چه صورت باشد ؟

جواب = بهتر این است که با یک افطار ساده ( مثلاً مشابه صبحانه )آغاز کنید و شام را بلافاصله 2-1 ساعت بعد صرف نمایید قبل از خوابیدن هم می توانید غذای مختصری ( مشابه عصرانه ) بخورید . سحری را هم حتماً میل کنید .

سوال9= اگر برای خوردن سحری نتوانستم بیدار شوم چه باید کرد ؟

جواب = بهتر است از روزه گرفتن در آن روز منصرف شوید .

سوال 10 = نوشیدن آب و مایعات غیر قندی تا چه اندازه مجاز است  ؟

جواب = بهتر این است که آب کافی بنوشید تا طی روز دچار کمبود آب بدن نشوید . توصیه می شود بعد از خوردن سحری و قبل از شروع روزه ، حداقل 2-1 لیوان آب بنوشید .

سوال 11 = آیا رفتن مرا به مهمانی های افطار صلاح می دانید ؟

جواب = مسلماً شرکت در جمع خانواده و دوستان از نظر روحی بسیار برایتان مناسب است اما چه در ماه رمضان و چه در غیر آن ، هیچ گاه در مهمانی ها فراموش نکنید که دیابتی هستید تا سالها با سلامت کامل به زندگی ادامه بدهید .

سوال 12 = اگر بعد از افطار احساس کردم قندخونم بالاست چه کنم ؟

جواب = در صورت امکان قندخونتان را اندازه گیری کنید اگر بالای 250 بود باید شب بعد ، از رژیم غذایی خود کم کنید . ( 20 درصد از مواد غذایی که میل میکنید کم کنید .) و تا زمانی که قندخونتان همچنان بالاست رژیم غذاییتان را بهتر کنترل کنید می توانید از مشاوره تغذیه خود یا پزشکتان کمک بگیرید ، تا دچار مشکل نشوید به هر حال متوجه باشید که اگر قند خونتان هنگام شب بالا باشد، نتایج مثبت روزه داری عاید شما نخواهد شد.

سوال 13= اگر هنگام سحر احساس کردم قند خونم بالاست چه کنم؟

 جواب = در این صورت هم اگر قند خونتان بالای 200 باشد باید از مواد غذایی سحری خود 20  درصد کم کنید، اما اگر قند خونتان بالای 350 بود، توصیه می شود که اصلاً  روزه نگیرید و حتماً با پزشکتان مشورت کنید.

سوال14= اگر طی روز استراحت کنم بهتر است یا می توان فعالیت بدنی نیز داشته باشم؟

جواب= فعالیت بدنی شما باید در حد معمول باشد و استراحت زیاد به نفع شما نیست . اموری که به فعالیت جسمی شدید نیاز دارد را بهتر است بعد از ظهرها انجام ندهید تا از افت شدید قند خون پیشگیری نماید.

سوال15= چگونه ورزش کنم؟

جواب= ورزش سبک 15-10 دقیقه ای هنگام صبح احتمالاً برایتان مناسب است اما ورزش هنگام بعد از ظهر و قبل از افطار می تواند مشکل ساز باشد . باید در صورت امکان طی شب ها چند ساعت بعد از افطار زمانی را به ورزش اختصاص دهید .

سوال 16= در ماه رمضان قرص هایم را در چه زمانی مصرف کنم ؟

جواب = به طور کلی قرص های مصرفی صبح و ظهر را همزمان هنگام افطار و قرص شبانه را پیش از سحری مصرف نمائید  . البته اگر قندخونتان تحت کنترل می باشد ، ممکن است تحت نظارت پزشک بتوانید تعداد  قرص هایتان را کاهش دهید .

سوال 17= اگر فراموش کردم قرصم را مصرف کنم چه باید بکنم ؟

جواب = از آنجا که عدم مصرف مایعات طی روز می تواند به غلیظ شدن خون و بالاتر رفتن قندخون و عوارض دیگر منجر شود ، لذا توصیه می شود حتماً قرص خود را به موقع مصرف کنید و اگر فراموش کردید ، خصوصاً در صورتیکه معمولاً قندخونتان بالاست ، بهتر است آن روز را روزه نگیرید .

سوال 18= بهترین زمان برای آزمایش قندخون در ماه رمضان کدام است ؟

جواب = مسلماً ایده آل است که هر بیمار دیابتی که روزه می گیرد گلوکومتر در اختیار داشته باشد و قبل از افطار ، دوساعت بعد از افطار و پیش از سحری ، قندخون خود را اندازه گیری نماید اما در صورتی که گلوکومتر در دسترس ندارید ، بهتر است آزمایش های خود را تحت نظارت پزشک و در زمان تعیین شده انجام دهید در ماه رمضان بررسی قندخون ناشتا باید قبل از افطار صورت گیرد که این بسیار کمک کننده است .

سوال 19 = آیا روزه بگیرم چربی خونم هم پایین خواهد آمد ؟

جواب = اگر رژیم خود را رعایت کنید ، می توانید منتظر کاهش کلسترول و تری گلیسرید خونتان باشید . این مساله در پیشگیری از بیماریهای قلبی – عروقی هم به شما کمک می کند .

سوال 20 = آیا افراد دیابتی که به نحوی دچار عوارض مزمن دیابت برکلیه ، چشم ، قلب و ... شده اند ،می توانند روزه بگیرند ؟

جواب = ممکن است برخی از این افراد با روزه گرفتن دچار مشکل حادی نشوند ولی برای پیشگیری از پیشرفت عوارض مزمن بهتر است روزه نگیرند و یا با متخصص مربوطه مشورت کنند .

  

 

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات

                                                                                                                                              دکتر شاهین رسولی

شنبه 26 فروردین 1396 :: 10:04 ::  نويسنده : aminataie

باید بدانید حتی وقتی آن‌قدرها هم اضافه‌وزن ندارید اگر در محدوده‌ی شکم، چربیِ زیادی داشته باشید در خطر مشکلات سلامتیِ فراوانی هستید و باید راهی برای خلاص شدن از آن پیدا کنید. اگر می‌خواهید در این‌باره بیشتر بدانید و قصد دارید برای افزایش سلامتی‌ آب کردن شکم و پهلو را در برنامه‌ی سلامتی‌ خود بگنجانید با این نوشته همراه شوید و با به کار گرفتن نکات آن که همگی از تحقیقات علمی به دست آمده‌اند هوشمندانه به جنگ چربی‌های شکمی بروید.

 


مقاله مرتبط: ۳ گام ساده اما معجزه‌آسا برای کاهش وزن

واقعیت این است که اضافه وزن داشتن الزاما معادل با بیماری نیست. در حقیقت آدم‌های دارای اضافه وزن فراوانی هستند که در کمال سلامت به سر می‌برند؛ به عکس بسیاری از آدم‌هایی که وزن معمولی دارند به مشکلات متابولیکیِ (سوخت‌و‌ساز) مرتبط با چاقی دچارند. این مسئله به این خاطر است که چربی زیر پوست، حداقل از منظر سلامتی، مشکل مهمی نیست و بیشتر جنبه‌ی زیبایی آن مشکل آفرین است. اما چربی انباشته در حفره‌ی شکم یا همان چربی شکمی است که بزرگ‌ترین مشکلات سلامتی را برای ما به وجود می‌آورد.

 

چربی شکم را معمولا با اندازه‌گیری دور کمر می‌سنجند. این کار را می‌توانید با متر نواری در خانه انجام بدهید. دور کمر بیش از ۱۲۰ سانتی‌متر در مردان و بیشتر از ۸۸ سانتی‌متر در زنان به عنوان چاقیِ شکمی شناخته می‌شود.

روش‌های ثابت‌شده‌ای برای کاهش چربی وجود دارد که چربی‌های شکمی را بیشتر از بخش‌های دیگر بدن هدف قرار می‌دهند این روش‌ها را با هم مرور می‌کنیم:


مقاله مرتبط: ۱۳ توصیه برای لاغری سریع اما صحیح

۱. مصرف قند‌ها، شکر و نوشیدنی‌های شیرین را کنار بگذارید

شکرهای افزوده را می‌توان شکر پنهان نامید زیرا گاهی نمی‌دانیم در خوراکی‌هایی که می‌خوریم تا چه اندازه شکر وجود دارد. شکر ماده‌ای بسیار ناسالم است. مطالعات نشان می‌دهند مصرف خوراکی‌های حاوی شکر اثر مخرب خاصی روی سلامت متابولیکی بدن می‌گذارد.

نیمی از شکر را گلوکز و نیمی دیگر را فروکتوز تشکیل می‌دهد. در حالی که تمام سلول‌ها قادرند گلوکز را تجزیه کنند و به مصرف برسانند فروکتوز روند دیگری را در بدن طی می‌کند. تنها اندامی که می‌تواند شکر را مصرف کند کبد است زیرا تنها کبد انتقال‌دهنده‌ی لازم را برای این کار در اختیار دارد. زمانی که شکر تصفیه‌شده می‌خورید کبدتان را در فروکتوز غرق می‌کنید و کبد این مقدار اضافه را تماما به چربی تبدیل می‌کند.

مطالعات فراوانی نشان داده‌اند که شکر زیاد، معمولا به دلیل مقدار زیاد فروکتوز، می‌تواند به افزایش تجمع چربی در شکم منجر شود. برخی حدس می‌زنند این مکانیسم عامل اثرات مضر شکر روی سلامتی است. شکر، چربی شکم و کبد را افزایش می‌دهد که به مقاومت انسولینی و مشکلات متابولیکی فراوان دیگر می‌انجامد.

در این میان مصرف شکر به صورت مایع حتی بدتر است. مغز کالری‌های دریافتی مایعات را مانند کالری‌ مواد جامد ثبت نمی‌کند، بنابراین وقتی نوشیدنی‌های شیرین‌شده با شکر می‌نوشید، در مجموع کالری بیشتری وارد بدن‌تان می‌کنید.

مطالعات نشان داده است که به ازای مصرف روزانه یک سهم (serving) نوشیدنی‌های حاوی شکر، خطر چاقی در کودکان تا ٪۶۰ افزایش می‌یابد.

تصمیم بگیرید که شکر را در رژیم روزانه‌ی خود به حداقل برسانید و نوشیدنی‌های شیرین را مطلقا مصرف نکنید.

این نوشیدنی‌ها شامل انواع نوشابه‌های شیرین شده با شکر، آب میوه‌ها و نوشیدنی‌های ورزشی پُرشکر می‌شود.

به یاد داشته باشید که هیچ یک از توصیه‌های بالا درباره‌ی میوه‌های کامل که خوراکی‌هایی بسیار سالم و سرشار از فیبر هستند صادق نیست. فیبرِ میوه‌ها اثر منفی فروکتوز آنها را تخفیف می‌دهد. مقدار فروکتوزی که از میوه‌ها به بدن می‌رسد در برابر مقداری که در یک رژیم مملو از مواد شیرین مصرف می‌شود ناچیز است.

اگر قصد دارید مصرف شکر را محدود کنید باید به برچسب خوراکی‌هایی که می‌خرید دقت کنید. بسیاری از موادی که در فروشگاه‌ها وجود دارد حاوی مقادیر بالای شکر هستند که معمولا آنها را نادیده می‌گیریم.

نکته‌ی مهم: مصرف بیش از اندازه‌ی شکر، به خصوص نوشیدنی‌های شیرین مانند نوشابه‌ها، ممکن است محرک عمده‌ی تجمعِ چربی در شکم باشند.


مقاله مرتبط: رابطه چاقی و دیابت چیست؟

۲. مصرف پروتئین را افزایش بدهید

 

مصرف مقدار بیشتری پروتئین می‌تواند یک استراتژی عالی بلند‌مدت برای کاهش چربی شکم باشد. وقتی صحبت از کاهش وزن در میان است پروتئین مهم‌ترین درشت‌مغذی (macronutrient) به حساب می‌آید. تحقیقات نشان می‌دهد پروتئین هوس‌های غذایی را تا ۶۰٪ درصد کاهش می‌دهد، متابولیسم را به اندازه‌ی ۸۰ تا ۱۰۰ کالری در روز بالا می‌برد و به شما کمک می‌کند که ۴۴۱ کالری در روز کمتر مصرف کنید.

اگر قصد کاهش وزن دارید، احتمالا یگانه تغییر رژیم غذایی که بیشترین کارآمدی را برایتان به دنبال خواهد داشت این است که به رژیم‌تان مواد پروتئینی اضافه کنید. برخی شواهد نشان می‌دهد که پروتئین مشخصا در مقابله با چربی‌های شکم کارساز است. در یک تحقیق معلوم شد مقدار و کیفیت پروتئین مصرفی نسبت عکس با چربی‌های شکم دارد. به این معنا که افرادی که پروتئین بهتر و با کیفیت‌تری مصرف می‌کنند چربی شکمی بسیار کمتری دارند. تحقیق دیگری در دانمارک ارتباط مصرف پروتئین را با کاهش معنی‌دار خطر بروز چربی‌های شکمی در یک دوره‌ی ۵ ساله تصدیق کرد. این تحقیق همچنین نشان داد کربوهیدرات‌های فرآوری شده و روغن‌ها با افزایش چربی شکم مرتبط هستند در مقابل سبزیجات و میوه‌ها با کاهش میزان این چربی‌ها ارتباط دارند.

در بسیاری از مطالعاتی که پروتئین را برای کاهش چربی‌های شکم مفید دانسته‌اند ۲۵ تا ۳۰ درصد کالری روزانه از پروتئین تأمین شده است. این مقدار پروتئینی است که باید در رژیم‌تان به آن برسید تا نتایج بالا را تکرار کنید. پس تلاش کنید مصرف غذاهای با پروتئین‌ بالا مانند تخم‌مرغ، ماهی، غذاهای دریایی، حبوبات، مغزها، گوشت، محصولات لبنی و برخی از دانه‌های کامل را در برنامه‌ غذایی‌تان افزایش بدهید.

اگر برای دریافت پروتئین از رژیم غذایی خود مشکل دارید استفاده از یک مکمل پروتئینی باکیفیت مانند پروتئین وِی (whey protein) راهی سالم و آسان برای افزایش میزان پروتئین دریافتی شماست.

اگر از رژیم گیاه‌خواری پیروی می‌کنید درباره‌ی اینکه چگونه می‌توانید پروتئین دریافتی خود را بالا ببرید این مقاله‌ی چطور را مطالعه کنید.

نکته‌ی اضافی: سعی کنید غذای خود را با روغن نارگیل بپزید. برخی شواهد نشان می‌دهند که مصرف ۳۰‌mL (حدود دو قاشق سوپ‌خوری) روغن نارگیل در روز چربی شکمی را به مقدار کمی کاهش می‌دهد.

نکته‌ی مهم: خوردن پروتئین کافی راهی بسیار مؤثر در کاهش وزن است. برخی مطالعات تأیید می‌کنند که مصرف پروتئین خصوصا در برابر تجمع چربی شکم مؤثر است.


مقاله مرتبط: رابطه استرس و چاقی چیست و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟

۳. مصرف کربوهیدرات‌ها را در رژیم‌تان کاهش دهید

محدودیت کربوهیدرات راه بسیار مؤثری برای آب کردن شکم و پهلو است. تحقیقات نشان می‌دهند زمانی که افراد کربوهیدرات مصرفی‌شان را محدود می‌کنند، اشتهایشان کاهش می‌یابد و وزن کم می‌کنند. بیش از بیست تحقیق علمی نشان داده‌اند که در رژیم‌های کم‌‌کربوهیدرات ۲ تا ۳ بار بیشتر از رژیم‌های کم‌چربی وزن کم می‌شود. حتی در شرایطی که گروه افراد با رژیم کم‌کربوهیدرات در مقدارِ مصرفِ کالری آزاد بودند و افراد گروه رژیم کم‌چربی تحت محدودیت کالری و گرسنگی قرار داشتند هم این نتایج صحت داشت.

علاوه براین، رژیم‌های کم‌کربوهیدرات آب بدن را به سرعت کم می‌کنند، که افراد می‌توانند نتایج آن را تقریبا بلافاصله ببینند. تفاوت زیادی روی ترازو در عرض چند روز دیده می‌شود. همچنین در تحقیقاتی که رژیم‌های کم کربوهیدرات را با رژیم‌های کم‌چربی مقایسه کرده‌اند رژیم‌های کم‌کربوهیدرات به طور خاص چربی‌های شکم، کبد و اطراف اندام‌های داخلی را هدف گرفته‌اند. این یعنی به طور خاص در رژیم کم‌کربوهیدرات میزان زیادی از چربی‌ای که بدن از دست می‌دهد از نوع چربی خطرناک و مولد بیماری در ناحیه‌ی شکمی است.

تنها اجتناب از کربوهیدرات‌های فرآوری‌شده (نان سفید، ماکارونی و…)، به خصوص اگر مقدار پروتئین مصرفی‌تان را بالا نگه دارید برای این منظور کفایت می‌کند.

اما اگر قصد کاهش سریع وزن دارید (که متخصصان این کار را توصیه نمی‌کنند) می‌توانید میزان کربوهیدرات مصرفی روزانه‌تان را به ۵۰ گرم برسانید. این کار بدن را در حالت کتوزیس (ketosis) قرار می‌دهد که طی آن اشتها کاهش می‌یابد و بدن برای دست‌یابی به انرژی عمدتا به سراغ سوزاندن چربی‌ها می‌رود.

البته رژیم کم‌‌کربوهیدرات در کنار کمک به کاهش وزن می‌تواند فواید دیگری نیز داشته باشد. این رژیم می‌تواند در دیابت نوع ۲ نجات‌دهنده‌ی زندگی فرد باشد.

نکته مهم: تحقیقات نشان می‌دهند رژیم کم‌کربوهیدرات به خصوص برای خلاص شدن از چربی‌های ناحیه شکمی، اطراف اندام‌های داخلی و درون کبد مؤثر است.


مقاله مرتبط: یک رژیم کم کربوهیدرات شامل چه خوراکی‌هایی می‌شود؟

۴. خوراکی‌های فیبردار مصرف کنید، به خصوص از نوع فیبر محلول

 

فیبرهای غذایی اساسا مواد غیرقابل هضم گیاهی هستند. اغلب ادعا می‌شود که مصرف مقادیر زیاد فیبر به کاهش وزن کمک می‌کند. این مطلب گرچه صحیح است اما باید دقت کرد که همه‌ی فیبرها یکسان نیستند. به نظر می‌رسد بیشتر نوع فیبر محلول در آب و چسبنده (viscous) است که به کم کردن وزن کمک می‌کند. این فیبرها با آب ترکیب می‌شوند و ماده‌ی ژل‌مانند ضخیمی را شکل می‌دهند که روی سطح روده قرار می‌گیرند.

این ژل می‌تواند سرعت حرکت غذا را در طول مسیر گوارشی به میزان زیادی آهسته کند که هضم و جذب مواد مغذی در زمان طولانی‌تری اتفاق بیفتند. نتیجه‌ی نهایی این مسئله احساس سیری طولانی‌تر و کاهش اشتهاست.

یک مطالعه‌ی مروری نشان داد افزودن ۱۴ گرم فیبر روزانه به رژیم غذایی با کاهش ۱۰٪ در مصرف کالری و کاهش وزنی معادل با دو کیلو در بازه‌ی زمانی ۴ ماهه مرتبط است. در یک تحقیق ۵ ساله مشخص شد بین خوردن روزانه ۱۰ گرم فیبر محلول با کاهش ۳.۷٪ درصدیِ چربیِ حفره‌ی شکمی ارتباط وجود دارد. در این تحقیق ارتباطی بین خوردن فیبر با کاهش چربیِ زیرپوستی پیدا نشد. معنی این تحقیقات این است که فیبر محلول می‌تواند در کاهش چربی‌های مضر شکم مفید باشد.

بهترین راه افزایش میزان فیبر مصرفی استفاده‌ی بیشتر از سبزیجات و میوه‌هاست. سبزیجات و همچنین برخی غلات مانند جو دوسر منبع مناسبی برای تأمین فیبر هستند. همچنین می‌توانید از مکمل‌های فیبر محلول در آب مانند گلوکومان‌ها (Glucomannan) استفاده کنید. این فیبر چسبناک‌ترین فیبر غذایی موجود است و در مطالعات بسیاری اثر کاهش وزن آن مشاهده شده است.

نکته‌ی مهم: شواهدی وجود دارد که فیبرهای محلول در آب می‌توانند چربی‌های شکم را کاهش دهند که این خود به ارتقای سلامت متابولیکی بدن می‌انجامد.


مقاله مرتبط: کدام خوراکی‌ها فیبر بالایی دارند

۵. ورزش در آب کردن شکم و پهلو بسیار تأثیر‌گذار است

 

برای اهمیت ورزش دلایل مختلفی وجود دارد. ورزش یکی از بهترین کارهایی است که اگر بخواهید زندگی طولانی و سالمی داشته باشید و از بیماری‌ها دوری کنید می‌توانید انجام بدهید. برشمردن تمام فواید ورزش برای سلامتی خارج از حوصله‌ی این نوشته است، اما باید اشاره کرد که به نظر می‌رسد ورزش در آب کردن شکم و پهلو مؤثر است.

