داروسازان
مطالعات جدید پزشکی

 

 

کبد که نقش مهمی در فرآیند گوارش و دستگاه هاضمه دارد، کمک می‌کند که ریزمغذی‌های حیاتی به اشکال و انواع قابل استفاده برای بدن تبدیل شوند.

 

 

  این عضو مهم هم‌چنین به عنوان یک فیلتر عمل می‌کند به طوری که مواد سمی را از خون خارج ساخته و به حفظ سلامت ترکیبات خون در عروق کمک می‌نماید.

 

مشکلات کبدی شامل طیف وسیعی از بیماری‌ها و نارسایی‌هایی هستند که به بافت کبد یا عملکرد آن آسیب می‌رسانند و عمدتا نیز بافت کبد در تماس با یک ویروس ممکن است ملتهب شود. مهم‌ترین عواملی که موجب بروز بیماری‌ها و ناراحتی‌های کبدی می‌شوند شامل ویروس‌های هپاتیت A، B و C، مصرف الکل و استفاده زیاد از داروهای مسکن هستند. به علاوه چاقی نیز موجب تجمع چربی‌ها در کبد می‌شود.

 

به گزارش سایت اینترنتی هلت می‌آپ، علائمی چون زرد شدن رنگ پوست، ناخن‌ها و چشم‌ها می‌تواند نشانه یک مشکل کبدی باشد. همچنین کاهش ذخیره گلبول‌های قرمز در خون فرد مبتلا به ناراحتی کبدی موجب ایجاد احساس ضعف و خستگی بدون دلیل آشکار می‌شود. همچنین فرد ممکن است دچار کاهش وزن ناگهانی شود. علاوه بر این خونریزی‌ بینی و لثه‌ها می‌تواند علامت دیگر عملکرد نامناسب کبد باشد. بیماری کبدی همچنین باعث ایجاد حالت تهوع، استفراغ و درد شکمی می‌شود.

 

اگر کبد آسیب شدید ببیند، بدن به جای رد کردن خون از کبد، دوباره خون را به این عضو بازمی‌گرداند و این امر باعث می‌شود که خون در مری و مجاری گوارشی وارد شود و در نتیجه مدفوع یا استفراغ بیمار خونی می‌شود.

 

بیماری شدید کبد به سایر اعضا نیز آسیب می‌رساند برای مثال طحال در چنین شرایطی نمی‌تواند به طور کافی و مناسب چربی‌ها را هضم کند و کلیه‌ها نیز آب حاوی نمک را نگه می‌دارند و در نتیجه تورم در ناحیه شکم و پاها بروز می‌کند.

 

از آنجا که کبد آسیب دیده روی تامین خون مورد نیاز قلب نیز تاثیر می‌گذارد لذا نارسایی کبدی می‌تواند به عملکرد قلب نیز آسیب وارد کند.

 

علائم بیماری کبدی ممکن است به طور ناگهانی یا به مرور زمان بروز کنند. بنابراین انجام معاینات دوره‌ای و مراقبت مناسب جهت پیشگیری از آسیب‌های جدی به این عضو حیاتی، ضرورت دارد.

 

 

اولین گام در تشخیص آسیب کبدی انجام آزمایش ساده خون است که حضور آنزیم  های کبدی مشخص را نشان می دهد. تحت شرایط عادی این آنزیم ها درون سلول های کبدی وجود دارند اما زمانی که کبد آسیب می بیند این آنزیم ها وارد جریان خون می شوند.

 

حساس ترین و پر مصرف ترین آنزیم های تشخیصی کبد، آمینوترانسفرازها هستند. آن ها آسپارتات آمینوترانسفراز (SGOT یا AST) و آلانین آمینوترانسفراز (SGPT یا ALT) هستند. این آنزیم ها بطور معمول داخل سلول های کبدی قرار دارند زمانی که کبد دچار آسیب می شود سلول های کبدی آنزیم ها را وارد جریان خون می كنند، بالارفتن سطح آنزیم ها در خون نشانه آسیب کبدی است.

 

 

 

 

آمینوترانسفرازها چه هستند؟

آمینوترانسفرازها باعث کاتالیز واکنش های شیمیایی در سلول ها می شوند که در آن گروه آمین از یک مولکول دهنده به مولکول گیرنده منتقل می گردد. به همین دلیل به آن ها آمینوترانسفراز گفته می شود. واژه های پزشکی در خصوص این آنزیم ها می تواند گاهی گیج کننده باشد. نام دیگر آمینوترانسفرازها، ترانس آمیناز است. آنزیم آسپارتات آمینوترانسفراز(AST) نيز به نام ترانس آمینازاگزالواستیک سرم (SGOT) نیز نامیده می شود و آلانین آمینوترانسنفراز(ALT) نیز به نام ترانس آمینازپیرویک گلوتامیک سرم(SGPT) مشهور است. بطور خلاصه SGOT= AST و SGPT= ALT است.

 

 

 

 

بطور طبیعی آمینوترانسفرازها در کجا قرار دارند؟

(SGOT) AST بطور طبیعی در انواع مختلف بافت ها از قبیل کبد، قلب، ماهیچه، کلیه و مغز قرار دارد. این آنزیم در زمان آسیب به هر کدام از این بافت ها وارد خون می شود. برای مثال میزان غلظت سرمی آن در هنگام حمله های قلبی و مشکلات ماهیچه ای افزایش می یابد.

قسمت عمده ي (SGPT)  ALT برعکس AST بطور طبیعی آن در کبد یافت می شود. اگر چه نمی توان گفت که این آنزیم منحصراً در کبد قرار دارد اما کبد جایی است که در برگیرنده بیشترین غلظت این آنزیم است. این آنزیم در نتیجه آسیب کبدی وارد خون می گردد، بنابراین نسبتاً از این آنزیم بعنوان شناساگر ویژه موقعیت کبدی استفاده می شود.

 

 

 

 

میزان طبیعی AST و ALT چه اندازه هستند؟

میزان طبیعی (SGOT) AST ، 5 تا 40 واحد در هر لیتر سرم است (بخش مایع خون) و میزان طبیعی(SGPT)  ALT7 تا 65 واحد در هر لیتر سرم است.

 

 

 

 

بالارفتن میزان AST و ALT به چه معناست؟

(SGOT) AST و(SGPT)  ALT نشانگرهای حساس در انواع مختلف بیماری های کبدی هستند. اما سطح بالاتر از حد معمول این آنزیم های کبدی نباید به طور خودکار با آسیب کبدی برابر دانسته شود. آن ها ممکن است نشانه مشکلات کبدی باشند یا نباشند. تفسیر سطح بالای AST وALT بستگی به همه نشانه های بالینی دارد. بنابراین بهترین کار این است که این موارد توسط پزشک ارزیابی گردند. سطح دقیق این آنزیم ها دقیقاً به میزان آسیب کبدی و تشخیص بیماری، بستگی ندارد. بنابراین سطح دقیق (SGOT) AST و(SGPT)  ALT نمی تواند معین کننده درجه بیماری کبدی یا پیشگویی آن در آینده باشد. برای مثال بیماران با هپاتیت A ویروسی حاد ممکن است سطح بالایی از AST و ALT را نشان دهند (گاهگاهی هزاران واحد در لیتر). اما بیشتر بیماران با هپاتیت A ویروسی کاملاً بهبود می یابند بدون اینکه بیماری در وجود آنها باقی بماند. بر خلاف هپاتيت A ويروسي، بیماران دارای عفونت هپاتیت C مزمن بطور عادی فقط مقداري جزئی افزايش در سطح آنزیم های ALT و AST دارند. با این وجود بعضی از این بیماران ممکن است بیماری مزمنی از قبیل هپاتیت مزمن و سیروز کبد را تا آخر عمر به همراه داشته باشند.

 

 

 

 

چه بیماری های کبدی باعث ایجاد میزان غیر طبیعی آمینوترانسفرازها می شود؟

بالاترین میزان ALT و AST به علت مرگ گسترده سلول های کبدی (نکروز گسترده کبد) ایجاد می گردد. این حالت در شرایطی مانند هپاتیت A ویروسی حاد یا B و آسیب کبدی مشخص بر اثر سمیت ناشی از دوز بیش از حد استامینوفن، ایجاد می شود. این حالت همچنين در زمانی بوجود مي آيد که کبد بخاطر عدم حضور اکسیژن و مواد غذایی دچار شوک طولانی مدت می گردد. سطح سرمی ALT و AST در چنین شرایطی از 10 برابر حالت عادی تا هزاران واحد در لیتر متغیر است.

افزایش خفیف تا متوسط آنزیم های کبدی معمولاً اتفاق می افتد. آن ها معمولاً بصورت غیر قابل انتظار در آزمون هاي روتین خونی علی رغم سلامت فرد شناسایی می گردند. سطح ALT و  AST در چنین شرایطی معمولاً بین 2 برابر حالت عادی تا چندین صد واحد در لیتر متغیر است. معمولترین حالت افزایش خفیف تا متوسط آنزیم های کبدی، کبد چرب است. در ایالات متحده آمریکا شایع ترین علت ایجاد کبد چرب استفاده نابجا از الکل است. سایر دلایل کبد چرب شامل دیابت ملیتوس و چاقی هستند هپاتیت C مزمن هم چنین یکی از مهم ترین دلایل ایجاد افزایش خفیف تا متوسط آنزیم های کبدی است.

 

 

 

 

 

 

 

چه داروهایی باعث ایجاد سطح غیرطبیعی آمینوترانسفرازها می گردند؟

گروهی از داروها که می توانند باعث ایجاد سطح غیرطبیعی آنزیم ها گردند شامل موارد زیر هستند:

  • داروهایی که برای كاهش درد استفاده مي شوند مانند آسپرین، استامینوفنTynlenol، ایبوپروفن(motrin,Advil)، ناپروکسن(Narosyn)، دیکلوفناک (Voltaren) و فنیل بوتازون (Butazolidine)
  • داروهای ضد صرع شامل فنی توئین(Di lantin)، الرپروئیک اسید، کاربامازپین(Tegretol) و فنوباربیتال.
  • آنتی بیوتیک هایی مانند تتراسایکلین ها، سولفونامیدها، ایزونیازید(INH)، سولفا متوکسازول، تری متوپریم، نیتروفورانتوئین و ...
  • داروهای پایین آورنده کلسترول شامل استاتین ها(Lipitor,Pravachol,Mevacorو...) و نیاسین
  • داروهای ضد افسردگی شامل سه حلقه ای ها

سطح غیر طبیعی ایجاد شده آنزیم های کبدی معمولاً هفته ها و ماه ها پس از قطع دارو به حالت طبیعی باز می گردند.

 

 

 

 

 

موارد سطح غیر طبیعی آنزیم های کبدی چه هستند؟

نادرترین دلایل ایجاد غیر طبیعی آنزیم های کبدی در ایالات متحده آمریکا شامل هپاتیت B مزمن، هماکروماتوزیس، بیماری ویلسون، کمبود Alpha-1-antitrypsin، بیماری سلیاک، بیماری کرون، کولیت اولسراتیو و التهاب هپاتیت اتوایمون است.

هپاتیت B می تواند باعث ایجاد بیماری کبدی مزمن با تغییر غیر طبیعی مداوم در آنزیم های کبدی گردد، اگر چه این حالت به اندازه هپاتیت C معمول و شایع نيست.

هماکروماتوزیس اختلالی ژنتیکی است که در آن جذب بیش از حد آهن اتفاق می افتد و همین امر منجر به تجمع آهن در کبد، التهاب، زخم و اسکار کبد می گردد.

بیماری ویلسون؛ بیماری ارثی بوده که به دلیل تجمع بیش از حد مس در بافت های مختلف از قبیل کبد و مغز ايجاد مي شود. وجود مس در کبد می تواند منجر به التهاب مزمن کبد شده در حالی که تجمع این عنصر در مغز منجر به مشکلات روانی و حرکتی می شود.

کمبود Alpha-1-antitrypsin اختلالی ارثی بوده که در آن کمبود glycoprotein (مجموعه پروتئین کربوهیدرات) که alpha-1-antitrypsin نامیده می شود منجر به بیماری ریوی مزمن(emphysema ) و بیماری کبدی می گردد.

التهاب کبد اتوایمون در نتیجه آسیب کبدی ایجاد می شود که به دلیل آنتی بادی های خود بدن و حمله آن به کبد صورت می پذیرد.

بیماری سلیاک بیماری مربوط به روده کوچک است که در آن بیمار به گلوتن حساسیت داشته و همین امر باعث ایجاد گاز، نفخ، اسهال و در موارد پیشرفته باعث سوء تغذیه می گردد. بیماران مبتلا به این بیماری هم چنین می توانند دارای سطوح غیرطبیعی آنزیم های ALT و  AST در خونشان باشند.

بیماری کرون و کولیت اولسراتیو در نتیجه التهاب مزمن روده ها ایجاد می گردد. در این بیماران التهاب کبد یا مجاری صفراوی (primary sclerosing cholangitis) نیز می تواند ایجاد گردد که در نتیجه آن تست های کبدی غیر طبیعی می شوند.

سطح غیر طبیعی آنزیم ها به ندرت می تواند یکی از نشانه های سرطان کبد باشد. سرطانی که از سلول های کبدی  ايجاد مي شود hepatocellularcarcinoma یا hepatoma نامیده می شود. سرطانی که از سایر ارگان ها (همانند کولون، پانکراس، معده و...) به کبد پخش می شود metastatic malignancies نامیده می شود.

 

 

 

 

 

ا

 

 


   
   

 باباطاهر معروف به باباطاهر عریان، عارف، شاعر و دوبیتی سرای اواخر سده چهارم و اواسط سده پنجم هجری (سده ۱۱م) ایران و معاصر طغرل بیک سلجوقی بوده است. بابا لقبی بوده که به پیروان وارسته می‌داده‌اند و عریان به دلیل بریدن وی از تعلقات دنیوی بوده است. در میان مردم لر لقب بابا به پیران و مرشدان اهل حق نسبت داده می‌شود.

برخی معتقدند ترانه ها یا دو بیتی‌های باباطاهر در بحر هزج مسدس محذوف و به لری سروده شده‌است دو قطعه و چند غزل و مجموعه کلمات قصار به زبان عربی از آثار دیگر اوست. کتاب سرانجام شامل دو بخش عقاید عرفاً و صوفی و الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی است.

از خاندان و تحصیلات و زندگی بابا طاهر اطلاعات صحیحی در دسترس نیست اما بنا به نوشته

راوندی در راحةالصدور، بابا طاهر در سال ۴۴۷ هجری با طغرل سلجوقی دیدار کرده و مورد احترام او نیز قرار گرفته‌است. در یکی از دوبیتیهای مشهورش سال تولدش را به حروف ابجد گنجانیده که پس از محاسبه توسط میرزا مهدی خان کوکب به سال ۳۲۶ هجری رسیده‌است. او پس از ۸۵ سال زندگی وفات یافته‌است.

آرامگاه وی در شمال شهر همدان در میدان بزرگی به نام وی قرار دارد[۴]. بنای مقبره بابا طاهر در گذشته چندین بار بازسازی شده‌است. در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بوده‌است. در دوران حکومت رضاشاهپهلوی نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده بود. درجریان این بازسازی لوح کاشی فیروزه‌ای رنگی مربوط به سده هفتم هجری بدست آمد که دارای کتیبه‌ای به خط کوفی برجسته و آیاتی از قرآن است و هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود. احداث بنای جدید در سال ۱۳۴۴ خورشیدی با همت انجمن آثار ملی و شهرداری وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغی انجام شده‌است. این بنای تاریخی طی شمار ۱۷۸۰ در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ به ثبت آثار تاریخی و ملی ایران رسیده‌است. در اطراف بنای جدید فضای سبز وسیعی احداث شده است

خوشا آنانکه الله یارشان بی   بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم در نمازند   بهشت جاودان بازارشان بی

***

دلم میل گل باغ ته دیره   درون سینه‌ام داغ ته دیره
بشم آلاله زاران لاله چینم   بوینم آلاله هم داغ ته دیره

***

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم   به دریا بنگرم دریا ته وینم
بهر جا بنگرم کوه و در و دشت   نشان روی زیبای ته وینم

***

غمم غم بی و همراز دلم غم   غمم همصحبت و همراز و همدم
غمت مهله که مو تنها نشینم   مریزا بارک الله مرحبا غم

***

غم و درد مو از عطار واپرس   درازی شب از بیمار واپرس
خلایق هر یکی صد بار پرسند   تو که جان و دلی یکبار واپرس

***

دلت ای سنگدل بر ما نسوجه   عجب نبود اگر خارا نسوجه
بسوجم تا بسوجانم دلت را   در آذر چوب تر تنها نسوجه

***

خوشا آندل که از غم بهره‌ور بی   بر آندل وای کز غم بی‌خبر بی
ته که هرگز نسوته دیلت از غم   کجا از سوته دیلانت خبر بی

***

یکی درد و یکی درمان پسندد   یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران   پسندم آنچه را جانان پسندد

***

ته که ناخوانده‌ای علم سماوات   ته که نابرده‌ای ره در خرابات
ته که سود و زیان خود ندانی   بیاران کی رسی هیهات هیهات

***

خدایا داد از این دل داد از این دل   نگشتم یک زمان من شاد از این دل
چو فردا داد خواهان داد خواهند   بر آرم من دو صد فریاد از این دل

***

دلا خوبان دل خونین پسندند   دلا خون شو که خوبان این پسندند
متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست   گروهی آن گروهی این پسندند

***

دلا پوشم ز عشقت جامه‌ی نیل   نهم داغ غمت چون لاله بر دیل
دم از مهرت زنم همچون دم صبح   وز آن دم تا دم صور سرافیل

***

بی ته اشکم ز مژگان تر آیو   بی ته نخل امیدم نی بر آیو
بی ته در کنج تنهایی شب و روز   نشینم تا که عمرم بر سر آیو

***

به والله و به بالله و به تالله   قسم بر آیه‌ی نصر من الله
که دست از دامنت من بر ندارم   اگر کشته شوم الحکم لله

***

دلی همچون دل نالان مو نه   غمی همچون غم هجران مو نه
اگر دریا اگر ابر بهاران   حریف دیده‌ی گریان مو نه

***

من آن مسکین تذروبی پرستم   من آن سوزنده شمع بی‌سرستم
نه کار آخرت کردم نه دنیا   یکی خشکیده نخل بی‌برستم

***

مکن کاری که پا بر سنگت آیو   جهان با این فراخی تنگت آیو
چو فردا نامه خوانان نامه خونند   تو وینی نامه‌ی خود ننگت آیو

***

غم عالم نصیب جان ما بی   بدور ما فراغت کیمیا بی
رسد آخر بدرمان درد هرکس   دل ما بی که دردش بیدوا بی

***

خوشا آنانکه هر شامان ته وینند   سخن با ته گرند با ته نشینند
مو که پایم نبی کایم ته وینم   بشم آنان بوینم که ته وینند

***

دو زلفانت گرم تار ربابم   چه میخواهی ازین حال خرابم
ته که با مو سر یاری نداری   چرا هر نیمه شو آیی بخوابم

***

بیا یک شو منور کن اطاقم   مهل در محنت و درد فراقم
به طاق جفت ابروی تو سوگند   که همجفت غمم تا از تو طاقم

***

دو چشمم درد چشمانت بچیناد   مبو روجی که چشمم ته مبیناد
شنیدم رفتی و یاری گرفتی   اگر گوشم شنید چشمم مبیناد

***

عزیزا کاسه‌ی چشمم سرایت   میان هردو چشمم جای پایت
از آن ترسم که غافل پا نهی تو   نشنید خار مژگانم بپایت

***

زدست دیده و دل هر دو فریاد   که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد   زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

***

بیته بالین سیه مار به چشمم   روج روشن شو تار به چشمم
بیته ای نو گل باغ امیدم   گلستان سربسر خار به چشمم

***

بیته یارب به بستان گل مرویاد   وگر روید کسش هرگز مبویاد
بیته هر گل به خنده لب گشاید   رخش از خون دل هرگز مشویاد

***

ته که می‌شی بمو چاره بیاموج   که این تاریک شوانرا چون کرم روج
کهی واجم که کی این روج آیو   کهی واجم که هرگز وا نه‌ای روج

***

بیا تا دست ازین عالم بداریم   بیا تا پای دل از گل برآریم
بیا تا بردباری پیشه سازیم   بیا تا تخم نیکوئی بکاریم

***

یکی برزیگرک نالان درین دشت   بخون دیدگان آلاله می‌کشت
همی کشت و همی گفت ای دریغا   بباید کشت و هشت و رفت ازین دشت

***

درخت غم بجانم کرده ریشه   بدرگاه خدا نالم همیشه
رفیقان قدر یکدیگر بدانید   اجل سنگست و آدم مثل شیشه

***

اگر شیری اگر میری اگر مور   گذر باید کنی آخر لب گور
دلا رحمی بجان خویشتن کن   که مورانت نهند خوان و کنند سور

***

اگر دل دلبری دلبر کدامی   وگر دلبر دلی دل را چه نامی
دل و دلبر بهم آمیته وینم   ندانم دل که و دلبر کدامی

***

دلی نازک بسان شیشه دیرم   اگر آهی کشم اندیشه دیرم
سرشکم گر بود خونین عجب نیست   مو آن نخلم که در خون ریشه دیرم

***

گر آن نامهربانم مهربان بی   چرا از دیدگانم خون روان بی
اگر دلبر بمو دلدار می‌بو   چرا در تن مرا نه دل نه جان بی

***

چرا دایم بخوابی ای دل ای دل   ز غم در اضطرابی ای دل ای دل
بوره کنجی نشین شکر خدا کن   که شاید کام یابی ای دل ای دل

***

شب تار و بیابان پرورک بی   در این ره روشنایی کمترک بی
گر از دستت برآید پوست از تن   بیفکن تا که بارت کمترک بی

***

مو از قالوا بلی تشویش دیرم   گنه از برگ و باران بیش دیرم
اگر لاتقنطوا دستم نگیرد   مو از یاویلنا اندیش دیرم

***

جدا از رویت ای ماه دل افروز   نه روز از شو شناسم نه شو از روز
وصالت گر مرا گردد میسر   همه روزم شود چون عید نوروز

***

نسیمی کز بن آن کاکل آیو   مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو
چو شو گیرم خیالش را در آغوش   سحر از بسترم بوی گل آیو

***

مو کز سوته دلانم چون ننالم   مو کز بی حاصلانم چون ننالم
بگل بلبل نشیند زار نالد   مو که دور از گلانم چون ننالم

***

چه خوش بی وصلت ای مه امشبک بی   مرا وصل تو آرام دلک بی
زمهرت ای مه شیرین چالاک   مدامم دست حسرت بر سرک بی

***

مسلسل زلف بر رخ ریته دیری   گل و سنبل بهم آمیته دیری
پریشان چون کری زلف دو تا را   بهر تاری دلی آویته دیری

***

اگر مستان هستیم از ته ایمان   وگر بی پا و دستیم از ته ایمان
اگر گبریم و ترسا ور مسلمان   بهر ملت که هستیم از ته ایمان

***

اگر آئی بجانت وانواجم   وگر نایی به هجرانت گداجم
ته هر دردی که داری بر دلم نه   بمیرم یا بسوجم یا بساجم

***

عاشق آن به که دایم در بلا بی   ایوب آسا به کرمان مبتلا بی
حسن آسا بدستش کاسه‌ی زهر   حسین آسا بدشت کربلا بی

***

نوای ناله غم اندوته ذونه   عیار قلب و خالص بوته ذونه
بیا سوته دلان با هم بنالیم   که قدر سوته دل دل سوته ذونه

***

مو آن بحرم که در ظرف آمدستم   چو نقطه بر سر حرف آمدستم
بهر الفی الف قدی بر آیو   الف قدم که در الف آمدستم

***

دلم از دست خوبان گیج و ویجه   مژه بر هم زنم خونابه ریجه
دل عاشق مثال چوب‌تر بی   سری سوجه سری خونابه ریجه

***

ز کشت خاطرم جز غم نروئی   ز باغم جز گل ماتم نروئی
ز صحرای دل بیحاصل مو   گیاه ناامیدی هم نروئی

***

سیه بختم که بختم واژگون بی   سیه روجم که روجم سرنگون بی
شدم آواره‌ی کوی محبت   زدست دل که یارب غرق خون بی

***

بیته یک شو دلم بی غم نمی‌بو   که آن دلبر دمی همدم نمی‌بو
هزاران رحمت حق باد بر غم   زمانی از دل ما کم نمی بو

***

مو ام آن آذرین مرغی که فی‌الحال   بسوجم عالم ار برهم زنم بال
مصور گر کشد نقشم به گلشن   بسوجه گلشن از تاثیر تمثال

***

ز عشقت آتشی در بوته دیرم   در آن آتش دل و جان سوته دیرم
سگت ار پا نهد بر چشم ای دوست   بمژگان خاک راهش رو ته دیرم

***

بدریای غمت دل غوطه‌ور بی   مرا داغ فراقت بر جگر بی
ز مژگان خدنگت خورده‌ام تیر   که هر دم سوج دل زان بیشتر بی

***

مدامم دل براه و دیده تر بی   شراب عیشم از خون جگر بی
ببویت زندگی یابم پس از مرگ   ترا گر بر سر خاکم گذر بی

***

گلی کشتم باین الوند دامان   آوش از دیده دادم صبح و شامان
چو روج آیو که بویش وا من آیو   برد بادش سر و سامان بسامان

***

دو چشمانت پیاله‌ی پر ز می بی   خراج ابروانت ملک ری بی
همی وعده کری امروز و فردا   نمیدانم که فردای تو کی بی

***

قدم دایم ز بار غصه خم بی   چو مو محنت کشی در دهر کم بی
مو هرگز از غم آزادی ندیرم   دل بی طالع مو کوه غم بی

***

بشم واشم ازین عالم بدر شم   بشم از چین و ما چین دورتر شم
بشم از حاجیان حج بپرسم   که این دوری بسه یا دورتر شم

***

صدای چاوشان مردن آیو   بگوش آوازه‌ی جان کندن آیو
رفیقان میروند نوبت به نوبت   وای آن ساعت که نوبت وامن آیو

***

به قبرستان گذر کردم کم وبیش   بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بیکفن در خاک رفته   نه دولتمند برده یک کفن بیش

***

دیم یک عندلیب خوشنوایی   که می‌نالید وقت صبحگاهی
بشاخ گلبنی با گل همی گفت   که یارا بی وفایی بی وفایی

***

به قبرستان گذر کردم صباحی   شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله‌ای با خاک می‌گفت   که این دنیا نمی‌ارزد بکاهی

***

هر آنکس مال و جاهش بیشتر بی   دلش از درد دنیا ریشتر بی
اگر بر سر نهی چون خسروان تاج   به شیرین جانت آخر نیشتر بی

***

هر آنکس عاشق است از جان نترسد   یقین از بند و از زندان نترسد
دل عاشق بود گرگ گرسنه   که گرگ از هی هی چوپان نترسد

***

هزاران دل بغارت برده ویشه   هزارانت دگر خون کرده ویشه
هزاران داغ ریش ار ویشم اشمرد   هنو نشمرده از اشمرده ویشه

***

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ   اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ
اگر ملک سلیمانت ببخشند   در آخر خاک راهی عاقبت هیچ

***

غم عشق تو کی بر هر سر آیو   همایی کی به هر بوم و بر آیو
زعشقت سرفرازان کامیابند   که خور اول به کهساران بر آیو

***

ته که نوشم نه‌ای نیشم چرایی   ته که یارم نه‌ای پیشم چرایی
ته که مرهم نه‌ای بر داغ ریشم   نمک پاش دل ریشم چرایی

***

بیته یکدم دلم خرم نمانی   اگر رویت بوینم غم نمانی
اگر درد دلم قسمت نمایند   دلی بی غم درین عالم نمانی

***

اگر یار مرا دیدی به خلوت   بگو ای بی‌وفا ای بیمروت
گریبانم ز دستت چاک چاکو   نخواهم دوخت تا روز قیامت

***

فلک نه همسری دارد نه هم کف   بخون ریزی دلش اصلا نگفت اف
همیشه شیوه‌ی کارش همینه   چراغ دودمانیرا کند پف

***

فلک در قصد آزارم چرایی   گلم گر نیستی خارم چرایی
ته که باری ز دوشم بر نداری   میان بار سربارم چرایی

***

     

 

 

سینه پهلو، پنومونی (به انگلیسی: Pneumonia)‏ یا ذات‌الریه نوعی پولمونیت و التهاب حاد همراه ترشح در پارانشیم ریه و به ویژه حباب‌چه‌های هوایی است. این بیماری عفونی معمولاً بر اثر آلودگی به باکتری‌ها، ویروس‌ها، قارچ‌ها، انگل‌ها و یا صدمات شیمیایی و فیزیکی ریه ایجاد می‌شود سرفه، درد در ناحیه سینه، تب و دشواری ِ تنفس مهمترین علامت‌های ذات الریه هستند. در تشخیص بیماری رادیوگرافی و آزمایش خلط کمک کننده‌است و درمان آن بسته به علت بیماری متفاوت است. ذات الریه باکتریایی با آنتی‌بیوتیک درمان می‌شود.

سینه‌پهلو یک بیماری شایع است، در تمام گروه‌های سنی ممکن است رخ دهد و یکی از علل اصلی مرگ در سالمندان و نوزادان است. سازمان بهداشت جهانی برآورد کرده‌است که یک‌سوم مرگ‌ومیر نوزادان زیر یک‌سال ناشی از ذات‌الریه است. بهبودی بستگی به نوع بیماری، انتخاب روش درمانی مناسب و سلامت جسمی شخص دارد.

 

علائم

سرفه‌هایی با خلط و بزاق سبز یا زرد رنگ، تب بالا و لرزش به همراه احساس سرما مهمترین علائم ابتلا به سینه‌پهلو هستند. تنفس کوتاه و بریده و درد در ناحیه سینه که با سرفه یا تنفس عمیق تشدید می‌شود از دیگر علائم شایع هستند. مبتلایان به سینه‌پهلو ممکن است سردرد، سرفه‌های خونی و پوست عرق کرده و رنگ پریده‌ای داشته باشند.

کاهش اشتها، کوفتگی، حالت تهوع، استفراغ، خُلق برگشته و درد مفاصل یا عضلات از علائم احتمالی دیگر هستند.

انواع کمیاب سینه‌پهلو ممکن است با علائم متفاوتی ظهور کنند. برای مثال سینه‌پهلو ناشی از لژیونلا ممکن است درد شکم و اسهال را موجب شود و سینه‌پهلو ناشی از توبرکلوسیس ممکن است فقط به عرق کردن شبانه و کاهش وزن بینجامد.هر یک از عوامل ممکن است در نوزادان مبتلا نیز بروز کند اما سینه‌پهلو نوزادان در بیشتر موارد تنها با خواب‌آلودگی و کاهش اشتها مشخص می‌شود.

تشخیص بالینی سینه‌پهلو با تب بالای بدن (و در مواردی کاهش دمای بدن)، افزایش تعداد تنفس، سرفه، درد قفسه سینه، دشواری تنفس، کاهش فشار خون، افزایش ضربان قلب و کاهش میزان اکسیژن خون ممکن است.

انواع

سینه‌پهلو به دو نوع کلی سینه‌پهلو کسب شده از جامعه و سینه‌پهلو بیمارستانی تقسیم می‌شود. تفاوت سینه‌پهلو نوع دوم این است که در این سینه‌پهلو احتمال اینکه عامل بیماری از میکروب‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک و یا باکتری‌های صعب العلاج مانند پسودومونا باشد، بیشتر است.

درمان

سینه پهلو در بیشتر موارد بدون بستری شدن قابل درمان است. آنتی‌بیوتیک خوراکی، استراحت و نوشیدن مایعات معمولاً برای درمان کامل کافی است. با این‌حال در برخی افراد باعث دشواری شدید در تنفس می‌شود و مراقبت‌های بیشتری ضرورت می‌یابد. اشخاص دارای بیماری‌های تنفسی پیشین و سالخوردگان در معرض خطر بیشتر هستند.

آنتی‌بیوتیک‌ها برای درمان سینه‌پهلو ناشی از باکتری که معمول‌ترین نوع سینه‌پهلو است، تجویز می‌شوند. در بریتانیاآموکسی سیلین و اریترومایسین یا کلاریترومایسن معمول‌ترین آنتی‌بیوتیک‌ها هستند اما در آمریکای شمالی با شیوع انواع غیرعادی سینه‌پهلو آزیترومایسین، کلاریترومایسین و فلوروکینولون‌ها جای آموکسی سیلین را گرفته‌اند. طول دوره درمانی به طور سنتی یک هفته تا ۱۰ روز است. اما برخی تحقیقات نشان می‌دهد که دوره‌های کوتاه‌تر آزیترومایسین (حداقل پنج روز) نیز کفایت می‌کند.

شیوع

در بریتانیا سالانه به‌طور میانگین ۶ نفر از هر ۱۰۰۰ نفر گروه سنی ۱۸ تا ۳۹ سال به سینه‌پهلو مبتلا می‌شوند. این رقم در گروه سنی بالای ۷۵ سال به ۷۵ نفر می‌رسد. احتمال مرگ بر اثر این بیماری در بریتانیا حدود ۵ تا ۱۰٪ است.

ذات الریه در فصل سرما شیوع بیشتری دارد و به طور کلی مردان را بیشتر از زنان مبتلا می‌کند و در سیاه‌پوستان شایعتر است. شیوع کمتر ذات الریه در سفیدپوستان ناشی از توانایی بیشتر پوست برای ساختن ویتامین دی از نور خورشید است. ابتلا به بیماری‌های چون اسکلروز جانبی آمیوتروفیک و آلزایمر و نفخ، کشیدن سیگار، اعتیاد به الکل، ضعف سیستم ایمنی و بستری بودن -به هر علتی- ریسک ابتلا را افزایش می‌دهند. 

 



















 

وظايف ستون فقرات عبارتند از :

 

 انتقال وزن سر، گردن، اندام فوقانی و تنه به لگن  

ايجاد کانالی جهت حفاظت از نخاع يا مغز الحرام

ايجاد قفسه ای محکم و استخوانی به کمک دنده ها و استخوان جناغ جهت حفاظت از قلب و ريه ها تکيه گاهی جهت عضلات تنه و تعدادی از عضلات اندام فوقانی و تحتانی ايجاد هماهنگی بين اعضاء و اندام های بدن

اصطلاح ديسك كمر چیست و آيا اين اصطلاح رايج درست است؟
 هر انسان معمولاً 26 مهره در ستون فقرات خود دارد. مهره ها بوسيله صفحات انعطاف پذيري به نام ديسك بين مهره اي از يكديگر جدا مي شوند.
اگر بنا به دلايلي ديسك از قسمت عقبي خود دچار بيرون زدگي يا فتق شود، اين قسمت بيرون زده روي نخاع يا رشته هاي نخاع فشار وارد مي كند و سبب بروز درد در ناحيه كمر با انتشار به پاها مي شود.
مردم به اصطلاح به اين بيماري ديسك كمر مي گويند كه البته اصطلاح درست آن فتق ديسك كمري مي باشد. اين بيماري، بيماري سياتيك نيز خوانده مي شود.

 

 



علت ايجاد فتق ديسك چيست؟ و از نظر پاتولوژي چه اتفاقي مي افتد؟

 

- از حدود 15 سالگي به بعد ديسك بين مهره اي دچار تغييراتي مي شود كه اجتناب ناپذير است. اين تغييرات به كاهش ميزان آب موجود در ديسك و كاهش انعطاف پذيري آن منجر مي شود. اين تغييرات در برخي افراد زودتر بروز مي كند و در برخي ديرتر ديده مي شود. در صورت وارد آمدن فشار نامناسب به ديسك فرسوده، قسمت پشتي ديسك دچار فتق يا بيرون زدگي مي شود و اين بيرون زدگي روي نخاع يا رشته هاي آن فشار واردميكند.

 

فتق ديسك ممكن است در ناحيه گردن، پشت يا كمر ايجاد شود. اگر فتق در ناحيه گردن باشد، بيمار دچار درد در ناحيه گردن و شانه و بازو مي شود. اگر فشار روي نخاع زياد باشد، بيمار علايمي نظير گزگز و مورمور، بي حسي، سرد يا گرم شدن، احساس ضعف و درد در ناحيه ساعد، كف دست و انگشتان پيدا مي كند..

 

 

 


 

فتق ديسك در ناحيه كمري، سبب بروز درد در ناحيه كمر و باسن و پشت يا جلوي ران مي شود. اگر فشار روي رشته هاي نخاعي زياد باشد، بيمار از ناحيه زانو به پايين علايمي نظير درد، بي حسي، گزگز و مورمور، احساس سردي يا گرمي، گرفتگي مكرر عضلاني، ضعف يا لاغر شدن را تجربه مي كند، بيماري كه دچار ديسك كمري است نمي تواند براحتي خم شود و هنگام خم شدن احساس مي كند كه رگي در پشت زانويش كشيدگي پيدا مي كند. درد بيمار با سرفه زدن تشديد مي شود.
گاهي بيماران فقط از وجود گزگز و مور مور يا ضعف يا درد در ناحيه ساق، مچ پا يا انگشتان پاي خود شاكي هستند و كمر آنها اصلاً درد ندارد. براي بيشتر اين بيماران پذيرش اينكه مشكلات آنها به علت وجود بيماري در ناحيه كمر است،خيلي سخت است.

فتق ديسك چه درمانهايي دارد؟

- درمان براساس پیشرفت بيماري فرق مي كند. در موارد شديد كه بيرون زدگي ديسك بزرگ است و سبب فلج اندامهاي تحتاني و يا بي اختياري در دفع ادرار يا مدفوع مي شود، جراحي بايد به سرعت انجام شود. در مواردي كه با فتق ديسك فلج مختصري ايجاد شده است، اما بتدريج ميزان فلج رو به افزايش است نيز بايد فوري جراحي صورت بگيرد. در ساير موارد معمولاً به بيمار به مدت يك هفته تا 10 روز استراحت نسبي توصيه مي شود.
طي اين مدت بيمار بايد از نشستن حتي الامكان پرهيز كند و از خم و راست شدن و برداشتن اشياي سنگين يا رانندگي نيز دوري نمايد. معمولاً طي اين مدت به بيمار داروهاي مسكن و ضد التهاب غیر استروئیدی مانند : دیکلوفناک - ناپروکسن- پیروکسیکام -و یا کورتیکواستروئیدها : بتامتازون - متیل پردنیزولون  تجويز مي شود. اغلب بيماران طي اين مدت 10 روزه، بهبود قابل توجهي پيدا مي كنند. مي توان بعد از  10  تا  14 روز از زمان شروع بيماري، براي بيمار ورزشهاي مخصوصي را تجويز نمود كه آب درماني و راه رفتن در آب در قسمت كم عمق استخر مي باشد و نيز نرمشهاي كششي براي عضلات كمر و شكم نيز مفيد است
اگر 4 تا 6 هفته از درمان بيمار مبتلا به فتق ديسك كمري بگذرد و بيمار همچنان درد شديدي بخصوص در پاها احساس كند يا فلج خفيف، اما پايداري در اندام تحتاني وجود داشته باشد به طوري كه بيمار نتواند فعاليتهاي روزمره خود را بخوبي انجام دهد، انجام جراحي توصيه مي شود.
 

راه‌هاي تشخيص بيرون زدگي يا پارگي ديسک کمر کدام است؟   

MRI بهترين روش تشخيص مي‌باشد. با دستگاه MRI نه تنها سطح در رفتگي ديسک، بلکه ميزان در رفتگي و ميزان فشار وارده به عصب را نيز مي‌توان اندازه‌گيري کرد و مجموعه‌ي اعمال بالا به پزشک نشان مي‌دهد که آيا بيمار نياز به عمل جراحي دارد يا نه، و آيا بيمار با روش‌هاي درماني غير تهاجمي مانند فيزيوتراپي و دارو درماني قابل درمان است يا خير.

عمل جراحي فتق ديسك چه عوارض احتمالي در بيمار دارد؟

به طور كلي هيچ عمل جراحي بدون عارضه نمي باشد. اگر شدت بيماري در حدي باشد كه نياز به جراحي داشته باشد و جراح تبحر كافي داشته باشد. احتمال بروز عوارض پس از عمل جراحي خيلي ناچيز است..
عوارض عبارتند از: 1- عفونت 2- چسبندگي اطراف رشته هاي نخاع 3- قطع رشته هاي نخاع در حين عمل 4- آزاد سازي ناقص رشته هاي نخاع حين عمل
اگر اين عوارض بروز كند، ممكن است بيمار بعد از عمل احساس بهبود پيدا نكند يا در موارد نادر، احساس كند درد و ضعف بيشتري پيدا كرده است

 

چه توصيه هايي به افراد داريد؟
 
فتق ديسك كمر بيماري نيست كه به طور كامل قابل پيشگيري باشد، اما بهتر است تمام افراد سالم از برداشتن و جا به جا كردن اشياي سنگين پرهيز كنند. انجام حركات ورزشي نيز مي تواند احتمال بروز بيماري فتق ديسك را كاهش دهد..
بهترين توصيه اين است كه پيش‌گيري بهتر از درمان مي‌باشد. پس در مرحله اول بايد سعي كنيم كه اصلا مبتلا به اين بيماري نشويم. مي‌بايستي در اين ارتباط تمام مواردي كه باعث پيش‌گيري از ايجاد اين بيماري مي‌شود را رعايت كنيم؛ از جمله ورزش كردن، كاهش وزن، عدم بلند كردن اجسام سنگين و هول دادن اجسامي مانند اتومبيل يا بلند كردن اتومبيل..
ورزش ملايم روزانه داشته باشيم تا بدنمان هميشه در فرم ايده‌ال قرار گيرد و عضلات وضعيت طبيعي را حفظ نمايند و استخوان‌ها دچار پوكي نشوند.. همچنين بايد تغذيه مناسبي داشته باشيم


از ابتدا تو بودئ در انتها توماندئ

ا

 

 


 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران