|
داروسازان
مطالعات جدید پزشکی
. نام تجاري: بوسكوپان، تي تي اس (اسکوپولامین) (به انگلیسی:HYOSCINE) رده درمانی: آنتی کولینرژیک(آنتیموسکارین). موارد مصرف هیوسین برای تسکین دردهای رودهای و درد شکمی کولیک مصرف میشود. درمان کمکی در اسهال و سندرم روده تحریک پذیر. هیوسین در درمان دردهای ناشی از انقباض عضلات صاف مانند کولیک کلیوی نیز استفاده میشود.ضد اسپاسم دستگاه گوارش. این دارو با مهار گیرندههای استیل کولین موجب رفع انقباض عضلات صاف جداره روده میشود. خشکی دهان، تپش قلب، بی خوابی، سرگیجه، خستگی، تاری دید، یبوست و اتساع شکم. از عوارض جانبی هیوسین می باشد
سهشنبه 15 دی 1394 :: 09:22 :: نويسنده : aminataie ![]() همه افراد از انباشته شدن چربی در دور شکم نگران می شوند،اما نمی دانند که چه راهکاری برای کاهش این چربی وجود دارد.
همانطور که در گزارش قبلی اشاره شد با ورزش، رژیم، خواب و مدیریت استرس تا کنترل چربی شکمی فاصله کمی داریم. اگر این راهکارها جدی گرفته شود، علاوه بر داشتن شکمی کوچک که برای اکثر افراد مهم است ،به میزان زیادی به سلامت فرد هم کمک می شود. در مورد رژیم غذایی با توجه به اینکه هر برنامه غذایی برای فرد خاصی با شرایط فیزیکی و سلامت وی طراحی شده است،ما فقط پیشنهاد هایی را عنوان کردیم و در مورد اهمیت خواب و مدیریت استرس نیز توضیحات کافی مطرح کردیم. اما از آنجاییکه بدن انسان قدرت سازگاری با هر شرایطی را دارد پس اگر شما شوک بی غذایی را نیز به بدن خود وارد کنید، بدن بعد از مدتی نسبت به این اتفاق سازگار شده و دیگر در اثر نخوردن وزنی از دست نمی دهد. در این میان تنها روشی که بدن در مقابل آن مقاوم نشده و در هر شرایطی واکنش مثبت در قبالش دارد وزش کردن است. حال اینکه چه نوع ورزشی برای رسیدن به این مهم ما را یاری می کند؟ برای کوچک شدن شکم ورزش های هوازی را جدی بگیرید یک متخصص طب فیزیکی دویدن را ساده ترین و موثرترین روش برای لاغری و آب کردن چربیها ی ناحیه شکم و در نتیجه صاف شدن شکم می داند که البته برای افراد جوانتر یعنی حداکثر تا ۴۵ سال توصیه میشود. به طور کلی فعالیت هوازی شامل پیاده روی با شدت مناسب، دویدن ،ورزش ایروبیک ،دوچرخه سواری طناب زدن و یا استفاده از دستگاه هایی همانند تردمیل،انواع دوچرخه ثابت و غیره و الپتیکال است .با انجام این ورزش ها در مدت زمان مشخص و با شدت مناسب که بهتر است با برنامه ریزی توسط مربیان ورزشی صورت بگیرد شما می توانید چربی های اضافی بدن در تمامی نواحی بدن از بین ببرید.این گام اول برای از بین بردن چربی در نقاط مختلف بدن بخصوص شکم و پهلو هاست. انجام تمرینات مخصوص شکم پس از اینکه فردی که دارای اضافه وزن و یا بدن نامتناسب است با انجام فعالیت هوازی توانست مقدار قابل ملاحظه ای از چربی های اضافی خود را از بین ببرد در مرحله بعدی برای برگرداندن پوست بعضی از نقاط بدن که بدلیل انباشته شدن چربی از شکل اصلی خود خارج شده وظاهرخوبی ندارد به حالت قبلی خود وهمچنین تقویت عضلات بخصوص در ناحیه شکم که باعث داشتن فرم ظاهری بهتری می شود باید انواع حرکات شکمی یا به قول عامیانه مردم حرکات درازو نشست را انجام دهد که برای کسب نتیجه بهتر و جلوگیری از آسیب های احتمالی کمر و گردن که در نتیجه اشتباه انجام دادن حرکات حاصل می شود،بهتر است با مشورت مربیان ورزشی باشد. باید توجه داشت که انجام حرکات درازو نشست برای همه افراد قابل اجرا نیست زیرا زمانی که فرد دراز و نشست انجام می دهد فشاری روی دیسک های کمری وارد می شود و افراد سالم فقط در صورتی می توانند این حرکات ورزشی را انجام دهند که ماهیچه های پایدارکننده را تقویت کرده باشند. پس از این که ماهیچه ها تقویت شد، فرد می تواند این ورزش ها را با یا بدون دستگاه انجام دهد. تمرینات شکمی با وزنه یا بدون آن؟ پیشنهاد می شود که برای انتخاب برترین تمرینات شکمی افرادی که دارای اضافه وزن زیاد هستند،ابتدا انجام دادن تمرینات هوازی را جدی بگیرند و پس از کاهش مقداری از وزنشان باید از حرکات مناسب برای شکم و پهلو البته بدون استفاده از وزنه و زیر نظر مربی انجام دهند و در صورتیکه درصد و میزان چربی نواحی شکمشان کاهش پیدا کرد براساس برنامه ای که مربی پیشنهاد می دهد برای فرم گرفتن و مشخص شدن عضلات شکم از وزنه در تمرینات شکمی بهره ببرند.این برنامه تمرینی ویژه افراد غیر حرفه ای است که به سلامت و تناسب اندام خود اهمیت می دهند. اما در بین ورزشکاران حرفه ای همیشه بر سر این نکته که آیا برای تمرین دادن عضلات شکم نیازی به استفاده از وزنه هست یا خیر؟ اختلاف نظر بسیاری بوده و هست. مربیان و ورزشکارانی که استفاده از وزنه را لازم میدانند استدلالشان این است که عضلات شکم هم مثل هر گروه عضلانی دیگر نیاز به اضافه بار دارند تا بتوانند بزرگتر و قویتر شوند. اما آندسته از افرادی که با وجود وزنه در تمرین شکم مخالفت دارند میگویند به کارگیری وزنه باعث ساخته شدن عضلات شکم شده و در نتیجه منجر به ضخیمتر شدن بخش میانی بدن و سایز کمر میگردد. هیچ یک از این دو نظریه به طور کامل درست یا غلط نیستند. اما تعداد معدودی از افراد هستند که تا به حال توانستهاند آنقدر سایز عضلات شکم را زیاد کنند که در نهایت منجر به بیشتر شدن سایز کمر شده باشد. برای یک فیتنس کار و یا کسانی که فقط به دنبال تناسب اندام هستند ، شاید داشتن شکمی صاف خیلی بهتر از داشتن تکههای شکم درشت و برآمده باشد. عضلات شکم صاف و توسعه نیافته دوبعدی دیده میشوند. حتی اگر بدنتان فوقالعاده کمچربی و خشک باشد. عضلاتی که به خوبی تمرین داده نشده باشند جلب توجه نخواهند کرد. از سوی دیگر عضلات شکمی قوی و رشد کرده خیلی خوب نظرها را جلب میکند. در واقع مزیت داشتن اندکی ضخامت در عضلات شکم این است که با مقدار وجود کمی چربی هم، باز قابل رویت است ، که البته بدنسازان عضلات ۶ تکه برجسته و درشت را میخواهند. در نهایت تصمیم گیرنده خود افراد هستند که براساس هدفشان از تمرینات شکمی تمایل به استفاده از وزنه را دارند و یا تمرینات شکمی بدون وزنه را ترجیح می دهند.اما در صورتیکه تمایل به استفاده از وزنه در تمرینات شکمی هستید،باید بدانید که نیاز به وزنه آنقدر سنگین نیست که شما فقط قادر باشید در هر ست ۸ الی ۱۰ تکرار بزنید و از طرف دیگر وزنه نباید آنقدر سبک باشد که مقاومتی برایتان ایجاد نکند. دامنه تکراری بین ۱۵ الی ۲۰ برای اجرای حرکات شکم با وزنه مناسب است.یعنی وزنه ای انتخاب کنید که بتوانید در هرست ۱۵ تا ۲۰ تکرار داشته باشید. توصیه های مهم در تمرینات شکم -یکی از بزرگترین اشتباهات بسیاری از ورزشکاران که به باشگاه مراجعه میکنند ، انجام بیش از حد تمرینات شکم و پهلو به منظور لاغری است .باید توجه کرد که همانطور که در بدنسازی اکثر رشته های ورزشی وقتی یک روز روی عضله خاصی کار می کنیم،روز بعد به آن عضله استراحت می دهیم و تمرینات سایر عضلات را انجام می دهیم. این قانون باید در مورد عضلات شکم هم رعایت شود و هر روز نباید حرکات مخصوص به این ناحیه را انجام داد. کتی کیلرمربی و نویسنده کتاب تمرین های کتی برای هنر پیشگان در این باره می گوید: تمرین های شکمی برای ۳ تا حاکثر ۵ روز (البته در موارد خاص) در هفته موجب می شود شما عضلات سفت، و شکم صافی پیدا کنید و بیشتر ازآن صحیح نیست. -انجام تمرینات شکم و پهلو ( و به طور کلی تمرین با وزنه ) به منظور از بین بردن چربیهای شکم باید متناسب با رژیم غذایی باشند ، تنها با ورزش به سختی میتوان به وزن مطلوب رسید . - تمرین بیش از حد شکم میتواند موجب ناراحتی در ناحیهی کمر شود . بیش از میزان توصیه شده به تمرین این ناحیه نپردازید . -اگر مایل به رسیدن سریعتر به هدف هستید بهتر است برنامهی غذایی خود را بیشتر تحت نظر داشته باشید یا مدت تمرینات هوازی خود مانند دوچرخه سواری ، پیادهروی ، دو و شنا را زیادتر کنید. -حرکات شکم را به آرامی انجام دهید ، انجام سریع آنها نه تنها اثر کمتری خواهد داشت ، بلکه ناحیهی کمر شما را نیز تحت فشار قرار میدهد. - برخی معتقدند که تمرینات شکمی باید نیم ساعت طول بکشد تا مفید باشد ،اما اگر نیم ساعت طول بکشد تا شما احساس کنید عضلات شکمتان در تحرک هستند، پس به طور حتم حرکات را اشتباه انجام می دهید.نحوه انجام دادن حرکات را مجدد بازبینی نمایید و بر روی مدت زمان تمرکز نکنید. همیشه کیفیت مهم تر از کمیت است. منبع: باشگاه خبرنگاران شنبه 12 دی 1394 :: 09:56 :: نويسنده : aminataie
بیماری مزمن کلیوی (CKD ) همچنین نارسایی مزمن کلیوی نیز نامیده می شود و این بیماری سبب تخریب کلیه ها می شود. این بیماری پیشرونده و برگشت ناپذیر است. کلیه های شما یک بخش اساسی از بدن شما هستند. آنها وظایف مانند ( کمک به حفظ تعادل مواد معدنی و الکترولیت هایی مانند ( کلسیم، سدیم و پتاسیم )، تولید سلول های قرمز خون، حفظ تعادل اسید و باز خون، دفع مواد زائد محلول در آب از بدن ) را به عهده دارند.
درمان برای بیماری مزمن کلیه معمولا با کنترل علت زمینه ای، برای کند کردن روند پیشرفت آسیب کلیوی، تمرکز دارد. بیماری مزمن کلیه می تواند به مرحله نهایی نارسایی کلیه، پیشرفت کرده که بدون فیلتر مصنوعی ( دیالیز ) یا پیوند کلیه این بیماری کشنده است.
چه عواملی باعث بیماری مزمن کلیه می شود؟
فشار خون بالا می تواند به رگ های خونی کلیه ها، قلب و مغز صدمه بزند. به طور کلی، بیماری های رگ های خونی برای کلیه ها خطرناک است. کلیه ها حاوی تعداد زیادی عروق خونی هستند.
بیماری های خود ایمنی مانند لوپوس می تواند به رگ های خونی آسیب برساند و می تواند آنتی بادی بر علیه بافت کلیه ایجاد کند.
علل مختلف دیگر بیماری مزمن کلیوی مانند بیماری کلیه پلی کیستیک یک علت ارثی از بیماری مزمن کلیوی است. گلومرولونفریت می تواند با لوپوس ایجاد شود. همچنین این بیماری می تواند بعد از یک عفونت استرپتوکوکی ایجاد شود.
تشخیص بیماری مزمن کلیه
شمارش کامل خون - شمارش کامل خون ( CBC ) می تواند کم خونی را نشان می دهد. کلیه ها تولید اریتروپویتین می کنند این هورمونی است که باعث تحریک مغز استخوان به تولید سلول های قرمز خون می شود هنگامی که کلیه به شدت آسیب دیده باشد توانایی تولید اریتروپویتین کاهش می یابد. این سبب کاهش در سلول های قرمز خون می شود و کم خونی نامیده می شود.
الکترولیت ها - CKDمی تواند روی سطح الکترولیت شما تاثیر بگذارد پتاسیم ممکن است بالا باشد و سطح بی کربنات ممکن است کم شود. ممکن است سبب افزایش اسید خون شود.
نیتروژن اوره خون ( BUN ) - زمانی که کلیه ها شروع به تخریب می کند BUN بالا می رود به طور معمول کلیه ها، محصولات تجزیه پروتئین را از خون پاک می کنند لذا پس از آسیب کلیه، محصولات جانبی ساخت اوره که یک محصول جانبی از تجزیه پروتئین است بالا می رود اوره چیزی است که ادرار بوی آن را می دهد.
کراتینین - در کاهش عملکرد کلیه، کراتینین افزایش می یابد. این پروتئین نیز به توده عضلانی مرتبط است
هورمون پاراتیروئید ( PTH ) - کلیه و غدد پاراتیروئید در تنظیم کلسیم و فسفر تداخل می کنند. تغییرات در عملکرد کلیه روی آزاد شدن PTH تاثیر می گذارد و در سراسر بدن روی میزان کلسیم تاثیر می گذارد
هنگامی که کلیه پیشرفت کند و به مرحله ( ESRD ) برسد هیپرفسفاتمی ایجاد می شود و سنتز ویتامین D دچار اختلال می شود با گذشت زمان، این باعث می شود کلسیم از استخوان آزاد شده و استخوان ضعیف شود.
جریان کلیه و اسکن - این بررسی های تصویربرداری عملکرد کلیه را نشام می دهد
سونوگرافی کلیه - این آزمایش اندازه گیری غیر تهاجمی کلیه ها و پروستات است و اگر مانعی وجود داشته باشد نشان می دهد.
تست های اضافی برای CKD عبارتند از:
داروهای فشار خون بالا - افراد مبتلا شدن به بیماری های کلیوی ممکن است فشار خون بالای آنها بدتر شود پزشک ممکن است داروهایی برای کاهش فشار خون توصیه کند که معمولا آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین ( ACE ) مهار کننده یا مسدود کننده های گیرنده آنژیوتانسین II که برای حفظ عملکرد کلیه است. داروهای فشار خون بالا در ابتدا می تواند عملکرد کلیه را کاهش و سطح الکترولیت را تغییر دهند بنابراین شما ممکن است نیاز به آزمایش خون مکرر برای نظارت بر وضعیت خود داشته باشید پزشک ممکن است به احتمال زیاد یک قرص آب ( دیورتیک ) و یک رژیم غذایی کم نمک را نیز توصیه کند.
داروها برای پایین آوردن سطح کلسترول - پزشک شما ممکن است داروهایی موسوم به استاتین را برای پایین آوردن کلسترول توصیه کند افراد مبتلا به بیماری مزمن کلیوی اغلب مبتلا به سطوح بالای کلسترول بد که می تواند خطر ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش دهد.
داروهایی برای درمان کم خونی - در برخی شرایط، دکتر شما ممکن است مکمل هورمون اریتروپویتین ( uh-rith-roe-POI-uh-tin ) را توصیه کند گاهی اوقات آهن به آن اضافه می شود مکمل اریتروپویتین به تولید سلول های قرمز خون کمک می کند و ممکن است خستگی و ضعف در ارتباط با کم خونی را کاهش دهد.
داروها برای تسکین تورم - افراد مبتلا به بیماری مزمن کلیه ممکن است مایعات را در بدن احتباس کنند و این می تواند سبب تورم در پاها و همچنین به فشار خون بالا منجر شود داروهای دیورتیک ها می تواند به حفظ تعادل مایعات در بدن شما کمک کند.
داروها برای محافظت از استخوان - دکتر شما ممکن است مکمل کلسیم و ویتامین D را برای جلوگیری از استخوان های ضعیف و کاهش خطر شکستگی تجویز کند همچنین شما می توانید برای محافظت عروق خونی از آسیب های رسوب کلسیم ( آهکی شدت ) از داروهایی که از میزان فسفات در خون شما بکاهد استفاده کنید برای داشتن یک رژیم غذایی با پروتئین پایین و سالم، برای به حداقل رساندن مواد زائد در خون، لازم است با یک متخصص تغذیه مشورت کنید
کنترل مشکلات زمینه ای، مانند فشار خون بالا و دیابت می تواند میزان آسیب کلیوی را کاهش دهد.
زمانی که کلیه ها به کلی از کار افتاد و خاموش شد بیماری مرحله انتهایی کلیه نامیده می شود.
درمان مرحله نهایی کلیه CKD / ESRD عبارتند از
حفظ وزن سالم - اگر شما در یک وزن سالم هستید توسط فعالیت فیزیکی در بیشتر روزهای هفته، آن وزن را حفظ کنید اگر شما نیاز به از دست دادن وزن دارید با پزشک خود در مورد استراتژی برای کاهش وزن و داشتن وزن سالم صحبت کنید. که اغلب شامل افزایش فعالیت بدنی روزانه و کاهش کالری می باشد.
سیگار نکشید - اگر شما یک فرد سیگاری هستید، با دکتر خود در مورد استراتژی برای ترک سیگار صحبت کنید. مرتبط با سلامت
چهارشنبه 02 دی 1394 :: 05:49 :: نويسنده : aminataie - سالهاست که متخصصان علم اعصاب به نحوه یادگیری درمغزانسان پی برده اند. این افراد متوجه شدند که نه تنها هرنوع یادگیری یک نوع تغییر مولکولی و سلولی در مغز انسان بوجود می آورد، بلکه بعضی از یادگیری ها می تواند ساختار و کارکرد قبلی مغزما را تغییر داده و به آن شکل جدیدی بدهد. درعلم اعصاب این دومی را پلاستیسیتی (Plasticity) می گویند. پلاستیسیتی یک نوع توانایی مغزی است که مثلا بهبود حرکتی در یک فرد سکته مغزی را بعد از مدتی، توجیه می کند. امروزه با استفاده از روشهای تصویر برداری جدید و نیز رنگ آمیزی جدید در آزمایشگاه، ما مطمئنیم که مثلا یادگیری یک نوع رفتار، تغییرات سلولی و بیوشیمی خاصی را تولید می کند که به قول علمای اخلاق، آن رفتار در وجود انسان نهادینه می شود. همینطور در بیولوژی سلولی شناخت ثابت شده است که ساخت یک ایده فکری یا حتی فکر کردن به یک موضوع خاص، باعث تغییرات مولکولی و سلولی خاصی در مغز می شود. متخصصان علم اعصاب چنین نتیجه گیری کرده اند كه شناخت انسانی، اساسی کاملا بیولوژیک دارد و هر چه ارتباطات نورونی مغز انسان بین مراکز درک، تکلم و حرکت بیشتر باشد قدرت شناخت فکری انسان بالاتر است. جالب است بدانیم که هرچه ایده های انسانی انتزاعی تر باشند نیاز به ساختار ارتباطی قوی تر مغزی دارند و مغز ی قادر به انتزاعی فکر کردن است که واجد این ارتباطات پیچیده نورونی باشد. 3- امروزه مطالعات در مورد یادگیری مغزانسان بسیار وسیعتر از نظریات رفتارگرایان قرن نوزدهم است. هرچند متخصصان ثابت کرده اند که بسیاری از رفتارهایی که انسان آنها را یاد می گیرد مثل عادت، حساسیت و شرطی شدن اساس مولکولی و نورونی درمغزانسان دارند. مثال ساده یادگیری، عادت (habituation) می باشد. در آزمایشگاه با استفاده از روشهای رنگ آمیزی سلولی (نورونها) مشخص شد وقتی حیوانی به یک رفتار عادت می کند ارتباطات نورونی (سینا پس نورون حسی به حرکتی) کاهش پیدا می کند و به تدریج میزان ماده انتقال دهنده (نوروترانسمیتر) در محل اتصال از یک فرد نرمال کمتر می شود. در جهت عکس وقتی موجودی به یک نوع رفتارحساس می شود (Sensitization) این اتصالات افزایش پیدا می کند. بخش عمده ای از یادگیری مربوط به حافظه (Memory) می باشد. امروزه ثابت شده است که درمغزانسان دو نوع کلی حافظه وجود دارد. نوعی از حافظه همان چیزی است که در نزد مردم عادی مشخص می شود وعمدتا مربوط به یادآوری آگاهانه مطالب یاد گرفته شده قبلی است (explicit) و نوعی از حافظه مربوط به ناخود آگاه است که عمدتا شامل بسیاری از رفتارهای یادگرفته شده قبلی یا مهارتهای قبلی مثل رانندگی می باشد. فردی که رانندگی را یادگرفته نیازی نیست که اعمال انجام شده را هرلحظه در ذهن خود مرور کند این نوع حافظه راحافظه درونی (implicit) می گویند. متخصصان متوجه شدند که در جریان یادگیری وقتی ما مطلبی را در حافظه کوتاه مدت ذخیره می کنیم که حداقل 1 ساعت در مغزمی ماند تغیییر فیزیولوژیک یا ساختار در مغز بوجود نمی آید. ولی وقتی این مطلب با چند بار تکرار وارد حافظه بلند مدت ما می شود حتما نیاز است که پروتئینهای جدیدی در محل اتصال نورونی بوجود آید. این متخصصان متوجه روشی شدند که مغز دراین پروسه بکار می برد و نام آنرا نیرومند سازی بلند مدت (Long Term Potentiation) یا به اختصار LTP گذاشتند. سلولهای قسمت مربوط به حافظه در مغز با استفاده از روش LTP قادرند که مطالب یاد گرفته شده را وارد حافظه بلند مدت کنند. 4- همه ما شنیده ایم که مختصری علاقه وهیجان، سرعت و شدت یادگیری را زیاد می کند. امروزه با استفاده از تکنیکهای آزمایشگاهی ذکر شده، مشخص شده است که هیجان(emotion) می تواندLTP را تشدید کرده و یا طولانی تر کند. مرکز هیجان در انسان هسته آمیگدال می باشد که با قسمتهای مربوط به حافظه یعنی هیپوکامپ کنار هم قرار گرفته اند و ارتباطات نورونی زیادی با هم دارند. فعال شدن نورونهای آمیگدال باعث طولانی تر شدن Firing نورونهای حافظه با استفاده از LTP می شوند (ما درمقالات آینده به طور مستقل به مسئله هیجانات می پردازیم) فعال بودن نورونهای سیستم هیجانی نه تنها مستقیما در تشدید روند LTP در هیپوکامپ کمک می کند بلکه از طریق فعال شدن قسمتهای پیشینی مغز و همچنین فعالیت مراکز تکمیلی سرعت و شدت یادگیری را تشدید می کند(attention and concentration) 5- تاکنون ما دو روش یادگیری را براساس تغییرات سلولی توضیح دادیم. روش اول که مغز رفتارهای یادگیرانه مثل عادت یا حساسیت را یاد می گیرد روش آپلیزیا (Aplysia) و واسطه شیمیایی آن سروتونین است انتهای نورون حسی در اتصال با نورون حرکتی سروتونین ترشح می کند. درعادت طولانی مدت (Long term habituation) که ارتباطات نورونی کاهش پیدا می کند میزان واسطه شیمیایی کاهش پیدا می کند (البته با ساختار نورونی به تعادل می رسد که این به معنی کاهش از نظر کمی نمی باشد) در حساسیت، گیرنده سروتونرژیک Serotonergic افزایش پیدا می کند (ممکن است همین افزایش گیرنده مبنایی برای رفتارهای نا هنجار در حساسیت باشد) در LTP گیرنده آدرنرژیک (Adernergic) می باشد (به عنوان یک نکته بالینی بتا- بلاکرها می توانند تاثیرات منفی بر یادگیری دراز مدت بگذارند) همینطور ثابت شده است که آگونیستهای آدر نرژیک تاثیر مثبتی روی حافظه ویادگیری دارند. 6- توضیح فرآیند بیولوژیک یادگیری مبنایی است برای درک بیولوژی سلولی شناخت، رفتار و احساسات عالی. همینطور با استفاده از این تئوری، می توانیم فرایند اجتماعی شدن و رفتار فرد در اجتماع را توضیح دهیم. علاوه بر مطالب ذکر شده در حال حاضر متخصصان مشغول مطالعات تغییرات سلولی مغز هنگام احساسات عالی هستند امروزه شکی نیست که گردش فکر در مغز بیش از هر چیز تغییرات الکتروکیمیکال می باشد. قدرت درک و شناخت عالی تر یک مغز بستگی تام و تمامی به شکل گیری شبکه های نورونی در قسمتهای مختلف مغز دارد. امروزه مسئله شناخت انسانی بیش از اینکه یک مسئله فلسفی باشد یک مسئله کاملا علمی است. فلسفه به نظر من باید به تدریج پای خود را از حوزه مسائل شناختی بیرون بکشد. رسالت نوروآنالیز این است که با روشن ساختن مبنای بیولوژیک شناخت و رفتار انسان، دسترسی آسان فلسفه را به این حوزه ها با مشکل روبرو کند.
دکتر اردستانی22/8/86 دوشنبه 30 آذر 1394 :: 11:49 :: نويسنده : aminataie
به گزارش سرويس ديني جام نيوز، محل زندگي حضرت حجة بن الحسن العسگري (ع) در دوران كودكي همچون محل زندگي حضرت موسي (ع) مخفي بود، تا از گزند طاغوتيان زمان محفوظ گردد.
اما در مورد اقامتگاه حضرت حجّت(ع) بايد گفت: دليل قاطعي بر اقامت آن بزرگوار در مكان معيّني وجود ندارد، چنان كه در بعضي احاديث هم وارد شده است.از جمله:
هنگامي كه از امام حسن عسگري (ع) مي پرسند، اگر حادثه اي براي شما روي دهد از كجا از فرزند گرامي شما سراغ بگيريم؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «در مدينه (1)».همچنين روايت شده است كه عدّه معدودي از اقامتگاه ايشان خبر دارند: امام زين العابدين (ع) مي فرمايد: «لا يَطَّلِعُ علي موضعه اَحَدٌ من وليٍّ و لا غيره، الاّ الذي يلي اَمْرَهُ»(2)هيچ كس از دوستان و ديگران از اقامتگاه او مطّلع نمي شود، به جز كسي كه متصدي خدمت گزاري اوست.
ابوبصير از امام محمّد باقر (ع)نقل كرده كه مي فرمايد: «لابدّ لصاحب الأمر من عُزلة، و لابدّ في عُزلته من قُوَّة، و ما بثلاثينَ مِنْ وحشة و نِعْمَ المنزلُ طيبةُ»(3) ترجمه: «براي صاحب اين امر دوران عزلتي است و در ايام عزلت نيرو و قدرتي لازم است، با سي نفر وحشتي نيست و مدينه چه جايگاه خوبي است!»
علامه مجلسي در بحارالانوار،مي گويد: «عزلت به معني گوشه نشيني است و «طبيّه» بر اسم مدينه منوّره اطلاق مي شود. اين حديث را ابوحمزه از حضرت امام صادق (ع) نيز نقل كرده است. و نيز در روايتي ديگر آمده است: «انّ لصاحب هذا الامر بيتاً يقال لَه: بيت الحَمْدِ، فيه سراجٌ يُزهِرُ منه يوم وُلِدَ الي ان يقوم بالسّيف، لا يُطفي.»(4) «براي صاحب اين امر خانه اي است كه به آن بيت الحمد گفته مي شود و در آنجا چراغي هست كه از روز ولادت آن حضرت روشن مي باشد, اين چراغ هرگز خاموش نمي شود، تا روزي كه حجّت خدا با شمشير قيام كند.» اين روايت را مفضل بن عمر از امام صادق (ع) نقل كرده است.
در روايت ديگري امام صادق (ع) مي فرمايد: «كيف أنتم اذا بَقيتم بلا امامِ هديً و لا علم يُري...»(5) «چگونه است حال شما (شيعيان) هنگامي كه دستتان به امامتان نرسد و نشان آشكاري نيابيد.» و نيز در روايت ديگري آمده: «للقائم غيبتان: إحداهما صغيرة و الأخري طويله. فالأولي لا يعلَم بمكانه فيها الا خاصَّةُ شيعته والأخري لا يعلم بمكانه فيها الاّ خاصّةُ مَواليه في دينه.»(6) «براي قائم ما دو غيبت است: يكي از آنها كوتاه و ديگري طولاني است، در غيبت كوتاه تنها شيعيان خاص از جايگاه او مطلع مي شوند و در دومي به جز خدمت گزاران ملازم او، كسي از اقامتگاهش آگاه نخواهد بود.»
نيز روايت شده: ابراهيم بن مهزيار توسط فرستاده ي حضرت ولي عصر (ع) به پيشگاه آن سرور فرا خوانده شد, او از طائف گذشته و به دشت حجاز هدايت شده كه «عوالي» ناميده مي شود, در آنجا به خدمت كعبه ي مقصود مشرف مي شود، در اين ايام مهدي (ع) به پسر مهزيار مي فرمايد: «پدرم با من پيمان بسته كه در مخفي ترين و دورترين سرزمين ها مسكن گزينم، تا از تيررس اهل ضلالت در امان باشم، اين پيمان براي اين ريگزارهاي عوالي (دشت حجاز از نجد تا تهامه) انداخته است.» آن گاه آن حضرت دعايي را كه در دوران غيبت فرموده اند، بار ديگر تلاوت كردند: «اللهمَّ امْجُبْني عن عيون اَعْدائي واجْمَع بيني و بين اوليائي.»(7) «بار خدايا، مرا از ديدگان دشمنانم پوشيده نگاه دار و بين من و دوستانم اجتماع حاصل كن.» همچنين حميري از محمّد بن عثمان نقل مي كند، كه از او شنيدم كه مي گفت: حضرت فرمود: «انّ صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيري الناس و يعرفُهُم و يرونه و لا يعرفونه.»(8) «همانا صاحب اين امر همه ساله در موسم حج به زيارت خانه خدا مشرّف شده و در مراسم حج شركت مي كند (و در عرفات مي ايستد و به دعاي مؤمنين آمين مي گويد) ولي انبوه حجاج او را نمي بينند و يا مي بينند و او را نمي شناسند.» و نيز زراره از امام صادق (ع) نقل مي كند: «قائم را دو غيبت است در يكي از آنها بر مي گردد و در ديگري معلوم نمي شود كجا هست، در موقع و موسم حج حضور مي يابد و مردم را مي بيند ولي كسي او را نمي بيند.»(9)
پاورقی: 1. ـ گل محمدى ، آرمان فريده: البيعة لله، رسالت جهانى حضرت مهدى (ع)،قم، مؤسسه الهادى، دوم، 1378، ص 126.
جمعه 13 آذر 1394 :: 13:27 :: نويسنده : aminataie مهمترين علامت آپانديسيت درد کولیکی ( انقباض و گرفتگی ) در اطراف ناف است. آپاندیسیت با عمل جراحی درمان شده و مصرف آنتی بیوتیک ها نیز در بهبود آن نقش دارند. یک گزارش؛ آپاندیسیت چیست؟ مهمترين علامت آپانديسيت درد کولیکی ( انقباض و گرفتگی ) در اطراف ناف است. به گزارش سرويس علمي، پزشكي باشگاه خبرنگاران؛ بیشتر افراد تصور میکنند که آپاندیسیت دیگر آنقدر ها هم شایع نیست. برخی نیز تصور میکنند که آنتی بیوتیکها میتوانند آن را درمان کنند. اما در واقع آپاندیسیت هنوز هم مشکل شایعی است و تنها با جراحی درمان میشود و آنتی بیوتیکها نیز در بهبودی فرد بیمار، پس از جراحی نقش دارند. در قسمت پایینی شکم، در سمت راست، یک عضو لولهای شکل و توخالی از رودهی بزرگ منشعب شده است. پیشتر تصور میکردند که این عضو در بدن هیچ کاری انجام نمیدهد اما امروزه دانشمندان عملکردهایی را برای آن بیان میکنند. گرچه دانشمندان در مورد عملکرد آپاندیس مطمئن نیستند اما به نظر میرسد نبود کامل آن نیز اختلال خاصی در سلامت بدن ایجاد نمیکند. از سلولهای دیواره آپاندیس مایع مخاطیای ترشح میشود که به رودهی بزرگ میریزد و داخل این لولهی توخالی را تمیز نگه میدارد. انسداد مجرای آپاندیس منجر به آپاندیسیت میشود زیرا مایع مخاطی در درون مجرای آپاندیس محبوس میشود و باکتریهایی که به صورت طبیعی در آنجا زندگی میکنند به سرعت تکثیر میشوند در نتیجه آپاندیس متورم شده و عفونی میشود. علت انسداد مجرای آپاندیس ممکن است این موارد باشند: * به وسیله مواد مدفوعی، انگلها و یا رشد بیش از حد سلولهای دهانهی آپاندیس. * بزرگ شدن بافت لنفاوی دیواره آپاندیس در اثر عفونت در دستگاه گوارش یا در نقاط دیگر بدن. * بیماریهای التهابی روده مانند کرون و کولیت اولسروز. * وارد شدن آسیب و تروما به شکم. آپاندیس متورمی که پر از مایع و چرک است ممکن است خونرسانی را متوقف کند. با توقف خونرسانی دیوارهی آپاندیس ضعیف میشود و برخی اوقات پاره میشود. با سوراخ شدن آپاندیس چرک منتشر میشود و ممکن است حفرهی شکم را عفونی کند و یا آبسهی شکمی ایجاد کند. در برخی بیماران مانند بچهها، سیر ایجاد آن سریع است و از زمان ایجاد درد و سوراخ شدن آپاندیسیت چند ساعت بیشتر طول نمیکشد. تشخیص بیماری در افراد مسن و زنان باردار نیز مشکلتر است. چه کسی دچار آپاندیسیت میشود؟ آپاندیسیت میتواند در هر سنی ایجاد شود ولی در بالغین جوان شایعتر است. به نظر میرسد که آپاندیسیت خود به خود و بدون علت مساعد کنندهی خاصی رخ میدهد. علائم آپاندیسیت کدامند؟ جزئیات درد شکمی در تشخیص آپاندیسیت بسیار کمک کننده است. درد ناگهانی شکم معمولا اولین علامت است. درد ممکن است در قسمت پایینی شکم در سمت راست باشد اما ممکن است درد به صورت ناراحتی مبهمی در وسط شکم احساس شود و سپس به سمت راست و پایین منتقل شود. درد احتمالا طوری است که فرد قبلا تجربهی چنین دردی را نداشته است، ظرف چند ساعت بدتر میشود و با راه رفتن، نفس کشیدن و سرفه یا عطسه بیشتر میشود. تب خفیف و تورم شکمی نیز ممکن است وجود داشته باشند. البته هر دردی در شکم نشانهی آپاندیسیت نیست اما شما باید هر درد شکمی را که ادامه پیدا میکند و مخصوصا اگر همراه با از دست دادن اشتها، تهوع، استفراغ و تب باشد جدی بگیرید و به پزشک مراجعه کنید. تا زمانی که پزشک مشکل شما را تشخیص نداده باید از هر گونه خوددرمانی مانند مصرف مسهلها یا انجام تنقیه اکیدا خودداری کنید. علایم آپاندیسیت متغیر و متفاوتند و میتوانند علایم بیماریهایی مانند انسداد روده، بیماریهای التهابی روده، بیماری التهابی لگن و سایر بیماریهای زنان، یبوست و برخی بیماریهای دیگر را تقلید کنند. آپاندیسیت چگونه تشخیص داده میشود؟ تشخیص آپاندیسیت بیشتر بالینی است و در صورتی که علایم واضح باشند ممکن است پزشک تصمیم به جراحی فوری بگیرد زیرا در صورت تاخیر خطر افزایش مییابد. در صورت نیاز پزشک برای تشخیص از آزمایش، عکس رادیوگرافی، سونوگرافی و حتی لاپاروسکوپی استفاده میکند. آزمایش ویژهای برای تشخیص قطعی وجود ندارد اما آزمایش خون و شمارش گلبولهای سفید کمک کننده است. عکس رادیوگرافی شکم در تشخیص آپاندیسیت بیشتر برای رد سایر عوامل درد شکمی گرفته میشود. سونوگرافی شکمی هم روش قابل استفادهای در تشخیص آپاندیسیت است و سایر علل درد شکمی را نیز مشخص میکند. لاپاروسکوپی یک روش تشخیصی درمانی است که در آن وسیلهای شبیه تلسکوپ از طریق یک برش کوچک در دیوارهی شکم وارد شکم میشود. این وسیله دارای دوربینی کوچک و مخصوص است و کمک میکند که پزشک بتواند مستقیما اعضای درون شکم را ببیند و اگر علت درد شکم آپاندیسیت باشد، آپاندیس فورا از بدن خارج میشود. اگر شواهدی از تشکیل آبسه باشد برای کاهش عفونت باید آنتی بیوتیک قبل از عمل جراحی استفاده شود. آپاندیسیت چگونه درمان میشود؟ اگر پزشک به آپاندیسیت شک کند ممکن است بدون انجام تستهای دیگر جراحی را توصیه کند. جراحی سریع خطر پاره شدن آپاندیس را کاهش میدهد. به جراحیای که برای درمان آپاندیسیت انجام میشود آپاندکتومی گفته میشود. این جراحی به دو روش لاپاراسکوپی و لاپاراتومی انجام میشود که روش اول جدیدتر است. خطر عمل جراحیای که برای برداشتن آپاندیس انجام میشود نسبتا کم است و بیمار کمتر از یک هفته در بیمارستان میماند و میتوان انتظار داشت که طی سه هفته به حالت قبلی و طبیعی برگردد. اگر جراحی با لاپاروسکوپی انجام شود و شرایط بیمار خوب باشد ممکن است بیمار بتواند 24 ساعت بعد از عمل به خانه برگردد. اما اگر آپاندیس پاره شده باشد بیمار باید مدت زمان زیادی را در بیمارستان بماند و البته خطر عوارض نیز زیاد خواهد بود. در مواردی ممکن است حال بیمار وخیم باشد و به مراقبتهای ویژهای نیاز داشته باشد. در این موارد برای بازگشت فرد به زندگی عادی خود ممکن است 2-3 ماه زمان نیاز باشد. در برخی از موارد نیز جراح با آپاندیس سالم مواجه میشود. در این موارد نیز آپاندیس را برمیدارند تا احتمال رخ دادن آپاندیسیت وجود نداشته باشد. همچنین ممکن است جراح با علل دیگری برخورد کند و طی جراحی آنها را برطرف کند. با برداشته شدن آپاندیس دیگر خطر ایجاد مجدد آپاندیسیت وجود ندارد.
منبع:
دوشنبه 02 آذر 1394 :: 17:56 :: نويسنده : aminataie هماچوری به معنای وجود خون در ادرار است. هماچوری میکروسکوپیک به این معنا است که خون موجود در ادرار فقط هنگام آزمایش ادرار در زیر میکروسکوپ دیده میشود، در حالی که هماچوری آشکار به این معناست که وجود خون در ادرار به اندازهای است که با چشم غیر مسلح نیز میتوان آن را دید.
![]() دیدن خون در ادرار همیشه موجب ترس و نگرانی افراد میشود. البته حق هم دارند، چون این خون میتواند علامت بیماریهای سختی باشد. علی رغم این که مقدار خون موجود در ادرار متفاوت است، عللی که میتوانند این مشکل را ایجاد کنند یکسان هستند و بررسیها یا ارزیابیهای پزشکی مورد نیاز برای تشخیص آنها مشابه است.
از آن جایی که ادرار خونی به وسیله یکی از اعضای دخیل در تولید یا انتقال ادرار ایجاد میشود، ارزیابی هماچوری به بررسی کل دستگاه ادراری نیاز دارد. اعضای سیستم ادراری عبارتند از کلیهها، میزنای (لولهای که ادرار را از کلیهها به مثانه میآورد)، مثانه، پروستات و میزراه (لولهای که ادرار را به خارج از مثانه هدایت میکند). باید تاکید شود که حتی بروز یک هماچوری منفرد به ارزیابی نیاز دارد، حتی اگر خود به خود برطرف شود.
چه عواملی سبب بروز ادرار خونی میشوند؟ عوامل متعددی میتوانند سبب بروز خون در ادرار شوند. این عوامل از سرطانها، سنگها یا ضربه شروع میشود و تا عفونتهای باکتریایی و ویروسی، التهابات غیراختصاصی کلیه، دارو و بزرگ شدن خوش خیم پروستات ادامه مییابند. در مواردی نیز علت کشف نمیشود که معمولا این موارد خطرناک نیست. گاهی اوقات نیز ورزش علت وجود خون در ادرار است. در بسیاری از موارد وجود خون در ادرار تنها علامت بیماری زمینهای است، اما گاهی نیز ممکن است علایم دیگری نظیر درد شکمی، کاهش شدت ادرار، تاخیر در ادرار ناکامل، تب، ادرار مکرر، درد در حین ادرار و تمایل شدید به ادرار کردن وجود داشته باشد. دلیل اصلی بررسیهای پزشکی در هماچوری، اثبات یک علت خاص نیست، بلکه رد یک مشکل جدی مثل وجود تومور است
ادرار خونی چگونه ارزیابی میشود؟
ارزیابی خون در ادرار شامل گرفتن سابقه از بیمار، انجام یک آزمایش فیزیکی، ارزیابی ادرار زیر میکروسکوپ و در نهایت کشت ادرار است. گرفتن سابقه به این صورت است که آیا درد یا ناراحتی مرتبط با هماچوری وجود داشته است یا خیر؟ آیا خون در ابتدا، انتها یا سراسر جریان ادرار وجود داشته است و در نهایت این که آیا بیمار سابقه سیگار کشیدن، سنگهای کلیوی، جراحت دستگاه ادراری، اشکال در ادرار کردن یا ارزیابی قبلی دستگاه ادراری داشته است یا خیر؟ مهم نیست که علت بروز هماچوری تا چه اندازه واضح است، بلکه ارزیابی کامل همیشه به منظور رد بیماریهای زمینهای جدی از قبیل سرطان ضروری است. به طور معمول سه آزمون تشخیصی ضروری است و این سه آزمایش عبارتند از پیلوگرام وریدی (IVP)، سیتوسکوپی و سیتولوژی ادرار.
پیلوگرام وریدی یا IVP : عکسبرداری دستگاه ادراری به وسیله اشعه ایکس است. در این روش، یک ماده حاجب به وریدها تزریق شده و به وسیله دستگاه ادراری تصفیه میشود. یک سلسله عکسبرداری با اشعه ایکس به منظور مشاهده ناهنجاریها در طی 30 دقیقه انجام میشود. این بررسی به خصوص برای ارزیابی کلیهها و میزنای سودمند است، اما برای مثانه، پروستات و میزراه سودی ندارد.
سیتوسکوپی : در این روش یک لوله مشاهده گر یا سیتوسکوپ به منظور ارزیابی چشمی مثانه و میزراه به کار میرود. در بیشتر موارد، این روش میتواند بدون هیچ گونه ناراحتی با کاربرد ژل بیحس کننده موضعی انجام شود. سیتوسکوپ از میزراه عبور کرده، به مثانه میرسد و به این ترتیب بررسی انجام میشود. کل این آزمایش کمتر از 10 دقیقه زمان میبرد.
سیتولوژی ادرار : شامل تخلیه ادرار در یک ظرف و آزمایش آن به وسیله یک پاتولوژیست به منظور یافتن سلولهای سرطانی است.
ادرار خونی چگونه درمان میشود؟ کنترل ادرار خونی به علت زمینهای آن بستگی دارد. در بسیاری از موارد، علت کشف نمیشود که خوشبختانه به دلیل عدم وجود یک مشکل خطرناک است. به خاطر داشته باشید که دلیل اصلی بررسیهای پزشکی در هماچوری اثبات یک علت خاص نیست، بلکه رد یک مشکل جدی است. اگر هیچ علتی برای هماچوری پیدا نشود، ادرار باید به صورت سالانه کنترل گردد تا اطمینان حاصل شود که هیچ تغییراتی رخ نداده است. البته اگر "هماچوری" آشکار عود کرد، ارزیابی دوباره ممکن است ضروری باشد و باید با پزشک مشورت کرد. یک آزمون خونی به منظور کنترل عملکرد کلیه و کنترل فشار خون نیز باید انجام شود. مردان بالای پنجاه سال باید به منظور غربالگری سرطان پروستات، سالانه آزمون PSA یا آنتی ژن اختصاصی پروستات را انجام دهند. بررسی بیشتر برای درمان هماچوری به نتایج بررسیهای ذکر شده قبلی و علت واقعی هماچوری بستگی دارد. اورولوژیستی که این آزمایش را انجام میدهد، هر گونه درمان یا ارزیابی ضروری بیشتر را درخواست میکند.
با دیدن خون در ادرار چه کنیم؟ جای چون و چرا ندارد. با دیدن اولین علامت وجود خون در ادرار باید نزد پزشک بروید. تا زمانی که رد آن ثابت نشده است، ادرار خونی را علامت وجود تومور بدانید. این علامت مهمی است. البته اغلب مواقع توموری در کار نیست. ورزشهای شدید مثل دوی ماراتون میتواند باعث ادرار خونی شود. همچنین آسیب دیدن کلیه در اثر ضربه یا حادثه رانندگی باعث خونی شدن ادرار میگردد. در برخی افراد که بدنشان فاقد آنزیمهای خاصی است، خوردن چغندر باعث رنگی شدن ادرار میگردد که ممکن است با خون اشتباه شود. برخی داروها، مثل فنلفتالئین موجود در مسهلها، هم ممکن است به ادرار رنگ خونی بدهند. خودداری از دفع ادرار در مثانه پر به مدت طولانی میتواند سیاهرگهای کوچکی را پاره کرده و ادرار را خونی کند
عفونت، سنگ کلیه، مشکلات پروستات، و بیماریهای کلیه هم ممکن است ادرار را خونی کنند. خون ممکن است به صورت رگهها یا لختههای کوچک در ادرار ظاهر شود، یا تمام ادرار تغییر رنگ دهد و به رنگ قرمز روشن و در موارد شدیدتر قرمز تیره در آید.
به کدام پزشک مراجعه کنیم؟ انتظار نداشته باشید که نزد پزشک بروید و او برای درمان، فقط نسخهای برایتان بنویسد. از بین بردن خون در ادرار کافی نیست. باید تشخیص درست داده شود، یا لااقل امکان وجود تومور رد شود. * باید نزد پزشک متخصص بیماریهای کلیه و مجاری ادرار بروید. * مشخصات ادرارتان را به خاطر بسپارید. در صورت امکان، پیش از رفتن به پزشک، رنگ دقیق ادرار و زمان شروع تغییر رنگ آن را یادداشت کنید. با این کار پزشک را در تشخیص کمک می کنید. * رنگ قرمز تیره ممکن است نشانه وجود عفونت یا بیماری کلیه باشد. اگر تمام ادرار به رنگ قرمز خونی است، گرفتاری در کلیه یا مثانه است. اگر ابتدای ادرار خونی است، در مردان گرفتاری پروستات یا میزراه و در زنان گرفتاری میزراه وجود دارد. * وجود لخته یا رگه خونی در جریان طبیعی ادرار میتواند نشانه خونریزی در مجرای فوقانی دستگاه ادرار یا در مثانه باشد. * آماده معاینه شوید. منتظر انجام تعدادی آزمایش و معاینات مختلف، از کلیه تا خروجی میزراه، توسط پزشک باشید تا علت خونریزی را بیابد. آزمایشها شامل کشت ادرار، عکسبرداری یا پرتوایکس، و درونبینی مثانه (سیتوسکوپی) است. فرآوری: معصومه آیت اللهی بخش سلامت تبیان چهارشنبه 27 آبان 1394 :: 16:08 :: نويسنده : aminataie پیلونفریت(pyelonephritis ) پیلونفریت نوعی عفونت کلیوی است که معمولاً در اثر انتقال باکتری ها از مثانه ایجاد می شود. وجود عفونت در مثانه، استفاده از سوند برای تخلیه ادرار از مثانه، استفاده از سیستوسکوپ برای معاینه مثانه و پیشابراه، جراحیدستگاه ادراریف اختلالاتی مانند بزرگشدگی پروستات و سنگ های کلیوی(که موجب جلوگیری از خروج کافی ادرار از مثانه می شوند) ممکن است به پیلونفریت بیانجامد. علایم پیلونفریت علایم و نشانه های پیلونفریت عبارتند از: کمردرد،دردپهلو و دردناحیه ی کشاله ران، فوریت و تکرر ادرار، درد و سوزش ادرار، تب، تهوع و استفراغ، وجود چرک و خون در ادرار. تشخیص پیلونفریت تشخیص پیلونفریت از طریق تعیین وجود باکتری ها در ادرار و وجود گلبول های سفید خون در ادرارکه در مشاهده با میکروسکوپ به شکل قالب های لوله ای شکل موسوم بهکست(cast) دیده می شوند داده می شود. در صورتی که عفونت به راحتی درمان نشود باید با انجام رادیوگرافی،ناهنجاری های احتمالی کلیه، حالب و مثانه را تشخیص داد. درمان پیلونفریت درمان پیلونفریت با آنتی بیوتیک های مناسب انجام می شود و در صورت وجود ناهنجاری های دستگاه ادراری باید از عمل جراحی استفاده نمود. عفونت کلیوی درمان نشده یا عودکننده می تواند منجر به پیلونفریت مزمن، ایجاد بافت جوشگاهی(اِسکار) در کلیه ها و آسیب دایمی کلیه ها شود. گلومرونفریت گلومرونفریت بیماری های گلومرولی کلیه به دو گروه گلومرونفریت-GN)golomeruloneghritisو گلومرولواسکلوروز(golomerulosclerosis)تقسیم می شوند.** گلومرواسکلروز عبارت است از ایجاد بافت جوشگاهی(اِسکار) یا سخت شدگی رگ های کوچک داخل کلیه و این بیماری هم مانند گلومرونفریت ممکن است موجب مرحله انتهایی بیماری کلیه(end-stage renal disease-ESRD ) شود. گلومرولونفریت ممکن است حاد باشد و به صورت حمله ی ناگهانی التهاب کلیه بروز کند یا به شکل مزمن و تدریجی تظاهر نماید. در گلومرولونفریت، گلومرول های کلیه دچار التهاب می شوند و در نتیجه کلیه نمی تواند مواد زاید وآب اضافی بدن رادفع کند و گلبول ها و پروتئین ها از طریق گلومرول ها به داخل ادرار نشت می کنند.* بیماریهای گلومرولی ممکن است بخشی از یک بیماری سیستمیک، مانند لوپوس یا دیابت باشند و یا به صورت اولیه( بدون وجود بیماری سیستمیک زمینه ای) بروز نمایند. گلومرولونفریت (به انگلیسی: Glomerulonephritis) نوعی بیماری کلیوی(معمولا هردو کلیه باهم) است که مشخصهٔ آن التهاب گلومرولها، یا رگهای خونی کوچک در کلیهها میباشد. این حالت ممکن است همراه یا بدون هماچوری(وجود خون در ادرار) و پروتئینوری(وجود پروتئین در ادرار) بوده و یا به عنوان یک سندرم نفروتیک، سندرم نفریتیک، نارسایی حاد یا مزمن کلیوی عارض گردد. تشخیص الگوی گلومرونفریت(GN) مهم است، زیرا نتایج و درمان در انواع مختلف دارای تفاوت خواهدبود. علل اولیه آنهایی هستند که به خود کلیه مربوط هستند، در حالی که علل ثانویه با برخی عفونتها (باکتریایی، ویروسی یا انگلی پاتوژن)، مواد مخدر، اختلالات سیستمیک یا دیابت در ارتباط است. علل بیماری گلومرولونفریت گلومرولونفریت حاد به دنبال یک عفونت استرپتوککی رخ میدهد. شایعترین مکانهای عفونت عبارتند از گلو و پوست. علایم کلیوی معمولاً ۳-۲ هفته بعد از عفونت استرپتوککی رخ میدهند. گلومرولونفریت مزمن نادر است و امکان دارد دلایلی غیر از گلومرولونفریت حاد داشته باشد. سایر علل شناخته شده عبارتند از لوپوس، عفونتهای ویروسی، آندوکاردیت باکتریایی. گاهی علت آن ناشناخته است. علل گلومرولونفریت عبارتند از:عفونا استرپتوکوکی حلق(آنژین چرکی) یا به ندرت عفونت استرپتوکوکی پوست(زردزخم)، آندوکاردیت باکتریایی(التهاب بافت های دریچه های قلب در اثر انتشار عفونت از طریق خون)، عفونت های ویروسی مانندHIV/ ایدز، هپاتیتB و هپاتیتC )، بیماری های سیستم ایمنی بدن (مثل لوپوس، سندرم گودپاسچِر، نفروپاتیIgA )، التهاب عروقی (مانند پُلی آرتریت و گرانولوماتوز و گِنِر)، بیماری های ایجادکننده بافت جوشگاهی(اِسکار) در گلومرول ها( مثل فشارخون بالا، دیابت و گلومرولواسکلروز). گاهی گلومرولونفریت مزمن پس از گلومرولونفریت حاد ایجاد می شود، ولی در بعضی موارد بدون وجود سابقه ی قبلی، گلومرونفریت به شکل نارسایی مزمن کلیه تظاهر می یابد. به ندرت گلومرولونفریت مزمن در بعضی افراد فامیل دیده می شود. که علت آن نامشخص است. علایم گلومرونفریت علایم و نشانه های گلومرونفریت عبارتند از: ادرار خونی (هماچوری؛ hematuria) که در آن ادرار به رنگ کولا یا چای در می آید؛ کف کردن ادرار به دلیل وجود پروتئین در آن (پروتئینوری؛ proteinuria)، بالا بودن فشار خون، احتباس مایع در بدن به شکل خیز (تورم یا اِدِم؛edema) به ویژه در صورت، دست ها، پاها و شکم تظاهر می یابد؛ خستگی ناشی از کم خونی یا نارسایی کلیه؛ کاهش حجم و دفعات ادرار، تنگی نفس، بی اشتهایی. تشخیص گلومرولونفریت با اندازه گیری کراتینین و نیتروژن اوره خون (BUN) و اندازه گیری مقدار پروتئین خون (که با کاهش همراه است)، رادیوگرافی کلیه (IVP)، سونوگرافی یا سی تی اسکن کلیه صورت می گیرد و معمولاً برای رسیدن به تشخیص قطعی باید از بیوپسی کلیه استفاده شود. علایم شایع گلومرولونفریت گلومرلونفریت خفیف هیچ علامتی ایجاد نمیکند و تشخیص آن تنها با آزمایش ادرار میسر میشود. گلومرولونفریت شدید علایم زیر را ایجاد میکند: ۱. ادرار تیره یا کمی قرمز ۲. احساس کسالت ۳. خوابآلودگی ۴. تهوع یا استفراغ ۵. سردرد ۶. گاهی تب ۷. بیاشتهایی ۸. کاهش ادرار ۹. تنگی نفس ۱۰. بالارفتن فشار خون ۱۱. وجود پروتئین در ادرار ۱۲. اختلال بینایی (به علت بالا بودن فشار خون) ۱۳. جمعشدن مایع در بدن، خصوصاً پف کردن چشمها و ورم مچ پا عوارض گلومرولونفریت عوارض گلومرولونفریت عبارتند از: نارسایی حاد کلیه، نارسایی مزمن کلیه، افزایش فشار خون، سندرم نفروتیک. درمان گلومرولونفریت به حاد یا مزمن بودن آن، علت زمینه ای بیماری و نوع و شدت علایم بستگی دارد. بعضی از انواع گلومرولونفریت حاد به ویژه در صورتی که به دنبال عفونت استرپتوکوکی ایجاد شده باشند اغلب خود به خود و بدون نیاز به درمان، طی مدت ۶ تا ۸ هفته برطرف می شوند. برای کنترل افزایش فشار خون، استفاده از داروهای مُدر، مهارکننده های آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACEI)، داروهای مسدود کننده ی کانال کلسیم و داروهای مسدود کننده ی بتا توصیه می شود. در مواردی که در اثر عفونت استرپتوکوکی یا باکتریایی، لوپوس یا التهاب عروقی (واسکولیت)، نفروپاتی IgA، و سندرم گودپاسپر ایجاد شده اند می توان با درمان آنها، گلومرونفریت را درمان نمود. در صورت بروز نارسایی حاد کلیه، دیالیز موقت موجب حذف مایع اضافی بدن و کنترل فشار خون می شود. در نارسایی مزمن کلیه باید از دیالیز دایمی یا پیوند کلیه استفاده نمود. نکته: محدود کردن مقدار نمک طعام مصرفی، پروتئین و پتاسیم، و در صورت ابتلا به دیابت، کنترل وزن و کنترل فشار خون و مقدار قند خون، موجب آهسته شدن سرعت آسیب کلیوی در گلومرولونفریت می شود. منبع :کتاب راهنمای پزشکی خانواده- بیماری های کلیه و مجاری ادرار، متخصص ارولوژی تهران
دوشنبه 18 آبان 1394 :: 11:41 :: نويسنده : aminataie مهدی صابری» یکی از شهدای افغانستانی مدافع حرم است. بیست و چهار پنج سال بیشتر نداشت اما فرمانده توانای گروهان حضرت علی اکبر(ع) نیروی مخصوص تیپ فاطمیون بود،تیپی که امروز تبدیل به لشکر شده است. در ماجرای گرفتن «تل قرین» که اهمیت فوق العادهای در از بین بردن کمربند حائل رژیم صهیونیستی در بلندیهای جولان داشت، اواخر سال 93 به شهادت رسید.
همه او را به یک دلبستگی خاص میشناختند؛ آن هم حُبّ ِ حضرت علی اکبر(ع) بود. هرجا که به نام علی اکبر(ع) مزین بود مهدی صابری هم یک گوشه آن مشغول بود. فرقی نداشت هیئت محلیشان باشد یا گروهان مخصوص تیپ فاطمیون. برای همین وصیتاش را بعد از بسمالله با «یا علی اکبر ِ لیلا» آغاز کرد. رفته بود که برای ایام فاطمیه برگردد، همین هم شد. روز شهادت حضرت زهرا(س) خبر شهادتش را آوردند. پیکر مطهر این شهید و سه تن دیگر از شهدای لشکر فاطمیون همزمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) با حضور مردم شهر مقدس قم تشییع و در قطعه شهدای مدافعان حرم بهشت معصومه (س) به خاک سپرده شد. متن وصیتنامه این شهید مدافع حرم در ادامه میآید:
امروز سهشنبه پنجم بهمن ماه سال 1393 مصادف با سالروز ولادت بانوی دمشق عقیله بنیهاشم زینب کبری دست به قلم شدم تا سیاه مشقی به نام «وصیتنامه» بنویسم.
خدایا! خدای من خدای خوب و مهربانم خیلی خیلی قشنگتر و زیباتر از آن چیزی هستی که من با این سطح پایین معرفت و شناخت که اصلا نداشته محسوب میشود فکر میکنم. روسیاهم. روسیاهم که با 25 سال من نتوانستم در رابطه عبد و معبودی آنجور که باید و شاید وظیفه عبد را به نحو شایسته انجام دهم.
از تو ممنونم؛ ممنونم که من را انسان آفریدی انسانی که مسلمان و لایق شکر فراوانتر محب امیر المؤمنین علیابن ابیطالب علیهالسلام... ممنونم که دوران حیاتم را در این بازه زمانی قرار دادی و به من توفیقات و افتخارات خیلی خیلی زیادی عنایت کردی نمونهاش حب شهزاده علی اکبر(ع) است. «الهی انت رب الجلیل و أنا عبدک الذلیل» خدایا توبه من را بپذیر.
بر همگان واضح و مبرهن است که وقتی شما مادر، پدر و خواهران عزیزم این دستنوشته را میخوانید من دیگر در بین شما نیستم میخواهم کمی راحتتر و خودمانیتر بدون استرس و رودربایستی با شما صحبت کنم.
اول از همه شما پدر مهربانم؛ انصافاً به حالت غبطه میخورم همیشه چند بر هیچ از من جلوتر بودی پدری را در حقم تمام کردی و نشان دادی بهترین بابای دنیا هستی. دوستت دارم پدر. خدا میداند لذتبخشتر از زمانی که دستت را میبوسیدم و صورتم را میبوسیدی در عمرم نداشتم. هیچوقت از خودم بینهایت متنفر نمیشدم جز وقتهایی که دلت را به درد میآوردم. من را ببخش بابا.
مامان، مامان، مامان... همین الانش چقدر دلم برایت تنگ شده، خدا میداند خیلی دوستت دارم بیشتر از آن چیزی که فکرش را میکنی. قَدرت را ندانستم حیف در دلم هزار تا حرف هست که در این چند جمله و چند ورق جا نمیشوند و آن حس و حالش را هم نمیتوانم با قلم برایت توصیف کنم. مامان! زیباترین موجود عمرم! قشنگترین کلمه عمرم؛ عشقم، نفسم، همه وجودم دوستت دارم.
زهراجانم، نمیدانم چه بنویسم که لایق آن حس قشنگ عاشق خواهر بودن باشد. قابل ستایش ترین دختری هستی که در عمرم دیدم، یک ِ یک، تک ِ تک. عاشقتم خواهر کوچکم. فاطمه جان! آبجی کوچولوی دوست داشتنی. با تو فهمیدم عشق یعنی چه. باورت میشود؟ آنقدری که شما من را دوست داری دوبرابرش من دوستت دارم.
پدر و مادرم و خواهران گلم؛ صبر کنید، صبر، صبر، صبر. خواهران خوبم؛ حجاب، حجاب، حجاب. مامان دوستت دارم. بابا دوستت دارم. زهراجان دوستت دارم. فاطمه جان دوستت دارم...
و اما؛ روضه گوش دادم مادر شما لباس مشکی تنم کردی و مرا به مجلس عزاداری بردی. مدیونت هستم. پدر شما لقمه حلال در دهانم گذاشتی، ممنونت هستم. روضه لب تشنه؛ روضه بدن ارباً ارباً؛ روضه وداع؛ روضه گودال؛ روضه در؛ روضه پهلو؛ روضه سر بریده. همیشه آرزو داشتم این روضهها همه به سرم بیایند خدا کند. یعنی میشود؟ رسیدن به سن 30 سال، بعد از آقا علی اکبر(ع) برایم ننگ است. تن و بدن سالم داشتن بعد از آقا علی اکبر(ع)؛ اصلاً نمیتوانم تصور کنم. فرق سالم را بعد از آقا علی اکبر(ع) نمیخواهم.
چقدر خوب میشد سر در بدنم نداشته باشم. چقدر جالب و رؤیایی و زیباست وقتی ارباب میآیند بالای سرم. تن ِ تکهتکهام برایشان آشنا باشد و با دیدن شباهتهای بدن من و شهزاده علی اکبر(ع) کمی از آن غم و غصه بدن ارباً ارباً تسلی پیدا کند. خدایا نگذار آرزو به دل بمیرم.
بابا، مامان، سرتان را جلوی ارباب و بیبی لیلا بالا بگیرید. هزار تا مثل من نه که کل دنیا فدای یک نگاه ارباب به گل روی آقا علیاکبر(ع). اینجوری تازه کمی شما شبیه اهل بیت(ع) شدید همهتان. برایتان از خدا اجر جزیل و صبر جمیل میخواهم. یاعلی اکبر(ع).. سلام من را به همه آشنا و همسایهها برسانید.
جمعه 01 آبان 1394 :: 14:05 :: نويسنده : aminataie شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
چون شود فردا می روم میدان می شوم اندر خاک و خون غلطان
از غم مکن شیون بپا زینب ای زینب با ناله و شور و نوا زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
می سپارم من بر تو این طفلان کن نگهداری خواهر از ایشان
اطفال را دست شما زینب ای زینی دادم تو را دست خدا زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
سیر بنگر بر این رخ گلگون چون شود فردا غرق اندر خون
دیگر نمی بینی مرا زینب ای زینب رأسم کنند بر نیزه ها زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
چون مهیا بر این جهادم من سر به فرمان حق نهادم من
این سرزمین نینوا است زینب ای زینب باید نمایم جان فدا زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
می شوم کشته با همه یاران جسمها پر خون بی کفن عریان
از ما نماند کس بجا زینب ای زینب جز عابدین در خیمه ها زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
یک وصیت ای مهربان دارم کشته چون گشتم خواهر زارم
ازخیمه گه بیرون میا زینب ای زینب کن صبر و طاقت در بلا زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
شیر زن خواهر عصمت صغری خورده ای شیر از سینه ی زهرا
ای مهربان ای با وفا زینب ای زینب خواهر مرا یاری نما زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
صبر کن منما ناله و زاری صبر کن منما ناله و زاری
مخراش صورت در عزا زینب ای زینب در نزد قوم بی حیا زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
شد شب هجران خواهر نالان کم نما افغان با دل سوزان
فردا به دشت کربلا زینب ای زینب گردد سرم از تن جدا زینب ای زینب
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|