دقت کنید که در اینجا از ورزش‌های مخصوص ناحیه‌ی شکم صحبت نمی‌کنیم. کاهش چربی موضعی (به معنی کم کردن چربی در یک نقطه از بدن) ممکن نیست و انجام دراز‌ونشست‌های بی‌وقفه به شما کمک نمی‌کند چربی شکم‌تان را آب کنید.

در یک تحقیق مشخص شد با انجام ۶ هفته‌ای ورزش‌های شکمی هیچ اثر قابل اعتنایی در اندازه‌ی دور کمر و مقدار چربی حفره‌ی شکمی ایجاد نمی‌شود که با اندازه‌گیری مشخص و قابل بیان باشد. اما می‌توان گفت انواع دیگری از ورزش‌ها می‌توانند بسیار مؤثر باشند. مطالعات بسیاری نشان می‌دهند ورزش‌های هوازی مانند پیاده‌روی، دویدن، شنا و غیره موجب کاهش عمده‌ی چربی شکمی می‌شوند. مطالعه‌ی دیگری نشان می‌دهد ورزش به طور کامل از تجمع مجدد چربی شکمیِ کاهش یافته بعد از کاهش وزن جلوگیری می‌کند. این یافته اهمیت ورزش را در دوره‌ی حفظ وزنِ کاهش یافته روشن می‌کند. ورزش همچنین به کاهش التهاب، سطوح قند خون و تمام مشکلات متابولیکی مرتبط با چاقی شکمی منجر می‌شود.

نکته‌ی مهم: ورزش می‌تواند برای کاهش چربی شکمی بسیار مفید باشد. علاوه بر این فواید بسیاری برای سلامتی دارد.


مقاله مرتبط: ورزش هوازی چیست و چه تاثیری بر بدن ما دارد؟

۶. به برنامه‌ی غذایی‌تان دقت کنید تا مشخص شود چه غذاهایی‌ می‌خورید و به چه مقدار

آنچه می‌خورید اهمیت دارد. این را تقریبا همه می‌دانیم. گرچه جای تعجب است که اغلب افراد از آنچه می‌خورند اطلاعات زیادی ندارند. مردم فکر می‌کنند دارند از رژیم «پُر پروتئین»، «کم‌کربوهیدرات» یا امثال اینها استفاده می‌کنند اما میزان پروتئین یا کربوهیدرات مورد نیازشان را بیش‌تر یا کمتر از حد لازم تخمین می‌زنند.

فکر می‌کنم برای هر فردی که می‌خواهد رژیم غذایی بهینه‌ای داشته باشد، توجه دقیق به خوراکی‌هایی که می‌خورد برای مدتی ضرورت دارد. منظورمان این نیست که تمام عمر پیمانه‌پیمانه و با شمردن کالری‌ها غذا بخورید، اما انجام گاه‌به‌گاه این کار به مدت چند روز، به شما کمک می‌کند مواردی را که نیاز به تغییر دارند پیدا کنید. اگر می‌خواهید مصرف پروتئین خود را، همان‌طور که بالاتر گفته شد، به ۲۵ تا ۳۰ درصد کالری روزانه‌تان برسانید. خوردنِ بیشتر غذاهای سرشار از پروتئین کافی نیست. بلکه در حقیقت باید آن را اندازه‌ بگیرید و تعدیل و تنظیم لازم را انجام بدهید تا به هدف دست پیدا کنید.

برای این کار باید بدانید بسته به هدف‌تان چه مقدار کالری لازم دارید و هر خوراکی چه مقدار کالری دارد. مقدار کالری مواد غذایی و اطلاعات تغذیه‌ای مربوط را می‌توانید با استفاده از اپ‌های محاسبه‌ی کالری به‌دست آورید. علاوه بر این برخی از این برنامه‌ها می‌توانند بر اساس سن، جنسیت، قد، وزن و سبک زندگی شما، میزان کالری مورد نیازتان را برای حفظ وزن فعلی یا کاهش وزن به روش علمی محاسبه کنند.

وقتی برای مدتی اطلاعات تغذیه‌ای و کالری‌های مصرفی خود را ثبت و ضبط کنید آنچه را که نیاز به تغییر دارد پیدا می‌کنید. این کار را هر چند ماه یک‌بار به مدت چند روز انجام دهید.

جمعه 25 فروردین 1396 :: 11:44 ::  نويسنده : aminataie

اختلال وسواس فکری یا عملی (به انگلیسی: O.C.D)، یک اختلال اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی مفرط درمورد نظم و ترتیب و امور جزئی و همچنین کمال‌طلبی همراه است، تا حدی که به از دست دادن انعطاف‌پذیری، صراحت و کارایی می‌انجامد.[۱]

در اختلال وسواسی-فکری عملی افکار وسواس‌گونه و اضطراب‌آور و ترس با وسواس‌های عملی همراه می‌شود. این وسواس‌های عملی کارهایی وسواس‌گونه هستند که شخص برای کوشش در راه کاهش وسواس‌های فکری خود انجام می‌دهد. این کردارها تکراری و کلیشه‌ای و تا اندازه‌ای غیرارادی هستند.[۲] طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی 5-DSM، اختلال وسواسی -جبری و اختلالات مرتبط شامل اختلال وسواسی- جبری OCD، اختلال بدریخت انگاری بدن، اختلال ذخیره‌سازی، اختلال کندن مو، اختلال خراشیدن پوست، اختلال وسواسی -جبری و اختلالات ناشی از مواد/دارو، اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط ناشی از بیماری طبی، اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط معین دیگر و اختلال وسواسی-جبری و اختلالات مرتبط نامعین می‌باشد.[۳] طبق ملاک‌های راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی برای اختلال وسواسی دوگونه فکری و عملی تعریف می‌شود.تشخیصی[ویرایش]

A. وجود وسواس‌های فکر یا عملی یا هر دو
وسواس‌های فکری :
۱. افکار، تمایلات یا تصورات راجعه و پایداری که در دوره‌ای از اختلال، به شکل مزاحم و ناخواسته تجربه شده و در اکثر افراد موجب اضطراب یا ناراحتی عمده گردند.
۲. فرد تلاش می‌کند این افکار، تمایلات یا تصورات را ندیده گرفته یا سرکوب کند یا با پرداختن به افکار یا فعالیت‌های دیگر (مثل انجام یک وسواس عملی)، خنثی سازد.
وسواس‌های عملی:
۱. رفتارهای تکراری (نظیر شستن دست، رعایت نظم و ترتیب، وارسی کردن) یا فعالیت‌های ذهنی (نظیر دعا کردن، شمردن، تکرار آهسته کلمات در سکوت) که فرد احساس می‌کند مجبور به اجرای آن‌ها در پاسخ به یک وسواس فکری و یا بر طبق قوانینی که باید دقیقاً انجام شوند.
۲. این اعمال یا فعالیت‌های ذهنی با هدف پیشگیری یا کاهی اضطراب یا ناراحتی و یا جلوگیری از بعضی از رویدادها و وضعیت‌های هراس آور صورت می‌پذیرند؛ با این وجود اعمال و فعالیت‌های ذهنی مذکور رابطهٔ وافع گرایانه‌ای با آنچه که قرار بوده خنثی یا جلوگیری شوند ندارد یا به وضوح افراطی اند.
B. وسواس‌های فکری یا عملی وقت گیرند (بیش از یک ساعت در روز) یا موجب ناراحتی قابل توجه یا اختلال در کارکردهای اجتماعی، شغلی یا سایر حوزه‌های مهم کارکردی می‌شوند.
[۴]

وسواس شامل احساس، اندیشه یا تصویر ذهنیِ مزاحم است و اجبار شامل رفتاری آگاهانه و عودکننده‌است. ریشه بیماری وسواس اضطراب است و بیماری به دو شکل فکری و عملی بروز می‌کند. چنانچه بیمار در برابر انجام عمل وسواسی مقاومت کند، اضطرابش بیشتر می‌شود. گاهی اوقات کودکان هم دچار وسواس می‌شوند که معمولاً نشانه‌های آن رفتارهای پرخاشگرانه، تکرار کلمات و یا لجبازی با اطرافیان است.[نیازمند منبع]

فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی برای کاهش اضطراب خود که ناشی از فکر مزاحم است، فعالیت دیگری انجام می‌دهد که اضطراب او را کاهش دهد که این خود می‌تواند به شدت اختلال کمک کند.[نیازمند منبع]

تحقیقات نشان می‌دهد بین یک تا سه درصد جامعه ممکن است به اختلال وسواس فکری عملی مبتلا باشند.[نیازمند منبع]

وسواسوسواس عقده، هیجان و یا تکانه‌ای است عصبی (ایمپالس) که به شکلی متوالی برخلاف میل بیمار از شکل ناخودآگاه به صورت خودآگاه درآمده و باعث ایجاد پالس‌های عصبی خاص می‌شود تا در او ناراحتی و اضطراب برانگیزد. تا فرد برای رهایی از آن فشار عصبی اقدام به انجام عملی خاص نماید. مثل شستن تکراری دستها و یا شمارش چند باره پول یا کلمات و حروف و … در جواب چنین حمله یی معمولاً شخص می‌کوشد از آن بگریزد و آن فکر خاص را، از ذهن خود بیرون کند و یا با عمل و فکر دیگری جایگزین نماید و البته آگاهی دارد که این وسوسه‌ها مزاحم ذهن او هستند و برخلاف تزریق افکار از خارج تحمیل نمی‌شوند.[۵]

وسواس عملی

وسواس عملی تکانه غیرقابل مقاومتی برای انجام یک عمل غیرمنطقی مانند شستن مکرر، دعای مداوم و غیره است.[۶]

بیماری‌زایی

هرچند دلایل ابتلاء به اختلال وسواس جبری(OCD) کاملاً شناخته‌شده نیست، اما موارد زیر تأثیر زیادی در ابتلاء به این بیماری دارد:[۷]

  1. تغییرات جسمی و بدنی؛
  2. محیط؛
  3. کمبود سروتونین؛
  4. سابقه خانوادگی؛
  5. زندگی پر از استرس.

تأثیرات وسواس (OCD) بر روی زندگی فرد مبتلا[ویرایش]

  1. اتلاف وقت
  2. عدم توانایی در تمرکز حواس و ایجاد حواس‌پرتی؛
  3. بازماندن از کارهای اصلی (ازجمله تحصیل علم و مطالعه و درس خواندن و به‌دنبال آن افت تحصیلی)؛
  4. خسته شدن ذهن و بی‌حوصله شدن فرد برای فکر کردن دربارهٔ موضوعات مهم و اساسیِ زندگی و تحصیلی؛
  5. مشکل در برقرای ارتباط و کاهش کیفیت زندگی.[۷]

روان‌کاوی

تشکل واکنشی، ابطال، جداسازی، توجیه عقلی و دلیل‌تراشی مهمترین دفاع‌های روانی هستند که ممکن است منجر به پیدایش وسواس شوند.[۸]

همه‌گیری

 
نقشهٔ پراکندگی اختلال وسواس فکریِ عملیِ سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۲
  • مردان و زنان به یک اندازه ممکن است به اختلال وسواسیِ جبری مبتلا شوند. اما ابتلاء به این اختلال در مردان عمدتاً در سنین پایین‌تری نسبت به زنان روی می‌دهد.[۹]
  • احتمال تطابق در دوقلوهای همسان بالاتر است.

درمان وسواس

اکثر افرادی که مبتلا به OCD می‌شوند، در مراحل اولیه برخی از علایم این بیماری را به‌طور خفیف تجربه می‌کنند و می‌توان از تشدید علایم در برخی از آنها پیش از آن‌که به‌طور کامل دچار بیماری شوند جلوگیری کرد. درمان اختلال وسواس اجباری ازجمله درمان وسواس فکری شامل سه مرحلهٔ روان‌درمانیِ شناختیِ رفتاری، رفتاردرمانی و دارودرمانی است. درمانهای رفتاری اختلال وسواس اجباری شامل پیشگیری از عادات و رویارویی است. در مرحلهٔ پیشگیری از عادات، یک متخصص به فرد بیمار مبتلا به OCD کمک می‌کند تا در بازه‌های زمانی طولانی و طولانی‌تری از رویارویی با شرایط استرس‌زایی قرار بگیرد که در آن احساس اجبار برای انجام کاری را می‌کند که استرس و اضطراب او را از بین می‌برد. در این شرایط، بیمار اصطلاحاً با خود درگیر می‌شود و هرچه‌قدر که زمان می‌گذرد و او بیشتر به انجام آن کار احساس نیاز می‌کند، او همچنان در مقابل میل وسواسی ایستادگی می‌کند تا مرحله‌ای که دیگر هیچ اجباری برای انجام آن کار خاص احساس نکند.

نمونهٔ جالبی از درمان Exposure and response prevention درمورد بیماری اتفاق افتاد که حساسیت شدیدی به رنگ قرمز داشت. او در منزل خود، هیچ شیء یا وسیله‌ای به رنگ قرمز نگهداری نمی‌کرد و به هیچ وسیلهٔ قرمزرنگی هم دست نمی‌زد. پزشک روانشناس از او درخواست کرد تا گوشی تلفن همراه قرمزرنگش را بردارد و برای مدت ۱۰ دقیقه در دست نگاه دارد. بیمار در ابتدا از این کار خودداری می‌کرد. در مرحلهٔ بعد و وقتی با اجبار پزشک روبه‌رو شد، دست خود را به‌سمت گوشی برد، اما نتوانست آن را لمس کند. پزشک در یک برخوردِ تقریباً خشن، او را وادار کرد تا به گوشی دست بزند. بیمار چشمان خود را بست و به گوشی قرمزرنگ دست زد. در مرحلهٔ بعد، پزشک او را وادار کرد که گوشی را بردارد و در دست نگاه دارد. او گوشی را با زحمتِ فراوان برداشت و پس از لحظه‌ای دوباره روی میز گذاشت، اما براثر اصرار پزشک، مجدداً آن را برداشت و با چشمان بسته، به‌مدت ۱۰ دقیقه در دست نگاه داشت. با گذشت زمان، بیمار کم‌کم به در دست نگاه داشتن گوشی قرمزرنگ عادت کرد و یادگرفت که چشمان خود را هم باز کند و گوشی قرمزرنگ را بنگرد. این فرایند به‌مدت ۳۰ دقیقه به‌طول انجامید و از همین لحظه بود که بیمار مبتلا به اختلال وسواس اجباری، حساسیت خود به رنگ قرمز را از دست داد، و البته با توجه به اینکه مدتی نیز تحت دارودرمانی بود، تا حدود زیادی بهبود یافت.

به گفتهٔ پژوهشگران و پزشکان، درمان رویارویی و پیشگیری از پاسخ در یک فرایند ۲۰ تا ۹۰ دقیقه‌ای اتفاق می‌افتد و احساس اجبار برای انجام کاری که از اضطراب جلوگیری می‌کند، حداکثر ۹۰ دقیقه به‌طول می‌انجامد؛ در نتیجه بیمار درصورتی‌که بتواند ۹۰ دقیقه در برابر فکر وسواسیِ خود مقاومت کند، بر بخش اعظمی از بیماری خود غلبه کرده‌است.

درمان دارویی برای اختلال وسواس اجباری نیز یکی از مراحل مهم در فرایند بهبودی بیمار است. برای درمان اختلال وسواس اجباری از داروهایی در گروه Selective Serotonin Reuptake Inhibitor (SSRI) استفاده می‌شود. این داروها که اصطلاحاً آنها را مهارکنندهٔ انتخابی بازجذب سروتونین می‌نامیم، مقدار ترشح سروتونین در مغز را افزایش می‌دهند. در مغز بیماران مبتلا به اختلال وسواس اجباری، سروتونین بسیار کمی ترشح می‌شود و یا مقدار ترشح شده توسط عصب‌های پیش سیناپس جذب و نابود می‌شود.

این داروها همان‌طور که از نامشان پیداست، از بازجذب یا دفع سروتونین در مغز جلوگیری می‌کنند. این دفع در محل سیناپس‌ها اتفاق می‌افتد یعنی جایی که سلولهای عصبی (نورونها) به یکدیگر متصل هستند. سروتونین یکی از مواد شیمیایی در مغز است که پیامهای عصبی را از یک نورون به نورون دیگر در طول سیناپس‌ها منتقل می‌کند.

از این داروها در درمان افسردگی، اضطراب و سایر اختلالات خلقی نیز استفاده می‌شود. SSRIها میزان تراکم سروتونین در سیناپس‌ها را افزایش می‌دهند. آنها این کار را با جلوگیری از بازجذب سروتونین در سلول عصبی که یک پالس مغزی را منتقل می‌کند انجام می‌دهند. بازجذب سروتونین عامل پایان یافتن تولید سروتونین جدید است.

از جمله داروهای رایجی که برای درمان اختلال وسواس اجباری تجویز می‌شوند و در گروه SSRIها جای می‌گیرند، می‌توان به فلوکستین (Fluoxtine)، سرترالین (Sertraline)، سیتالوپرام (Citalopram)، پاروکستین (Paroxetine) و اسیتالوپرام (Escitalopram) اشاره کرد. در درمان اختلال وسواس اجباری همچنین از دارویی‌هایی چون اولانزاپین (Olanzapine) و رسپریدون (Respridone) استفاده می‌شود.

این گروه از داروها معمولاً بازخورد بسیار خوبی در درمان اختلال وسواس اجباری می‌دهند و اثرات جانبی بسیار کمی دارند. سردرد، کم‌خوابی، اسهال و هیجان از جمله اثرات جانبی این داروها هستند.

جمعه 25 فروردین 1396 :: 11:26 ::  نويسنده : aminataie

رازی که افراد خوشحال هرگز به شما نمی‌گویند

 

 


 

 

نیازی به گفتن نیست که همه‌ی زندگی لحظات خوش آن نیست و اغلب بارها و بارها به زانو در می‌آیید، اما در همین لحظات است که آدم‌های خوشحال برای شاد بودن تلاش می‌کنند. اگر به نظرتان می‌رسد این افراد همه‌ی چیزهایی را که می‌خواهند، دارند، احتمالا درست متوجه شده‌اید، اما دلیلش این است که آنها راز خوشحالیِ واقعی را کشف کرده‌اند، چیزی که در درونِ خود آنهاست. در این نوشته این رازها را با شما در میان می‌گذاریم:

۱. همیشه خوشحال نیستند

بیایید روراست باشیم، هیچ‌کس همیشه خوشحال نیست، دلیل خوبی هم برای آن وجود دارد. این درّه‌ها هستند که زیبایی قله‌ها را به ما نشان می‌دهند. افراد واقعا خوشحال این را می‌دانند و به خودشان اجازه می‌دهند که به‌طور طبیعی احساس اندوه یا سرحال نبودن را تجربه کنند. تلاش برای خوشحالیِ تحمیلی، خب، تحمیلی است. پس آنها اندوه، اشک و موانع پیش‌ِ رو را می‌پذیرند و به خودشان اجازه‌ی تجربه‌ کردن این لحظات را می‌دهند. هر چه باشد آنها آدم‌اند.


مقاله مرتبط: ۱۰ عادت‌ مشترک انسان‌هایی که هیچ‌وقت خوشحال نیستند

 


 

۲. نه گفتن را آموخته‌اند

عجیب به نظر می‌رسد، اما نه گفتن برای بعضی از آدم‌ها کار راحتی نیست، به خصوص اگر از آن دسته از افرادی باشید که عاشق خوشحال کردن دیگران‌‌اند؛ با این حال، اگر در نتیجه‌ی چنین کاری همیشه حالِ بدی را تجربه می‌کنید، باید بدانید افرادِ واقعا خوشحال، انرژیِ خود را وقفِ این کار نمی‌کنند. این کار، بی‌بروبرگرد به استرس و اضطراب ختم می‌شود و به نوعی هدفِ خوشحال بودن را به تمام معنا نابود می‌کند. در عوض، آدم‌های خوشحال از حقِ خود برای نه گفتن استفاده می‌کنند. آنها این کار را به شیوه‌ای جسورانه انجام می‌دهند، شیوه‌ای که نه به روابط‌شان آسیب می‌زند و نه خوشحالی خودشان را از بین می‌برد.


مقاله مرتبط: ۱۰ عادت‌ مشترک انسان‌هایی که هیچ‌وقت خوشحال نیستند

 


 

۳. زندگیِ بی‌دردسری نداشته‌اند

اپرا وینفری از قدرتمندترین زنان دنیا زندگی بسیار سختی را پشت سر گذاشته است.

هیچ‌ یک از آدم‌های واقعا خوشحال به شما نخواهند گفت که زندگی‌شان راحت بوده است! شاید بارها زمین خورده باشند، اما هر بار برخاسته‌اند و نپذیرفته‌اند که زمین‌گیر بمانند! قدرت و انرژی فراوانی که برای برخاستنِ مجدد و جنگیدن به کار برده‌اند چیزی است که معنای خوشحالی واقعی را به آنها نشان داده است. اگر بتوانید از درون سختی‌ها با لبخندی بر لب عبور کنید، برنده‌اید و چه کسی است که از این موضوع خوشحال نشود!


مقاله مرتبط: ۱۰ درس‌ زندگی که برای موفقیت به آن نیاز دارید

 


 

۴. از عرش به فرش آمدن را تجربه کرده‌اند

آنها بسیار بیشتر از آنچه بتوانند به شماره بیاورند از عرش به فرش افتاده‌ و دوباره برخاسته‌اند. برای اغلبِ موجوداتِ فانی، سقوط از عرش به فرش احتمالا یعنی پایانِ راه، اما برای افرادِ واقعا خوشحال، این وضع تنها یک موقعیت برای شروعِ دوباره و یک پی‌ریزی‌ مستحکم‌تر و بهتر است. این افراد در مسیرِ صعود درس‌های زیادی آموخته‌اند و در مسیرِ هبوط درس‌هایی بسیار بیشتر. هیچ تجربه‌ای بیهوده نیست و آنها با علمِ به این موضوع پیش می‌روند!


مقاله مرتبط: غلبه بر شکست؛ چگونه شکست را شکست دهیم؟

 


 

۵. نقص‌شان را دوست دارند

برای آدم‌های خوشحال نقص داشتن، همان بی‌نقصی است! آنها با خودشان کنار آمده‌اند و نقص‌ها و عیب و ایرادهایشان را پذیرفته‌اند. افرادِ واقعا خوشحال می‌دانند همه‌ی این نقص‌ها تنها بخشی از چیزی است که آنها را به انسانی استثنایی تبدیل می‌کند و آنها عاشق این موضوع‌اند! آدم‌های خوشحال درک کرده‌اند چیزی به نام بی‌نقصی، وجود خارجی ندارد و نه تنها به دنبال آن نیستند، بلکه فهمیده‌اند که نقص‌ها هم به همان اندازه عالی‌اند!

۶. در زندگی‌‌شان جایی برای استرس باز نمی‌کنند

آدم‌های واقعا خوشحال چه از راه مدیتیشن، چه با دور شدن از شرایط استرس زا یا به روشی خلاقانه مسیر را برای خودشان هموار می‌کنند تا از هر موقعیت استرس‌آورِ غیرضروری اجتناب کنند و به سرعت هر چه تمام‌تر از آنها فاصله بگیرند. این کار به هیچ وجه طفره رفتن نیست، بلکه راهبردی برای تمرکز بر چیزهایی است که واقعا اهمیت دارند و جلوی استرس‌های کوچک آزاردهنده‌ را می‌گیرد تا به مسئله‌ای بسیار حادتر تبدیل نشوند.


مقاله مرتبط: افراد موفق چطور استرس خود را مهار می‌کنند؟

 


 

۷. ورزش می‌کنند

برای خوشحال شدن چه راهی بهتر از انجام کاری است که مواد شیمیایی خوشحال‌کننده‌ی طبیعی را از درون در بدن آزاد می‌کند؟ آدم‌های واقعا خوشحال از دنیای زندگی سالم و ورزش بهره می‌برند، نه فقط برای داشتن ظاهری خوب، بلکه چون به آنها احساسی حتی بهتر از حس کنونی می‌دهد! چه در فضای آزاد بدوند یا در باشگاه ورزش کنند، آدم‌‌های خوشحال از فواید ورزش و ترشحِ اندروفین در بدن باخبرند.

۸. می‌دانند که کافی هستند

 

نیک وُییچ‌ایچ که یک سخنران انگیزشی است برای خوشحالی نیازی به دست و پا ندارد.

 

آنها به آخرین‌ نسخه‌های هرچیز و بهترین‌ها احتیاج ندارند و ارزش خودشان را به چیزهای خارجی گره نمی‌زنند. آدم‌های خوشحال آموخته‌اند که هیچ چیزِ به خصوصی نمی‌تواند احساس خوشحالی یا رضایت را در آنها پدید بیاورد. آنها در روابط‌شان از رویکرد «مرا همان‌طور که هستم بپذیر» پیروی می‌کنند. ممکن است در گذشته بر سر ارزشمندیشان نبردی را پشت سر گذاشته باشند، دنبال چیزهایی رفته باشند که گمان می‌کردند از آنها آدمی بهتر می‌سازد، اما حالا می‌دانند درست به همان صورتی که هستند عالی‌اند.


مقاله مرتبط: ۲۰ راه برای شاد زیستن

 


 

۹. قضاوت نمی‌کنند

آنها نیاز یا تمایلی به قضاوت دیگران ندارند، زیرا دوست ندارند خودشان هم مورد قضاوت قرار بگیرند. ترجیحِ آدم‌های خوشحال این است که بگذارند دیگران همان‌طور که دوست دارند زندگیشان را زندگی کنند. نگرانی در این‌باره که دیگران چه می‌کنند یا نمی‌کنند غیرضروری و زمان‌بر است و فقط به فردِ قضاوت‌کننده احساسِ کاذبِ برتری می‌دهد. آدمِ خوشحال نیازی به این کار ندارد و ترجیح می‌دهد از زمانش به جای تخریبِ دیگران، برای تعالی آنها استفاده کند.

۱۰. می‌توانند توجه‌شان را تنظیم کنند

فارغ از نوع مشکلی که با آن رو‌به‌رو هستند، همیشه راه دیگری برای بررسی مسائل وجود دارد. آنها با تنظیم توجه می‌توانند به مشکلات سخت با نگاهی تازه بنگرند. تنظیم توجه، چشم‌انداز تازه‌ای به دست می‌دهد و با چشم‌اندازی جدید راه‌حلی تازه پدیدار خواهد شد.


مقاله مرتبط: چطور برای رسیدن به هدف با انگیزه بمانیم؟

 


 

۱۱. شور و نشاطِ روزهای کودکی را از دست نداده‌اند

آدم‌های خوشحال از درون کودک‌اند! آنها از سختی‌های زندگی متأثر نشده‌اند، می‌خندند و عشق می‌ورزند. سرزندگیِ آنها مسری است. همین رویکرد آنها به زندگی، کنجکاوی و خلاقیت را در آنها زنده نگه می‌دارد و این حقیقت را باید بپذیریم که بودن در کنار آنها به همین دلیل تا این اندازه خوشایند است.

۱۲. با ترس رودررو می‌شوند

ترس در زندگی آدم‌های واقعا شاد جایی ندارد. آنها در جست‌وجوی خوشحالی‌ پیروزند و خودشان را به سلاحِ‌ شجاعت مجهز کرده‌اند و با زرهِ خوشحالی به جلو حرکت می‌کنند. مواجهه با ترس‌ها البته ترسناک است، اما خب این هم بخشی از سازِ زندگی است که باید با آن رقصید. با رودررو شدن با ترس‌ها این آدم‌ها کنترل زندگی‌شان را به دست می‌گیرند و هیچ چیز اجازه پیدا نمی‌کند بین آنها و خوشحالی فاصله بیندازد.


مقاله مرتبط: نگذارید این ترس ها موفقیت شما را تهدید کنند

 


 

۱۳. ریسک می‌کنند

 

ایلان ماسک، کارآفرینی موفق است که به ریسک‌پذیری شهرت دارد.

 

ریسک‌پذیرها آدم‌های خوشحال‌تری هستند! آنها می‌دانند فراتر رفتن از کنجِ آسایش و پا گذاشتن به حیطه‌های تازه نه فقط دلهره‌آور بلکه یک راه مسلّم برای تجربه‌ی چیزهای نو و شگفتی‌آوری است که زندگی برای عرضه در اختیار دارد. آنچه آنها را وادار به حرکت می‌کند، رشد و بیشتر دانستن درباره‌ی این موضوع است که چه کسی هستند و می‌توانند به چه دست پیدا کنند. آنها می‌دانند ممکن است اشتباه کنند یا شکست بخورند، اما برای آنها شکست فقط یک درسِ دوست‌داشتنیِ دیگر از زندگی است.

۱۴. هیچ کینه‌ای به دل ندارند

آدم‌های خوشحال به عصبانیت‌ها یا آزارهای گذشته نمی‌آویزند، در عوض ترجیح می‌دهند به رنج‌ها اجازه بدهند از وجودشان خارج شوند. هیچ راهی برای نابود کردن خوشحالی بهتر از به دوش کشیدن بار غم‌های قدیمی که وبال گردن‌تان شده، وجود ندارد. آدم‌های واقعا خوشحال از این موضوع باخبرند و بنابراین تجربه‌ی آزار و رنجی را که متحمل شده‌اند می‌پذیرند، می‌بخشند، خود را مجددا آماده می‌کنند و خوشحال‌تر و سبک‌بارتر به پیش می‌روند.


مقاله مرتبط: چطور حتی وقتی غیر ممکن است، بتوانیم ببخشیم؟

 


 

۱۵. دیگران را تشویق می‌کنند

دیدن خوشحالی دیگران و اینکه آنها حداکثر استفاده را از استعدادهای درونی خود ببرند، چنین افرادی را واقعا خوشحال می‌کند. دیدن تلاشِ سختِ دیگران آنها را به واقع خوشحال می‌کند و بنابراین همه‌ی آنچه در توان دارند در راستای حمایت و تشویق افراد مهم و مورد علاقه‌ی زندگی‌شان انجام می‌دهند. همچنین آنها با موفقیت دیگران تشویق می‌شوند، نه اینکه حسادت کنند؛ یعنی یک برد دو‌طرفه!

۱۶. عاشق خندیدن‌ هستند

آدم‌های خوشحال جنبه‌های شاد و مفرّح زندگی را می‌بینند و هدف‌شان این است که همیشه به سمتِ روشنِ زندگی نگاه کنند. وقتی می‌خندند واقعا سرشار از لذت‌اند و می‌توانند بی‌روح‌ترین آدم‌ها را هم به خنده وادارند. آنها می‌دانند در کنار گذر زمان، هیچ التیام‌دهنده‌ای بهتر از خنده وجود ندارد. خندیدن نه تنها آنها را خوشحال می‌کند، بلکه به کنترل موقعیت‌های پر از استرس بسیار کمک می‌کند.


مقاله مرتبط: لبخند زدن چه تاثیری روی شما و اطرافیان‌تان دارد؟

 


 

۱۷. در وهله‌ی اول با خودشان صادق‌اند

آنها می‌توانند هر دروغی که بخواهند به دیگران بگویند، اما همه‌ی آدم‌های خوشحال به شدت مراقب آن ندای درون‌شان هستند که به آنها یادآوری می‌کند، کاملا با خودشان صادق نیستند. شجاعتِ اعترافِ مسائل به خودمان اولین گام صادق و راحت بودن با خود است، پیش از آنکه بتوانید با دیگران صادق باشید. این کار ترسناک است، اما باید انجام شود. آدم‌های واقعا خوشحال می‌دانند اگر قرار است خودِ واقعی‌شان باشند باید با خود صادق باشند، زیرا هیچ چیز مانند عدم صداقت نمی‌تواند قطب‌نمای شادی فرد را از کار بیندازد!

۱۸. از دیگران درخواست کمک می‌کنند

آنها می‌دانند که درخواستِ کمک انسان را به موجودی ضعیف تبدیل نمی‌کند؛ بنابراین وقتی از کسی کمک می‌خواهند دچار احساسِ ضعف یا احساسات منفی دیگر نمی‌شوند. در عوض کمک خواستن را فرصتی برای گرفتن دیدگاه دیگری درباره‌ی ایده یا موقعیت‌شان یا تقسیم باری سنگین با دیگران می‌بینند. آنها متوجه‌اند که ممکن است همیشه پاسخ یا توانایی لازم را در اختیار نداشته باشند که همه‌ی کارها را به تنهایی انجام بدهند. پس از دستی که برای کمک به سوی‌شان دراز شود یا توصیه‌ای دوستانه، مانند یک هدیه استقبال می‌کنند. آنها می‌دانند کمک خواستن چیزی از آنها کم نمی‌کند، بلکه تنها می‌تواند به زندگی و تجریبات آنها چیزی بیفزاید.


مقاله مرتبط: احساس تنهایی را کنار بگذارید و بپذیرید که به دیگران نیاز دارید

 


 

۱۹. از تفاوت‌ها استقبال می‌کنند

همه‌ی آدم‌ها در یک چیز با هم شباهت دارند: در تفاوت داشتن با هم! آدم‌های واقعا خوشحال از این تفاوت‌ها آگاه‌اند؛ چه این تفاوت‌ها درباره‌ی نژاد، مذهب، جنسیت، یا دیدگاه‌ها باشد چه هر تفاوت دیگری که ما را از هم جدا می‌کند. آنها سعی نمی‌کنند تفاوت‌ها را انکار کنند، بلکه آنها را می‌پذیرند و گرامی‌ می‌دارند. برای آدم‌های واقعا خوشحال، اگر همه مثل هم‌ بودند دنیا به جایی کاملا کسالت‌آور تبدیل می‌شد!

۲۰. عاشق زندگی‌ هستند

زندگی با همه‌ی بالا و پایین‌ها، زیر و بم‌ها و فراز و فرودهایی که در خود دارد، برای آدم‌هایی که خالصانه خوشحال‌‌اند یک ماجراجویی‌ است که بهتر است همه قدردان آن باشیم. جای زخم‌ها و کبودی‌ها باعث می‌شوند از لبخندها و زیبایی‌ها، بیشتر لذت ببریم. آدم‌های به راستی خوشحال چون این را می‌دانند با زندگی نمی‌جنگند، بلکه آن را به همین شکل می‌پذیرند. آنها برای اینکه زندگیِ لذت‌بخش، پربار و ارزشمندی بسازند هرکاری لازم باشد انجام می‌دهند؛ در عین حال می‌دانند برای اینکه بتوانند واقعا قدر این سفر را بدانند، گاهی هم باید بنشینند و از مسیر لذت ببرند!

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران